كلماتى كه از دل برمىآيند هرگز بيان نمىشوند
در گلو گير مىكنند و تنها در چشمها خوانده مىشوند.
- ژوزه ساراماگو
در گلو گير مىكنند و تنها در چشمها خوانده مىشوند.
- ژوزه ساراماگو
ای کاش وقتی 18 سالت بود یه سر میرفتی 30 سالگی، یه چرخی میزدی و برمیگشتی.
اونوقت میشد خیلی قشنگتر زندگی کنی.
اونوقت میشد خیلی قشنگتر زندگی کنی.
زندگیام یکنواخت است و در زندانِ درونِ خودم، گویی مثلِ بدبختی سهجانبه میگذرد. وقتی چیزی خلق نمیکنم ناشاد هستم؛ وقتی خلاق هستم زمان کفایت نمیکند؛ و وقتی به آینده فکر میکنم یکباره ترسم میگیرد، انواع ترسها، که مبادا دیگر نتوانم کار کنم. یک جهنمِ به ظرافت برنامهریزی شده.
-کافکا
-کافکا
"اگه کفشت پات رو میزد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه نشدی و درد رو به پات تحمیل کردی دیگه در مورد آزادی شعار نده !"
#آلبرکامو
#آلبرکامو