همانندیاب – Telegram
همانندیاب
800 subscribers
107 photos
20 videos
2 files
114 links
در کانال همانندیاب، همراه با احترام و بدون هیچ‌گونه داوری‌، فرسته‌های مشابه در زمینهٔ ویرایش را منتشر می‌کنیم. فرستۀ قدیمی‌تر را در ابتدا می‌آوریم.
Download Telegram
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
✍🏼#محمد_گلبن (۳ آبان ۱۳۱۴ - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲)

🗞 دربارۀ «روزنامه»

در کتاب مفاتیح‌العلوم، تألیف ابوعبدالله خوارزمی، چنین آمده: روزنامَج (=روزنامه) یعنی یادداشت‌های روزانه، زیرا کارهایی که در هر روز انجام می‌شود ــ مانند گرفتن خراج یا پرداخت نفقه و غیره ــ را در آن می‌نویسند. روزنامه در آن دوران رایج و آشنا بوده و در شاهنامه و سندبادنامه هم آورده شده. بعدها نیز نویسندگان و شاعران فراوانی مانند قطران تبریزی، سوزنی سمرقندی، خاقانی شروانی، نصرالله منشی، حافظ، و... آن را به‌کار برده‌اند. ناصرخسرو روزنامه را به‌معنی «دفتر اعمال» هم آورده، و «روزنامه نو کردن» در شعر نظامی گنجوی را به‌معنی تازه کردن فرمان‌ها از سوی فرمان‌داران و منشورداران شاهی دانسته‌‌اند. نخستین روزنامه در ایران به‌ شیوهٔ امروزی «کاغذ اخبار» بود که در ۱۲۵۳ ه‍.ق انتشار یافت، و از ۱۲۶۷ ه‍.ق رسماً «روزنامهٔ وقایع اتفاقیه» منتشر شد. اما معنی اولیهٔ روزنامه تا اواخر دوران قاجار هم حفظ شده بود. همچنین، کتاب‌های بسیاری به‌نام «روزنامه» بودند؛ مانند: روزنامهٔ خاطرات اعتمادالسطنه، روزنامهٔ سفر فرنگستان مظفرالدین‌شاه، و... .
اما روزنامه به‌معنی امروزی را ظاهراً نخستین بار میرزا صالح شیرازی در اخبار و وقایع شهر محرم‌الحرام ۱۲۵۳ ه‍.ق آورده‌است: «این صفحهٔ روزنامه گنجایش تفصیل عطیهٔ ملوکانه و گذشتِ شاهانهٔ آن آسمان مکارم را ندارد».

(برگرفته از: محمد گُلبُن، مقالهٔ «روزنامه در زبان فارسی»، در: رسانهٔ بهار، شمارهٔ ۱۷، ۱۳۷۳، ص ۷–۹)
#پرسه_در_متون
https://news.1rj.ru/str/cheshmocheragh
👍1
✍🏼#محمد_گلبن (۳ آبان ۱۳۱۴ - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲)

🗞 دربارۀ «روزنامه»

در کتاب مفاتیح‌العلوم، تألیف ابوعبدالله خوارزمی، چنین آمده: روزنامَج (=روزنامه) یعنی یادداشت‌های روزانه، زیرا کارهایی که در هر روز انجام می‌شود ــ مانند گرفتن خراج یا پرداخت نفقه و غیره ــ را در آن می‌نویسند. روزنامه در آن دوران رایج و آشنا بوده و در شاهنامه و سندبادنامه هم آورده شده. بعدها نیز نویسندگان و شاعران فراوانی مانند قطران تبریزی، سوزنی سمرقندی، خاقانی شروانی، نصرالله منشی، حافظ، و... آن را به‌کار برده‌اند. ناصرخسرو روزنامه را به‌معنی «دفتر اعمال» هم آورده، و «روزنامه نو کردن» در شعر نظامی گنجوی را به‌معنی تازه کردن فرمان‌ها از سوی فرمان‌داران و منشورداران شاهی دانسته‌‌اند. نخستین روزنامه در ایران به‌ شیوهٔ امروزی «کاغذ اخبار» بود که در ۱۲۵۳ ه‍.ق انتشار یافت، و از ۱۲۶۷ ه‍.ق رسماً «روزنامهٔ وقایع اتفاقیه» منتشر شد. اما معنی اولیهٔ روزنامه تا اواخر دوران قاجار هم حفظ شده بود. همچنین، کتاب‌های بسیاری به‌نام «روزنامه» بودند؛ مانند: روزنامهٔ خاطرات اعتمادالسطنه، روزنامهٔ سفر فرنگستان مظفرالدین‌شاه، و... .
اما روزنامه به‌معنی امروزی را ظاهراً نخستین بار میرزا صالح شیرازی در اخبار و وقایع شهر محرم‌الحرام ۱۲۵۳ ه‍.ق آورده‌است: «این صفحهٔ روزنامه گنجایش تفصیل عطیهٔ ملوکانه و گذشتِ شاهانهٔ آن آسمان مکارم را ندارد».

(برگرفته از: محمد گُلبُن، مقالهٔ «روزنامه در زبان فارسی»، در: رسانهٔ بهار، شمارهٔ ۱۷، ۱۳۷۳، ص ۷–۹)
#واژه_شناخت
@anjomanvirastari
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همانندیاب
Photo
قیاس کنید با قسمت «یادآوری» در پست زیر:
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
قواعد نگارش همزه (۱)

قاعدۀ اول:
همزه یا برروی سه کرسیِ «ا»، «و»، و «ی» می‌نشیند یا برروی خط کرسی (= زمینه). مثال (به‌ترتیب):
شأن، منشأ؛ لؤلؤ، مؤمن؛ رئیس، مسئول؛ جزء، شیء.

قاعدۀ دوم:
همزۀ میانی، در بیشترِ واژه‌های عربی و در همۀ وام‌واژه‌ها، برروی کرسی «ی» نوشته می‌شود. مثال:

۱) واژه‌های عربی:
ائتلاف، ابتدائاً، ارائه، استثنائات، تبرئه، توطئه، جرئت، رئوف، شئون، قرائت، لئیم، مسئله، مطمئن، هیئت، و ... .

سه استثنا:
الف) اگر حرفِ پیش از همزۀ میانی یا پایانی مفتوح باشد، برروی کرسیِ «ا» نوشته می‌شود. مثال: خلَأ، شَأن، مَأخذ، مَأمور، منشَأ، و ... .

ب) اگر حرفِ پیش از همزۀ میانی یا پایانی مضموم باشد، برروی کرسیِ «و» نوشته می‌شود. مثال: رُؤیا، سُؤال، لُؤلُؤ، مُؤدب، مُؤسسه، و ... .

پ) اگر حرفِ پیش از همزۀ پایانی ساکن باشد، برروی خط کرسی نوشته می‌شود. مثال: جُزْء، شَِیْء، و ... .

۲) وام‌واژه‌ها:
آتئیست، آلوئه‌وِرا، بمبئی، پنگوئن، تائوئیسم، تئاتر، تئودور، تئوری، دوئل، رومئو، رئالیسم، ژوئن، سوئد، شیائومی، کاکائو، لائوس، ناپلئون، نئوپان، نئون، ویدئو، هروئین، و ... . (استثنا: ایده‌آل)

یادآوری:
همزۀ سه واژۀ فارسیِ «خوئک»، «روروئک»، و «زائو» نیز برروی کرسی «ی» نوشته می‌شود.
۱۴‌۰۰‌‌/‌۰‌‌‌۴‌‌/‌‌‌‌۲‌۶‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
وقتی واژهٔ جدیدی وارد زبان می‌شود، تولدش را جشن می‌گیریم؛ اما ظاهراً برای مرگِ واژه‌ها هیچ مجلس ختمی برگزار نمی‌شود. یکی از این کلمات که ملتفتِ رفتنش نشدیم، خودِ همین «ملتفت» است. این واژه در گذشته کاربرد بیشتری داشت؛ مثلاً در داستان «دیوار»، اثر ژان‌پل سارتر، به‌ترجمهٔ صادق هدایت، که در سال ۱۳۲۴ در مجلهٔ سخن چاپ شده، می‌خوانیم: «توم ملتفتِ وضعیت نبود و من به‌خوبی می‌دیدم که نمی‌خواست ملتفتِ وضعیت باشد.» اگر امروز کسی بخواهد این متن را ترجمه کند، هر دو «ملتفت» را به «متوجه» تبدیل خواهد کرد. از این‌گونه کلمات می‌توان برای تشخیص سبک دوره‌ای خاص استفاده کرد.
(برگرفته از: نکته‌های ویرایش. #علی_صلح‌جو. نشر مرکز، ۱۳۸۶، ص ۵۸)
#ترجمه
https://news.1rj.ru/str/cheshmocheragh
مرگ واژه ها

وقتی واژهٔ جدیدی وارد زبان می‌شود، تولدش را جشن می‌گیریم؛ اما ظاهراً برای مرگِ واژه‌ها هیچ مجلس ختمی برگزار نمی‌شود. یکی از این کلمات که ملتفتِ رفتنش نشدیم، خودِ همین «ملتفت» است. این واژه در گذشته کاربرد بیشتری داشت؛ مثلاً در داستان «دیوار»، اثر ژان‌پل سارتر، به‌ترجمهٔ صادق هدایت، که در سال ۱۳۲۴ در مجلهٔ سخن چاپ شده، می‌خوانیم: «توم ملتفتِ وضعیت نبود و من به‌خوبی می‌دیدم که نمی‌خواست ملتفتِ وضعیت باشد.» اگر امروز کسی بخواهد این متن را ترجمه کند، هر دو «ملتفت» را به «متوجه» تبدیل خواهد کرد. از این‌گونه کلمات می‌توان برای تشخیص سبک دوره‌ای خاص استفاده کرد.
(برگرفته از: نکته‌های ویرایش. #علی_صلح‌جو. نشر مرکز، ۱۳۸۶، ص ۵۸)
#ترجمه
#واژه_شناخت
@anjomanvirastari
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ساده‌نویسی و درست‌نویسی (حمید حسنی)
تِلورانس یا تولِرانس؟

🔸 بعضی هم‌وطنان ما واژهٔ «تولِرانس» را «تِلورانس» می‌گویند و می‌نویسند.
📎 «تولرانس» یعنی چه؟ یعنی میزانِ مجازِ تفاضل یا کم و زیاد بودنِ حدی نسبت به اندازه یا مقداری معیّن.
📌 این ابدال یا جابه‌جاییِ واکه‌ای، که چند سالی‌ست رو به فزونی نهاده، ظاهراً تحت تأثیرِ تلفظِ شهر «فلورانس» ایتالیاست.
🔹 تولرانس را به‌صورت تلرانس هم می‌نویسند. این واژه در فارسی چند معادل دارد. فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با توجه به کاربرد آن در رشته‌های گوناگون، معادل‌های «تحمل»، «تسامح»، و «مدارا» را برای آن تصویب کرده‌است. معادلِ «رواداری» نیز در فارسی کاربرد دارد.
تولرانس، در اصل، از زبان فرانسه/فرانسوی* به فارسی آمده. این تغییر تلفظ در گفتار و نوشتارِ دانشگاهیان هم رواجی پیدا کرده‌است؛ چنان‌که، همین امروز، در «پرتال جامع علوم انسانی» (ensani.ir)، سه نمونه از کاربردِ «تلورانس» را در عنوان مقاله‌ها یافتیم.
🇬🇧 En: tolerance
🇫🇷 Fr: tolérance

@SadeNevisi
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
دربارۀ «ارتش»
به‌مناسبت ۲۹ فروردین، روز ارتش

قاعدۀ «ساخت معکوس» یا «پسین‌سازی» (back formation) یکی از فرایندهای ساخت‌واژی است که از رهگذر آن، بخشی از یک واژه به‌دلیل شباهتِ ظاهریِ ساختارِ آن با ساختار دیگر واژه‌ها حذف می‌شود و آنچه می‌ماند به‌عنوان یک واژۀ جدید در زبان به‌کار می‌رود. برای نمونه، هنگامی که «خودکفایی»* به‌عنوان معادلی برای self sufficiency در علوم اجتماعی به‌کار رفت و رفته‌رفته رواج یافت، فارسی‌زبانان آن را با «خودآرایی، خودستایی، و خودنمایی» (که صفت فاعلی آن‌ها «خودآرا، خودستا، و خودنما» بود) مقایسه کردند و با حذف «یی»، «خودکفا» را ساختند. یا در انگلیسی، واژۀ بسیطِ editor مرکب از edit و پسوند or- تصور شده و با حذف پسوند فرضی or- فعل edit از روی آن ساخته‌ شده‌است. واژۀ «ارتش» نیز طبق همین فرایند از روی واژۀ قدیمی «ارتیشدار» (که به معنای «لشکری و سپاهی» است) ساخته شده‌است. توضیح آن‌که برخی از سَره‌گرایان ابتدا «ارتیشدار» را با واژه‌های «آبدار، سابقه‌دار، کارخانه‌دار»، و مانند ا‌ین‌ها قیاس کرده و یکی دانسته‌اند و «-دار» در پایان «ارتیشدار» را نیز بن مضارع «داشتن» پنداشته و آن را به معنای «دارندۀ ارتش» گرفته‌اند. سپس با حذف «-دار» و تبدیل ē (یای مجهول) به e، واژۀ «ارتش» به معنای «سپاه و لشکر» را به‌جای «قشون» ترکی ساخته و رواج داده‌اند. بنابراین «ارتش» ساخت معکوس «ارتیشدار» یا «ارتیشتار» (در فارسی میانه، artēštār) است.
★ با استناد به فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعی (تدوین ماری بریجانیان و طیبه‌بیگم رئیسی، ویراستۀ بهاءالدین خرمشاهی، چاپ دوم: تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۳)،‌ نخست سیروس ابراهیم‌زاده در سال ۱۳۵۱ از «خودکفایی» در ترجمۀ خود استفاده کرده و سپس فرهاد نعمانی در سال ۱۳۵۴ واژۀ «خودکفا» را به‌کار برده‌است.
#زبان‌شناسی #واژه‌شناسی
۱‌۴۰‌۲‌/‌‌۰‌‌‌۱/‌‌‌۲‌۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
💩2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ویراستار (Hossein Javid)
«دوباره آوردیم» چه مشکلی دارد که می‌نویسند «شارژ شد»؟

حسین جاوید
@Virastaar
👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
#فارسی_چه_بدی_داشت_که_یک_بار_نگفتی!

«لباس مجلسی باز دوباره شارژ شد.» این جمله و مانند آن را این روزها در فضای مجازی زیاد می‌شنویم. ولی انگار یادمان رفته‌است که یک زمانی مغازه‌دارها یا فروشندگانِ دوره‌گرد داد می‌زدند «فلان چیز را آورده‌ایم» یا «بهمان چیز دوباره رسید». اما امروز همان‌ها را شارژ می‌کنیم! مگر فعل «آوردن» و «رسیدن» چه اشکالی دارد که به‌جای آن‌ها از «شارژ شدن/ کردن» استفاده می‌کنیم؟ اشکالی دارد اگر بنویسیم یا بگوییم لباس مجلسی دوباره رسید یا باز هم لباس مجلسی آورده‌ایم؟
۱۴‌۰‌۲/۱‌‌۰/‌‌۲‌‌۳‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍9🤮3