Колония имени Горького | کولونی گورکی – Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
357 subscribers
2.41K photos
833 videos
93 files
736 links
زن زندگی آزادی

گورستان کولونی گورکی:
@Gorky_Colony_Graveyard

منابع کولونی گورکی:
@GorkyColonySources


http://t.me/RedChtBot?start=823056890
Download Telegram
افزون بر این، ریاضیات به سبب توان زیبایی شناختی و خلاقیتی که میطلبد از شما می خواهد سوژه ای شوید که آزادی اش نه تنها در تقابل با نظم و انظباط نیست بلکه مستلزم آن است. در حقیقت، زمانی که روی یک مسئله ی ریاضی کار می کنید، یافتن راه حل - و بنابراین آزادی خلاقانه ی ذهن - نه نوعی پرسه زنی کورکورانه بلکه بیشتر تعین مسیری است که میتوان گفت همواره توسط الزامات سازگاری سراسری و قواعد برهانی خط کشی شده است. شما میل به یافتن راه حل را نه به رغم قانون عقل بلکه به سبب ممنوعیت ها و یاری های آن برآورده می کنید.


📚 در ستایش ریاضیات
آلن بدیو
«این همانی» دیالکتیکی؟
Колония имени Горького | کولونی گورکی
«این همانی» دیالکتیکی؟
پدیده ها در عین آن که برابر با خود هستن، از خودشون و دیگر پدیده ها متفاوتن. علتش هم میشه گفت پایا نبودن حقیقت، بلکه پویا و دائما در حال تغییر بودنشه. بیشتر برای این مسئله میتونیم به هگل عزیز رجوع کنیم. در کتاب «پدیدارشناسی روح»، هگل به مفهوم دیالکتیک اشاره میکنه که طی اون، یک پدیده در نتیجهٔ تغییر حاصل از عناصر متضاد یک پدیده، تغییر می‌کنه. هر پدیده ای نوعی «این همانی» داره که توسط رابطه ش با دیگر پدیده ها متعین میشه و بلا استثنا به علت تضاد موجود میان عناصر متضادش، دستخوش تغییر میشه.(نفی متعین؟)
این مسئله به تاریخ هم بسط پیدا میکنه، چرا که هگل، غایت نهایی دیالکتیک رو رسیدن به روح مطلق،(یکی از سه روحی که دسته بندی کرده*). هگل حرکت تاریخ رو مظهری از حرکت روح میدونست که در نتیجه ش از میزان کم آزادی و آگاهی به میزان بالایی ازش میرسیم هر چه پیش میریم.


مثالی از این همانی دیالکتیکی:
- در علم میشه به فرگشت اشاره کرد. یک گونه در آن واحد که ژنوتیپ و فنوتیپ تعین یافته ای داره، همینطور توانایی تغییر و سازگاری با محیط های جدید و شرایط جدید رو داره. تغییر این گونه حاصل تضاد میان حالت کنونی ش و حالت سازگار با محیط نوینه که توسط «انتخاب طبیعی» متعین میشه. گونهٔ تغییر یافته یا همان گونهٔ جدید همزمان حالت قبلی خودشه و حالت جدیدی داره که سازگار تر و گوناگون تره. به عنوان مثال، انسان که آگاه تر و پیچیده تره حاصل تکاملش از جد مشترکش با شامپانزه ها هست، یعنی انسان ها در عین آن که اون جد مشترک هستن، موجوداتی کاملا نوین و پیچیده تر هستن.
1👍1
Колония имени Горького | کولونی گورکی
پدیده ها در عین آن که برابر با خود هستن، از خودشون و دیگر پدیده ها متفاوتن. علتش هم میشه گفت پایا نبودن حقیقت، بلکه پویا و دائما در حال تغییر بودنشه. بیشتر برای این مسئله میتونیم به هگل عزیز رجوع کنیم. در کتاب «پدیدارشناسی روح»، هگل به مفهوم دیالکتیک اشاره…
*هگل سه تا مفهوم از روح ارائه داد:
۱. روح عینی یا ابژکتیو(objektiver geist) که اشاره داره به تجلی روح انسان در نهاد ها، قوانین، فرهنگ ها و ساختار های اجتماعی و مذهبی.

۲. روح سوبژکتیو یا فاعلانه (subjektiver geist) که ماتریالیست ها از اون به عنوان روان یاد میکنن. این روح، همون روح مربوط به تشخیص، آگاهی که زمینه های روانشناختی، انسان شناسی و رشد ذهن هست.

۳. روح مطلق(absoluter geist): بالاترین نقطه مفهوم روح در نظر هگل هست که حرکت تاریخ و منطق رو باهاش توجیه میکنه که طی اون روح باهاش به تکامل مطلق میرسه. روح مطلق ایجاد کننده فلسفه، هنر، دین و سایر ساختار های فرهنگ انسان هست
1👍1
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
It never fails to amaze me how far can this phenomenon go
Forwarded from سطل آشغال
بش گفتم بشین رو صورتم. گف من اومدم یه باری رو از دوش مردم بردارم، نه که بار شم رو دوششون.
😭2
Forwarded from .
نمی‌دونم چرا به درویش میرسم اینجوری میشم که خب چرا وقت برای ترجمه بذارم؟ چون که نمیشه که نمیشه. تمام زیباییش به عربی بودنشه. خود آقای درویش هم علاقه‌ای به ترجمه کردن نداشته و زمان حیاتش خیلی کم اجازه داده اشعارش ترجمه بشن پس من کی باشم که بخوام ترجمه کنم؟
2👎2
مود من الان مود گورکیه تو این عکس
پینترستتون رو رفرش کنید، پنجمین شخص اکستون تو زندگی قبلیه. هفتمین عکس دلیلی هست که اکستون شده.
Kelsier
کلسیر شخصیتی محکم و قوی، عدالت‌طلب و انقلابی، کاریزماتیک داره و ذاتا یک رهبره. با وجود اینکه جدیه، اغلب لبخند می‌زنه و از بحث‌های ناامیدکننده خوشش نمیاد.
با اینکه اغلب منطقیه، گاهی توی کنترل خشم شکست می‌خوره و کارهای خطرناک انجام می‌ده. نفرتش از طبقه اشراف هم گاهی منطقش رو ازش می‌گیرن.
برای کسایی که دوستشون داره، بیشترین توانش رو می‌ذاره و شاید حتی اصولش رو ببره زیر سوال و بدون هیچ تردیدی، فداکاری کنه.
عقاید نسبتا مشابه، ایده‌آل‌گرایی و اراده‌تون در محقق کردن رویاها، باعث ایجاد همبستگی می‌شه و روحیه آروم‌ترت جلوی تصمیمات گاهی عجولانه‌ش رو می‌گیره.

Mistborn
الان علت لهجهٔ اسکاتلندی ایمام مشخص شد.
شان کانری ایز دت یو؟
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
آه ناشی از شکست در برابر تمایل به نوشتن*
فور کنید براتون یه دنیای داستانی با قوانین خاص خودش رو بسازم (ممکنه محدود به یه شهر یا حتی مکانی بشه که داستان درش اتفاق میفته) و حال و هوای شخصیت‌هاش رو توصیف کنم.
دقت کنید خط نخورده باشه لطفا