Колония имени Горького | کولونی گورکی – Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
357 subscribers
2.41K photos
833 videos
93 files
739 links
زن زندگی آزادی

گورستان کولونی گورکی:
@Gorky_Colony_Graveyard

منابع کولونی گورکی:
@GorkyColonySources


http://t.me/RedChtBot?start=823056890
Download Telegram
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۷۰۷۰ سال پیش در چنین روز نیروهای ویژه ارتش پس از هجوم به دانشگاه تهران به کلاسهای درس حمله کرده و صدها دانشجو را بازداشت و زخمی نمودند. سرکوب‌گران در دانشکده فنی، اقدام به شلیک با گلوله‌های جنگی کردند که در نتیجه‌ی آن تعداد زیادی مجروح شدند و سه تن به شهادت رسیدند.
دانشجویان در این روز در اعتراض به سفرِ #ریچارد_نیکسون رئیس‌جمهور ایالات متحده که در سرنگونی دولتِ ملی #محمد_مصدق _از طریق کودتا با یاری اراذل و اوباش_ اعتراضاتی را سازمان داده بودند. اما حکومتی که بقایِ خود را مدیونِ آمریکا بود برای خاموش کردنِ صدای دانشگاه، به گلوله متوسل شد.
در این روز #مصطفی_بزرگ_نیا #احمد_قندچی و #مهدی_شریعت‌_رضوی با گلوله‌های سربازان ارتش به خاک افتادند و به نمادهای مبارزات دانشجویی تبدیل گشتند.

یادِ آن‌ها و تمامی دانشجویانی که در دوران استیلای سلطنت-ولایت، با جان‌فشانی و تعهد به آزادی و برابری، از دانشگاه به‌عنوانِ سنگری در برابری استبداد و ارتجاع محافظت کردند، گرامی باد.

#سلطنت_ولایت_یکصدسال_جنایت
#دانشگاه_سنگر_مقاومت #نان_کار_آزادی
#دانشجوی_زندانی_آزاد_باید_گردد
#مقاومت_زندگیست


@Blackfishvoice1
مکتب فرانکفورت در تاریخ چقدر تأثیر گذاشته؟

اینقدر:
فرزندان شتیلا (۱۹۹۸)
Forwarded from "Opal"
دنیای پوسی‌ها❤️
Forwarded from ineptias
صبح‌هایی همچون امروز که در چند قدمی زمستان چشم بر تاریکی اتاقک باز می‌کنم، می‌دانم مترسکی شکسته هستم که دیگر پرندگان را نمی‌ترساند، کلاغ‌ها بر شانه‌ام می‌شینند و به لبخند دوخته‌شده بر پوست کاهی‌ام نوک می‌زنند. چنگال‌هایشان میان ریسمان‌های بافت کالبدم فرو می‌روند، چیزی احساس نمی‌کنم جز گرمای ملایم و دوستانه پرهای خاکستری و سیاهشان. من نیز گرما خواهم بود، من نیز هیزم، خاکستر و دود خواهم بود.
رنج لرزانم را معشوقانه می‌نوازم، درد نمی‌تواند دستانم را لمس کند، دیگر در جسمی ملموس شناور نیستم، دیگر رویایی ندارم. نرمی خرما در تضاد با سنگ‌ریزه‌هایی که به گلویم آویزانند زیر زبانم دفن می‌شود، شعله‌ها بر پوستم می‌رقصند، زخم‌ها آواز می‌خوانند، چشمانم آواره‌اند، بازتابنده‌ها برخلاف پنجره که با برف آرام آرایش شده ناشناخته و طوفانی می‌نگرند.
Forwarded from .
كَمْ اَنا اُحِبُكِ حَتّى اَنَّ
نَفسي مِنْ نَفسِها تتعجب
يَسكُنُ الشِعرُ في حَدائِقَ عَينَيكِ
فلولا عَيناكِ لا شِعرَ يُكتَبُ.

آن‌قدر دوستت دارم
که خودم را هم متعجب می‌کنم.
شعر در چشمانت سکنا گزیده
و اگر چشمانت نبودند، شعری سروده نمی‌شد.
__نزار قبانی
Forwarded from .
عَيناكِ مِثلَ اللَيلَةِ الماطِرَةْ...
مَراكِبي غارِقَةٌ فيها
كِتاباتي مَنسيَّةٌ فيها‌.

چشمانت همچون شب بارانی‌اند...
کشتی‌هایم در آن غرق و
نوشته‌هایم در آن فراموش می‌شوند.
__نزار قبانی
Forwarded from pathétique
باب دیلن و جون بایز، دهه ۶۰ میلادی.
Praise Rokh for she is a miracle born on this day
Forwarded from دُری گمشده
تولد یکی از افراد مهم زندگیم شد :)
1
Forwarded from 🐻 (Raeika)
جدی رسی>>>>>>
1
Forwarded from 🐻 (Raeika)
هر چی قشنگی و صفت خوبه انگار تو این بشر جمع شده🥺
3