روزنوشت
#tax جلسه شانزدهم: تمرکززدایی و انتقال مسوولیت (Decentralization and devolution)- بخش دوم ۴- مقاله سال ۲۰۱۴ نوشته Gadenne and Singhal – ادامه: - بهصورت کلی، درصورت فساد مسوولین دولتی استانی (وجود داشتن elite capture)، تمرکززدایی هزینهای میزان تامین خدمات…
#ایده
دیدم که الان پیوند به گزارش مجلس درمورد تمرکززدایی کار نمیکند. برای پیشگیری از تکرار این رخداد، از این پس پیوندی به مطالب آن قرار نخواهدگرفت.
درخواست:
از آنجا که مرکز پژوهشهای مجلس مرجع خوبی برای مطالعه است، زین پس، درمورد هر یک از مطالب مطرح شده در اینجا، در سایت مرکز پژوهشهای مجلس برای مطلب مرتبط به فارسی جستوجو کنید و گزارشهای آن را بخوانید.
@kennedy_notes
دیدم که الان پیوند به گزارش مجلس درمورد تمرکززدایی کار نمیکند. برای پیشگیری از تکرار این رخداد، از این پس پیوندی به مطالب آن قرار نخواهدگرفت.
درخواست:
از آنجا که مرکز پژوهشهای مجلس مرجع خوبی برای مطالعه است، زین پس، درمورد هر یک از مطالب مطرح شده در اینجا، در سایت مرکز پژوهشهای مجلس برای مطلب مرتبط به فارسی جستوجو کنید و گزارشهای آن را بخوانید.
@kennedy_notes
Forwarded from توانمندسازی حاکمیت و جامعه
🔺اینفوگرافی تعارض منافع در بانک مرکزی
اتحاد قاعدهگذار و مجری به عنوان یکی از انواع تعارض منافع در بانک مرکزی تبعات اقتصادی جدیای برای تمام شهروندان یک جامعه از زنان خانهدار تا سرمایهگذاران و کارفرمایان دارد. حداقل سه مکانیزم تاثیرگذاری این نوع تعارض منافع بر اقتصاد را میتوان شناسایی کرد در صورت رفع آن بخش بزرگی از مشکلات اقتصادی مرتفع خواهد شد. اول آنکه موجب تشدید کسری بودجه میشود. یعنی دولت بدون نگرانی از کسری بودجه و با اتکا به پول بدون پشتوانه به تدوین بودجههایی میپردازد که از همان ابتدا دچار کسری است. دوم آنکه از طریق سیاستهای بانک مرکزی مثل جلوگیری از اتخاذ سیاست نرخ ارز شناور ناتوانی اقتصادی خود لاپوشانی میکند. سوم آنکه به طور غیرمستقیم نظارت بانک مرکزی بر شبکه بانکی را تحت تاثیر قرار میدهد.
#تعارض_منافع #مصادیق_تعارض_منافع #تعارض_منافع_در_نظام_بانکی
اتحاد قاعدهگذار و مجری به عنوان یکی از انواع تعارض منافع در بانک مرکزی تبعات اقتصادی جدیای برای تمام شهروندان یک جامعه از زنان خانهدار تا سرمایهگذاران و کارفرمایان دارد. حداقل سه مکانیزم تاثیرگذاری این نوع تعارض منافع بر اقتصاد را میتوان شناسایی کرد در صورت رفع آن بخش بزرگی از مشکلات اقتصادی مرتفع خواهد شد. اول آنکه موجب تشدید کسری بودجه میشود. یعنی دولت بدون نگرانی از کسری بودجه و با اتکا به پول بدون پشتوانه به تدوین بودجههایی میپردازد که از همان ابتدا دچار کسری است. دوم آنکه از طریق سیاستهای بانک مرکزی مثل جلوگیری از اتخاذ سیاست نرخ ارز شناور ناتوانی اقتصادی خود لاپوشانی میکند. سوم آنکه به طور غیرمستقیم نظارت بانک مرکزی بر شبکه بانکی را تحت تاثیر قرار میدهد.
#تعارض_منافع #مصادیق_تعارض_منافع #تعارض_منافع_در_نظام_بانکی
#tax
جلسه هفدهم: تقویت توان اعمال قانون مالیات (investment in tax administration)- بخش اول:
این جلسه در پی پاسخ به سوالات زیر است:
اول، آثار اصلاح ساختاری اداری نظام مالیاتی چیست؟
دوم، چرا سرمایهگذاری بیشتری در حوزه اصلاح ساختاری نظام اداری مشاهده نمیشود؟
- در طراحی نظام مالیاتی، پرسش مهم این است که آیا رسیدگی به پروندههای مالیاتی، بهتر است براساس بزرگی بنگاهها صورت گیرد یا براساس پایه مالیاتی (یعنی نوع مالیات پرداختی، اعم از درآمد، دارایی، ارزش افزوده و غیره)؟ تقسیم کار نظام مالیاتی براساس سایز بنگاه، مزیتها و معایبی دارد:
مزیت: امکان بررسی جامع فعالیت بنگاهها را فراهم میکند و همچنین میتوان بنگاههای بزرگتر را برای دریافت مالیات هدف قرار داد.
عیب: از طرفی، این شیوه، نیازمند داشتن تخصص مالیاتی در تمام شاخههای مالیات در تمام ادارات مالیات است و از سوی دیگر، به علت تمرکز بر بنگاههای بزرگتر، به عاملی برای کاهش انگیزه بنگاههایی که امکان افزایش فعالیت و بزرگ شدن دارند، تبدیل میشود و در نتیجه، به کوچک ماندن کسبوکارها منتهی میشود.
۱- مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Basri:
- این مقاله اثر تغییر تمرکز نظام مالیاتی را از بنگاههای بزرگ به متوسط در کشور اندونزی بررسی میکند. در این تغییر، پرونده مالیاتی بنگاههای متوسط، به دفاتری با نسبت بالاتر کارمند مالیاتی به مودی مالیاتی، ارجاع داده میشود. نتایج تحقیق حکایت از افزایش ۱۲۸٪ در درآمد مالیاتی دریافتی از این بنگاهها براثر این تغییر دارد.
۲- اثراستفاده از فناوری در نظام مالیاتی:
- موفقیت چشمگیر اثر تغییر در مقاله Basri، این سوال را ایجاد میکند که چرا شاهد تعداد بیشتری تغییر از این دست در کشورها نیستیم؟ برای پاسخ به این مساله، مورد استقبال کمتر از انتظار از فناوری در صنایع مختلف بررسی شد. از آنجا که انتخاب استفاده از تکنولوژی در نظام مالیاتی، انتخابی درونزا و براثر عوامل دیگر است، امکان ارزیابی آن تنها در حوزه مالیات دشوارتر است. از این رو، استاد درس مساله انگیزه برای استفاده از فناوری نوین را در دیگر ساختارها بررسی کردند.
- کشاورزی: مقاله سال ۲۰۱۱ نوشته Suri، میزان استفاده از فناوری در میان کشاورزان را در کشور کنیا نشان میدهد. مقاله با این سوال آغاز میشود که چرا با وجود آنکه «متوسط» بازگشت به سرمایه در استفاده از فناوری در کشاورزی بالاست، در کشورهای درحال توسعه شاهد عدم استقبال از آن هستیم؟ این در حالی است که فناوری در کشورهای توسعهیافته بهصورتی همهگیر مورد استفاده قرار میگیرد.
- نویسنده نتیجه میگیرد که متوسط میزان بازگشت به سرمایه در بین استفاده کنندگان از فناوری، گویای میزان بالقوه بهرهمندی افرادی که از تکنولوژی استفاده نمیکنند، نیست. چرا که در این مثال، افرادی که از فناوری در کشاورزی استفاده نمیکنند، محدودیت دسترسی به خدمات زیرساختی و امکانات دارند و در نتیجه، برایشان استفاده از فناوری مقرون به صرفه نیست.
@kennedy_notes
جلسه هفدهم: تقویت توان اعمال قانون مالیات (investment in tax administration)- بخش اول:
این جلسه در پی پاسخ به سوالات زیر است:
اول، آثار اصلاح ساختاری اداری نظام مالیاتی چیست؟
دوم، چرا سرمایهگذاری بیشتری در حوزه اصلاح ساختاری نظام اداری مشاهده نمیشود؟
- در طراحی نظام مالیاتی، پرسش مهم این است که آیا رسیدگی به پروندههای مالیاتی، بهتر است براساس بزرگی بنگاهها صورت گیرد یا براساس پایه مالیاتی (یعنی نوع مالیات پرداختی، اعم از درآمد، دارایی، ارزش افزوده و غیره)؟ تقسیم کار نظام مالیاتی براساس سایز بنگاه، مزیتها و معایبی دارد:
مزیت: امکان بررسی جامع فعالیت بنگاهها را فراهم میکند و همچنین میتوان بنگاههای بزرگتر را برای دریافت مالیات هدف قرار داد.
عیب: از طرفی، این شیوه، نیازمند داشتن تخصص مالیاتی در تمام شاخههای مالیات در تمام ادارات مالیات است و از سوی دیگر، به علت تمرکز بر بنگاههای بزرگتر، به عاملی برای کاهش انگیزه بنگاههایی که امکان افزایش فعالیت و بزرگ شدن دارند، تبدیل میشود و در نتیجه، به کوچک ماندن کسبوکارها منتهی میشود.
۱- مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Basri:
- این مقاله اثر تغییر تمرکز نظام مالیاتی را از بنگاههای بزرگ به متوسط در کشور اندونزی بررسی میکند. در این تغییر، پرونده مالیاتی بنگاههای متوسط، به دفاتری با نسبت بالاتر کارمند مالیاتی به مودی مالیاتی، ارجاع داده میشود. نتایج تحقیق حکایت از افزایش ۱۲۸٪ در درآمد مالیاتی دریافتی از این بنگاهها براثر این تغییر دارد.
۲- اثراستفاده از فناوری در نظام مالیاتی:
- موفقیت چشمگیر اثر تغییر در مقاله Basri، این سوال را ایجاد میکند که چرا شاهد تعداد بیشتری تغییر از این دست در کشورها نیستیم؟ برای پاسخ به این مساله، مورد استقبال کمتر از انتظار از فناوری در صنایع مختلف بررسی شد. از آنجا که انتخاب استفاده از تکنولوژی در نظام مالیاتی، انتخابی درونزا و براثر عوامل دیگر است، امکان ارزیابی آن تنها در حوزه مالیات دشوارتر است. از این رو، استاد درس مساله انگیزه برای استفاده از فناوری نوین را در دیگر ساختارها بررسی کردند.
- کشاورزی: مقاله سال ۲۰۱۱ نوشته Suri، میزان استفاده از فناوری در میان کشاورزان را در کشور کنیا نشان میدهد. مقاله با این سوال آغاز میشود که چرا با وجود آنکه «متوسط» بازگشت به سرمایه در استفاده از فناوری در کشاورزی بالاست، در کشورهای درحال توسعه شاهد عدم استقبال از آن هستیم؟ این در حالی است که فناوری در کشورهای توسعهیافته بهصورتی همهگیر مورد استفاده قرار میگیرد.
- نویسنده نتیجه میگیرد که متوسط میزان بازگشت به سرمایه در بین استفاده کنندگان از فناوری، گویای میزان بالقوه بهرهمندی افرادی که از تکنولوژی استفاده نمیکنند، نیست. چرا که در این مثال، افرادی که از فناوری در کشاورزی استفاده نمیکنند، محدودیت دسترسی به خدمات زیرساختی و امکانات دارند و در نتیجه، برایشان استفاده از فناوری مقرون به صرفه نیست.
@kennedy_notes
#tax
جلسه هفدهم: تقویت توان اعمال قانون مالیات (investment in tax administration)- بخش دوم:
- تولید: مقاله سال ۲۰۱۷ نوشته Atkin، موانع سازمانی استفاده از فناوری را در کارگاههای تولیدی در پاکستان بررسی میکند. مقاله نشان میدهد که با وجود امکان بالقوه برای افزایش شدید میزان تولید، این اتفاق کمتر میافتد. چرا که کارگران که براساس تعداد قطعه تولیدی دستمزد میگیرند، در بازه زمانی «یادگیری» برای کار با دستگاه، کمتر از مقدار بهینه خود تولید میکنند و لذا دستمزدشان در مدت یادگیری کاهش مییابد. لذا کارگران در مقابل استفاده از فناوری مقاومت میکنند.
- مقاله نتیجه میگیرد سیاستها برای افزایش استفاده از فناوری در حوزه تولید، باید انگیزههای تمام عوامل دخیل را در محاسبات خود در نظر بگیرند و براساس آن طراحی و اجرا شوند.
- مالیات: مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Jensen، کارایی استفاده از تکنولوژی برای افزایش توان جمعآوری مالیات در دولتهای محلی در کشور غنا را بررسی میکند. مقاله نشان میدهد که با وجود دسترسی رایگان به نرمافزاری برای قیمتگذاری دارایی، تنها ۱۰ درصد ادارات مالیات از آن بهره گرفتهاند. این اقلیت، مواردی بودهاند که بازدهی بالاتری در جمعاوری مالیات دارند و رهبرانی با انگیزه قویتر برای داشتن کیفیت کار بالا دارند.
- نویسنده استدلال میکند که علت این عدم استقبال از فناوری، از چهار محل ناشی میشود: کاهش قدرت تصمیمگیری مامور مالیاتی در زمان اخذ مالیات در صورت استفاده از نرمافزار.
دوم، درصورت وابستگی درآمد به تعداد قبضهای مالیاتی، افراد در زمان «یادگیری» کار با نرم افزار، کمتر از بهینه خود کارایی دارند و لذا درآمد کمتری دارند.
سوم، اگر فناوری جایگزین نیروی کار افراد باشد، استفاده از فناوری به معنای به خطر افتادن امنیت شغلی برای افراد خواهدبود. آخر، عدم انگیزه سیاستگذاران برای سرمایهگذاریای که تنها در طولانی مدت و زمانی که بعد از مدت
اشتغال آنها به نتیجه میرسد، مانع سرمایهگذاری است.
مراجع:
مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Basri:
https://economics.mit.edu/files/17551
مقاله سال ۲۰۱۱ نوشته Suri:
https://www.jstor.org/stable/41057440?seq=1
مقاله سال ۲۰۱۷ نوشته Atkin:
https://www.nber.org/papers/w21417
مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Jensen:
https://www.bsg.ox.ac.uk/sites/default/files/2018-12/Dzansi_building%20tax%20capacity%20at%20scale.pdf
@kennedy_notes
جلسه هفدهم: تقویت توان اعمال قانون مالیات (investment in tax administration)- بخش دوم:
- تولید: مقاله سال ۲۰۱۷ نوشته Atkin، موانع سازمانی استفاده از فناوری را در کارگاههای تولیدی در پاکستان بررسی میکند. مقاله نشان میدهد که با وجود امکان بالقوه برای افزایش شدید میزان تولید، این اتفاق کمتر میافتد. چرا که کارگران که براساس تعداد قطعه تولیدی دستمزد میگیرند، در بازه زمانی «یادگیری» برای کار با دستگاه، کمتر از مقدار بهینه خود تولید میکنند و لذا دستمزدشان در مدت یادگیری کاهش مییابد. لذا کارگران در مقابل استفاده از فناوری مقاومت میکنند.
- مقاله نتیجه میگیرد سیاستها برای افزایش استفاده از فناوری در حوزه تولید، باید انگیزههای تمام عوامل دخیل را در محاسبات خود در نظر بگیرند و براساس آن طراحی و اجرا شوند.
- مالیات: مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Jensen، کارایی استفاده از تکنولوژی برای افزایش توان جمعآوری مالیات در دولتهای محلی در کشور غنا را بررسی میکند. مقاله نشان میدهد که با وجود دسترسی رایگان به نرمافزاری برای قیمتگذاری دارایی، تنها ۱۰ درصد ادارات مالیات از آن بهره گرفتهاند. این اقلیت، مواردی بودهاند که بازدهی بالاتری در جمعاوری مالیات دارند و رهبرانی با انگیزه قویتر برای داشتن کیفیت کار بالا دارند.
- نویسنده استدلال میکند که علت این عدم استقبال از فناوری، از چهار محل ناشی میشود: کاهش قدرت تصمیمگیری مامور مالیاتی در زمان اخذ مالیات در صورت استفاده از نرمافزار.
دوم، درصورت وابستگی درآمد به تعداد قبضهای مالیاتی، افراد در زمان «یادگیری» کار با نرم افزار، کمتر از بهینه خود کارایی دارند و لذا درآمد کمتری دارند.
سوم، اگر فناوری جایگزین نیروی کار افراد باشد، استفاده از فناوری به معنای به خطر افتادن امنیت شغلی برای افراد خواهدبود. آخر، عدم انگیزه سیاستگذاران برای سرمایهگذاریای که تنها در طولانی مدت و زمانی که بعد از مدت
اشتغال آنها به نتیجه میرسد، مانع سرمایهگذاری است.
مراجع:
مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Basri:
https://economics.mit.edu/files/17551
مقاله سال ۲۰۱۱ نوشته Suri:
https://www.jstor.org/stable/41057440?seq=1
مقاله سال ۲۰۱۷ نوشته Atkin:
https://www.nber.org/papers/w21417
مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Jensen:
https://www.bsg.ox.ac.uk/sites/default/files/2018-12/Dzansi_building%20tax%20capacity%20at%20scale.pdf
@kennedy_notes
Forwarded from یادداشتهای توسعه - فاطمهنجفی
در مورد این که توسعه در هر دو تعریف توسعهی ملی و توسعهی انسانی با نابرابری چه رابطهای دارد نمیتوان اظهار نظر جامع و یک جانبهایکرد. در ادامه به صورت خلاصه تصویری کلی از رابطهی نابرابری و رشد درآمد/ ثروت (نه توسعهی) کشورها آمده است
اگر رابطهی نابرابری و درآمد سرانه را در بین کشورها نگاه کنیم. تصویر کلی این است که با افزایش درآمد در میان کشورها نابرابری کاهش پیدا میکند. این رابطهی معکوس در کشورهای با درآمد بالا شدیدتر است. شکل ۱ این رابطه را برای سال ۲۰۱۵ نشان میدهد. اگر بخواهیم در طول زمان این رابطه را برای کشورهای مختلف ببینیم میتوانیم به شکل ۲ مراجعه کنیم. سهم یک دهک از درآمد کل کشورها عموماً در طول زمان در حال افزایش بوده است. با این تعریف در طول زمان کشورهای فقیر و خاورمیانه با افزایش درآمد کاهش نابرابری را تجربه کردهاند.
http://bit.ly/2vLlQki
به صورت سنتی منحنی کوزنتس میگفت: رابطهی نابرابری با افزایش درآمد جوامع شبیه کوه است. یعنی با رشد درآمد در جوامع نابرابری ابتدا افزایش پیدا میکند و با استمرار افزایش درآمد نابرابری کاهش پیدا میکند. در هزارهی دوم مطالعات تجربی کمابیش این تئوری را در طول زمان رد نمیکردند.
تجربهی کشورهای جنوب شرق آسیا (جز چین) افزایش درآمد سرانه و کاهش نابرابری (نیمهی دههی ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰) است. شکل ۳ نشان میدهد تجربهی ایالات متحده و لندن در زمینهی افزایش نابرابری (در ثروت) همزمان با افزایش درآمد (دقیقاً بر عکس منحنی کوزنتس) است تجربهی چین افزایش و روسیه افزایش نابرابری با افزایش درآمد بوده است.
اظهار نظر جامع و مانع در مورد رابطهی نابرابری و «رشد اقتصادی» بر اساس واقعیت تقریباً ممکن نیست. اما مفهوم توسعه، یک مفهوم چند وجهی است که کاهش نابرابری را به عنوان یکی از محورهای آن چه در تعریف توسعهی ملی و چه در تعریف توسعهی انسانی در خود جای داده است.
به توسعه به دو شکل رایج نگاه میشود: توسعهی ملی و بینالمللی و توسعهی انسانی. توسعهی ملی یک فرآیند اجتماعیست که به تغییرات پویای یک گروه از انسانها و روابط آنها دلالت دارد. توسعهی ملی مانند مفاهیمی چون «بازار» و «نهاد» قابل خرد شدن به سطح فردی نیستند. در مقابل توسعهی انسانی معیاری برای اندازهگیری رفاه همه جانبهی افراد است.
توسعهی ملی چهار وجه اصلی دارد: (۱) اقتصاد شکوفا (۲) نظام سیاسی پاسخگو (۳) ظرفیت ادارهی کشور و (۴) توسعهی عدالت اجتماعی. اقتصاد شکوفا به معنای محیط مشوق بهرهوری بیشتر و کاهش اتلاف منابع است. نظام سیاسی پاسخگو به این دلالت دارد که کسانی که قدرت را در دست دارند، مشروعیت خود را از شهروندان، نیازها و تمایلات آنها به دست آورده باشند. ظرفیت بالا در ادارهی کشور یعنی حاکمیت بتواند قوانین، نظارتها، سیاستها و برنامههای اجتماعی را به صورت کارا پیاده کند. و نهایتاً عدالت اجتماعی ایجاب میکند که دسترسی افراد جامعه به فرصتها مستقل از موقعیتی که در آن متولد شدند، مانند سطح درآمد خانواده، نژاد، جنسیت و ...باشد
توسعهی انسانی را باید مانند یک ماتریس در نظر گرفت که در یک بعد آن ابعاد توسعهی انسانی و در بعد دیگر آن معیارهای اندازهگیری این ابعاد مد نظر قرار دارد. ابعاد توسعهی انسانی وضعیت اقتصادی (material)، آموزش و پرورش (education)، بهداشت (health)، سیاست (political) و ویژگیها اجتماعی (social) است. معیارهای توسعه در سطح فردی میزان محرومیت (deprivation)، سطح عمومی (typical level)، نوسانات (volatility)، میزان نابرابری و منصفانه بودن (fairness) است.
در مورد توسعه در این پست بیشتر نوشته بودم:
https://news.1rj.ru/str/nosratolkhosro/58
——————————————-
یادداشتهای توسعه-فاطمهنجفی
@nosratolkhosro
اگر رابطهی نابرابری و درآمد سرانه را در بین کشورها نگاه کنیم. تصویر کلی این است که با افزایش درآمد در میان کشورها نابرابری کاهش پیدا میکند. این رابطهی معکوس در کشورهای با درآمد بالا شدیدتر است. شکل ۱ این رابطه را برای سال ۲۰۱۵ نشان میدهد. اگر بخواهیم در طول زمان این رابطه را برای کشورهای مختلف ببینیم میتوانیم به شکل ۲ مراجعه کنیم. سهم یک دهک از درآمد کل کشورها عموماً در طول زمان در حال افزایش بوده است. با این تعریف در طول زمان کشورهای فقیر و خاورمیانه با افزایش درآمد کاهش نابرابری را تجربه کردهاند.
http://bit.ly/2vLlQki
به صورت سنتی منحنی کوزنتس میگفت: رابطهی نابرابری با افزایش درآمد جوامع شبیه کوه است. یعنی با رشد درآمد در جوامع نابرابری ابتدا افزایش پیدا میکند و با استمرار افزایش درآمد نابرابری کاهش پیدا میکند. در هزارهی دوم مطالعات تجربی کمابیش این تئوری را در طول زمان رد نمیکردند.
تجربهی کشورهای جنوب شرق آسیا (جز چین) افزایش درآمد سرانه و کاهش نابرابری (نیمهی دههی ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰) است. شکل ۳ نشان میدهد تجربهی ایالات متحده و لندن در زمینهی افزایش نابرابری (در ثروت) همزمان با افزایش درآمد (دقیقاً بر عکس منحنی کوزنتس) است تجربهی چین افزایش و روسیه افزایش نابرابری با افزایش درآمد بوده است.
اظهار نظر جامع و مانع در مورد رابطهی نابرابری و «رشد اقتصادی» بر اساس واقعیت تقریباً ممکن نیست. اما مفهوم توسعه، یک مفهوم چند وجهی است که کاهش نابرابری را به عنوان یکی از محورهای آن چه در تعریف توسعهی ملی و چه در تعریف توسعهی انسانی در خود جای داده است.
به توسعه به دو شکل رایج نگاه میشود: توسعهی ملی و بینالمللی و توسعهی انسانی. توسعهی ملی یک فرآیند اجتماعیست که به تغییرات پویای یک گروه از انسانها و روابط آنها دلالت دارد. توسعهی ملی مانند مفاهیمی چون «بازار» و «نهاد» قابل خرد شدن به سطح فردی نیستند. در مقابل توسعهی انسانی معیاری برای اندازهگیری رفاه همه جانبهی افراد است.
توسعهی ملی چهار وجه اصلی دارد: (۱) اقتصاد شکوفا (۲) نظام سیاسی پاسخگو (۳) ظرفیت ادارهی کشور و (۴) توسعهی عدالت اجتماعی. اقتصاد شکوفا به معنای محیط مشوق بهرهوری بیشتر و کاهش اتلاف منابع است. نظام سیاسی پاسخگو به این دلالت دارد که کسانی که قدرت را در دست دارند، مشروعیت خود را از شهروندان، نیازها و تمایلات آنها به دست آورده باشند. ظرفیت بالا در ادارهی کشور یعنی حاکمیت بتواند قوانین، نظارتها، سیاستها و برنامههای اجتماعی را به صورت کارا پیاده کند. و نهایتاً عدالت اجتماعی ایجاب میکند که دسترسی افراد جامعه به فرصتها مستقل از موقعیتی که در آن متولد شدند، مانند سطح درآمد خانواده، نژاد، جنسیت و ...باشد
توسعهی انسانی را باید مانند یک ماتریس در نظر گرفت که در یک بعد آن ابعاد توسعهی انسانی و در بعد دیگر آن معیارهای اندازهگیری این ابعاد مد نظر قرار دارد. ابعاد توسعهی انسانی وضعیت اقتصادی (material)، آموزش و پرورش (education)، بهداشت (health)، سیاست (political) و ویژگیها اجتماعی (social) است. معیارهای توسعه در سطح فردی میزان محرومیت (deprivation)، سطح عمومی (typical level)، نوسانات (volatility)، میزان نابرابری و منصفانه بودن (fairness) است.
در مورد توسعه در این پست بیشتر نوشته بودم:
https://news.1rj.ru/str/nosratolkhosro/58
——————————————-
یادداشتهای توسعه-فاطمهنجفی
@nosratolkhosro
Dropbox
inequality.jpg
Shared with Dropbox
Forwarded from روزنوشت
#آموزنده
اهمیت کسب آمادگی برای شروع تحصیل:
اگر به قبل بازگردم، حتما پیش از ورود به دانشگاه، از نظر علمی برای تحصیل آماده خواهمشد.
اگر مدتی است که مشغول به کار بودهاید و از فضای دانشگاهی دور، «حتما» به آموختههایتان در دانشگاه قبلی بسنده نکنید و پیش از شروع دوره جدید، درسهای پیش رو رو بررسی کرده و مطالب آنها را مرور و تمرینها را حل کنید.
اگر حتی بدون فاصله بین دو مقطع به دانشگاه برمیگردید، این کار را انجام دهید. در این دوبارهخوانی بسیار یاد خواهیدگرفت.
درخواست:
- کار را با دروس تحلیلیتر که زمان بیشتری برای یادگیری و فهم نیاز دارند، شروع کنید.
- برای این کار، ۲ ماه متمرکز وقت بذارید.
- این مطلب را با دیگران در میان بگذارید.
اهمیت کسب آمادگی برای شروع تحصیل:
اگر به قبل بازگردم، حتما پیش از ورود به دانشگاه، از نظر علمی برای تحصیل آماده خواهمشد.
اگر مدتی است که مشغول به کار بودهاید و از فضای دانشگاهی دور، «حتما» به آموختههایتان در دانشگاه قبلی بسنده نکنید و پیش از شروع دوره جدید، درسهای پیش رو رو بررسی کرده و مطالب آنها را مرور و تمرینها را حل کنید.
اگر حتی بدون فاصله بین دو مقطع به دانشگاه برمیگردید، این کار را انجام دهید. در این دوبارهخوانی بسیار یاد خواهیدگرفت.
درخواست:
- کار را با دروس تحلیلیتر که زمان بیشتری برای یادگیری و فهم نیاز دارند، شروع کنید.
- برای این کار، ۲ ماه متمرکز وقت بذارید.
- این مطلب را با دیگران در میان بگذارید.
#tax
جلسه هجدهم: فساد- بخش اول
در ابتدای جلسه، جهت تاکید بر اهمیت فهمیدن موضوع فساد، نقل قولی از Abhijit Banerjee استاد اقتصاد دانشگاه MIT ذکر شد: این که فهمیدن سیاستها بدون فهمیدن فساد امکانپذیر نیست.
این جلسه به موضوع فساد در برنامههای یارانهای دولت (transfer programs) اختصاص داشت.
تعریف: نشت منابع (leakage): به سهمی از بودجه که به مصرف موردنظر/جامعه هدف نمیرسد، گفته میشود.
- وجود نشت منابع در سیستم، نتیجهای برای ماهیت تصمیمات در مورد مخارج زندگی دارد: امکان دارد که برنامههای با میزان نشت بالا از اساس متوقف شوند و یا بودجهها به برنامههای با نشتی کمتر اختصاص یابد.
- یکی از عوامل مهم در تصمیم گیری درمورد یارانه به شیوه پرداخت نقدی با پرداخت کالا، تفاوت میزان نشت در دو سیستم است. هرچند که به صورت نظری، یارانه نقدی اثربخشتر از یارانه کالایی است، ولی بسته به ساختار کشورها، بعضا امکان وجود فساد در یارانه کالایی، بیشتر از یارانه نقدی میتواند باشد. لذا در تصمیمگیری بین دو روش، لازم است درمورد نشت سیستمی در دو حالت ارزیابی داشت و تصمیمگیری کرد.
- یکی از دشواریهای حل مساله فساد آن است که به علت ماهیت غیرقانونی آن، به سختی امکان اندازهگیری آن وجود دارد.
- این جلسه به راهکارهای خلاقانه برای اندازهگیری نشت در سیستم و عوامل موثر در کنترل و کاهش آن، اختصاص دارد.
۱- مقاله سال ۲۰۱۳ نوشته Niehaus:
- این مقاله به موضوع نشت در پروژه کار عمومی (public works) در کشور هند اختصاص دارد. نشت در این پروژه به دو صورت میتواند رخ دهد: پرداخت مزد کمتر از میزان مقرر به کارگران و گزارش بیش از مقدار واقعی تعداد نفر-روز کارگران شاغل.
- مقاله نشان میدهد که «هیچ بخشی از افزایش دستمزد» مقرر برای کارگران، به آنها پرداخت نشده و لذا نشت در دستمزد افزایش یافته، ۱۰۰ درصد بودهاست. در حالی که بیش از افزایش دستمزد، میزان نشت تقریبا صفر درصد بودهاست. سوالی که مطرح است، این که اگر این صاحبین کار امکان برداشتن ۱۰۰ درصد اضافه دستمزد را داشتند، پس چرا اساسا قبلا این کار رو نمی کردن و به کارگران دستمزد میدادند؟
- برای پاسخ به این سوال، نویسندگان به موضوع تفاوت بین متوسط نشت در دستمزد (صفر درصد در اینجا) و میزان نهایی نشت (۱۰۰ درصد) میپردازند (average leakage vs. marginal leakage) میپردازند. به این منظور، دو نظریه برای میزان فساد را معرفی کرده و میزان انطباقها آن بر شرایط را بررسی میکنند.
- نظریه امکان مطرح کردن وجود فساد (voice theory): فساد بهخاطر شکایت قربانیان فساد از محدود میشود. نویسندگان نشان میدهند که این نظریه نمیتواند توضیحدهنده این رفتار باشد. چرا که اول، کارگران جایی برای شکایت کردن نداشتند و کل سیستم در دست مقامات محلیای بوده که سهم کارگران را برداشتهبودند و دوم، هیچ تفاوتی بین دستمزد دریافتی کارگران آگاه به این نشتی و کارگران ناآگاه، وجود نداشتهاست.
- نظریه ترک محل (exit theory): مقامات فاسد محلی به خانوار برای شرکت کردن در پروژه نیاز دارند، تا بتوانند بهانهای برای دریافت بودجه از دولت مرکزی داشتهباشند. در این حالت، میزان فساد مقامات محلی، با توان افراد برای تهدید به ترک کار، میتواند محدود شود. در این حالت، مقامات تنها به میزان دستمزد متداول بازار، به کارگران دستمزد میدهند. بررسی نویسندگان نشان داده که میزان نشت منبع در روستاهایی که کارگران فرصت شغلی بیشتری داشتند، کمتر بودهاست و لذا شواهدی برای صحت این نظریه برای توصیف میزان فساد در این شرایط، پیدا کردهاند.
@kennedy_notes
جلسه هجدهم: فساد- بخش اول
در ابتدای جلسه، جهت تاکید بر اهمیت فهمیدن موضوع فساد، نقل قولی از Abhijit Banerjee استاد اقتصاد دانشگاه MIT ذکر شد: این که فهمیدن سیاستها بدون فهمیدن فساد امکانپذیر نیست.
این جلسه به موضوع فساد در برنامههای یارانهای دولت (transfer programs) اختصاص داشت.
تعریف: نشت منابع (leakage): به سهمی از بودجه که به مصرف موردنظر/جامعه هدف نمیرسد، گفته میشود.
- وجود نشت منابع در سیستم، نتیجهای برای ماهیت تصمیمات در مورد مخارج زندگی دارد: امکان دارد که برنامههای با میزان نشت بالا از اساس متوقف شوند و یا بودجهها به برنامههای با نشتی کمتر اختصاص یابد.
- یکی از عوامل مهم در تصمیم گیری درمورد یارانه به شیوه پرداخت نقدی با پرداخت کالا، تفاوت میزان نشت در دو سیستم است. هرچند که به صورت نظری، یارانه نقدی اثربخشتر از یارانه کالایی است، ولی بسته به ساختار کشورها، بعضا امکان وجود فساد در یارانه کالایی، بیشتر از یارانه نقدی میتواند باشد. لذا در تصمیمگیری بین دو روش، لازم است درمورد نشت سیستمی در دو حالت ارزیابی داشت و تصمیمگیری کرد.
- یکی از دشواریهای حل مساله فساد آن است که به علت ماهیت غیرقانونی آن، به سختی امکان اندازهگیری آن وجود دارد.
- این جلسه به راهکارهای خلاقانه برای اندازهگیری نشت در سیستم و عوامل موثر در کنترل و کاهش آن، اختصاص دارد.
۱- مقاله سال ۲۰۱۳ نوشته Niehaus:
- این مقاله به موضوع نشت در پروژه کار عمومی (public works) در کشور هند اختصاص دارد. نشت در این پروژه به دو صورت میتواند رخ دهد: پرداخت مزد کمتر از میزان مقرر به کارگران و گزارش بیش از مقدار واقعی تعداد نفر-روز کارگران شاغل.
- مقاله نشان میدهد که «هیچ بخشی از افزایش دستمزد» مقرر برای کارگران، به آنها پرداخت نشده و لذا نشت در دستمزد افزایش یافته، ۱۰۰ درصد بودهاست. در حالی که بیش از افزایش دستمزد، میزان نشت تقریبا صفر درصد بودهاست. سوالی که مطرح است، این که اگر این صاحبین کار امکان برداشتن ۱۰۰ درصد اضافه دستمزد را داشتند، پس چرا اساسا قبلا این کار رو نمی کردن و به کارگران دستمزد میدادند؟
- برای پاسخ به این سوال، نویسندگان به موضوع تفاوت بین متوسط نشت در دستمزد (صفر درصد در اینجا) و میزان نهایی نشت (۱۰۰ درصد) میپردازند (average leakage vs. marginal leakage) میپردازند. به این منظور، دو نظریه برای میزان فساد را معرفی کرده و میزان انطباقها آن بر شرایط را بررسی میکنند.
- نظریه امکان مطرح کردن وجود فساد (voice theory): فساد بهخاطر شکایت قربانیان فساد از محدود میشود. نویسندگان نشان میدهند که این نظریه نمیتواند توضیحدهنده این رفتار باشد. چرا که اول، کارگران جایی برای شکایت کردن نداشتند و کل سیستم در دست مقامات محلیای بوده که سهم کارگران را برداشتهبودند و دوم، هیچ تفاوتی بین دستمزد دریافتی کارگران آگاه به این نشتی و کارگران ناآگاه، وجود نداشتهاست.
- نظریه ترک محل (exit theory): مقامات فاسد محلی به خانوار برای شرکت کردن در پروژه نیاز دارند، تا بتوانند بهانهای برای دریافت بودجه از دولت مرکزی داشتهباشند. در این حالت، میزان فساد مقامات محلی، با توان افراد برای تهدید به ترک کار، میتواند محدود شود. در این حالت، مقامات تنها به میزان دستمزد متداول بازار، به کارگران دستمزد میدهند. بررسی نویسندگان نشان داده که میزان نشت منبع در روستاهایی که کارگران فرصت شغلی بیشتری داشتند، کمتر بودهاست و لذا شواهدی برای صحت این نظریه برای توصیف میزان فساد در این شرایط، پیدا کردهاند.
@kennedy_notes
#tax
جلسه هجدهم: فساد- بخش دوم
۲- مقاله سال ۲۰۰۷ نوشته Olken:
- شیوههای جامعهمحور و با فعالیت جوامع محلی (community based development)، در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی بسیار مورد توجه بودند و حتی موضوع اصلی گزارش توسعه جهانی بانک جهانی در سال ۲۰۰۴، همین شیوه انجام پروژه بودهاست. ایده اصلی این شیوه آن است که از آنجا که جوامع محلی بهرهمندان نهایی از پروژهها هستند، انگیزه بالاتری برای انجام با کیفیت کار دارند و دلسوزتر هستند.
- این مقاله میزان اثربخشی برنامههای نظارت جامعه محلی برای کاهش فساد را در کشور اندونزی بررسی کرده و میزان کارایی آنها را با کارایی شیوه نظارت از بالا به پایین و از طرف مسوولین رده بالاتر، مقایسه میکند.
- روش اندازهگیری میزان فساد در دو حالت: تخمین هزینه ساخت پروژه به کمک تیمهای مهندسی، مصاحبه با تامینکنندگان محلی برای تخمین کیفیت مواد اولیه و مصاحبه با کارگران روستایی برای تعیین میزان دستمزد پرداختی به کارگران.
- اشکالات بالقوه این روش تخمین میزان نشت منابع: اول، امکان دارد بین توان اجرایی تیم مهندس مشاور و مقامات محلی، اختلاف وجود داشتهباشد و دوم، ممکن است خطایی در اندازهگیری رخ دادهباشد. سوم، درصورت که تیمهای مهندسی از علت این مطالعه مطلع باشند، ممکن است خود ایشان انگیزه داشتهباشند میزان هزینه پروژه را کمتر از میزان واقعی تخمین بزنند.
- این مطالعه نشان داده که نظارت جامعه محلی کمتر از نظارت مقامات بالاتر بر کنترل نشتی اثربخش بودهاست. اثربخشی آن نیز تنها درحوزه تعداد نفر-روز کارگران بوده و نه در بخش هزینه کرد پروژه.
- نکته #آموزنده این مقاله آن است که اول، برای آن که نظارت جوامع محلی اثربخش باشد، لازم است شاخص موردنظر «مشاهدهپذیر» باشد (تعداد کارگران فعال را میتوان دید، ولی میزان پول رد و بدل شده را، خیر). دوم، لازم است جوامع محلی دستشان به جایی برای شکایت کردن بند باشد. اگر همه مسوولین اعم از مسوول کار و دادگاه و امثال آن در نشت منابع همکاری داشتهباشند، نظارت جوامع محلی اثری بر کاهش فساد ندارد.
منابع:
مقاله سال ۲۰۱۳ نوشته Niehaus:
https://econweb.ucsd.edu/~pniehaus/papers/leakage.pdf
مقاله سال ۲۰۰۷ نوشته Olken:
https://economics.mit.edu/files/2913
-----------------
برای مطالعه مطالب به فارسی درمورد توانمندسازی جوامع محلی برای کمک به توسعه کشور، این جا را ببینید:
https://www.google.com/search?q=%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C+%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%B9+%D9%85%D8%AD%D9%84%DB%8C&oq=%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C+%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%B9+%D9%85%D8%AD%D9%84%DB%8C&aqs=chrome..69i57j0l4.3973j0j4&sourceid=chrome&ie=UTF-8
@kennedy_notes
جلسه هجدهم: فساد- بخش دوم
۲- مقاله سال ۲۰۰۷ نوشته Olken:
- شیوههای جامعهمحور و با فعالیت جوامع محلی (community based development)، در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی بسیار مورد توجه بودند و حتی موضوع اصلی گزارش توسعه جهانی بانک جهانی در سال ۲۰۰۴، همین شیوه انجام پروژه بودهاست. ایده اصلی این شیوه آن است که از آنجا که جوامع محلی بهرهمندان نهایی از پروژهها هستند، انگیزه بالاتری برای انجام با کیفیت کار دارند و دلسوزتر هستند.
- این مقاله میزان اثربخشی برنامههای نظارت جامعه محلی برای کاهش فساد را در کشور اندونزی بررسی کرده و میزان کارایی آنها را با کارایی شیوه نظارت از بالا به پایین و از طرف مسوولین رده بالاتر، مقایسه میکند.
- روش اندازهگیری میزان فساد در دو حالت: تخمین هزینه ساخت پروژه به کمک تیمهای مهندسی، مصاحبه با تامینکنندگان محلی برای تخمین کیفیت مواد اولیه و مصاحبه با کارگران روستایی برای تعیین میزان دستمزد پرداختی به کارگران.
- اشکالات بالقوه این روش تخمین میزان نشت منابع: اول، امکان دارد بین توان اجرایی تیم مهندس مشاور و مقامات محلی، اختلاف وجود داشتهباشد و دوم، ممکن است خطایی در اندازهگیری رخ دادهباشد. سوم، درصورت که تیمهای مهندسی از علت این مطالعه مطلع باشند، ممکن است خود ایشان انگیزه داشتهباشند میزان هزینه پروژه را کمتر از میزان واقعی تخمین بزنند.
- این مطالعه نشان داده که نظارت جامعه محلی کمتر از نظارت مقامات بالاتر بر کنترل نشتی اثربخش بودهاست. اثربخشی آن نیز تنها درحوزه تعداد نفر-روز کارگران بوده و نه در بخش هزینه کرد پروژه.
- نکته #آموزنده این مقاله آن است که اول، برای آن که نظارت جوامع محلی اثربخش باشد، لازم است شاخص موردنظر «مشاهدهپذیر» باشد (تعداد کارگران فعال را میتوان دید، ولی میزان پول رد و بدل شده را، خیر). دوم، لازم است جوامع محلی دستشان به جایی برای شکایت کردن بند باشد. اگر همه مسوولین اعم از مسوول کار و دادگاه و امثال آن در نشت منابع همکاری داشتهباشند، نظارت جوامع محلی اثری بر کاهش فساد ندارد.
منابع:
مقاله سال ۲۰۱۳ نوشته Niehaus:
https://econweb.ucsd.edu/~pniehaus/papers/leakage.pdf
مقاله سال ۲۰۰۷ نوشته Olken:
https://economics.mit.edu/files/2913
-----------------
برای مطالعه مطالب به فارسی درمورد توانمندسازی جوامع محلی برای کمک به توسعه کشور، این جا را ببینید:
https://www.google.com/search?q=%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C+%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%B9+%D9%85%D8%AD%D9%84%DB%8C&oq=%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C+%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%B9+%D9%85%D8%AD%D9%84%DB%8C&aqs=chrome..69i57j0l4.3973j0j4&sourceid=chrome&ie=UTF-8
@kennedy_notes
#آموزنده
دانشکده تلویزیونی دارد که دانشجویان عموما برای مشاهده زنده سخنرانیها و مناظرهها از آن استفاده میکنند (به اضافه گاهی برنامه متفرقه). اولین باری که در دانشکده شاهد توجه افراد به سخنرانیها و مناظرهها در تلویزیون بودم، بسیار برایم جای تعجب داشت.
به عنوان کسی که درچند سال اخیر از «خلاصه یک پاراگرافی اخبار» در شبکههای اجتماعی از صحبت افراد درمورد موضوعات مختلف مطلع شدهبودم، متعجب بودم که چرا مثلا ۲ ساعت از وقتشان را صرف دیدن سخنرانی و مناظره میکنند.
بعدها ولی به مرور زمان، دیدم که گویا قاعده بر دنبال کردن «اصل مطلب» است و مطالعه بعدی، برای کمک به تحلیل آنچه که بهصورت زنده رخ داده و شاهدش بودهاند، صورت میگیره.
به نظرم این رویکرد به آنچه که در پیرامون رخ میده، به کسب اطلاع دقیقتر و تصمیمگیری بهتر کمک میکنه.
--------
یک راه برای کسب اطلاع از زمان سخنرانی افراد موردنظرتان، دنبال کردن صفحه آنها در شبکههای اجتماعی مانند توییتر است.
رادیو ایران هم تا جایی که می دانم, محل خوبی برای دنبال کردن سخنرانی ها و مثلا جلسات علنی مجلسه.
@kennedy_notes
دانشکده تلویزیونی دارد که دانشجویان عموما برای مشاهده زنده سخنرانیها و مناظرهها از آن استفاده میکنند (به اضافه گاهی برنامه متفرقه). اولین باری که در دانشکده شاهد توجه افراد به سخنرانیها و مناظرهها در تلویزیون بودم، بسیار برایم جای تعجب داشت.
به عنوان کسی که درچند سال اخیر از «خلاصه یک پاراگرافی اخبار» در شبکههای اجتماعی از صحبت افراد درمورد موضوعات مختلف مطلع شدهبودم، متعجب بودم که چرا مثلا ۲ ساعت از وقتشان را صرف دیدن سخنرانی و مناظره میکنند.
بعدها ولی به مرور زمان، دیدم که گویا قاعده بر دنبال کردن «اصل مطلب» است و مطالعه بعدی، برای کمک به تحلیل آنچه که بهصورت زنده رخ داده و شاهدش بودهاند، صورت میگیره.
به نظرم این رویکرد به آنچه که در پیرامون رخ میده، به کسب اطلاع دقیقتر و تصمیمگیری بهتر کمک میکنه.
--------
یک راه برای کسب اطلاع از زمان سخنرانی افراد موردنظرتان، دنبال کردن صفحه آنها در شبکههای اجتماعی مانند توییتر است.
رادیو ایران هم تا جایی که می دانم, محل خوبی برای دنبال کردن سخنرانی ها و مثلا جلسات علنی مجلسه.
@kennedy_notes
#معرفی
دانشگاه MIT دورههای آنلاین رایگان/کم هزینه تحت نام «کارشناسی ارشد کوتاه» یا micromaster در سایت EDX برگزار میکند.
دوره مربوط به استفاده از تحلیل داده و اقتصاد برای سیاستگذاری توسعه، یکی از دورههای مذکور پرطرفدار این دانشگاه است:
https://micromasters.mit.edu/dedp/
در مورد مدرک: تا پیش از وقوع کرونا, افراد برای دریافت مدرک, باید حضوری در امتحان شرکت می کردند. امیدوارم که نتیجه مثبت این بیماری, حذف این شرط باشد.
نکته آخر این که هزینه دوره به صورت تابعی از درآمد اظهاری افراد تعیین میشود.
درخواست:
این مطلب را با دیگران در میان بگذارید.
@kennedy_notes
دانشگاه MIT دورههای آنلاین رایگان/کم هزینه تحت نام «کارشناسی ارشد کوتاه» یا micromaster در سایت EDX برگزار میکند.
دوره مربوط به استفاده از تحلیل داده و اقتصاد برای سیاستگذاری توسعه، یکی از دورههای مذکور پرطرفدار این دانشگاه است:
https://micromasters.mit.edu/dedp/
در مورد مدرک: تا پیش از وقوع کرونا, افراد برای دریافت مدرک, باید حضوری در امتحان شرکت می کردند. امیدوارم که نتیجه مثبت این بیماری, حذف این شرط باشد.
نکته آخر این که هزینه دوره به صورت تابعی از درآمد اظهاری افراد تعیین میشود.
درخواست:
این مطلب را با دیگران در میان بگذارید.
@kennedy_notes
micromasters.mit.edu
Data, Economics, and Design of Policy MicroMasters
Grapple with some of the world’s most pressing problems from a rigorous, data-driven perspective developed by Nobel prize winners Esther Duflo and Abhijit Banerjee. Complete three core courses and two out of three electives plus proctored exams to earn your…
#tax
جلسه نوزدهم: مطالعه موردی ۱: سیاست مالیاتی در کشور کاستاریکا (با حضور استاد مهمان)
در این جلسه، تلاش دولت کاستاریکا برای کاهش فرار مالیاتی از طریق گزارشدهی مستقل (third party reporting) و مالیات تکلیفی (tax withholding) بررسی شد. بحث نظری درمورد این دو موضوع، به ترتیب در جلسات دوازدهم و دوم کلاس مطرح شدهاند.
- موانع پیشروی کاهش فرار مالیاتی از طریق استفاده از گزارشدهی مستقل:
اول، لازمه انطباق گزارشهای مالیاتی از منابع مختلف داده، داشتن گزارش «دیجیتال» از حسابهای افراد، امکان ارتباط بین منابع مختلف داده، و نیز افرادی متخصص برای تحلیل این داده است. در کشورهای در حال توسعه، هر سه این شرایط کمتر به صورت همزمان محقق میشوند (مثل ایران که همه دادهها دیجیتال نیست و بانکهای داده سازمان های مختلف به شیوههای مختلف جمعاوری میشوند و لذا تجمیع داده در ایران کاری از نظر فنی دشوار است.).
دوم، حتی درصورت شناسایی فرار مالیاتی، پیگیری از افراد و سازمانها، هزینهبردار است.
سوم، دولتها ممکن است توان اداری و حقوقی لازم برای شناسایی فرار مالیاتی و سپس جریمه افراد/سازمانها را نداشتهباشند.
چهارم، طبق مقاله سال ۲۰۱۷ نوشته Carillo، گزارشدهی مستقل اساسا برای درآمد صورت میگیرد، در حالی که مودیان مالیاتی میتوانند هزینههای خود را بیشتر از مقدار واقعی گزارش کنند (و لذا اثر وجود ناظر را خنثی کنند.).
- درمورد مالیات تکلیفی:
اول، روشی متداول برای اخذ مالیات در کشورهای کم درآمد است.
دوم، بهصورت نظری، بر درآمد مالیاتی نباید اثر داشتهباشد. ولی مساله اینجاست که مثلا در مقاله سال ۱۹۷۲ نوشتهAlligngham و Sandmo در این موضوع، فرض بر این شده فرار مالیاتی وجود ندارد و دریافت مالیات، برای دولت، بی هزینه است. در حالی که در دنیای واقعی، هر دوی این شرایط برقرار نیستند.
مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Anne Brockmeyer:
- مقاله نشان داده که با دو برابر کردن نرخ مالیات تکلیفی، میزان پرداخت مالیات بیش از ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده.
- هرچند که افزایش نرخ مالیات تکلیفی میزان درآمد مالیاتی را افزایش میدهد، ولی از طرفی، از چند طریق در فعالیت اقتصادی افراد و بنگاه خلل ایجاد میکند:
اول، نقدینگی بنگاهها را کاهش میدهد و لذا توان آنها برای سرمایهگذاری را کاهش میدهد (و ریسک بنگاهداری را افزایش میدهد).
دوم، میتواند به افزایش نابرابری بین بنگاهها منجر شود. چرا که دسترسی به نقدینگی بنگاههای مختلف، متفاوت است.
مراجع:
مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Anne Brockmeyer:
https://openknowledge.worldbank.org/handle/10986/24140
یادداشت سیاستی Anne Brockmeyer درمورد نحوه کار با دادههای اداری مالیات (administrative tax data):
https://www.annebrockmeyer.com/uploads/1/2/1/4/121485108/mti_practice_note_on_admin_tax_data.pdf
مقاله سال ۲۰۱۷ نوشته Carillo:
https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/app.20140495
مقاله سال ۱۹۷۲ Alligngham و Sandmo (تقریبا نقطه شروع ادبیات حوزه فرار مالیاتی به حساب میاد):
http://darp.lse.ac.uk/papersdb/allingham-sandmo_%28jpube72%29.pdf
------------------
درخواست:
از اساتیدتان درخواست کنید که درصورت امکان، از دیگر اساتید و صاحب نظران دعوت کنند که بهعنوان استاد مهمان در یک جلسه درس شرکت کنند.
به این ترتیب، اولا امکان پرس وجو از جزییاتی که نویسندگان در مقالاتشان نمینویسند، وجود خواهدداشت (مسایل فنی و اجرایی) و دوم، امکان شنیدن و آشنایی با نقطه نظرات مختلف فراهم میشود.
@kennedy_notes
جلسه نوزدهم: مطالعه موردی ۱: سیاست مالیاتی در کشور کاستاریکا (با حضور استاد مهمان)
در این جلسه، تلاش دولت کاستاریکا برای کاهش فرار مالیاتی از طریق گزارشدهی مستقل (third party reporting) و مالیات تکلیفی (tax withholding) بررسی شد. بحث نظری درمورد این دو موضوع، به ترتیب در جلسات دوازدهم و دوم کلاس مطرح شدهاند.
- موانع پیشروی کاهش فرار مالیاتی از طریق استفاده از گزارشدهی مستقل:
اول، لازمه انطباق گزارشهای مالیاتی از منابع مختلف داده، داشتن گزارش «دیجیتال» از حسابهای افراد، امکان ارتباط بین منابع مختلف داده، و نیز افرادی متخصص برای تحلیل این داده است. در کشورهای در حال توسعه، هر سه این شرایط کمتر به صورت همزمان محقق میشوند (مثل ایران که همه دادهها دیجیتال نیست و بانکهای داده سازمان های مختلف به شیوههای مختلف جمعاوری میشوند و لذا تجمیع داده در ایران کاری از نظر فنی دشوار است.).
دوم، حتی درصورت شناسایی فرار مالیاتی، پیگیری از افراد و سازمانها، هزینهبردار است.
سوم، دولتها ممکن است توان اداری و حقوقی لازم برای شناسایی فرار مالیاتی و سپس جریمه افراد/سازمانها را نداشتهباشند.
چهارم، طبق مقاله سال ۲۰۱۷ نوشته Carillo، گزارشدهی مستقل اساسا برای درآمد صورت میگیرد، در حالی که مودیان مالیاتی میتوانند هزینههای خود را بیشتر از مقدار واقعی گزارش کنند (و لذا اثر وجود ناظر را خنثی کنند.).
- درمورد مالیات تکلیفی:
اول، روشی متداول برای اخذ مالیات در کشورهای کم درآمد است.
دوم، بهصورت نظری، بر درآمد مالیاتی نباید اثر داشتهباشد. ولی مساله اینجاست که مثلا در مقاله سال ۱۹۷۲ نوشتهAlligngham و Sandmo در این موضوع، فرض بر این شده فرار مالیاتی وجود ندارد و دریافت مالیات، برای دولت، بی هزینه است. در حالی که در دنیای واقعی، هر دوی این شرایط برقرار نیستند.
مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Anne Brockmeyer:
- مقاله نشان داده که با دو برابر کردن نرخ مالیات تکلیفی، میزان پرداخت مالیات بیش از ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده.
- هرچند که افزایش نرخ مالیات تکلیفی میزان درآمد مالیاتی را افزایش میدهد، ولی از طرفی، از چند طریق در فعالیت اقتصادی افراد و بنگاه خلل ایجاد میکند:
اول، نقدینگی بنگاهها را کاهش میدهد و لذا توان آنها برای سرمایهگذاری را کاهش میدهد (و ریسک بنگاهداری را افزایش میدهد).
دوم، میتواند به افزایش نابرابری بین بنگاهها منجر شود. چرا که دسترسی به نقدینگی بنگاههای مختلف، متفاوت است.
مراجع:
مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Anne Brockmeyer:
https://openknowledge.worldbank.org/handle/10986/24140
یادداشت سیاستی Anne Brockmeyer درمورد نحوه کار با دادههای اداری مالیات (administrative tax data):
https://www.annebrockmeyer.com/uploads/1/2/1/4/121485108/mti_practice_note_on_admin_tax_data.pdf
مقاله سال ۲۰۱۷ نوشته Carillo:
https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/app.20140495
مقاله سال ۱۹۷۲ Alligngham و Sandmo (تقریبا نقطه شروع ادبیات حوزه فرار مالیاتی به حساب میاد):
http://darp.lse.ac.uk/papersdb/allingham-sandmo_%28jpube72%29.pdf
------------------
درخواست:
از اساتیدتان درخواست کنید که درصورت امکان، از دیگر اساتید و صاحب نظران دعوت کنند که بهعنوان استاد مهمان در یک جلسه درس شرکت کنند.
به این ترتیب، اولا امکان پرس وجو از جزییاتی که نویسندگان در مقالاتشان نمینویسند، وجود خواهدداشت (مسایل فنی و اجرایی) و دوم، امکان شنیدن و آشنایی با نقطه نظرات مختلف فراهم میشود.
@kennedy_notes
Forwarded from روزنوشت
#ایده
یکی از عجایب روزگار اینه که ایران عضو بانک توسعه آسیا (Asian Development Bank) نیست. از این رو، ایرانیها نمیتوانند در این بانک کار کنند.
نمیدانم که سازوکار عضویت چگونه است، ولی یکی از اثرات جانبی آن، ایجاد فرصت برای اشتغال خواهدبود.
کشورهای عضو بانک توسعه آسیا:
https://www.adb.org/about/members
شروط اشتغال در این بانک:
https://www.adb.org/site/careers/adb-young-professionals-program
یکی از عجایب روزگار اینه که ایران عضو بانک توسعه آسیا (Asian Development Bank) نیست. از این رو، ایرانیها نمیتوانند در این بانک کار کنند.
نمیدانم که سازوکار عضویت چگونه است، ولی یکی از اثرات جانبی آن، ایجاد فرصت برای اشتغال خواهدبود.
کشورهای عضو بانک توسعه آسیا:
https://www.adb.org/about/members
شروط اشتغال در این بانک:
https://www.adb.org/site/careers/adb-young-professionals-program
Asian Development Bank
About ADB
ADB envisions a prosperous, inclusive, resilient, and sustainable Asia and the Pacific while sustaining its efforts to eradicate extreme poverty in the region, providing loans, technical assistance, grants, and equity investments.
Forwarded from روزنوشت
Screen Shot 2020-04-24 at 17.36.56.png
55 KB
#ایده
متاسفانه سایت EDX و Coursera دسترسی ایرانیها را به محتوای برخی کلاسها محدود کردهاند، از جمله این کلاس شیوه ارزیابی عملکرد سیاستها و برنامههای رفاهی:
https://www.edx.org/course/evaluating-social-programs-3
امیدوارم که اگر تعداد قابل قبولی مشتاق یادگیری به آنها پیغام دهند، سیاستشان را تغییر دهند.
لطفا به قسمت تماس با ما بروید و درخواست کنید که آموزش را برای ایرانیها امکانپذیر کنند. در این آدرس:
https://courses.edx.org/support/contact_us
@kennedy_notes
متاسفانه سایت EDX و Coursera دسترسی ایرانیها را به محتوای برخی کلاسها محدود کردهاند، از جمله این کلاس شیوه ارزیابی عملکرد سیاستها و برنامههای رفاهی:
https://www.edx.org/course/evaluating-social-programs-3
امیدوارم که اگر تعداد قابل قبولی مشتاق یادگیری به آنها پیغام دهند، سیاستشان را تغییر دهند.
لطفا به قسمت تماس با ما بروید و درخواست کنید که آموزش را برای ایرانیها امکانپذیر کنند. در این آدرس:
https://courses.edx.org/support/contact_us
@kennedy_notes
#ایده
به نظرم سه پرسش زیر میتواند معیاری برای ارزیابی شخصی از این که آیا امکان تداوم فعالیت حرفهای و تحصیل به زبانی خارجی و «با همان کیفیت و سهولت» زبان فارسی، در خارج از کشور برایتان فراهم خواهدبود یا خیر، در اختیارتان قرار دهد:
۱) آیا اسم تک تک موجودات زنده و غیرزنده را به زبان مقصد میدانید یا خیر: نشان میدهد که دامنه لغات درمورد اسامی چقدر کامل است و چقدر نیازمند تقویت.
۲) آیا امکان «توصیف» افعال و حالات را به زبان مقصد دارید یا خیر: نشان میدهد که دامنه لغات درمورد صفات، قیدها و افعال چقدر کامل است و چقدر نیازمند تقویت.
۳) آیا امکان بازی با ساختار جمله برای نشان دادن زمان وقوع، میزان قطعیت، احساس و مانند آن را دارید یا خیر: نشان میدهد که تسلط بر دستور زبان چقدر کامل است و کجا نیازمند تقویت.
پاسخ منفی به این سوالات در حوزههای مختلف، میتواند سرنخی برای نقطه تمرکز تقویت زبان خارجی در اختیارتان قرار دهد.
@kennedy_notes
به نظرم سه پرسش زیر میتواند معیاری برای ارزیابی شخصی از این که آیا امکان تداوم فعالیت حرفهای و تحصیل به زبانی خارجی و «با همان کیفیت و سهولت» زبان فارسی، در خارج از کشور برایتان فراهم خواهدبود یا خیر، در اختیارتان قرار دهد:
۱) آیا اسم تک تک موجودات زنده و غیرزنده را به زبان مقصد میدانید یا خیر: نشان میدهد که دامنه لغات درمورد اسامی چقدر کامل است و چقدر نیازمند تقویت.
۲) آیا امکان «توصیف» افعال و حالات را به زبان مقصد دارید یا خیر: نشان میدهد که دامنه لغات درمورد صفات، قیدها و افعال چقدر کامل است و چقدر نیازمند تقویت.
۳) آیا امکان بازی با ساختار جمله برای نشان دادن زمان وقوع، میزان قطعیت، احساس و مانند آن را دارید یا خیر: نشان میدهد که تسلط بر دستور زبان چقدر کامل است و کجا نیازمند تقویت.
پاسخ منفی به این سوالات در حوزههای مختلف، میتواند سرنخی برای نقطه تمرکز تقویت زبان خارجی در اختیارتان قرار دهد.
@kennedy_notes
#معرفی
#ایده
در مرتبه سوم! مطالعه کتاب اقتصاد خرد نوشته Andrew Mas-Collel (مرجع اصلی درس اقتصاد خرد)، تصمیم گرفتهام مطالب در نقد مدلسازی اقتصاد را هم مطالعه کنم، تا مگر بهتر بتوانم نقدهای موجود در فضای فارسی زبان به علم اقتصاد را متوجه شوم.
اگر علاقهمند به این شیوه مطالعه هستید، ابتدا حداقل ۶ فصل اول این کتاب را خوانده و سپس نقد Dani Rodrik بر این رویکرد به علم اقتصاد را مطالعه کنید.
کتاب اقتصاد خرد Mas-Collel:
https://www.amazon.com/Microeconomic-Theory-Andreu-Mas-Colell/dp/0195073401
ترجمه فارسی:
https://shahreketabonline.com/products/201/262878/ت_وری_اقتصاد_خرد_جلد_اول
-----
توجه:
مطالب دنی رودریک در نقد از یک شیوه تفکر است. برای درک این نقد، ابتدا لازم است «اصل مطلب» را در آن شیوه تفکر مطالعه کنید و سپس سراغ نقد آن بروید.
کتاب سال ۲۰۱۵ دنی رودریک در نقد مدلسازی اقتصاد:
https://www.amazon.com/Economics-Rules-Rights-Wrongs-Science/dp/1511372664
ترجمه فارسی:
https://www.daraian.com/fa/thoughtb/7-thoughtb/13739
وبلاگ ایشون در این رابطه:
https://rodrik.typepad.com/dani_rodriks_weblog/2017/12/the-economics-debate-again-and-again.html
پیگیری نظرات ایشون و کارهای جدید از طریق توییتر:
https://twitter.com/rodrikdani
--------------
یک روش کمکی برای یادگیری اقتصاد خرد، در کنار مطالعه کتاب Mas-Collel، مشاهده فیلمهای مکتبخونه در این موضوعه:
https://maktabkhooneh.org/course/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B9%DB%8C-mk104/
@kennedy_notes
#ایده
در مرتبه سوم! مطالعه کتاب اقتصاد خرد نوشته Andrew Mas-Collel (مرجع اصلی درس اقتصاد خرد)، تصمیم گرفتهام مطالب در نقد مدلسازی اقتصاد را هم مطالعه کنم، تا مگر بهتر بتوانم نقدهای موجود در فضای فارسی زبان به علم اقتصاد را متوجه شوم.
اگر علاقهمند به این شیوه مطالعه هستید، ابتدا حداقل ۶ فصل اول این کتاب را خوانده و سپس نقد Dani Rodrik بر این رویکرد به علم اقتصاد را مطالعه کنید.
کتاب اقتصاد خرد Mas-Collel:
https://www.amazon.com/Microeconomic-Theory-Andreu-Mas-Colell/dp/0195073401
ترجمه فارسی:
https://shahreketabonline.com/products/201/262878/ت_وری_اقتصاد_خرد_جلد_اول
-----
توجه:
مطالب دنی رودریک در نقد از یک شیوه تفکر است. برای درک این نقد، ابتدا لازم است «اصل مطلب» را در آن شیوه تفکر مطالعه کنید و سپس سراغ نقد آن بروید.
کتاب سال ۲۰۱۵ دنی رودریک در نقد مدلسازی اقتصاد:
https://www.amazon.com/Economics-Rules-Rights-Wrongs-Science/dp/1511372664
ترجمه فارسی:
https://www.daraian.com/fa/thoughtb/7-thoughtb/13739
وبلاگ ایشون در این رابطه:
https://rodrik.typepad.com/dani_rodriks_weblog/2017/12/the-economics-debate-again-and-again.html
پیگیری نظرات ایشون و کارهای جدید از طریق توییتر:
https://twitter.com/rodrikdani
--------------
یک روش کمکی برای یادگیری اقتصاد خرد، در کنار مطالعه کتاب Mas-Collel، مشاهده فیلمهای مکتبخونه در این موضوعه:
https://maktabkhooneh.org/course/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B9%DB%8C-mk104/
@kennedy_notes
#tax
جلسه بیستم: مطالعه موردی ۲: سیاست مالیات بر ثروت در کشور کلمبیا (با حضور استاد مهمان)
اهمیت این جلسه در آن است که به موضوع مالیات بر ثروت در یک کشور درحال توسعه اختصاص یافته، چرا که عموما کشورهای توسعهیافته دارای مالیات بر ثروت هستند.
۱- مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Londono-Velez:
دولت کلمبیا در سال ۲۰۰۲ و با هدف مقابله با نیروهای فارک (FARC)، مالیات بر ثروت تعیین کرد. به این ترتیب، تمامی مودیان مالیاتی، موظف شدند در پایان سال، میزان ثروت خود را به دولت گزارش دهند، مستقل از این که آیا مشمول مالیات بر ثروت باشند یا خیر.
این مقاله بر میزان خروج از سرمایه از کشور کلمبیا در واکنش به مالیات بر ثروت، تمرکز دارد. نویسندگان نشان میدهند که پس از مقرر کردن مالیات بر ثروت، بنگاهها میزان دارایی در انبار را به صورت متوسط تا ۲۲ درصد کمتر گزارش دادهاند و به صورت متوسط، مقدار بدهی خود را ۳۵ درصد بیشتر از میزان واقعی گزارش دادهاند.
نکته #آموزنده مقاله آن است که درصورت تصویب مالیات بر ثروت، لازم است شفافیت مالی و گزارشدهی داراییهای خارجی (خارج از کشور) و امکان اعمال قانون مالیات بر بنگاههای دارای فرار مالیاتی بیش از پیش تقویت شود تا سیاست مالیات بر ثروت بتواند اثرگذار باشد.
مرجع: مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Londono-Velez:
https://eml.berkeley.edu/~saez/course/londono-wealth2018.pdf
مطالب جانبی:
مقاله نشریه نیویورک تایمز:
https://www.nytimes.com/2019/06/24/business/economy/wealth-tax-letter.html
مقاله Nathan Robinson:
https://www.currentaffairs.org/2019/11/bad-wealth-tax-arguments
مقاله موسسه Peter Peterson:
https://www.pgpf.org/blog/2020/01/what-is-a-wealth-tax-and-should-the-united-states-have-one
------------------
درخواست:
از اساتیدتان درخواست کنید که درصورت امکان، از دیگر اساتید و صاحب نظران دعوت کنند که بهعنوان استاد مهمان در یک جلسه درس شرکت کنند.
به این ترتیب، اولا امکان پرس وجو از جزییاتی که نویسندگان در مقالاتشان نمینویسند، وجود خواهدداشت (مسایل فنی و اجرایی) و دوم، امکان شنیدن و آشنایی با نقطه نظرات مختلف فراهم میشود.
@kennedy_notes
جلسه بیستم: مطالعه موردی ۲: سیاست مالیات بر ثروت در کشور کلمبیا (با حضور استاد مهمان)
اهمیت این جلسه در آن است که به موضوع مالیات بر ثروت در یک کشور درحال توسعه اختصاص یافته، چرا که عموما کشورهای توسعهیافته دارای مالیات بر ثروت هستند.
۱- مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Londono-Velez:
دولت کلمبیا در سال ۲۰۰۲ و با هدف مقابله با نیروهای فارک (FARC)، مالیات بر ثروت تعیین کرد. به این ترتیب، تمامی مودیان مالیاتی، موظف شدند در پایان سال، میزان ثروت خود را به دولت گزارش دهند، مستقل از این که آیا مشمول مالیات بر ثروت باشند یا خیر.
این مقاله بر میزان خروج از سرمایه از کشور کلمبیا در واکنش به مالیات بر ثروت، تمرکز دارد. نویسندگان نشان میدهند که پس از مقرر کردن مالیات بر ثروت، بنگاهها میزان دارایی در انبار را به صورت متوسط تا ۲۲ درصد کمتر گزارش دادهاند و به صورت متوسط، مقدار بدهی خود را ۳۵ درصد بیشتر از میزان واقعی گزارش دادهاند.
نکته #آموزنده مقاله آن است که درصورت تصویب مالیات بر ثروت، لازم است شفافیت مالی و گزارشدهی داراییهای خارجی (خارج از کشور) و امکان اعمال قانون مالیات بر بنگاههای دارای فرار مالیاتی بیش از پیش تقویت شود تا سیاست مالیات بر ثروت بتواند اثرگذار باشد.
مرجع: مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Londono-Velez:
https://eml.berkeley.edu/~saez/course/londono-wealth2018.pdf
مطالب جانبی:
مقاله نشریه نیویورک تایمز:
https://www.nytimes.com/2019/06/24/business/economy/wealth-tax-letter.html
مقاله Nathan Robinson:
https://www.currentaffairs.org/2019/11/bad-wealth-tax-arguments
مقاله موسسه Peter Peterson:
https://www.pgpf.org/blog/2020/01/what-is-a-wealth-tax-and-should-the-united-states-have-one
------------------
درخواست:
از اساتیدتان درخواست کنید که درصورت امکان، از دیگر اساتید و صاحب نظران دعوت کنند که بهعنوان استاد مهمان در یک جلسه درس شرکت کنند.
به این ترتیب، اولا امکان پرس وجو از جزییاتی که نویسندگان در مقالاتشان نمینویسند، وجود خواهدداشت (مسایل فنی و اجرایی) و دوم، امکان شنیدن و آشنایی با نقطه نظرات مختلف فراهم میشود.
@kennedy_notes
#ایده
یکی از عناصر متداول در مدلسازیهای اقتصاد، درنظر گرفتن «منفعت یا رفاه نسل آتی» در برنامهریزی اقتصادی نسل زنده در زمان کنونیه. ایده اینه که افراد در تصمیمگیری درمورد میزان مصرف و سرمایهگذاری، فراتر از عمر خود میروند و رفاه نسل بعد را هم در نظر میگیرند.
ایده ساده است و جالب.
ولی میشه همین شیوه فکر رو در ابعاد بزرگتر داشت: چرا که اول، نه هر فردی صاحب فرزند است (یا خواهدشد) و دوم، نه هر مصرف و پس اندازی، از جنس «پول و کالاست».
با این تعمیم، میشه امکان این رو دید که افراد در هر سن و موقعیتی، رفاه حال دیگران را که مثلا ۴-۵ سال جوانتر هستند و با این سرعت تغییر جهان، نسل بعدی به شمار میان، را در تصمیمات خود در نظر بگیرند.
با این تعمیم، دیگه سرمایهگذاری «محدود» به انتخاب بین گذاشتن پول در بانک یا خرید دلار و مسکن نیست، بلکه سرمایهگذاری زمان و انرژی برای انجام کاری برای نسل بعد را هم شامل میشه.
با این تعمیم، دیگه لازم نیست «صبر» کرد تا رسیدن به سنی خاص، یا موقعیتی خاص، یا امنیتی خاص، در هر سن و موقعیت و چالشی، میشه «سهمی» برای سرمایهگذاری برای نسل بعد درنظر گرفت.
با این تعمیم، لازم نیست میانسال شد و شروع کرد، لازم نیست شغلی ایمن داشت و شروع کرد، لازم نیست امنیت مالی و مانند آن داشت و شروع کرد.
میشه با داشتههای اندک، در هر جا و موقعیت، شروع کرد به سرمایهگذاری برای نسل بعد.
ولی باید به یاد داشت که سرمایهگذاری ماهیتی بلندمدت دارد و صبر میخواهد. همانطور که «پروژه» خرید مسکن کاری بلندمدت است، سرمایهگذاری به این شکل نیز، کاری بلندمدت است. صبر میخواهد.
@kennedy_notes
یکی از عناصر متداول در مدلسازیهای اقتصاد، درنظر گرفتن «منفعت یا رفاه نسل آتی» در برنامهریزی اقتصادی نسل زنده در زمان کنونیه. ایده اینه که افراد در تصمیمگیری درمورد میزان مصرف و سرمایهگذاری، فراتر از عمر خود میروند و رفاه نسل بعد را هم در نظر میگیرند.
ایده ساده است و جالب.
ولی میشه همین شیوه فکر رو در ابعاد بزرگتر داشت: چرا که اول، نه هر فردی صاحب فرزند است (یا خواهدشد) و دوم، نه هر مصرف و پس اندازی، از جنس «پول و کالاست».
با این تعمیم، میشه امکان این رو دید که افراد در هر سن و موقعیتی، رفاه حال دیگران را که مثلا ۴-۵ سال جوانتر هستند و با این سرعت تغییر جهان، نسل بعدی به شمار میان، را در تصمیمات خود در نظر بگیرند.
با این تعمیم، دیگه سرمایهگذاری «محدود» به انتخاب بین گذاشتن پول در بانک یا خرید دلار و مسکن نیست، بلکه سرمایهگذاری زمان و انرژی برای انجام کاری برای نسل بعد را هم شامل میشه.
با این تعمیم، دیگه لازم نیست «صبر» کرد تا رسیدن به سنی خاص، یا موقعیتی خاص، یا امنیتی خاص، در هر سن و موقعیت و چالشی، میشه «سهمی» برای سرمایهگذاری برای نسل بعد درنظر گرفت.
با این تعمیم، لازم نیست میانسال شد و شروع کرد، لازم نیست شغلی ایمن داشت و شروع کرد، لازم نیست امنیت مالی و مانند آن داشت و شروع کرد.
میشه با داشتههای اندک، در هر جا و موقعیت، شروع کرد به سرمایهگذاری برای نسل بعد.
ولی باید به یاد داشت که سرمایهگذاری ماهیتی بلندمدت دارد و صبر میخواهد. همانطور که «پروژه» خرید مسکن کاری بلندمدت است، سرمایهگذاری به این شکل نیز، کاری بلندمدت است. صبر میخواهد.
@kennedy_notes
Forwarded from روزنوشت
#آموزنده
دو مورد رفتار بسیار جالب در همکلاسیها نظرم رو جلب کرده:
اول، حس بسیار قوی «عاملیت»، یا sense of agency: این حس که اگر چیزی درست نیست، یا اونطور که باید، کار نمیکنه، احساس مسوولیت بسیار قویای برای اثربخشی و اصلاح آن دارند.
دوم، آگاهی نسبت به این که وجود نابرابری در دسترسی به منابع و امکانات، نقش مهمی در موفقیتشان داشته. اعم از پرورش در خانوادهای که برای تحصیل ارزش قایل است (در اکثر موارد)، یا عدم اجبار برای کار در کودکی (در اکثر موارد)، تا داشتن راهنما در زندگی که راه را از چاه نشان دهند، تا داشتن شبکه افراد بانفوذ برای کار پیدا کردن، و لیستی که میتواند خیلی طولانی شود.
همین آگاهی از بهرهمندی نابرابرانه از امکانات، انگیزه درونی برای بسیاری شده تا شرایط را برای نسلهای بعدی بهتر کنند.
تقویت حس عاملیت زمان میبره و نیازمند تمرینه. آگاهی درمورد نابرابری ولی فکر کنم که زمانبر نیست و تنها نیازمند فکر و مرور مسیر زندگی باشه.
یک نفر که درمورد تقویت حس عاملیت کار میکنه، Simon Sink هست:
https://simonsinek.com/find-your-why/
@kennedy_notes
دو مورد رفتار بسیار جالب در همکلاسیها نظرم رو جلب کرده:
اول، حس بسیار قوی «عاملیت»، یا sense of agency: این حس که اگر چیزی درست نیست، یا اونطور که باید، کار نمیکنه، احساس مسوولیت بسیار قویای برای اثربخشی و اصلاح آن دارند.
دوم، آگاهی نسبت به این که وجود نابرابری در دسترسی به منابع و امکانات، نقش مهمی در موفقیتشان داشته. اعم از پرورش در خانوادهای که برای تحصیل ارزش قایل است (در اکثر موارد)، یا عدم اجبار برای کار در کودکی (در اکثر موارد)، تا داشتن راهنما در زندگی که راه را از چاه نشان دهند، تا داشتن شبکه افراد بانفوذ برای کار پیدا کردن، و لیستی که میتواند خیلی طولانی شود.
همین آگاهی از بهرهمندی نابرابرانه از امکانات، انگیزه درونی برای بسیاری شده تا شرایط را برای نسلهای بعدی بهتر کنند.
تقویت حس عاملیت زمان میبره و نیازمند تمرینه. آگاهی درمورد نابرابری ولی فکر کنم که زمانبر نیست و تنها نیازمند فکر و مرور مسیر زندگی باشه.
یک نفر که درمورد تقویت حس عاملیت کار میکنه، Simon Sink هست:
https://simonsinek.com/find-your-why/
@kennedy_notes
Simon Sinek
Find Your WHY Book | Go Beyond Reading
“Find Your Why” Book by Simon Sinek is the ultimate guide to unlocking your potential. We offer a variety of ways to explore the book.
#tax
جلسه بیستم و یکم: استخدام کارمند در دولت، ایجاد انگیزه برای کار بهتر و نظارت بر کیفیت کار آنها
این جلسه با این مطلب آغاز شد که از آن جا که افراد برای اشتغال در بخش دولتی «داوطلب» میشوند، بررسی انگیزههای مالی و غیرمالی افراد برای پذیرش این مشاغل، میتواند در گام اول به جذب افرادی قویتر و در گام بعد، به تعیین سازوکاری بهتر برای تولید خروجی و کار با کیفیت بالاتر در بخش دولتی، کمک کند.
۱- مقاله سال ۲۰۱۶ Finan :
این مقاله با بررسی اشتغال در بخشهای دولتی و خصوصی در ۳۲ کشور در سطوح مختلف توسعه، نتیجه گرفتهاست که:
- دستمزد در بخش دولتی از خصوصی بیشتر است و هرچه از کشورهای توسعهیافته به در حال توسعه حرکت میکنیم، این اختلاف درآمد بیشتر میشود.
- به نظر میاید که این اختلاف از این واقعیت ناشی شود که به صورت متوسط، سطح تحصیلات در بخش دولتی بالاتر از بخش خصوصی است.
- سهم زنان شاغل در بخش دولتی بیشتر از بخش خصوصی است.
- مدت زمان اشتغال در بخش دولتی طولانیتر از بخش خصوصی است.
۲- مقاله سال ۲۰۱۳ نوشته Dal Bo:
- این مقاله اثر افزایش دستمزد در مشاغل دولتی بر نوع افراد جذب شده را در کشور مکزیک بررسی میکند. سوالات مقاله آن است که با افزایش دستمزد، آیا افرادی با توانمندی بالاتر جذب میشوند؟ آیا افرادی که بیشتر امکان لغزش و پذیرش فساد را داشتهباشند، جذب میشوند؟
- یافته مقاله آن است که دستمزد بالاتر، افرادی با ضریب هوشی بالاتر، دارای نظم حرفهای بالاتر و با انگیزه بیشتر برای خدمترسانی به مردم را به مشاغل دولتی جذب میکند.
۳- مقاله سال ۲۰۱۴ نوشته Adnan Khan:
- این مقاله اثر پرداخت دستمزد به مامورین مالیات به صورت تابعی از میزان مالیات جمعاوری شده را تخمین میزند.
- در پژوهش صورت گرفته در شهر پنجاب پاکستان، به مدت دو سال، مامورین مالیاتی تحت سه الگوی دستمزد ثابت، دستمزد مشروط به درآمد مالیاتی و دستمزد مشروط به درآمد مالیاتی و رضایت شهروندان، درآمد دریافت کردهاند.
- نتایج این تحقیق نشان میدهد که با مشروط کردن دستمزد به درآمد، درآمد مالیاتی ۶۴٪ بیشتر از حالت دستمزد ثابت افزایش مییابد. با مشروط کردن دستمزد به درآمد مالیاتی و رضایت شهروندان، این افزایش درآمد، ۴۶٪ نسبت به حالت دستمزد ثابت، افزایش تحربه میکند.
۴- مقاله سال ۲۰۰۷ نوشته Baicker:
- این مقاله اثر توزیع بخشی از درآمد ناشی از ضبط محموله مواد مخدر بین مامورین پلیس را بر میزان ضبط این محمولهها بررسی میکند. نتیجه این است که هرچند با این روش، میزان ضبط محموله افزایش مییابد، میزان شناسایی و اعمال قانون درمورد جرایم کوچکتر، کاهش مییابد.
مراجع:
مقاله سال ۲۰۱۶ نوشته Finan:
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S2214658X16300034
مقاله سال ۲۰۱۳ نوشته Dal Bo:
https://eml.berkeley.edu/~ffinan/Finan_StateCap.pdf
مقاله سال ۲۰۱۴ نوشته Adnan Khan:
https://economics.mit.edu/files/9646
مقاله سال ۲۰۰۷ نوشته Baicker:
https://users.nber.org/~jacobson/BaickerJacobson2007.pdf
@kennedy_notes
جلسه بیستم و یکم: استخدام کارمند در دولت، ایجاد انگیزه برای کار بهتر و نظارت بر کیفیت کار آنها
این جلسه با این مطلب آغاز شد که از آن جا که افراد برای اشتغال در بخش دولتی «داوطلب» میشوند، بررسی انگیزههای مالی و غیرمالی افراد برای پذیرش این مشاغل، میتواند در گام اول به جذب افرادی قویتر و در گام بعد، به تعیین سازوکاری بهتر برای تولید خروجی و کار با کیفیت بالاتر در بخش دولتی، کمک کند.
۱- مقاله سال ۲۰۱۶ Finan :
این مقاله با بررسی اشتغال در بخشهای دولتی و خصوصی در ۳۲ کشور در سطوح مختلف توسعه، نتیجه گرفتهاست که:
- دستمزد در بخش دولتی از خصوصی بیشتر است و هرچه از کشورهای توسعهیافته به در حال توسعه حرکت میکنیم، این اختلاف درآمد بیشتر میشود.
- به نظر میاید که این اختلاف از این واقعیت ناشی شود که به صورت متوسط، سطح تحصیلات در بخش دولتی بالاتر از بخش خصوصی است.
- سهم زنان شاغل در بخش دولتی بیشتر از بخش خصوصی است.
- مدت زمان اشتغال در بخش دولتی طولانیتر از بخش خصوصی است.
۲- مقاله سال ۲۰۱۳ نوشته Dal Bo:
- این مقاله اثر افزایش دستمزد در مشاغل دولتی بر نوع افراد جذب شده را در کشور مکزیک بررسی میکند. سوالات مقاله آن است که با افزایش دستمزد، آیا افرادی با توانمندی بالاتر جذب میشوند؟ آیا افرادی که بیشتر امکان لغزش و پذیرش فساد را داشتهباشند، جذب میشوند؟
- یافته مقاله آن است که دستمزد بالاتر، افرادی با ضریب هوشی بالاتر، دارای نظم حرفهای بالاتر و با انگیزه بیشتر برای خدمترسانی به مردم را به مشاغل دولتی جذب میکند.
۳- مقاله سال ۲۰۱۴ نوشته Adnan Khan:
- این مقاله اثر پرداخت دستمزد به مامورین مالیات به صورت تابعی از میزان مالیات جمعاوری شده را تخمین میزند.
- در پژوهش صورت گرفته در شهر پنجاب پاکستان، به مدت دو سال، مامورین مالیاتی تحت سه الگوی دستمزد ثابت، دستمزد مشروط به درآمد مالیاتی و دستمزد مشروط به درآمد مالیاتی و رضایت شهروندان، درآمد دریافت کردهاند.
- نتایج این تحقیق نشان میدهد که با مشروط کردن دستمزد به درآمد، درآمد مالیاتی ۶۴٪ بیشتر از حالت دستمزد ثابت افزایش مییابد. با مشروط کردن دستمزد به درآمد مالیاتی و رضایت شهروندان، این افزایش درآمد، ۴۶٪ نسبت به حالت دستمزد ثابت، افزایش تحربه میکند.
۴- مقاله سال ۲۰۰۷ نوشته Baicker:
- این مقاله اثر توزیع بخشی از درآمد ناشی از ضبط محموله مواد مخدر بین مامورین پلیس را بر میزان ضبط این محمولهها بررسی میکند. نتیجه این است که هرچند با این روش، میزان ضبط محموله افزایش مییابد، میزان شناسایی و اعمال قانون درمورد جرایم کوچکتر، کاهش مییابد.
مراجع:
مقاله سال ۲۰۱۶ نوشته Finan:
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S2214658X16300034
مقاله سال ۲۰۱۳ نوشته Dal Bo:
https://eml.berkeley.edu/~ffinan/Finan_StateCap.pdf
مقاله سال ۲۰۱۴ نوشته Adnan Khan:
https://economics.mit.edu/files/9646
مقاله سال ۲۰۰۷ نوشته Baicker:
https://users.nber.org/~jacobson/BaickerJacobson2007.pdf
@kennedy_notes
Sciencedirect
The Personnel Economics of the Developing State
Governments play a central role in facilitating economic development. Yet while economists have long emphasized the importance of government quality, …
#tax
جلسه بیست و دوم: مطالعه موردی ۳ (با حضور استاد مهمان)
محتوای این جلسه قبلا به اشتراک گذاشتهشدهاست. تکرار متن پیام قبلی:
امروز Michael Kremer بهعنوان استاد مهمان درس در کلاس شرکت کرد و پژوهشاش در کشور کنیا درمورد کرمزدایی (deworming) رو ارایه کرد. در این پژوهش که به مدت ۲۰ سال طول کشیده، اثر توزیع قرصهای کرمزدایی در مدارس روستاهای کشور کنیا بر موفقیت بلندمدت دانشاموزان بررسی شدهاست.
بخش انتهای کلاس به این اختصاص پیدا کرد که از بین انواع اقدامات ممکن برای افزایش حضور در مدرسه و موفقیت تحصیل آنها در کشور کنیا، کرمزدایی از کمخرجترینها بودهاست. و لذا برای دولتها مقرون بهصرفه بوده که در اون سرمایهگذاری کنن.
قسمتی از صحبتش که برام جالب بود، این بود که گفت با وجود این که همه در کنیا اتفاق نظر داشتند که کرمزدایی عملی ارزان و بهصرفه است، همچنان اجرای ان دچار مانع بوده. چرا که وزارت آموزش و پرورش کشور، آن را خارج از وظایف خود میدانسته و وزارت بهداشت هم تنها مشغول رسیدگی به مراکز درمانی و پرسنل بخش درمان بوده. از این رو، کار سادهای چون توزیع قرص کرمزدایی در مدارس، متولی نداشته.
این مثال از مواردی است که به علت عدم هماهنگی بین سازمانهای مختلف، تعیین این که کدام یک مسوول کدام امر است، دشوار میشه. گاهی مساله از جنس نداشتن متولیه و گاهی از جنس داشتن بیش از یک متولی.
مشابه این اتفاق در کشور ما هم رخ میده. یک مثال، اینه که وظیفه شناسایی و برگرداندن کودکان محروم از تحصیل، حداقل دو متولی داره: وزارت رفاه و وزارت آموزش و پرورش. این که آخر سر این جمعیت «۲ میلیون نفری !!!» کودکان بازمانده از تحصیل رو چه کسی باید سامان بده، سوالیاست که به پاسخ نرسیده.
------------
مقاله Michael Kremer:
https://www.nber.org/papers/w21428
سخنرانی Esther Duflo درمورد شناسایی کاراترین روش برای افزایش حضور در مدرسه:
https://www.ted.com/talks/esther_duflo_social_experiments_to_fight_poverty/trannoscript?language=en
درمورد ۲ میلیون کودک بازمانده از تحصیل در ایران:
https://fa.shafaqna.com/news/629403/
@kennedy_notes
جلسه بیست و دوم: مطالعه موردی ۳ (با حضور استاد مهمان)
محتوای این جلسه قبلا به اشتراک گذاشتهشدهاست. تکرار متن پیام قبلی:
امروز Michael Kremer بهعنوان استاد مهمان درس در کلاس شرکت کرد و پژوهشاش در کشور کنیا درمورد کرمزدایی (deworming) رو ارایه کرد. در این پژوهش که به مدت ۲۰ سال طول کشیده، اثر توزیع قرصهای کرمزدایی در مدارس روستاهای کشور کنیا بر موفقیت بلندمدت دانشاموزان بررسی شدهاست.
بخش انتهای کلاس به این اختصاص پیدا کرد که از بین انواع اقدامات ممکن برای افزایش حضور در مدرسه و موفقیت تحصیل آنها در کشور کنیا، کرمزدایی از کمخرجترینها بودهاست. و لذا برای دولتها مقرون بهصرفه بوده که در اون سرمایهگذاری کنن.
قسمتی از صحبتش که برام جالب بود، این بود که گفت با وجود این که همه در کنیا اتفاق نظر داشتند که کرمزدایی عملی ارزان و بهصرفه است، همچنان اجرای ان دچار مانع بوده. چرا که وزارت آموزش و پرورش کشور، آن را خارج از وظایف خود میدانسته و وزارت بهداشت هم تنها مشغول رسیدگی به مراکز درمانی و پرسنل بخش درمان بوده. از این رو، کار سادهای چون توزیع قرص کرمزدایی در مدارس، متولی نداشته.
این مثال از مواردی است که به علت عدم هماهنگی بین سازمانهای مختلف، تعیین این که کدام یک مسوول کدام امر است، دشوار میشه. گاهی مساله از جنس نداشتن متولیه و گاهی از جنس داشتن بیش از یک متولی.
مشابه این اتفاق در کشور ما هم رخ میده. یک مثال، اینه که وظیفه شناسایی و برگرداندن کودکان محروم از تحصیل، حداقل دو متولی داره: وزارت رفاه و وزارت آموزش و پرورش. این که آخر سر این جمعیت «۲ میلیون نفری !!!» کودکان بازمانده از تحصیل رو چه کسی باید سامان بده، سوالیاست که به پاسخ نرسیده.
------------
مقاله Michael Kremer:
https://www.nber.org/papers/w21428
سخنرانی Esther Duflo درمورد شناسایی کاراترین روش برای افزایش حضور در مدرسه:
https://www.ted.com/talks/esther_duflo_social_experiments_to_fight_poverty/trannoscript?language=en
درمورد ۲ میلیون کودک بازمانده از تحصیل در ایران:
https://fa.shafaqna.com/news/629403/
@kennedy_notes
Ted
Social experiments to fight poverty
Alleviating poverty is more guesswork than science, and lack of data on aid's impact raises questions about how to provide it. But Clark Medal-winner Esther Duflo says it's possible to know which development efforts help and which hurt -- by testing solutions…
#آموزنده
در شروع دوره آموزشی، از دو جنبه تحصیل در این فضای جدید متعجب شدم:
اول، میزان درس خواندن و سرعت یادگیری و انجام تمرینها توسط همکلاسیها. این حجم کار کردن و سرعت تحویل تمرین، هیچ انطباقی با آن تصویر ذهنیای که براساس فیلمها درمورد دانشجویان خارجی داشتم، نداشت. این اختلاف فاحش در کیفیت و سرعت کار، هم ناشی از آشنایی آنها با سیستم آموزشی بود، و هم آمادگی بیشتر برای تحصیل. به نظر میامد که همکلاسیها، مخصوصا اهالی خود آمریکا، درسها را از قبلا خواندهبودند و صرفا بیشتر برای رفع اشکال و مرور مطلب در کلاسها حاضر میشوند.
دوم، نوع خروجی مورد انتظار در تمرینها و مخصوصا امتحانات. برای مثال، همیشه بخشی از سوالات، به نوشتن خلاصهای از نتیجه تحلیل به زبان ساده، اختصاص داشت. اوایل که ناآشنا بودم به سیستم، گمانم این بود که یعنی ۲-۳ تا عبارت (و نه حتی جمله) در مورد خلاصه نتیجه محاسبات بنویسم. بعدها در مرور جواب به سوالات امتحان و تمرینها، متوجه شدم که باید در حداقل یک پاراگراف ساختاریافته حرفهای، درمورد نتیجه محاسبات بنویسم. به این ترتیب، متوجه شدم که نوشتن متن برای تحلیل نتایج، شامل همه بخشهای یک پاراگراف کلاسیک، آنطور که برای آزمونهای تافل/آیلتز تدریس میشود، است: ۱) تعیین پیغامهای اصلی ۲) جمله ابتدایی پاراگراف، ۳) استفاده از کلمات ربط مناسب در وسط پاراگراف و ۴) نتیجهگیری پایانی.
درخواست:
اول، حتما پیش از تحصیل، زمانی برای مطالعه مطالب درسی دوره پیش رو اختصاص دهید.
دوم، پیش از تحویل تمرین و امتحان، دقیقا از اساتید یا دستیاران آموزشی بپرسید که دنبال چه چیز هستند. تا به این ترتیب، سورپریز نشید.
@kennedy_notes
در شروع دوره آموزشی، از دو جنبه تحصیل در این فضای جدید متعجب شدم:
اول، میزان درس خواندن و سرعت یادگیری و انجام تمرینها توسط همکلاسیها. این حجم کار کردن و سرعت تحویل تمرین، هیچ انطباقی با آن تصویر ذهنیای که براساس فیلمها درمورد دانشجویان خارجی داشتم، نداشت. این اختلاف فاحش در کیفیت و سرعت کار، هم ناشی از آشنایی آنها با سیستم آموزشی بود، و هم آمادگی بیشتر برای تحصیل. به نظر میامد که همکلاسیها، مخصوصا اهالی خود آمریکا، درسها را از قبلا خواندهبودند و صرفا بیشتر برای رفع اشکال و مرور مطلب در کلاسها حاضر میشوند.
دوم، نوع خروجی مورد انتظار در تمرینها و مخصوصا امتحانات. برای مثال، همیشه بخشی از سوالات، به نوشتن خلاصهای از نتیجه تحلیل به زبان ساده، اختصاص داشت. اوایل که ناآشنا بودم به سیستم، گمانم این بود که یعنی ۲-۳ تا عبارت (و نه حتی جمله) در مورد خلاصه نتیجه محاسبات بنویسم. بعدها در مرور جواب به سوالات امتحان و تمرینها، متوجه شدم که باید در حداقل یک پاراگراف ساختاریافته حرفهای، درمورد نتیجه محاسبات بنویسم. به این ترتیب، متوجه شدم که نوشتن متن برای تحلیل نتایج، شامل همه بخشهای یک پاراگراف کلاسیک، آنطور که برای آزمونهای تافل/آیلتز تدریس میشود، است: ۱) تعیین پیغامهای اصلی ۲) جمله ابتدایی پاراگراف، ۳) استفاده از کلمات ربط مناسب در وسط پاراگراف و ۴) نتیجهگیری پایانی.
درخواست:
اول، حتما پیش از تحصیل، زمانی برای مطالعه مطالب درسی دوره پیش رو اختصاص دهید.
دوم، پیش از تحویل تمرین و امتحان، دقیقا از اساتید یا دستیاران آموزشی بپرسید که دنبال چه چیز هستند. تا به این ترتیب، سورپریز نشید.
@kennedy_notes