Too lazy for a suicide, I just watch the days pass
Hoping to die
Hoping to die
گاهی وقتا آدما رو نمیفهمم
راحت میشه متوجه شد چی توی فکرشون میگذره ولی قابل درک نیست.
راحت میشه متوجه شد چی توی فکرشون میگذره ولی قابل درک نیست.
دلم میخواد دستم رو محکم و سفت دور گلوی یکی بپیچم، داغ شدن گلوش رو حس کنم، زورم رو انقدر بزنم که خودمم خسته شم، سیب گلوش زیر دستام حس بشه، انقدر بال بال بزنه و توی چشمهای هم زل بزنیم که به گریه بیوفتیم اما اون از فشار خفگی و من از لذت.
مهربونی؟حوصله سربره. انسان دوستی؟مضحکه. حیوانات؟دوست داشتنین آره ، اما پرسروصدا و نیازمند. انسانها؟ دردسرساز. مبارزه برای چیزی؟ عمر آدم کوتاهه، نمیارزه. ارزش و اعتقادات؟ بیهوده. جامعه؟ انتظاری نمیره ، آدمیزدان دیگه.
هرکی از سر راه میرسه برداشت خودشو داره. نمیفهمم کجای عبارت "من خسته شدم." براتون غیرقابل درکه. یعنی تا به حال نشده یکبار از خواب بیدار بشین ، زندگی حالت نرمالش رو داشته باشه ولی فقط خسته باشین از همه چیز. با خودتون بگین خب دیگه تلاشم رو کردم ، لیاقتش رو دارم استراحت کنم و گورمو گم کنم.
کجاش رو نمیفهمین دقیقا؟
کجاش رو نمیفهمین دقیقا؟
-See. This is all I ever wanted for you, will.
For both of us.
+It's beautiful.
For both of us.
+It's beautiful.
میخواید از نظر روحی روانی، جسمی فیزیکی تحت فشارم بذارید؟
من رو یک روز آفتابی از خونه بکشید بیرون
به مرگ هم راضی میشم.
من رو یک روز آفتابی از خونه بکشید بیرون
به مرگ هم راضی میشم.
از جوری که اسممو میگی بدم میاد. از جوری که حالمو میپرسی بدم میاد. از طور نگاه کردنت حالم بهم میخوره. ولی هیچکی تو این دنیا نیست که بیشتر از تو صدای آرومی داشته باشه و آدم بخواد فقط پیشش سیگار بکشه و گردنشو ببوسه.
هر یک روز در دبیرستان/هنرستان برابر با ۱۰۰ روز تو جهنم
متاسفانه یک احساسی همیشه درونم هست که حتی وقتی غمگین نیستم ، دلش میخواد در همین حینی که پا روی پا انداخته ، جنازهم یا جنازهت رو درحال تاب خوردن ببینه.
Redeemer
Palaye Royale
And I'm here
Just waiting for you to come home
Just waiting for you to come home
اگر از همین الان شروع کنم و در هر دقیقه به طور متوسط سی بار سرم رو توی دیوار بکوبم و تا فردا همین موقع ادامه بدم ، باز هم شمارش چیزهایی که اعصابمو خرد میکنه تموم نمیشه.
کاش یک دقیقه خفه شن. کاش همه یک لحظه خفه شن، خسته شدم از سر و صدا.
از لحظه ورودم به اینجا یک گوشه نشستم ، حرف هم نمیزنم بعد نمیدونم چه اصراری بر بودن من دارن وقتی حضورم انقدر روحوار و عصبیه.
تنها آدمی که دلم می خواد باهاش معاشرت کنم ، آدمیه که بدونه چه طور یه قتل تر و تمیز رخ بده.
You Get Me So High
The Neighbourhood
I wanna be high all the time
Would you come with me?
Would you come with me?