#AP
#SOLID
#DesingPatterns
#Git
ناگفتههای AP...
گیت تقریبا پیشرفته با یکم دورچین:)
https://github.com/navidnasyry/AdvancedProgrammingOverview
سالید:
https://github.com/navidnasyry/SOLID_Overview
دیزاین پترنهای مهم:
https://github.com/navidnasyry/DesignPatterns_Overview
پ ن: با تشکر از llmهای مختلف:))
#SOLID
#DesingPatterns
#Git
ناگفتههای AP...
گیت تقریبا پیشرفته با یکم دورچین:)
https://github.com/navidnasyry/AdvancedProgrammingOverview
سالید:
https://github.com/navidnasyry/SOLID_Overview
دیزاین پترنهای مهم:
https://github.com/navidnasyry/DesignPatterns_Overview
پ ن: با تشکر از llmهای مختلف:))
GitHub
GitHub - navidnasyry/AdvancedProgrammingOverview: This repository is a curated collection of advanced programming concepts, principles…
This repository is a curated collection of advanced programming concepts, principles, and best practices. - navidnasyry/AdvancedProgrammingOverview
#شعر
#لطیفیان
برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها
از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
«حاجت روا شوند هزاران هزارها»
یک بار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها...
ما را به جبر هم که شده سربه زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها
باید برای دیدن تو «مهزیار» شد
یعنی گذشتن از همگان «محض یار»ها...
یک بار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاده بارها
شب ها بدون آمدنت صبح ظلمت اند
برگرد ای توسل شب زنده دارها
این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
ای ایّها العزیز تمام ندارها
علی اکبر لطیفیان
#لطیفیان
برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها
از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
«حاجت روا شوند هزاران هزارها»
یک بار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها...
ما را به جبر هم که شده سربه زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها
باید برای دیدن تو «مهزیار» شد
یعنی گذشتن از همگان «محض یار»ها...
یک بار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاده بارها
شب ها بدون آمدنت صبح ظلمت اند
برگرد ای توسل شب زنده دارها
این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
ای ایّها العزیز تمام ندارها
علی اکبر لطیفیان
❤7🕊1🤨1
Forwarded from کــُنج☕ (Reza Ghadaksaz)
{ اطعام عید بزرگ غدیر🎉🌱 }
🍲پخت و توزیع غذای گرم بین خانواده های نیازمند
💵هزینه حدودی هر پرس غذا: 100 هزار تومان
💳شماره کارت:
بانک ملی-بنام رضا قدکساز
* با یکبار زدن روی شماره کارت، بصورت خودکار کپی می شود.
"خیریّه حضرت زهرا(س)"
@konje_tanhayee🌱
.
🍲پخت و توزیع غذای گرم بین خانواده های نیازمند
💵هزینه حدودی هر پرس غذا: 100 هزار تومان
💳شماره کارت:
6037991758983880بانک ملی-بنام رضا قدکساز
* با یکبار زدن روی شماره کارت، بصورت خودکار کپی می شود.
"خیریّه حضرت زهرا(س)"
@konje_tanhayee🌱
.
❤4
#شعر
#صغیر_اصفهانی
ای مظهر احد هو یا علی مدد
ای محرم صمد هو یا علی مدد
ای شاه ذور شد هو یا علی مدد
ای میر معتمد هو یا علی مدد
الله را اسد هو یا علی مدد
جان از تو صیقلی یا مرتضی علی
دل از تو منجلی یا مرتضی علی
یا والی الولی یا مرتضی علی
ای ذات تو علی یا مرتضی علی
ای یاد تو مدد هو یا علی مدد
ایجاد جن و انس از حی لم یزل
بهر عبادتست نی فتنه و دغل
ذکر علی بود چون بهترین عمل
پس خلق جن و انس گشتند کز ازل
گویند تا ابد هو یا علی مدد
گسترده هر طرف شیطان ز حیله دام
تا در مقام خود ما را دهد مقام
ما حرز جان کنیم نام تو را مدام
تا آن رجیم را از این خجسته نام
بر رخ کشیم سد هو یا علی مدد
یارب چو بر پرد مرغ روان من
گردد به زیر خاک آندم مکان من
از این سخن مباد افتد زبان من
خواهم که تا به حشر باشد بیان من
پیوسته در لحد هو یا علی مدد
موسی به مهر تو زاد و وفات یافت
عیسی ز لطف تو حسن صفات یافت
خضر از ولای تو آب حیات یافت
نوح از شدائد طوفان نجات یافت
چون گفت بیعدد هو یا علی مدد
عقل از تو مات و نطق در وصفت الکنست
گر خوانمت خدای کفر مبرهن است
ور دانمت جدای آن کفر در من است
از بهر هرکسی حدی معین است
ای بیحدیت حد هو یا علی مدد
ای میر تاج بخش ای شاه تاجدار
ای نفس مصطفی ای شیر کردگار
در قلب سالکان در دور روزگار
از اسم ذوالفقار و ز جسم ذوالفقار
قتال دیو و دد هو یا علی مدد
مخلوق خاص حق خلاق ماسوا
فرمانده عباد فرمان بر خدا
هم خالق زمین هم فاطر سما
ای صاحب یدی کش خوانده کبریا
بالای کل ید هو یا علی مدد
دلخانهٔ خداست تا خانهٔ تو شد
جان مست بادهٔ پیمانهٔ تو شد
اطراف شمع هو پروانهٔ تو شد
هرکس تو را شناخت دیوانهٔ تو شد
غارت گر خرد هو یا علی مدد
والشمس والضحی یعنی بروی تو
واللیل اذا سجی یعنی به موی تو
در دل صغیر راهست آرزوی تو
خواهد که سر نهد بر خاک کوی تو
فارد لما ارد هو یا علی مدد
#صغیر_اصفهانی
ای مظهر احد هو یا علی مدد
ای محرم صمد هو یا علی مدد
ای شاه ذور شد هو یا علی مدد
ای میر معتمد هو یا علی مدد
الله را اسد هو یا علی مدد
جان از تو صیقلی یا مرتضی علی
دل از تو منجلی یا مرتضی علی
یا والی الولی یا مرتضی علی
ای ذات تو علی یا مرتضی علی
ای یاد تو مدد هو یا علی مدد
ایجاد جن و انس از حی لم یزل
بهر عبادتست نی فتنه و دغل
ذکر علی بود چون بهترین عمل
پس خلق جن و انس گشتند کز ازل
گویند تا ابد هو یا علی مدد
گسترده هر طرف شیطان ز حیله دام
تا در مقام خود ما را دهد مقام
ما حرز جان کنیم نام تو را مدام
تا آن رجیم را از این خجسته نام
بر رخ کشیم سد هو یا علی مدد
یارب چو بر پرد مرغ روان من
گردد به زیر خاک آندم مکان من
از این سخن مباد افتد زبان من
خواهم که تا به حشر باشد بیان من
پیوسته در لحد هو یا علی مدد
موسی به مهر تو زاد و وفات یافت
عیسی ز لطف تو حسن صفات یافت
خضر از ولای تو آب حیات یافت
نوح از شدائد طوفان نجات یافت
چون گفت بیعدد هو یا علی مدد
عقل از تو مات و نطق در وصفت الکنست
گر خوانمت خدای کفر مبرهن است
ور دانمت جدای آن کفر در من است
از بهر هرکسی حدی معین است
ای بیحدیت حد هو یا علی مدد
ای میر تاج بخش ای شاه تاجدار
ای نفس مصطفی ای شیر کردگار
در قلب سالکان در دور روزگار
از اسم ذوالفقار و ز جسم ذوالفقار
قتال دیو و دد هو یا علی مدد
مخلوق خاص حق خلاق ماسوا
فرمانده عباد فرمان بر خدا
هم خالق زمین هم فاطر سما
ای صاحب یدی کش خوانده کبریا
بالای کل ید هو یا علی مدد
دلخانهٔ خداست تا خانهٔ تو شد
جان مست بادهٔ پیمانهٔ تو شد
اطراف شمع هو پروانهٔ تو شد
هرکس تو را شناخت دیوانهٔ تو شد
غارت گر خرد هو یا علی مدد
والشمس والضحی یعنی بروی تو
واللیل اذا سجی یعنی به موی تو
در دل صغیر راهست آرزوی تو
خواهد که سر نهد بر خاک کوی تو
فارد لما ارد هو یا علی مدد
❤6🔥1
چند کلمه حرف دلی و البته اندکی تند...
عکس و فیلما که میبینیم از ترورهای انجام شده، کل ساختمون سالمه فقط یه طبقه نابود شده...کل خونه های اطراف سالمه فقط یه خونه...
این نقطه زنی دقیق مگه فرایندی جز فرایند زیر رو طی کرده؟
1. جمعآوری دادهها از منابع مختلف و متعدد
2. تمیز کردن و اعتبارسنجی دادهها
3. ادغام و integration دادهها و اطلاعات
4. تحلیل و آنالیز دادهها و اطلاعات
5. تصمیمگیری بر اساس تحلیلهای انجام شده بر روی دادههای معتبر
6. تایید و اعتبارسنجی نهایی تصمیم گرفتهشده
7. در نهایت اجرا و execute کردن تصمیم
همه این مراحل رو باهاش آشناییم مخصوصا اگه تو دانشگاه چار تا درس هوشی پاس کرده باشیم...
ولی نمیدونیم که چقدر از دنیا توی تک تک اینا عقبیم...
نمیدونیم چقدر ضعف داریم توی تکنولوژی و علم و فن...
که اینقدر رااااحت این حد از اطلاعات رو تونستن دستهبندی، ادغام، تحلیل و در نهایت تصمیمگیری و اجرا بکنن، با اطمینان هم اجرا بکنن و در نهایت کاملا درست هم به نتیجهای که میخوان برسن...:(
نمیدونیم چقدر ضعف داریم توی تکنولوژی و علم و فن...
و چقدر انگیزهای وجود نداره برای ارتقای این سطح...
انگیزه باید کجا باشه؟ خب معلومه اولین جاش دانشگاس که اونم یافت می نشود گشتهایم ما...:(
و خب این موارد بر تنفر من
به کارهایی که در دانشگاه فقط انجام میشه و هیچ خروجیای نداره تو واقعیت و کشور اضافه میکنه...
و همچنین به استادهایی که فقط با دادن مقاله و بالا بردن h-index دارن سطح علمیشون رو شوآف میکنن و تو عمرشون هیچ کاری که به درد بخوره رو انجام ندادن و رو پروداکشن نبردن...و از اون بدتر بین دانشجوها هم شده معیاری برای قضاوت استادا...
بابا فرق داره... به خدا فرق داره دنیای فانتزی و همه چی گل و بلبل دانشگاه با صنعت و واقعیت و یه کاری که واقعا به درد بخوره... ممکنه یکی بگه چرا کاری کنیم ک به درد بخوره ک خب اوشون دیگه تو یه لیگ دیگس و من حرفی ندارم...
ولی ای کاش ...
کاش یکم بیشتر دنیای واقعی رو ببینیم...
ببینیم با همین تکنولوژی ها و علم و دانشی که ما نداریم، دارن چه کارایی میکنن و چه بلاهایی سر بقیه میارن...
کاش میتونستیم دانشجوها رو فراری ندیم... کاش میتونستیم نگهشون داریم تا در بهترین حالت خودشون شکوفا بشن...
کاش میتونستیم نه هم سطحشون... بلکه فقط به گرد خاکشون برسیم و بیشتر و بیشتر حرفی برا گفتن داشته باشیم...
و کلی کاش دیگه که فقط گفتنشون نه تنها به درد نمیخوره بلکه به دردها اضافه میکنه... :(
در نهایت
امیدوارم هرچه زودتر برسه شبی که وقتی میریم بخوابیم با خودمون بگیم
آخیش...تموم شداااا(شدنااا)
👍11❤1🤩1😍1💔1
Alaj
Mohsen Chavoshi @RozMusic.com
با تکه های پیکرمان با گیسوان دخترمان
میخواستید چکار کنید ما زنده ایم مثل امید
این چند روزه را بروید بر کشتن افتخار کنید
شیپور جنگ را زده و یک باره صلح میطلبید
ابلیس زادگان پلید ای بدترین اهل زمین
با ما رسیدگان به یقین پس مایلید قمار کنید
مردم علاج در وطن است دنیا فقط لب و دهن است
این جنگ جنگ تن به تن است آزادگان کل جهان
فکری برای تربیت اقوام برده دار کنید
این ظلم های بی حدشان افکار تیره و بدشان
آژیر های ممتدشان سوراخ های گنبدشان
این موش های شب زده ای گربه شکار کنید
گودک کشان ورطه نیست بزدل تر از شما چه کسیست
ما در مسیر آمدنیم جرثومگان ظلم و ستم
وقت است تا به همت هم از خانه ها فرار کنید
میخواستید چکار کنید ما زنده ایم مثل امید
این چند روزه را بروید بر کشتن افتخار کنید
شیپور جنگ را زده و یک باره صلح میطلبید
ابلیس زادگان پلید ای بدترین اهل زمین
با ما رسیدگان به یقین پس مایلید قمار کنید
مردم علاج در وطن است دنیا فقط لب و دهن است
این جنگ جنگ تن به تن است آزادگان کل جهان
فکری برای تربیت اقوام برده دار کنید
این ظلم های بی حدشان افکار تیره و بدشان
آژیر های ممتدشان سوراخ های گنبدشان
این موش های شب زده ای گربه شکار کنید
گودک کشان ورطه نیست بزدل تر از شما چه کسیست
ما در مسیر آمدنیم جرثومگان ظلم و ستم
وقت است تا به همت هم از خانه ها فرار کنید
❤7🍾1
#شعر
#برقعی
ماه، در کسوت سقا به میان آمده است
مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند
همه ارباب مقاتل به تفاهم گفتند
گرد و خاکی شد و از خیمه دو تا آینه رفت
ماه از میسره، خورشید هم از میمنه رفت
ناتوانم که مجسم کنم این همهمه را
پسر ام بنین و پسر فاطمه را
قمر هاشمی از اصل و نَسَب میگوید
دیگری هم اَنا قتّالُ عرب میگوید
پرده افتاده و پیدا شده یک راز دگر
سر زد از هاشمیان باز هم اعجاز دگر
گفتم اعجاز! از اعجاز فراتر دیدند
زورِ بازوی علی را دو برابر دیدند
شانه در شانه دوتا کوهِ سراسر محشر
حمزه و جعفر طیار، نه، طوفانی تر
شانه در شانه دوتا کوه، خودت میدانی
در دلِ لشکرِ انبوه، خودت میدانی
که در آن لحظه جهان، از حرکت افتاده ست
اتفاقی است که یکبار فقط افتاده ست
ماه را من چه بگویم که چنین هست و چنان
شاه شمشماد قَدان، خسرو شیرین دهنان
ماه، در کسوت سقا به میان آمده است
رود برخواست، که موسی به میان آمده است
رود، از بس که شعف داشت تلاطم میکرد
رود، با خاک کفِ پاش تیمم میکرد
ماه افتاده در آئینه، ز تصویر بگو
مشک لبریز شد از علقمه، تکبیر بگو
ماه اگر چه همه ی علقمه را پیموده
غرقه گشته ست و نگشته ست به آب آلوده
رود را تا به ابد، تشنۀ مهتاب گذاشت
داغ لبهای خودش را به دل آب گذاشت
لب اگر تر کند از چشمۀ دریا عباس
چه جوابی بدهد ام بنین را عباس؟
میتوانست به آنی همه را سنگ کند
نشد آنگونه که میخواست دلش، جنگ کند
دستش افتاده ولی، راه دگر پیدا کرد
کوه غیرت، گره کار به دندان وا کرد
دیگر این مشک نه مشک است که میخانۀ اوست
چشم امید رباب است که بر شانۀ اوست
عمق این مرثیه را مشک و علم میدانند
داستان را همۀ اهل حرم میدانند
بعد عباس دگر آب سراب است، سراب
غیر آن اشک که در چشم رباب است، رباب
بنویسید که در علقمه عباس افتاد
قطره اشکی شد و بر چادر زهرا افتاد
چه بگویم که چه شد؟ یا که چه بر سر آمد؟
ناگهان رایحۀ چادر مادر آمد
پسرم! دست مریزاد! قیامت کردی
تا نفس داشتی از عشق، حمایت کردی
از تماشای تو مهتاب پر از نور شود
چشم شوری که تو را چشم زده، کور شود
آسمانها همه یکپارچه بارانیِ توست
من بمیرم، عرق شرم به پیشانی توست
داغ پرواز تو بر سینه اثر خواهد کرد
رفتنت حرمله را حرمله تر خواهد کرد
مشک خالی شده، برخیز که تا برگردیم
اتفاقی است که افتاده؛ بیا برگردیم
آه ! برخیز که گهواره به غارت نرود
دختر فاتح خیبر به اسارت نرود ...
#برقعی
ماه، در کسوت سقا به میان آمده است
مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند
همه ارباب مقاتل به تفاهم گفتند
گرد و خاکی شد و از خیمه دو تا آینه رفت
ماه از میسره، خورشید هم از میمنه رفت
ناتوانم که مجسم کنم این همهمه را
پسر ام بنین و پسر فاطمه را
قمر هاشمی از اصل و نَسَب میگوید
دیگری هم اَنا قتّالُ عرب میگوید
پرده افتاده و پیدا شده یک راز دگر
سر زد از هاشمیان باز هم اعجاز دگر
گفتم اعجاز! از اعجاز فراتر دیدند
زورِ بازوی علی را دو برابر دیدند
شانه در شانه دوتا کوهِ سراسر محشر
حمزه و جعفر طیار، نه، طوفانی تر
شانه در شانه دوتا کوه، خودت میدانی
در دلِ لشکرِ انبوه، خودت میدانی
که در آن لحظه جهان، از حرکت افتاده ست
اتفاقی است که یکبار فقط افتاده ست
ماه را من چه بگویم که چنین هست و چنان
شاه شمشماد قَدان، خسرو شیرین دهنان
ماه، در کسوت سقا به میان آمده است
رود برخواست، که موسی به میان آمده است
رود، از بس که شعف داشت تلاطم میکرد
رود، با خاک کفِ پاش تیمم میکرد
ماه افتاده در آئینه، ز تصویر بگو
مشک لبریز شد از علقمه، تکبیر بگو
ماه اگر چه همه ی علقمه را پیموده
غرقه گشته ست و نگشته ست به آب آلوده
رود را تا به ابد، تشنۀ مهتاب گذاشت
داغ لبهای خودش را به دل آب گذاشت
لب اگر تر کند از چشمۀ دریا عباس
چه جوابی بدهد ام بنین را عباس؟
میتوانست به آنی همه را سنگ کند
نشد آنگونه که میخواست دلش، جنگ کند
دستش افتاده ولی، راه دگر پیدا کرد
کوه غیرت، گره کار به دندان وا کرد
دیگر این مشک نه مشک است که میخانۀ اوست
چشم امید رباب است که بر شانۀ اوست
عمق این مرثیه را مشک و علم میدانند
داستان را همۀ اهل حرم میدانند
بعد عباس دگر آب سراب است، سراب
غیر آن اشک که در چشم رباب است، رباب
بنویسید که در علقمه عباس افتاد
قطره اشکی شد و بر چادر زهرا افتاد
چه بگویم که چه شد؟ یا که چه بر سر آمد؟
ناگهان رایحۀ چادر مادر آمد
پسرم! دست مریزاد! قیامت کردی
تا نفس داشتی از عشق، حمایت کردی
از تماشای تو مهتاب پر از نور شود
چشم شوری که تو را چشم زده، کور شود
آسمانها همه یکپارچه بارانیِ توست
من بمیرم، عرق شرم به پیشانی توست
داغ پرواز تو بر سینه اثر خواهد کرد
رفتنت حرمله را حرمله تر خواهد کرد
مشک خالی شده، برخیز که تا برگردیم
اتفاقی است که افتاده؛ بیا برگردیم
آه ! برخیز که گهواره به غارت نرود
دختر فاتح خیبر به اسارت نرود ...
❤4🕊1🍾1
