من امروز دلم میخواست یاکریم باشم. چون همه میدونن احمقه و کسیام توقعی ازش نداره. هرجاام بخواد میره، هرکارم بخواد میکنه. حتی هرجا بخواد لونه میسازه. به هیچی و هیچکیام اهمیت نمیده. این وسط مسطا هم یا زرتی پیشی میگیره میخورتش، شایدم ماشینی چیزی بهش بزنه اما بازم بعید میدونم اهمیتی براش داشته باشه.
اگه شبا خوابتون نمیبره با من دوست شید. چون کافیه دلم بخواد باهاتون تا نصفه شب صحبت کنم، همون اول شب خوابتون میگیره و میرید.
یه خانم و اقای پیری اومدن تو مترو و بلد نیستن. شونصد نفر بسیج شدن بهشون توضیح بدن چطوری باید برن جایی که میخوان.
Offhand
یه خانم و اقای پیری اومدن تو مترو و بلد نیستن. شونصد نفر بسیج شدن بهشون توضیح بدن چطوری باید برن جایی که میخوان.
بعد یچی میپرسن که نشون میده هنوز متوجه نشدن، نفر بعدی اقدام میکنه توضیح دادن.