حقیقتا کلماتی ندارم که برای توصیف مهر و مهرواژه هاتون بیان کنم. میدونم که امسال با وجود شماها بهترین سالی بود که داشتم. ممنونم که زندگی منو با وجودتون زیبا کردید. حقیقتا شما مواهب بزرگ زندگی من هستید. خیلی خیلی خیلی دوستتون دارم
آنا، آرای قشنگم، آیسان، شیرین، شکیب، نگین، رائیکا، الکس، صبا، تیام، بهار، عاشوب، هدیه، رونا، ملینا، لونا، گربهٔ نارنجی، پروفسور، tommo girl(اسمتو نمیدونم😭)، ارسلا، فاطمه(غبار معلق در کیهان)، فاطمه(iristelma)، تمنا، ملیکا، یونی(تا اطلاع ثانوی کنکور داره)، ثمین قشنگ، متین
میخوام برای تک تک تون متنی بنویسم ولی کلمات کافی نیستن برای معجزه ای که امسال با وجودتون به زندگیم آوردین. خیلی دوستتون دارم و عیدتون مبارک باشه پیشاپیش.
آنا، آرای قشنگم، آیسان، شیرین، شکیب، نگین، رائیکا، الکس، صبا، تیام، بهار، عاشوب، هدیه، رونا، ملینا، لونا، گربهٔ نارنجی، پروفسور، tommo girl(اسمتو نمیدونم😭)، ارسلا، فاطمه(غبار معلق در کیهان)، فاطمه(iristelma)، تمنا، ملیکا، یونی(تا اطلاع ثانوی کنکور داره)، ثمین قشنگ، متین
میخوام برای تک تک تون متنی بنویسم ولی کلمات کافی نیستن برای معجزه ای که امسال با وجودتون به زندگیم آوردین. خیلی دوستتون دارم و عیدتون مبارک باشه پیشاپیش.
❤8🍓2
Dans la tapisserie de l'existence, au milieu des vagues tumultueuses du temps, il existe un fil singulier, tissé avec la finesse d'un art divin, qui porte le nom de Roçi. Oh, mon très cher Roçi, en cette année éphémère, ta présence a été une bénédiction pour mon âme fatiguée. Tu as transcendé les domaines de la connaissance, devenant une partie intégrante de mon être. Pour moi, tu n'es pas seulement un compagnon, mais l'essence même de la parenté, l'incarnation du réconfort dans la tempête de la vie.
Dans la vaste étendue de mon existence, tu es, Roçi, le foyer qui réchauffe mon esprit, le sanctuaire où je trouve refuge au milieu du chaos. À chaque instant, ton rayonnement illumine les ombres qui se profilent sur mon chemin, me guidant avec une constance inébranlable. Comme je suis ineffablement reconnaissant pour la grâce de ta présence, pour la joie illimitée que tu insuffles à mon voyage.
Alors que l'année s'achève et que la nouvelle s'annonce, élevons nos voix en signe de gratitude pour les bienfaits qui nous sont accordés. Ma bien-aimée Roçi, que cette nouvelle année se déroule devant nous comme une tapisserie tissée de fils d'espoir et de rêves. Avec une profonde révérence et une dévotion sans faille, je vous adresse mes vœux les plus sincères pour une nouvelle année pleine de joie.
Bonne année, ma Roçi bien-aimée, phare de mon existence.
Dans la vaste étendue de mon existence, tu es, Roçi, le foyer qui réchauffe mon esprit, le sanctuaire où je trouve refuge au milieu du chaos. À chaque instant, ton rayonnement illumine les ombres qui se profilent sur mon chemin, me guidant avec une constance inébranlable. Comme je suis ineffablement reconnaissant pour la grâce de ta présence, pour la joie illimitée que tu insuffles à mon voyage.
Alors que l'année s'achève et que la nouvelle s'annonce, élevons nos voix en signe de gratitude pour les bienfaits qui nous sont accordés. Ma bien-aimée Roçi, que cette nouvelle année se déroule devant nous comme une tapisserie tissée de fils d'espoir et de rêves. Avec une profonde révérence et une dévotion sans faille, je vous adresse mes vœux les plus sincères pour une nouvelle année pleine de joie.
Bonne année, ma Roçi bien-aimée, phare de mon existence.
Telegram
"Opal"
زن، زندگی، آزادی.
📼
http://t.me/RedChtBot?start=930061411
📼
http://t.me/RedChtBot?start=930061411
برای سارا
قدیمی ترین دوستم و یکی از عزیزترین هام هستی. بی شک میتونم تو رو عضوی از خونواده م خطاب کنم. توی این سال ها خیلی چیزا ازت یاد گرفتم و مهرت همیشه قلبم رو نوازش کرده. میخوام اینو بدونی، خیلی خیلی خیلی دوستت دارم و امیدوارم رفاقت مون تا آخرین روز زندگیم ادامه داشته باشه. عیدت مبارک سارای قشنگ تر از نسیم بهاری.
قدیمی ترین دوستم و یکی از عزیزترین هام هستی. بی شک میتونم تو رو عضوی از خونواده م خطاب کنم. توی این سال ها خیلی چیزا ازت یاد گرفتم و مهرت همیشه قلبم رو نوازش کرده. میخوام اینو بدونی، خیلی خیلی خیلی دوستت دارم و امیدوارم رفاقت مون تا آخرین روز زندگیم ادامه داشته باشه. عیدت مبارک سارای قشنگ تر از نسیم بهاری.
Forwarded from "Opal"
j'espère que cette année soit une symphonie d'amour.
chaque note résonnant dans nos cœurs unis.
Meilleurs voeux pour la fin de l'année, avec la promesse de continuer à écrire notre histoire pleine de bonheur, de santé et de réussite.❤️
chaque note résonnant dans nos cœurs unis.
Meilleurs voeux pour la fin de l'année, avec la promesse de continuer à écrire notre histoire pleine de bonheur, de santé et de réussite.❤️
خونواده تصمیم گرفت شب عید رو با آواز های سارا قدیم اوا سر کنه
👏1
عید تو هم مبارک آندرهآ. کلی امسال تأثیر گذاشتی روم. ممنونم ازت. میو🥺
عید همتون مبارک. سال جدید امیدوارم واسه همتون پر از خوشبختی و پول باشه🥺
❤11
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Photo
🚩 "زیرا مغلوبان امروز، فاتحان فردا خواهند بود
و هرگز بدل میشود به: امروز هم هنوز"
چه چیزی را با خود به سال جدید میبریم؟ چه چیزی را در گذشته جا میگذاریم؟ کدام بار سنگین را هنوز باید به دوش بکشیم؟
با انبوه زخمها، تلخیها، و سختیهایی که بر پیکرهی ما نقش بسته، سال جدید نمیتواند عاری از نشانههای گذشته باشد. اما از نو آغاز کردن، چه در طبیعت و چه در حیات اجتماعی ما، تکرار صرف گذشته نیست. آنچه از نو آغاز میشود هم نشانههایی از گذشته را با خود دارد، و هم تفاوتهایی با آن، هم پیوندی با آن دارد، و هم گسستی از آن.
در این آغاز دوباره، تلاش میکنیم هم خوشبینی را به گذشته بسپاریم، و هم بدبینی را. بدبینی از این جهت که اکثر ما در چرخهی ویرانگر فلاکت اسیر شدهایم. مدام آینده را بد ارزیابی میکنیم و آنچه هم نصیب ما میشود بد اندر بد است. زیر سایه حس فقدان آینده و بدون چشمانداز، امکان تغییر بسیار اندک، تقریباً هیچ است. اما همچنین خوشبینی را به گذشته میسپاریم، چون خوشبینی باوری بیدلیل است که گویی همهچیز به صورت طبیعی بهتر خواهد شد و لازم نیست ما کاری بکنیم. بی آیندگی، هرچند نامطلوب، واقعیت امروز ما است و با صرف خوشبینی نمیتوان آن را کنار زد.
اما بهار به ما یادآور میشود که چرخ همواره به همین منوال نمیچرخد. جامعه همواره در حال حرکت است، و در میانهی زوال و نابودی، امید ریشه میگیرد. امیدی که نه باوری قطعی است، و نه حسابگری دربارهی آینده. بلکه ذرهذره با تمرین و ممارست هرروزهی ما ساخته میشود تا دریچهای باشد که ببینیم چه نواقصی در گذشته بوده، و مسیر ما به آینده کدام است.
امید را میآموزیم و از آن میآموزیم: صبوری کردن را، پشتکار و پایداری را، شجاعت و اعتماد را.
با این امید. سال نو را به مادران دادخواه و خانوادههای داغدیده، به زنان پیشرو، به کارگران و زحمتکشان، به دانشجویان، جوانان و تمام جانهای سرکش، آزادیخواه و برابریطلب شادباش میگوییم، و امیدواریم امسال گفتمانهای پیونددهنده و دربرگیرنده جایگزین گفتمانهای جداکننده و تقابل برانگیز میان ما شود.
سال نو مبارک
آنیشا اسداللهی
کیوان مهتدی
فروردین ۱۴۰۳، زندان اوین
برگرفته از فیسبوک آنیشا اسداللهی
و هرگز بدل میشود به: امروز هم هنوز"
چه چیزی را با خود به سال جدید میبریم؟ چه چیزی را در گذشته جا میگذاریم؟ کدام بار سنگین را هنوز باید به دوش بکشیم؟
با انبوه زخمها، تلخیها، و سختیهایی که بر پیکرهی ما نقش بسته، سال جدید نمیتواند عاری از نشانههای گذشته باشد. اما از نو آغاز کردن، چه در طبیعت و چه در حیات اجتماعی ما، تکرار صرف گذشته نیست. آنچه از نو آغاز میشود هم نشانههایی از گذشته را با خود دارد، و هم تفاوتهایی با آن، هم پیوندی با آن دارد، و هم گسستی از آن.
در این آغاز دوباره، تلاش میکنیم هم خوشبینی را به گذشته بسپاریم، و هم بدبینی را. بدبینی از این جهت که اکثر ما در چرخهی ویرانگر فلاکت اسیر شدهایم. مدام آینده را بد ارزیابی میکنیم و آنچه هم نصیب ما میشود بد اندر بد است. زیر سایه حس فقدان آینده و بدون چشمانداز، امکان تغییر بسیار اندک، تقریباً هیچ است. اما همچنین خوشبینی را به گذشته میسپاریم، چون خوشبینی باوری بیدلیل است که گویی همهچیز به صورت طبیعی بهتر خواهد شد و لازم نیست ما کاری بکنیم. بی آیندگی، هرچند نامطلوب، واقعیت امروز ما است و با صرف خوشبینی نمیتوان آن را کنار زد.
اما بهار به ما یادآور میشود که چرخ همواره به همین منوال نمیچرخد. جامعه همواره در حال حرکت است، و در میانهی زوال و نابودی، امید ریشه میگیرد. امیدی که نه باوری قطعی است، و نه حسابگری دربارهی آینده. بلکه ذرهذره با تمرین و ممارست هرروزهی ما ساخته میشود تا دریچهای باشد که ببینیم چه نواقصی در گذشته بوده، و مسیر ما به آینده کدام است.
امید را میآموزیم و از آن میآموزیم: صبوری کردن را، پشتکار و پایداری را، شجاعت و اعتماد را.
با این امید. سال نو را به مادران دادخواه و خانوادههای داغدیده، به زنان پیشرو، به کارگران و زحمتکشان، به دانشجویان، جوانان و تمام جانهای سرکش، آزادیخواه و برابریطلب شادباش میگوییم، و امیدواریم امسال گفتمانهای پیونددهنده و دربرگیرنده جایگزین گفتمانهای جداکننده و تقابل برانگیز میان ما شود.
سال نو مبارک
آنیشا اسداللهی
کیوان مهتدی
فروردین ۱۴۰۳، زندان اوین
برگرفته از فیسبوک آنیشا اسداللهی
❤1
Колония имени Горького | کولونی گورکی
@Maghakintel – بهار خجسته - رئیسدانا
اگر این بهار
باز خجسته از پس الوند
روی به سوی وطن آرد،
اگر آن پاره ابر سیاه، برق زند ناگه
قهقههی مستانه سر آرد
و زار زار ز شوق، گریه ببارد
کبک دَری را به سبزههای سبز غزل
و آهوی زرد را به بیشه بخواند،
اگر بنفشه از کنارهی جوبارهها
پیام به پونهها برساند
و نازِ تابِ شکوفههای گلابی
به کوچه، عطر ببیزد،
اگر لالهی سرکش، به صحرا بماند
و بادِ در گذر را، مدیحهگوی قمریکان کوچه بسازد
وین بادِ مشک بیز
واماندگان زمهریری این دیار را به هوش بیارد،
اگر رمز سرخیِ سوری را
شهاب به گوش لاله رساند
آنگاه به هنگامهای، باری،
به بیدزارِ مردم، همه برگهای نو میروید
شتابناک یاسِ تازه زاد به یاری میدود
سرو پیر عربده میزند
لشگر نرگس ز جای میجنبد
و باغ به دورِ سرو میچرخد
نوروزِ کامکار به بدگردشی، چیره میگردد
وین عید روشن، آن بد سگال را به تاریکخانه، سلسله میبندد
خوشا زمانی که بهارِ خجسته در آید
درخت پر شکوفه ببالد
سرخ گل سر از قلمرو بهمن به در آرد
و سپیدی قلههای سربلندِ دور، درودگو آید
نسیم عطر خنده او
میخندد بیآنکه لب بگشاید
برقی در نگاه بیندازد یا شیاری بر گونهها برکشد
میخندد و من صدای نسیم خنده او را
زیر پلکهای چشمانم میشنوم
تا نیمنگاهی دیگر،
دو بار جهان را دور میزنم
یکی زین سو به شادمانی،
یکی باژگونه به امید وزیدن نسیمی باز
در چشم بر هم زدنی،
دور میشود دور...
- فریبرز رئیس دانا
باز خجسته از پس الوند
روی به سوی وطن آرد،
اگر آن پاره ابر سیاه، برق زند ناگه
قهقههی مستانه سر آرد
و زار زار ز شوق، گریه ببارد
کبک دَری را به سبزههای سبز غزل
و آهوی زرد را به بیشه بخواند،
اگر بنفشه از کنارهی جوبارهها
پیام به پونهها برساند
و نازِ تابِ شکوفههای گلابی
به کوچه، عطر ببیزد،
اگر لالهی سرکش، به صحرا بماند
و بادِ در گذر را، مدیحهگوی قمریکان کوچه بسازد
وین بادِ مشک بیز
واماندگان زمهریری این دیار را به هوش بیارد،
اگر رمز سرخیِ سوری را
شهاب به گوش لاله رساند
آنگاه به هنگامهای، باری،
به بیدزارِ مردم، همه برگهای نو میروید
شتابناک یاسِ تازه زاد به یاری میدود
سرو پیر عربده میزند
لشگر نرگس ز جای میجنبد
و باغ به دورِ سرو میچرخد
نوروزِ کامکار به بدگردشی، چیره میگردد
وین عید روشن، آن بد سگال را به تاریکخانه، سلسله میبندد
خوشا زمانی که بهارِ خجسته در آید
درخت پر شکوفه ببالد
سرخ گل سر از قلمرو بهمن به در آرد
و سپیدی قلههای سربلندِ دور، درودگو آید
نسیم عطر خنده او
میخندد بیآنکه لب بگشاید
برقی در نگاه بیندازد یا شیاری بر گونهها برکشد
میخندد و من صدای نسیم خنده او را
زیر پلکهای چشمانم میشنوم
تا نیمنگاهی دیگر،
دو بار جهان را دور میزنم
یکی زین سو به شادمانی،
یکی باژگونه به امید وزیدن نسیمی باز
در چشم بر هم زدنی،
دور میشود دور...
- فریبرز رئیس دانا
❤2
𒊹︎︎𝑴𝒚 𝑷𝒓𝒊𝒗𝒂𝒕𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈𝒅𝒐𝒎𒊹︎
من به شخصه به نظریه ذات بیشتر معتقدم تا نتیجه محیط و تربیت. از نظر من تا حدود زیادی رفتار و اخلاق یه نفر رو میشه از همون سن ۷.۸ سالگی حدس زد که بزرگ بشه آدم حسابی میشه یا یه آدم مزخرف.
خب این خودش باز نتیجه محیطه. چیزی به نام ذات وجود نداره. در رشد انسان مرحله ای داریم به نام مرحلهٔ بازتاب که ایگوی فرد شکل میگیره و به نحوی فرد، هویتی که از تصویر خارجی به طور منفعلانه دریافت کرده رو میپذیره.
👍4
Колония имени Горького | کولونی گورکی
خب این خودش باز نتیجه محیطه. چیزی به نام ذات وجود نداره. در رشد انسان مرحله ای داریم به نام مرحلهٔ بازتاب که ایگوی فرد شکل میگیره و به نحوی فرد، هویتی که از تصویر خارجی به طور منفعلانه دریافت کرده رو میپذیره.
سوژه همیشه در تعامل با ناخودآگاه خودش و نظم نمادین هست، یعنی فرد هویت محیطی رو میپذیره که درونش قرار داره و باهاش تعامل داره و صد البته پیشینه فرد یعنی طبقه، مذهب، قومیت، تحصیلات خود و اطرافیان در شکل دادن هویت فرد تأثیر به سزایی دارن
🤝2
Forwarded from Pandæmonium (ShahiƝ)
ما درواقع با چیزی به نام ایدئولوژی و ساز و برگهای ایدئولوژیک دولت طرفیم (که اسم یک کتاب حدود صد صفحهای از آلتوسر هست). شما با این ساز و برگها که از تختخوابتون تا پیامهای رهبری در مناسبات مختلف ریشه دوانده طرفید.
این ساز و برگها به طور کل، یک متد گفت و گو رو ساختهاند، یک چارچوب، یک زمین بازی. دولت مقابل شما یک دولت متمرکز است که تمامی منابع، رسانهها، ثروت و امکانات را در اختیار دارد، پس با تمام توانش آنچه میخواهد را به شما غالب میکند.
یکی از بخشهای اصلی این استراتژی، تغییر گفتمان است. استفاده از واژههایی که توسط جبهه مخالف تالیف، و یا به شکل مغروضانهای تعریف شدهاند. کلماتی مثل غرور ملی، دولت، ملت، شهید، پیشرفت، دشمن و... که به کرات شنیدهاید.
تا زمانی که در این زمین بازی کنید همواره چند قدم از صاحب زمین عقب خواهید بود.
مثالش را هم که قبلا عرض کردهام.
حالا اما آیا مایلید این عبارات را به کل از بین ببرید؟ پس فرق شما با یک فاشیست چیست؟
فی الواقع وظیفه من و شما بازتعریف کلمات است.
نیازی نیست با رفتاری عجیب، قهرمانانه یا تاثیری بزرگ کاری خاص انجام بدیم. ما فقط باید مفهوم کلمات را پس بگیریم.
کلمات رو بشکنید و باز تعریف کنید. کار راحتی نیست. ما با یک حکومت با تمام ابزارهای تبلیغ طرفیم. اما قرار هم نبوده راحت باشه، قراره بهش بیارزه.
حرفی نیست ولی زمانی که به نویسندههایی مثل امیرعلی ق و شیما کاتوزیان میپریدیم که مهملات اینستاگرامشون رو کتاب کردن و مردم براشون صف کشیدند از این روزها میترسیدیم.
ابتذال در اولین قدم، یقهی زبان رو میگیره.
جایزه گرفتن قهوه سرد آقای نویسنده و امثالهم رو نتیجهش رو امروز دارید میبینید.
اما خب، من سگ کی باشم.
این ساز و برگها به طور کل، یک متد گفت و گو رو ساختهاند، یک چارچوب، یک زمین بازی. دولت مقابل شما یک دولت متمرکز است که تمامی منابع، رسانهها، ثروت و امکانات را در اختیار دارد، پس با تمام توانش آنچه میخواهد را به شما غالب میکند.
یکی از بخشهای اصلی این استراتژی، تغییر گفتمان است. استفاده از واژههایی که توسط جبهه مخالف تالیف، و یا به شکل مغروضانهای تعریف شدهاند. کلماتی مثل غرور ملی، دولت، ملت، شهید، پیشرفت، دشمن و... که به کرات شنیدهاید.
تا زمانی که در این زمین بازی کنید همواره چند قدم از صاحب زمین عقب خواهید بود.
مثالش را هم که قبلا عرض کردهام.
حالا اما آیا مایلید این عبارات را به کل از بین ببرید؟ پس فرق شما با یک فاشیست چیست؟
فی الواقع وظیفه من و شما بازتعریف کلمات است.
نیازی نیست با رفتاری عجیب، قهرمانانه یا تاثیری بزرگ کاری خاص انجام بدیم. ما فقط باید مفهوم کلمات را پس بگیریم.
کلمات رو بشکنید و باز تعریف کنید. کار راحتی نیست. ما با یک حکومت با تمام ابزارهای تبلیغ طرفیم. اما قرار هم نبوده راحت باشه، قراره بهش بیارزه.
حرفی نیست ولی زمانی که به نویسندههایی مثل امیرعلی ق و شیما کاتوزیان میپریدیم که مهملات اینستاگرامشون رو کتاب کردن و مردم براشون صف کشیدند از این روزها میترسیدیم.
ابتذال در اولین قدم، یقهی زبان رو میگیره.
جایزه گرفتن قهوه سرد آقای نویسنده و امثالهم رو نتیجهش رو امروز دارید میبینید.
اما خب، من سگ کی باشم.
Ouch
Bestie is you ok?
همواره گفتم و میگم. فاشیست ها حق آزادی بیان ندارن