نسخهی الکترونیک کتابهای نشر نی در فیدیبو:
goo.gl/nKTLyA
نسخهی الکترونیک کتابهای نشر نی را میتوانید از اپلیکیشن کتابخوان نشر نی تهیه کنید. (دانلود از ney.fidibo.net)
@neypub
goo.gl/nKTLyA
نسخهی الکترونیک کتابهای نشر نی را میتوانید از اپلیکیشن کتابخوان نشر نی تهیه کنید. (دانلود از ney.fidibo.net)
@neypub
از کوچکشدن و دورشدن ناگهانی از دنیای خارقالعاده میترسم، اینکه بروی و هیچ چیزی باقی نگذاری، از اینکه کلاغهای انساننما بگویند: کلاهبرداری. خدا را شکر که خسته شدهام و میتوانم بخوابم؛ اگر بتوانم بخوابم، همه چیز ممکن میشود. دوست دارم بخورم، دوست دارم راه بروم و به این فضای سبز روستایی عشق بورزم. تنها همین پرسشهای بیپایان است که همواره بر دروازهی هستی روزمرهام که چون عاشق مجنونی به آن چنگ زدهام میکوبد، پرسشهایی که دنیای غمبار و وحشتناک را به جایی میآورد که همهچیز یکسان است، هیچ رجحانی، تبعیضی، مکان و زمانی وجود ندارد: دَم صفیرکشان ابدیت، که نه دَم خدا، بلکه دَم ابلیس کذاب است.
خاطرات سیلویا پلات | ترجمهی مهسا ملکمرزبان
@neypub
خاطرات سیلویا پلات | ترجمهی مهسا ملکمرزبان
@neypub
من و شهین رابطهی بسیار نزدیک و صمیمانهای با فرنگیس و روحانگیز داشتیم. هرگاه در خانه تنها میشدیم، دو خواهر ناتنی را دعوت میکردیم و میکوشیدیم بهترین غذای ممکن را برای آنها تهیه کنیم. بهترین غذا عبارت بود از حجم عظیمی از پیاز که آن را در روغن سرخ میکردیم و یک دانه تخممرغ هم در آن میشکستیم. هیچکس نمیتواند تصور کند که با چه میزان از احساس خوشبختی و لذت، ته غذا را بالا میآوردیم. بعد از غذا هم تا نیمه شب بیدار میماندیم و برای هم «آسونه» (قصه) میگفتیم. هنگامی که خواهران ناتنی به خانهی خودشان میرفتند، به اتفاق شهین میکوشیدیم تمام آثار پذیرایی از آنها را از بین ببریم؛ زیرا اگر مادرم یا پروین پی میبردند که تخممرغ خوردهایم، از ماجرا بهراحتی نمیگذشتند. در خانهی ما تخمی که مرغمان گاهبهگاه میگذاشت، خرج خرید قند و چای و نفت از دکان غلومعلی میشد و از همین رو، منبع خوراکی نبود. درواقع، بینظمی مرغ در تخمگذاری، زمینهای فراهم میکرد تا گهگاه من و شهین به «کُتِ» (لانه) مرغ دستبرد بزنیم و برای خواهران ناتنی ضیافت به پا کنیم، بیآنکه کسی از آن بو ببرد.
از سرد و گرم روزگار | احمد زیدآبادی
goo.gl/UPV9wY
@neypub
از سرد و گرم روزگار | احمد زیدآبادی
goo.gl/UPV9wY
@neypub
منتشر شد
«مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه (جلد ۵ تا ۹)»
دورهی قاجار
نویسنده: محمدحسن رجبی
goo.gl/Y1orxz
@neypub
«مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه (جلد ۵ تا ۹)»
دورهی قاجار
نویسنده: محمدحسن رجبی
goo.gl/Y1orxz
@neypub
ناگهان از دل آسمان، جنگ. سروصدا. بانو از داخل راهرو فریاد میزند و به دخترک میگوید فراموش نکند پردهها را بکشد. انبوه هواپیماهای فولادی از بالای جنگل میگذرند. بانو فریاد میزند: «برایم بگو.»
دخترک میگوید: «باز هم شش دقیقه. چشمهایت را ببند.»
سروصدا از پشت بام نزدیکتر میشود. یورشِ مرگ، شکمهای صیقلی، شکمهای انباشته از بمب، آمادهی گشودهشدن.
«رسیدند، چشمهایت را ببند.»
دخترک دستان کوچکِ نحیفش را که دور گربه حلقه کرده است نگاه میکند. میلرزند. درست مثل دیوارها، پنجرهها، هوا، برجها و درختان جنگل...
اورلیا پاریس | مارگریت دوراس | ترجمهی نگار یونسزاده
goo.gl/CTHV2H
@neypub
دخترک میگوید: «باز هم شش دقیقه. چشمهایت را ببند.»
سروصدا از پشت بام نزدیکتر میشود. یورشِ مرگ، شکمهای صیقلی، شکمهای انباشته از بمب، آمادهی گشودهشدن.
«رسیدند، چشمهایت را ببند.»
دخترک دستان کوچکِ نحیفش را که دور گربه حلقه کرده است نگاه میکند. میلرزند. درست مثل دیوارها، پنجرهها، هوا، برجها و درختان جنگل...
اورلیا پاریس | مارگریت دوراس | ترجمهی نگار یونسزاده
goo.gl/CTHV2H
@neypub
حالیا، اشکی که آن همه اندوه از چشم من برنیاورد
جمال تو بر گونهام جاری میکند و گریه راه بر بیناییام میبندد.
هرگز پیش دوست و دشمن به تکدی نرفتهام
و زبانم به الفاظ چرب و شیرین خو نکرده است.
حالیا جمال تو به جبران آن سرسختی وامیداردم.
دل مغرورم به تکدی افتاده و زبانم را به گفتار برمیانگیزد.
ریچارد سوم | ویلیام شکسپیر | ترجمهی عبدالله کوثری
goo.gl/SfVdG
@neypub
جمال تو بر گونهام جاری میکند و گریه راه بر بیناییام میبندد.
هرگز پیش دوست و دشمن به تکدی نرفتهام
و زبانم به الفاظ چرب و شیرین خو نکرده است.
حالیا جمال تو به جبران آن سرسختی وامیداردم.
دل مغرورم به تکدی افتاده و زبانم را به گفتار برمیانگیزد.
ریچارد سوم | ویلیام شکسپیر | ترجمهی عبدالله کوثری
goo.gl/SfVdG
@neypub
امروز ۴ دسامبر مصادف با سالگرد درگذشت توماس هابز
توماس هابز، فیلسوف سیاسی برجسته، در پنجم آوریل ۱۵۸۸ در وستپورت انگلستان به دنیا آمد. او که فرزند یک روحانی رده پایین بود، در سن چهاردهسالگی به دانشگاه آکسفورد فرستاده شد و هنگامی که تنها نوزده سال داشت فارغالتحصیل شد و به تدریس منطق در آکسفورد پرداخت. او معلم خصوصی چارلز استوارت، شاهزادهی تبعیدی ولز شد، و مدتی هم تحت حمایت خانوادهی کاوندیش از اشراف بزرگ انگلیسی زندگی کرد. بدینترتیب زمینهی رشد افکار و پیشرفت خود را فراهم آورد و راه به محافل علمی انگلستان فرانسه، ایتالیا و سایر کشورها گشود. در سال ۱۶۳۷ نخستین کتاب خود تحت عنوان «رسالهی صغری» را نوشت و نخستین رسالهی سیاسی او به نام «عناصر قانون» در سال ۱۶۴۰ به اتمام رسید. تا سال ۱۶۵۱ در فرانسه زندگی کرد و در همان سالها نگارش دو کتاب «اصول فلسفهی سیاست» و شاهکار خود، «لویاتان» را به اتمام رساند. از رسالات دیگر او میتوان به رسالهای دربارهی تن و ماده و رسالهای دیگر با نام مسائل مربوط به آزادی و ضرورت و تصادف اشاره کرد. هابز در سان ۸۴ سالگی زندگینامه خود را به زبان لاتین نوشت و دو سال بعد ایلیاد و ادیسه را به انگلیسی ترجمه کرد. او در سال ۱۶۷۹ در سن ۹۲ سالگی از دنیا رفت.
نشر نی کتابهای «لویاتان» و «بهیموت» را از توماس هابز با ترجمهی حسین بشیریه منتشر کرده است.
goo.gl/xsAzuL
@neypub
توماس هابز، فیلسوف سیاسی برجسته، در پنجم آوریل ۱۵۸۸ در وستپورت انگلستان به دنیا آمد. او که فرزند یک روحانی رده پایین بود، در سن چهاردهسالگی به دانشگاه آکسفورد فرستاده شد و هنگامی که تنها نوزده سال داشت فارغالتحصیل شد و به تدریس منطق در آکسفورد پرداخت. او معلم خصوصی چارلز استوارت، شاهزادهی تبعیدی ولز شد، و مدتی هم تحت حمایت خانوادهی کاوندیش از اشراف بزرگ انگلیسی زندگی کرد. بدینترتیب زمینهی رشد افکار و پیشرفت خود را فراهم آورد و راه به محافل علمی انگلستان فرانسه، ایتالیا و سایر کشورها گشود. در سال ۱۶۳۷ نخستین کتاب خود تحت عنوان «رسالهی صغری» را نوشت و نخستین رسالهی سیاسی او به نام «عناصر قانون» در سال ۱۶۴۰ به اتمام رسید. تا سال ۱۶۵۱ در فرانسه زندگی کرد و در همان سالها نگارش دو کتاب «اصول فلسفهی سیاست» و شاهکار خود، «لویاتان» را به اتمام رساند. از رسالات دیگر او میتوان به رسالهای دربارهی تن و ماده و رسالهای دیگر با نام مسائل مربوط به آزادی و ضرورت و تصادف اشاره کرد. هابز در سان ۸۴ سالگی زندگینامه خود را به زبان لاتین نوشت و دو سال بعد ایلیاد و ادیسه را به انگلیسی ترجمه کرد. او در سال ۱۶۷۹ در سن ۹۲ سالگی از دنیا رفت.
نشر نی کتابهای «لویاتان» و «بهیموت» را از توماس هابز با ترجمهی حسین بشیریه منتشر کرده است.
goo.gl/xsAzuL
@neypub
۲۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی
بهمناسبت روز دانشجو
تا ۱۶ آذر
هزینهی پست ثابت به سراسر کشور
پست سفارشی: ۳۰۰۰ تومان
پست پیشتاز: ۶۰۰۰ تومان
www.nashreney.com
@neypub
بهمناسبت روز دانشجو
تا ۱۶ آذر
هزینهی پست ثابت به سراسر کشور
پست سفارشی: ۳۰۰۰ تومان
پست پیشتاز: ۶۰۰۰ تومان
www.nashreney.com
@neypub
فوکو رؤیای «روشنفکری» را در سر دارد که «ویرانکنندهی باور و تعمیم است، کسی که در درماندگیها و محدودیتهای زمان حال، نقاط ضعف، خطوط قدرت، و فضاهای خالی را شناسایی و نشانهگذاری میکند؛ کسی که دائماً خود را تغییر میدهد؛ نه میداند دقیقاً به کجا خواهد رسید، و نه اینکه فردا چگونه خواهد اندیشید؛ چرا که مراقب زمان حال است.»
نقش روشنفکر | ادوارد سعید | ترجمهی حمید عضدانلو
goo.gl/whxBzP
@neypub
نقش روشنفکر | ادوارد سعید | ترجمهی حمید عضدانلو
goo.gl/whxBzP
@neypub
«چه فایدهای دارد حقیقتی بهاصطلاح عینی را کشف کنم یا در نظامهای ساختهی فیلسوفان کندوکاو کنم و درصورت لزوم بتوانم همهی آنها را بازخواست کنم و مغالطههاشان را رو کنم و تناقضها و ناسازگاریها را فیالمجلس بیرون بکشم؟ و چه فایده که بتوانم نظریهای دربارهی دولت پیریزم و همهی اجزای گردآورنده را در یک کل ترکیب کنم و جهانی بسازم که قرار نیست خودم در آن سکنا گزینم بلکه فقط باید آن را بالا بگیرم تا دیگران نظاره کنند؟ چه فایده که بتوانم معنای مسیحیت را مطرح کنم، چه فایده که بتوانم بسیاری واقعیتهای مجزا را تبیین کنم، اگر معنای عمیقتری برای من و برای زندگانی من نداشته باشد؟»
سورن کیرکگور
چگونه کیرکگور بخوانیم | جان دی. کاپوتو | ترجمهی صالح نجفی
goo.gl/2W7Cz4
@neypub
سورن کیرکگور
چگونه کیرکگور بخوانیم | جان دی. کاپوتو | ترجمهی صالح نجفی
goo.gl/2W7Cz4
@neypub
وقتی که زندگی میکنی با مرگی که احاطهات کرده است، باید، آگاهانه یا ناخودآگاه، به یک عزم جزم برسی. این شناخت یا آگاهی که ممکن است همین فردا تو را بکشند عطشی برای هرچه پرشورتر زیستن در آدم بهوجود میآورد؛ این شناخت یا آگاهی که شخصی که هماکنون با او صحبت میکنی ممکن است همین فردا کشته شود، آدمی که بسیار دوستش داری، باعث میشود که همیشه از دوست شدن با آدمها هراس داشته باشی. آدم در این شرایط در درون خودش نوعی دیوار درست میکند تا بتواند پشت آن هر آنچه را که شکننده است پنهان کند: عمیقترین احساساتش، عمیقترین روابطش با دیگران، خصوصاً با آن کسانی که بیش از همه به آدم نزدیکند. این تنها راه برای تحمل کردن جداییهای مکرر، ناگزیر و ازپادرآورنده است.
روح پراگ | ایوان کلیما | ترجمهی خشایار دیهیمی
@neypub
روح پراگ | ایوان کلیما | ترجمهی خشایار دیهیمی
@neypub