Forwarded from Offhand
دستاتو بیار، خودتم بیا اینجا کنارم. دیدی عکاسا میخوان کادر یچی رو ببین دستشونو چجوری میکنن؟ اره همون که با دستشون یه مربع درست میکنن. آفرین. حالا بذار طلق فیلتر دار بذارم؛ نگا کن. با دقت نگاه. ببین قشنگیا چقد زیاد شد، خوشی وجه رایج مملکت شد؛ قولشو که نمیشه داد ولی بیا این یکم امید که ته دلم مونده رو باهات تقسیم کنم. ماها قرار نیست حالا حالاها کم بیاریم.
Offhand
کاش یه مجسمهی رها شده وسط جنگل بودم.
هم درختها کنارم بودن و هم خزهها نیمی از وجودم رو به آغوش کشیده بودن.
هرچی بیشتر به جمع دوستام نگاه میکنم بیشتر عمق جملهی ‘ عقل نداریم، راحتیم’ رو درک میکنم.