روزمرههای آدمها قشنگه؟ یعنی تو حاضری وقتت رو بذاری و بخونیش؟ بخونی که روز فلان ادم چجوری شروع شد و شبش چجوری تموم؟
کاش خونه خودش جمع میشد. ظرفا خودشون شسته میشدن. شام چی؟ شام حذف میشد. الان احمق یک و دو، سه ماهه بدون آب عوض کردن زیاد، یا غذای آنچنان زندن. ما چرا نتونیم؟
امشب تا خونه تمیز نشه. ظرفا شسته نشه نمیخوابم. پس کی قراره به رو خودشون بیارن و یه تکونی به خودشون بدن؟
یجوری همهی آدمها قبلن عاشق شدن که انگار حتی نیمهی گمشدم هم تا الان عاشق آدم اشتباهی شده و من هیچوقت قرار نیست پیداش کنم.
مسابقه نقاشی داشتیم. رو هوا گفتم میشه منم رو صورت بچهها نقاشی کنم؟ موافقت شد بچها شدن بوم:)) اونم با کلی ذوق و اشتیاق.
من دیگه نمیتونم. من برای حمل این حجم دلتنگی و فاصله زور ندارم. هرچقدر هم آدم قوی باشه از یکجایی دیگه نمیشه:)).
Forwarded from •خورشیدَک₊˚⊹⋆
از ادم های گذرا خوشم نمیاد ولی بدیش اینه که من از همه گذرا ترم.