Forwarded from داستایوفسکیِ دیوانه.
دو پناهگاه برای مصیبتهایی زندگی وجود دارد؛ موسیقی و گربهها.
Bizaker Bil Kharif (Les Feuilles Mortes)
Fairuz
بیذکر بالخریف
Forwarded from Moonage Gaydream ¹⁶³³
Waiting so impatiently for my mental struggles to grow a physical terminal disease in me preferably a quick fatal heart attack.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تراپیست:
اسپایدرمن و بتمنی که سیگار بکشن و درد دل کنن وجود ندارن. نمیتونن بهت آسیب بزنن
اسپایدرمن و بتمنی که سیگار بکشن و درد دل کنن وجود ندارن. نمیتونن بهت آسیب بزنن
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
نه ببینید، از این نظر منطقی بود که دنی قبل از اومدن به وستروس(یعنی تا جایی که کتاب دربارهش حرف زده؟) همچنان از خشونت دوری میکرد، این موضوع توی نحوه حکومتش در اسلیوز بی خیلی خوب نشون داده شده.
با وجود این که باید بچه ها رو به عنوان گروگان سیاسی نگه میداشت، نمیتونست بکشدشون، با وجود همه چیز جوون و از نظر سیاسی خام بود و هنوز اعتقاد داشت که میتونه از نظر اخلاقی superior باشه، برای همین مشاورانش میتونستن به راهی که خودشون میخواستن بکشوننش.
مشکل من اینه که بعد از فصل شیش، هیچ رشد و تغییری توی این کرکتر صورت نگرفت. همون مشکل "همه رو با اژدهام بسوزونم و حاکم دیوانه و ظالم بشم یا نه" همچنان وجود داشت و حتی به جای پیچیده کردن یا زیباتر کردنش، سادهتر و مسخرهتر هم شد.
انگار با وجود همه اتفاقاتی که تو فصلهای بعدی افتاد، هیچ اتفاق خاصی نیفتاد. من دنبال این نبودم که دنی یه حاکم درستکار باقی بمونه یا لزوما پیروز بشه، فقط فکر میکنم یه پایان آیکانیک لیاقت این کرکتر بود و نگرفتش.
(همونطور که جان هم پایان آیکانیکش رو نگرفت)
با وجود این که باید بچه ها رو به عنوان گروگان سیاسی نگه میداشت، نمیتونست بکشدشون، با وجود همه چیز جوون و از نظر سیاسی خام بود و هنوز اعتقاد داشت که میتونه از نظر اخلاقی superior باشه، برای همین مشاورانش میتونستن به راهی که خودشون میخواستن بکشوننش.
مشکل من اینه که بعد از فصل شیش، هیچ رشد و تغییری توی این کرکتر صورت نگرفت. همون مشکل "همه رو با اژدهام بسوزونم و حاکم دیوانه و ظالم بشم یا نه" همچنان وجود داشت و حتی به جای پیچیده کردن یا زیباتر کردنش، سادهتر و مسخرهتر هم شد.
انگار با وجود همه اتفاقاتی که تو فصلهای بعدی افتاد، هیچ اتفاق خاصی نیفتاد. من دنبال این نبودم که دنی یه حاکم درستکار باقی بمونه یا لزوما پیروز بشه، فقط فکر میکنم یه پایان آیکانیک لیاقت این کرکتر بود و نگرفتش.
(همونطور که جان هم پایان آیکانیکش رو نگرفت)
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
از همه بدتر قضاوت تیریون لنیستر راجع به اخلاقی بودنش بود. خود داداشمون یه خواننده رو داد بپزن چون درباره شی میدونست 🤡
بابا اصلا منطق دنیای گات و اخلاقیات کرکترها رو خوب بودن با رعیتها نمیچرخه که یهو فصلهای آخر شروع کردید روزه دنیای بهتر و دموکراسی خوندن که.
این حتی درباره کرکترهایی که توی داستان قراره از نظر اخلاقی بهتر باشن هم صدق میکنه.
آریا استارک یه خواننده رعیت بیچاره رو کشت چون از خدمت فرار کرده بود، کتلین استارک فکر میکرد برادرش ادمور ضعیفه چون توی جنگ به رعایا پناه میده و لیترلی موقع دیدن عروس راب داشت سایز لگنش رو تخمین میزد ببینه موقع وارث زاییدن زنده میمونه یا نه🤡
تو جنگ گرگها و شیرها، رسما کل رعیتهای ترایدنت سر مسائل الکی بگا رفتن. چون یه لرد کلهش کیری بود و میداد پیش خدمتی رو که از یه لرد جبهه مقابل به اجبار پذیرایی کرده دار بزنن.
همین واقعا عصبانیم میکنه، بله. عقاید نوگرایانه یا برخلاف فئودالیسم میتونه تو سر کرکترها وجود داشته باشه، حتی تو دنیای بی رحم مارتین.
همونطور که خود دنی بردهداری رو برانداخت.
ولی سیرش باید منطقی باشه دیگه. نمیشه یکی که کل هویت و ادعاش روی اسم خاندانش استواره بگه میخوام سیستم خاندانها رو بردارم یا یکی که تا قبل از این خودش هر گهی خواسته خورده بیاد فلانی رو الکی برکنار کنه.
نمیشه یکی فقط چون "بک استوری"ش از همه بهتره شاه بشه
What the actual fuck, have you learnt nothing from the prior seasons?
بابا اصلا منطق دنیای گات و اخلاقیات کرکترها رو خوب بودن با رعیتها نمیچرخه که یهو فصلهای آخر شروع کردید روزه دنیای بهتر و دموکراسی خوندن که.
این حتی درباره کرکترهایی که توی داستان قراره از نظر اخلاقی بهتر باشن هم صدق میکنه.
آریا استارک یه خواننده رعیت بیچاره رو کشت چون از خدمت فرار کرده بود، کتلین استارک فکر میکرد برادرش ادمور ضعیفه چون توی جنگ به رعایا پناه میده و لیترلی موقع دیدن عروس راب داشت سایز لگنش رو تخمین میزد ببینه موقع وارث زاییدن زنده میمونه یا نه🤡
تو جنگ گرگها و شیرها، رسما کل رعیتهای ترایدنت سر مسائل الکی بگا رفتن. چون یه لرد کلهش کیری بود و میداد پیش خدمتی رو که از یه لرد جبهه مقابل به اجبار پذیرایی کرده دار بزنن.
همین واقعا عصبانیم میکنه، بله. عقاید نوگرایانه یا برخلاف فئودالیسم میتونه تو سر کرکترها وجود داشته باشه، حتی تو دنیای بی رحم مارتین.
همونطور که خود دنی بردهداری رو برانداخت.
ولی سیرش باید منطقی باشه دیگه. نمیشه یکی که کل هویت و ادعاش روی اسم خاندانش استواره بگه میخوام سیستم خاندانها رو بردارم یا یکی که تا قبل از این خودش هر گهی خواسته خورده بیاد فلانی رو الکی برکنار کنه.
نمیشه یکی فقط چون "بک استوری"ش از همه بهتره شاه بشه
What the actual fuck, have you learnt nothing from the prior seasons?
Forwarded from داستایوفسکیِ دیوانه.
مهمترین علل بدبختی من این هست آقا، که به یك چیز واحد علاقه ندارم، دوست دارم این رو داشته باشم در کنار اون، دوست دارم همه چیزها رو با هم داشته باشم. و چون این امکان پذیر نیست از دید بقیه شبیه به یک دلقکِ مودی دیده میشوم، که خب حقیقتش اینه که واقعاً یک دلقک مودیام.