✅ مغز و گذشته: از آنجا که تصویرسازی آینده و یادآوری خاطرات از نواحی مشابهی در مغز استفاده میکنند، ما تنها میتوانیم آیندهای را تصور کنیم که شبیه به گذشته است
◀️روایتهای غالب درباره آینده
در مطالعات آیندهپژوهی، روایتهای غالب درباره آینده نقش مهمی در شکلدهی به نحوه درک ما از آنچه در پیش است ایفا میکنند. این روایتها چارچوبهایی هستند که ارزشها، دیدگاهها و قدرتهای فرهنگی و اجتماعی را در بر گرفته و تصورات ما را درباره آینده محدود یا باز میکنند.
🔹روایتهای غالب ویژگیهایی از جمله ریشهدار بودن در فرهنگ و ساختارهای قدرت، تداوم توازنهای موجود اجتماعی و اقتصادی، و معمولاً همراهی با منافع گروههای غالب دارند. به عنوان نمونه، باور به اینکه فناوری به صورت حتمی و اجتنابناپذیر باعث پیشرفت و رشد اجتماعی میشود، یکی از این روایتهاست. همچنین، روایتهای مربوط به آینده میتوانند به صورت داستانهای دیستوپیایی مانند کنترل گسترده و فروپاشی محیط زیستی نیز مطرح شوند که معمولاً هشداردهندهاند.
🔹کاربرد این روایتها فراتر از شکلدهی به تصورات فردی است و نقش بسزایی در جهتدهی به سیاستها، سرمایهگذاریها و اولویتهای نوآوری دارد. آگاهی از این روایتها به پژوهشگران آیندهپژوهی این امکان را میدهد که با استفاده از تکنیکهای بازتعریف (reframing) و ایجاد روایتهای جایگزین، تفکر درباره آینده را گسترش دهند و امکان خلق سناریوهای متنوع و معنادار را فراهم کنند.
بنابراین، شناخت و تحلیل روایتهای غالب آینده یک گام کلیدی برای درک تعامل میان قدرت، فرهنگ و تخیل در شکلدهی به آیندههای ممکن، محتمل و مطلوب است
🖌سعید غفاری
در مطالعات آیندهپژوهی، روایتهای غالب درباره آینده نقش مهمی در شکلدهی به نحوه درک ما از آنچه در پیش است ایفا میکنند. این روایتها چارچوبهایی هستند که ارزشها، دیدگاهها و قدرتهای فرهنگی و اجتماعی را در بر گرفته و تصورات ما را درباره آینده محدود یا باز میکنند.
🔹روایتهای غالب ویژگیهایی از جمله ریشهدار بودن در فرهنگ و ساختارهای قدرت، تداوم توازنهای موجود اجتماعی و اقتصادی، و معمولاً همراهی با منافع گروههای غالب دارند. به عنوان نمونه، باور به اینکه فناوری به صورت حتمی و اجتنابناپذیر باعث پیشرفت و رشد اجتماعی میشود، یکی از این روایتهاست. همچنین، روایتهای مربوط به آینده میتوانند به صورت داستانهای دیستوپیایی مانند کنترل گسترده و فروپاشی محیط زیستی نیز مطرح شوند که معمولاً هشداردهندهاند.
🔹کاربرد این روایتها فراتر از شکلدهی به تصورات فردی است و نقش بسزایی در جهتدهی به سیاستها، سرمایهگذاریها و اولویتهای نوآوری دارد. آگاهی از این روایتها به پژوهشگران آیندهپژوهی این امکان را میدهد که با استفاده از تکنیکهای بازتعریف (reframing) و ایجاد روایتهای جایگزین، تفکر درباره آینده را گسترش دهند و امکان خلق سناریوهای متنوع و معنادار را فراهم کنند.
بنابراین، شناخت و تحلیل روایتهای غالب آینده یک گام کلیدی برای درک تعامل میان قدرت، فرهنگ و تخیل در شکلدهی به آیندههای ممکن، محتمل و مطلوب است
🖌سعید غفاری
Forwarded from شامات ا سعید غفاری ا (Dr s gh)
🏴 فرمودند: گاهی احساس میکردم
که فاطمه اصلا دل ندارد.
وقتی میدیدم به هیچ چیز دل نمیبندد،
با هیچ تعلقی زمینگیر نمیشود،
هیچ جاذبهای او را مشغول نمیکند؛
یقین میکردم که او جسم ندارد،
متعلق به اینجا نیست...
روحِ محض است، جانِ خالص است.
گاهی احساس میکردم که؛
فاطمه دلی دارد که هیچ مردی ندارد..
استوار چون کوه، با صلابت چون صخره، تزلزلناپذیر چون ستون های محکم و نامرئی آسمان...
یکّه و تنها در مقابل یک حکومت
ایستاد و دلش از جا تکان نخورد.
من مامور به سکوت بودم و حرفهای
دلِ مرا هم او میزد.
گاهی احساس میکردم فاطمه دلی از
گلبرگ دارد، نرمتر از حریر، شفافتر ازبلور...
و حیرت میکردم که یک دل چقدر میتواند نازک باشد، چقدر یک انسان میتواند مهربان باشد.
غریب بود خدایا، فاطمه غریب بود...
من گاهی از دلِ او، راه به عطوفتِ تو میبردم.
📕 کشتی پهلو شکسته / سیدمهدی شجاعی
که فاطمه اصلا دل ندارد.
وقتی میدیدم به هیچ چیز دل نمیبندد،
با هیچ تعلقی زمینگیر نمیشود،
هیچ جاذبهای او را مشغول نمیکند؛
یقین میکردم که او جسم ندارد،
متعلق به اینجا نیست...
روحِ محض است، جانِ خالص است.
گاهی احساس میکردم که؛
فاطمه دلی دارد که هیچ مردی ندارد..
استوار چون کوه، با صلابت چون صخره، تزلزلناپذیر چون ستون های محکم و نامرئی آسمان...
یکّه و تنها در مقابل یک حکومت
ایستاد و دلش از جا تکان نخورد.
من مامور به سکوت بودم و حرفهای
دلِ مرا هم او میزد.
گاهی احساس میکردم فاطمه دلی از
گلبرگ دارد، نرمتر از حریر، شفافتر ازبلور...
و حیرت میکردم که یک دل چقدر میتواند نازک باشد، چقدر یک انسان میتواند مهربان باشد.
غریب بود خدایا، فاطمه غریب بود...
من گاهی از دلِ او، راه به عطوفتِ تو میبردم.
📕 کشتی پهلو شکسته / سیدمهدی شجاعی
🛑مهمترین پیشرانهای تغییر تا سال 2030
بر اساس «گزارش آینده مشاغل 2025»، پنج کلان روند تا سال 2030 دنیای مشاغل را تحت تأثیر قرار میدهند:
1. تغییرات فناورانه: هوش مصنوعی، خودکارسازی، یادگیری ماشینی، پردازش کلاندادهها و گسترش فناوریهای روباتیک از مهمترین عوامل دگرگونی مشاغل در سراسر جهان خواهند بود. شرکتکنندگان در این پژوهش، دسترسی گستردهتر به ابزارهای دیجیتال (60%) و بهویژه پیشرفتهای حوزهی هوش مصنوعی (86%) را از تأثیرگذارترین روندها میدانند.
سا شکافهای ژئواقتصادی و فضای پرتنش سیاسی: مجمع جهانی اقتصاد اشاره میکند که تنشهای ژئواقتصادی و موانع تجارت بینالمللی میتواند منجر به تغییر سیاستهای استخدامی، روندهای بومیسازی و همچنین افزایش نیاز به متخصصانی در حوزههای امنیت شبکه و داده شود.
3. نگرانیهای اقتصادی و هزینههای زندگی: تورم جهانی و افزایش هزینههای زندگی (که تقریباً نیمی از کارفرمایان آن را از عوامل اصلی تغییر در سازمان خود میدانند) میتواند هم به فرصتهای شغلی تازه منجر شود و هم باعث کاهش برخی موقعیتها.
4. تغییرات جمعیتی: با پیر شدن جمعیت در برخی کشورهای ثروتمند و افزایش جمعیت جوان در کشورهای در حال توسعه، تقاضا برای مهارتهای مربوط به مراقبتهای بهداشتی، آموزش و پرورش و همینطور مدیریت منابع انسانی افزایش خواهد یافت.
5. گذار سبز : افزایش نگرانیهای زیستمحیطی و سیاستهای اقلیمی، رشد مشاغل مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر، مهندسی محیطزیست و مدیریت پایدار را در پی دارد و در عین حال، مهارتهایی نظیر «مدیریت محیطزیستی» و «مسئولیتپذیری اجتماعی» را پررنگتر میکند.
https://reports.weforum.org/docs/WEF_Future_of_Jobs_Report_2025.pdf
بر اساس «گزارش آینده مشاغل 2025»، پنج کلان روند تا سال 2030 دنیای مشاغل را تحت تأثیر قرار میدهند:
1. تغییرات فناورانه: هوش مصنوعی، خودکارسازی، یادگیری ماشینی، پردازش کلاندادهها و گسترش فناوریهای روباتیک از مهمترین عوامل دگرگونی مشاغل در سراسر جهان خواهند بود. شرکتکنندگان در این پژوهش، دسترسی گستردهتر به ابزارهای دیجیتال (60%) و بهویژه پیشرفتهای حوزهی هوش مصنوعی (86%) را از تأثیرگذارترین روندها میدانند.
سا شکافهای ژئواقتصادی و فضای پرتنش سیاسی: مجمع جهانی اقتصاد اشاره میکند که تنشهای ژئواقتصادی و موانع تجارت بینالمللی میتواند منجر به تغییر سیاستهای استخدامی، روندهای بومیسازی و همچنین افزایش نیاز به متخصصانی در حوزههای امنیت شبکه و داده شود.
3. نگرانیهای اقتصادی و هزینههای زندگی: تورم جهانی و افزایش هزینههای زندگی (که تقریباً نیمی از کارفرمایان آن را از عوامل اصلی تغییر در سازمان خود میدانند) میتواند هم به فرصتهای شغلی تازه منجر شود و هم باعث کاهش برخی موقعیتها.
4. تغییرات جمعیتی: با پیر شدن جمعیت در برخی کشورهای ثروتمند و افزایش جمعیت جوان در کشورهای در حال توسعه، تقاضا برای مهارتهای مربوط به مراقبتهای بهداشتی، آموزش و پرورش و همینطور مدیریت منابع انسانی افزایش خواهد یافت.
5. گذار سبز : افزایش نگرانیهای زیستمحیطی و سیاستهای اقلیمی، رشد مشاغل مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر، مهندسی محیطزیست و مدیریت پایدار را در پی دارد و در عین حال، مهارتهایی نظیر «مدیریت محیطزیستی» و «مسئولیتپذیری اجتماعی» را پررنگتر میکند.
https://reports.weforum.org/docs/WEF_Future_of_Jobs_Report_2025.pdf
🎓 راهاندازی رشته «جادو و علوم غیبی» با تمرکز بر عرفان اسلامی در دانشگاه اکستر
دانشگاه اکستر در بریتانیا برای نخستین بار در اروپا رشتهی کارشناسی ارشد جادو و علوم غیبی (MA Magic and Occult Science) را راهاندازی کرده است. این دورهی نوآورانه نه به آموزش عملی جادوگری، بلکه به مطالعهی علمی و تاریخی جادو، عرفان و علوم پنهان در بسترهای مختلف فرهنگی و دینی میپردازد.
📌 ویژگیهای دوره
- نام رسمی: MA Magic and Occult Science
- مدت زمان: یک سال تماموقت یا دو سال پارهوقت
- تمرکز:
- تاریخ و فلسفهی جادو و علوم غیبی
- اسطورهشناسی و آیینها در ادیان مختلف
- نقش باورهای جادویی در شکلگیری علم، پزشکی و فلسفه
- توجه ویژه به عرفان و سنتهای اسلامی در کنار سنتهای غربی
- مرکز پژوهشی: دانشجویان عضو Centre for Magic and Esotericism میشوند؛ مرکزی که جلسات علمی و بازدیدهای میدانی برگزار میکند.
نقش پروفسور امیلی سیلاو
- پروفسور امیلی سیلاو (Emily Selove)، طراح و مسئول این دوره، استاد زبان و ادبیات عربی قرون وسطی در دانشگاه اکستر است.
- او سالها در زمینهی اسلامشناسی، ادبیات عربی و متون عرفانی پژوهش کرده و پروژههای مهمی مانند ویرایش و ترجمهی کتابهای جادویی قرون وسطی (از جمله آثار سراجالدین سکاّکی) را هدایت کرده است.
- سیلاو با تأکید بر جایگاه عرفان اسلامی در تاریخ جادو و علوم غیبی، این رشته را در چارچوب «مطالعات عربی و اسلامی» دانشگاه اکستر بنیانگذاری کرده است.
https://www.exeter.ac.uk/study/pg-research/degrees/magic-occult-science/
دانشگاه اکستر در بریتانیا برای نخستین بار در اروپا رشتهی کارشناسی ارشد جادو و علوم غیبی (MA Magic and Occult Science) را راهاندازی کرده است. این دورهی نوآورانه نه به آموزش عملی جادوگری، بلکه به مطالعهی علمی و تاریخی جادو، عرفان و علوم پنهان در بسترهای مختلف فرهنگی و دینی میپردازد.
📌 ویژگیهای دوره
- نام رسمی: MA Magic and Occult Science
- مدت زمان: یک سال تماموقت یا دو سال پارهوقت
- تمرکز:
- تاریخ و فلسفهی جادو و علوم غیبی
- اسطورهشناسی و آیینها در ادیان مختلف
- نقش باورهای جادویی در شکلگیری علم، پزشکی و فلسفه
- توجه ویژه به عرفان و سنتهای اسلامی در کنار سنتهای غربی
- مرکز پژوهشی: دانشجویان عضو Centre for Magic and Esotericism میشوند؛ مرکزی که جلسات علمی و بازدیدهای میدانی برگزار میکند.
نقش پروفسور امیلی سیلاو
- پروفسور امیلی سیلاو (Emily Selove)، طراح و مسئول این دوره، استاد زبان و ادبیات عربی قرون وسطی در دانشگاه اکستر است.
- او سالها در زمینهی اسلامشناسی، ادبیات عربی و متون عرفانی پژوهش کرده و پروژههای مهمی مانند ویرایش و ترجمهی کتابهای جادویی قرون وسطی (از جمله آثار سراجالدین سکاّکی) را هدایت کرده است.
- سیلاو با تأکید بر جایگاه عرفان اسلامی در تاریخ جادو و علوم غیبی، این رشته را در چارچوب «مطالعات عربی و اسلامی» دانشگاه اکستر بنیانگذاری کرده است.
https://www.exeter.ac.uk/study/pg-research/degrees/magic-occult-science/
University of Exeter
Magic and Occult Science | PhD and Research Degrees | University of Exeter
Forwarded from اندیشه ما
✅ سنجش دین در ایران، تحولات پنهان، چالشها و ترفندهای علمی
🎙 #دکتر_نجاتی_حسینی
💡 #تولیدی_اندیشه_ما
🧠 سنجش امر دینی بهعنوان مسئلهای اجتماعی فراتر از دینداری فردی مطرح شد و تأکید گردید ارزیابی دین فقط عدد و آمار نیست بلکه سنجش کارکرد مشروعیت و مقبولیت اجتماعی است
📊 کاهش یا افزایش دینورزی بدون دادههای مستقل قابل داوری نیست زیرا ترس از بیان واقعی نگاه امنیتی و ضعف جامعه علمی دادهها را مخدوش میکند و تصویر از واقعیت نمیدهد
📉 افول نهادهای رسمی لزوما به معنای فروپاشی امر دینی نیست جامعه ایرانی رفتار نوسانی دارد و همزمان با کاهش مناسک ظاهری دغدغه معنا مناظره و معنویت همچنان زنده است اجتماعی
❓ راه برونرفت تقویت گفتگوی امن نقد عالمانه و پالایش خرافه از دین است تا تعارض خیابانی جای خود را به فهم آکادمیک بدهد جامعه امروز آیا چنین تغییری ممکن است؟
#مسائل_ایران
⬇️ادامهی مطلب را در سایت بخوانید:
https://andishehma.com/sanjesh-din-dar-iran
📣پایگاه اندیشه ما
📱 تلگرام | واتساپ | اینستگرام| ایتا
🎙 #دکتر_نجاتی_حسینی
💡 #تولیدی_اندیشه_ما
🧠 سنجش امر دینی بهعنوان مسئلهای اجتماعی فراتر از دینداری فردی مطرح شد و تأکید گردید ارزیابی دین فقط عدد و آمار نیست بلکه سنجش کارکرد مشروعیت و مقبولیت اجتماعی است
📊 کاهش یا افزایش دینورزی بدون دادههای مستقل قابل داوری نیست زیرا ترس از بیان واقعی نگاه امنیتی و ضعف جامعه علمی دادهها را مخدوش میکند و تصویر از واقعیت نمیدهد
📉 افول نهادهای رسمی لزوما به معنای فروپاشی امر دینی نیست جامعه ایرانی رفتار نوسانی دارد و همزمان با کاهش مناسک ظاهری دغدغه معنا مناظره و معنویت همچنان زنده است اجتماعی
❓ راه برونرفت تقویت گفتگوی امن نقد عالمانه و پالایش خرافه از دین است تا تعارض خیابانی جای خود را به فهم آکادمیک بدهد جامعه امروز آیا چنین تغییری ممکن است؟
#مسائل_ایران
⬇️ادامهی مطلب را در سایت بخوانید:
https://andishehma.com/sanjesh-din-dar-iran
📣پایگاه اندیشه ما
📱 تلگرام | واتساپ | اینستگرام| ایتا
Forwarded from اندیشه ما (Mohammad Hossein Asadi)
✅ آینده پژوهی نواندیشی دینی با تاکید بر آثار دکتر فیرحی
🎙استاد سید صادق حقیقت
✂️ برش هایی از متن:
📍فرضیه من این است که گذر زمان بهنفع نواندیشی دینی، رقم نخواهد خورد؛ یعنی هرچه زمان میگذرد، بهضرر نواندیشی دینی خواهد بود و کامیابی آن را در طول زمان، با مشکل مواجه خواهد کرد.
میدانید که در اینجا دو بحث، مطرح است: یکی بحث اندیشهای است؛ چون از نظر اندیشهای، ما نواندیش دینی هستیم و نظریه همرأیی هم ذیل نواندیشی دینی مطرح میشود و این وظیفه و اعتقاد ماست، اما بحث جامعهشناختی و توفیق یا عدم توفیق جامعهشناختی، یک بحث دیگر است. آیندهپژوهی از آینده نواندیشی دینی از نظر جامعهشناختی، سخن میگوید؛ پس مدعا این است که هرچه زمان میگذرد، از نظر اجتماعی، شانس نواندیشی دینی برای توفیق، کاهش مییابد.
🔸مؤیدات فرضیه
برای تأیید این فرضیه به شش مطلب اشاره میشود که شاید دلیل محسوب نشوند، بلکه مؤید باشند، ولی به هر روی، به نظر میرسد که این ششگانه میتواند به کمک اثبات این مدعا بشتابد
📍1) شکاف نسلی
تحولات سال 1401 نشان داد که نسل جدید مطالبات و زبانی دارد که با زبان روحانیت -اعم از اصولگرا و اصلاحطلب؛ نواندیش و غیرنواندیش- متفاوت است و زبان مشترکی بین متفکران نواندیش، اصولگرا و روحانیت با نسل جدید، وجود ندارد و در این فضا تفکر هم انتقال نمییابد؛ چون مفروض ما این است که زبان، خانه فکر است نه وسیله انتقال تفکر؛ لذا فکر ما را محدود و تحدید میکند؛ بدینمعنا که او در یک خانه میاندیشد و ما در خانه دیگر، و زمانی که پل ارتباطی بین این دو خانه، وجود نداشته باشد، مفاهیم هم منتقل نمیشوند
🔸مفروض ما در اینجا این است که متن باید در زمینه، دیده بشود. یکی از اشکالات اجتهاد حوزوی این است که اعتقاد در اجتهاد -گفته یا نگفته- این است که متن میتواند بهوسیله متن، تفسیر بشود درحالی که روششناسیهای مدرن -خصوصاً هرمنوتیک- اثبات کردهاند که متن باید در زمینه، و تکست در کانتکست، تفسیر گردد. میدانید که مباحثی مانند شأننزول، در اجتهاد، مدنظر است اما تکست بهعنوان مجموعه مسائل سیاسی و اجتماعی، در اجتهاد، چندان دیده نشده و یکی از انتقادات روششناسانهای که به اجتهاد فعلی در حوزهها و بین اصولیان وارد است، این است که متن در درون زمینه، تفسیر نمیشود
اگر کل نواندیشی دینی را بهعنوان متن در نظر بگیریم و تصور بکنیم، آیندهاش باید در درون زمینه، مشخص بشود. وضعیت زمینه هم در سال 1400 با سال 1400، تفاوت دارد و البته این فنر در طول زمان، فشرده شده، اما در سال 1401 خود را نشان داد. بنابر این، نواندیشی دینی را فقط در کتابها و مقالات و در محیط کتابخنه نباید مطالعه کنیم، بلکه در زمینههای سیاسی و اجتماعی باید به مطالعه آن بپردازیم و اگر چنین کنیم، نخستین مسألهای که با آن برخورد میکنیم، شکاف نسلی است که میان نسل جدید و نسل قدیم یعنی کسانی که موعظه میکنند (اعم از دانشگاهیان و حوزویان) پدید آمده.
📍2) عدم ثبات در حوزه سیاسی و اجتماعی
با نگاهی به مسائل داخلی و تحلیلی از آنها، شرائط در حوزه مسائل سیاسی و اجتماعی داخلی کشور بهگونهای است که ثبات ندارد و باز، مفروض ما این است که نواندیشی دینی برای موفقیت، نیازمند ثبات است. در اوائل دهه هشتاد، در یک آیندهپژوهی درباره نواندیشی گفتم که آینده از آنِ نواندیشی است؛ یعنی جریانهای مثبت رقم میخورَد. این پژوهش در آن روز، تا اندازهای درست بود؛ یعنی نواندیشی در حدود یک دهه و نیم، شاهد ترقی روزبهروز خود بود کامیابی جامعهشناختی را تجربه میکرد، اما ادعای ما برای آینده و از این به بعد، بهعکس ادعای پیشین است و زمان هر چه پیش برود، بهزیان نواندیشی دینی خواهد بود و البته مشخص است که برای روشنفکری دینی نیز، همین وضعیت پیشبینی میشود و رادیکالیسم دینی و افراطگرایی دینی، وضع به طریق اولی، بدتر از وضعیت ماست؛ چراکه نسل جدید از اصولگرایی و اصلاحطلبی بهمعنای سیاسی آن، و نواندیشی دینی و افراطگرایی بهمعنای اندیشه آن در حال گذر است و بنابر این، وضع رقبای ما بدتر از ما خواهد بود، اما وضعیت برای ما هم چندان خوب نیست.
🔺 جهت مطالعه کامل این مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://andishehma.com/ayandeh-pajohi-noandishi-dini/
#آینده_پژوهی
#نواندیشی_دینی
#دکتر_فیرحی
#سید_صادق_حقیقت
🌐 تهیه شده توسط تیم اندیشه ما
🖇 مارا در شبکه های اجتماعی همراهی کنید 🙏🏻:
ایتا:
https://eitaa.com/andishemaa
تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/andishemaa
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/andishemaa
🎙استاد سید صادق حقیقت
✂️ برش هایی از متن:
📍فرضیه من این است که گذر زمان بهنفع نواندیشی دینی، رقم نخواهد خورد؛ یعنی هرچه زمان میگذرد، بهضرر نواندیشی دینی خواهد بود و کامیابی آن را در طول زمان، با مشکل مواجه خواهد کرد.
میدانید که در اینجا دو بحث، مطرح است: یکی بحث اندیشهای است؛ چون از نظر اندیشهای، ما نواندیش دینی هستیم و نظریه همرأیی هم ذیل نواندیشی دینی مطرح میشود و این وظیفه و اعتقاد ماست، اما بحث جامعهشناختی و توفیق یا عدم توفیق جامعهشناختی، یک بحث دیگر است. آیندهپژوهی از آینده نواندیشی دینی از نظر جامعهشناختی، سخن میگوید؛ پس مدعا این است که هرچه زمان میگذرد، از نظر اجتماعی، شانس نواندیشی دینی برای توفیق، کاهش مییابد.
🔸مؤیدات فرضیه
برای تأیید این فرضیه به شش مطلب اشاره میشود که شاید دلیل محسوب نشوند، بلکه مؤید باشند، ولی به هر روی، به نظر میرسد که این ششگانه میتواند به کمک اثبات این مدعا بشتابد
📍1) شکاف نسلی
تحولات سال 1401 نشان داد که نسل جدید مطالبات و زبانی دارد که با زبان روحانیت -اعم از اصولگرا و اصلاحطلب؛ نواندیش و غیرنواندیش- متفاوت است و زبان مشترکی بین متفکران نواندیش، اصولگرا و روحانیت با نسل جدید، وجود ندارد و در این فضا تفکر هم انتقال نمییابد؛ چون مفروض ما این است که زبان، خانه فکر است نه وسیله انتقال تفکر؛ لذا فکر ما را محدود و تحدید میکند؛ بدینمعنا که او در یک خانه میاندیشد و ما در خانه دیگر، و زمانی که پل ارتباطی بین این دو خانه، وجود نداشته باشد، مفاهیم هم منتقل نمیشوند
🔸مفروض ما در اینجا این است که متن باید در زمینه، دیده بشود. یکی از اشکالات اجتهاد حوزوی این است که اعتقاد در اجتهاد -گفته یا نگفته- این است که متن میتواند بهوسیله متن، تفسیر بشود درحالی که روششناسیهای مدرن -خصوصاً هرمنوتیک- اثبات کردهاند که متن باید در زمینه، و تکست در کانتکست، تفسیر گردد. میدانید که مباحثی مانند شأننزول، در اجتهاد، مدنظر است اما تکست بهعنوان مجموعه مسائل سیاسی و اجتماعی، در اجتهاد، چندان دیده نشده و یکی از انتقادات روششناسانهای که به اجتهاد فعلی در حوزهها و بین اصولیان وارد است، این است که متن در درون زمینه، تفسیر نمیشود
اگر کل نواندیشی دینی را بهعنوان متن در نظر بگیریم و تصور بکنیم، آیندهاش باید در درون زمینه، مشخص بشود. وضعیت زمینه هم در سال 1400 با سال 1400، تفاوت دارد و البته این فنر در طول زمان، فشرده شده، اما در سال 1401 خود را نشان داد. بنابر این، نواندیشی دینی را فقط در کتابها و مقالات و در محیط کتابخنه نباید مطالعه کنیم، بلکه در زمینههای سیاسی و اجتماعی باید به مطالعه آن بپردازیم و اگر چنین کنیم، نخستین مسألهای که با آن برخورد میکنیم، شکاف نسلی است که میان نسل جدید و نسل قدیم یعنی کسانی که موعظه میکنند (اعم از دانشگاهیان و حوزویان) پدید آمده.
📍2) عدم ثبات در حوزه سیاسی و اجتماعی
با نگاهی به مسائل داخلی و تحلیلی از آنها، شرائط در حوزه مسائل سیاسی و اجتماعی داخلی کشور بهگونهای است که ثبات ندارد و باز، مفروض ما این است که نواندیشی دینی برای موفقیت، نیازمند ثبات است. در اوائل دهه هشتاد، در یک آیندهپژوهی درباره نواندیشی گفتم که آینده از آنِ نواندیشی است؛ یعنی جریانهای مثبت رقم میخورَد. این پژوهش در آن روز، تا اندازهای درست بود؛ یعنی نواندیشی در حدود یک دهه و نیم، شاهد ترقی روزبهروز خود بود کامیابی جامعهشناختی را تجربه میکرد، اما ادعای ما برای آینده و از این به بعد، بهعکس ادعای پیشین است و زمان هر چه پیش برود، بهزیان نواندیشی دینی خواهد بود و البته مشخص است که برای روشنفکری دینی نیز، همین وضعیت پیشبینی میشود و رادیکالیسم دینی و افراطگرایی دینی، وضع به طریق اولی، بدتر از وضعیت ماست؛ چراکه نسل جدید از اصولگرایی و اصلاحطلبی بهمعنای سیاسی آن، و نواندیشی دینی و افراطگرایی بهمعنای اندیشه آن در حال گذر است و بنابر این، وضع رقبای ما بدتر از ما خواهد بود، اما وضعیت برای ما هم چندان خوب نیست.
🔺 جهت مطالعه کامل این مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://andishehma.com/ayandeh-pajohi-noandishi-dini/
#آینده_پژوهی
#نواندیشی_دینی
#دکتر_فیرحی
#سید_صادق_حقیقت
🌐 تهیه شده توسط تیم اندیشه ما
🖇 مارا در شبکه های اجتماعی همراهی کنید 🙏🏻:
ایتا:
https://eitaa.com/andishemaa
تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/andishemaa
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/andishemaa
اندیشه ما
آینده پژوهی نواندیشی دینی با تاکید بر آثار دکتر فیرحی - اندیشه ما
آینده پژوهی نواندیشی دینی با تاکید بر آثار دکتر فیرحی🔻 دکترسید_صادق_حقیقت ✂️ برشی از متن: 📍فرضیه من این است که گذر زمان بهنفع نواندیشی دینی، رقم نخواهد خورد؛ یعنی هرچه زمان میگذرد، بهضرر نواندیشی دینی خواهد بود و کامیابی آن را در طول زمان، با مشکل مواجه…
امیرالمومنین علی علیه السلام:
بر اساس همین نظام علت و معلولی میتوانید حوادث آینده را پیش بینی بکنید؛ اِستَدِلَّ على ما لَم يَكُن بما قَد كانَ؛ فإنّ الاُمورَ أشباهٌ؛
💡 امام على عليه السلام ـ به فرزند بزرگوار خود، امام حسن عليه السلام ـ نوشت: از آنچه بوده، به آنچه نيست راه بِبَر؛ ....
بر اساس همین نظام علت و معلولی میتوانید حوادث آینده را پیش بینی بکنید؛ اِستَدِلَّ على ما لَم يَكُن بما قَد كانَ؛ فإنّ الاُمورَ أشباهٌ؛
💡 امام على عليه السلام ـ به فرزند بزرگوار خود، امام حسن عليه السلام ـ نوشت: از آنچه بوده، به آنچه نيست راه بِبَر؛ ....
🛑 روند ................. رویکردهای آیندهپژوهی انتقادی با تمرکز بر بازسازی اجتماعی-فرهنگی و نقد ساختارهای قدرت، در حال گسترش است و مسیرهایی مانند دیالکتیک و تخیلات اجتماعی برای بحث و بررسی پیشنهاد میشود. مقالهای جدید (۲۰۲۵) در مجله International Journal of Design Management بر "رویاپردازی اجتماعی" در رهبری آیندهنگر تأکید دارد.
👍1
📌 هم اندیشی طراحی ضدروند و تولید ضدروایت
▶️پرسش اول:
"با توجه به تحولات شتابان فناوریهای ارتباطی و هوش مصنوعی در دهه پیش رو، چگونه میتوانیم «مزیت رقابتی روایی» خود را در برابر رسانههای معاند طراحی کنیم، به گونهای که نه تنها واکنشی باشد، بلکه «پیشران روایتسازی» در فضای رسانهای آینده شویم؟"
🔺ابعاد پرسش:
۱. بُعد فناورانه: هوش مصنوعی، متاورس، واقعیت افزوده و واقعیت مجازی چگونه جنگ روایتها را در ۵-۱۰ سال آینده متحول خواهند کرد؟
۲. بُعد شناختی: با تغییر الگوهای توجه و ادراک مخاطبان آینده (نسل Z و Alpha)، چه تغییراتی در شیوه روایتپردازی ضروری است؟
۳. بُعد ساختاری: آیا مدلهای کنونی رسانهای برای روایتسازی دفاعی در آینده کافی خواهند بود یا نیاز به بازآفرینی نهادهای روایتساز داریم؟
۴. بُعد بینالمللی: چگونه میتوان در آینده، روایت ایران را در پلتفرمهای جهانی نهادینه کرد؟
▶️پرسش دوم:
"در شرایط ابرچالشهای همافزای داخلی و خارجی، چگونه میتوان یک «اکوسیستم روایی تابآور» طراحی کرد که ضمن حفظ انسجام و هویت ملی، توانایی جذب تنوع اجتماعی، پاسخگویی به انتقادات مشروع، و تبدیل تهدیدهای روایی به فرصتهای گفتمانی را داشته باشد؟"
🔺ابعاد پرسش:
۱. بُعد انعطافپذیری: چگونه میتوان ضدروایتها را به گونهای طراحی کرد که نه شکننده و انعطافناپذیر باشند، نه بیهویت و بیثبات؟
۲. بُعد مشارکتی: چه مکانیسمهایی میتواند «روایتسازی جمعی» را ممکن کند تا مردم نه فقط مصرفکننده، که تولیدکننده روایت ملی باشند؟
۳. بُعد اعتمادسازی: در فضای بیاعتمادی جهانی، چگونه میتوان اعتبار روایت ایرانی را به سطحی برساند که حتی برای مخاطبان بیطرف نیز جذاب و باورپذیر باشد؟
۴. بُعد تبدیل تهدید به فرصت: چگونه میتوان از حملات روایی معاند برای شناسایی نقاط ضعف داخلی و تقویت گفتمان انتقادی سازنده استفاده کرد؟
🔰این دو پرسش، یکی معطوف به آینده بیرونی (تحولات تکنولوژیک و رسانهای) و دیگری معطوف به آینده درونی (تابآوری و انعطاف سیستم) است.🔰
▶️پرسش اول:
"با توجه به تحولات شتابان فناوریهای ارتباطی و هوش مصنوعی در دهه پیش رو، چگونه میتوانیم «مزیت رقابتی روایی» خود را در برابر رسانههای معاند طراحی کنیم، به گونهای که نه تنها واکنشی باشد، بلکه «پیشران روایتسازی» در فضای رسانهای آینده شویم؟"
🔺ابعاد پرسش:
۱. بُعد فناورانه: هوش مصنوعی، متاورس، واقعیت افزوده و واقعیت مجازی چگونه جنگ روایتها را در ۵-۱۰ سال آینده متحول خواهند کرد؟
۲. بُعد شناختی: با تغییر الگوهای توجه و ادراک مخاطبان آینده (نسل Z و Alpha)، چه تغییراتی در شیوه روایتپردازی ضروری است؟
۳. بُعد ساختاری: آیا مدلهای کنونی رسانهای برای روایتسازی دفاعی در آینده کافی خواهند بود یا نیاز به بازآفرینی نهادهای روایتساز داریم؟
۴. بُعد بینالمللی: چگونه میتوان در آینده، روایت ایران را در پلتفرمهای جهانی نهادینه کرد؟
▶️پرسش دوم:
"در شرایط ابرچالشهای همافزای داخلی و خارجی، چگونه میتوان یک «اکوسیستم روایی تابآور» طراحی کرد که ضمن حفظ انسجام و هویت ملی، توانایی جذب تنوع اجتماعی، پاسخگویی به انتقادات مشروع، و تبدیل تهدیدهای روایی به فرصتهای گفتمانی را داشته باشد؟"
🔺ابعاد پرسش:
۱. بُعد انعطافپذیری: چگونه میتوان ضدروایتها را به گونهای طراحی کرد که نه شکننده و انعطافناپذیر باشند، نه بیهویت و بیثبات؟
۲. بُعد مشارکتی: چه مکانیسمهایی میتواند «روایتسازی جمعی» را ممکن کند تا مردم نه فقط مصرفکننده، که تولیدکننده روایت ملی باشند؟
۳. بُعد اعتمادسازی: در فضای بیاعتمادی جهانی، چگونه میتوان اعتبار روایت ایرانی را به سطحی برساند که حتی برای مخاطبان بیطرف نیز جذاب و باورپذیر باشد؟
۴. بُعد تبدیل تهدید به فرصت: چگونه میتوان از حملات روایی معاند برای شناسایی نقاط ضعف داخلی و تقویت گفتمان انتقادی سازنده استفاده کرد؟
🔰این دو پرسش، یکی معطوف به آینده بیرونی (تحولات تکنولوژیک و رسانهای) و دیگری معطوف به آینده درونی (تابآوری و انعطاف سیستم) است.🔰
Forwarded from شامات ا سعید غفاری ا (Dr s gh)
@SHAMAT94📍
🛑نقطه تعیینکننده در منازعات آینده، نه در ابزارهای سختافزاری، بلکه در گذار از «دکترین تهدیدمحور» به «دکترین امنیتمحور» است.
در پارادایم قدیمی، اطلاعات تابع عملیات بود. اما در الگوی نوین، تمامی اقدامات، بر بستر اشراف اطلاعاتیِ پیشدستانه و دائمی طراحی میشود.
نبردهای آینده، حتی با ظهور جنگندهها و موشکها، در ذات خود نبردهای اطلاعاتی خواهند بود: ضربههای سریع از لایههای نامرئی و بازگشت به پناهگاههای عملیاتی.
آینده از آن کسانی است که از واکنش به پیشکنشی (Proactive) حرکت کنند؛ جایی که اطلاعات، مُحرک اصلی و عملیات، پیامدِ منطقیِ آن است. این گذار، یک انتخاب نیست، یک الزام بقا در صحنهی پیچیدهی ژئوپلیتیک فرداست.
🛑نقطه تعیینکننده در منازعات آینده، نه در ابزارهای سختافزاری، بلکه در گذار از «دکترین تهدیدمحور» به «دکترین امنیتمحور» است.
در پارادایم قدیمی، اطلاعات تابع عملیات بود. اما در الگوی نوین، تمامی اقدامات، بر بستر اشراف اطلاعاتیِ پیشدستانه و دائمی طراحی میشود.
نبردهای آینده، حتی با ظهور جنگندهها و موشکها، در ذات خود نبردهای اطلاعاتی خواهند بود: ضربههای سریع از لایههای نامرئی و بازگشت به پناهگاههای عملیاتی.
آینده از آن کسانی است که از واکنش به پیشکنشی (Proactive) حرکت کنند؛ جایی که اطلاعات، مُحرک اصلی و عملیات، پیامدِ منطقیِ آن است. این گذار، یک انتخاب نیست، یک الزام بقا در صحنهی پیچیدهی ژئوپلیتیک فرداست.
❤1