Fu Inlé
نفس عمیق میکشه
میبینم که داری به یک جهان جدید وارد میشی
All of a sudden the evening sun shone through the little window and lit up the glass bowl. Then I saw the fish wasn’t just orange, it was red, yellow, and green. Both the glass and the water in the bowl were tinted by the fish now, all the colours from a paintbox at once. The more I stared at the fish, the glass, and the water, the more I forgot where I was. For a few seconds I thought I was the fish swimming around inside the bowl and the fish was outside gazing at me.
📚 The Solitaire Mystery
✍ Jostein Gaarder
📚 The Solitaire Mystery
✍ Jostein Gaarder
ترکیب روانکاوی لکانی و «عادت واره» بوردیو عجب چیز نابیه
Forwarded from ارجاعات
«وظیفهٔ زیبا بودنِ فیونا وارونه میشود، اما وظیفهٔ الاغ به معنای واقعی کلمه خر بودن است و این عجیب نیست. الاغ که شخصیتی سنتی در قصههای عامیانه است، به عنوان ابلهی بهکار میرود که بلاهت بقیهٔ شخصیتها را نیز افشا میکند. "حیوانی که بسیار با خرسندی و بلاهت در پیوند باشد الاغ است، اما خرها به گونهای متناقض دیوهایی نیز هستند که در قصههای پریان و عامیانه وقف نیروهای غیبگویی و خردورزی میشوند" (وارنر، ۱۳۶)¹. این سنتِ غنی به آثار شکسپیر و شخصیت زن قدرتمندی به نام تیتانیا در 'رویای شب نیمهٔ تابستانِ' او باز میگردد -درست مثل آنجا که ماده اژدهای ترسناک به الاغ اظهار عشق میکند-. پیش از آن، در 'الاغ طلایی' آپولیوس -که نام دیگرش دگردیسی است و مطابق تقویم کلیسای انگلستان در قرن دوم [میلادی] نوشته شده است- مردی تبدیل به الاغ میشود که قصهٔ 'خدای عشق و الاههٔ پاکدامنی' از دل آن بیرون میآید (وارنر، ۱۴۵).
الاغ منبع -و ریشهٔ- بسیاری از لطیفههاست، اما بیانگر شعوری عوامانه -بیشتر روانشناسی عامهپسند- نیز هست که زیرمتن فیلم را منعکس میکند. شاید شرک غول مادرزاد باشد، اما واقعاً هیولا نیست. او بیشتر شبیه مردان حاضر در طنزهای تلویزیونی است، تدی خرسیِ ابله و گاه نخراشیدهای است که باید مقداری وزن کم کند -سریالهای 'در ماه عسل'، 'شاه ملکهها'، 'رُزان' و مانند آن.- آداب موقری ندارد، غذاهای چندشآور میخورد، آروغ میزند، خود را میخاراند و بهنظر میرسد به بهداشت عاطفی و شخصی بیتوجه است. او رمانتیک نیست اما ذاتاً مرد خوبی است. نقش الاغ این است که از همهٔ این لایههای مردانه -غول بودن- عبور کند تا شرک را در معاشرت بهتر با دیگران، از جمله با زنان، یاری دهد.»
1: marina warner, from the beast to the blonde, 1994.
- "سینمای فانتزی"، نوشتهٔ کاترین. اِی فوکس، ترجمهٔ علیظفر قهرمانینژاد، صفحهٔ ۲۰۶.
@erjahat
الاغ منبع -و ریشهٔ- بسیاری از لطیفههاست، اما بیانگر شعوری عوامانه -بیشتر روانشناسی عامهپسند- نیز هست که زیرمتن فیلم را منعکس میکند. شاید شرک غول مادرزاد باشد، اما واقعاً هیولا نیست. او بیشتر شبیه مردان حاضر در طنزهای تلویزیونی است، تدی خرسیِ ابله و گاه نخراشیدهای است که باید مقداری وزن کم کند -سریالهای 'در ماه عسل'، 'شاه ملکهها'، 'رُزان' و مانند آن.- آداب موقری ندارد، غذاهای چندشآور میخورد، آروغ میزند، خود را میخاراند و بهنظر میرسد به بهداشت عاطفی و شخصی بیتوجه است. او رمانتیک نیست اما ذاتاً مرد خوبی است. نقش الاغ این است که از همهٔ این لایههای مردانه -غول بودن- عبور کند تا شرک را در معاشرت بهتر با دیگران، از جمله با زنان، یاری دهد.»
1: marina warner, from the beast to the blonde, 1994.
- "سینمای فانتزی"، نوشتهٔ کاترین. اِی فوکس، ترجمهٔ علیظفر قهرمانینژاد، صفحهٔ ۲۰۶.
@erjahat
👏3
Forwarded from دوزخ امّا سرد
نقد و بررسیِ شرِک.
Forwarded from 𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉 (𝑨𝒔𝒉𝒐𝒌𝒂🩵)
میدونستید یه سریال قدیمی فرزندان تلماسه هست که جیمز مک اووی توش بازی کرده؟
Forwarded from 𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉 (𝑨𝒔𝒉𝒐𝒌𝒂🩵)
ارزش این تصویر>کل چیزی که آمازون به عنوان ارباب حلقه ها ساخته و خواهد ساخت
چنین اوضاع و احوالی را کسی بهتر از آن مرد فرانسوی توصیف نکرده است که با شنیدن این که میخواهند به سگها نیز مالیات ببندند با شگفتی بانگ برآورد که: ای سگهای بیچاره! میخواهند با شما مثل آدمها رفتار کنند.
- کارل مارکس
- کارل مارکس
Forwarded from نگاه بمباران کنارهای👀 (Myllan)
اره احتمالش زیاده که فردا پاشیم ببینیم نه باز دلقک شدیم و الدورم بلدورم بوده
چون این کاریه که ما میکنیم نه؟ هر روز بیدار میشیم یه خبر میاد که سکتهمون میده یا امیدوارمون میکنه یا باعث میشه توی دستشویی بالا بیاریم، بعد میبینیم هیچ چیز به اون شدتی که وعده داده شده بود اتفاق نیفتاد
همه چیز به شکل مبتذل و زشت و بیهودهای اتفاق افتاد
ولی تهش بیدار شدیم و از دیروزش آزادی کمتری داشتیم و از دیروزش آدمهای کمتری زنده بودن و از دیروزش فقیرتر بودیم
چون این کاریه که ما میکنیم نه؟ هر روز بیدار میشیم یه خبر میاد که سکتهمون میده یا امیدوارمون میکنه یا باعث میشه توی دستشویی بالا بیاریم، بعد میبینیم هیچ چیز به اون شدتی که وعده داده شده بود اتفاق نیفتاد
همه چیز به شکل مبتذل و زشت و بیهودهای اتفاق افتاد
ولی تهش بیدار شدیم و از دیروزش آزادی کمتری داشتیم و از دیروزش آدمهای کمتری زنده بودن و از دیروزش فقیرتر بودیم
قضیه ما ایرانی ها این بیته:
آن یکی خر داشت و پالانش نبود
یافت پالان گرگ خر را در ربود
آن یکی خر داشت و پالانش نبود
یافت پالان گرگ خر را در ربود
Forwarded from Knocking around~ (Andréa)
برادران من اگر گریه کنم برای خاک گریه نمیکنم، برای خودم گریه میکنم و بخت سیاهم.
👏5❤1👌1