Always Somewhere
Scorpions
I call your number the line ain't free
I like to tell you come to me
A night without you seems like a lost dream
Love I can't tell you how I feel
I like to tell you come to me
A night without you seems like a lost dream
Love I can't tell you how I feel
Father, your wishes for my longevity echo in the empty chambers of my heart. At 23, I stand solitary, embraced by the shadows, a specter of affection unclaimed, a solitary voyager adrift in the currents of time. Why must my existence be tethered to suffering?
❤1
Forwarded from داستایوفسکیِ دیوانه.
دو پناهگاه برای مصیبتهایی زندگی وجود دارد؛ موسیقی و گربهها.
Bizaker Bil Kharif (Les Feuilles Mortes)
Fairuz
بیذکر بالخریف
Forwarded from Moonage Gaydream ¹⁶³³
Waiting so impatiently for my mental struggles to grow a physical terminal disease in me preferably a quick fatal heart attack.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تراپیست:
اسپایدرمن و بتمنی که سیگار بکشن و درد دل کنن وجود ندارن. نمیتونن بهت آسیب بزنن
اسپایدرمن و بتمنی که سیگار بکشن و درد دل کنن وجود ندارن. نمیتونن بهت آسیب بزنن
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
نه ببینید، از این نظر منطقی بود که دنی قبل از اومدن به وستروس(یعنی تا جایی که کتاب دربارهش حرف زده؟) همچنان از خشونت دوری میکرد، این موضوع توی نحوه حکومتش در اسلیوز بی خیلی خوب نشون داده شده.
با وجود این که باید بچه ها رو به عنوان گروگان سیاسی نگه میداشت، نمیتونست بکشدشون، با وجود همه چیز جوون و از نظر سیاسی خام بود و هنوز اعتقاد داشت که میتونه از نظر اخلاقی superior باشه، برای همین مشاورانش میتونستن به راهی که خودشون میخواستن بکشوننش.
مشکل من اینه که بعد از فصل شیش، هیچ رشد و تغییری توی این کرکتر صورت نگرفت. همون مشکل "همه رو با اژدهام بسوزونم و حاکم دیوانه و ظالم بشم یا نه" همچنان وجود داشت و حتی به جای پیچیده کردن یا زیباتر کردنش، سادهتر و مسخرهتر هم شد.
انگار با وجود همه اتفاقاتی که تو فصلهای بعدی افتاد، هیچ اتفاق خاصی نیفتاد. من دنبال این نبودم که دنی یه حاکم درستکار باقی بمونه یا لزوما پیروز بشه، فقط فکر میکنم یه پایان آیکانیک لیاقت این کرکتر بود و نگرفتش.
(همونطور که جان هم پایان آیکانیکش رو نگرفت)
با وجود این که باید بچه ها رو به عنوان گروگان سیاسی نگه میداشت، نمیتونست بکشدشون، با وجود همه چیز جوون و از نظر سیاسی خام بود و هنوز اعتقاد داشت که میتونه از نظر اخلاقی superior باشه، برای همین مشاورانش میتونستن به راهی که خودشون میخواستن بکشوننش.
مشکل من اینه که بعد از فصل شیش، هیچ رشد و تغییری توی این کرکتر صورت نگرفت. همون مشکل "همه رو با اژدهام بسوزونم و حاکم دیوانه و ظالم بشم یا نه" همچنان وجود داشت و حتی به جای پیچیده کردن یا زیباتر کردنش، سادهتر و مسخرهتر هم شد.
انگار با وجود همه اتفاقاتی که تو فصلهای بعدی افتاد، هیچ اتفاق خاصی نیفتاد. من دنبال این نبودم که دنی یه حاکم درستکار باقی بمونه یا لزوما پیروز بشه، فقط فکر میکنم یه پایان آیکانیک لیاقت این کرکتر بود و نگرفتش.
(همونطور که جان هم پایان آیکانیکش رو نگرفت)