احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
Forwarded from احسان‌نامه
🗓۲۵ فروردین به نام شیخ عطار نامگذاری شده است. نمی‌دانم چرا این روز انتخاب شده. دکتر شفیعی کدکنی، از روی قراین و شواهد، تاریخ تولد عطار را ۶ شعبان ۵۵۳ قمری تعیین کرده و شهادت او در حملۀ مغول به نیشابور هم ۱۰ جمادی الثانی ۶۱۸ است که هیچ‌کدام مطابق ۲۵ فروردین نیست. اما به هر حال این یک روز را خوب است دربارۀ این معلم بزرگ حرف زد. عطار از معدود شاعرانی است که برای مخاطب خاص شعر نگفته و در آثارش برای مردم عادی حرف زده. شش کتاب دارد که به «سِتۀ عطار» معروفند: پنج دفتر شعر به اضافۀ «تذکره الاولیا». معروفترین اثرش «منطق الطیر» است. داستان گروهی از پرندگان که برای دیدن سیمرغ به سفری طولانی می‌روند. آن «هفت شهر عشق» که می‌گویند عطار، قبل از عبور ما از خم کوچه در آنها گشت، همین هفت وادی است که سی مرغ در «منطق الطیر» از آن می‌گذرند و می‌فهمند، سیمرغِ افسانه‌ای خودشان هستند/هستیم. در ادامه دربارۀ «منطق الطیر» و ماجراهای آن بخوانید.
@ehsanname
📕اغلب ما اگر کتاب «بینوایان» ویکتور هوگو را هم نخوانده باشیم، حتماً انیمیشن‌ها و فیلم‌ها و سریال‌هایی را که از روی این رمان معروف ساخته شده دیده‌ایم و کمابیش از داستان آن خبر داریم؛ ماجرای معروف دزدیده شدن ظروف نقرۀ کشیش به دست ژان والژان یا ستمگری‌های خانواده تناردیه نسبت به کوزت بیچاره یا سرسختی بازرس ژاور در تعقیب ژان والژان. اما جز این داستان‌های معروف، خود این کتاب هم داستان خاص و هیجان‌انگیزی برای انتشارش داشته. ماجرای چاپ این کتاب و قراردادی که برای آن امضا شده که جزو بهترین قراردادهای تاریخ نشر است را خانم لیلا نصیریها نوشته و مطلب زیر از اینستاگرام ایشان نقل می‌شود. اطلاعات این مطلب از کتاب «رمان قرن: ماجرای درخشان بینوایان» نوشته دیوید بِلز گرفته شده و مطلبی که نینا مارتیریز در «پاریس ریویو» درباره این کتاب نوشته است.
@ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
📖 امروز، ۱۷ آوریل روز درگذشت گابریل گارسیا مارکز، نویسندۀ معروف است. مارکز در ایران چنان مشهور و پرطرفدار است که هنوز هم ناشرها آثار او را با ترجمه‌های جدید منتشر کنند. اما بین این همه رمان مارکز، با این همه ترجمه، مارکزخواندن را از کجا شروع کنیم؟ اینجا پیشنهادهایی برای مارکزخوانی و ترتیب خواندن آثار او از آسان به سخت را بخوانید:
@ehsanname
🗓روز اول اردیبهشت به نام شاعرِ شاعران، سعدی است. معمولاً وقتی اساتید فن از سعدی حرف می‌زنند از شعر و هنر او می‌گویند. فوقش گاهی در مورد اطلاعات زندگی او و اینکه از فلان بیت می‌شود فهمید که سعدی چه کار کرده و چند سالش بوده یا نه. اما یک چیز مهم در مورد سعدی که معمولاً یادمان می‌رود، این است که سعدی این اشعار مثل قند خودش را در یکی از سختترین دورا‌نهای حیات ملت ایران سروده است. سعدی در عصر پرآشوب حملۀ مغول زندگی می‌کرد. عصری پر از خشونت. جایی در ابتدای باب پنجم از «بوستان» سعدی دربارۀ یک دوست اصفهانی‌اش می‌گوید که «جنگاور و شوخ و عیار» بوده و «نه در مردی او را نه در مردمی/ دوم در جهان کس شنید آدمی» و خلاصه خیلی کارش درست بوده. سعدی می‌گوید وقتی بعد از یک مدت بیخبری رفیقش را دوباره دیده، دیده تمام موی سرش سفید شده: «چو کوه سفیدش سر از برف موی/ دوان آبش از برفِ پیری به روی». سعدی علت را می‌پرسد و جوان می‌گوید «جنگِ تَتَر» او را به این روز انداخته و بعد سعدی تصویری هولناک از ایلغار مغول‌ها (احتمالاً جنگ رمضان ۶۲۵ در حوالی اصفهان) به دست می‌دهد. منظور اینکه سعدی با چنین وحشت دایمی روزگار می‌گذرانده و احتمالاً بسیاری از سفرهای متعددش برای دور شدن از جنگ بوده. اما چیزی که سعدی در آن زمانۀ عسرت به دست داده، اصلا شباهتی به دورانش ندارد. سعدی کتاب «گلستان» را دقیقاً در سال ۶۵۶ نوشت، همان سالی که بغداد، شهر عاشقی و جوانیِ او به دست مغول سوخت و سعدی معتقد بود که «آسمان را حق بُوَد گر خون بگرید بر زمین». سعدی در چنین حالی، در ستایش عشق و زیبایی و خوبی نوشته است. همان طور که دیگر شاعر بزرگ ما، حافظ هم درست همزمان با وقتی که تیمور داشت از سرهای کشتگان مناره می‌ساخت، آن غزلیات شاهکار را سرود. در روزهای سخت، پیش می‌آید که به سعدی و حافظ هم فکر کنم. به آن ذهن‌های روشنی که در سخت‌ترین لحظات هم باور داشتند که «زندگی زیباست»./ احسان رضایی
@ehsanname
📚کدام چاپ سعدی را بخریم؟
سعدی، به اندازۀ حافظ تصحیح‌های مختلف و متنوع ندارد. ولی انتخاب از بین همین چند تصحیح موجود هم کار دشواری است که خیلی وقتها مخاطبان را گیج می‌کند. دوست عزیز، دکتر رضا ضیاء در اینجا توضیحات مفیدی دربارۀ انواع چاپهای آثار سعدی داده است. مطلب را به نقل از کانال «اوراق پریشان» @oragheparishan بخوانید:

✍️محمدرضا ضیاء: اوّلین قدم برای ارتباط با متون کهن، اینست که یک چاپ معتبر از آنها در دست داشته باشیم. یعنی اوّل از همه مطمئن باشیم که اینهایی که در این متن آمده، از شاعر یا نویسندۀ مزبور هست یا نه. مثلاً اکثرِ قریب به اتّفاقِ اشعاری که به خیام و باباطاهر و ابوسعید نسبت می‌دهند، از ایشان نیست.
دربارۀ سعدی هم باید گفت متأسفانه با وجودِ این همه هیاهو و سروصدایی که برای شیخ راه انداخته‌ایم، هنوز یک متنِ درجه اوّل و دقیق از او در دست نداریم و هرکدام از چاپ‌ها اشکالاتی دارند. البته اوضاع کلیّات سعدی مثلِ ابوسعید و اینها نیست، ولی هنوز هم مقداری شعر الحاقی از شعرایِ دیگر در دیوان او موجود است و از طرفی ضبطِ برخی اشعار سعدی غلط است و دچار تحریف شده.

📘کلیّات سعدی: کلیّات، آن است که همۀ آثارِ سعدی را در خود دارد. یعنی در یک کتاب هم بوستان و گلستان هست، هم غزلیات و قصائد و رباعیات و مفردات و رسائلِ نثر (که البته بعضی از این رساله‌ها قطعاً از سعدی نیست). اگر می‌خواهید یک کلیّات سعدی خوب بخرید، چند گزینه هست. یکی همان تصحیح مرحوم محمدعلی فروغی است. البته چاپِ اصلی این اثر را امروز از انتشارات امیرکبیر می‌توانید بخرید (چاپ‌های انتشارات ققنوس و هرمس هم خوب است). بهاءالدّین خرمشاهی، همین تصحیح را با رفع مقداری از اغلاط و افزودنِ چند فهرستِ کارآمد و مقداری توضیحات (انتشارات دوستان) به چاپ رساند، که در مجموع بهتر از چاپ فروغی‌ست.
این را هم بگویم که اگر به دنبالِ هزلیات سعدی می‌گردید، بدانید که چاپ و عدمِ چاپِ این بخش ربطی به سانسور و انقلاب ندارد. یعنی پیش از انقلاب هم مرحوم فروغی آن را مناسب تشخیص نداد و حتی گفت که نسبت دادنِ اینها به سعدی قبیح است و از چاپِ آن سر باز زد. البته اگر از بنده بپرسید، عرض می‌کنم که هزلیات، قطعاً از شیخ شیراز صادر شده و قوّتی که در برخی از این اشعار هست، نشان می‌دهد که کارِ احدی جز او نمی‌تواند باشد. متأسّفانه این رویه در دیگر تصحیح‌های کلیّات هم ادامه یافت و از چاپ‌های در دسترس، این بخش فقط در چاپِ انتشارات زوّار هست.
کلیات سعدی دیگری هم دکتر حسن انوری (نشر قطره) منتشر ساخته است که یکی از محاسنش دارا بودن کشف‌الابیات همۀ اشعارست. دکتر مظاهر مصفّا هم کلیات سعدی دارد (انتشارات روزنه) که از نظر ظاهری بسیار شکیل و خوش‌دست است، معنی کلماتِ دشوار نیز در پایین متن آمده. بعضی ورژن‌هایِ این چاپ فهرست دارد و بعضی فاقد فهرست است، اگر فهرست‌ها برایتان مهم است، در هنگام خرید به این نکته دقّت کنید. (این کتاب «از روی نسخۀ تصحیح شدۀ انجمن فارس» چاپ شده و شاید نتوان آن را یک تصحیح مستقل دانست) هیچ یک از چاپ‌های بالا دارای توضیحات اشعار نیست. (مگر در موارد معدودی که گفته شد).


📗غزلیات سعدی: همان‌‌گونه که گفتیم، کلیات سعدی شاملِ غزلیات هم هست، ولی اگر می‌خواهید غزل‌ها را به صورتِ جداگانه داشته باشید، چند گزینه در اختیار دارید: غزل‌های سعدی، به تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی (انتشارات سخن) که چند فهرست سودمند هم ضمیمۀ خود دارد. غزلیات سعدی به تصحیح حبیب یغمایی نیز سال‌ها نایاب بود و مدّتی پیش پژوهشگاه علوم انسانی آن را منتشر ساخت. این چاپ، یکی از تصحیح‌های خوب و مغفول غزلیات است، البته اشکالِ عمدۀ این چاپ فهرست‌های متعدد و به درنخورِ آن است که پرداختن به آن مجالی جداگانه می‌طلبد. اگر هم غزلیاتی با شرح و توضیح و معنی کلمات می‌خواهید، در درجۀ اوّل «شرح غزلیات سعدی» خانم فرح نیازکار مناسب است (انتشارات هرمس). مرحوم خطیب‌رهبر هم غزلیات سعدی را شرح کرده که شهرتی تمام دارد (انتشارات صفی‌علی شاه). نیز مرحوم برگ‌نیسی غزلیات را شرح نموده (انتشارات فکر روز)، ولی گویا چندان در بازار یافت می‌نشود!

📕بوستان و گلستان: مشهورترین چاپ این دو کتاب، تصحیح مرحوم دکتر یوسفی است (انتشارات خوارزمی). این را هم بگویم که با وجودِ شهرتِ فراوان، این تصحیح، صورتِ نهایی‌ نیست و هنوز هم این دو کتاب از تصحیح و شرح بی‌نیاز نیست. اگر می‌خواهید توضیحاتِ عباراتِ گلستان همان پای صفحه درج شده باشد، شرحِ گلستانِ خطیب‌رهبر (انتشارات صفی‌علی‌شاه) را توصیه می‌کنم که با فونت درشت چاپ شده و برای چشم‌های ضعیف آسان‌خوان‌ترست. مرحوم محمد خزائلی هم شرح مشهوری بر گلستان دارد که در جایِ خود بسیار سودمند است. استاد جویا جهانبخش هم گزیدۀ گلستان را شرح کرده که در قطع جیبی و همراه با فایل صوتی به وسیلۀ نشر معین منتشر شده.
@ehsanname
🎬فیلم «پدر» فلوریان زِلِر، برندۀ اسکار ۲۰۲۱ بهترین فیلمنامه اقتباسی شد. این فیلم از روی نمایشنامه‌ای با همین نام نوشتۀ زلر فرانسوی (۲۰۱۲) ساخته شده. ماجرای پدری مبتلا به بیماری آلزایمر و عوارض فراموشی. نمایشنامه «پدر» که به عنوان‌ تحسین‌شده‌ترین نمایشنامۀ قرن بیست و یکم شناخته می‌شود، سال ۹۶ به فارسی ترجمه شده. از زلر، نمایشنامه‌های «او منتظرت است»، «پدر»، «دروغ»، «مادر»، «یک ساعت آرامش» (انتشارات علمی و فرهنگی)، « آن سوی آینه»، «اگر بمیری ...»، «مادر» (نشر نی)، «پسر» (نشر قطره) و«فراز طوفان» (انتشارات پیام چارسو) در بازار کتاب ما پیدا می‌شود @ehsanname
📸 درحالی که تعطیلی کتابفروشی‌ها به سومین هفته رسیده، دستفروش‌های کتاب و فروشندگان کتابهای افستی همچنان مشغول فروش هستند؛ آسیب مضاعفی بر پیکر نشر - راسته کتابفروشی‌های انقلاب، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۹۹ @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🗓خانم سیمین دانشور، صد سال پیش در چنین روزی (۸ اردیبهشت ۱۳۰۰) زاده شد. زنی که تمام زندگی‌اش صرف اثبات توانایی زنان ایرانی در حوزه ادبیات شد. دانشور اولین دکترای زن ادبیات فارسی (در ۱۳۲۸) بود و برخلاف همدوره‌هایش که بیشتر به کار تصحیح متون ادبی پرداختند، او به کار نوشتن و ترجمه داستان روی آورد. معروفترین اثرش، رمان «سووشون» (چاپ اول ۱۳۴۸) که جزو موفق‌ترین‌هاست. از این رمان بیشتر از ۵۰۰هزار نسخه از آن فروش رفته و به ۱۰ زبان مختلف ترجمه شده. مستند کوتاهی دربارۀ «سووشون» و خانم دانشور ببینید، ساختۀ حسین جباری، با متن و اجرای احسان رضایی @ehsanname
🔹 #تبلیغات_کتاب قدیمی: آگهی انتشار «بوف کور»، روزنامۀ ایران، یکشنبه ۵ مهرماه ۱۳۲۱. (منبع +) توضیح این‌که انتشار آثار صادق هدایت در ایران از نیمۀ دوم سلطنت رضاشاه ممنوع بود و «بوف کور» ابتدا (۱۳۱۵) در هندوستان منتشر شد تا اینکه بعداً روزنامه ایران این کتاب را به صورت پاورقی منتشر کرد. مدیر روزنامه ایران در این دوره زین‌العابدین رهنما بود که رمان‌های زیادی مثل «گوژپشت نوتردام» هوگو، «شوالیه دو مزن روژ» دوما و «یهودی سرگردان» اوژن سو را به شکل پاورقی در روزنامه ترجمه و نشر کرد @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هایکو از ساده‌ترین و وارسته‌ترین سبکهای شعر در جهان است که از ژاپن به دنیا معرفی شد و در شکل سنتی به ستایش فصل‌ها و لحظه‌ها می‌پردازد.
این ویدیو به معرفی مشهورترین شاعر هایکو، ماتسو باشو راهب بودایی مکتب ذن می پردازد..

#ادبیات
#مدرسه_زندگي

ترجمه و‌صدا: ایمان فانی
@persianschooloflife
Forwarded from احسان‌نامه
📝 احسان رضایی: روز ۱۲ اردیبهشت به نام معلم‌هاست. در ادبیات ما، معلم‌های معروفی هستند. از شمس تبریزی بگیرید تا «مدیر مدرسه» جلال آل‌احمد. در ادبیات جهان هم معلم‌های معروف و ایضاً محبوب زیاد هستند. سال ۲۰۱۴، هفته‌نامه آموزشی معروف TES از ۱۲۰۰ معلم انگلیسی نظرسنجی کرد تا محبوب‌ترین معلم دنیای ادبیات و سینما را معرفی کنند. طبیعتاً نتایج بیشتر در حول و حوش آثار ادبی و هنری انگلیسی‌زبان بود، اما باز هم اسم‌های جالبی مطرح شده. در این نظرسنجی پروفسور آلبوس دامبلدور، با اختلاف، نفر اول شد. استاد درس جادوی تغییر شکل در مدرسۀ هاگوارتز که می‌توانست با بذله‌گویی و شکلاتهای توی جیبش، از پسربچه‌های ترسو و مردنی، یک ارتش بسازد. از بین بقیۀ معلم‌های هاگوارتز، مینروا مک‌گونگال و سوروس اسنیپ (رتبه ۳و۷) هم در فهرست ۱۰تای اول بودند. معلم‌های رمان «ماتیلدا» رولد دال، خانم هانی (رتبه ۲) و خانم ترانچبال (رتبه ۲۰) هم پرطرفدار بودند. حضور خانم هانی که طبیعی است چون رابطۀ خیلی خوبی با دانش‌آموزهایش داشت و مثلاً وقتی دید ماتیلدا درس را بلد است به او گفت هر کتابی دوست دارد با خودش بیاورد و سر کلاس بخواند، اما حضور مدیر فوق‌العاده سختگیر مدرسه، خانم ترانچبال که مال و اموال خانم هانی را هم بالا کشیده، جالب است. یک چهرۀ معروف دیگر در این فهرست، جان کیتینگ «انجمن شاعران مرده» است که رتبۀ چهارم را دارد. معلمی که به داشن‌آموزهایش یاد می‌داد دنیا را جور دیگر ببینند و دم را غنیمت بشمارند. از دیگر چهره‌های ادبی این فهرست، یکی خانم برودی از «بهار زندگی دوشیزه جین برودی» موریل اسپارک (رتبه ۶) است، یکی هم آقای چیپس از «خداحافظ آقای چیپس» نوشته جیمز هیلتون (رتبه ۸). این دومی معلم سختگیری است که بعد از ازدواجش به یکی از معلم‌های همراه با دانش‌آموزها تبدیل می‌شود. آن شرلی که در بزرگسالی شغل معلمی را انتخاب کرد و جین ایر که معلم سرخانه بود هم در این فهرست هستند (رتبه‌های ۱۳ و ۱۵). جالب است که در بین رتبه‌های اول، معلم‌های ادبیات بیشتر از معلم‌های دنیای فیلم و سریال هستند (در ۱۰تای اول فقط دو چهرۀ سینمایی هست). از اسم‌های جالب فهرست، مرلین جادوگر، معلم شاه آرتور (رتبه ۲۵) و والتر وایت، معلم شیمی سریال «بریکینگ بد» است که جزو ۱۰تای اول هم هست.
@ehsanname
📌این مطلب، همراه با اطلاعات دیگری دربارۀ داستان‌های مدرسه‌ای و نویسندگانی که معلم بودند در روزنامه «جام جم» منتشر شده است
◾️دربارۀ خودش گفته بود: «با این دل جوان/ من پیرم آن‌چنان که درختی از ارغوان/ در زیر برفِ مُهلکِ یک‌ریز آسمان/ در آخرِ زمان» منصور اوجی، چهار دهه بعد از این شعرش زیست، بارش یکریز آسمان را تاب آورد و دلش را جوان نگه داشت، تا امروز در ۸۴سالگی درگذشت.

منصور اوجی، این همشهری حافظ و سعدی، شاعر شیرینی بود. او را به شعرهای کوتاهش می‌شناسیم که طبیعت در آنها نقش عمده‌ای دارد. به علاوه در احیای قالب رباعی هم نقش مهمی داشت و دو دفتر «مرغ سحر» و ««حالی‌ست مرا»ی او، الهامبخش دیگران برای رفتن سراغ رباعی بود. اوجی شعری بی‌ادعا داشت. شعرهای کوتاه و بسیار ساده و بدون لفاظی و پیچیدگی، که در عین حال ایده‌های مرکزیِ محشری دارند. شاید معروفترین شعرش، نمونۀ خوبی باشد:

کجاست بامِ بلندی؟
و نردبانِ بلندی؟
که برشوَد و بمانَد بلند بر سر دنیا
و برشوی و بمانی بر آن و نعره برآری:
- هوای باغ نکردیم و دورِ باغ گذشت!

هوشنگ گلشیری، نام گزیده‌ای که از شعرهای اوجی فراهم کرده بود را همین «هوای باغ نکردیم» گذاشت و وقتی در شب اول از شب‌های شعر گوته (مهر ۵۶) همین شعر را خواند، اخوان ثالث او را بوسید و از او خواست «این شعر را بنویس و به من بده که عجیب، حکایتِ عمرِ باطل‌شدۀ همه ماست.»
@ehsanname
▪️استاد محمدرضا باطنی، بعد از یک عمر زندگی پرفراز و نشیب، عاقبت آرام گرفت. این استاد برجسته زبان‌شناسی آثار متعددی تألیف و ترجمه کرده، اما معروفترین اثرش، نه کتابهایش که یک مقاله است. مقاله‌ای با عنوان جنجالی «اجازه بدهید غلط بنویسیم!» ماجرا برمی‌گردد به سال ١٣۶٧ و کتابی که حالا بسیار مشهور است: «غلط ننویسیم» زنده‌یاد ابوالحسن نجفی. انتشار این کتاب اتفاق مهمی در تاریخ ادبیات معاصر بود و کار ویرایش را به قبل و بعد از خودش تقسیم کرد، و به همین دلیل کتاب از همان ابتدا با واکنش‌های زیادی مواجه شد. نجفی از کاربرد بعضی واژگان جدید در زبان فارسی انتقاد کرده بود و شکل استفاده تعداد دیگری از عبارات و اصطلاح‌ها را هم مورد نقد قرار داده و شیوۀ کاربرد صحیح این عبارات یا معادل آن واژگان غریبه را به دست داده بود. اغلب منتقدان این کتاب در رد یا تأیید مطالبش همین راه را ادامه دادند و موارد یا شاهد مثال‌هایی در مقاله‌های خود آوردند که بسیاری از این مطالب به ویراست دوم «غلط ننویسیم» (١٣٧٠) اضافه شد و آن را پربارتر هم کرد. بین این نقدها، اما نقد باطنی از جنس دیگری بود. نقد دکتر باطنی در قالب سه مقاله در ماهنامه «آدینه» منتشر شد. با عنوان‌های: «اجازه بدهید غلط بنویسیم» (آدینه، شماره ٢۴، خرداد ١٣۶٧، صفحه ٢۶ تا ٢٩)، «هیاهوی بسیار بر سر هیچ» (آدینه، شماره ٢۵، تیر ١٣۶٧، صفحه ٢٢ تا ٢٧) و «فارسی بیدی نیست که از این بادها بلرزد» (آدینه، شماره ٢۶، مرداد ١٣۶٧، صفحه ٢١ تا ٢۵). مقالات باطنی بر اصول زبان‌شناسی متکی است، آن‌طور که خودش گفته به تایید یک زبان‌شناس دیگر یعنی محمدعلی حق‌شناس هم رسیده و برخلاف نجفی که قانون و نظر قاطع صادر می‌کند، باطنی می‌گوید نباید با مقولۀ زبان خشک و دستوری برخورد کرد. برای نمونه نجفی در کتابش اصطلاحاتی نظیر «‌آتش گشودن» و «‌حمام گرفتن» را نادرست خوانده و می‌گوید این عبارات ترجمۀ لفظ به لفظ از زبان فرانسه است، درحالی‌که ما خودمان در فارسی «آتش کردن» و «حمام رفتن» داریم و نیازی به استفاده از آن عبارات نیست. باطنی اما می‌نویسد: «آدم‌هایی که من می‌شناسم همه حمام می‌گیرند و به حمام نمی‌روند. تصویری که از حمام رفتن وجود دارد بستن بقچه‌ای بزرگ است و رهسپاری به سوی حمام در سپیدۀ سحر و طاس و لگن و سربینه و خزینه ... تحولی در زندگی مردم باعث شده است که حمام رفتن جای خود را به حمام گرفتن بدهد و این یک تغییر زبانی محض نیست.» و در مورد آتش گشودن می‌گوید ترجمۀ لفظ به لفظ باشد، چه ایرادی دارد و چه آسیبی به زبان فارسی می‌زند؟ باطنی ١٨ مورد دیگر از احکام صادره در ویرایش اول «غلط ننویسیم» را هم به صورت موردی بررسی و نقد کرده، اما حرف کلی باطنی در این مقاله این است که زبان، موجودی پویا است و نباید با آن برخورد ایستا کرد. بلکه باید اجازه داد تا ترکیب‌ها و پیشنهادهای زبانی جدید وارد شود: «از دید آقای نجفی، زبان اصیل و پاک متعلق به دوره‌های گذشته است و بدعت‌ها یا تغییراتی که در روزگار ما در زبان رخ می‌دهد، همه نشانۀ هرج و مرج و بلبشو است که زبان پاک نیاکان را به تباهی و فساد سوق می‌دهد.» البته که نجفی خود در پیشگفتار کتاب گفته که «کسی منکر تحول نیست ... و نمی‌تواند از اهل زبان بخواهد که به شیوۀ گذشتگان سخن بگوید و بنویسد.» اما از نظر باطنی، احکام قطعی او مبنی بر درست و غلط، با این دیدگاه همخوانی ندارد و باید پذیرش بیشتری داشت. باطنی هم البته تاکید دارد که حرفش به معنای تایید «شلختگی و بی‌بندوباری در کاربرد زبان» نیست و ویرایش هم کاری ضروری است، اما با وضع لغات جدید و کاربردهای جدید الفاظ هم مشکلی ندارد. باطنی هم در شروع این مقالات و هم در جملات پایانی مقاله سوم آورده بود: «آقای ابوالحسن نجفی به‌طور یقین به فرهنگ و ادب این سرزمین خدمات شایانی کرده‌اند و از این رهگذر مورد احترام همه هستند.» اما در متن مقاله تعابیر تندی مثل «جنگی که آقای نجفی با عنوان رعب‌انگیز غلط ننویسیم فراهم آورده‌اند» هم بود. باطنی سال‌ها بعد گفت که از نجفی بابت همان کلمات عذرخواهی کرده، اما هنوز هم بر نظر قبلی خود اصرار دارد. این کتاب و آن سه مقاله، نمونۀ خوبی است از تفاوت نظر یک ادیب و یک زبان‌شناس. اختلاف نظرهایی که هر دو در جای خود، مهم و معتبر هستند و حیات و بالندگی یک زبان، دقیقاً از میان همین تفاوت نظرها و گفتگوی انتقادی آنهاست که شکل می‌گیرد. (یادداشت احسان رضایی در ایبنا)
@ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🌙میزان فطریه شاعران چقدر است؟
@ehsanname


بگیر فطره‌ام، اما مخور برادر جان
که من در این رمضان قوتِ غالبم غم بود
#مهدی_اخوان_ثالث

در هر رمضان فرصت من کم بوده‌ست
این رحمتِ وارفته، محرّم بوده‌ست
از فطریه‌ام مستحقی شاد نشد
عمری‌ست که قوت غالبم غم بوده‌ست
#اصغر_عظیمی_مهر

عمری‌ست قوت غالب من اشکِ روضه است
با نرخ عشق فطریه‌ام را حساب کن
#صهبا_رحیمی

شهد لب‌های نگارم گشته قوت غالبم
من چگونه فطریه باید بپردازم خدا؟
گفته‌ای باشد روا بر مستمندان فطریه
من گدای کوی یارم، می‌شود بر من روا؟
#سید_مسیح_شاهچراغ

من که جای خوردن افطار می‌بوسم تو را
مانده‌ام فطریه‌ام گندم بُوَد یا نیشکر؟
#سعیدصاحب_علم

می‌دهم فطريه امسال دو كندوى عسل
بس‌كه بوسيده‌ام اين ماه لب لعل تو را
#مهدى_خداپرست

زکاتِ فطره یقیناً «انار» خواهم داد
که قوت غالبِ امسال من لبانت بود
#کاظم_ذبیحی_نژاد
@ehsanname