Колония имени Горького | کولونی گورکی – Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
362 subscribers
2.4K photos
830 videos
93 files
731 links
زن زندگی آزادی

گورستان کولونی گورکی:
@Gorky_Colony_Graveyard

منابع کولونی گورکی:
@GorkyColonySources


http://t.me/RedChtBot?start=823056890
Download Telegram
سلطنت طلبی نه پاسخ به وضعیت موجود، که خود محصول آن است
رساله_دوم_درباره_دولت_از_جان_لاک_ترجمه_شهرام_ارشدنژاد.pdf
6.4 MB
رساله دوم درباره دولت
نوشته : جان لاک
مترجم : شهرام ارشدنژاد
Колония имени Горького | کولونی گورکی
رساله_دوم_درباره_دولت_از_جان_لاک_ترجمه_شهرام_ارشدنژاد.pdf
برای رسیدن به چنین هدفی فکر میکنم بیهوده نباشد که بنشینیم و آنچه را که باید به باور من اساس قدرت سیاسی قرار بگیرد تنظیم کنیم و نشان دهیم که قدرت یک حاکم بر مردم کشورش غیر از قدرتی است که پدر نسبت به فرزندانش، ارباب نسبت به خدمت کارانش؛ شوهر نسبت به همسرش و یا یک مالک نسبت به بندگانش دارد. گاه ممکن است فرد همه ی قدرت هایی را که ذکر شد داشته باشد؛ در این صورت اگر به این شخص در ساحت های گوناگون قدرتش نظر افکنیم، میتواند ما را در شناخت انواع این قدرت ها یاری کند و تفاوت های میان قدرت حاکم یک جامعه با قدرت پدر خانواده و یا ناخدای یک کشتی را به ما نشان دهد.

📚 رسالهٔ دوم دربارهٔ دولت
جان لاک(ترجمهٔ شهرام ارشدنژاد)
برای شناخت درست قدرت سیاسی و رسیدن به اصل و ریشه ی آن در ابتدا باید مشخص کنیم که حالت طبیعی انسانها چگونه است. تحت حاکمیت طبیعت¹، انسانها برای اعمال خود و دخل و تصرف در اموالشان دارای آزادی مطلق هستند و تنها قانون حاکم بر آنها قانون طبیعت است و انسانها نه نیازی به کسب اجازه از کسی دارند و نه تابع اراده ی شخص دیگری هستند.

و هم چنین حاکمیت طبیعت وضعیت برابری است که در آن قدرت و تسلط همه ی مردمان یکسان است؛ هیچ کس چیزی بیش از دیگری ندارد؛ همه ی انسانها از یک تبار و یک طبقه هستند و به یکسان از مواهب طبیعی برخوردارند و به یک میزان از خرد بهره میبرند و هیچ کس تابع دیگری نیست، مگر این که خداوند با اراده ی خویش کسی را برتر از دیگری قرار دهد و آشکارا به او حق سلطه و سروری دیگران عطا کند.


1. مقصود، حاکمیت طبیعت بر انسان پیش از درک ضرورت همگرایی اجتماعی هست

📚 رسالهٔ دوم دربارهٔ دولت
جان لاک(ترجمهٔ شهرام ارشدنژاد)
چگونه میتوان توقع داشت انسانی که چنان ستم کار است که به هم نوع خود گزندی وارد میکند چنان منصف باشد که خود را محکوم کند؟

📚 رسالهٔ دوم دربارهٔ دولت
جان لاک(ترجمهٔ شهرام ارشدنژاد)
اما من کسانی را ستایش میکنم که این ایراد را وارد میکنند تا به یاد بیاوریم که خاندان مطلقه ی سلطنتی نیز چیزی جز آدمی زاد نیستند و اگر بناست دولت، چاره ی آن شیاطینی باشد که عقیده دارند افراد باید خود داور اعمال خود باشند و به این واسطه به حاکمیت طبیعت پایان می دهند، مایلم بدانم که این دولت چه نوع دولتی است و به چه میزان از حاکمیت طبیعت بهتر است؟ در حالی که در این دولت یک فرد، جماعتی از افراد را رهبری میکند و حق این را دارد که خود داور اعمال خود باشد و میتواند هر آنچه دوست دارد بر رعایایش روا دارد و کسی را یارای پرسش از او نیست و نمیتوان کارگزاران اش را که چنین لذتی برای او فراهم کرده اند مهار کرده و دیگران مجبورند مطیع هر آنچه باشند که او انجام میدهد؛ خواه این افعال از روی خرد باشد و یا از سر شهوت. آیا باید تسلیم این وضعیت شد؟

📚 رسالهٔ دوم دربارهٔ دولت
جان لاک(ترجمهٔ شهرام ارشدنژاد)
Forwarded from Exhibit L (:Dorsa)
You have seen this
Forwarded from Exhibit L (:Dorsa)
I made an irani version