احساننامه
یکی از نکات جالب در مورد فیدل کاسترو، رفاقت شدید او با گابریل گارسیا مارکز است. مارکز بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب کوبا (۱۹۵۹) به هاوانا رفت و برای او آژانس خبری «پرنسلاتين» را راه انداخت @ehsanname
گاردین- بعد از اینکه کاسترو متوجه یک اشتباه محاسباتی در «سرگذشت یک غریق» (۱۹۷۰) شد، مارکز همه کتابهایش را قبل از چاپ به فیدل میداد تا بخواند و اصلاح کند @ehsanname
✅ اصلاحات کاسترو بر روی آثارِ مارکز، بیشتر شامل مسایل گرامری و امور عملی بود. در کتاب «سرگذشت یک غریق» یکجا سرعت قایق اشتباه محاسبه شده بود. در کتاب «وقایعنگاری یک مرگ از پیش اعلامشده» فیدل اشتباهی را در مورد مشخصات تفنگ شکاری تذکر داد. در موارد دیگر هم کاسترو پیشنهادهایی درباره گلوله و اسلحههای مورد استفاده توسط شخصیتهای داستانها میداد.
@ehsanname
📌اصل مقاله گاردین را در اینجا بخوانید
theguardian.com/books/2016/dec/06/fidel-castro-worked-on-gabriel-garcia-marquez-manunoscripts
@ehsanname
📌اصل مقاله گاردین را در اینجا بخوانید
theguardian.com/books/2016/dec/06/fidel-castro-worked-on-gabriel-garcia-marquez-manunoscripts
✅جشنواره انجمنهای ادبی، فرصتی برای دیده شدن - اگر شما و دوستانتان هم انجمن ادبی دارید، حتما در جشنواره شرکت کنید. فرم ثبتنام و باقی اطلاعات در اینجا 👇
anjoman.adabiatirani.com
anjoman.adabiatirani.com
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توضیحات احسان رضایی، دبیر نخستین جشنواره انجمنهای ادبی درباره جشنواره. اطلاعات بیشتر در
anjoman.adabiatirani.com
anjoman.adabiatirani.com
🌕 دفاع استیفن کینگ از نوبل
@ehsanname
ماجراهای نوبل ادبیات امسال هنوز تمام نشده است. در شریطی که باب دیلن به جای حضور در مراسم اهدای جوایز نوبل، برای کمیته نوبل متن سخنرانیاش را فرستاده، بالاخره یک نویسنده معروف پیدا شد که پشت نوبلِ باب دیلن دربیاید.
استیفن کینگ در مصاحبه با مجله «رولینگ استون» گفته هیچ موسیقیدان دیگری چنین تاثیری روی فرهنگ عامه نگذاشته و خودش، بچههایش و نوههایش طرفدار او هستند. کینگ در این مصاحبه درباره واکنشهای منفی نویسندگان به نوبل امسال گفته: «کسانی که از نوبل شکایت میکنند،یا متوجه موضوع نیستند یا اینکه، وضعشان همان مثال قدیمیِ انگور ترش است [اشاره به داستان روباه و انگور ترش در «افسانههای ازوپ»، معادل گربهای که دوستش به گوشت نمیرسد]. من دیدم که نویسندگان متعددی در واکنش به نوبل دیلن رویشان را آن طرف کردند، مثل گری اشتینگارت. خب، گری من برایت یک خبر دارم؛ نویسندگان شایسته زیادی هستند که هرگز نوبل نگرفتند. و گری اشتینگارت احتمالا یکی از آنها خواهد بود.»
اشاره کینگ به توئیتِ گری اشتینگارت، نویسنده روسیالاصل آمریکا، بعد از اعلام نوبل ادبیات امسال است که نوشته بود: «من کاملا کمیته نوبل را درک میکنم. خواندنِ کتاب سخت است.»
این خبر را اینطوری باید به پایان برد که: البته توجه داشته باشید که استیفن کینگ خودش گیتاریستی حرفهای است که در یک گروه راک میخواند و مینوازد.
rollingstone.com/music/features/stephen-king-why-bob-dylan-deserves-the-nobel-prize-w453966
@ehsanname
ماجراهای نوبل ادبیات امسال هنوز تمام نشده است. در شریطی که باب دیلن به جای حضور در مراسم اهدای جوایز نوبل، برای کمیته نوبل متن سخنرانیاش را فرستاده، بالاخره یک نویسنده معروف پیدا شد که پشت نوبلِ باب دیلن دربیاید.
استیفن کینگ در مصاحبه با مجله «رولینگ استون» گفته هیچ موسیقیدان دیگری چنین تاثیری روی فرهنگ عامه نگذاشته و خودش، بچههایش و نوههایش طرفدار او هستند. کینگ در این مصاحبه درباره واکنشهای منفی نویسندگان به نوبل امسال گفته: «کسانی که از نوبل شکایت میکنند،یا متوجه موضوع نیستند یا اینکه، وضعشان همان مثال قدیمیِ انگور ترش است [اشاره به داستان روباه و انگور ترش در «افسانههای ازوپ»، معادل گربهای که دوستش به گوشت نمیرسد]. من دیدم که نویسندگان متعددی در واکنش به نوبل دیلن رویشان را آن طرف کردند، مثل گری اشتینگارت. خب، گری من برایت یک خبر دارم؛ نویسندگان شایسته زیادی هستند که هرگز نوبل نگرفتند. و گری اشتینگارت احتمالا یکی از آنها خواهد بود.»
اشاره کینگ به توئیتِ گری اشتینگارت، نویسنده روسیالاصل آمریکا، بعد از اعلام نوبل ادبیات امسال است که نوشته بود: «من کاملا کمیته نوبل را درک میکنم. خواندنِ کتاب سخت است.»
این خبر را اینطوری باید به پایان برد که: البته توجه داشته باشید که استیفن کینگ خودش گیتاریستی حرفهای است که در یک گروه راک میخواند و مینوازد.
rollingstone.com/music/features/stephen-king-why-bob-dylan-deserves-the-nobel-prize-w453966
غلامرضا طریقی، شاعر غزلسرا، از اشتباه عجیب روزنامه «صبا» (چهارشنبه ۱۷ آذر ۹۵) خبر داد که مصاحبه با یک طنزپرداز را بدون هیچ وجه شباهتی، با اسم و عکس او منتشر کردهاند. اینجا بخوانید @gholamrezatarighi
احساننامه
در طرح پاییزه کتاب میتوانید تا ۲۴ آذر و در کتابفروشیهای عضو، به ازای هر ۱۰۰هزار تومان خرید کتاب عمومی، ۲۰هزار تومان و برای هر ۱۰۰هزار تومان کتاب کودک، ۲۵هزار تومان یارانه بگیرید @ehsanname
پرفروشهای طرح پاییزه کتاب، از میان ۶۰۰هزار و ۸۸۲ جلد کتاب خریداریشده (منبع ketab.ir). برای استفاده از تخفیف ویژه این طرح، فقط سه روز فرصت باقی است @ehsanname
Shabe Asheghgan bidel
Aydin Aghdashloo
«شب عاشقان بیدل ...» نمونه سعدیخوانیِ آیدین آغداشلو، در آلبوم «وَشتَن» با آهنگسازی پیمان سلطانی، که به تازگی منتشر شده است @ehsanname
Shabe Asheghgan bidel
Saye
«شب عاشقان بیدل ...» نمونه سعدیخوانیِ هوشنگ ابتهاج #سایه، در آلبوم «سعدی» با آهنگسازی فریدون شهبازیان، که سال ۱۳۵۲ در کانون پرورش فکری منتشر شد @ehsanname
نامزدهای نُهمین جایزه جلال در حوزه مستندنگاری. دیروز هم اعلام شده بود این جایزه امسال کتابی را در حوزه نقد، نامزد نکرده است @ehsanname
حسین شریعتمداری، حججاسلام هادی خامنهای و منتجبنیا، فیضالله عربسرخی، فرشاد مومنی و ... در مجلس ختمِ یک نویسنده: مرحوم هادی نخعی، نویسنده و سرویراستارِ مجموعه «روزشمار جنگ ایران و عراق» @ehsanname
گاردین - «پنج قهرمان در جزیره برکسیت» (راست) که دنبالهای تقلبی برای مجموعه «پنج قهرمان» انید بلایتون (چپ) است، به خاطر ماجراهای برکسیت (خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا) جزو پرفروشهای سال شد @ehsanname
ناصرالدینشاههای درون ما
احسان رضایی
@ehsanname
حساب ناصرالدین شاه یکجورهایی از باقی قاجارها سواست. از بقیه شاهان و شازدههای قجر هم یادگارهای امروزی به جا مانده، اما حضورِ شاه کجکلاه از همه بیشتر و پررنگتر است. ناصرالدین شاه نه فقط روی چینیهای قدیمی، که در متن زندگی ما حاضر است. اسکناس، دوربین عکاسی، کتاب درسی، تلفن، تئاتر، هیات وزیران، ... همگی چیزهایی هستند که از این شاه به ما رسیده. تاریخنگارها البته حواسشان هست که در این بحث نقش مردانی مثل میرزا تقیخان امیرکبیر و میرزا حسینخان سپهسالار را یادآوری کنند، اما اینجا خودمانیم، اگر ناصرالدین شاه هم مثل بابایش علاقهای به تمدن و پیشرفت نداشت، زحماتِ امیرکبیر و بقیه به نتیجه مینشست؟ مگر فتحعلیشاه نبود که پسرش عباسمیرزای ولیعهد را دعوا کرد که توی معقولات دخالت نکند و سرش توی کار خودش باشد و آن چندتا ترجمهای را هم که به دستورش انجام شده بود، ممنوع کرد؟ ماجرا از این قرار بود که عباسمیرزا بعدِ شکستهای جنگ با روسیه، به فکر افتاد که چرا اینطوری شد؟، سفارش داد کتابهایی درباره قدرت سیاسی پیدا و ترجمه کنند، بلکه گرهای از کار ملک و مملکت باز شود. از جمله یکی رفت و «انحطاط و سقوط امپراتوری روم» ادوارد گیبون را گیر آورد و یک جلدش را هم ترجمه کرد که شاهبابا فهمید و جلوی کار را گرفت و کلا ترجمه را ممنوع کرد. نوشتهاند که بعدها ناصرالدین شاه همان نسخه ترجمهشده را در کتابخانه سلطنتی پیدا کرد و محض تفریح، دقیقا کارهایی را که گیبون گفته بود باعث انحطاط شده، عمل میکرد ببیند چی میشود. گفت: «تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی». اما باید انصاف داد که علیرغم همه این ستمها، شاهِ ناصر کارهای خوب هم داشته. از یک طرف دستور میداد امیرکبیر را رگ بزنند، از آن طرف هر وقت یاد امیر میافتاد، غصهاش میگرفت که این چه خریتی بود که کرد؟ این وسط، برای ملت یک دارالفنون میماند که درست ۱۳ روز قبل از قتل امیرکبیر و با حضور خود شاه افتتاح شد و بعدها آنهمه آدم بزرگ از آنجا درآمدند. قضاوت ناصرالدین شاه، کار آسانی نیست. اشتباهات و ظلمهای بزرگ داشته، اما تا دلتان بخواهد هنردوست و هنرپرور هم بود و از هر انگشتش یک شیرینکاری میریخت. شعر میگفت، ساز میزد، خط خوبی داشت، عكس میانداخت، نقاشی میكرد (شاگرد کمالالملک بود)، داستان مینوشت (رمانی دارد به نام «حکایت پیر و جوان»)، رمانهای فرانسوی میخواند (رمان محبوبش «سه تفنگدار» الکساندر دوما بود)،... با علاقه شاه به ادبیات و ترجمه، یک جریان ادبی شکل گرفت و موجی از ترجمه به راه افتاد. مثلا اسمِ شکسپیر، نیم قرنی قبل هم در متون ایرانی آمده، اما کسی دنبالش نبود که ببیند این بابا چی گفته و حرف حسابش چی بوده. در عهد ناصری بود که حسینقلی سالور برای خوشآمدِ شاه، «به تربیت درآوردن دختر تندخوی» شکسپیر را ترجمه کرد. حتی در نثر یومیهای که ما مینویسیم هم او نقش دارد. اینطوری که تا آن زمان نوشتۀ خوب، چیزی بود که فنی و پر از صنایع ادبی باشد و حد اعلایش نثر قائممقام فراهانی بود و نمونههایی مثلِ «از آن زمان که شيشۀ مودّت با سنگِ تفرقه و دوری شکسته، نه از آن جانب بَريدی و نه از اين جانب سلامی و درودی». ناصرالدین شاه اما به خاطر آشنایی با ادبیات اروپا، در خاطرات روزانهاش با نثر ساده مینوشت. بعد بخش سفرهای این خاطرات را میداد تا بعد از اصلاحات لازم، به صورت پاورقی در روزنامهها منتشر کنند. اینطوری و با مسابقهای که رجالِ وقت برای تقلید از شاه داشتند، سادهنویسی باب شد. به همه اینها، شیفتگی به اروپا، یا به قول خودش «فرنگ» را هم اضافه کنید (اولین پادشاهی بود که برای تفریح و هواخوری به خارج سفر کرد) تا ببینید رفتارِ این شاه چقدر هم امروزی و شبیه اهل زمانه ماست. ناصرالدین شاه مثل آدمهای امروز، معجونی بود از علاقه به همه چیز، به اضافه کمی میل به نمایش. چهارمين شاه قاجاری، البته شاه مقتدری بود ولی این اقتدار به اندازه مثلا شاه عباس و نادر نبود. او شاه هنردوستی بود، اما این علاقه به هنر، در حدی نبود که شاهکارهایی مثل شاهنامه بایسنغری یا شاهطهماسبی را باعث شود. به علم و دانش توجه داشت، اما نه آنقدر که مثل الغبیگ در علم نجوم صاحبنظر باشد. به جای همه اینها در علاقه به فرنگ نفر اول بود و نه یکبار و دو بار، بلکه سه مرتبه، آن هم با قرض و قوله به اروپا رفت. اینها شما را یاد کی میاندازد؟ آدم متوسطی که مرغ اروپا برایش غاز است و در عینِ کتاب خواندن و شعر دوست داشتن، آن اندازه مستبد هست که منتقدش را، حتی اگر امیرکبیر باشد، سر به نیست کند؟ این خصوصیات شییه خود ما نیست؟ واقعیتش را بخواهید، آن چندتایی عالم و فاضل و فرهیخته واقعی را که بگذاریم کنار، ناصرالدین شاه بهترین نمادِ انسان ایرانی معاصر است. همه ما، یک ناصرالدین شاه در درونمان داریم.
📌از شماره ۳۰ هفتهنامه «کرگدن»
احسان رضایی
@ehsanname
حساب ناصرالدین شاه یکجورهایی از باقی قاجارها سواست. از بقیه شاهان و شازدههای قجر هم یادگارهای امروزی به جا مانده، اما حضورِ شاه کجکلاه از همه بیشتر و پررنگتر است. ناصرالدین شاه نه فقط روی چینیهای قدیمی، که در متن زندگی ما حاضر است. اسکناس، دوربین عکاسی، کتاب درسی، تلفن، تئاتر، هیات وزیران، ... همگی چیزهایی هستند که از این شاه به ما رسیده. تاریخنگارها البته حواسشان هست که در این بحث نقش مردانی مثل میرزا تقیخان امیرکبیر و میرزا حسینخان سپهسالار را یادآوری کنند، اما اینجا خودمانیم، اگر ناصرالدین شاه هم مثل بابایش علاقهای به تمدن و پیشرفت نداشت، زحماتِ امیرکبیر و بقیه به نتیجه مینشست؟ مگر فتحعلیشاه نبود که پسرش عباسمیرزای ولیعهد را دعوا کرد که توی معقولات دخالت نکند و سرش توی کار خودش باشد و آن چندتا ترجمهای را هم که به دستورش انجام شده بود، ممنوع کرد؟ ماجرا از این قرار بود که عباسمیرزا بعدِ شکستهای جنگ با روسیه، به فکر افتاد که چرا اینطوری شد؟، سفارش داد کتابهایی درباره قدرت سیاسی پیدا و ترجمه کنند، بلکه گرهای از کار ملک و مملکت باز شود. از جمله یکی رفت و «انحطاط و سقوط امپراتوری روم» ادوارد گیبون را گیر آورد و یک جلدش را هم ترجمه کرد که شاهبابا فهمید و جلوی کار را گرفت و کلا ترجمه را ممنوع کرد. نوشتهاند که بعدها ناصرالدین شاه همان نسخه ترجمهشده را در کتابخانه سلطنتی پیدا کرد و محض تفریح، دقیقا کارهایی را که گیبون گفته بود باعث انحطاط شده، عمل میکرد ببیند چی میشود. گفت: «تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی». اما باید انصاف داد که علیرغم همه این ستمها، شاهِ ناصر کارهای خوب هم داشته. از یک طرف دستور میداد امیرکبیر را رگ بزنند، از آن طرف هر وقت یاد امیر میافتاد، غصهاش میگرفت که این چه خریتی بود که کرد؟ این وسط، برای ملت یک دارالفنون میماند که درست ۱۳ روز قبل از قتل امیرکبیر و با حضور خود شاه افتتاح شد و بعدها آنهمه آدم بزرگ از آنجا درآمدند. قضاوت ناصرالدین شاه، کار آسانی نیست. اشتباهات و ظلمهای بزرگ داشته، اما تا دلتان بخواهد هنردوست و هنرپرور هم بود و از هر انگشتش یک شیرینکاری میریخت. شعر میگفت، ساز میزد، خط خوبی داشت، عكس میانداخت، نقاشی میكرد (شاگرد کمالالملک بود)، داستان مینوشت (رمانی دارد به نام «حکایت پیر و جوان»)، رمانهای فرانسوی میخواند (رمان محبوبش «سه تفنگدار» الکساندر دوما بود)،... با علاقه شاه به ادبیات و ترجمه، یک جریان ادبی شکل گرفت و موجی از ترجمه به راه افتاد. مثلا اسمِ شکسپیر، نیم قرنی قبل هم در متون ایرانی آمده، اما کسی دنبالش نبود که ببیند این بابا چی گفته و حرف حسابش چی بوده. در عهد ناصری بود که حسینقلی سالور برای خوشآمدِ شاه، «به تربیت درآوردن دختر تندخوی» شکسپیر را ترجمه کرد. حتی در نثر یومیهای که ما مینویسیم هم او نقش دارد. اینطوری که تا آن زمان نوشتۀ خوب، چیزی بود که فنی و پر از صنایع ادبی باشد و حد اعلایش نثر قائممقام فراهانی بود و نمونههایی مثلِ «از آن زمان که شيشۀ مودّت با سنگِ تفرقه و دوری شکسته، نه از آن جانب بَريدی و نه از اين جانب سلامی و درودی». ناصرالدین شاه اما به خاطر آشنایی با ادبیات اروپا، در خاطرات روزانهاش با نثر ساده مینوشت. بعد بخش سفرهای این خاطرات را میداد تا بعد از اصلاحات لازم، به صورت پاورقی در روزنامهها منتشر کنند. اینطوری و با مسابقهای که رجالِ وقت برای تقلید از شاه داشتند، سادهنویسی باب شد. به همه اینها، شیفتگی به اروپا، یا به قول خودش «فرنگ» را هم اضافه کنید (اولین پادشاهی بود که برای تفریح و هواخوری به خارج سفر کرد) تا ببینید رفتارِ این شاه چقدر هم امروزی و شبیه اهل زمانه ماست. ناصرالدین شاه مثل آدمهای امروز، معجونی بود از علاقه به همه چیز، به اضافه کمی میل به نمایش. چهارمين شاه قاجاری، البته شاه مقتدری بود ولی این اقتدار به اندازه مثلا شاه عباس و نادر نبود. او شاه هنردوستی بود، اما این علاقه به هنر، در حدی نبود که شاهکارهایی مثل شاهنامه بایسنغری یا شاهطهماسبی را باعث شود. به علم و دانش توجه داشت، اما نه آنقدر که مثل الغبیگ در علم نجوم صاحبنظر باشد. به جای همه اینها در علاقه به فرنگ نفر اول بود و نه یکبار و دو بار، بلکه سه مرتبه، آن هم با قرض و قوله به اروپا رفت. اینها شما را یاد کی میاندازد؟ آدم متوسطی که مرغ اروپا برایش غاز است و در عینِ کتاب خواندن و شعر دوست داشتن، آن اندازه مستبد هست که منتقدش را، حتی اگر امیرکبیر باشد، سر به نیست کند؟ این خصوصیات شییه خود ما نیست؟ واقعیتش را بخواهید، آن چندتایی عالم و فاضل و فرهیخته واقعی را که بگذاریم کنار، ناصرالدین شاه بهترین نمادِ انسان ایرانی معاصر است. همه ما، یک ناصرالدین شاه در درونمان داریم.
📌از شماره ۳۰ هفتهنامه «کرگدن»
بهترین طراحیهای جلد کتاب در سال ۲۰۱۶ به انتخاب نیویورک تایمز
@ehsanname
بقیه را اینجا ببینید 👇
nytimes.com/interactive/2016/books/review/book-covers.html
@ehsanname
بقیه را اینجا ببینید 👇
nytimes.com/interactive/2016/books/review/book-covers.html
داستان جنجالی «راز داوینچی» بعد از ده سال توقف انتشار، دوباره ترجمه و چاپ شد. این ترجمه از روی نسخه جدیدی است که دن براون با حذف بعضی از اسامی و توضیحات تاریخی از کتابش ارایه کرده است @ehsanname
کتاب جدیدِ جومپا لاهیری که ترجمهاش بهزودی منتشر میشود، برخلاف همیشه اثر داستانی نیست، بلکه شرح تجربه یادگیری یک زبان تازه (ایتالیایی) است. لاهیری این کتاب را اول به ایتالیایی نوشته بود @ehsanname
پرفروشهای طرح پاییزه کتاب، از مجموع ۶۵۹هزار و ۱۹ جلد کتاب خریداریشده (منبع ketab.ir). در طرح تابستانه کتاب مجموع فروش ۵۴۶۰۹۸ جلد بود و آنجا هم «من پیش از تو» صدرنشین بود @ehsanname
کتابفروشیها و استانهایی که بیشترین خرید را در طرح پاییزه کتاب داشتند (منبع ketab.ir). در سه دوره قبلی این طرحها، استان تهران با تعداد کتابفروشیهای بیشتر، رتبه اول فروش کتاب بود @ehsanname
❌ رمانهای پرفروش یک ماه گذشته، ایرانی یا ترجمه؟
@ehsanname
فهرستهای زیر، پرفروشترین رمانهای ترجمه و ایرانی در آمار فروش طرح پاییزه کتاب (ketab.ir/paeezieh) است. این دوتا جدول خیلی تحلیل خاصی نیاز ندارد و به قول عادل فردوسیپور «تصاویر خودش گویاست»، فقط این چندتا نکته را داشته باشید که اولا اغلب رمانهای ترجمه گرانترند (البته «شوهر آهو خانم» از «جزء از کل» هم گرانتر است). در ثانی در ادبیات داستانی ایرانی، «بهترین شکل ممکن» مصطفی مستور با ۷۵۶ نسخه فروش، موفقترین بوده، اما آن کتاب مجموعه داستان است، نه رمان. نکته سوم هم اینکه طرح پاییزه کتاب شامل همه کتابفروشیها و همه خریدهای کتاب نیست، اگر میشد از باقی کتابفروشیها هم آماری داشت این مقایسه دقیقتر بود، اما فعلا کاملترین آمار موجود از فروش کتاب در کشور در یک ماهه گذشته (۲۴ آبان تا ۲۴ آذر ۹۵) همین است که میبینید.
@ehsanname
📚 ده رمان پرفروشِ ایرانی در طرح پاییزه کتاب
🔹سمفونی مردگان (عباس معروفی، انتشارات ققنوس) ۴۳۳ نسخه فروش
🔸چشمهایش (بزرگ علوی، انتشارات نگاه) ۲۶۷ نسخه
🔹تنتن و سندباد (محمد میرکیانی، انتشارات قدیانی) ۲۵۷ نسخه
🔸چراغها را من خاموش میکنم (زویا پیرزاد، نشر مرکز) ۲۴۸ نسخه
🔹جای خالی سلوچ (محمود دولتآبادی، نشر چشمه) ۲۳۹ نسخه
🔸سقای آب و ادب (سیدمهدی شجاعی، کتاب نیستان) ۲۲۲ نسخه
🔹رؤیای نیمهشب (مظفر سالاری، کتابستان معرفت) ۲۱۶ نسخه
🔸عادت میکنیم (زویا پیرزاد، نشر مرکز) ۲۰۴ نسخه
🔹کافه پیانو (فرهاد جعفری، ناشر: مولف) ۲۰۲ نسخه
🔸شوهر آهو خانم (علیمحمد افغانی، انتشارات نگاه) ۱۹۵ نسخه
@ehsanname
📚 ده رمان پرفروشِ ترجمه در طرح پاییزه کتاب
🔹من، پیش از تو (جوجو مویز، ترجمه مریم مفتاحی، نشر آموت) ۲۹۲۳ نسخه فروش
🔸پس از تو (جوجو مویز، ترجمه مریم مفتاحی، نشر آموت) ۱۸۳۱ نسخه
🔹یک بعلاوه یک (جوجو مویز، ترجمه مریم مفتاحی، نشر آموت) ۱۷۸۷ نسخه
🔸ملت عشق (الیف شافاک، ترجمه ارسلان فصیحی، انتشارات ققنوس) ۱۳۸۰ نسخه
🔹جزء از کل (استیو تولتز، ترجمه پیمان خاکسار، نشر چشمه) ۸۹۰ نسخه
🔸شازده کوچولو (آنتون دو سنت اگزوپری، ترجمه احمد شاملو، انتشارات نگاه) ۵۹۱ نسخه
🔹دنیای سوفی (یوستین گاردر، ترجمه حسن کامشاد، نشر نیلوفر) ۵۱۲ نسخه
🔸هری پاتر و فرزند نفرینشده (جوآن کتلین رولینگ، ترجمه ویدا اسلامیه، کتابسرای تندیس) ۳۳۵ نسخه
🔹وقتی نیچه گریست (اروین یالوم، ترجمه سپیده حبیب، نشر قطره) ۲۹۲ نسخه
🔸اتاق (اما داناهیو، ترجمه علی قانع، نشر آموت) ۲۹۰ نسخه
@ehsanname
فهرستهای زیر، پرفروشترین رمانهای ترجمه و ایرانی در آمار فروش طرح پاییزه کتاب (ketab.ir/paeezieh) است. این دوتا جدول خیلی تحلیل خاصی نیاز ندارد و به قول عادل فردوسیپور «تصاویر خودش گویاست»، فقط این چندتا نکته را داشته باشید که اولا اغلب رمانهای ترجمه گرانترند (البته «شوهر آهو خانم» از «جزء از کل» هم گرانتر است). در ثانی در ادبیات داستانی ایرانی، «بهترین شکل ممکن» مصطفی مستور با ۷۵۶ نسخه فروش، موفقترین بوده، اما آن کتاب مجموعه داستان است، نه رمان. نکته سوم هم اینکه طرح پاییزه کتاب شامل همه کتابفروشیها و همه خریدهای کتاب نیست، اگر میشد از باقی کتابفروشیها هم آماری داشت این مقایسه دقیقتر بود، اما فعلا کاملترین آمار موجود از فروش کتاب در کشور در یک ماهه گذشته (۲۴ آبان تا ۲۴ آذر ۹۵) همین است که میبینید.
@ehsanname
📚 ده رمان پرفروشِ ایرانی در طرح پاییزه کتاب
🔹سمفونی مردگان (عباس معروفی، انتشارات ققنوس) ۴۳۳ نسخه فروش
🔸چشمهایش (بزرگ علوی، انتشارات نگاه) ۲۶۷ نسخه
🔹تنتن و سندباد (محمد میرکیانی، انتشارات قدیانی) ۲۵۷ نسخه
🔸چراغها را من خاموش میکنم (زویا پیرزاد، نشر مرکز) ۲۴۸ نسخه
🔹جای خالی سلوچ (محمود دولتآبادی، نشر چشمه) ۲۳۹ نسخه
🔸سقای آب و ادب (سیدمهدی شجاعی، کتاب نیستان) ۲۲۲ نسخه
🔹رؤیای نیمهشب (مظفر سالاری، کتابستان معرفت) ۲۱۶ نسخه
🔸عادت میکنیم (زویا پیرزاد، نشر مرکز) ۲۰۴ نسخه
🔹کافه پیانو (فرهاد جعفری، ناشر: مولف) ۲۰۲ نسخه
🔸شوهر آهو خانم (علیمحمد افغانی، انتشارات نگاه) ۱۹۵ نسخه
@ehsanname
📚 ده رمان پرفروشِ ترجمه در طرح پاییزه کتاب
🔹من، پیش از تو (جوجو مویز، ترجمه مریم مفتاحی، نشر آموت) ۲۹۲۳ نسخه فروش
🔸پس از تو (جوجو مویز، ترجمه مریم مفتاحی، نشر آموت) ۱۸۳۱ نسخه
🔹یک بعلاوه یک (جوجو مویز، ترجمه مریم مفتاحی، نشر آموت) ۱۷۸۷ نسخه
🔸ملت عشق (الیف شافاک، ترجمه ارسلان فصیحی، انتشارات ققنوس) ۱۳۸۰ نسخه
🔹جزء از کل (استیو تولتز، ترجمه پیمان خاکسار، نشر چشمه) ۸۹۰ نسخه
🔸شازده کوچولو (آنتون دو سنت اگزوپری، ترجمه احمد شاملو، انتشارات نگاه) ۵۹۱ نسخه
🔹دنیای سوفی (یوستین گاردر، ترجمه حسن کامشاد، نشر نیلوفر) ۵۱۲ نسخه
🔸هری پاتر و فرزند نفرینشده (جوآن کتلین رولینگ، ترجمه ویدا اسلامیه، کتابسرای تندیس) ۳۳۵ نسخه
🔹وقتی نیچه گریست (اروین یالوم، ترجمه سپیده حبیب، نشر قطره) ۲۹۲ نسخه
🔸اتاق (اما داناهیو، ترجمه علی قانع، نشر آموت) ۲۹۰ نسخه