احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
احسان رضایی 1
<unknown>
🔉 مدرسه صوتی داستان

👤 احسان رضایی
📖 نسبت رسانه با داستان


▶️ بخش اول
@adabiatirani
Audio
🔉 مدرسه صوتی داستان

👤 احسان رضایی
📖 نسبت رسانه با داستان

▶️ بخش دوم
@adabiatirani
Audio
🔉 مدرسه صوتی داستان

👤 احسان رضایی
📖 نسبت رسانه با داستان

▶️ بخش سوم
@adabiatirani
📊 هر کتاب چقدر آب می‌خورد؟ طبق گزارش ایبنا قیمت کتاب در فاصله سالهای ۹۶ تا ۹۸ دوبرابر شد. یعنی قیمت متوسط یک کتاب به ۳۴هزار و ۴۰۶ تومان و ۸ ریال رسید. این عدد، تقسیم بر میانگین تعداد صفحات کتابها می‌شود هزینۀ تولید کتاب: ۲۲۸ تومان و ۶ ریال برای هر صفحه. این رقم البته برای انواع مختلف کتاب متفاوت است: برای کتابهای ادبیات، میانگین هر صفحه ۱۵۹ تومان است. کتاب دینی صفحه‌ای ۱۲۲ تومان، کتاب تاریخی هر صفحه ۱۳۹ تومان، کمک‌درسی صفحه‌ای ۲۰۱ تومان، کتاب هنری صفحه‌ای ۲۵۲ تومان و کتاب کودک متوسط هر صفحه ۴۶۷ تومان درمی‌آید @ehsanname
📖 احسان رضایی: زنده‌یاد آذریزدی ماجرایش را در کتاب «حکایت پیر قصه‌گو» تعریف کرده است. در صفحات ۱۴۲ تا ۱۴۴ این کتاب که یک مصاحبۀ بلند با مهدی آذریزدی درباره زندگی و آثارش است می‌خوانیم که قرارداد آذریزدی با امیرکبیر برای مجموعه «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب»، ۱۰ جلد بازنویسی قصه‌های کهن بوده که حق‌التألیف هر جلد هم ۲۰۰۰ تومان می‌شده.

آن زمان، آذریزدی در انتشارات امیرکبیر کار می‌کرد. اما سر انتشار جلد پنجم یا قصه‌های قرآن، بین او و امیرکبیر اختلافاتی پیش آمده که آذریزدی از آنجا بیرون می‌زند و می‌خواسته این کتاب را هم به امیرکبیر ندهد. اصل اختلاف سر این بود که آذریزدی حس می‌کرده قدرش را نمی‌دانند. از طرفی آن روزها او با مجموعه «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» هم حسابی شناخته شده بود. کمیسیون ملی یونسکو در ۱۳۴۳ جلد سوم این مجموعه (قصه‌های سندبادنامه و قابوسنامه) را به عنوان کتاب سال انتخاب کرده بود. سال ۱۳۴۴ هم شورای کتاب کودک جلد چهارم (قصه‌های مثنوی) را به عنوان برگزیده سال شناخته بود. با این وضعیت، وقتی آذریزدی در بهمن ۱۳۴۵ «قصه‌های قرآن» را بعد از یک سال کار آماده کرد، نمی‌خواست کتاب را به امیرکبیر بدهد.

خودش تعریف می‌کند که عبدالرحیم جعفری، مدیر امیرکبیر کسانی را پیش او می‌فرستاده و به او قرارداد را یادآوری می‌کرده. آذریزدی هم جواب می‌داده: «نه، قصه‌های قرآن مربوط به این قرارداد نیست. در قرارداد ما آمده که من باید قصه‌ها را از منابع ایرانی انتخاب کنم و بنویسم. قرآن که جزو منابع ایرانی نیست!» جعفری هم یادآوری می‌کرده که از تفسیرهای قرآن که ایرانی هستند استفاده کرده‌ای!

عاقبت محمد بهرامی، نقاش معروف که تصویرساز دو جلد اول این مجموعه هم هست، وساطت می‌کند و قرار می‌شود برای این کتاب چیزی به قرارداد اضافه کنند و این‌طوری، برای این یک اثر به‌جای حق‌التألیف ۲۰۰۰ تومانی، امیرکبیر ۱۵هزار تومان پرداخت می‌کند: «آن زمان قوطی کبریت یک ریال بود و روزنامه دو ریال. دلار چهار تومان بود. آقای جعفری قبول کرد ۱۵‌هزار تومان بدهد تا قصه‌های قرآن جزو این مجموعه باشد. البته می‌دانست که این کتاب کار خوب و مرغوبی است.» (یعنی ۳۷۵۰ دلار حق‌التألیف، تقریباً ۵۶میلیون و ۲۵۰هزار تومان امروز)

اما چرا کتاب «قصه‌های قرآن» مهدی آذریزدی، کتاب خوبی است؟ شاید بهترین جواب برای این کتاب، یادداشت خود او در انتهای این اثر با عنوان «چند کلمه با بزرگ‌ها» باشد. آنجا آذریزدی هم تسلطش بر موضوع را نشان می‌دهد و مثلاً تعدادی از تفاوت‌های داستان‌های پیامبران در قرآن با «عهد عتیق» را نشان می‌دهد و هم به اختلاف روایت‌ها در مورد بعضی از قصه‌ها می‌پردازد. بعلاوه می‌گوید اگر در بازنویسی داستان‌های دیگر مجموعه «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» دستش برای داستان‌پردازی باز بوده، اما در این کتاب نهایت دقت را در نقل داستان‌ها و امانتداری نسبت به اصل قرآن و تفاسیرش انجام داده است. منابع آذریزدی برای نگارش ۱۸ داستان کتابش، «قصص قرآن با فرهنگ قصص» تألیف سید صدرالدین بلاغی، «اعلام قرآن» تألیف دکتر محمد خزائلی، «حیات‌القلوب» علامه مجلسی، «قصص شگفت‌انگیز قرآن» تألیف قاضی زاهدی گلپایگانی، «تاریخ انبیا» تألیف حسین عمادزاده اصفهانی و کتاب کهن «قصص‌الانبیا» ابواسحاق ابراهیم بن خلف نیشابوری است که حبیب یغمایی آن را تصحیح کرده است. این دامنه تحقیق گسترده در کنار اصرار آذریزدی بر درست‌نویسی و ساده‌نویسی، اثر او را به کاری خواندنی تبدیل کرده است. فقط آمارها برای نشان دادن میزان موفقیت این اثر کافی است. از زمان انتشار این کتاب تاکنون، ۶۸ نوبت تجدید چاپ شده و نزدیک به ۳۰۰هزار نسخه فروش رفته است.

حرف را با نقل خاطره‌ای از این کتاب شروع کردیم. با یک خاطره دیگر هم به پایان ببریم. در سال ۱۳۴۷ جلدهای چهارم و پنجم «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» برنده جایزه سلطنتی کتاب سال شد. اما آذریزدی برای گرفتن این جایزه نرفت. عبدالرحیم جعفری، رئیس امیرکبیر در کتاب خاطراتش با نام «در جست‌وجوی صبح» (جلد دوم، صفحه ۷۶۰) ماجرا را این‌طوری تعریف کرده: «آقای آذریزدی باید لباس فراک می‌پوشید و به دربار می‌رفت تا از شاه جایزه بگیرد ولی جداً از این کار خودداری کرد، می‌گفت نمی‌توانم لباس فراک بپوشم، بچه‌های محله‌ام مسخره‌ام می‌کنند، نه لباس فراک می‌پوشم و نه به دربار می‌آیم و نه جایزه می‌خواهم. بالاخره هم به دربار نرفت و جایزه را که ۲۰۰۰ تومان بود بعداً برایش فرستادند.»
@ehsanname
📌بخشی از مطلب روزنامۀ جام‌جم ۷ اردیبهشت ۹۹
Forwarded from ویراستار (Hossein Javid)
تصویری که می‌بینید تصویر کتاب‌هایی است که دوستی، بدون سروصدا، با عنوان «نذر دانایی» به‌زیبایی بسته‌بندی می‌کند و در پاکت‌هایی مزین به اشعار حافظ به دست کسانی می‌رساند که مشتاق خواندن هستند. این‌طور هم نیست که کتاب‌ها با سویه‌گیری خاصی انتخاب شوند؛ همه‌ی کتاب‌ها آثار خواندنی و خوب بازار از ناشران معتبرند.
بیش باد چنین ایده‌های درخشانی!
نذرشان قبول.
@Virastaar
🔺علی رمضانی پاجی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ مازندران در اینستاگرامش خبر از کشف اتفاقی آثار باستانی دورۀ اشکانی داده. این کشف به خاطر فوت یکی از اهالی روستای پاجی، از بخش دودانگه شهرستان ساری، به خاطر کرونا بوده که وقتی برای او قبری عمیق‌تر از معمول حفر کرده‌اند، یک گور باستانی کشف شده که بخشی از آثار درون آن را هم بیل مکانیکی تخریب کرده. از روی نوع ساخت دشنه و شمشیر و تیر سه‌پر، احتمال می رود این قبر مربوط به یک سرباز اشکانی باشد که از دندان‌هایش پیداست حدود ۳۰ تا ۳۵ساله بوده @ehsanname
🔹بعضی از نویسنده‌ها هم هستند که در مصاحبه‌ها یا جلسات نقد می‌گویند شخصیت‌ها خودشان را به نویسنده تحمیل کرده‌اند یا فلان صحنه را خود کاراکترهای داستان رقم زده‌اند و از این حرفها. نتایج یک تحقیق جدید که در گاردین منتشر شده نشان می‌دهد لازم نیست با کسانی که چنین ادعایی می‌کنند برخورد فیزیکی کنید، یک نفس عمیق بکشید و آرام باشید، واقعاً خیلی از نویسنده‌ها با شخصیتهای داستانشان حرف می‌زنند!
محققان دانشگاه دورام در انگلستان با همکاری روزنامه گاردین و جشنواره بین‌المللی کتاب ادینبورگ، ۱۸۱ نویسنده را که در سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ در این فستیوال حضور داشتند مورد مطالعه و بررسی قرار دادند. ۶۳ درصد از این نویسندگان گفتند که در حین نوشتن، صدای شخصیت‌های رمان‌هایشان را می‌شنوند و ۶۱ درصد دیگر نیز گفتند که شخصیت‌های آثارشان توانایی‌اش را دارند که مستقل عمل ‌کنند. ۵۶ درصد از نویسنده‌ها تجربه‌‌های بصری و حسی دیگری از شخصیت‌های آثارشان موقع نوشتن داشته‌اند و یک ‌پنجم هم گفته‌اند این احساس را داشته‌اند که آدم‌های رمانشان فضای فیزیکی را اشغال کرده‌ و ۱۵ درصد هم از این‌که می‌توانند با مخلوقات خود وارد مکالمه شوند صحبت کرده بودند. (ترجمه از ایبنا)
@ehsanname
📸 صحنۀ گفتگوی ابنزر اسکروچ، شخصیت داستانی معروف چارلز دیکنز، نویسنده‌اش در فیلم «مردی که کریسمس را اختراع کرد» (۲۰۱۷)
🗞ویدیو حافظ‌خوانی امیلیا کلارک، بازیگر معروف در روزهای گذشته زیاد دیده شد. اما شعر این ویدیو که خانم بازیگر در اینستاگرام خود و برای تشویق به شعر خواندن در ایام قرنطینه منتشر کرده واقعاً از حافظ نیست. این شعر سرودۀ دنیل لادینسکی، شاعر آمریکایی است (و از کتاب I Heard God Laughing) که مدعی است شبی حافظ را به خواب دیده که مقداری از اشعارش را به او سپرده تا ببرد منتشر کند. گزارش روزنامه «هفت صبح» از ماجرا را بخوانید و اگر خواستید، خودتان هم متن آن اشعار را با غزلیات حافظ مقایسه کنید:
One day the sun admitted,
I am just a shadow.
I wish I could show you
The Infinite Incandescence
That has cast my brilliant image!

I wish I could show you,
When you are lonely or in darkness,
The astonishing Light
Of your own Being!

▶️ @ehsanname
📝 احسان رضایی: روز ۱۲ اردیبهشت به نام معلم‌هاست. در ادبیات ما، معلم‌های معروفی هستند. از شمس تبریزی بگیرید تا «مدیر مدرسه» جلال آل‌احمد. در ادبیات جهان هم معلم‌های معروف و ایضاً محبوب زیاد هستند. سال ۲۰۱۴، هفته‌نامه آموزشی معروف TES از ۱۲۰۰ معلم انگلیسی نظرسنجی کرد تا محبوب‌ترین معلم دنیای ادبیات و سینما را معرفی کنند. طبیعتاً نتایج بیشتر در حول و حوش آثار ادبی و هنری انگلیسی‌زبان بود، اما باز هم اسم‌های جالبی مطرح شده. در این نظرسنجی پروفسور آلبوس دامبلدور، با اختلاف، نفر اول شد. استاد درس جادوی تغییر شکل در مدرسۀ هاگوارتز که می‌توانست با بذله‌گویی و شکلاتهای توی جیبش، از پسربچه‌های ترسو و مردنی، یک ارتش بسازد. از بین بقیۀ معلم‌های هاگوارتز، مینروا مک‌گونگال و سوروس اسنیپ (رتبه ۳و۷) هم در فهرست ۱۰تای اول بودند. معلم‌های رمان «ماتیلدا» رولد دال، خانم هانی (رتبه ۲) و خانم ترانچبال (رتبه ۲۰) هم پرطرفدار بودند. حضور خانم هانی که طبیعی است چون رابطۀ خیلی خوبی با دانش‌آموزهایش داشت و مثلاً وقتی دید ماتیلدا درس را بلد است به او گفت هر کتابی دوست دارد با خودش بیاورد و سر کلاس بخواند، اما حضور مدیر فوق‌العاده سختگیر مدرسه، خانم ترانچبال که مال و اموال خانم هانی را هم بالا کشیده، جالب است. یک چهرۀ معروف دیگر در این فهرست، جان کیتینگ «انجمن شاعران مرده» است که رتبۀ چهارم را دارد. معلمی که به داشن‌آموزهایش یاد می‌داد دنیا را جور دیگر ببینند و دم را غنیمت بشمارند. از دیگر چهره‌های ادبی این فهرست، یکی خانم برودی از «بهار زندگی دوشیزه جین برودی» موریل اسپارک (رتبه ۶) است، یکی هم آقای چیپس از «خداحافظ آقای چیپس» نوشته جیمز هیلتون (رتبه ۸). این دومی معلم سختگیری است که بعد از ازدواجش به یکی از معلم‌های همراه با دانش‌آموزها تبدیل می‌شود. آن شرلی که در بزرگسالی شغل معلمی را انتخاب کرد و جین ایر که معلم سرخانه بود هم در این فهرست هستند (رتبه‌های ۱۳ و ۱۵). جالب است که در بین رتبه‌های اول، معلم‌های ادبیات بیشتر از معلم‌های دنیای فیلم و سریال هستند (در ۱۰تای اول فقط دو چهرۀ سینمایی هست). از اسم‌های جالب فهرست، مرلین جادوگر، معلم شاه آرتور (رتبه ۲۵) و والتر وایت، معلم شیمی سریال «بریکینگ بد» است که جزو ۱۰تای اول هم هست.
@ehsanname
📌این مطلب، همراه با اطلاعات دیگری دربارۀ داستان‌های مدرسه‌ای و نویسندگانی که معلم بودند در روزنامه «جام جم» منتشر شده است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚می‌گویند کتاب پنجره‌ای است به دنیای دیگر برای فرار از زندگی واقعی و استراحت دادن به ذهن. اما این ویدیو کوتاه به شما می‌گوید کتاب، از این هم بیشتر است. خواندن کتاب، آن هم اثار داستانی ممکن است دیدگاه شما نسبت به زندگی را عوض کند، فرهنگ جامعه را بسازد و واقعیت را تغییر دهد. @ehsanname

ترجمه و زیرنویس از @DailyTED1
احسان‌نامه
💵 پردرآمدترین نویسندگان سال ۲۰۱۸ و نقش ترامپ @ehsanname مجله Forbes برای بیستمین سال فهرست پردرآمدترین نویسندگان سال را اعلام کرد و جیمز پترسون، برای دهمین بار در صدر این فهرست قرار گرفت. جیمز پترسون که امسال رمان «رئیس‌جمهور گم شده است» را بطور مشترک با بیل…
💵 پردرآمدترین نویسندگان سال ۲۰۱۹ چه کسانی هستند؟
@ehsanname
معمولاً پدر و مادرها فرزندشان را از رفتن به سمت ادبیات و «اینجور قرطی‌بازی‌ها» برحذر می‌دارند، به این امید که آیندۀ بچه‌ها بهتر شود. اما علاقمندان به نویسندگی خوب است فهرست سالانۀ مجله Forbes از پردرآمدترین نویسندگان سال را به والدین نشان دهند. فهرستی که امسال برای برای بیست و یکمین سال پیاپی اعلام شد و در آن جی. کی. رولینگ با ۹۲ میلیون دلار درآمد صدرنشین است. ۹۲ میلیون دلار سالانه، یعنی ۱۷۵ دلار برای هر دقیقه از شبانه‌روز. رولینگ امسال فقط نمایش «هری پاتر و کودک نفرین‌شده» را در برادوی داشت که در یک هفته ۲.۳ میلیون دلار فروخت. احتمالاً او حالا حالاها همین حوالی صدر جدول بماند، چون سه قسمت بعدی فیلم‌های سینمایی «جانوران شگفت‌انگیز و زیستگاه آنها» هم تا ۲۰۲۵ اکران خواهند شد. نفر دوم این فهرست، جیمز پترسون است که همچنان پرفروشترین نویسندۀ ایالات متحده است. اما نکتۀ اصلی فهرست امسال، موفقیت چشمگیر میشل اوباما است که فقط با یک کتاب خاطراتش «میشل اوباما شدن» به رتبۀ سوم رسیده است. این، یکی از بهترین رکوردها برای یک کتاب خاطرات است. این کتاب در ایران هم با ترجمه‌های ۹ ناشر مختلف به بازار آمد.
جف کینی با مجموعه «خاطرات یک بچه چلمن» و استیفن کینگ با داستان‌های ترسناکش، رتبه‌های بعدی این فهرست هستند. در مجموع ۵ نویسنده اول فهرست پردرآمدها سال گذشته ۱۸.۶ میلیون جلد کتاب چاپی ظرف یک سال در ایالات متحده فروخته‌اند.
رتبه‌های بعدی هم تقریباً چهره‌های همیشگی هستند: جان گریشام با رمان‌های حقوقی‌اش، دن براون با داستان‌های معمایی‌اش دربارۀ فرقه‌ها، نورا رابرتز با عاشقانه‌هایش، پائولا هاوکینز با «دختری در قطار»، دانیل استیل با داستان‌هایش دربارۀ خانواده‌های ثروتمند رو به زوال، ریک ریوردان با مجموعه اسطوره‌ای «پرسی جکسون».
یک نکتۀ جالب دیگر در این فهرست، حضور چشمگیر مخالفان ترامپ است: جی. کی. رولینگ و استیفن کینگ، فعالترین نویسندگان ضد ترامپ هستند. جیمز پترسون با بیل کلینتون، از حزب رقیب ترامپ رمان مشترک (با نام «رئیس‌جمهور گم شده است») نوشته و میشل اوباما هم که دیگر نیازی به توضیح ندارد.
فهرست Forbes بر اساس فروش انواع کتاب چاپی، صوتی و الکترونیکی، درآمد اقتباس‌های سینمایی، تلویزیونی و نمایش‌های تئاتر محاسبه شده است. فهرست کامل را پایین ببینید:

💵 ۱- جی. کی. رولینگ با ۹۲ میلیون دلار
💰 ۲- جیمز پترسون با ۷۰ میلیون دلار
💵 ۳- میشل اوباما با ۳۶ میلیون دلار
💰 ۴- جف کینی با ۲۰ میلیون دلار
💵 ۵- استیفن کینگ با ۱۷ میلیون دلار
💰 ۶- جان گریشام و نورا رابرتز با ۱۴ میلیون دلار
💵 ۸- پائولا هاوکینز با ۱۳.۵ میلیون دلار
💰 ۹- ای. ال. جیمز با ۱۱.۵ میلیون دلار
💵 ۱۰- دانیل استیل و ریک ریوردان با ۱۱ میلیون دلار
@ehsanname

📚گزارش فهرست پردرآمدترین نویسندگان ۲۰۱۶ را اینجا، ۲۰۱۷ اینجا و ۲۰۱۸ اینجا می‌توانید بخوانید.
💵 پردرآمدترین نویسندگان پنج سال اخیر دنیا، طبق گزارش‌های سالانه Forbes. از این فهرست در ایران، جی. کی. رولینگ (با مجموعۀ هری پاتر)، دن براون (با ماجراهای رابرت لنگدان) و جف کینی (با «خاطرات یک بچه چلمن») پرفروش هستند @ehsanname
▪️دوستان یکی یکی دارند خبر درگذشت استاد نجف دریابندری، مترجم و نویسندۀ بزرگ را می‌دهند یا در مورد صحت و سقمش جویا می‌شوند. راستش را بخواهید، من اما باورم نمی‌شود. می‌دانم که مدتها مریض و در بستر بود، اما باز هم باورم نمی‌شود. دریابندری، با آن نگاه نافذ و نثر درخشان، از مظاهر زندگی در روزگار ما بود و زندگی، نمی‌میرد. «مرگ چنین خواجه نه کاری‌ست خُرد» @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️نجف دریابندری (۱ شهریور ۱۳۰۸ - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹)؛ مردی که با کتابهایش بزرگ شدیم @ehsanname
🔹بهترین یادبود برای هر ادیبی، خواندن آثارش است. در مورد استاد نجف دریابندری انتخاب از بین ترجمه‌های شاهکارش سخت است، اما اینجا یک بخش از ترجمۀ «وداع با اسلحه» ارنست همینگوی را انتخاب کردیم که برای انتهای فصل ۳۵ کتاب (صفحات ۳۲۹ تا ۳۳۲ چاپ جدید انتشارات نیلوفر) است. جایی که فردریک هنری، سرباز آمریکایی دیگر جنگ را دوست ندارد و از خدمت دررفته و آمده شهر پیش کاترین و حالا در هتل ساکن هستند و یک شب هم با کُنت گرفی، پیرمرد ۹۴ساله کَلبی‌مسلک ایتالیایی، بیلیارد بازی می‌کنند و گپ می‌زنند و در واقع یک‌جورهایی دارند خداحافظی می‌کنند.
@ehsanname
📖 «به نظر من این کتاب (موضوع صحبتهای قبلی) تحقیق خیلی خوبی در روحیات مردم طبقات متوسط انگلیس است.»
«من دربارۀ روح چیزی نمی‌دانم.»
«طفلک. هیچ‌کدام از ما چیزی دربارۀ روح نمی‌دانیم. شما مؤمن به خدا هستید؟»
«شب‌ها بله.»
کنت گرفی لبخند زد و لیوان را با انگشتهایش چرخاند. گفت: «من منتظر بودم همین‌طور که پا به سن می‌گذارم ایمانم بیشتر بشود، ولی مثل این که نشده. بسی جای تأسف است.»
پرسیدم: «شما میل دارین بعد از مرگ هم زنده باشین؟» و بلافاصله از ادای کلمۀ مرگ احساس حماقت کردم. ولی او به این کلمه اهمیتی نداد.
«بسته به کیفیت زندگی‌ست. این زندگی که خیلی شیرین است. من میل دارم عمر ابدی نصیبم بشود.» لبخند زد: «و تقریباً نصیبم شده!»
در صندلی‌های چرمی گود نشسته بودیم، نوشیدنی توی سطل یخ و لیوان‌هایمان روی میز میان ما بود.
«اگر شما آن‌قدر عمر کنید که به سن و سال من برسید، بسیاری از چیزها را عجیب خواهید دید.»
«شما هرگز پیر به نظر نمی‌رسین.»
«این جسم است که پیر شده. گاهی می‌ترسم که انگشتم مثل یک قلم گچ بشکند. و اما روح، نه پیرتر شده است و نه چندان عاقل‌تر.»
«شما عاقل هستین.»
«نخير. اشتباه بزرگ در همین است - در عقل پیران. پیران عاقل نمی‌شوند، محتاط می‌شوند.»
«شاید عقل همین باشه.»
«عقل محتاط چیز بسیار بی‌مزه‌ایست. برای شما چه چیزی بیش از هر چیز دیگر ارزش داره؟»
«کسی که دوستش دارم.»
«من هم همین‌طور. این عقل نیست. شما برای زندگی ارزش قائلید؟»
«بله.»
«من هم. چون که این تمام دارایی من است. به علاوه جشن‌های روز تولدم.» خندید: «شاید شما از من عاقل‌تر باشید. چون که جشن روز تولد نمی‌گیرید.»
از جا برخاست.
«امیدوارم که شما خیلی خوش‌بخت و خیلی سعادت‌مند و خیلی سالم باشید.»
«متشکرم. من هم امیدوارم که عمر ابدی نصیب شما بشه.»
«متشکرم. نصیب من شده. اگر یک وقتی شما مؤمن شدید و من مرده بودم، برای آمرزش من دعا کنید. من از چندتا از دوستانم خواهش کرده‌ام این کار را بکنند. من منتظر بودم که خودم مؤمن بشوم، ولی هنوز خبری نشده.»
به نظرم رسید که لبخند اندوهناکی زد، ولی نتوانستم تشخیص بدهم. چهره‌اش چنان پیر بود و چروکیده بود و لبخند آن‌قدر خط در چهره‌اش می‌انداخت که کیفیتش در آن گم می‌شد.
گفتم: «شاید من خیلی مؤمن بشم. به هرحال، برای شما دعا خواهم کرد.»
«من همیشه منتظر بودم که مؤمن بشوم. همه قوم و خویش‌های من در موقع مرگ بسیار مؤمن بودند. ولی مثل این که در مورد من خبری نشده.»
«هنوز خیلی زوده.»
«شاید هم خیلی دیره. شاید آن‌قدر عمر کرده‌ام که احساسات مذهبی از سرم گذشته.»
«احساسات مذهبی من که فقط شبها به سراغم می‌آن.»
«پس شما هم عاشق هستين. فراموش نکنید عشق یک احساس مذهبی‌ست.»
«شما این‌طور عقیده دارین؟»
«البته.» گامی به سوی میز برداشت. «خیلی لطف کردید که با من بازی کردید.»
«برای من خوش‌وقتی بزرگی بود.»
«با هم بالا می‌رویم.»
@ehsanname
🔻طراحی جلدهای قدیمی «وداع با اسلحه». آثار ردیف بالا (از راست) از مرتضی ممیز، بهزاد گلپایگانی و فوزی تهرانی است و طرح‌های ردیف پایین (وسط و راست) کارِ پرویز کلانتری و مجید اخوان.
Shaer To Ra
Hosein Monzavi
🎧 در یابود #حسین_منزوی و سالگرد درگذشتش (١٦ ارديبهشت) غزلی از او را با صدای خودش از آلبوم «شوکران نوش» بشنویم:
@ehsanname
شاعر تو را زین خیل بی‌دردان کسی نشناخت
تو مشکلی و هرگزت آسان، کسی نشناخت ...
همان که اومبرتو اکو گفت
✍️احسان رضایی: مستندی هست از اومبرتو اکو، فیلسوف ایتالیایی که بین کتابخوان‌های ایرانی هم به واسطۀ رمان‌هایش شهرت دارد. این آقای اکو به داشتن یک کتابخانۀ پر و پیمان معروف بود و در آن مستند هم دوربین زیاد لابه‌لای قفسه‌های متعدد خانه‌اش چرخ می‌زند که ردیف به ردیف کنار هم چیده شده‌اند و این حال و حکایت‌ها. از جمله، جایی هم هست که مصاحبه‌کننده می‌رود و نسخه‌های متعددی از چند کتاب را نشان می‌دهد که اکو چاپهای مختلف آن کتابها را در کتابخانه‌اش دارد و از او می‌پرسد نمی‌دانسته که این کتاب در چاپهای مختلف تفاوتی کرده و اکو توضیح می‌دهد که «نه، متنش فرقی نکرده» و طرف می‌پرسد پس چرا این‌همه چاپهای مختلفش را داری؟ و اکو خیلی ساده جواب می‌دهد: «چون دوستشان دارم» یا جای دیگری ترجمه‌های مختلف یک کتاب را کنار هم می‌بیند و می‌گوید نمی‌دانسته اکو فلان زبان، فرض کنید عربی، هم بلد است و اکو می‌گوید «نه، بلد نیستم» و باز همان سوال و همان جواب: «چون دوستشان دارم». اومبرتو اکو البته در کتاب‌بازی و کتاب‌دوستی از بزرگان و اقطاب بود، اما این را تعریف کردم که بگویم آن جملۀ «چون دوستشان دارم» را من هم درک می‌کنم که یعنی چی. در کتابخانۀ کوچک من، فقط چند کتاب است که چاپهای متفاوتی از آنها موجود است. کارهایی مثل شاهنامه، دیوان حافظ، رباعیات خیام، تاریخ بیهقی، ... آثاری هستند که تقریباً تمام تصحیح‌های مختلفشان را در کتابخانه دارم و با هم مقایسه می‌کنم. خب در این موارد هر کدام از چاپها نسبت به دیگری، کم و زیاد یا ویژگی و مزیتی دارند که باعث می‌شود در عمل، یک متن واحد نباشند و شبیه خاطرۀ آقای اکو از آب درنیایند. اما دو مورد دیگر هست که از یک متن واحد، چاپهای مختلف را نگه داشته‌ام: یکی «تاریخ فلسفۀ غرب» راسل و یکی هم «چنین کنند بزرگان» ویل کاپی. کتابهایی که هر دو، ترجمۀ استاد نجف دریابندری هستند. شاهکارهایی در فن ترجمه که اگر خود مولف می‌خواست به فارسی بنویسد هم شک دارم به این خوبی و شیرینی از آب درمی‌آمد. این هر دو کتاب، جزو بهترین‌های عمر من و بسیاری از هم‌نسلهایم است. در یکی طنز تاریخی به اوج رسیده و در دیگری، مطالب سخت فلسفی با زبانی شیوا و قابل فهم توضیح داده شده. اگر نجف دریابندری جز همین دو اثر را نداشت، برای نشان دادن عظمت کارش کافی بود. دو متن کاملاً متفاوت که با باقی آثار و رمان‌های ترجمه‌شده توسط آقای مترجم هم محتوایی متفاوت دارند و هم ترجمۀ تمامشان خواندنی است. با نثری سالم و روان و برگردانی متعهدانه. اصل احترام به مخاطب را، بیشتر از هر جای دیگری در آثار دریابندری و از جمله همین دو کتاب می‌شود دید. با مقدمه‌هایی کوتاه اما کاربردی و توضیحاتی که گاه و بیگاه در مورد انتخاب معادل برای لغات داده شده. برای همین است که آقای مترجم و کتابهایش این‌قدر دوست‌داشتنی هستند. به «چنین کنند بزرگان» از چاپ هشتم دو قطعه اضافه شد، اما «تاریخ فلسفۀ غرب» در چاپهای متعددش جز چند مورد ویرایش جزیی تغییر خاصی نکرده و فقط از چاپ ششم فهرست اعلام در انتهای کتاب آمد. «چنین کنند بزرگان» همیشه تک جلدی بود و فقط طرح جلد چاپهای مختلفش متفاوت است، اما «تاریخ فلسفۀ غرب» چاپهای چهار جلدی، سه جلدی، دو جلدی و تک جلدی دارد. من هر دوی این کتابها را با چاپهای مختلفشان در کتابخانه‌ام نگه می‌دارم و اگر کسی بپرسد چرا؟ همان جواب آقای اکو را می‌دهم: ««چون دوستشان دارم».

📌این مطلب در ویژه‌نامه روزنامه «اعتماد» برای یادبود نجف دریابندری منتشر شده است
@ehsanname
🔻طرح جلدهای دو چاپِ «چنین کنند بزرگان» هر دو اثرِ قباد شیوا
📸 تصویر روز: استاد نجف دریابندری در کنار همسرش فهمیه راستکار آرام گرفت. (ایسنا) مراسم خاکسپاری آقای مترجم، ظهر چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت و به اجبار شرایط همه‌گیری کرونا، بدون حضور علاقمندانش در بهشت سکینه کرج برگزار شد. @ehsanname
🔸اختتامیه جایزۀ هانس کریستین آندرسن ۲۰۲۰ با تاخیر و به شکل مجازی برگزار شد و ژاکلین وودسون، نویسندۀ آمریکایی، برندۀ این معتبرترین جایزه جهانی ادبیات کودک شد. فرهاد حسن‌زاده، نویسندۀ خوب کشورمان امسال هم مثل دورۀ قبل، یکی از نامزدهای نهاییِ این جایزه دوسالانه بود. تعدادی از آثار ژاکلین وودسون به فارسی ترجمه شده و می‌شود سطح آنها را با آثار حسن‌زاده مقایسه کرد که تفاوت چندانی ندارد. ولی برای دیده و برگزیده شدن یک اثر در سطح جهانی، کارهای دیگری هم لازم است: از حضور فعال در نمایشگاه‌ها و مجامع بین‌المللی تا توجه مستمر جامعه و رسانه‌های هر کشور به آن نویسنده و اثر... فعلاً تنها ایرانی برندۀ جایزه آندرسن یا «نوبل کوچک»، فرشید مثقالی در ۱۹۷۴ و بخش تصویرگری است @ehsanname