میخوام از اتاق برم بیرون ولی حال ندارم با آدما روبرو شم
طی چندین ماه گذشته، تنها ارتباطم با جهان خارج، این همسایهٔ ناشناخته ام بوده است، که پاسخم را همیشه با یک موسیقی همیشگی داده است. او کیست؟ چگونه است؟
یک صبح خواستم او را ملاقات کنم، اما نظرم عوض شد. شاید بهتر است جای ملاقات او، تصورش کنم.
آیا او نیز چون من یک گوشه نشین است؟ شاید هم دختربچه ای کوچک، که پیش از روانه شدن به مدرسه، همراه با همسایهٔ ناشناسش مینوازد.
Eternity and a day(1998)
@finchstuff
یک صبح خواستم او را ملاقات کنم، اما نظرم عوض شد. شاید بهتر است جای ملاقات او، تصورش کنم.
آیا او نیز چون من یک گوشه نشین است؟ شاید هم دختربچه ای کوچک، که پیش از روانه شدن به مدرسه، همراه با همسایهٔ ناشناسش مینوازد.
Eternity and a day(1998)
@finchstuff
Forwarded from Hegelian Rebellion (genealogically proletarian)
Timur Mucuraev - the candles are out / Lirics. Тимур Муцураев -…
Timur Mucuraev - the candles are out / Lirics. Тимур Муцураев - погасли свечи
In this wretched vessel I inhabit, the agony is unbearable. Uncertain if a destiny awaits, it seems solitude in the face of this merciless realm is inescapable. My heart is yours entirely, yearning for the glimmer of hope in days yet to unfold.
❤1
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Photo
Tell her how the IRA made you run like hell away, from the green and lovely lanes of Kilashandra
Forwarded from "Opal"
پونزده آوریل هزار و نهصد و نوزده:
برای تو مینویسم. تویی که حالا ندارمت.
برای تو مینویسم. تویی که حالا ندارمت.