کلینیک اطلاعات – Telegram
کلینیک اطلاعات
386 subscribers
109 photos
2 videos
70 files
82 links
دکتر علیرضا نوروزی |
استاد دانشگاه
anoruzi@gmail.com
@anoruzi
Download Telegram
نیمکت‌های چوبی مدرسه بیشتر از درختان جنگل میوه می‌دهند، زیرا بر روی این نیمکت‌ها، بذر دانایی در دل دانش‌آموزان و دانشجویان کاشته می‌شود. هر روز که آنها با شوق یادگیری بر این نیمکت‌ها می‌نشینند، ریشه‌های امید و آرزو در جانشان جوانه می‌زند و شاخه‌های اندیشه‌شان تا دوردست‌های آینده ایران امتداد می‌یابد.درختان جنگل، میوه‌هایی برای سیر کردن شکم دارند، اما نیمکت‌های مدرسه، میوه‌هایی برای سیراب کردن ذهن و روح انسان‌ها می‌آفرینند. از دل همین نیمکت‌هاست که پزشکان، مهندسان، معلمان، هنرمندان و دانشمندان فردای ایران سر برمی‌آورند؛ کسانی که هر یک، خود به درختی پربار بدل می‌شوند و سایه‌سارشان بر سر جامعه آینده ایران می‌افتد.
دانش‌آموزان و دانشجویانِ نشسته بر این نیمکت‌ها، میوه‌های شیرین تلاش، پشتکار، امید و توکل هستند؛ میوه‌هایی که ایران و جهان را زیباتر و آبادتر می‌کنند. نیمکت‌های چوبی مدرسه، هرچند ساده و بی‌ادعا، اما باغی از آینده‌های روشن و پرثمرند.

به یاد شاگردانم
تقدیم به شما که بهترین بودید و هستید
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
25🙏4👎1
روش تحقیق فراترکیب در تحقیقات علمی و کاربست هوش مصنوعی در مطالعات مروری
(سودمند برای دانشجویان دکتری)

مدرسان: دکتر سهیلا خوئینی، دکتر علیرضا نوروزی

ثبت‌نام: با شماره تلفن 61117715 (آقای ملکی) یا شناسه تلگرامی @Samivaria تماس حاصل فرمایید.
هزینه ثبت نام: رایگان – حضوری و مجازی
زمان: سه‌شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۳ تا ۱۶
مکان: دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت کسب‌وکار، تالار دکتر صدقی (کلاس ۲۱)
لینک مجازی :
https://vroom.ut.ac.ir/management1


#روش_تحقیق
#هوش_مصنوعی
🆔 @informetrix
14
Noruzi , AI in Academic Research.pdf
6.1 MB
کاربست هوش مصنوعی در مطالعات مروری. مدرس: دکتر علیرضا نوروزی/ دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت کسب‌وکار، ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴.

#روش_تحقیق
#هوش_مصنوعی
🆔 @informetrix
👍63🙏2
Khoeini, Metasynthesis.pdf
2.9 MB
روش تحقیق فراترکیب در تحقیقات علمی. مدرس: دکتر سهیلا خوئینی/ دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت کسب‌وکار، ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴.

#روش_تحقیق
#هوش_مصنوعی
🆔 @informetrix
3👏3🙏2
کارگاه نرم‌افزارهای مدیریت منابع و مأخذنویسی / مدرسان: علیرضا نوروزی، فاطمه نبی، و نگار عبادی
زمان: یکشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳ تا ۱۵.
مکان: دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت کسب‌وکار، تالار دکتر صدقی (کلاس ۲۱)

محورهای کارگاه:
آشنایی با نرم افزار EndNote
آشنایی با نرم افزار Mendeley
آشنایی با نرم افزار Zotero

هزینه ثبت نام: رایگان

ثبت‌نام: با شماره تلفن ۶۱۱۱۷۷۱۵ (آقای ملکی) یا شناسه تلگرامی @inforadin تماس حاصل فرمایید

لینک مجازی:
https://vroom.ut.ac.ir/management1

#روش_تحقیق
#منبع‌نویسی
#مأخذنویسی
🆔 @informetrix
👍52🔥1
Reference_Management_Softwares.pdf
7.6 MB
نرم‌افزارهای مدیریت منابع و مأخذنویسی / علیرضا نوروزی، فاطمه نبی، و نگار عبادی. گروه علم اطلاعات و مدیریت داشن، دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، ۱۴۰۴.

#روش_تحقیق
#منبع‌نویسی
#مأخذنویسی
🆔 @informetrix
🙏8👍31
Forwarded from Journal Indexing
تاثیر سلب اعتبار مقالات علمی بر مسیر شغلی و همکاری‌های پژوهشگران
مطالعه‌ای نشان می‌دهد که حدود ۴۶ درصد از نویسندگان مقالات سلب اعتبار شده و بازپس‌گرفته‌شده، حدوداً همزمان با بازپس‌گیری، انتشار مقالات علمی خود را متوقف می‌کنند. همچنین، نویسندگان در اوایل دوران حرفه‌ای خود، کسانی که مقالاتشان به دلیل تخلف و سرقت ادبی سلب اعتبار شده است، و کسانی که توجه برخط (Online Attention) بیشتری داشته‌اند، احتمال بیشتری دارد که پس از تجربه سلب اعتبار مقالات، فعالیت علمی خود را ترک کنند.
How do retractions impact researchers’ career paths and collaborations?
A study found that about 46% of the retracted authors leave their academic publishing around the time of the retraction, and that the early-career authors, those whose papers are retracted due to misconduct and plagiarism, and those with higher online attention were more likely to leave when experiencing a retraction. Source: How do retractions impact researchers’ career paths and collaborations? https://retractionwatch.com/2025/05/12/retractions-impact-researchers-career-paths-and-collaborations/
==========
به نظر می‌رسد که سلب اعتبار و بازپس‌گیری مقالات علمی می‌تواند منجر به کاهش احتمال همکاری‌های آتی نویسندگان با همکاران قبلی خود شود. این امر می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی از جمله آسیب به شهرت و اعتماد و برند شخصی پژوهشگران و نویسندگان باشد. درک چگونگی تأثیر سلب اعتبار مقالات بر شبکه‌های همکاری علمی برای حفظ یکپارچگی و پویایی جامعه پژوهشی حائز اهمیت است. بررسی‌های بیشتر در این زمینه می‌تواند به ارائه راهکارهایی برای حمایت از پژوهشگرانی که مقالاتشان سلب اعتبار شده و کاهش اثرات منفی این رویداد بر مسیر حرفه‌ای و تعاملات علمی آنها منجر شود.
بازپس‌گیری: پیش از انتشار مقاله در مرحله آماده‌سازی در بخش مقالات در دست انتشار، بازپس‌گیری منجر به حذف آن می‌شود.
- سلب اعتبار: پس از انتشار مقاله به صورت رسمی، بازپس‌گیری منجر به سلب اعتبار آن می‌شود.
- پی‌نوشت: آمار سلب اعتبار مقالات ایرانی نسبت به سال های گذشته بشتر شده است. انتظار می رود که معاونان و مدیران محترم پژوهشی دانشگاه‌ها با برگزاری کارگاه آشنایی با سلب اعتبار مقالات. دانشجویان و استادان عزیز را نسبت به خطرات آن آگاه سازند. اگر مدیر پژوهشی دانشگاهی خواست کارگاه مجازی یا حضوری برگزار کند با توجه به تجربه کارگاه قبلی در دانشگاه‌های گرگان در خدمتیم.

علیرضا نوروزی
مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
2👍1👎1
ویژگی‌های داوطلب دکتری
کاندیدای دکتری باید شخصیت آموزشی/معلمی خوبی داشته باشد و شخصیت پژوهشی (رزومه قوی) داشته باشد. چون قرار است در آینده معلم (مدرس) یا پژوهشگر شود و به این کشور خدمت کند. باید سواد اطلاعاتی، سواد هوش مصنوعی، سواد رسانه‌ای و زبان انگلیسی خیلی خوبی هم داشته باشد؛ و تا حدودی مستقل باشد و بتواند به تنهایی تحت راهنمایی یک استاد تحقیقات خود را پیش ببرد.
در طی زمان، مطالعه و پژوهش جزو عادت و رفتار و شخصیت پژوهشگر می‌شود؛ اگر دانشجویی توانمندی پژوهش و مطالعه و سخنرانی و معلمی را ندارد؛ و در دوره کارشناسی ارشد عادت و علاقه به مطالعه‌ی دقیق و پژوهش پیدا نکرده است؛ بعد از قبولی در دکتری هم حتی یک مقاله (بخوانید چقاله) نمی‌نویسد.
پژوهشگری جنم می‌خواهد؛ هر کسی ندارد؛ جنم پژوهشگری با پارتی‌بازی و سفارش به دست نمی‌آید. اگر دانشجویی می‌خواست راه پژوهشگری در پیش بگیرد، تا روز دفاع پایان‌نامه در مقطع کارشناسی ارشد خودش را نشان می‌داد.
داوطلبانی هستند که رتبه‌های تک‌رقمی دارند و هیچ کار پژوهشی نکرده‌اند و قبول‌شان کردند یا به اصطلاح خودشان قبول شدند؛ ولی در دوره دکتری هم جبران نکردند و از زیر هرچی کار پژوهشی و پیشنهاد دستیار پژوهشی و ... فرار کردند؛ و حتی کلاس‌ها را هم پیچاندند.
دانشجوی دکترا باید توانایی، توانمندی و ویژگی‌های پژوهشگری و معلمی داشته باشد. اگر دانشجویی مصمم و تلاشگر باشد و این ویژگی‌ها را داشته باشد، حتی اگر چند سال در کنکور و مصاحبه دکتری رد شود، سرانجام به حق خودش می‌رسد؛ و این رد شدن‌ها فقط فرد را برای موفقیت مصمم‌تر و جدی‌تر خواهد کرد.
اگر داوطلب از استاد راهنما و مشاور خود توصیه‌نامه ندارد بایستی پرونده وی را دقیق‌تر بررسی کرد؛ احتمال زیاد مسئله دارد. ‌(مگر اینکه استاد راهنما در قید حیات نباشد. در این صورت برای استادش فاتحه بخوانید.).
معیار اصلی مقاله و چقاله (چغاله+مقاله) نیست؛ بلکه مستندسازی تجارب و گزارش‌نویسی علمی، مدیریت پژوهش، مدیریت دانش، و مدیریت زمان است که هرکسی قدرتش را ندارد. بعد از ۲۰ سال مشاوره اطلاعاتی و گزارش‌نویسی و مستندسازی تجارب به این نتیجه رسیدم کسی که قدرت مستندسازی و انتشار تجارب ندارد؛ توان علمی و مدیریتی‌اش هم ضعیف است. ممکن است طرف مخترع یا کارآفرین خوبی باشد؛ ولی …

🙏 ان‌شاءالله در حد توان خود به کشور خدمت کنید.🙏

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
16👍9🙏3😢1👌1
خاطره‌ای از دوران کارشناسی
در دوران کارشناسی در دانشگاه شیراز (۱۳۷۳ تا ۱۳۷۷)، وزیر علوم وقت ایران به دانشگاه دعوت شده بود. در جلسه، موضوع ضرورت نگارش مقالات علمی به زبان انگلیسی و یادگیری این زبان مطرح شد. در جریان جلسه، یکی از استادان یا دانشجویان دوره تحصیلات تکمیلی رشته زبان و ادبیات فارسی با طرح پرسشی اعتراضی خطاب به وزیر گفت: «ما دارای مدرک دکترای ادبیات فارسی هستیم؛ چه نیازی به یادگیری زبان انگلیسی یا نگارش مقاله به این زبان داریم؟»
پاسخ وزیر، پاسخی تأمل‌برانگیز و راهبردی بود. او گفت: «اگر شما حافظ و سعدی و خیام را در سطح بین‌المللی معرفی نکنید، چه کسی باید این کار را انجام دهد؟»
متأسفانه، هنوز هم برخی افراد چنین دیدگاهی دارند و ضرورت نگارش مقاله علمی، ثبت تجربه، تولید دانش و انتشار آن به زبان‌های بین‌المللی، به ویژه انگلیسی و حتی زبان فارسی، را زیر سؤال می‌برند. در حالی که امروزه مشارکت در گفتمان علمی جهانی و معرفی دستاوردهای فرهنگی و علمی کشور، بدون بهره‌گیری از زبان علم جهانی، ممکن نیست.

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
👍245👌2👏1
اصل «خروج استراتژیک»: بهینه‌سازی مسیر شغلی و تحصیلی
رها کردن یک مسیر تحصیلی یا شغلی نامناسب، در نگاه اول ممکن است به عنوان نمادی از عدم پشتکار یا شکست تلقی شود. اما با نگاهی عمیق‌تر و علمی، این عمل نه تنها فرار از شکست نیست، بلکه می‌تواند یک «خروج استراتژیک» (Strategic Quitting) و نشانه‌ای از هوش انطباقی بالا باشد. این تصمیم در تقاطع سه مفهوم کلیدی علمی قرار می‌گیرد: مغالطه هزینه هدررفته (Sunk Cost Fallacy) در اقتصاد رفتاری، هزینه فرصت (Opportunity Cost) در علم اقتصاد، و انعطاف‌پذیری عصبی (Neuroplasticity) در علوم اعصاب.
بارها داستان دراماتیک فرار استراتژیک داماد یا عروس در شب عروسی شنیده‌اید. شاید عروس یا داماد در آخرین لحظات پی به رازی از گذشته طرف مقابل می‌برد که زندگی مشترک را برایش غیرممکن می‌سازد. این راز می‌تواند شامل ازدواج قبلی، فرزند پنهان، بدهی‌های سنگین، یا حتی یک جرم باشد.
این مثال یک نمایش دراماتیک از غلبه بر یک خطای شناختی قدرتمند است که بسیاری از ما در تصمیم‌گیری‌های تحصیلی و شغلی خود دچار آن می‌شویم.

۱. غلبه بر «مغالطه هزینه هدررفت»
این مغالطه روانشناختی-اقتصادی می‌گوید ما تمایل داریم به یک مسیر اشتباه ادامه دهیم، صرفاً به این دلیل که تا به حال زمان، انرژی یا پول زیادی برای آن سرمایه‌گذاری کرده‌ایم.
دانشجو با خود می‌گوید: «من چهار سال از عمرم را در این رشته گذاشته‌ام، کلی هزینه کرده‌ام، حیف است الان رها کنم.» این دقیقاً همان «هزینه هدررفته» است. این هزینه‌ها دیگر قابل بازگشت نیستند و نباید مبنای تصمیم‌گیری برای آینده باشند.
تصمیم منطقی باید بر اساس ارزیابی «آینده» باشد: «آیا ادامه دادن این مسیر، بهترین بازدهی را برای من در آینده خواهد داشت؟» داماد/عروس فراری به این نتیجه رسیده که هزینه آینده (یک عمر زندگی ناموفق) بسیار بیشتر از هزینه‌هایی است که تاکنون برای عروسی متحمل شده است. او به طور غریزی بر این مغالطه غلبه می‌کند. ترک تحصیل نیز دقیقاً همین منطق را دنبال می‌کند: جلوگیری از هدر رفتن «آینده» به پای «گذشته».

۲. محاسبه «هزینه فرصت»
هزینه فرصت، ارزش بهترین گزینه‌ای است که با انتخاب گزینه فعلی، آن را از دست می‌دهیم. هزینه واقعی ادامه تحصیل در رشته‌ای که به آن علاقه ندارید و بازار کاری برای شخص شما ندارد، فقط شهریه و زمان نیست. هزینه اصلی، «فرصت» یادگیری رشته‌ای است که می‌توانستید در آن شکوفا شوید، خلاقیت به خرج دهید، درآمد بیشتری کسب کنید و از نظر روانی سالم‌تر باشید. هر روزی که فرد در مسیر اشتباه باقی می‌ماند، «هزینه فرصت» او به صورت تصاعدی افزایش می‌یابد. او نه تنها در حال کسب دانش بی‌فایده برای خود است، بلکه در حال از دست دادن زمان طلایی برای ساختن سرمایه انسانی در حوزه مورد علاقه‌اش است. بنابراین، «ترک تحصیل» در این حالت، یک سرمایه‌گذاری برای کاهش هزینه فرصت‌های آینده است.

۳. باور به «انعطاف‌پذیری عصبی»
بسیاری از افراد از تغییر مسیر می‌ترسند؛ زیرا فکر می‌کنند «دیگر دیر شده است» و مغزشان برای یادگیری یک مهارت جدید آماده نیست. این باور از نظر علمی منسوخ است. ترس از شروع دوباره، دانشجو را در رشته نامناسب نگه می‌دارد. علوم اعصاب ثابت کرده است که مغز انسان تا پایان عمر قابلیت تغییر ساختار و ایجاد مسیرهای عصبی جدید را دارد. این پدیده که انعطاف‌پذیری عصبی نامیده می‌شود، به این معناست که توانایی یادگیری یک زبان جدید، یک مهارت فنی یا رشته دانشگاهی کاملاً متفاوت، در هر سنی امکان‌پذیر است. ترک یک مسیر و شروع مسیری جدید، در واقع یک تمرین قدرتمند برای مغز و استفاده از این قابلیت شگفت‌انگیز است.

چگونه هوشمندانه ترک تحصیل کنیم؟
گفتن «ترک تحصیل کن و به دنبال دلت برو» ساده است اما نیازمند یک چارچوب عملی است. این تصمیم نباید هیجانی باشد، بلکه باید حاصل یک تحلیل داده‌محور از خود و محیط باشد.

سیاهه تصمیم برای «خروج استراتژیک»:
۱. آیا این یک «عدم تطابق بنیادین» است یا یک «چالش موقتی»؟
آیا مشکل شما با سختی چند درس خاص است (که موقتی است) یا با ماهیت کلی رشته، فلسفه آن و مشاغل مرتبط با آن ارتباط برقرار نمی‌کنید؟ تصمیم باید بر اساس داده و شواهد باشد، نه فقط ناامیدی‌های کوتاه‌مدت.

۲. انگیزه شما «درونی» است یا «بیرونی»؟
آیا انگیزه شما برای ادامه تحصیل، علاقه واقعی و حس کنجکاوی (درونی) است یا فشار خانواده، پرستیژ اجتماعی و ترس از آینده (بیرونی)؟ مسیرهای مبتنی بر انگیزش بیرونی در بلندمدت منجر به فرسودگی شغلی و کاهش سلامت روان می‌شوند.

۳. آیا یک «فرصت جایگزین» دارید؟
آیا صرفاً می‌خواهید «فرار» کنید یا یک مسیر جایگزین مشخص (حتی به صورت کلی) در ذهن دارید؟ بهتر است قبل از ترک، زمانی را به کاوش و تحقیق در مورد علایق دیگر خود اختصاص دهید.
با افراد موفق در آن حوزه‌ها صحبت کنید و یک دید واقع‌بینانه پیدا کنید.
11👍1👏1👌1
ترک تحصیل یا ترک شغل نامناسب، روایتی از «شکست» نیست، بلکه تجلی «انطباق‌پذیری هوشمندانه» است. این عمل، به معنای درک و غلبه بر سوگیری‌های شناختی، محاسبه دقیق هزینه‌ها و فرصت‌ها و ایمان به ظرفیت بی‌پایان مغز برای یادگیری است. در دنیای پویای امروز، توانایی «خروج استراتژیک» از یک مسیر و «چرخش» به سمت فرصت‌های بهتر، خود یک مهارت کلیدی برای موفقیت و بهزیستی بلندمدت محسوب می‌شود. این فرار، نه از سر ترس، که از سر شجاعت برای ساختن آینده‌ای بهتر است.

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
20👍1👏1👌1
راز موفقیت: ۵ ت

تلاش
تمرکز
تجربه
تخصص
توکل
= موفقیت

موفقیت، نتیجه تلاش و پیگیری مداوم است و برای رسیدن به آن، عناصر کلیدی‌ای وجود دارند که می‌توان آنها را در قالب "۵ ت" تبیین کرد. این پنج عنصر، با هم‌افزایی یکدیگر، مسیری روشن را به سوی اهداف ترسیم می‌کنند:

۱. تلاش
تلاش
سنگ بنای هر موفقیتی است. بدون کوشش و پشتکار، هیچ آرزویی به واقعیت نمی‌پیوندد. تلاش به معنای صرف زمان و انرژی، تحمل سختی‌ها و ناامیدی‌ها، و ادامه دادن مسیر حتی زمانی که دشوار به نظر می‌رسد، است. این همان نیروی محرکه‌ای است که ایده‌ها را به عمل تبدیل می‌کند و موانع را از سر راه برمی‌دارد. موفقیت برای کسانی است که از شکست نمی‌ترسند و با هر بار زمین خوردن، با اراده‌ای قوی‌تر دوباره برمی‌خیزند و به تلاش خود ادامه می‌دهند.

۲. تمرکز
تمرکز
به معنای هدایت تمام انرژی و توجه به یک هدف خاص است. در دنیای پرهیاهوی امروز که عوامل حواس‌پرتی بی‌شمارند، توانایی تمرکز بر هدف، یک مزیت رقابتی بزرگ محسوب می‌شود. زمانی که تمرکز وجود دارد، منابع بهینه‌تر استفاده می‌شوند، تصمیم‌گیری‌ها با دقت بیشتری صورت می‌گیرند و اقدامات مؤثرتر خواهند بود. بدون تمرکز، تلاش‌ها پراکنده شده و نتایج دلخواه به دست نمی‌آید.

۳. تجربه
تجربه
حاصل یادگیری از گذشته است؛ چه از موفقیت‌ها و چه از شکست‌ها. هر قدمی که برمی‌داریم، هر کاری که انجام می‌دهیم و هر چالشی که با آن روبرو می‌شویم، دانش و بینش جدیدی به ما می‌دهد. تجربه به ما کمک می‌کند تا تصمیمات بهتری بگیریم، ریسک‌ها را مدیریت کنیم و از اشتباهات گذشته درس بگیریم. افراد موفق کسانی هستند که از تجربیات خود به عنوان نردبانی برای صعود استفاده می‌کنند و مدام در حال یادگیری و بهبود خود هستند.

۴. تخصص
تخصص
به معنای تسلط بر یک حوزه خاص از دانش یا مهارت است. در دنیای امروز که به سوی تخصصی شدن پیش می‌رود، داشتن مهارت‌های عمیق در یک زمینه خاص، ارزش بسیاری دارد. تخصص به فرد امکان می‌دهد تا راه‌حل‌های نوآورانه ارائه دهد، کیفیت کار خود را بالا ببرد و به مرجع و کارشناس در حوزه خود تبدیل شود. دستیابی به تخصص نیازمند آموزش مداوم، مطالعه و تمرین مستمر است.

۵. توکل
توکل
به معنای اعتماد و اتکا به نیرویی بالاتر از خود، به خصوص در مواجهه با ناشناخته‌ها و سختی‌هاست. این عنصر، به فرد آرامش و اطمینان خاطر می‌دهد و باعث می‌شود که در مسیر موفقیت، از ناامیدی و یأس دور بماند. توکل به انسان کمک می‌کند تا با وجود تمام برنامه‌ریزی‌ها و تلاش‌ها، بداند که برخی امور خارج از کنترل او هستند و با پذیرش این حقیقت، انرژی خود را بر آنچه که می‌تواند تغییر دهد، متمرکز کند. توکل، نوعی اعتماد به فرایند و ایمان به نتیجه‌ مطلوب است، حتی اگر مسیر پر از پیچ و خم باشد.

جمع‌بندی
این ۵ "ت" در کنار هم، یک چارچوب جامع برای دستیابی به موفقیت را ارائه می‌دهند. بنده با همین ۵ ت در طول ۲۰ سال گذشته با تلاش و تمرکز و تخصص و تجربه و توکل به خدا در حوزه نمایه‌سازی مجلات بیش از ۴۰۰ مجله ایران را در نمایه‌ها و پایگاه‌های اطلاعاتی خارجی از دواج و ابسکو و اگریس گرفته تا کبی و اسکوپوس نمایه کرده‌ام و با ده‌ها دانشگاه کار کردم. هرکسی باید از خود بپرسد که برای رشته چه کار کرده است؟

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
12👍6👎1
رژیم اطلاعاتی: تغذیه اطلاعاتی سالم برای ذهن
مفهوم رژیم اطلاعاتی (Information Diet) را می‌توان با استعاره‌ای از رژیم غذایی سالم در حوزه تغذیه فیزیکی (Physical Nutrition ) تبیین کرد. همان‌طور که بدن انسان برای حفظ سلامت خود نیاز به انتخاب و مصرف آگاهانه غذا دارد، ذهن انسان نیز برای حفظ سلامت روانی، شناختی و اجتماعی خود، نیازمند انتخاب آگاهانه، هدفمند و متعادل در مصرف اطلاعات است.
عضویت در گروه‌ها و کانال‌ها و اجتماعات مجازی متعدد باعث بمباران اطلاعاتی می‌شود و تمرکز ذهن و توجه را کاهش می‌دهد. بیشتر این فضاها محتوای تکراری یا سطحی تولید می‌کنند که زمان و انرژی شناختی را هدر می‌دهند. همان‌طور که غذاهای ناسالم سلامت فیزیکی را تهدید می‌کنند، اطلاعات غیرعلمی، هیجانی یا جهت‌دار نیز سلامت روان و تصمیم‌گیری فرد را به خطر می‌اندازند.
درست همان‌طور که مراقبت از بدن بدون رژیم غذایی سالم ممکن نیست، حفظ سلامت ذهن و روان نیز بدون رژیم اطلاعاتی آگاهانه امکان‌پذیر نیست. جامعه امروز نیازمند مصرف مسئولانه اطلاعات است، نه صرفاً دسترسی بیشتر به شایعات و اطلاعات غیرضروری و اخبار زرد.

پیشنهادها برای داشتن رژیم اطلاعاتی سالم
۱. انتخاب منابع اطلاعاتی محدود، معتبر و هدفمند
۲. تقویت مهارت‌های تفکر نقادانه، سواد اطلاعاتی، سواد رسانه‌ای، و سواد هوش مصنوعی
۳. تعیین زمان مشخص روزانه برای دریافت اخبار، و کنترل زمان و میزان مواجهه با اطلاعات
۴. پرهیز از پیگیری لحظه‌ای همه رویدادها و اخبار
۵. حذف یا ترک گروه‌ها و کانال‌های غیرضروری


شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
6👏6👍1👎1
Forwarded from Journal Indexing
مجله هیدروژن از انتشارات سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران توسط اسکوپوس پذیرفته شد.

ریاست محترم سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران، معاونت محترم پژوهشی سازمان، مدیر مسئول و سردبیر عزیز مجله هیدروژن،

با سلام و احترام، پذیرش مجله هیدروژن (‏Hydrogen, Fuel Cell and Energy Storage: https://hfe.irost.ir) از انتشارات سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران توسط اسکوپوس را خدمت شما عزیزان و تمامی دست‌اندرکاران این مجله وزین به ویژه سرکار خانم دکتر مریم رنجبر مدیر مسئول و مدیر علمی مجله و جناب آقای دکتر حسین غریبی سردبیر مجله تبریک عرض می‌کنم. از صمیم قلب این موفقیت بزرگ را به همۀ دست‌اندرکاران مجله و جامعۀ علمی حوزۀ هیدروژن تبریک عرض می‌کنم.
پذیرش مجله هیدروژن در پایگاه استنادی اسکوپوس نشان‌دهندۀ تلاش‌های مستمر و کیفیت بالای مقالات منتشر شده در این مجله است. این دستاورد نه تنها اعتبار علمی مجله را افزایش می‌دهد، بلکه به ارتقای سطح تحقیقات حوزۀ هیدروژن در ایران کمک شایانی خواهد کرد. این موفقیت، نتیجۀ حمایت و زحمات بی‌وقفه شما و تیم هیئت تحریریۀ مجله به ویژه سرکار خانم دکتر مریم رنجبر است که با دقت و تلاش مستمر، مقالات با کیفیت را منتشر کرده و استانداردهای علمی را رعایت نموده‌اید. امیدوارم که این دستاورد، انگیزه‌ای برای ادامۀ مسیر پژوهشی مجله شما باشد و پذیرش مجله هیدروژن همچنان به عنوان یک مرجع علمی معتبر در حوزۀ هیدروژن در جهان شناخته شود.
با آرزوی توفیق روزافزون برای شما و تیم مجله هیدروژن.

علیرضا نوروزی
مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
6👏1
بابا گنجشک و بچه‌اش: امید روزهای ترسناک جنگ تحمیلی اسرائیل

در روزهایی که آسمان تهران دیگر آبی نبود و صدای کودکان جای خود را به زوزه‌ی موشک‌ها و پهبادها داده بود، محله‌ ما آرام‌آرام تهی شد از نفس زندگی. جنگ تحمیلی اسرائیل، همان‌طور که بی‌رحمانه بر جان شهر فرود می‌آمد، بر دل ما نیز سایه انداخته بود. دیگر از آن همه رفت‌وآمد و خنده‌های بی‌دغدغه خبری نبود. تنها صداهایی که در کوچه می‌پیچید، جیک‌جیک پرنده‌ها و آواز بلبل خرماها بود و گه‌گاه ناله‌ی باد در پنجره‌های نیمه‌باز.
در میان این سکوت سنگین و بی‌تابی‌های بی‌پایان، زندگی اما هنوز به شکلی سرسختانه ادامه داشت؛ درست مثل بابا گنجشک سیاه‌رنگی که هر روز، بی‌وقفه، همراه جوجه‌ کوچکش می‌آمد به لب پنجره‌ ما. خانه‌مان حالا دیگر پناهگاه چند پرنده‌ بی‌صدا و چند آدم دل‌گرفته بود.
بابا گنجشک، آن پرنده‌ مقاوم و خستگی‌ناپذیر، هربار که می‌آمد، ارزن‌ها را در دهان خود خورد می‌کرد و می‌ریخت در دهان جوجه‌اش. جوجه که هنوز پر و بالش قوت نگرفته بود، بی‌تاب، نوک باز می‌کرد و جیک‌جیکش مثل صدای امیدی خاموش‌نشدنی در گوشمان می‌پیچید. ما که حالا بیشتر تماشاگری صبور بودیم تا ساکنان یک خانه، به این منظره دل بسته بودیم. میان تمام ویرانی‌ها، این نمایش کوچک مهر و بقا، معنایی دوباره به روزمان می‌داد.
از همان روزهای اول، دیدن بابا گنجشک و جوجه‌اش شد یکی از دلخوشی‌های ما. وقتی دیدیم غذا برایشان کم شده، تصمیم گرفتیم مقدار ارزن بیشتری را برای آنها بریزیم. هر صبح و عصر جلو پنجره آشپزخانه، یکی دو مشت مردانه ارزن می‌ریختیم. نه فقط برای گنجشک‌ها، که برای دل خودمان. برای آنکه هنوز چیزی باشد که نرفته است، چیزی که هنوز بماند، پر بزند، زندگی کند.
با گذر روزها، آن جوجه‌ لرزان هم آرام‌آرام پرهایش درآمد، پروازهای کوتاه کرد و گاه بر نرده‌ پنجره می‌نشست. بابا گنجشک دیگر کمتر دهان جوجه‌اش را پر می‌کرد؛ جوجه بزرگ شده بود. و ما، در دل این خرابی، شاهد بالیدن چیزی بودیم. چیزی شبیه امید. شبیه ادامه‌ زندگی.
و شاید همین، مهمترین چیزی بود که جنگ هنوز نتوانسته بود از ما بگیرد.

علیرضا نوروزی
تهران، دهمین روز جنگ اسرائیل و ایران

پی‌نوشت: می‌نویسم شاید دیگر وقتی برای نوشتن نباشد

🆔 @informetrix
20👏3👎1
زنبورهای وحشی همچون هواپیماهای جنگی: خاطرات بچگی

بچه که بودم، کنار خانه‌مان در کرمانشاه لانه‌ای بود، لانه‌ای کوچک اما پرهیاهو، خانه‌ای از جنس موم و زحمت، برای زنبورهای بی‌عسل وحشی.
من، پسربچه‌ای بازیگوش و سر به هوا، سرم پر از خیال و دلم پر از شیطنت. چوبی در دست می‌گرفتم و آرام آرام به لانه‌شان نزدیک می‌شدم؛ گویی جنگ‌افروزی بی‌خرد بر سر سرزمینی آباد. چوب را در دل لانه‌شان فرو می‌کردم، و ناگهان غوغایی به پا می‌شد.
زنبورها، رنجور از بی‌حرمتی من، همچون هواپیماهای جنگی از لانه بیرون می‌ریختند، با خشم، با غیظ، و بر من فرود می‌آمدند. نیش پشت نیش، درد پشت درد، و من، گریزان، از این سو به آن سو می‌دویدم و فریاد می‌زدم؛ بی آنکه عبرت بگیرم.
بارها این کار را تکرار کردم. بی‌حیایی کودکی‌ام نمی‌گذاشت دردهایم را به یاد بیاورم. صورتم ورم می‌کرد، چشمانم پف می‌کرد، و روزها نمی‌توانستم دنیا را آن‌گونه که بود ببینم. دنیایی که به من هشدار داده بود، اما من نشنیده بودم.
حیف که در آن روزگار، دوربین دیجیتال نبود که چهره‌ام را با آن پف کودکانه و چشم‌های نیمه‌بسته‌ام ثبت کند، تا امروز که مردی شده‌ام، به کودکی‌ام بخندم، یا شاید با شرمندگی، به زنبورها فکر کنم که تنها از خانه‌شان دفاع می‌کردند.

پی‌نوشت: می‌نویسم شاید دیگر وقتی برای نوشتن نباشد

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
تهران، دهمین روز جنگ اسرائیل و ایران
🆔 @informetrix
17👍2👎1
سناریوهای آینده جنگ اسرائیل و ایران
با توجه به تحولات اخیر و وضعیت کنونی و مداخله مستقیم آمریکا در جنگ، سه سناریوی زیر برای آینده جنگ ایران و اسرائیل می‌توان تصور کرد:

سناریو اول: تشدید و گسترش جنگ (سناریوی بدبینانه و محتمل‌تر)
این سناریو بیانگر وضعیت کنونی است که در آن حملات مستقیم آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران؛ تخریب پدافند هوایی و مراکز نظامی؛ و تهدیدات متقابل ایران و اسرائیل و آمریکا؛ احتمال ورود به یک جنگ تمام‌عیار منطقه‌ای را به شدت افزایش داده است.

سناریو دوم: ادامه درگیری‌های محدود و فرسایشی (سناریوی محتمل اما ناپایدار)
این سناریو وضعیتی است که در آن طرفین از گسترش کامل جنگ اجتناب می‌کنند، اما تنش‌ها و درگیری‌های کنترل شده به شکل مداوم و فرسایشی ادامه می‌یابد.

سناریو سوم: کاهش تنش و دیپلماسی (سناریوی خوش‌بینانه و فعلاً دور از انتظار)
در این سناریو فرض می‌شود که یک تغییر اساسی در رویکرد طرفین و یا فشار قدرتمند بین‌المللی و سازمان ملل می‌تواند منجر به کاهش تنش‌ها و آغاز فرایند دیپلماتیک شود. با توجه به وضعیت کنونی (حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران و ورود آمریکا به جنگ)، تحقق این سناریو در کوتاه‌مدت بسیار بعید به نظر می‌رسد، اما نمی‌توان آن را کاملاً حذف کرد.


نتیجه‌گیری
با توجه به وضعیت کنونی و حملات مستقیم به تأسیسات هسته‌ای ایران، سناریوی اول (تشدید و گسترش جنگ) به طور فزاینده‌ای محتمل‌تر به نظر می‌رسد. سناریوی دوم (درگیری‌های محدود و فرسایشی) نیز تا زمانی که طرفین از عبور کامل از خطوط قرمز اجتناب کنند، ممکن است ادامه یابد، اما هرگونه جرقه جدید می‌تواند آن را به سمت سناریوی اول سوق دهد. سناریوی سوم (کاهش تنش و دیپلماسی) در حال حاضر بسیار دور از دسترس است و تنها در صورت تغییرات بنیادین در رویکرد بازیگران اصلی و یا فشارهای بین‌المللی، می‌توان به آن امیدوار بود.

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
تهران، یازدهمین روز جنگ اسرائیل و ایران
🆔 @informetrix
10👎1
شلیک اسرائیل و آمریکا به علم و فرهنگ و تمدن ایران
شلیک اسرائیل و آمریکا به دانشگاه تنها یک عملیات نظامی نیست؛ بلکه ضربه‌ای نمادین و واقعی به علم، فرهنگ، تمدن، و توسعه علمی ایران است. بمباران دانشگاه، یعنی هدف گرفتن ریشه‌های دانش، آینده‌سازی، و استقلال علمی ایران.
دانشگاه، تنها ساختمانی از بتن و آجر نیست؛ بلکه جایگاه تفکر، تأمل، گفتگو، نوآوری و تولید اندیشه است. حمله به دانشگاه و دیگر مراکز علمی ایران، نه تنها نقض آشکار اصول بین‌المللی حقوق بشر و قوانین بشردوستانه جنگ است، بلکه نمادی است از ترس دشمن از تفکر مستقل و پیشرفت بومی.
وقتی بمب‌ها بر سر کلاس‌های درس فرود می‌آیند، در واقع بر آزادی اندیشه، بر امید نسل جوان، و بر آرمان توسعه‌ پایدار ایران شلیک می‌شود. این حملات، بی‌پاسخ نخواهند ماند؛ نه صرفاً با واکنش‌های نظامی، بلکه با ایستادگی فرهنگی، علمی، و تقویت زیرساخت‌های دانشی.
تاریخ نشان داده است که بمباران دانشگاه‌ها هرگز مانع تفکر نمی‌شود. در دل ویرانه‌ها، چراغ اندیشه بار دیگر روشن می‌شود. دانشمندان، استادان و دانشجویان ایران عزیز، همچنان خواهند نوشت، خواهند ساخت، و از دل تاریکی، آینده‌ای روشن‌تر را خواهند آفرید.
شلیک اسرائیل به علم، در نهایت تیر خلاص به انسانیت است. و ملتی که ریشه‌های علمی‌اش را بزنند، اگر آگاه باشد، دوباره خواهد رویید؛ مقاوم‌تر، خلاق‌تر، و متحدتر از همیشه.

پی‌نوشت: هواپیمایی که در آسمان ایران بمباران می‌کند کی‌ می‌داند پرچم آمریکای فریبکار را دارد یا اسرائیل جنایتکار.


شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
تهران، یازدهمین روز جنگ اسرائیل و ایران
🆔 @informetrix
11👎1
در جنگ فقط فروشنده اسلحه برنده است
جنگ، در ظاهر نزاعی است میان دو یا چند طرف بر سر قدرت، خاک، عقیده یا منابع. اما در ورای میدان‌های نبرد، سوداگران خاموشی هستند که آتش جنگ را شعله‌ورتر می‌کنند: فروشندگان اسلحه.
تاریخ معاصر بارها نشان داده که در بسیاری از درگیری‌ها، برنده نهایی نه مردم، نه دولت‌ها، بلکه صنایع تسلیحاتی بوده‌اند. این شرکت‌ها، که عمدتاً در کشورهای توسعه‌یافته مستقرند، با فروش میلیاردها دلار تسلیحات به طرفین درگیر، نه تنها اقتصاد خود را تقویت می‌کنند، بلکه به شکل‌گیری و تداوم بحران‌ها دامن می‌زنند.
در شرایط جنگی، کشورها ناچارند بودجه‌های کلان نظامی تخصیص دهند؛ حتی اگر این بودجه‌ها از معیشت، آموزش، سلامت و توسعه داخلی مردم‌شان کسر شود. برای فروشنده اسلحه، جنگ یعنی بازار تضمین‌شده. هر گلوله‌ای که شلیک می‌شود، سفارش جدیدی را رقم می‌زند.
جالب‌تر آنکه بسیاری از همین تولیدکنندگان سلاح، در عرصه دیپلماسی نیز نقش دارند؛ گاه به عنوان مشاوران امنیتی، گاه به عنوان حامیان سیاسی جناح‌ها، و گاه حتی به عنوان سرمایه‌گذاران در بازسازیِ کشورِ ویران‌شده‌ای که خود به نابودی‌اش کمک کرده‌اند. در نهایت، قربانیان جنگ انسان‌ها هستند؛ مردمی که خانه‌هایشان ویران شده، فرزندانشان کشته شده، و آینده‌شان به تاراج رفته است. اما در آن سوی میدان، نمودار سود کارخانه‌های اسلحه‌سازی همواره صعودی است.
پس اگر بخواهیم جمله‌ای ساده اما عمیق را باور کنیم، باید گفت:
در جنگ، فقط فروشنده اسلحه برنده است.


شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
تهران، دوازدهمین روز جنگ اسرائیل و ایران
🆔 @informetrix
6👍4👎1
عقلانیت و دیپلماسی در جنگ و دعوا
ما پنج برادر بودیم، اما دو تن از ما پیش از تولد من به دیار خاموشی رفته بودند. از آن پنج‌تایی که باید بودیم، سه‌تن ماندیم، و من کوچک‌ترینِ آن جمع، نوجوانی بودم شر، بی‌باک و شعله‌ور از غرور جوانی. دو برادر بزرگ‌ترم، بی‌باک‌تر و جسورتر، با افکاری پر از خروش و مشت‌هایی همواره در آماده‌باش، در محله شناخته شده بودند.
همسایه‌مان خانواده‌ای بودند با سه پسر، از ما نیز شرتر. خصومت‌ میان دو خانواده ریشه در گذشته‌ای دور داشت. ما میراث‌داران نزاعی قدیمی بودیم که بر سر چند وجب زمین و یک دیوار سنگی، سه نسل را در تنش و سوءظن نگه داشته بود. گاهی که از حیاط صدای فریاد می‌آمد، مادرم زیر لب آهی می‌کشید و می‌گفت: «این جنگ‌ها، از پدرانتان یادگار مانده... و انگار قرار نیست تمام شود.»

روزی از روزها، مادرم در حیاط خانه بود که ناگهان صدای هما خانم زن همسایه آمد:
«خانم جان، یک لحظه بیا کارت دارم.»
من که از سر کنجکاوی همیشه دنبال ماجرا می‌دویدم، پشت سر مادرم رفتم. پشت سرش کمی با فاصله ایستادم. زن همسایه با قامتی راست و چهره‌ای جدی اما آرام، در سکوتی کوتاه به چشمان مادرم خیره شد و گفت:
«آمده‌ام از شما خواهشی بکنم. شکم پسرهایت را به شاخ این گاوهای وحشی من نده. بگذار این آتش، همین‌جا خاموش شود.»
این جمله در جانم نشست. هیچ‌گاه آن را فراموش نکردم. در آن لحظه، آن زن محترم نه خصم، که پیام‌آوری بود از سوی عقلانیت. زنی بود دیپلمات، فهمیده، و شجاع، که به جای بنزین بر آتش، قطره‌ای آب بر خشم دو خانواده می‌پاشید.
مادرم هم زنی معصوم و صبور بود (البته آن دو بانوی خدابیامرز با هم مشکلی نداشتند).
اما ما، پسرهای دو خانواده، هنوز دل در گرو غیرتی خام و غروری بی‌مهار داشتیم. نمی‌دانستیم که پشت هر مشتی که بالا می‌رود، زخمی می‌ماند که گاهی سال‌ها بعد هم چرک می‌کند. نمی‌دانستیم که بعضی جنگ‌ها را باید نه با قدرت بازو، بلکه با خرد، پایان داد.
ای کاش آن روز، آن جمله را با تمام معنا می‌فهمیدیم: «شکم پسرهایت را به شاخ این گاوها نده.» نه ما گاو بودیم، نه دشمن. ما جوانانی بودیم که نیاز به درک و درنگ داشتیم. سال‌ها گذشته، برخی از آن پسرها دیگر نیستند، و من مانده‌ام با خاطره جمله‌ای که در ذهن من حک شده است.

کاش در همه‌ دعواها و جنگ‌ها، عقلانیت راهنما باشد و دیپلماسی، چراغ. کاش به جای پیروزی در جنگ، به نجات از رنج بیندیشیم؛ و به جای خاکستر دشمنی، آشتی بسازیم؛ برای ما، برای نسل بعدی، برای خانه‌هایی که دیوار به دیوار یکدیگر ساخته شده‌اند.

پی‌نوشت: می‌نویسم که بماند به یادگار

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
تهران، ۴/۴/۴

🆔 @informetrix
20👍2👎1