Mohammad Aleph – Telegram
Mohammad Aleph
6.07K subscribers
809 photos
250 videos
4 files
718 links
Non bene pro toto libertas venditur auro.
-Juvenal

On X (Twitter):
https://x.com/mohammadaleph?t=Ja80M6C7JbRAaFnGrpq9HQ&s=09
Download Telegram
Mohammad Aleph
Photo
‏«نقاب اندوه» مجسمه بتنی ۱۵ متری بر بالای تپه‌ای مشرف بر منطقه ماگادان (محل بدنام‌ترین اردوگاه‌های کار اجباری حزب کمونیست شوروی) است که به یاد زندانیان اردوگاه‌ها در سال ۱۹۹۶ ساخته و رونمایی شد. درون چشم راست مجسمه، نمایی از نوع معمول سلول‌های زندان دوران استالین قرار دارد. طراح مجسمه یکی از هنرمندان روس مقیم آمریکا به نام ارنست ناییزوستنی Ernst Neizvestny بود. می‌گویند، روزی در دهه ۶۰، خروشچف در نمایشگاهی با تمسخر مجسمه‌های او گفته بود: اگر اون که تو ساختی یک زن باشه، خوب تو خودت احتمالا باید کونی باشی. حکمش هم که می‌دونی چیه، ده سال زندان.
Mohammad Aleph
Photo
سال ۱۹۴۱ در اردوگاه آشویتس، مسئولان اردوگاه به تلافی فرار یکی از زندانیان، ده نفر را انتخاب کردند تا به سلول گرسنگی بفرستند. یکی از آن‌ها مردی لهستانی بود که شروع به گریه کردن برای زن و بچه‌اش کرد. کشیشی کاتولیک به نام ماکسیمیلیان کولبه Friar Maximilian Kolbe داوطلب شد تا به جای او به سلول فرستاده شود. هدف مسئولان اردوگاه این بود که با کشتن این ده نفر با گرسنگی دادن، درسی به دیگر زندانیان بدهند. بعد از دو هفته، تنها کسی از آن ده نفر که زنده ماند، همین کشیش بود. مسئولان خسته شده و او را از سلول درآوردند و با تزریق فنول به قلبش او را کشتند. فرانچیشک گایوونیتسک Franciszek Gajowniczek مردی که کولبه به جای او داوطلب مرگ شده بود از اردوگاه جان به در برد و تا ۱۹۹۵ یعنی ۹۴ سالگی‌اش زندگی کرد اما زن و فرزندانش در جنگ کشته شدند. زمانی گفته بود: تا زنده‌ام وظیفه دارم از آن کشیش مقدس یاد کنم که جانش را داد تا من نجات یابم.
Mohammad Aleph
Photo
کمونیست‌های چینی در دهه ۵۰ بر خلاف میانه‌های دهه ۶۰ میلادی شوروی را الگوی بهشتی تمام عیار خود می‌دیدند. در این پوستر از سال ۱۹۵۳، حزب کمونیست چین کارگری را نشان می‌دهد که به یکی از ساختمان‌های هفت خواهر استالینی چشم دوخته است و می‌گوید: «حزب کمونیست شوروی، الگوی ماست.»
ساختمانی که این کارگر به آن نگاه می‌کند، ساختمان وزارت امور خارجه شوروی بود که در کنار ۶ ساختمان دیگر به هفت خواهر استالینی معروف بودند. بعد از ج‌ج‌دوم کمونیست‌ها برای نشان دادن شکوه سوسیالیستی شوروی در مقابل ساختمان‌های بلند نیویورک و شیکاگو اقدام به ساخت این‌ها کردند.
در طرف شورویایی هم (تصویر دوم) برای چینی‌ها نوشابه باز می‌کردند و برایشان پوستر یادبود برادری می‌ساختند. این یکی می‌گوید: «پاینده باد رابطه دوستی مابین ملت‌ها برای صلح و آرامش.»
در همین حین نوشابه باز کردن‌ها برای یکدیگر، استالین حتی میداد تا مدفوع مائو را هم در سفر به مسکو آزمایش کنند تا مثلا بر اساس پارامترهای شیمیایی خاصی بفهمند که قصد موافقت یا مخالفت با فلان برنامه را دارد یا نه.
هزینه مستقیمی که آلمان‌ها برای ج‌ج‌دوم کردند به نرخ مقایسه دلار امروزی چیزی در حدود ۳ تا ۴ تریلیون دلار بود‌ و این صرفا هزینه مالی مستقیم جنگ بود و نه نابودی‌هایی که بعد از آن به وجود آمد. در همین حین، هزینه ایالات متحده در همان دوره جنگ ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ چیزی بین ۴ تا ۵ تریلیون بود. توان لجستیک آمریکا برای تجهیز متحدینش در آن فاصله دور از سرزمین اصلی حقیقتا افسانه‌ای بود. آمریکا به تنهایی مجموع تولید نظامی‌اش حتی در زمان ج‌ج‌دوم که ایالات متحده هنوز آن تجربه جنگ فرامرزی را هم نداشت بین ورود به جنگ تا پایانش در حدود ۴۰ درصد کل تولید نظامی جهان بود. در طرف آلمانی، همیشه ترسی عاقلانه از ورود آمریکایی‌ها به جنگ علیه آلمان وجود داشت. قدرت‌های تصمیم‌گیری مانند اشپیر و یودل به این امر واقف بودند اما در نهایت تصمیم کلی هیتلر بر این شد که شاید بتوانیم در کوتاه مدت کار را یکسره کنیم که البته در واقعیت هم نمی‌توانست انجام گیرد.
به نظر می‌رسه که روس‌ها در جلب نظر ترامپ در مسئله جنگ اوکراین موفق نبودن یا در نهایت زیاده‌خواهی‌هایشان کار رو خراب کرده. اجازه دادن به اوکراین برای حمله به مواضعی در روسیه که تا پیش از این به دلیل امید به انجام صلح ممکن نبود، احتمالا حالا جزو گزینه‌های ممکن خواهد بود.
Mohammad Aleph
Photo
حزب کمونیست شوروی یک بار آمد و برای نمایش توانایی فضایی‌اش، فضانوردی را به فضا فرستاد و به معنای واقعی کلمه از جو به سمت زمین سقوط کرد و یک مشت گوشت بیشتر از او باقی نماند. در شوروی رسم بود که برای نشان دادن عظمت مملکت کمونیستی، اعلام موفقیت‌های علمی را همزمان با روزهای خاصی مانند تولد لنین، مارکس و این حرف‌ها مصادف کنند. ۲۳ آوریل سال ۱۹۶۷ و مصادف با روز تولد ۱۰۰ سالگی لنین، حزب کمونیست برای یک نمایش تبلیغاتی، آمد و بدون توجه به مشکلات اساسی پرواز در سفینه سرنشین‌دار سایوز یک Soyuz 1 (می‌گویند تا ۲۰۰ مشکل اساسی خطرناک شناسایی شده بود) فضانوردی به نام ولادیمیر کاماروف Vladimir Komarov را سوار کرد و به جو زمین پرتاب کرد. قرار بود دو سفینه سایوز یک و دو باشند که مثلا در فضا به هم وصل می‌شوند و فضانورد بینشان جابجا می‌شود. مشکلات طراحی و پرتاب سفینه چیزهای پنهانی نبودند که کسی خبر نداشته باشد، اما فشار از بالا زیاد بود که بجنبید و یک جوری ماست‌مالی کنید تا نمایش را انجام دهیم که آمریکایی‌های اپریالیست جهان‌خوار از ما جلو افتادند. کاماروف سوار سفینه شد و به جو رفت. همانجا کنترل سفینه سخت شده بود، سفینه ایرادها را نشان می‌داد. کاماروف به هر نحوی ماموریت را تمام کرد اما هنگام بازگشت نه چتر نجات اصلی سفینه و نه چتر اضطراری باز نشدند و فضانورد با سرعت به زمین برخورد کرد و در دم کشته شد. در منابع غربی می‌گویند که در آخرین لحظات زندگی، کاماروف مدام در تماس‌های رادیویی‌اش به حزب ناسزا می‌گفت، اما به نظر می‌رسد که این حرف بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته باشد. کاماروف رفیق نزدیک یوری گاگارین Yuri Gagarin هم بود، معروفترین فضانورد شوروی و اولین انسانیکه به فضا رفت. اصلا گاگارین جانشین پرواز کاماروف بود که مثلا اگر کاماروف قادر به انجام ماموریت نمی‌شد، گاگارین جای او را می‌گرفت. گاگارین پیش از پرواز، با اطلاع از مشکلات متعدد پرواز تلاش زیادی کرد تا جلوی پرواز کاماروف را بگیرد، اما موفق نشد. وقتی خبر مرگ کاماروف را به او دادند، مقامات حزب کمونیست شوروی و برنامه فضایی را به باد فحش و ناسزا گرفت. سال بعد، خود او هم در پرواز آزمایشی جنگنده میگ ۱۵ به طرز عجیبی کشته شد، انگار که آن‌ها فحش‌ها را یادشان نرفته بود.

*تصویر نخست آنچه از بقایای بدن کاماروف بعد از سقوط باقی مانده است و تصویر دوم یادبودی است که همان روزها برای کاماروف در کرملین گرفته‌اند.
Forwarded from شرق وحشی
در همین ماه جاری، نزدیک به سه‌میلیون کوبایی ما مشکل آب آشامیدنی مواجه بودند و چند روز پیش هم در هاوانا اعتراضاتی درباره همین ماجرا شکل گرفت.
حالا مقامات می‌گویند اگر باران نبارد، وضعیت بحرانی خواهد شد!

پیش از این درباره وضعیت قطعی برق در کشورهای کمونیستی در این ویدیو شرق وحشی و مظنون همیشگی‌شان صحبت کرده بودم. این ویدیو را می‌توانید در اینجا:

https://youtu.be/j2bWVzVuIeo?si=FyS1WtDbmlvPW7wC

شرق وحشی
تلگرام | یوتوب
سیما چیان، تاریخ‌نگار چینی داستان معروفی دارد که می‌گوید امپراتور ایالت وو، از سان زو خواست تا به زنان دربارش، اصول نظامی و سربازی را یاد بدهد. سان زو زنان دربار را جمع کرد و گفت: یک بار طبل زدم، به سمت چپ بروید، دو بار زدم، به سمت راست. زنان دربار با شنیدن صدای طبل، هرکدام با خنده و شوخی، به چپ و راست چرخیدند. سان زو گفت: اگر فرمان به روشنی داده شده است، اما سربازان نمی‌فهمند، احتمالا خطای فرمانده است. دوباره همین کار را تکرار کنید. باز هم با شنیدن صدای طبل، زنان با خنده هرکدام به یک سمت چرخیدند. سان زو گفت: اگر دوبار فرمان مشخص باشد، اما سربازان انجام ندهند، این بار خطای سربازان است و دستور داد تا دو نفر از زنان پادشاه را همانجا گردن بزنند. باقی فهمیدند که اصول نظامی شوخی‌بردار نیست. هرچند اساس این داستان در مورد انضباط سپاه است، اما مسئله مهمتری را هم نشان می‌دهد: جنگ شوخی‌بردار نیست. شما می‌توانی در خیالاتت روزی ۵ فروند F-35 سرنگون کنی، خلبانان زن اسیر کنی، با افتخار اعلام کنی چهل کشته داده‌ای مثلا تا ۷۰ موشک شلیک کنی و بگویی دیدی شهروندان اسرائیلی از ترس به پناهگاه فرار کردند و غیره اما حرف‌هایی که حتی در مصرف داخلی‌شان هم شک داریم، سرنوشت جنگ را تعیین نمی‌کنند. زمین سفت واقعیت، تعیین‌کننده اصلی داستان است.
برای کسی که احتمالا برای چهار ویوی بیشتر اگر شرایطش فراهم باشد، حاضر بشود شرتش را جلوی دوربین پایین بکشد، صحبت از اهمیت شاهنامه و فردوسی، یاسین در گوش خر خواندن است. به این آزادی بیانی که همسو با قدرت همین چهار خشت باقی‌مانده از این کشور را فقط هدف گرفته است، باید تف کرد.
Mohammad Aleph
Photo
مائو یک روز از خواب بیدار شده بود و نمی‌دانم روی چه حسابی با خودش فکر کرده بود، اگر یکسری کوره ذوب فلز بدهیم به همه مردم چین، می‌توانیم در صنعت فولاد، بریتانیا را شکست بدهیم. همان سال ۱۹۵۸، حزب کمونیست، پوسترهای تبلیغاتی‌اش را هم با توجه به هنر کشیدن شیر، به توکا نیستانی‌طوری سفارش داد تا خلق قهرمان چین را تشویق به پیوستن به این طرح مدبرانه بکند. در پوستر فوق مربوط به همان سال، حزب اعلام می‌کند که در طول ۱۵ سال، بریتانیا را شکست می‌دهیم. نتیجه البته میلیون‌ها نفر کشته در اثر قحطی و گرسنگی بود و فولادی که به دست آمد هم اساسا کیفیت لازم را نداشت‌.
Mohammad Aleph
Video
روزهایی که چندان حال درست و حسابی‌ای ندارم، دیدن سگ‌ها می‌تواند سر حالم بیاورد. چند هزار سال حضور مداوم این موجودات که ابتدا فقط در جستجوی غذای بیشتر به اجداد شکارچی-گردآورنده ما نزدیک شدند، دیگر اثر خود را حتی در خلقیات ما هم گذاشته است.