نشر نی – Telegram
نشر نی
10.4K subscribers
6.19K photos
251 videos
479 files
3.62K links
www.nashreney.com :وب‌سایت

اینستاگرام: Instagram.com/nashreney

تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰
تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴
تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸
ایمیل: info@nashreney.com
Download Telegram
نسخه‌ی الکترونیک کتاب‌های نشر نی در فیدیبو:

goo.gl/nKTLyA

نسخه‌ی الکترونیک کتاب‌های نشر نی را می‌توانید از اپلیکیشن کتاب‌خوان نشر نی تهیه کنید. (دانلود از ney.fidibo.net)
@neypub
در دست انتشار
«پیچیدگی و اقتصاد»

ویلیام برایان آرتور
ترجمه‌ی محمدابراهیم محجوب

goo.gl/GnWfu6

@neypub
چاپ سوم منتشر شد
«خانه»
نغمه ثمینی
goo.gl/bLDYtM

از مجموعه‌ی دورتادور دنیا | نمایشنامه

@neypub
از کوچک‌شدن و دورشدن ناگهانی از دنیای خارق‌العاده می‌ترسم، این‌که بروی و هیچ چیزی باقی نگذاری، از این‌که کلاغ‌های انسان‌نما بگویند: کلاهبرداری. خدا را شکر که خسته شده‌ام و می‌توانم بخوابم؛ اگر بتوانم بخوابم، همه چیز ممکن می‌شود. دوست دارم بخورم، دوست دارم راه بروم و به این فضای سبز روستایی عشق بورزم. تنها همین پرسش‌های بی‌پایان است که همواره بر دروازه‌ی هستی روزمره‌ام که چون عاشق مجنونی به آن چنگ زده‌ام می‌کوبد، پرسش‌هایی که دنیای غمبار و وحشتناک را به جایی می‌آورد که همه‌چیز یکسان است، هیچ رجحانی، تبعیضی، مکان و زمانی وجود ندارد: دَم صفیرکشان ابدیت، که نه دَم خدا، بلکه دَم ابلیس کذاب است.

خاطرات سیلویا پلات | ترجمه‌ی مهسا ملک‌مرزبان

@neypub
من و شهین رابطه‌ی بسیار نزدیک و صمیمانه‏‌ای با فرنگیس و روح‏‌انگیز داشتیم. هرگاه در خانه تنها می‏‌شدیم، دو خواهر ناتنی را دعوت می‏‌کردیم و می‏‌کوشیدیم بهترین غذای ممکن را برای آن‏‌ها تهیه کنیم. بهترین غذا عبارت بود از حجم عظیمی از پیاز که آن را در روغن سرخ می‏‌کردیم و یک دانه تخم‏‌مرغ هم در آن می‏‌شکستیم. هیچ‏‌کس نمی‏‌تواند تصور کند که با چه میزان از احساس خوشبختی و لذت، ته غذا را بالا می‏‌آوردیم. بعد از غذا هم تا نیمه شب بیدار می‏‌ماندیم و برای هم «آسونه» (قصه) می‏‌گفتیم. هنگامی که خواهران ناتنی به خانه‌ی خودشان می‏‌رفتند، به اتفاق شهین می‏‌کوشیدیم تمام آثار پذیرایی از آن‏‌ها را از بین ببریم؛ زیرا اگر مادرم یا پروین پی می‏‌بردند که تخم‏‌مرغ خورده‏‌ایم، از ماجرا به‏‌راحتی نمی‏‌گذشتند. در خانه‌ی ما تخمی که مرغ‏‌مان گاه‏‌به‏‌گاه می‏‌گذاشت، خرج خرید قند و چای و نفت از دکان غلوم‏‌علی می‏‌شد و از همین رو، منبع خوراکی نبود. درواقع، بی‏‌نظمی مرغ در تخم‏‌گذاری، زمینه‏‌ای فراهم می‏‌کرد تا گه‌گاه من و شهین به «کُتِ» (لانه) مرغ دستبرد بزنیم و برای خواهران ناتنی ضیافت به پا کنیم، بی‏‌آن‏‌که کسی از آن بو ببرد.

از سرد و گرم روزگار | احمد زیدآبادی

goo.gl/UPV9wY

@neypub
منتشر شد
«مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه (جلد ۵ تا ۹)»
دوره‌ی قاجار
نویسنده: محمدحسن رجبی

goo.gl/Y1orxz

@neypub
ناگهان از دل آسمان، جنگ. سروصدا. بانو از داخل راهرو فریاد می‌زند و به دخترک می‌گوید فراموش نکند پرده‌ها را بکشد. انبوه هواپیماهای فولادی از بالای جنگل می‌گذرند. بانو فریاد می‌زند: «برایم بگو.»
دخترک می‌گوید: «باز هم شش دقیقه. چشم‌هایت را ببند.»
سروصدا از پشت بام نزدیک‌تر می‌شود. یورشِ مرگ، شکم‌های صیقلی، شکم‌های انباشته از بمب، آماده‌ی گشوده‌شدن.
«رسیدند، چشم‌هایت را ببند.»
دخترک دستان کوچکِ نحیفش را که دور گربه حلقه کرده است نگاه می‌کند. می‌لرزند. درست مثل دیوارها، پنجره‌ها، هوا، برج‌ها و درختان جنگل...

اورلیا پاریس | مارگریت دوراس | ترجمه‌ی نگار یونس‌زاده

goo.gl/CTHV2H

@neypub
کتاب‌های نشر نی در آمازون:

www.nashreney.com/products/amazon

@neypub
حالیا، اشکی که آن همه اندوه از چشم من برنیاورد
جمال تو بر گونه‌ام جاری می‌کند و گریه راه بر بینایی‌ام می‌بندد.
هرگز پیش دوست و دشمن به تکدی نرفته‌ام
و زبانم به الفاظ چرب و شیرین خو نکرده است.
حالیا جمال تو به جبران آن سرسختی وامی‌داردم.
دل مغرورم به تکدی افتاده و زبانم را به گفتار برمی‌انگیزد.

ریچارد سوم | ویلیام شکسپیر | ترجمه‌ی عبدالله کوثری

goo.gl/SfVdG

@neypub
منتشر شد
«پیچیدگی و اقتصاد»

ویلیام برایان آرتور
ترجمه‌ی محمدابراهیم محجوب

goo.gl/GnWfu6

@neypub
چاپ دوم منتشر شد

«از سرد و گرم روزگار»
احمد زیدآبادی

goo.gl/UPV9wY

@neypub
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از نمایشنامه‌ی «ریچارد سوم» اثر ویلیام شکسپیر با ترجمه و صدای عبدالله کوثری

@neypub
امروز ۴ دسامبر مصادف با سالگرد درگذشت توماس هابز

goo.gl/xsAzuL

@neypub
امروز ۴ دسامبر مصادف با سالگرد درگذشت توماس هابز

توماس هابز، فیلسوف سیاسی برجسته، در پنجم آوریل ۱۵۸۸ در وست‌پورت انگلستان به دنیا آمد. او که فرزند یک روحانی رده پایین بود، در سن چهارده‌سالگی به دانشگاه آکسفورد فرستاده شد و هنگامی که تنها نوزده سال داشت فارغ‌التحصیل شد و به تدریس منطق در آکسفورد پرداخت. او معلم خصوصی چارلز استوارت، شاهزاده‌ی تبعیدی ولز شد، و مدتی هم تحت حمایت خانواده‌ی کاوندیش از اشراف بزرگ انگلیسی زندگی کرد. بدین‌ترتیب زمینه‌ی رشد افکار و پیشرفت خود را فراهم آورد و راه به محافل علمی انگلستان فرانسه، ایتالیا و سایر کشورها گشود. در سال ۱۶۳۷ نخستین کتاب خود تحت عنوان «رساله‌ی صغری» را نوشت و نخستین رساله‌ی سیاسی او به نام «عناصر قانون» در سال ۱۶۴۰ به اتمام رسید. تا سال ۱۶۵۱ در فرانسه زندگی کرد و در همان سال‌ها نگارش دو کتاب «اصول فلسفه‌ی سیاست» و شاهکار خود، «لویاتان» را به اتمام رساند. از رسالات دیگر او می‌توان به رساله‌ای درباره‌ی تن و ماده و رساله‌ای دیگر با نام مسائل مربوط به آزادی و ضرورت و تصادف اشاره کرد. هابز در سان ۸۴ سالگی زندگینامه خود را به زبان لاتین نوشت و دو سال بعد ایلیاد و ادیسه را به انگلیسی ترجمه کرد. او در سال ۱۶۷۹ در سن ۹۲ سالگی از دنیا رفت.
نشر نی کتاب‌های «لویاتان» و «بهیموت» را از توماس هابز با ترجمه‌ی حسین بشیریه منتشر کرده است.

goo.gl/xsAzuL

@neypub
در دست انتشار

«فساد و مقبولیت قانون»
از منظر جامعه‌شناسی حقوق

آزاده چلبی
goo.gl/BRkwbN

@neypub
۲۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی
به‌مناسبت روز دانشجو

تا ۱۶ آذر

هزینه‌ی پست ثابت به سراسر کشور
پست سفارشی: ۳۰۰۰ تومان
پست پیشتاز: ۶۰۰۰ تومان

www.nashreney.com

@neypub
فوکو رؤیای «روشنفکری» را در سر دارد که «ویران‌کننده‌ی باور و تعمیم است، کسی که در درماندگی‌ها و محدودیت‌های زمان حال، نقاط ضعف، خطوط قدرت، و فضاهای خالی را شناسایی و نشانه‌گذاری می‌کند؛ کسی که دائماً خود را تغییر می‌دهد؛ نه می‌داند دقیقاً به کجا خواهد رسید، و نه این‌که فردا چگونه خواهد اندیشید؛ چرا که مراقب زمان حال است.»

نقش روشنفکر | ادوارد سعید | ترجمه‌ی حمید عضدانلو

goo.gl/whxBzP

@neypub
"Young Girl Reading" by Jean-Baptiste-Camille Corot 🌙

@neypub
«چه فایده‌ای دارد حقیقتی به‌اصطلاح عینی را کشف کنم یا در نظام‌های ساخته‌ی فیلسوفان کندوکاو کنم و درصورت لزوم بتوانم همه‌ی آن‌ها را بازخواست کنم و مغالطه‌هاشان را رو کنم و تناقض‌ها و ناسازگاری‌ها را فی‌المجلس بیرون بکشم؟ و چه فایده که بتوانم نظریه‌ای درباره‌ی دولت پی‌ریزم و همه‌ی اجزای گردآورنده را در یک کل ترکیب کنم و جهانی بسازم که قرار نیست خودم در آن سکنا گزینم بلکه فقط باید آن را بالا بگیرم تا دیگران نظاره کنند؟ چه فایده که بتوانم معنای مسیحیت را مطرح کنم، چه فایده که بتوانم بسیاری واقعیت‌های مجزا را تبیین کنم، اگر معنای عمیق‌تری برای من و برای زندگانی من نداشته باشد؟»

سورن کیرکگور

چگونه کیرکگور بخوانیم | جان دی. کاپوتو | ترجمه‌ی صالح نجفی

goo.gl/2W7Cz4

@neypub
وقتی که زندگی می‌کنی با مرگی که احاطه‌ات کرده است، باید، آگاهانه یا ناخودآگاه، به یک عزم جزم برسی. این شناخت یا آگاهی که ممکن است همین فردا تو را بکشند عطشی برای هرچه پرشورتر زیستن در آدم به‌وجود می‌آورد؛ این شناخت یا آگاهی که شخصی که هم‌اکنون با او صحبت می‌کنی ممکن است همین فردا کشته شود، آدمی که بسیار دوستش داری، باعث می‌شود که همیشه از دوست شدن با آدم‌ها هراس داشته باشی. آدم در این شرایط در درون خودش نوعی دیوار درست می‌کند تا بتواند پشت آن هر آنچه را که شکننده است پنهان کند: عمیق‌ترین احساساتش، عمیق‌ترین روابطش با دیگران، خصوصاً با آن کسانی که بیش از همه به آدم نزدیکند. این تنها راه برای تحمل کردن جدایی‌های مکرر، ناگزیر و ازپادرآورنده است.

روح پراگ | ایوان کلیما | ترجمه‌ی خشایار دیهیمی

@neypub