احساننامه
در طرح پاییزه کتاب میتوانید تا ۲۴ آذر و در کتابفروشیهای عضو، به ازای هر ۱۰۰هزار تومان خرید کتاب عمومی، ۲۰هزار تومان و برای هر ۱۰۰هزار تومان کتاب کودک، ۲۵هزار تومان یارانه بگیرید @ehsanname
پرفروشهای طرح پاییزه کتاب، از میان ۶۰۰هزار و ۸۸۲ جلد کتاب خریداریشده (منبع ketab.ir). برای استفاده از تخفیف ویژه این طرح، فقط سه روز فرصت باقی است @ehsanname
Shabe Asheghgan bidel
Aydin Aghdashloo
«شب عاشقان بیدل ...» نمونه سعدیخوانیِ آیدین آغداشلو، در آلبوم «وَشتَن» با آهنگسازی پیمان سلطانی، که به تازگی منتشر شده است @ehsanname
Shabe Asheghgan bidel
Saye
«شب عاشقان بیدل ...» نمونه سعدیخوانیِ هوشنگ ابتهاج #سایه، در آلبوم «سعدی» با آهنگسازی فریدون شهبازیان، که سال ۱۳۵۲ در کانون پرورش فکری منتشر شد @ehsanname
نامزدهای نُهمین جایزه جلال در حوزه مستندنگاری. دیروز هم اعلام شده بود این جایزه امسال کتابی را در حوزه نقد، نامزد نکرده است @ehsanname
حسین شریعتمداری، حججاسلام هادی خامنهای و منتجبنیا، فیضالله عربسرخی، فرشاد مومنی و ... در مجلس ختمِ یک نویسنده: مرحوم هادی نخعی، نویسنده و سرویراستارِ مجموعه «روزشمار جنگ ایران و عراق» @ehsanname
گاردین - «پنج قهرمان در جزیره برکسیت» (راست) که دنبالهای تقلبی برای مجموعه «پنج قهرمان» انید بلایتون (چپ) است، به خاطر ماجراهای برکسیت (خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا) جزو پرفروشهای سال شد @ehsanname
ناصرالدینشاههای درون ما
احسان رضایی
@ehsanname
حساب ناصرالدین شاه یکجورهایی از باقی قاجارها سواست. از بقیه شاهان و شازدههای قجر هم یادگارهای امروزی به جا مانده، اما حضورِ شاه کجکلاه از همه بیشتر و پررنگتر است. ناصرالدین شاه نه فقط روی چینیهای قدیمی، که در متن زندگی ما حاضر است. اسکناس، دوربین عکاسی، کتاب درسی، تلفن، تئاتر، هیات وزیران، ... همگی چیزهایی هستند که از این شاه به ما رسیده. تاریخنگارها البته حواسشان هست که در این بحث نقش مردانی مثل میرزا تقیخان امیرکبیر و میرزا حسینخان سپهسالار را یادآوری کنند، اما اینجا خودمانیم، اگر ناصرالدین شاه هم مثل بابایش علاقهای به تمدن و پیشرفت نداشت، زحماتِ امیرکبیر و بقیه به نتیجه مینشست؟ مگر فتحعلیشاه نبود که پسرش عباسمیرزای ولیعهد را دعوا کرد که توی معقولات دخالت نکند و سرش توی کار خودش باشد و آن چندتا ترجمهای را هم که به دستورش انجام شده بود، ممنوع کرد؟ ماجرا از این قرار بود که عباسمیرزا بعدِ شکستهای جنگ با روسیه، به فکر افتاد که چرا اینطوری شد؟، سفارش داد کتابهایی درباره قدرت سیاسی پیدا و ترجمه کنند، بلکه گرهای از کار ملک و مملکت باز شود. از جمله یکی رفت و «انحطاط و سقوط امپراتوری روم» ادوارد گیبون را گیر آورد و یک جلدش را هم ترجمه کرد که شاهبابا فهمید و جلوی کار را گرفت و کلا ترجمه را ممنوع کرد. نوشتهاند که بعدها ناصرالدین شاه همان نسخه ترجمهشده را در کتابخانه سلطنتی پیدا کرد و محض تفریح، دقیقا کارهایی را که گیبون گفته بود باعث انحطاط شده، عمل میکرد ببیند چی میشود. گفت: «تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی». اما باید انصاف داد که علیرغم همه این ستمها، شاهِ ناصر کارهای خوب هم داشته. از یک طرف دستور میداد امیرکبیر را رگ بزنند، از آن طرف هر وقت یاد امیر میافتاد، غصهاش میگرفت که این چه خریتی بود که کرد؟ این وسط، برای ملت یک دارالفنون میماند که درست ۱۳ روز قبل از قتل امیرکبیر و با حضور خود شاه افتتاح شد و بعدها آنهمه آدم بزرگ از آنجا درآمدند. قضاوت ناصرالدین شاه، کار آسانی نیست. اشتباهات و ظلمهای بزرگ داشته، اما تا دلتان بخواهد هنردوست و هنرپرور هم بود و از هر انگشتش یک شیرینکاری میریخت. شعر میگفت، ساز میزد، خط خوبی داشت، عكس میانداخت، نقاشی میكرد (شاگرد کمالالملک بود)، داستان مینوشت (رمانی دارد به نام «حکایت پیر و جوان»)، رمانهای فرانسوی میخواند (رمان محبوبش «سه تفنگدار» الکساندر دوما بود)،... با علاقه شاه به ادبیات و ترجمه، یک جریان ادبی شکل گرفت و موجی از ترجمه به راه افتاد. مثلا اسمِ شکسپیر، نیم قرنی قبل هم در متون ایرانی آمده، اما کسی دنبالش نبود که ببیند این بابا چی گفته و حرف حسابش چی بوده. در عهد ناصری بود که حسینقلی سالور برای خوشآمدِ شاه، «به تربیت درآوردن دختر تندخوی» شکسپیر را ترجمه کرد. حتی در نثر یومیهای که ما مینویسیم هم او نقش دارد. اینطوری که تا آن زمان نوشتۀ خوب، چیزی بود که فنی و پر از صنایع ادبی باشد و حد اعلایش نثر قائممقام فراهانی بود و نمونههایی مثلِ «از آن زمان که شيشۀ مودّت با سنگِ تفرقه و دوری شکسته، نه از آن جانب بَريدی و نه از اين جانب سلامی و درودی». ناصرالدین شاه اما به خاطر آشنایی با ادبیات اروپا، در خاطرات روزانهاش با نثر ساده مینوشت. بعد بخش سفرهای این خاطرات را میداد تا بعد از اصلاحات لازم، به صورت پاورقی در روزنامهها منتشر کنند. اینطوری و با مسابقهای که رجالِ وقت برای تقلید از شاه داشتند، سادهنویسی باب شد. به همه اینها، شیفتگی به اروپا، یا به قول خودش «فرنگ» را هم اضافه کنید (اولین پادشاهی بود که برای تفریح و هواخوری به خارج سفر کرد) تا ببینید رفتارِ این شاه چقدر هم امروزی و شبیه اهل زمانه ماست. ناصرالدین شاه مثل آدمهای امروز، معجونی بود از علاقه به همه چیز، به اضافه کمی میل به نمایش. چهارمين شاه قاجاری، البته شاه مقتدری بود ولی این اقتدار به اندازه مثلا شاه عباس و نادر نبود. او شاه هنردوستی بود، اما این علاقه به هنر، در حدی نبود که شاهکارهایی مثل شاهنامه بایسنغری یا شاهطهماسبی را باعث شود. به علم و دانش توجه داشت، اما نه آنقدر که مثل الغبیگ در علم نجوم صاحبنظر باشد. به جای همه اینها در علاقه به فرنگ نفر اول بود و نه یکبار و دو بار، بلکه سه مرتبه، آن هم با قرض و قوله به اروپا رفت. اینها شما را یاد کی میاندازد؟ آدم متوسطی که مرغ اروپا برایش غاز است و در عینِ کتاب خواندن و شعر دوست داشتن، آن اندازه مستبد هست که منتقدش را، حتی اگر امیرکبیر باشد، سر به نیست کند؟ این خصوصیات شییه خود ما نیست؟ واقعیتش را بخواهید، آن چندتایی عالم و فاضل و فرهیخته واقعی را که بگذاریم کنار، ناصرالدین شاه بهترین نمادِ انسان ایرانی معاصر است. همه ما، یک ناصرالدین شاه در درونمان داریم.
📌از شماره ۳۰ هفتهنامه «کرگدن»
احسان رضایی
@ehsanname
حساب ناصرالدین شاه یکجورهایی از باقی قاجارها سواست. از بقیه شاهان و شازدههای قجر هم یادگارهای امروزی به جا مانده، اما حضورِ شاه کجکلاه از همه بیشتر و پررنگتر است. ناصرالدین شاه نه فقط روی چینیهای قدیمی، که در متن زندگی ما حاضر است. اسکناس، دوربین عکاسی، کتاب درسی، تلفن، تئاتر، هیات وزیران، ... همگی چیزهایی هستند که از این شاه به ما رسیده. تاریخنگارها البته حواسشان هست که در این بحث نقش مردانی مثل میرزا تقیخان امیرکبیر و میرزا حسینخان سپهسالار را یادآوری کنند، اما اینجا خودمانیم، اگر ناصرالدین شاه هم مثل بابایش علاقهای به تمدن و پیشرفت نداشت، زحماتِ امیرکبیر و بقیه به نتیجه مینشست؟ مگر فتحعلیشاه نبود که پسرش عباسمیرزای ولیعهد را دعوا کرد که توی معقولات دخالت نکند و سرش توی کار خودش باشد و آن چندتا ترجمهای را هم که به دستورش انجام شده بود، ممنوع کرد؟ ماجرا از این قرار بود که عباسمیرزا بعدِ شکستهای جنگ با روسیه، به فکر افتاد که چرا اینطوری شد؟، سفارش داد کتابهایی درباره قدرت سیاسی پیدا و ترجمه کنند، بلکه گرهای از کار ملک و مملکت باز شود. از جمله یکی رفت و «انحطاط و سقوط امپراتوری روم» ادوارد گیبون را گیر آورد و یک جلدش را هم ترجمه کرد که شاهبابا فهمید و جلوی کار را گرفت و کلا ترجمه را ممنوع کرد. نوشتهاند که بعدها ناصرالدین شاه همان نسخه ترجمهشده را در کتابخانه سلطنتی پیدا کرد و محض تفریح، دقیقا کارهایی را که گیبون گفته بود باعث انحطاط شده، عمل میکرد ببیند چی میشود. گفت: «تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی». اما باید انصاف داد که علیرغم همه این ستمها، شاهِ ناصر کارهای خوب هم داشته. از یک طرف دستور میداد امیرکبیر را رگ بزنند، از آن طرف هر وقت یاد امیر میافتاد، غصهاش میگرفت که این چه خریتی بود که کرد؟ این وسط، برای ملت یک دارالفنون میماند که درست ۱۳ روز قبل از قتل امیرکبیر و با حضور خود شاه افتتاح شد و بعدها آنهمه آدم بزرگ از آنجا درآمدند. قضاوت ناصرالدین شاه، کار آسانی نیست. اشتباهات و ظلمهای بزرگ داشته، اما تا دلتان بخواهد هنردوست و هنرپرور هم بود و از هر انگشتش یک شیرینکاری میریخت. شعر میگفت، ساز میزد، خط خوبی داشت، عكس میانداخت، نقاشی میكرد (شاگرد کمالالملک بود)، داستان مینوشت (رمانی دارد به نام «حکایت پیر و جوان»)، رمانهای فرانسوی میخواند (رمان محبوبش «سه تفنگدار» الکساندر دوما بود)،... با علاقه شاه به ادبیات و ترجمه، یک جریان ادبی شکل گرفت و موجی از ترجمه به راه افتاد. مثلا اسمِ شکسپیر، نیم قرنی قبل هم در متون ایرانی آمده، اما کسی دنبالش نبود که ببیند این بابا چی گفته و حرف حسابش چی بوده. در عهد ناصری بود که حسینقلی سالور برای خوشآمدِ شاه، «به تربیت درآوردن دختر تندخوی» شکسپیر را ترجمه کرد. حتی در نثر یومیهای که ما مینویسیم هم او نقش دارد. اینطوری که تا آن زمان نوشتۀ خوب، چیزی بود که فنی و پر از صنایع ادبی باشد و حد اعلایش نثر قائممقام فراهانی بود و نمونههایی مثلِ «از آن زمان که شيشۀ مودّت با سنگِ تفرقه و دوری شکسته، نه از آن جانب بَريدی و نه از اين جانب سلامی و درودی». ناصرالدین شاه اما به خاطر آشنایی با ادبیات اروپا، در خاطرات روزانهاش با نثر ساده مینوشت. بعد بخش سفرهای این خاطرات را میداد تا بعد از اصلاحات لازم، به صورت پاورقی در روزنامهها منتشر کنند. اینطوری و با مسابقهای که رجالِ وقت برای تقلید از شاه داشتند، سادهنویسی باب شد. به همه اینها، شیفتگی به اروپا، یا به قول خودش «فرنگ» را هم اضافه کنید (اولین پادشاهی بود که برای تفریح و هواخوری به خارج سفر کرد) تا ببینید رفتارِ این شاه چقدر هم امروزی و شبیه اهل زمانه ماست. ناصرالدین شاه مثل آدمهای امروز، معجونی بود از علاقه به همه چیز، به اضافه کمی میل به نمایش. چهارمين شاه قاجاری، البته شاه مقتدری بود ولی این اقتدار به اندازه مثلا شاه عباس و نادر نبود. او شاه هنردوستی بود، اما این علاقه به هنر، در حدی نبود که شاهکارهایی مثل شاهنامه بایسنغری یا شاهطهماسبی را باعث شود. به علم و دانش توجه داشت، اما نه آنقدر که مثل الغبیگ در علم نجوم صاحبنظر باشد. به جای همه اینها در علاقه به فرنگ نفر اول بود و نه یکبار و دو بار، بلکه سه مرتبه، آن هم با قرض و قوله به اروپا رفت. اینها شما را یاد کی میاندازد؟ آدم متوسطی که مرغ اروپا برایش غاز است و در عینِ کتاب خواندن و شعر دوست داشتن، آن اندازه مستبد هست که منتقدش را، حتی اگر امیرکبیر باشد، سر به نیست کند؟ این خصوصیات شییه خود ما نیست؟ واقعیتش را بخواهید، آن چندتایی عالم و فاضل و فرهیخته واقعی را که بگذاریم کنار، ناصرالدین شاه بهترین نمادِ انسان ایرانی معاصر است. همه ما، یک ناصرالدین شاه در درونمان داریم.
📌از شماره ۳۰ هفتهنامه «کرگدن»
بهترین طراحیهای جلد کتاب در سال ۲۰۱۶ به انتخاب نیویورک تایمز
@ehsanname
بقیه را اینجا ببینید 👇
nytimes.com/interactive/2016/books/review/book-covers.html
@ehsanname
بقیه را اینجا ببینید 👇
nytimes.com/interactive/2016/books/review/book-covers.html
داستان جنجالی «راز داوینچی» بعد از ده سال توقف انتشار، دوباره ترجمه و چاپ شد. این ترجمه از روی نسخه جدیدی است که دن براون با حذف بعضی از اسامی و توضیحات تاریخی از کتابش ارایه کرده است @ehsanname
کتاب جدیدِ جومپا لاهیری که ترجمهاش بهزودی منتشر میشود، برخلاف همیشه اثر داستانی نیست، بلکه شرح تجربه یادگیری یک زبان تازه (ایتالیایی) است. لاهیری این کتاب را اول به ایتالیایی نوشته بود @ehsanname
پرفروشهای طرح پاییزه کتاب، از مجموع ۶۵۹هزار و ۱۹ جلد کتاب خریداریشده (منبع ketab.ir). در طرح تابستانه کتاب مجموع فروش ۵۴۶۰۹۸ جلد بود و آنجا هم «من پیش از تو» صدرنشین بود @ehsanname
کتابفروشیها و استانهایی که بیشترین خرید را در طرح پاییزه کتاب داشتند (منبع ketab.ir). در سه دوره قبلی این طرحها، استان تهران با تعداد کتابفروشیهای بیشتر، رتبه اول فروش کتاب بود @ehsanname
❌ رمانهای پرفروش یک ماه گذشته، ایرانی یا ترجمه؟
@ehsanname
فهرستهای زیر، پرفروشترین رمانهای ترجمه و ایرانی در آمار فروش طرح پاییزه کتاب (ketab.ir/paeezieh) است. این دوتا جدول خیلی تحلیل خاصی نیاز ندارد و به قول عادل فردوسیپور «تصاویر خودش گویاست»، فقط این چندتا نکته را داشته باشید که اولا اغلب رمانهای ترجمه گرانترند (البته «شوهر آهو خانم» از «جزء از کل» هم گرانتر است). در ثانی در ادبیات داستانی ایرانی، «بهترین شکل ممکن» مصطفی مستور با ۷۵۶ نسخه فروش، موفقترین بوده، اما آن کتاب مجموعه داستان است، نه رمان. نکته سوم هم اینکه طرح پاییزه کتاب شامل همه کتابفروشیها و همه خریدهای کتاب نیست، اگر میشد از باقی کتابفروشیها هم آماری داشت این مقایسه دقیقتر بود، اما فعلا کاملترین آمار موجود از فروش کتاب در کشور در یک ماهه گذشته (۲۴ آبان تا ۲۴ آذر ۹۵) همین است که میبینید.
@ehsanname
📚 ده رمان پرفروشِ ایرانی در طرح پاییزه کتاب
🔹سمفونی مردگان (عباس معروفی، انتشارات ققنوس) ۴۳۳ نسخه فروش
🔸چشمهایش (بزرگ علوی، انتشارات نگاه) ۲۶۷ نسخه
🔹تنتن و سندباد (محمد میرکیانی، انتشارات قدیانی) ۲۵۷ نسخه
🔸چراغها را من خاموش میکنم (زویا پیرزاد، نشر مرکز) ۲۴۸ نسخه
🔹جای خالی سلوچ (محمود دولتآبادی، نشر چشمه) ۲۳۹ نسخه
🔸سقای آب و ادب (سیدمهدی شجاعی، کتاب نیستان) ۲۲۲ نسخه
🔹رؤیای نیمهشب (مظفر سالاری، کتابستان معرفت) ۲۱۶ نسخه
🔸عادت میکنیم (زویا پیرزاد، نشر مرکز) ۲۰۴ نسخه
🔹کافه پیانو (فرهاد جعفری، ناشر: مولف) ۲۰۲ نسخه
🔸شوهر آهو خانم (علیمحمد افغانی، انتشارات نگاه) ۱۹۵ نسخه
@ehsanname
📚 ده رمان پرفروشِ ترجمه در طرح پاییزه کتاب
🔹من، پیش از تو (جوجو مویز، ترجمه مریم مفتاحی، نشر آموت) ۲۹۲۳ نسخه فروش
🔸پس از تو (جوجو مویز، ترجمه مریم مفتاحی، نشر آموت) ۱۸۳۱ نسخه
🔹یک بعلاوه یک (جوجو مویز، ترجمه مریم مفتاحی، نشر آموت) ۱۷۸۷ نسخه
🔸ملت عشق (الیف شافاک، ترجمه ارسلان فصیحی، انتشارات ققنوس) ۱۳۸۰ نسخه
🔹جزء از کل (استیو تولتز، ترجمه پیمان خاکسار، نشر چشمه) ۸۹۰ نسخه
🔸شازده کوچولو (آنتون دو سنت اگزوپری، ترجمه احمد شاملو، انتشارات نگاه) ۵۹۱ نسخه
🔹دنیای سوفی (یوستین گاردر، ترجمه حسن کامشاد، نشر نیلوفر) ۵۱۲ نسخه
🔸هری پاتر و فرزند نفرینشده (جوآن کتلین رولینگ، ترجمه ویدا اسلامیه، کتابسرای تندیس) ۳۳۵ نسخه
🔹وقتی نیچه گریست (اروین یالوم، ترجمه سپیده حبیب، نشر قطره) ۲۹۲ نسخه
🔸اتاق (اما داناهیو، ترجمه علی قانع، نشر آموت) ۲۹۰ نسخه
@ehsanname
فهرستهای زیر، پرفروشترین رمانهای ترجمه و ایرانی در آمار فروش طرح پاییزه کتاب (ketab.ir/paeezieh) است. این دوتا جدول خیلی تحلیل خاصی نیاز ندارد و به قول عادل فردوسیپور «تصاویر خودش گویاست»، فقط این چندتا نکته را داشته باشید که اولا اغلب رمانهای ترجمه گرانترند (البته «شوهر آهو خانم» از «جزء از کل» هم گرانتر است). در ثانی در ادبیات داستانی ایرانی، «بهترین شکل ممکن» مصطفی مستور با ۷۵۶ نسخه فروش، موفقترین بوده، اما آن کتاب مجموعه داستان است، نه رمان. نکته سوم هم اینکه طرح پاییزه کتاب شامل همه کتابفروشیها و همه خریدهای کتاب نیست، اگر میشد از باقی کتابفروشیها هم آماری داشت این مقایسه دقیقتر بود، اما فعلا کاملترین آمار موجود از فروش کتاب در کشور در یک ماهه گذشته (۲۴ آبان تا ۲۴ آذر ۹۵) همین است که میبینید.
@ehsanname
📚 ده رمان پرفروشِ ایرانی در طرح پاییزه کتاب
🔹سمفونی مردگان (عباس معروفی، انتشارات ققنوس) ۴۳۳ نسخه فروش
🔸چشمهایش (بزرگ علوی، انتشارات نگاه) ۲۶۷ نسخه
🔹تنتن و سندباد (محمد میرکیانی، انتشارات قدیانی) ۲۵۷ نسخه
🔸چراغها را من خاموش میکنم (زویا پیرزاد، نشر مرکز) ۲۴۸ نسخه
🔹جای خالی سلوچ (محمود دولتآبادی، نشر چشمه) ۲۳۹ نسخه
🔸سقای آب و ادب (سیدمهدی شجاعی، کتاب نیستان) ۲۲۲ نسخه
🔹رؤیای نیمهشب (مظفر سالاری، کتابستان معرفت) ۲۱۶ نسخه
🔸عادت میکنیم (زویا پیرزاد، نشر مرکز) ۲۰۴ نسخه
🔹کافه پیانو (فرهاد جعفری، ناشر: مولف) ۲۰۲ نسخه
🔸شوهر آهو خانم (علیمحمد افغانی، انتشارات نگاه) ۱۹۵ نسخه
@ehsanname
📚 ده رمان پرفروشِ ترجمه در طرح پاییزه کتاب
🔹من، پیش از تو (جوجو مویز، ترجمه مریم مفتاحی، نشر آموت) ۲۹۲۳ نسخه فروش
🔸پس از تو (جوجو مویز، ترجمه مریم مفتاحی، نشر آموت) ۱۸۳۱ نسخه
🔹یک بعلاوه یک (جوجو مویز، ترجمه مریم مفتاحی، نشر آموت) ۱۷۸۷ نسخه
🔸ملت عشق (الیف شافاک، ترجمه ارسلان فصیحی، انتشارات ققنوس) ۱۳۸۰ نسخه
🔹جزء از کل (استیو تولتز، ترجمه پیمان خاکسار، نشر چشمه) ۸۹۰ نسخه
🔸شازده کوچولو (آنتون دو سنت اگزوپری، ترجمه احمد شاملو، انتشارات نگاه) ۵۹۱ نسخه
🔹دنیای سوفی (یوستین گاردر، ترجمه حسن کامشاد، نشر نیلوفر) ۵۱۲ نسخه
🔸هری پاتر و فرزند نفرینشده (جوآن کتلین رولینگ، ترجمه ویدا اسلامیه، کتابسرای تندیس) ۳۳۵ نسخه
🔹وقتی نیچه گریست (اروین یالوم، ترجمه سپیده حبیب، نشر قطره) ۲۹۲ نسخه
🔸اتاق (اما داناهیو، ترجمه علی قانع، نشر آموت) ۲۹۰ نسخه
Forwarded from هفتهنامهٔ کرگدن
رادیو کرگدن
• پروندهٔ دو؛ «احمقها شجاع هستند یا شجاعها احمق؟»
به قلم احسان رضایی
روایت: مسعود خطیبی
شمارهٔ ۳۱
👇
@kargadanmagazine
• پروندهٔ دو؛ «احمقها شجاع هستند یا شجاعها احمق؟»
به قلم احسان رضایی
روایت: مسعود خطیبی
شمارهٔ ۳۱
👇
@kargadanmagazine
Forwarded from Masood
احمقها شجاع هستند یا شجاعها احمق؟
احسان رضایی
#رادیو_کرگدن
• پروندهٔ دو؛ «احمقها شجاع هستند یا شجاعها احمق؟»
به قلم #احسان_رضایی
روایت: #مسعود_خطیبی
شمارهٔ #۳۱
👇
@kargadanmagazine
• پروندهٔ دو؛ «احمقها شجاع هستند یا شجاعها احمق؟»
به قلم #احسان_رضایی
روایت: #مسعود_خطیبی
شمارهٔ #۳۱
👇
@kargadanmagazine
تصویر ارسالی: نشست نقد و بررسی کتاب «آئوریپیدس – پنج نمایشنامه» ترجمه استاد عبدالله کوثری، با حضور آقای مترجم، جمعه صبح، پردیس کتاب مشهد @ehsanname
در طرح روی جلد The Week از چهره های سال۲۰۱۶، یک کتاب هم روی میز دیده می شود: Twitter for Dummies این البته جلد چاپ ۲۰۰۹ کتاب است و بعدا دو ویرایش دیگر هم از آن آمده @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 روشهای تبلیغاتی مدرن در جنگ حلب. در این ویدئو درباره هویت واقعیِ اکانتِ بَنا العابد، دختربچهای که رولینگ برایش ایبوکهای هری پاتر را هدیه فرستاده بود هم صحبت میشود
زیرنویس از کانال @maktubat
زیرنویس از کانال @maktubat
شعر معروف سعدی در نعتِ پیامبر(ص)، با خط خوشِ میرزا غلامرضا اصفهانی، کتابت به سال ۱۲۸۳ قمری
@ehsanname
عیدِ مولود مبارک باد🙏
@ehsanname
عیدِ مولود مبارک باد🙏