🄷ell in winter🧋 – Telegram
🄷ell in winter🧋
242 subscribers
3.97K photos
988 videos
20 files
550 links
نمیدونم کی هستم، دارم تلاش میکنم یادم بیاد. تا اون موقع هانا صدام کن.
Entp
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1937803019
Download Telegram
Forwarded from nightmare (-ماهی)
ینی وایب خودتو میده
Forwarded from nightmare (-ماهی)
نمیدونم متوجه بشی یا نه چون قابل توضیح نیست
Forwarded from nightmare (-ماهی)
ولی انگار تو هر کدوم اون پیام خودت هستی
Forwarded from nightmare (-ماهی)
نمیدانم
میدونی دنبال بهم ریختن محتواش نیستم، دلم میخواد یه سیستمی بذارم واسش. خیلی بهم ریخته‌اس. مثلا پین هاش خیلی نا پیوسته‌ان و متن ها از هیچ الگوی خاصی پیروی نمیکنن. دلم میخواد یه سیستمی بذارم که مثلا مدیا رو فلان روز یا فلان ساعت بذارم، محتوا راجع به فلان چیز باشه. کی بذارم که به موقعش بخوره.
و ایده های خیلی خفنی داشتم واسه اینجا. حتی فکر میکردم هفته‌ای یکیتونو ادمین کنم و از این داستانا
دلم میخواست شعرای خودمو بذارم یا حتی متن بنویسم و وقت خاص داشته باشه
Forwarded from nightmare (-ماهی)
شت😂😭
از چیزهای یهویی تعجب میکنم
دقت کردید ماهی چقدر آرامش داره؟ یعنی توی صداش و لحنش و کلماتش و وجودش و دیدنش یه آرامش خاصی داره. اصن آدم حس میکنه سایرنه.
nightmare
Voice message
میدونی خیلی حق داره ها. من هیچ وقت نظمو به آرامش ترجیح ندادم، پس چرا الان؟
Forwarded from nightmare (-ماهی)
nightmare
Voice message
حق میبینم عزیزان. شایدم میشنوم؟
من همیشه تلاش کردم حتی به قیمت اشک ریختنم و درد کشیدنم موقعیتو کنترل کنم. همیشه هم تلاش کردم سرپا باشم. همیشه تلاش کردم نترس باشم و همین ترسه منو ترسو هم بار آورد. شدم آدمی که اگه بهش دو تا کارو بسپاری پنیک میکنه و بعد به خودم اومدم و گفتم بدترشو کردم و سرپا موندم، چرا از این میترسم؟
بعد که دوباره به خودم اومدم (نمیخوام این پروسه رو توضیح بدم چون خودمم هنوز توش سوالاتی دارم.) الان که خودمو میبینم برام عجیبه. چه قدرتی دارم که الان سر پام؟ چه چیزیه که وادارم میکنه برم جلو و ادامه بدم و کم نیارم؟ فکر کنم همین چیزاس که مارو ما میکنه. قدرتایی که هیچ توضیحی براش پیدا نمیکنیم.
مثلا من برای حرف زدن و بحثو عوض کردن قدرت ماورایی دارم. برای بغل کردن و انرژی داشتن هم همینجور. برای قهوه خوردن و همچنان کم خوابی هم همینطور. ولی توضیحات منطقی‌ای ندارم براش.
و همین چیزاس که هم به من فرصت داده و هم محدودیت. حرف زدنه هم باعث شده از طرد شدن بخاطر حرف زدنم بترسم و هم باعث شده که بتونم احساساتمو روی برگه بیارم و ادامه بدم و خودم باشم.
و این قدرتا با یه قدرت دیگه خوب میشن و اونم کنترله. پس الان خودمو کنترل میکنم و میرم اتاقمو مرتب میکنم.
بچه ها جون، خوش به حالتون که خونواده‌ای دارید که پشتتونه و باهاتون دوسته. نمیتونم توضیح بدم چقدر خوش به حالتونه.
خوش به حالتون که نمیدونین غیر قابل امکان در مکالمه با خانواده یعنی چی. نمیدونین که چقدر میگذره که مکالمه درستی نداشتم یعنی چی.