Колония имени Горького | کولونی گورکی – Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
363 subscribers
2.41K photos
832 videos
93 files
734 links
زن زندگی آزادی

گورستان کولونی گورکی:
@Gorky_Colony_Graveyard

منابع کولونی گورکی:
@GorkyColonySources


http://t.me/RedChtBot?start=823056890
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Movie quote from THE SEVENTH SEAL - I am Death, I've long been at your side
Life's but a walking shadow, a poor player, that struts and frets his hour upon the stage, and then is heard no more; it is a tale told by an idiot, full of sound and fury, signifying nothing.

📚Macbeth
William Shakespeare
Forwarded from رنسانس
فیلسوف آلمانی، «مارتین هایدگر» ، این تفکر را این گونه مطرح کرد که ما به این دنیا پرتاب شده‌ایم و هرگز نمی‌توانیم جاپای کاملا ثابت و مستحکمی پیدا کنیم. اگر بخواهیم به شیوه‌ای سرراست‌تر بیان کنیم، باید بگوییم که تأملات مان به ما نشان می‌دهند که رنج در زندگی انسان اجتناب‌ناپذیر است و هرگز نمی‌توان کاملاً از چنگالش گریخت. البته این بدین معنی نیست که نمی‌توانیم راهبردهایی برای کاهش یا مدیریت بهتر آن طراحی کنیم، بلکه بدین معنی است که یکی از نخستین گام‌ها برای کاهش یا مدیریت بهتر رنج‌ها این است که بپذیریم زندگی‌مان هرگز کاملا عاری از رنج نخواهد بود. به بیان دیگر، باید «واقع‌گرا» باشیم. توصیه به واقع‌گرایی هم در واقع این نیست که بنشینیم و زانوی غم بغل بگیریم. کاملاً برعکس، واقع‌گرا بودن نخستین گام به سوی تغییر اوضاع است، و با این که اوضاع هرگز کاملا آن‌ طور که ما می‌خواهیم نمی‌شود، مسلما می‌توان آن را بهتر کرد.



«چگونه رنج بکشیم»
کریستوفر همیلتون
@renaissancetranslate
Forwarded from .
اثر اشاره به تمثیل و خرافه ای دارد که در قرون وسطا میان مردم فرانسه رایج و شناخته شده بود. طبق افسانه‌ها «مرگ» هر سال در نیمه شبِ هالووین حاضر می‌شود و در این هنگام با ویولنی که به همراه دارد قطعه‌ای را اجرا می‌کند؛ که در رقص مردگان فاصله تریتونی که ویولن سولو مینوازد به آن اشاره می کند.
مرگ با آهنگی که می نوازد، مردگان را از قبر فرا می‌خواند تا بیدار شوند و برای وی برقصند. اسکلت مردگان تا طلوع خورشید با نوای ساز مرگ می‌رقصند و سپس به قبر هایشان باز می‌گردند.

در ابتدا هارپ، دوازده بار نواختن نت «ر» را که نماد زنگ ساعت و به معنای فرا رسیدن ساعت دوازده شب در محیط آرام گورستان است را ادامه میدهد. سپس با یک ضربهء قوی، طلسم گورستان شکسته شده و با نوای ویولن برخواستن مرده ای، مجسم می شود.

سپس تم اصلی اثر، ابتدا با فلوت نواخته می‌شود و بعد بار دیگر تم اصلی، با همراهی ارکستر و با انرژی و شور بیشتری نواخته می‌شود که تصور سر بر آوردن پی در پی مردگان، با همان حالت مرموزگونه از گور، و رقصیدن دسته جمعی آنها با نوای والس را در بر دارد.
در این اثر از ساز زایلوفون طوری استفاده می‌شود که هنگام نواختن تداعی کننده صدای خشک استخوان‌ های مردگان باشد.
اثر با سوق دادن ذهن شنونده به تصور طلوع خورشيد و فرار کردن مردگان به سمت گور هایشان، خاتمه ميابد.

فرانتس لیست بزرگ، از دوستان سن-سانس پس از اولین اجرای اثر تنطیمی از این اثر برای پیانو ارائه می کند که در ادامه میشنویم.
____________________
@Baroque1
Forwarded from Got Life | House of the Dragon (ASHKAN)
Beren and Lúthien.pdf
649.8 KB
🔸 کتاب برن و لوتین روایت‌گر یکی از پر فراز و نشیب‌ترین داستان‌های جی. آر. آر. تالکین در دوران نخست جهانش است و داستان دو عاشق را روایت می‌کند که در راه رسیدن به یکدیگر مصائب بسیاری را از سر می‌گذرانند.

🔹 نسخه‌ی اولیه این داستان در سال ۱۹۱۷ نوشته می‌شود، وقتی همسر تالکین در میان شوکران‌های سپید در مقابلش رقصید و الهام‌بخش این داستان شد. این نسخه از داستان تفاوت‌های به سزایی با آن چیزی دارد که پیش از این در سیلماریلیون خوانده‌ایم. برن در این داستان یک الف است و سائورون در هیبت گربه‌ای اهریمنی به‌نام تویلدو. از فین‌رود فلاگوند و پسران فئانور اثری در داستان نیست و والار نقش ایزدان داستان را ایفا می‌کنند.

🔸 این کتاب به دو قسمت نثر و نظم تقسیم می‌شود و ترجمه‌ی پیش رو، صرفاً به قسمت نثر پرداخته است که به خودی خود داستانی کامل را از آغاز تا سرانجام روایت می‌کند.
نسخه‌ی ویرایش‌شده‌ی این ترجمه توسط «آرش شامرادلو»، اکنون به‌صورت رایگان در دسترس عموم قرار دارد.

ارسالی Flying_Tolkienist

❄️ #LotR

🔥 @Got_Life
اتاق چینی یک آزمایش فکری در فلسفه ذهن است که در سال ۱۹۸۰ توسط فیلسوف جان سیرل ارائه شده است. هدف از این آزمایش چالش دادن ایده‌ای است که یک برنامه کامپیوتری یا ماشین به واقعیت می‌تواند زبان را درک کند و یا آگاهی داشته باشد.

در آزمایش فکری اتاق چینی، تصور کنید که شما در یک اتاق با یک برنامه کامپیوتری هستید که می‌تواند به سوالات به زبان چینی پاسخ دهد. با این حال، شما زبان چینی را درک نمی‌کنید و به شما یک مجموعه دستورات به زبان انگلیسی داده شده است که به شما می‌گوید چگونه به برخی سوالات به زبان چینی پاسخ دهید. سپس شما سوالاتی را به زبان چینی دریافت می‌کنید و از دستورالعمل‌ها برای هم‌خوانی آن‌ها با پاسخ‌های مناسب استفاده می‌کنید. از بیرون، به نظر می‌رسد که برنامه کامپیوتری زبان چینی را درک می‌کند، اما در واقع، شما فقط دنبال یک مجموعه قوانین هستید بدون درک زبان.

هدف اصلی آزمایش اتاق چینی نشان دادن این است که حتی اگر یک برنامه کامپیوتری توانایی تقلید از هوش و پردازش زبان انسانی را داشته باشد، این به معنای درک و آگاهی واقعی از زبان و یا برخی از ویژگی‌های ذهنی نیست. این آزمایش سوالاتی را درباره طبیعت هوش و آگاهی مطرح می‌کند و اینکه آیا این صفات توسط ماشین قابل بازسازی هستند یا خیر
👍2
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Gibran Alcocer – Idea 9
شنلی که بدل به تنها چیزی در زندگی «آکاکی آکاکیویچ» شده بود که بدان شادی و معنا می‌بخشید، اکنون از دست رفته بود. بدین ترتیب آکاکی آکاکیویچ مجبور بود شنل کهنه اش که دیگر توان محافظت از وی در برابر سرما را نداشت بپوشد. قلب آکاکی آکاکیویچ شکست و در مدتی کوتاه از شدت غم جان سپرد، بدون آن که شنل اش را بپوشد. کسی نبود که برای وی سوگواری کند، کسی نبود که خاطره اش را زنده نگاه دارد، کسی نبود که حتی ذره ای برایش اهمیت داشته باشد. آکاکی آکاکیویچ در مرگ، همچون حیاتش تنها بود و به دست فراموشی سپرده شده بود. خاطرهٔ آکاکی آکاکیویچ و شنل اش، چون رویایی که به هنگام بیداری فراموش شود، فراموش شد.
همه چیز روزی از میان خواهد رفت - زجر، درد، خون، گرسنگی و طاعون. شمشیر نیز از میان خواهد رفت، اما ستارگان به هنگام ناپدیدی سایه هایمان و اعمال مان باقی خواهند ماند.

📚گارد سفید
میخاییل بولگاکف
غاده عزیزم، دِلت می خواهد از چِه برایت بگویم؟ همین الان بِه دفتر رسیدم. ساعت دویِ بعدازظهر است. تا این ساعت اصلا نخوابیدم، بِه جُز دیروز، و مانندِ صبحِ هر روز وارد شدم: بِه نامه ها، روزنامه ها و مرسولاتی که رویِ میز تلمبار شده اند، زیر چشمی نگاه می کنم و انگار نمی خواهم اشیا از اشتیاق و نومیدی ام سر در بیاورند.

امروز فقط یقین پیدا کردم که نامه ای از تو نخواهم یافت، در طولِ هفده روزِ گذشته، یِک بار صبح و یِک بار هم شَب میانِ تلی از نامه ها می گشتم. تنها امروز بِه طورِ کامل دست از این کار برداشتم، امّا سرنوشت خوب بلد است چگونه بِه مزاحِ خود ادامه دهد؛ نامه ات بالایِ تلِ نامه ها بود و بِه من می گفت: صبح بِه خیر! اشکم جاری شد.
کتابای ورق انجیلی>>>>>>>
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لالۀ سیاه - الکساندر روزنباوم

آنتِی-۱۲(an-12) معروف به لاله سیاه، هواپیمای مسئول انتقال اجساد از افغانستان به شوروی در جنگ شوروی-افغان بود. در ۲۹ نوامبر ۱۹۸۶ یکی از لاله های سیاه به علت اصابت موشکی از سوی گروه تروریستی مجاهدین، سقوط کرد و ۲۹ نفر در این سقوط کشته شدند.
@finchstuff
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️فریدا کالو

ـــ هیچ چیزی مطلق نیست. همه چیز تغییر می‌کند، همه چیز حرکت می‌کند، همه چیز می‌گردد، همه چیز پر می‌کشد و از دست می‌رود.










🎥 @CinemaParadisooo