Forwarded from Eurus (Hana)
اونروز با اتاناز یکی از قشنگترینننن روزای دانشگاه بود
از کسایی که میخوان صرفا نشون بدن که خیلی کتاب میخونن خستهام
از توصیف و نقد ادبی،
از تحلیل نمایشنامه ها،
از زور زدن واسه اینکه هر چیز "نزدیک به هنر" در زندگیت رو بخوای فخر کنی و بفروشیش،
از اینکه کل دغذغدهت پیدا کردن قابی از عکس که رنگبندیش به هم نزدیکه، باشه..
از تعصب روی هرچیزی، حتی چیزهای قشنگ و سانتالمانتال، خسته ام.
از توصیف و نقد ادبی،
از تحلیل نمایشنامه ها،
از زور زدن واسه اینکه هر چیز "نزدیک به هنر" در زندگیت رو بخوای فخر کنی و بفروشیش،
از اینکه کل دغذغدهت پیدا کردن قابی از عکس که رنگبندیش به هم نزدیکه، باشه..
از تعصب روی هرچیزی، حتی چیزهای قشنگ و سانتالمانتال، خسته ام.
من برای ۴۰۳ نه برنامهی خوندن کتابی رو دارم، نه رفتن به سفری، نه دلم مهمونی و پارتی میخواد، نه رفتن به یه تور جهانگردی، نه میخوام پیشرفت درسی داشته باشم و نه اینکه تصمیمهای درست بگیرم.
من واسه امسال فقط پیک شادی میخوام.
من واسه امسال فقط پیک شادی میخوام.