زباله باید تا چه اندازه بزرگ باشد تا ما از نادیده گرفتن آن دست بکشیم
#فرهنگ و محیط زیست.
@iranpopscience
#فرهنگ و محیط زیست.
@iranpopscience
سقراط میگفت من داناترین فردم چون تنها کسی هستم که میدانم نمیدانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز آگاه نیستند
این جهل سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را «جهلِ فرهیخته» نامید درست همان چیزی ست که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم.
زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی ست
@iranpopscience
این جهل سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را «جهلِ فرهیخته» نامید درست همان چیزی ست که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم.
زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی ست
@iranpopscience
ذهن ما .....
به یک قطعه زمین
شباهت دارد،،،،
باید آن را بکاریم....
با ایده آبیاری کنیم ...
با مطالعه کودبدهیم...
با پذیرش انتقاد
ضد آفت بزنیم..
تابهترین محصول را
برداشت کنیم
@iranpopscience
به یک قطعه زمین
شباهت دارد،،،،
باید آن را بکاریم....
با ایده آبیاری کنیم ...
با مطالعه کودبدهیم...
با پذیرش انتقاد
ضد آفت بزنیم..
تابهترین محصول را
برداشت کنیم
@iranpopscience
مرد نکونام نَمیرد هرگز
چهارم آذر ماه سالروز آسمانی شدن جبار باغچبان قصهنویس کودکان، شاعر، پایهگذار آموزش ناشنوایان و بنیانگذار آمادگی (پیش دبستانی) در ایران ...
یادش گرامی
https://goo.gl/HQl5C
چهارم آذر ماه سالروز آسمانی شدن جبار باغچبان قصهنویس کودکان، شاعر، پایهگذار آموزش ناشنوایان و بنیانگذار آمادگی (پیش دبستانی) در ایران ...
یادش گرامی
https://goo.gl/HQl5C
Forwarded from اتچ بات
#شاهنامه_خوانی (قسمت هجدهم)
با صدای استاد جلال الدین کزّازی
شامل: پیغام فرستادن سلم و تور(پسرانش) به فریدون و پاسخ فریدون به آنها
@iranpopscience
با صدای استاد جلال الدین کزّازی
شامل: پیغام فرستادن سلم و تور(پسرانش) به فریدون و پاسخ فریدون به آنها
@iranpopscience
Telegram
attach 📎
#دانستنی
كره ى فوتونى منطقه اى در فضا مى باشد كه شما وقتى روبرو را نگاه مى كنيد پشت خود را مى بينيد! علت جاذبه ى بالايى مى باشد كه فوتون ها رو مجبور به حركت دورانى مى كند. @iranpopscience
كره ى فوتونى منطقه اى در فضا مى باشد كه شما وقتى روبرو را نگاه مى كنيد پشت خود را مى بينيد! علت جاذبه ى بالايى مى باشد كه فوتون ها رو مجبور به حركت دورانى مى كند. @iranpopscience
همیشه فکر کن توی دنیای شیشهای زندگی میکنی!
پس به طرف کسی سنگ پرتاب نکن،
چون اولین چیزی که میشکنه
دنیای خودته...
@iranpopscience
پس به طرف کسی سنگ پرتاب نکن،
چون اولین چیزی که میشکنه
دنیای خودته...
@iranpopscience
در بیست و پنجم نوامبر سال ۱۹۶۰ اجساد سه خواهر زیبا در کنار ماشین جیپ له شدهشان در درهای به عمق ۱۵۰ فوت و در شمال جزیرهی جمهوری دومنیکن پیدا شد. روزنامههای رسمی مرگ آنها را ناشی از تصادف خواندند و در گزارششان از اشاره به هویت اصلی این خواهران که از پرنفوذترین مخالفان دیکتاتور وقت «رافائل لئونیداس تروخیو مولینا» بهشمار میرفتند، سر باز زدند؛ هر چند نیازی هم نبود چرا که همه آنها را میشناختند: «پروانهها»
آدمربایی، شکنجه و قتل خواهران میرابال، از جمله فجیعترین جنایات تروخیو است. قتل این سه زن که از مبارزان فعال علیه حکومت دیکتاتوری تروخیو بودند، آنها را به سمبل مقاومت و ایستادگی و همچنین به نمادی از آزار و شکنجهی زنان در جوامع استبدادزدهی آمریکای لاتین بدل کرد، تا جایی که ۲۱ سال بعد، گروهی از فمینیستهای آمریکای لاتین، سالروز ترور آنها را به عنوان روز مقابله با خشونت علیه زنان برگزیدند و سالها پس از آن در سال ۱۹۹۹ مجمع عمومی سازمان ملل طی قطعنامهای نامگذاری این روز را به عنوان روزی جهانی تصویب کرد.
@International_law @iranpopscience
آدمربایی، شکنجه و قتل خواهران میرابال، از جمله فجیعترین جنایات تروخیو است. قتل این سه زن که از مبارزان فعال علیه حکومت دیکتاتوری تروخیو بودند، آنها را به سمبل مقاومت و ایستادگی و همچنین به نمادی از آزار و شکنجهی زنان در جوامع استبدادزدهی آمریکای لاتین بدل کرد، تا جایی که ۲۱ سال بعد، گروهی از فمینیستهای آمریکای لاتین، سالروز ترور آنها را به عنوان روز مقابله با خشونت علیه زنان برگزیدند و سالها پس از آن در سال ۱۹۹۹ مجمع عمومی سازمان ملل طی قطعنامهای نامگذاری این روز را به عنوان روزی جهانی تصویب کرد.
@International_law @iranpopscience
Forwarded from دکتر هادی خانیکی
Telegraph
یاد ایام
چهلوپنج سال پیش، روز چهارم آذر ۱۳۵۰، -یکماه بعد از جشنهای معروف دوهزار و پانصدساله- در شیراز دستگیر شدم. آن روز بیستساله بودم و دانشجو و سرخوش از زندگی در دنیایی کوچک اما سرشار از آرمان و معنا و این تجربه نخستینم از زندان جدا از زیستههای دیگرم در دانشگاه…
✳️31اردیبهشت ماه؛ بعنوان روز اهدا عضو در متن تقویم رسمی کشور درج شد.
کانال اطلاع رسانی معاونت درمان وزارت بهداشت
@curativeaffairs @iranpopscience
کانال اطلاع رسانی معاونت درمان وزارت بهداشت
@curativeaffairs @iranpopscience
شادی
نمادی از زیستن آگاهانه است
و نمایشی از
سپاسگزاری در برابر یزدان پاک
ما وارث این تفکریم
شاد باش و شاد زندگی کن که
شاد زیستن
انتخاب است نه اتفاق
@iranpopscience
نمادی از زیستن آگاهانه است
و نمایشی از
سپاسگزاری در برابر یزدان پاک
ما وارث این تفکریم
شاد باش و شاد زندگی کن که
شاد زیستن
انتخاب است نه اتفاق
@iranpopscience
Forwarded from اتچ بات
#شاهنامه_خوانی (قسمت نوزدهم)
با صدای استاد جلال الدین کزّازی
شامل: رفتن ایرج به نزد برادران و کشته شدنش به دست برادران
@iranpopscience
با صدای استاد جلال الدین کزّازی
شامل: رفتن ایرج به نزد برادران و کشته شدنش به دست برادران
@iranpopscience
Telegram
attach 📎
نهادهای علمی و ترویج علم
سرمقالهی مجلهی ترویج علم، شمارهی ۸
نهادهای علمی ما، همانند خود علم در ایران، هنوز نو پا هستند و کم تجربه. ترویج علم اما در ایران شاید سابقهای طولانیتر داشته باشد؛ گرچه نهادی ترویجی مانند رویال سوسایتی در لندن با حدود ۴۰۰ سال یا aaas در آمریکا با ۱۷۰ سال سابقه در مراحل تکاملی دیگری قرار دارند. این نهادها ارتباط تنگاتنگی با نهادهای علمی حرفهای دارند، دانشگران حرفهای آنها را بسیار جدی تلقی میکنند، و معمولا مدیریت آن ها هم با دانشگران حرفهای است. در کشورهای فعال در علم دنیا همواره درصدی از دانشگران حرفهای به ترویج علم هم میپردازند، و نهادهای پژوهانه-ده نیز از مجریان طرحهای تحقیقاتی میخواهند درصدی از اعتبارات پژوهشی را در ترویج همان موضوع به کار بگیرند. ما در ایران هنوز از این تجربهها نداریم. اکثریتی از ما دانشگران ترویج علم را حتی کاری بیهوده و نامطلوب میدانند.
علم از سوال بر میخیزد. ما که در علم کم تجربه هستیم، خیال میکنیم این فرایند پاسخ به سوال را میشناسیم. تصور ما و مردم ما از این فرایند پرسش و پاسخ صرفا جستجو در کتابها است. گاهی هم ترویج علم را در ساده کردن پاسخ و متناسب کردن آن با سطح اطلاعات مردم میدانیم. غافل از این که منظور از پرسش فقط مطرح کردن آن نیست بلکه کنکاش در جایگاه آن در دانش روز بشر است که کاری ساده نیست و ممارست دانشگرانه میخواهد. پس از آن در صورتی که پرسش هنوز پا برجا باشد مرحلهی سخت و پیجیدهی بعدی شروع میشود که همان مهیا کردن امکانات روشمند جستجو برای پاسخ است. این کار بدون متقاعد کردن مردم و سیاست مداران و سیاستگذاران عملی نیست. آنها که تصور میکنند دانشمند مینشیند و زحمت میکشد و جواب را به دست میآورد هنوز در قرن ۶ و ۷ هجری منجمد ماندهاند! بدون مرحلهی متقاعدسازی نمیتوان کاری علمی انجام داد. دانشگر نوین در استخدام نهادی است، دولتی یا خصوصی، و در هر دو حالت باید بتواند برای امکاناتی که لازم دارد تا سوالی را به پاسخ برساند هزینه کند. این انگیزهی اصلی این روزها در دنیا برای ترویج علم است.
خوشبختانه مردم ما به طور سنتی به علم، بدون این که تصور روشنی از فرایند علم نوین داشته باشند، علاقهمندند. این علاقهمندی دیری نخواهد پایید اگر دانشگران به لزوم ترویج به منظور آشنا کردن مردم به فرایند علم و منافع آن برای جامعه توجه نکنند. شرایط اخیر اقتصادی ایران به زودی دانشگاهها و پژوهشگاهها را به این سمت سوق خواهد داد که برای حفظ این نهادهای علمی به ترویج خردمندانهی علم بپردازند. خوشا به حال آن نهادهایی که زودتر متوجه این نیاز بشوند و ترویج را که فعالیتی پیجیده است جدی بگیرند. سالها تجربه لازم است تا فعالیت ترویجی شناخته بشود و فراگرفته شود. آن را بدیهی تلقی نکنیم. آقای دکتر رضا منصوری @iranpopscience
سرمقالهی مجلهی ترویج علم، شمارهی ۸
نهادهای علمی ما، همانند خود علم در ایران، هنوز نو پا هستند و کم تجربه. ترویج علم اما در ایران شاید سابقهای طولانیتر داشته باشد؛ گرچه نهادی ترویجی مانند رویال سوسایتی در لندن با حدود ۴۰۰ سال یا aaas در آمریکا با ۱۷۰ سال سابقه در مراحل تکاملی دیگری قرار دارند. این نهادها ارتباط تنگاتنگی با نهادهای علمی حرفهای دارند، دانشگران حرفهای آنها را بسیار جدی تلقی میکنند، و معمولا مدیریت آن ها هم با دانشگران حرفهای است. در کشورهای فعال در علم دنیا همواره درصدی از دانشگران حرفهای به ترویج علم هم میپردازند، و نهادهای پژوهانه-ده نیز از مجریان طرحهای تحقیقاتی میخواهند درصدی از اعتبارات پژوهشی را در ترویج همان موضوع به کار بگیرند. ما در ایران هنوز از این تجربهها نداریم. اکثریتی از ما دانشگران ترویج علم را حتی کاری بیهوده و نامطلوب میدانند.
علم از سوال بر میخیزد. ما که در علم کم تجربه هستیم، خیال میکنیم این فرایند پاسخ به سوال را میشناسیم. تصور ما و مردم ما از این فرایند پرسش و پاسخ صرفا جستجو در کتابها است. گاهی هم ترویج علم را در ساده کردن پاسخ و متناسب کردن آن با سطح اطلاعات مردم میدانیم. غافل از این که منظور از پرسش فقط مطرح کردن آن نیست بلکه کنکاش در جایگاه آن در دانش روز بشر است که کاری ساده نیست و ممارست دانشگرانه میخواهد. پس از آن در صورتی که پرسش هنوز پا برجا باشد مرحلهی سخت و پیجیدهی بعدی شروع میشود که همان مهیا کردن امکانات روشمند جستجو برای پاسخ است. این کار بدون متقاعد کردن مردم و سیاست مداران و سیاستگذاران عملی نیست. آنها که تصور میکنند دانشمند مینشیند و زحمت میکشد و جواب را به دست میآورد هنوز در قرن ۶ و ۷ هجری منجمد ماندهاند! بدون مرحلهی متقاعدسازی نمیتوان کاری علمی انجام داد. دانشگر نوین در استخدام نهادی است، دولتی یا خصوصی، و در هر دو حالت باید بتواند برای امکاناتی که لازم دارد تا سوالی را به پاسخ برساند هزینه کند. این انگیزهی اصلی این روزها در دنیا برای ترویج علم است.
خوشبختانه مردم ما به طور سنتی به علم، بدون این که تصور روشنی از فرایند علم نوین داشته باشند، علاقهمندند. این علاقهمندی دیری نخواهد پایید اگر دانشگران به لزوم ترویج به منظور آشنا کردن مردم به فرایند علم و منافع آن برای جامعه توجه نکنند. شرایط اخیر اقتصادی ایران به زودی دانشگاهها و پژوهشگاهها را به این سمت سوق خواهد داد که برای حفظ این نهادهای علمی به ترویج خردمندانهی علم بپردازند. خوشا به حال آن نهادهایی که زودتر متوجه این نیاز بشوند و ترویج را که فعالیتی پیجیده است جدی بگیرند. سالها تجربه لازم است تا فعالیت ترویجی شناخته بشود و فراگرفته شود. آن را بدیهی تلقی نکنیم. آقای دکتر رضا منصوری @iranpopscience
Forwarded from خانه نقاشى لاسكو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
يكي ازتابلوهاي هنرمند معروف به نام رامبرانت
درهلند به شكل زنده به نمايش گذاشتن ببينيد جالبه..
https://telegram.me/joinchat/BpFgQkFOdNOV7hCk_231yw
👇👇👇👇
درهلند به شكل زنده به نمايش گذاشتن ببينيد جالبه..
https://telegram.me/joinchat/BpFgQkFOdNOV7hCk_231yw
👇👇👇👇
با سلام و احترام ، متن سرمقاله نشریه شماره 9 ترویج علم به قلم آقای دکتر رضا منصوری سردبیر نشریه
انجمن ترویج علم و مروجان علم
هنگامی که واژه¬ای وارد زبان می¬شود ولی مفهومی که واژه روی آن سوار است ساخته و پرداخته گویشوران آن زبان نیست احتمال ایجاد سوءتفاهم بسیار است. به ویژه هنگامی که کلمه برگزیده در زبان سابقه داشته باشد. به واژه "گفتمان" در مقابل مفهوم "دیسکورز" در جامعه¬شناسی مدرن توجه کنید! کمتر فارسی زبانی آن را برای همان مفهوم مدرن "دیسکورز" به کار می¬برد بلکه اکثر گویشوران ما آن را واژه شیک جدیدی به معنی گفت¬وگو به کار می¬برند. اینگونه است که مصادره مفاهیم در زبان مدرن فارسی بسیار رایج است.
نمونه دیگر کلمه "علم" است که در حدود 1300 سال پیش وارد زبان فارسی شد و معادل دانش بود. این روزه هم هر دو واژه علم و دانش کمابیش معادل هم در فارسی به کار می¬روند و فرهگ¬نویسی فارسی اخیر گواه بر این است که ما از تفاوت مفاهیم علم و عالم در دنیای مدرن با آنچه مربوط به تاریح و گذشته ما است، غافلیم و همین باعث سوءتفاهم¬های بسیار در سیاستگذاری علم و فناوری در ایران شده است و مانعی برای توسعه ما ایجاد کرده است. زبان ما هنوز تفاوت میان دانش و معرفت به معنی مجموعه دانسته¬های بشری و علم به معنی فرایندی نوین در جوامع بشری پیشرفته نیست که دانش و فرهنگ و معرفت جدید تولید می¬کند و این گواه بر این است که ما فارسی¬زبانان هنوز واقف به امر مدرن علم نشده¬ایم.
نمونه دیگر واژه انجمن است. در فرهنگ¬های فارسی به معنی گرد هم آمدن است. مثلاً فرهنگ معین آن را به معنی مجمع و مجلس می¬گیرد و نیز گروه افرادی که برای هدف مشترکی گرد هم جمع شوند مانند انجمن خیریه! فرهنگ جدیدتر سخن آن را به معنی سازمان یا کانونی می¬گیرد که اعضای آن در یک حرفه یا منافق مشترک فعالیت می¬کنند مانند انجمن خوشنویسان! به نظر می¬رسد در ذهن اکثر ما این معنی¬ها غالب باشد. اما معنی مدرن آن در فارسی بسیار ظریف شده است. حتی ویکی¬پدیای فارسی که سعی کرده است به این معنی مدرن نزدیک بشود آن را جمعی با علایق صنفی تعبیر کرده است که هنوز با معنی انجمنی مانند انجمن¬های علمی که دو وزارت علوم و بهداشت مجوز فعالیت می¬دهند بسیار متفاوت است. به همین دلیل وزارت علوم مثلاً به انحمنی به نام "انجمن فیزیک¬دانان ایران" مجوز نمی-دهد اما به انجمن فیزیک یا انجمن علوم فیزیکی چرا! همین¬طور به انجمن مروجان علم مجوز نمی¬دهد اما به انجمن ترویح علم چرا! می¬دانید چرا؟ انجمن مروجان علم باید برود به وزارت کشور و مجوز صنفی بگیرد. این اقعیت¬ها را می¬شود نقد کرد و "گفتمانی" درباره نقد آن به راه انداخت اما تا زمانی که این گفتمان به واقعیتی اجرایی تبدیل نشده باید فقط به واقعیت¬ها پرداخت و نقد را در حیطه واقعیت نگهداشت نه در حیطه گفتمان!
انجمن¬های علمی قرار است واسطی باشند میان دانشگران یک رشته (به زبان متعارف¬تر اهل علم یک رشته)، که در عرف مدرن به آن اجتماع علمی آن رشته می¬نامند، و جامعه به معنای عام آن! در مورد علومی بنیادی مانند علوم پایه این تفکیک کاملاً روشن است اما در میان علوم کاربردی این تفکیک گاهی سخت می¬شود. مثلاً کارگروه اپتیک که از انجمن فیزیک منتزع شد و انجمن اپتیک و فوتونیک را تأسیس کرد به یک باره اوج گرفت. انواع کارکنان رشته اپتیک در جامعه به آن پیوستند که البته بنا بر آیین¬نامه¬های وزارتی نمی¬توانند عضو پیوسته باشند. به این ترتیب انجمن¬های علمی با مجوز وزارت معنی بسیار خاص و حیطه اختیارات خاص و و ظایف خاصی دارند که آنها را از انجمن¬های صنفی یا انجمن¬های عام¬المنفعه یا "هیئت"¬های محلی جدا می¬کند. بی¬توجهی به این تمایزها بسیار سوءتفاهم در جامعه ما فارسی¬زبانان ایجاد می¬کند که باید کوشید از آن بر حذر بود و دچار آن نشد.
از طرف دیگر انجمن داری فعالیتی است بسیار پیچیده به خصوص در شرایط فرهنگی ما! توجه داشته باشیم انجمن-هایی که بیش از 80 سال در ایران فعالیت دارند، مانند انجمن فیزیک ایران، هنوز گرفتار مشکلات مدیریتی¬اند. ما هم اکنون بیش از 300 انجمن علمی در ایران داریم و بعید است بشود گفت بیش از 10 در صد آنها در حال قوام یافتن و بقیه هنوز در دوران نوباوگی و رشد انجمنی¬اند، نباید جز این هم انتظار داشت. موارد چندی هستند که وزارت از فعالیت آنها جلوگیری کرده است چون به چاله فعالیت¬های صنفی افتاده¬اند. انجمن ترویج علم هم در شرایط سختی است که انتظار از آن را باید متناسب با سنش مهار کرد. @iranpopscience
هنگامی که واژه¬ای وارد زبان می¬شود ولی مفهومی که واژه روی آن سوار است ساخته و پرداخته گویشوران آن زبان نیست احتمال ایجاد سوءتفاهم بسیار است. به ویژه هنگامی که کلمه برگزیده در زبان سابقه داشته باشد. به واژه "گفتمان" در مقابل مفهوم "دیسکورز" در جامعه¬شناسی مدرن توجه کنید! کمتر فارسی زبانی آن را برای همان مفهوم مدرن "دیسکورز" به کار می¬برد بلکه اکثر گویشوران ما آن را واژه شیک جدیدی به معنی گفت¬وگو به کار می¬برند. اینگونه است که مصادره مفاهیم در زبان مدرن فارسی بسیار رایج است.
نمونه دیگر کلمه "علم" است که در حدود 1300 سال پیش وارد زبان فارسی شد و معادل دانش بود. این روزه هم هر دو واژه علم و دانش کمابیش معادل هم در فارسی به کار می¬روند و فرهگ¬نویسی فارسی اخیر گواه بر این است که ما از تفاوت مفاهیم علم و عالم در دنیای مدرن با آنچه مربوط به تاریح و گذشته ما است، غافلیم و همین باعث سوءتفاهم¬های بسیار در سیاستگذاری علم و فناوری در ایران شده است و مانعی برای توسعه ما ایجاد کرده است. زبان ما هنوز تفاوت میان دانش و معرفت به معنی مجموعه دانسته¬های بشری و علم به معنی فرایندی نوین در جوامع بشری پیشرفته نیست که دانش و فرهنگ و معرفت جدید تولید می¬کند و این گواه بر این است که ما فارسی¬زبانان هنوز واقف به امر مدرن علم نشده¬ایم.
نمونه دیگر واژه انجمن است. در فرهنگ¬های فارسی به معنی گرد هم آمدن است. مثلاً فرهنگ معین آن را به معنی مجمع و مجلس می¬گیرد و نیز گروه افرادی که برای هدف مشترکی گرد هم جمع شوند مانند انجمن خیریه! فرهنگ جدیدتر سخن آن را به معنی سازمان یا کانونی می¬گیرد که اعضای آن در یک حرفه یا منافق مشترک فعالیت می¬کنند مانند انجمن خوشنویسان! به نظر می¬رسد در ذهن اکثر ما این معنی¬ها غالب باشد. اما معنی مدرن آن در فارسی بسیار ظریف شده است. حتی ویکی¬پدیای فارسی که سعی کرده است به این معنی مدرن نزدیک بشود آن را جمعی با علایق صنفی تعبیر کرده است که هنوز با معنی انجمنی مانند انجمن¬های علمی که دو وزارت علوم و بهداشت مجوز فعالیت می¬دهند بسیار متفاوت است. به همین دلیل وزارت علوم مثلاً به انحمنی به نام "انجمن فیزیک¬دانان ایران" مجوز نمی-دهد اما به انجمن فیزیک یا انجمن علوم فیزیکی چرا! همین¬طور به انجمن مروجان علم مجوز نمی¬دهد اما به انجمن ترویح علم چرا! می¬دانید چرا؟ انجمن مروجان علم باید برود به وزارت کشور و مجوز صنفی بگیرد. این اقعیت¬ها را می¬شود نقد کرد و "گفتمانی" درباره نقد آن به راه انداخت اما تا زمانی که این گفتمان به واقعیتی اجرایی تبدیل نشده باید فقط به واقعیت¬ها پرداخت و نقد را در حیطه واقعیت نگهداشت نه در حیطه گفتمان!
انجمن¬های علمی قرار است واسطی باشند میان دانشگران یک رشته (به زبان متعارف¬تر اهل علم یک رشته)، که در عرف مدرن به آن اجتماع علمی آن رشته می¬نامند، و جامعه به معنای عام آن! در مورد علومی بنیادی مانند علوم پایه این تفکیک کاملاً روشن است اما در میان علوم کاربردی این تفکیک گاهی سخت می¬شود. مثلاً کارگروه اپتیک که از انجمن فیزیک منتزع شد و انجمن اپتیک و فوتونیک را تأسیس کرد به یک باره اوج گرفت. انواع کارکنان رشته اپتیک در جامعه به آن پیوستند که البته بنا بر آیین¬نامه¬های وزارتی نمی¬توانند عضو پیوسته باشند. به این ترتیب انجمن¬های علمی با مجوز وزارت معنی بسیار خاص و حیطه اختیارات خاص و و ظایف خاصی دارند که آنها را از انجمن¬های صنفی یا انجمن¬های عام¬المنفعه یا "هیئت"¬های محلی جدا می¬کند. بی¬توجهی به این تمایزها بسیار سوءتفاهم در جامعه ما فارسی¬زبانان ایجاد می¬کند که باید کوشید از آن بر حذر بود و دچار آن نشد.
از طرف دیگر انجمن داری فعالیتی است بسیار پیچیده به خصوص در شرایط فرهنگی ما! توجه داشته باشیم انجمن-هایی که بیش از 80 سال در ایران فعالیت دارند، مانند انجمن فیزیک ایران، هنوز گرفتار مشکلات مدیریتی¬اند. ما هم اکنون بیش از 300 انجمن علمی در ایران داریم و بعید است بشود گفت بیش از 10 در صد آنها در حال قوام یافتن و بقیه هنوز در دوران نوباوگی و رشد انجمنی¬اند، نباید جز این هم انتظار داشت. موارد چندی هستند که وزارت از فعالیت آنها جلوگیری کرده است چون به چاله فعالیت¬های صنفی افتاده¬اند. انجمن ترویج علم هم در شرایط سختی است که انتظار از آن را باید متناسب با سنش مهار کرد. @iranpopscience