Offhand
Photo
رفتم عکسشو نشونش دادم. بهش میگم خیلی قشنگ بودید به چشمم عکس گرفتم. میگه خب.
Offhand
رفتم عکسشو نشونش دادم. بهش میگم خیلی قشنگ بودید به چشمم عکس گرفتم. میگه خب.
اما بعدش زیاد شدن و باهاشون دوست شدم. برام شعر خوندن. تهشم موقع خدافزی برام دست تکون دادن.
شیش هفت نفر شده بودن، بعد یه پیرمرد دیگه اومد پیششون، اون بنده خدا صندلی نداشت. دوستشون نبود خیلی. بعدش داشتم به بچها میگفتم اگه وقتی پیرشدیم، شوهرم نتونه دوستای پیرمردی داشته باشه چی؟
Forwarded from the highs. ("𝘼𝙟𝙖𝙗")
همهچیز که اینجوری نمیمونه،من دوربین میخرم،میایم پیش هم،کافههای تهران،عکسهایی که خودم ازت میگیرم و نامههای واقعی،روی کاغذهای زنده.
عجب عزیزم:)) یک عالمه بغل برای تو. نمیدونم چطوری تشکر کنم واقعا. خیلی قشنگ و مهربونی.
گاها بعضی آدمها به قدری تو زندگیم کمرنگ میشن که یادآوریه روزهای بودنشون من رو به شک میاندازه. شبیه یک خیال و وهم میمونه.
Forwarded from Big Blue Whale🐋
شب دوباره همانیم؛
آزرده،
غمگین،
تنها و ترسیده از دنیا.
حتی اگر تمام روز، در قویترین حالات ممکن یک انسان زیستهباشیم.
«نرگس صرافیان طوفان»
آزرده،
غمگین،
تنها و ترسیده از دنیا.
حتی اگر تمام روز، در قویترین حالات ممکن یک انسان زیستهباشیم.
«نرگس صرافیان طوفان»
کاش تو اتاقم یه یخچال با کلی غذای خوشمزه داشتم یا حداقل یه کشو پر از خوراکی داشتم.
Forwarded from Crucifixion
چه میشود کرد؟ مگر میشود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟ همین است که هست.