احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
Forwarded from احسان‌نامه
HJ 309 - Shahname.pdf
2.1 MB
📚خلاصه شاهنامه، نقشه شاهنامه، آدمهای شاهنامه، و هر چیز دیگری که از شاهنامه باید بدانید را اینجا پیدا کنید: مطلبی از احسان رضایی در شماره ۳۰۹ هفته‌نامه «همشهری جوان» @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺«شعر در زمان فاجعه به ما چه می‌گوید؟» بخشی از شعر بلند #محمود_درویش، شاعر رنج‌های فلسطین و انسان معاصر، در رثای یکی دیگر از فرزندان مشهور فلسطین، ادوارد سعید @ehsanname
احسان‌نامه
🌕 برندۀ نوبل ادبیات چطور انتخاب می‌شود؟ @ehsanname احسان رضایی: آکادمی نوبل به عادت هر ساله، اسناد ۵۰ سال پیش خودش را آزاد کرد و از جمله فهرست ۱۰۳ کاندیدای نوبل ادبی ۱۹۶۹ هم منتشر شد (اینجا +). این‌طوری معلوم شد که در این سال، از بین ادیبان بزرگ و مشهوری مثل…
🌕 برندۀ نوبل ادبیات چطور انتخاب می‌شود؟
@ehsanname
آکادمی نوبل هر سال اسناد ۵۰ سال پیش خودش را آزاد می‌کند. امسال هم اگرچه اعلام کردند به علت کرونا بازدید از این اسناد فقط با وقت قبلی ممکن است (+) اما بالاخره یک خبرنگار سوئدی اسناد را دیده و ماجرای انتخاب برندۀ نوبل ادبی ۱۹۷۰ را تعریف کرده است که اصلاً هم سیاسی نبوده!
🔹طبق گزارشی که گاردین از یک روزنامه سوئدی ترجمه و منتشر کرده (+)، سال ۱۹۷۰ و زمان اعلام نام آلکساندر سولژنیتسین روس به عنوان برنده، خود آکادمی هم از این انتخاب نگران بوده. بیش از همه آرتور لوندکویستِ شاعر مخالف بوده که می‌گفته می‌ترسد دادن جایزه به نویسندۀ منتقد سیاستهای دولت شوروی، بیشتر به ضرر او تمام شود. لوندکویست گفته اعطای این جایزه در وقع اعلام مخالفت با شوروی است و جایزه نوبل نباید به میدان نبرد سیاسی تبدیل شود. قبل از این تاریخ، نوبل در ۱۹۵۸ بوریس پاسترناک، دیگر نویسندۀ روس مخالف مقامات شوروی را برنده اعلام کرده بود که پاسترناک به اجبار نوبل را رد کرد و علیه آن بیانیه داد و حتی انتشار رمان «دکتر ژیواگو» هم ممنوع شد. بعد در سال ۱۹۶۵ نوبل ادبیات به میخائیل شولوخف رسید که این یکی در شوروی چهرۀ موجهی به حساب می‌آمد. در گزارش آن جلسۀ کذا آمده که هنری اولسون، دیگر عضو اکادمی سوئد جواب لوندکویست را این‌طوری داد که: «درست به همان دلیل که در سال ۱۹۶۵ جایزه را به شولوخفِ طرفدار استالین دادیم، حالا انصاف حکم می‌کند که بتوانیم جایزه را به نویسندۀ منتقد سیستمی مثل سولژنیتسین بدهیم». یعنی استاد نه تنها گفته جایزۀ ۱۹۷۰ را داریم سیاسی می‌دهیم که فرموده در ۱۹۶۵ هم همین بساط بود. اینجا لوندکویست گفته حالا گور بابای سیاست، «آیا نوشته‌های او واقعاً خوب هستند؟» لوندکویست معتقد بوده نوشته‌های سولژنیتسین در مقایسه با دیگر رمان‌های قرن بیستم، ابتدایی و کسل‌کننده هستند. اولسون هم با این حرف مخالفتی نداشته، اما گفته عوضش آثار سولژنیتسین «دارای خرد انسانی ، قدرت همدلی و توانایی هنری عظیم» است. و خلاصه هرچی لوندکویست گفته نوبل را بدهیم به پابلو نرودا یا پاتریک وایت، بقیه به خرجشان نرفته است. اینطوری نوبل ادبی ۱۹۷۰ به آلکساندر سولژنیتسین می‌رسد؛ سال ۱۹۷۱ نوبل را به پابلو نرودا می‌دهند و سال ۱۹۷۳ به پاتریک وایتِ استرالیایی.

🔸طبیعتاً همان‌طور که خود اهالی آکادمی سوئد حدس زده بودند، این نوبل دردسرساز شد. سولژنیتسین می‌ترسید اگر برای گرفتن جایزه از کشور خارج شود، تابعیتش باطل شود و دیگر نتواند برگردد. اول پیشنهاد دادند جایزه در سفارت سوئد در مسکو به او داده شود که سولژنیتسین قبول نکرد و شاکی شد که چرا باید جایزه‌اش را در مراسمی خصوصی و مخفیانه بگیرد؟ بعد قرار شد دبیر آکادمی سوئد، جایزه را بردارد ببرد به آپارتمانش در مسکو که به او ویزا ندادند. سولژنیتسین نامه‌ای به بنیاد نوبل نوشت و وصیت کرد اگر آن‌قدر عمر نکرد که جایزه‌اش را بگیرد، این جایزه را به پسرش بدهند. البته او متن سخنرانی نوبلش را هم نوشته بود و یک روزنامه‌نگار سوئدی که توانست با سولژنیتسین ملاقات کند، دست‌نوشتۀ این سخنرانی را مخفیانه به هلسینکی فنلاند رساند. متن تندی که در آگوست ۱۹۷۲ منتشر شد و احساسات زیادی را در جهان برانگیخت. در این متن بود که اولین بار نام «مجمع‌الجزایر گولاگ» (اردوگاه‌های کار اجباری و نام کتاب معروف خودش) را آورد و باعث خشم سران شوروی شد.عاقبت سولژنیستین از شوروی تبعید شد و سال ۱۹۷۴ و ضمن تبعید، مدال نوبل ادبی را دریافت کرد (عکس پایین).
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺کتاب‌فروشی سمیر منصور، بزرگترین کتاب‌فروشی و ناشر غزه، با بمب‌های اسرائیلی ویران شده. (+) جوان‌ها کتابهای باقیمانده را از زیر آوار نجات داده‌اند (+) @ehsanname
📖 در غزه چه کتابهایی می‌خوانند؟ در صفحۀ اینستاگرام «کتاب‌فروشی سمیر منصور» بزرگترین کتاب‌فروشی غزه که با بمب‌های اسرائیلی ویران شده، تبلیغ کتابهای این کتابفروشی دیده می‌شود. علاوه بر رمان‌های عربی و کتابهای مذهبی، رمان‌های خارجی مثل «جنایت و مکافات» (فیودور داستایوسکی)، «قمارباز» (فیودور داستایوسکی)، «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» (آگاتا کریستی)، «بابا لنگ‌دراز» (جین وبستر)، «قطار شبانه لیسبون» (پاسکال مرسیه)، «داغ ننگ» (ناتانیل هاثورن)، ... و کتابهای موفقیت نظیر «هفت عادت مردمان موثر» (استفان‌ کاوی)، «پدر پولدار پدر بی‌پول» (رابرت کیوساکی‌) و «هنر بی‌خیال شدن» (مارک منسون) هم در این صفحه هست @ehsanname
Dar Kamin...
Ahmad Reza Ahmadi
🎧 «گلی را فراموش کرده‌ام که بر چهره‌ام می‌تابید ... بانو مرا دریاب ...» ۳۰ اردیبهشت‌ماه زادروز استاد #احمدرضا_احمدی است. عاشقانۀ معروفِ آقای شاعر بشنویم با صدای خودش و موسیقی کارن همایونفر در آلبوم «دوستت دارم» @ehsanname
🔹احمدرضا احمدی شاعر، مدتی در کانون پرورش فکری و هنری کودکان فعال بود. احمدی در آنجا بخشی راه انداخته بود با عنوان «مرکز تهیۀ نوار و صفحه برای کودکان و نوجوانان». در این مرکز مجموعه‌ای غنی از صدای شاعران معاصر، کتاب صوتی قصۀ کودکان، زندگی و آثار موسیقدان جهان و آوازهای محلی ایران تهیه و تولید شد. بخشی از این آرشیو صوتی را در سایت forkanoon آپلود کرده‌اند، می‌توانید هم خودتان بشنوید و خاطره‌بازی کنید، هم برای فرزندانتان دانلود کنید. @ehsanname
Vaghti Ke Bacheh Boodam
Farhad
🎼 «وقتی که من بچه بودم آب و زمین و هوا بیشتر بود‏ ...» شعر #اسماعیل_خویی با صدای فرهاد (که البته با متن منتشرشدۀ شعر در دفتر «بر بام گردباد» تفاوتهایی دارد). امروز اسماعیل خویی درگذشت @ehsanname
🔺نمونه نقاشی‌های میلان کوندرا، نویسندۀ نامدارِ چک که در پاریس به نمایش درآمدند. بعضی از این نقاشی‌ها جلد کتابهای کوندرا بودند. ظاهراً کوندرا نقاشی را از دهه ۱۹۷۰ شروع کرده؛ وقتی که با همسرش به یک آپارتمان در شهر رِن فرانسه آمدند و کوندرا سعی می‌کرده با کشیدن نقاشی و آویختن ‌آن‌ها بر روی دیوار‌های خالی همسرش را خوشحال کند. (منبع +) @ehsammae
Hamlet dar Baran
RadioSaan
🎧 داستان «هاملت در نم‌نم باران» از زنده‌یاد اصغر عبداللهی با صدای مهدی پاکدل (از پادکست رادیوسان) @ehsanname