من دوست ندارم همیشه اون روی خسته و غمگینم رو نشون بقیه بدم ولی معمولا روی دیگهای برای نشون دادن ندارم.
هرچی بیشتر میگذره این قضیه که زندگی الان ما گذشته یه عدهی دیگهاس و آیندهی یه عدهی دیگه رو بیشتر درک میکنم.
وقتی میگید یه آدمی براتون مهمه حداقل کاری که میتونید در حقش کنید اینه که دروغ نگید، خر فرضش نکنید. چون اگه دروغ بگید دیگه مهم نیست احساستون چیه، هرچی که هست بی ارزشه.
وقتش نرسیده که بریم؟ بریم یک جای دور، آدمی که باید رو ملاقات کنیم. کنار هم جوانه بزنیم و سبز شیم. شاید هم ریشه بزنیم و پا گیر شیم.
همیشه فکر میکنم یک جای دور، یک زمان دیگه قراره همچی حس بهتری داشته باشه ولی اگه اون زمان و اون آدم اومده باشند و رفته باشند چی؟ شاید من نخواستم ببینم، شاید دیگه هیچوقت دوباره اتفاق نیوفته. اگر تا ابد منتظر اتفاقی که قرار نیست بیوفته بمونم چی؟
Forwarded from ʜ₂ᴏ | Water (Hydrogen)
نیاز به یه نفر تو زندگیم دارم که نه هستش، نه میدونم کیه و نه میدونم چجوری میشه پیداش کرد.
Forwarded from the old one..
ما مجبوریم زندگی کنیم همونطوری که مجبور شدیم بدنیا بیایم ما همیشه قراره "مجبور" باشیم.
Forwarded from Who, me? (fatemeh)
باید کم کم هم دیگه رو بشناسیم.
به مرور زمان بفهمیم که چه چیزهایی طرف مقابلمون رو ناراحت میکنه و چه چیزهایی خوشحالش میکنه. روزها باید بگذره تا متوجه بشیم که چه رنگی رو دوست داره و سبک موزیک هایی که گوش میده چیه. باید روزها و ساعتها بگذره تا بشناسیش.
به مرور زمان بفهمیم که چه چیزهایی طرف مقابلمون رو ناراحت میکنه و چه چیزهایی خوشحالش میکنه. روزها باید بگذره تا متوجه بشیم که چه رنگی رو دوست داره و سبک موزیک هایی که گوش میده چیه. باید روزها و ساعتها بگذره تا بشناسیش.
میخوام باور کنم که عشق میتونه معجزه باشه. باور کنم عشق، جادوعه. بگردم دنبالش و خیالم راحت باشه روزی که پیداش کنم همهچی میتونه عالی شه.