This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من وقتی یه چپ بدون این که بدونه نئولیبرالیسم چیه توی همه مباحثات کلمه «نئولیبرالیسم» رو پرت میکنه وسط:
👍2
در نهایت، مسئلهٔ انتقال دانش مسئلهٔ اقناع است یعنی باید بتوان مخاطب را متقاعد کرد که این دانش جالب است. برای نمونه، باید مخاطب را متقاعد کنید که او دلایل خوبی برای علاقه به ریاضیات دارد. مخاطب باید به ریاضیات - و به هر دانش دیگر - نه به خاطر پیشرفت اجتماعی که وعده میدهد بلکه به خاطر خود آن، به خاطر غذایی که برای اندیشه فراهم میکند، علاقهمند باشد. و این ایجاد علاقه باید بدون تبعیض انجام گیرد، یعنی نباید مخاطبان را در این فکر بیندازید که برخی میتوانند آن را فهم کنند و برخی نمیتوانند.
📚در ستایش ریاضیات
✍آلن بدیو(در گفتگو با ژیل حائری)
📚در ستایش ریاضیات
✍آلن بدیو(در گفتگو با ژیل حائری)
👍3
خونواده رفتن رو کانال سوئدی و حتی یک کلمه متوجه نمیشم
Forwarded from Lorn
همیشه انقدر تند راه می رم که بعد از رسیدن به مقصد احتمالی، زانو هام با نبض زدن شکایت خودشون رو اعلام می کنند. باد پاییزی بین ریسه های طلایی رنگ بیرون کافه می پیچه و صدای جیرجیرک ها، موسیقی فضای آکنده از شبه. بیشتر از همه به تغییرات رخ داده در فواصل این سال ها فکر می کنم، به رقیق شدن و کمتر شدن کیفیت ها، به سرد تر و سرد تر شدن کوچه ی بازاری ها و زرگر ها. ریسه ها از رقصیدن، دست کشیده اند.
بنابراین از مدتها پیش، از زمان یونان باستان، ریاضیاتْ جهانی بود که در آن چیزها فقط به شرطی صادق، اثبات شده و قابل انتشار انگاشته می شدند که اجتماعی از انسانهای «واقعاً آگاه و دانشمند در آن زمینه»، و نه صرفاً کسانی که از اقتدار نام «ریاضی دان» برخوردار بودند، آنها را معتبر میدانستند و می پذیرفتند. برعکس، ریاضی دان کسی بود که برای نخستین بار کلیتی عاری از هرگونه حدس و گمان اساطیری یا دینی معرفی می کرد، کلیتی که دیگر نه به شکل روایت بلکه به شکل اثبات بود. حقیقت مبتنی بر روایتْ حقیقتِ «سنتی» است، حقیقتی از نوع اسطوره یا وحی، ریاضیات تمام روایتهای سنتی را به گوشه ای افکند: اثبات فقط به برهانی عقلانی بستگی داشت، برهانی آشکار و ابطال پذیر در اصول موضوعه اش، طوری که اگر کذب فرضیه ای اثبات میشد، کسی که آن فرضیه را مطرح کرده بود مجبور بود بپذیرد که اشتباه کرده است. به این معنا، ریاضیات بخشی اندیشه ی دموکراتیک است، که آن نیز درست در همان زمان در یونان ظاهر شد. و فلسفه فقط به لطف این تکیه گاه صوری-که بی شک به حیطه ای محدود از فعالیتِ عقلانی مربوط میشد با این همه حیطه ای که هنجارهای كاملاً مستقل و اشکار داشت که از هیچ کس پنهان نمی شد- توانست خود را از روایت دینی جدا کند و نوعی خودایینی همواره در خطر کسب کند. اثبات فقط باید اثبات میبود، نه به اقتداری نیاز بود، نه نام و نشان و نه سرمایه ی هنگفت. پس حقیقت این است که از همان آغاز ارتباطهای تنگاتنگی بین ریاضیات، دموکراسی (به معنای مدرنیته ی سیاسی در تقابل با اقتدارهای سنتی) و فلسفه وجود داشت.
📚در ستایش ریاضیات
✍آلن بدیو(در گفتگو با ژیل حائری)
📚در ستایش ریاضیات
✍آلن بدیو(در گفتگو با ژیل حائری)
خط اتوبوس شماره ۵۲ فقط یه اتوبوس داره. میگم هر روز صبح چرا این راننده رو میبینم. الانم موقع برگشت همون راننده ست. فقط یه اتوبوس😂
🤣4
آیا مطمئنی که این نمایش اولین بار است که روی صحنه می آید؟ آیا ما زنده ایم یا ما را بازسازی کرده اند؟
✍ژان پل سارتر
✍ژان پل سارتر
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"زندگی سراسر درد است".
این آخرین توئیت سارینا بود. یکسال پیش در چنين روزی در راهِ درمانِ جمعیِ دردها، در ۱۶ سالگی شهید شد.
به امیدِ روزیکه آنانکه میدانند، زندگی سراسر درد بودن یعنی چه، باهم متحد شوند. ما و آنها که زندگیشان سراسر رفاه بوده و عیش و نوش، سنگرِ مشترکی نداریم و نخواهیم داشت؛ آنها بانیانِ دردهای ما هستند.
این آخرین توئیت سارینا بود. یکسال پیش در چنين روزی در راهِ درمانِ جمعیِ دردها، در ۱۶ سالگی شهید شد.
به امیدِ روزیکه آنانکه میدانند، زندگی سراسر درد بودن یعنی چه، باهم متحد شوند. ما و آنها که زندگیشان سراسر رفاه بوده و عیش و نوش، سنگرِ مشترکی نداریم و نخواهیم داشت؛ آنها بانیانِ دردهای ما هستند.
Колония имени Горького | کولونی گورکی
بنابراین از مدتها پیش، از زمان یونان باستان، ریاضیاتْ جهانی بود که در آن چیزها فقط به شرطی صادق، اثبات شده و قابل انتشار انگاشته می شدند که اجتماعی از انسانهای «واقعاً آگاه و دانشمند در آن زمینه»، و نه صرفاً کسانی که از اقتدار نام «ریاضی دان» برخوردار بودند،…
فکر میکنم جدایی ریاضیات از فلسفه بیش از هر چیز موجبات نخبه گرایی فرقه ای یا مذهبی را فراهم نموده است که در نهایت منجر به استحکام ساختار های هژمونیک در جامعه شده است. این نخبه گرایی در تاریخ به انواع مختلفی نمود یافته است: اول به صورت اندیشه های ارسطو که معیار صحت اندیشه ها به نحوی تحمیلی و دوم به صورت دوران تاریک کلیسا که سخنان روحانیون معیار صحت اندیشه ها بود. با حذف ریاضیات، راه برای تحکیم ایدئولوژی حاکم از مجرای نهاد های فرهنگی و آموزشی به مثابه نهادهایی مبتنی بر روابط قدرت باز شد. حاکمیت برده داران بر برده ها، فئودال ها بر سرف ها، پاتریسین ها بر پلبین ها و سرمایه داران بر کارگران امری بدیهی و طبیعی فرض شد بی آنکه تاریخی سازی شده و روایت های سنتی به گوشه ای افکنده شوند، بی آن که نیاز به اثبات این سیادت بدیهی فرض شده، حس شود. از نظرم یادگیری ریاضی، نه به شکلی که در دانشگاه تدریس میشود بلکه در حدی که موجبات تفکر را فراهم آورد میبایست علمی فراگیر باشد تا اندیشه دموکراتیک، نه به شکل پوپولیستی آن، بلکه به شکل حقیقی اش، از مجرای تفکر انتقادی حفظ شود.
- فینچ
- فینچ
👍4