Offhand – Telegram
Offhand
6.6K subscribers
2.3K photos
17 videos
58 links
اگه هیچوقت هیچی واقعی نبود چی؟

💌📭:

t.me/BluChtBot?start=67aeab01bfd5ab8c8f45
Download Telegram
بعضی کارا اینجورین که کافیه یه روز بندازیشون عقب، از فرداش هی دوباره میگی روز بعد و روزبعد و روز بعد. یهو به خودت میای میبینی شونصد روز گذشته و هنوزم اون کارو انجام ندادی.
حیفیم. حیفیم برای هرروز خبر بد شنیدن، غصه خوردن، اشکی و عصبانی شدن. خیلی حیفیم، حتی وقتی ناراحت و خشمگینیم کاری نمی‌تونیم کنیم و فقط میتونیم تماشا کنیم. تماشا کنیم و درد بکشیم، ذره ذره آب شیم. انگار نشستیم جلو تلویزیون و مدام سریال بدبختی میبینم و نه میتونیم بزنیم کانال دیگه، نه میتونیم چشامونو ببندیم و نه میتونیم تلویزیون رو خاموش کنیم. نهایتن میتونیم امیدوار باشیم، امیدوار باشیم قسمتای بعد وضعیت بهتری رو به رخ بکشن.
دلم می‌خواد نوشته‌هام رنگ شادی داشته باشه، بوی نم خاک بعد بارونو بده، به قشنگیه رنگین کمون باشه. ولی نمی‌دونم. من نمی‌‌دونم راجب چی بنویسم که دل‌نواز باشه. شما می‌دونید؟
باید یقه کلمه‌های تو ذهنمو بگیرم، داد بزنم چرا کنار هم نمیشینید؟ چرا وقتی کنار هم میشینید شبیه چیزی که می‌خوام نمیشید! ولی نه، می‌ترسم؛ می‌ترسم بعد داد زدنم بیان و بگن مقصر خودتی. ترسناک‌تر از حرف اونا اینه که حرفشون واقعیته، اینه که نمی‌شه کاریش کرد.
اگه شخصی، اشخاصی، کاری، چیزی یا حتی خوراکی‌ای لحظه‌ای باعث میشه حال خوبی داشته باشید؛ خوشحال بشید و لبخند بزنید از خودتون دریغش نکنید.
کاش این رسم و رسومات قربونی کردن گاو و گوسفندا کلا حذف شه. کلی کار بهتر میشه انجام داد. چه کاریه آخه.
خوابوندن بچه کوچیکا این مدلیه که تو خودت خسته میشی، خوابت می‌بره ولی اون در نهایت با یه لبخند بلند میشه و می‌ره.
فکر میکردم روزایی که میرم سرکار خیلی خسته کننده و چرتن، با دیدن امروز فهمیدم سرکار رفتن اونقدرام بد نیست.
سال‌ها بعد این روزامون نوشته شدن یه گوشه از تاریخ؛ با کلی تفاوت از اصل موضوع، تو یکی از صفحات اون کتابی که گوشه کمد خاک می‌خوره و هیچکی علاقه‌ای به خوندنش نداره.
چند وقت پیش فکر می‌کردم کانال که بزنم روتین زندگیم بهتر میشه. زبان می‌خونم، ورزش می‌کنم، به خودم می‌رسم و برای کارهایی که باید وقت می‌ذارم. ولی دیدم از این خبرا نیست و آدم تا خودش تلاش نکنه و نخواد، با کانال زدن و حرف زدن و چارتا ادا اصول نه اوضاعش بهتر میشه نه به چیزی می‌رسه.
امروز شنبه بود، یک اول هفته‌ی‌ معمولی.