Don't Jump to Conclusions
من به تازگی شغل جدیدی قبول کردهام که لازمهاش جا افتادن در محل کار جدیده. کسی رو نمیشناسم و موضوعات هم جدید هستند. یکی از اتفاقاتی که در چنین شرایطی میفته اینه که تمام نمایشنامههای ناخودآگاه آدم فعال میشن. منظورم چیه؟
وقتی کسی بیحوصله باهامون حرف میزنه نتیجه میگیریم که از ما خوشش نمیاد یا نژاد پرسته یا خودپسنده.
وقتی کسی خوب مسالهای رو باز نمیکنه نتیجه میگیریم حسوده، یا ناراحته فلان شغل رو به ما دادن، به اون ندادن.
وقتی ما حرفی میزنیم و گوش نمیدن فرض میکنیم از بیسوادیشون هست.
و هزار نتیجه دیگه که مبتنی بر مفروضات هستند نه واقعیت. واقعیت اینه که ما نمیدونیم چرا این واکنش یا حرف اتفاق افتاده.
یا از اون طرف ممکنه یک کارهایی رو نکنیم چون یک سری مفروضات از پیش تعیین شده داریم. مثلا - همونطور که در ویدیوی ثروتهای نسل به نسل گفتم - من از نظر تعاملات اجتماعی قوی نیستم. متوجه شدهام که یکی از دلایلش اینه که کلا فرضم اینه که آدمها نمیخوان با من وقت بگذرونن. یعنی من آنقدر باحال و جالب نیستم که کسی بخواد با من وقت بگذرونه. این پیش فرض توی کار هم خودش رو نشون میده. میرم آفیس جدید، باید مثلا با فلان و بهمان همکار قرار قهوه و شام و ناهار بگذارم...اولین واکنش ناخودآگاهم اینه که خجالت میکشم. باید خودم رو مجبور کنم.
یک نصیحتی که یک کوچ به من میکنه و منم به بقیه میکنم اینه که: نپر به نتیجه. فوری نتیجه نگیر. تو واقعا نمیدونی دلایل پشت اکثر مسائل چی هستند. مفروضات خودت رو به عنوان نتیجه مطلق مبنای تصمیم گیری قرار نده.
عقب بشین. بگو واقعیت اینه که نمیدونم چرا این رفتار رو کرد. یا واقعیت اینه که نمیدونم از من خوشش میاد یا نه. من پا پیش میگذارم و به اونها یا شرایط فرصت میدم که پا پیش بگذارند. جای اونها تصمیم نمیگیرم.
https://www.youtube.com/watch?v=rd8HBguJscA
پست مرتبط: Let them say no
من به تازگی شغل جدیدی قبول کردهام که لازمهاش جا افتادن در محل کار جدیده. کسی رو نمیشناسم و موضوعات هم جدید هستند. یکی از اتفاقاتی که در چنین شرایطی میفته اینه که تمام نمایشنامههای ناخودآگاه آدم فعال میشن. منظورم چیه؟
وقتی کسی بیحوصله باهامون حرف میزنه نتیجه میگیریم که از ما خوشش نمیاد یا نژاد پرسته یا خودپسنده.
وقتی کسی خوب مسالهای رو باز نمیکنه نتیجه میگیریم حسوده، یا ناراحته فلان شغل رو به ما دادن، به اون ندادن.
وقتی ما حرفی میزنیم و گوش نمیدن فرض میکنیم از بیسوادیشون هست.
و هزار نتیجه دیگه که مبتنی بر مفروضات هستند نه واقعیت. واقعیت اینه که ما نمیدونیم چرا این واکنش یا حرف اتفاق افتاده.
یا از اون طرف ممکنه یک کارهایی رو نکنیم چون یک سری مفروضات از پیش تعیین شده داریم. مثلا - همونطور که در ویدیوی ثروتهای نسل به نسل گفتم - من از نظر تعاملات اجتماعی قوی نیستم. متوجه شدهام که یکی از دلایلش اینه که کلا فرضم اینه که آدمها نمیخوان با من وقت بگذرونن. یعنی من آنقدر باحال و جالب نیستم که کسی بخواد با من وقت بگذرونه. این پیش فرض توی کار هم خودش رو نشون میده. میرم آفیس جدید، باید مثلا با فلان و بهمان همکار قرار قهوه و شام و ناهار بگذارم...اولین واکنش ناخودآگاهم اینه که خجالت میکشم. باید خودم رو مجبور کنم.
یک نصیحتی که یک کوچ به من میکنه و منم به بقیه میکنم اینه که: نپر به نتیجه. فوری نتیجه نگیر. تو واقعا نمیدونی دلایل پشت اکثر مسائل چی هستند. مفروضات خودت رو به عنوان نتیجه مطلق مبنای تصمیم گیری قرار نده.
عقب بشین. بگو واقعیت اینه که نمیدونم چرا این رفتار رو کرد. یا واقعیت اینه که نمیدونم از من خوشش میاد یا نه. من پا پیش میگذارم و به اونها یا شرایط فرصت میدم که پا پیش بگذارند. جای اونها تصمیم نمیگیرم.
https://www.youtube.com/watch?v=rd8HBguJscA
پست مرتبط: Let them say no
❤527👍221❤🔥34💯15
یکی از دوستان پیام داده بودند که در کار من رو جای "آچار فرانسه" استفاده میکنند؟ چطور متخصص بشم؟ من پاسخی که به ایشون دادم رو اینجا با کمی بسط میگذارم.
آچار فرانسه شدن خیلی خوبه اگر به مفهوم این باشه که شما کار تیمی خوب میکنید، آدمها رو شما حساب میکنند و ذهن بازی دارید که چالشهای جدید رو امتحان کنید. اونجایی خطرناک میشه که شما تبدیل به همه کاره هیچکاره بشین. یعنی هیچی نباشه که بگن توی اینکار فلانی خیلی متخصص هست، باید بریم پیش اون. در واقع شما باید حالت همون حرف TT انگلیسی باشین که در یکی دوتا موضوع نسبتا تخصص دارید و در خیلی موضوعات دید خوبی دارید و اینجوری میتونید موضوعات رو هم به متصل کنید.
حالا در جواب این دوستمون که گفتند "چطور متخصص بشم؟" من این پنج قدم رو براشون نوشتم:
۱. شما سعی کن در کنار مسولیتهایی که بهتون سپرده میشه یک شناخت خوبی از سازمان پیدا کنی: محصولات اصلی و مهم سازمان چی هستند - هسته اصلی درآمد شرکت از کجا میاد؟
۲. پروسه تولید اینمحصولات چی هست؟ چه افراد، پروسهها و سیستمهایی؟ تصمیم گیرندگان اصلی کی هستند؟
۳. در مجموعه کارهایی که الان به تو سپرده شده کدومها به این محصولات هستهای نزدیکترین هستند
۴. در اونهایی که جواب شماره ۳ هستند، تو چطور میتونی در یک مهارت جانبی که میخواهی توش متخصص بشی - مثلا پرامپت هوش مصنوعی- هدفمند بری جلو طوری که بخشی از این کار رو بهینه کنی؟ این باعث میشه در یک حوزه مهم در کار و مارکت تخصص پیدا کنی در حین اینکه خروجی معنیدار برای کار ایجاد میکنی
۵. نتیجه کار شماره ۴ رو اول به رییست نشون بده و بعد از بهتر کردنش به رئیس رییست و تصمیم گیرندگان اصلی که در شماره ۲ شناسایی کردی.
این تصویر سازی رو با چتجیپیتی انجام دادم. جونم رو به لبم رسوند برای همین کار ساده. خودم هم باید برم پرامپت یاد بگیرم 😊
آچار فرانسه شدن خیلی خوبه اگر به مفهوم این باشه که شما کار تیمی خوب میکنید، آدمها رو شما حساب میکنند و ذهن بازی دارید که چالشهای جدید رو امتحان کنید. اونجایی خطرناک میشه که شما تبدیل به همه کاره هیچکاره بشین. یعنی هیچی نباشه که بگن توی اینکار فلانی خیلی متخصص هست، باید بریم پیش اون. در واقع شما باید حالت همون حرف TT انگلیسی باشین که در یکی دوتا موضوع نسبتا تخصص دارید و در خیلی موضوعات دید خوبی دارید و اینجوری میتونید موضوعات رو هم به متصل کنید.
حالا در جواب این دوستمون که گفتند "چطور متخصص بشم؟" من این پنج قدم رو براشون نوشتم:
۱. شما سعی کن در کنار مسولیتهایی که بهتون سپرده میشه یک شناخت خوبی از سازمان پیدا کنی: محصولات اصلی و مهم سازمان چی هستند - هسته اصلی درآمد شرکت از کجا میاد؟
۲. پروسه تولید اینمحصولات چی هست؟ چه افراد، پروسهها و سیستمهایی؟ تصمیم گیرندگان اصلی کی هستند؟
۳. در مجموعه کارهایی که الان به تو سپرده شده کدومها به این محصولات هستهای نزدیکترین هستند
۴. در اونهایی که جواب شماره ۳ هستند، تو چطور میتونی در یک مهارت جانبی که میخواهی توش متخصص بشی - مثلا پرامپت هوش مصنوعی- هدفمند بری جلو طوری که بخشی از این کار رو بهینه کنی؟ این باعث میشه در یک حوزه مهم در کار و مارکت تخصص پیدا کنی در حین اینکه خروجی معنیدار برای کار ایجاد میکنی
۵. نتیجه کار شماره ۴ رو اول به رییست نشون بده و بعد از بهتر کردنش به رئیس رییست و تصمیم گیرندگان اصلی که در شماره ۲ شناسایی کردی.
این تصویر سازی رو با چتجیپیتی انجام دادم. جونم رو به لبم رسوند برای همین کار ساده. خودم هم باید برم پرامپت یاد بگیرم 😊
❤242👍81
.
کمک خواستن نشانه ضعف نیست.
کمک خواستن به موقع و مؤثر یک مهارت رهبری هست که میتونه یک مزیت رقابتی بزرگ در کار و مایه آرامش در خونه باشه.
ارزش داره روی بهتر کردنش وقت بگذاریم.
کمک خواستن موثر در بیان نیازها واضح هست. فرض نمیکنه آدمها باید بتونند بفهمند ما دقیقا چه کمکی لازم داریم. بیان میکنه دقیقا چه کمکی لازم داریم.
کمک خواستن موثر در بیان نیازها مسول هست. سرزنش نمیکنه، غر نمیزنه، از دعواهای قبلی آشوب در نمیاره. با توجه به حقایق موجود بیان میکنه. من خسته هستم، نمیتونم دیگه این کار رو به تنهایی انجام بدم. نیاز دارم در فلان قسمت کمکم کنی. مسولیت کمک خواستن رو قبول میکنه.
کمک خواستن موثر به موقع است. نمیگذاره کارد به استخون برسه، پروژه به موقعیت بحرانی برسه بعد کمک بخواد. اگر دید ریسک فرسودگی روانی ایجاد شده، ریسک تاخیر در تحویل ایجاد شده، با اولین نشانه دستش رو میبره بالا.
کمک خواستن موثر متواضع هست. غرورش رو برای نفع جمعی میگذاره کنار. میگه بلد نیستم، تا حالا انجام ندادهام، نیاز به کمک دارم.
کمک خواستن موثر در دلش احترام به اطرافیان داره. وقتی از فرزندمون، همکارمون، تیممون کمک میخواهیم داریم پیام میدیم که تو از نظر من توانا و توانمند هستی.
و در نهایت، کمک خواستن موثر مرزها رو به رسمیت میشناسه. آماده است که نه بشنوه و برای آدمها و خودش حق نه گفتن هم قائله. اولویت گذاری براش آشناست.
کمک خواستن موثر ساده هست اما آسون نیست. اما برای موفقیت خیلی مهمه چون از اتلاف انرژی جلوگیری میکنه، از بحرانهای غیر ضروری پیشگیری میکنه و آدمها رو به هم نزدیک میکنه. به آدمها فرصت میده بخشی از داستان موفقیت ما باشند و اکثر آدمها از این فرصت خوشحال میشن.
موفق باشین 🌱🕊
کمک خواستن نشانه ضعف نیست.
کمک خواستن به موقع و مؤثر یک مهارت رهبری هست که میتونه یک مزیت رقابتی بزرگ در کار و مایه آرامش در خونه باشه.
ارزش داره روی بهتر کردنش وقت بگذاریم.
کمک خواستن موثر در بیان نیازها واضح هست. فرض نمیکنه آدمها باید بتونند بفهمند ما دقیقا چه کمکی لازم داریم. بیان میکنه دقیقا چه کمکی لازم داریم.
کمک خواستن موثر در بیان نیازها مسول هست. سرزنش نمیکنه، غر نمیزنه، از دعواهای قبلی آشوب در نمیاره. با توجه به حقایق موجود بیان میکنه. من خسته هستم، نمیتونم دیگه این کار رو به تنهایی انجام بدم. نیاز دارم در فلان قسمت کمکم کنی. مسولیت کمک خواستن رو قبول میکنه.
کمک خواستن موثر به موقع است. نمیگذاره کارد به استخون برسه، پروژه به موقعیت بحرانی برسه بعد کمک بخواد. اگر دید ریسک فرسودگی روانی ایجاد شده، ریسک تاخیر در تحویل ایجاد شده، با اولین نشانه دستش رو میبره بالا.
کمک خواستن موثر متواضع هست. غرورش رو برای نفع جمعی میگذاره کنار. میگه بلد نیستم، تا حالا انجام ندادهام، نیاز به کمک دارم.
کمک خواستن موثر در دلش احترام به اطرافیان داره. وقتی از فرزندمون، همکارمون، تیممون کمک میخواهیم داریم پیام میدیم که تو از نظر من توانا و توانمند هستی.
و در نهایت، کمک خواستن موثر مرزها رو به رسمیت میشناسه. آماده است که نه بشنوه و برای آدمها و خودش حق نه گفتن هم قائله. اولویت گذاری براش آشناست.
کمک خواستن موثر ساده هست اما آسون نیست. اما برای موفقیت خیلی مهمه چون از اتلاف انرژی جلوگیری میکنه، از بحرانهای غیر ضروری پیشگیری میکنه و آدمها رو به هم نزدیک میکنه. به آدمها فرصت میده بخشی از داستان موفقیت ما باشند و اکثر آدمها از این فرصت خوشحال میشن.
موفق باشین 🌱🕊
❤361👍76❤🔥21💯10
ببخشید من اینجا یک پستی گذاشته بودم، بعد احساس کردم یک نفر عزیزی اگر بخونه ممکنه ناراحت بشه. برش داشتم. اگر شما وقت گذاشته بودین خوندین و کامنت گذاشتین عذرخواهی میکنم که وقتتون گرفته شد.
❤204🕊22👍18💔12
یک دوستی در کامنتهای پست قبل سوال کرده بودند که برای چی پستی که احساس کردی ممکنه دوستی رو ناراحت کنه پاک کردی؟ مگر نمیگن ما مسول احساسات دیگران نیستیم؟ بعد مثال آورده بودند که کتاب مل رابینز کلا در مورد همین مساله است که اگر حرفی دارین که درسته ولی کسی رو ممکنه ناراحت بکنه بزنید و بذارید بقیه ناراحت بشن. مسئول خوشحالی هر کسی خودشه نه بقیه.
Let them be disappointed
Let them be sad
Let them feel what they will.
ببینید من کتاب مل رابینز رو نخوندهام. نظر شخصی خودم رو عرض میکنم. به نظر من دو جنبه داره این مساله: جنبه روابط شخصی و جنبه مدیریت روابط دورتر مثل روابط کاری.
روابط شخصی و خانوادگی: مراقبت مقتدرانه
در مورد روابط شخصی با دوستان و خانواده ایدهای که میخوام خدمتتون معرفی کنم مراقبت مقتدرانه است. منظور از مراقبت مقتدرانه چیه؟ ما در مقابل مراقبت از دیگران مسولیت داریم اما خودمون رو فدا نمیکنیم. همونقدر که در مقابل دیگران مسولیت داریم در مقابل مراقبت از خودمون هم مسول هستیم. در نتیجه به دیگران فحش نمیدیم اما خودمون رو هم در موقعیتی قرار نمیدیم که بهمون بیاحترامی بشه. یا مثلا هر کمکی رو نمیکنیم. مسولیت نه گفتن با هدف احترام به محدودیتهای خودمون رو قبول میکنیم.
در بعد عمیقتر اقتدار باعث میشه احساسات و رفتارهای منفی دیگران رو درونی نکنیم. اگر خانواده یا اطرافیان مدیریت احساسات بلد نیستند، اونو میریزن بیرون ...ما از نظر روحی اونو دستمون نگه نمیداریم همه جا ببریم. میگذاریم زمین. دنبال احساسات ناخوشایند دیگران راه نمیفتیم خودمون رو فدا کنیم. اگر نقشی در ایجادش داشتیم مسولیت بخش خودمون رو قبول میکنیم اما اگر اون آدم زیادی بهش برمیخوره ما با اقتدار از خودمون هم حمایت میکنیم. مهارتهایی مثل مکث آگاهانه که در ویدیوی پذیرش به تفصیل صحبت کردیم اینجاها خیلی به کار میاد.
در اجتماع و کار: دیپلماسی
در مورد روابط اجتماعی و کاری، ایده دیپلماسی رو میخوام بهتون معرفی کنم. کتاب political savvy نوشته جان دلوکا یک ایدهای رو معرفی میکنه به نام دیپلماسی در کار. میگه دیپلماسی در کار برای رسیدن به یک هدف یعنی
Influencing the organization in ways that minimize the creation of losers.
اینجا هم رهبرانی که در هدایت موثر سازمان در دراز مدت موفق هستند و میبینی مردمداری بالایی دارند و کار راه میندازند اونهایی هستند که تدبیر و سیاستمداری بالایی دارند. اهدافی که برای سازمان بیشترین برد رو ایجاد میکنند شناسایی میکنند. بعد اتفاقا سعی میکنند این رو طوری پیش ببرند که کمترین تعداد بازنده رو ایجاد کنه. تمام سعیشان رو میکنند که در حوزه برنده-برنده برای سازمان، همکاران و خودشون بازی کنند.
اینه که به نظر من از عدم تدبیر و اقتدار مراقبانه است اگر هرچیزی رو بگیم یا انجام بدیم بدون اینکه اهمیت بدیم تاثیرش بر اطرافیان چیه.
پ.ن. مرتبط در بحث اقتدار در روابط:
https://news.1rj.ru/str/pv44telegram/604
Let them be disappointed
Let them be sad
Let them feel what they will.
ببینید من کتاب مل رابینز رو نخوندهام. نظر شخصی خودم رو عرض میکنم. به نظر من دو جنبه داره این مساله: جنبه روابط شخصی و جنبه مدیریت روابط دورتر مثل روابط کاری.
روابط شخصی و خانوادگی: مراقبت مقتدرانه
در مورد روابط شخصی با دوستان و خانواده ایدهای که میخوام خدمتتون معرفی کنم مراقبت مقتدرانه است. منظور از مراقبت مقتدرانه چیه؟ ما در مقابل مراقبت از دیگران مسولیت داریم اما خودمون رو فدا نمیکنیم. همونقدر که در مقابل دیگران مسولیت داریم در مقابل مراقبت از خودمون هم مسول هستیم. در نتیجه به دیگران فحش نمیدیم اما خودمون رو هم در موقعیتی قرار نمیدیم که بهمون بیاحترامی بشه. یا مثلا هر کمکی رو نمیکنیم. مسولیت نه گفتن با هدف احترام به محدودیتهای خودمون رو قبول میکنیم.
در بعد عمیقتر اقتدار باعث میشه احساسات و رفتارهای منفی دیگران رو درونی نکنیم. اگر خانواده یا اطرافیان مدیریت احساسات بلد نیستند، اونو میریزن بیرون ...ما از نظر روحی اونو دستمون نگه نمیداریم همه جا ببریم. میگذاریم زمین. دنبال احساسات ناخوشایند دیگران راه نمیفتیم خودمون رو فدا کنیم. اگر نقشی در ایجادش داشتیم مسولیت بخش خودمون رو قبول میکنیم اما اگر اون آدم زیادی بهش برمیخوره ما با اقتدار از خودمون هم حمایت میکنیم. مهارتهایی مثل مکث آگاهانه که در ویدیوی پذیرش به تفصیل صحبت کردیم اینجاها خیلی به کار میاد.
صراحت بدون مراقبت میتونه به قساوت شبیه بشه. مراقبت بدون اقتدار میشه به فداکاری تمایل پیدا کنه.
در اجتماع و کار: دیپلماسی
در مورد روابط اجتماعی و کاری، ایده دیپلماسی رو میخوام بهتون معرفی کنم. کتاب political savvy نوشته جان دلوکا یک ایدهای رو معرفی میکنه به نام دیپلماسی در کار. میگه دیپلماسی در کار برای رسیدن به یک هدف یعنی
Influencing the organization in ways that minimize the creation of losers.
هدایت سازمان به روشی که کمترین تعداد بازنده رو داشته باشه.
اینجا هم رهبرانی که در هدایت موثر سازمان در دراز مدت موفق هستند و میبینی مردمداری بالایی دارند و کار راه میندازند اونهایی هستند که تدبیر و سیاستمداری بالایی دارند. اهدافی که برای سازمان بیشترین برد رو ایجاد میکنند شناسایی میکنند. بعد اتفاقا سعی میکنند این رو طوری پیش ببرند که کمترین تعداد بازنده رو ایجاد کنه. تمام سعیشان رو میکنند که در حوزه برنده-برنده برای سازمان، همکاران و خودشون بازی کنند.
اینه که به نظر من از عدم تدبیر و اقتدار مراقبانه است اگر هرچیزی رو بگیم یا انجام بدیم بدون اینکه اهمیت بدیم تاثیرش بر اطرافیان چیه.
پ.ن. مرتبط در بحث اقتدار در روابط:
https://news.1rj.ru/str/pv44telegram/604
❤313👍60💯27❤🔥16
دوستان،
چندین دفعه در مکالمات پیش آمده دوستان یک سری سمتهایی که مدیرشون بهشون پیشنهاد کرده قبول نکردن چون احساس کردن مدیر اشتباه میکنه و اینها آمادگی ندارند.
چندتا نکته:
۱. هیچ کس اولش برای شغل جدیدی که قبول میکنه کامل آمادگی نداره. اگر شغلی بگیرین که از اول کامل آماده هستین شما برای اون کار زیادی هستین. قراره حداقل شش ماه طول بکشه که احساس کنین دستتون اومده چکار باید بکنین و ۱۲ تا ۱۸ ماه طول بکشه تا شما احساس کنین که سوار کار شدین. کسی هم که شما رو استخدام میکنه با همین دید استخدام میکنه. عین گیاهی که میکارن توی گلدون کمی بزرگتر و میگن رشد میکنه اندازه میشه.
۲. فراموش نکنین که مدیر شما به ضرر خودش کار نمیکنه. شرکت هم مال پدر شما نیست که بخواد دل شما رو به دست بیاره. در نتیجه اگر به شما پیشنهادی برای مسولیت بیشتر، عنوان جدید، حوزه جدید کاری میده فقط به خاطر اینه که با احتمال خوبی فکر میکنه شما میتونین موفق بشین. و ایشون یک چیزی در شما دیده که شما هنوز نمیتونید در خودتون ببینین. به قضاوتشون اعتماد کنین و یادتون نره کسی عاشق چشم و ابروی شما نیست که بیدلیل موقعیتی رو پیشنهاد بده.
۳. حتی اگر شکست هم بخورین، شکست رو به جلو خوردین. من در این کار جدید شکست هم بخورم باز در رزومهام تجربه اداره یک تیم بزرگ ۲۰۰ نفره رو دارم که سطح بالایی از لیدرشیپ هست. رزومه من تا ابد با قبل از این کار فرق کرده. یا موفق میشین و مهارت یا پوزیشن جدید رو یاد میگیرید یا شکست میخورین و از این شکست رو به جلو یاد میگیرید.
بدترین کار درجا زدن از ترسه. از ترسیدن نترسید. ترس بخشی از پروسه انسانی رشد هست. ریسک حساب شده بکنین، برین توی دل ترس. تنها راه خروج از ترس از میان ترسه. ترس رو نمیشه دور زد.
موفق باشین 🕊🌱
چندین دفعه در مکالمات پیش آمده دوستان یک سری سمتهایی که مدیرشون بهشون پیشنهاد کرده قبول نکردن چون احساس کردن مدیر اشتباه میکنه و اینها آمادگی ندارند.
چندتا نکته:
۱. هیچ کس اولش برای شغل جدیدی که قبول میکنه کامل آمادگی نداره. اگر شغلی بگیرین که از اول کامل آماده هستین شما برای اون کار زیادی هستین. قراره حداقل شش ماه طول بکشه که احساس کنین دستتون اومده چکار باید بکنین و ۱۲ تا ۱۸ ماه طول بکشه تا شما احساس کنین که سوار کار شدین. کسی هم که شما رو استخدام میکنه با همین دید استخدام میکنه. عین گیاهی که میکارن توی گلدون کمی بزرگتر و میگن رشد میکنه اندازه میشه.
۲. فراموش نکنین که مدیر شما به ضرر خودش کار نمیکنه. شرکت هم مال پدر شما نیست که بخواد دل شما رو به دست بیاره. در نتیجه اگر به شما پیشنهادی برای مسولیت بیشتر، عنوان جدید، حوزه جدید کاری میده فقط به خاطر اینه که با احتمال خوبی فکر میکنه شما میتونین موفق بشین. و ایشون یک چیزی در شما دیده که شما هنوز نمیتونید در خودتون ببینین. به قضاوتشون اعتماد کنین و یادتون نره کسی عاشق چشم و ابروی شما نیست که بیدلیل موقعیتی رو پیشنهاد بده.
۳. حتی اگر شکست هم بخورین، شکست رو به جلو خوردین. من در این کار جدید شکست هم بخورم باز در رزومهام تجربه اداره یک تیم بزرگ ۲۰۰ نفره رو دارم که سطح بالایی از لیدرشیپ هست. رزومه من تا ابد با قبل از این کار فرق کرده. یا موفق میشین و مهارت یا پوزیشن جدید رو یاد میگیرید یا شکست میخورین و از این شکست رو به جلو یاد میگیرید.
بدترین کار درجا زدن از ترسه. از ترسیدن نترسید. ترس بخشی از پروسه انسانی رشد هست. ریسک حساب شده بکنین، برین توی دل ترس. تنها راه خروج از ترس از میان ترسه. ترس رو نمیشه دور زد.
موفق باشین 🕊🌱
❤831👍188❤🔥20💯13🕊10👎3
ویدیوی کوتاه خدمت شما.
پذیرش افراد خانواده به معنی تایید رفتارشون نیست. بلکه به معنی اینه که دست از تقلا برای گرفتن تایید اونها به هر قیمتی دست برمیداریم. رها میشیم.
https://youtube.com/shorts/8So5NGKgyik?feature=share
پذیرش افراد خانواده به معنی تایید رفتارشون نیست. بلکه به معنی اینه که دست از تقلا برای گرفتن تایید اونها به هر قیمتی دست برمیداریم. رها میشیم.
https://youtube.com/shorts/8So5NGKgyik?feature=share
YouTube
پذیرش افراد خانواده الزاما به معنی تایید اونها نیست
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
❤177👍74💯10
آمریکاییها یک اصطلاحی دارند میگن
Don't set yourself on fire to keep others warm
خودت رو آتش نزن که بقیه سردشون نشه.
#فکرهایظهرجمعه
Don't set yourself on fire to keep others warm
خودت رو آتش نزن که بقیه سردشون نشه.
#فکرهایظهرجمعه
❤500👍142💯28💔20❤🔥12👎1
Forwarded from Azar
سالهااااا پیش یک بار جمله ای خوندم که خیلی به نظرم مهم بود. و در نگاه من در ارتباط با رفتارم با دخترم ، خیلی تاثیر گذار بود.
متاسفانه منبع و عین جمله رو به خاطر ندارم.
ولی مضمون اون تو ذهنم حسابی ثبت شده.
اونم اینکه اگر پدر و مادری فرزندشون رو دوست داشته باشن، این نشونه ی موفقیت والدین نیست. چون طبق طبیعت و غریزه شون عمل کردن و لزوما هنر خاصی نکردن.
ولی اگر فرزندان اونها به نحوی رشد کرده باشن که در سن بلوغ و بعد از آن، قلبا در خلوتشون پدرو مادرشان رو دوست داشته باشند، این یعنی پدرو مادر موفقی داشتن.
یعنی ما به عنوان والدین باید این نکته رو درک کنیم که
«دوست داشتن» ما ، وظیفه ی فرزندان ما نیست.
بلکه نوعی درک و تفسیر درونی آنهاست با تمام مقدمات و پی آمدهای منطقی و احساسی و تجربی آنها که در زندگی با ما کسب کرده اند.
اون نگاه باعث شد، نوع انتظارات من از فرزندم به شدت تحول پیدا کنه.
و این نگاه در بلند مدت، هم موجب آرامش خودم و هم موجب آرامش اوست...
متاسفانه منبع و عین جمله رو به خاطر ندارم.
ولی مضمون اون تو ذهنم حسابی ثبت شده.
اونم اینکه اگر پدر و مادری فرزندشون رو دوست داشته باشن، این نشونه ی موفقیت والدین نیست. چون طبق طبیعت و غریزه شون عمل کردن و لزوما هنر خاصی نکردن.
ولی اگر فرزندان اونها به نحوی رشد کرده باشن که در سن بلوغ و بعد از آن، قلبا در خلوتشون پدرو مادرشان رو دوست داشته باشند، این یعنی پدرو مادر موفقی داشتن.
یعنی ما به عنوان والدین باید این نکته رو درک کنیم که
«دوست داشتن» ما ، وظیفه ی فرزندان ما نیست.
بلکه نوعی درک و تفسیر درونی آنهاست با تمام مقدمات و پی آمدهای منطقی و احساسی و تجربی آنها که در زندگی با ما کسب کرده اند.
اون نگاه باعث شد، نوع انتظارات من از فرزندم به شدت تحول پیدا کنه.
و این نگاه در بلند مدت، هم موجب آرامش خودم و هم موجب آرامش اوست...
❤826👍176🕊22💯16
قبلا اینجا یک پست کوتاهی نوشتم به این مضمون که به تجربه من از زندگی، تکلیف چهارتا موضوع اگر قبل از ازدواج معلوم بشه بهتره:
۱. بچه: میخواهیم یا نمیخواهیم
۲. دین: دین داریم؟ نداریم؟ اگر ادیان دو طرف متفاوته خانواده و بچهها دینشون چی هست؟ چقدر قراره رعایت کنیم؟
۳. پول: خیلی خیلی خیلی مهمه دو نفر دید یکسان به مدیریت پول داشته باشند. هر ناهماهنگی تنش ایجاد میکنه. و راستش به نظر من اکثرا اینو توجه بهش نمیکنند.
۴. نقشها و مسولیتها: آیا هردو میتونیم بریم سر کار؟ وظایف توی خونه چطور قراره تقسیم بشه؟ نقش زن و مرد بعد از تولد بچهها قراره چی بشه؟ در نگهداری از پدر و مادر نقش ما چیه؟ یک سری ارزش هستهای پشت اینها هست که اگر تفاوت داشته باشند سخت میشه جمع و جور کرد.
چند وقت پیش یک پادکستی گوش میدادم در مورد تاثیر این داروهای لاغری مثل اوزمپیک بر ازدواج. داستان یک خانوم و آقای تپل و عاشقی بود که خانوم با کمک این داروها بالاخره تونسته بود به وزن دلخواهش برسه. و تازه کشف کرده بود که خیلی جاها که آدم باحالی بوده چون اعتماد به نفس نداشته که نه بگه. برای همین موافق جمع رفتار میکرده. وگرنه آنقدرها هم از مشروب خوشش نمیاد و واقعا ترجیح میده ساعت ده شب بخوابه به جای اینکه بره مهمونی. مفسر میگفت کسایی که ازدواجهای موفقتر دارند در تعریف هویت زوجی که هستند خیلی منعطف هستند. اگر خیلی اصرار به خرج بدین که "ما اهل دویدن هستیم. یا اهل تئاتر هستیم. یا هر چهارشنبه باید بریم فلان کلوپ رقص" خیلی آسیبپذیرتر میشین. زوجهایی که یک دایره وسیعی به همدیگه میدن که هویت شخصیشون رو تعریف و بازتعریف کنند و هنوز در این هویت دوتایی بگنجند خیلی موفقتر عمل میکنند.
و آخرش هم بعضی دوستان اینجا به درستی اشاره کردند که واقعا مهمترین مهارت در هر رابطهای، مهارت حل اختلاف هست. آدمها بالاخره یه جایی توی مسیر زندگی عوض میشن، یا به مشکل برمیخورن. اونجا چطور این تعارض رو حل و فصل میکنند خیلی مهمه. آیا اصلا حل میکنند؟
در رفتار سازمانی حداقل من میدونم که پنج استایل حل تعارض رو شناسایی کردهاند: اجتناب، تسلیم، تهاجم، تعامل، و مصالحه. هرکدوم از ماها یک استایل ناخودآگاه داریم که دائم به اونپناه میبریم. برای شروع خوبه که راجع به همه استایلها بدونیم.
https://maktabkhooneh.org/mag/conflict-resolution/
لینک پادکست:
https://www.nytimes.com/2025/10/07/podcasts/the-daily/marriage-sex-in-ozempic.html
۱. بچه: میخواهیم یا نمیخواهیم
۲. دین: دین داریم؟ نداریم؟ اگر ادیان دو طرف متفاوته خانواده و بچهها دینشون چی هست؟ چقدر قراره رعایت کنیم؟
۳. پول: خیلی خیلی خیلی مهمه دو نفر دید یکسان به مدیریت پول داشته باشند. هر ناهماهنگی تنش ایجاد میکنه. و راستش به نظر من اکثرا اینو توجه بهش نمیکنند.
۴. نقشها و مسولیتها: آیا هردو میتونیم بریم سر کار؟ وظایف توی خونه چطور قراره تقسیم بشه؟ نقش زن و مرد بعد از تولد بچهها قراره چی بشه؟ در نگهداری از پدر و مادر نقش ما چیه؟ یک سری ارزش هستهای پشت اینها هست که اگر تفاوت داشته باشند سخت میشه جمع و جور کرد.
چند وقت پیش یک پادکستی گوش میدادم در مورد تاثیر این داروهای لاغری مثل اوزمپیک بر ازدواج. داستان یک خانوم و آقای تپل و عاشقی بود که خانوم با کمک این داروها بالاخره تونسته بود به وزن دلخواهش برسه. و تازه کشف کرده بود که خیلی جاها که آدم باحالی بوده چون اعتماد به نفس نداشته که نه بگه. برای همین موافق جمع رفتار میکرده. وگرنه آنقدرها هم از مشروب خوشش نمیاد و واقعا ترجیح میده ساعت ده شب بخوابه به جای اینکه بره مهمونی. مفسر میگفت کسایی که ازدواجهای موفقتر دارند در تعریف هویت زوجی که هستند خیلی منعطف هستند. اگر خیلی اصرار به خرج بدین که "ما اهل دویدن هستیم. یا اهل تئاتر هستیم. یا هر چهارشنبه باید بریم فلان کلوپ رقص" خیلی آسیبپذیرتر میشین. زوجهایی که یک دایره وسیعی به همدیگه میدن که هویت شخصیشون رو تعریف و بازتعریف کنند و هنوز در این هویت دوتایی بگنجند خیلی موفقتر عمل میکنند.
و آخرش هم بعضی دوستان اینجا به درستی اشاره کردند که واقعا مهمترین مهارت در هر رابطهای، مهارت حل اختلاف هست. آدمها بالاخره یه جایی توی مسیر زندگی عوض میشن، یا به مشکل برمیخورن. اونجا چطور این تعارض رو حل و فصل میکنند خیلی مهمه. آیا اصلا حل میکنند؟
در رفتار سازمانی حداقل من میدونم که پنج استایل حل تعارض رو شناسایی کردهاند: اجتناب، تسلیم، تهاجم، تعامل، و مصالحه. هرکدوم از ماها یک استایل ناخودآگاه داریم که دائم به اونپناه میبریم. برای شروع خوبه که راجع به همه استایلها بدونیم.
https://maktabkhooneh.org/mag/conflict-resolution/
لینک پادکست:
https://www.nytimes.com/2025/10/07/podcasts/the-daily/marriage-sex-in-ozempic.html
مکتوب | مجله علمی و آموزشی مکتب خونه
حل تعارض | 5 راهکار حل تعارض | مکتوب-مجله علمی آموزشی مکتبخونه
انسانهای مختلف در مواجهه با تعارضهایشان، واکنشها و راهکارهای متفاوتی برای حل تعارض نشان میدهند. که در این مقاله 5 راهکار حل تعارض را بیان میکنیم.
❤416👍95💯8👎3
یادمه سال ۲۰۱۸ که برای شغل مدیریت ریسک آمریکای شمالی اپلای کردم نشستم جلوی رئیس آینده برای مصاحبه. مدیر قبلی رو بعد از ده ماه عذر خواسته بودند و رئیس داشت توضیح میداد که رابطه ساختن با بالاییها خیلی مهمه.
مدیر کل آمریکای شمالی و رئیسِ رئیس یک آقای نیویورکی بود. رئیس من هی دو دفعه تکرار کرد که فلانی اهل نیویورک هست و اینها خیلی رک هستند و هرکی این شغل رو بگیره باید بتونه رابطه برقرار کنه.
من دیدم هی تکرار میکنه. برگشتم گفتم فلانی، من اهل ایرانم. از پس نیویورک برمیام
I am from Iran. I can handle New York.
قاهقاه زد زیر خنده. شغل رو هم داد به ما و تا همین الان جزو منتورهای منه.
چرا اینو میگم؟ ما مهاجرها تا آخرش قراره متفاوت باشیم. هر زمان کار جدید شروع میکنیم، این تفاوته دوباره به چشم میاد. اما بهش به چشم تهدید نگاه نکنین. یه سری مزایای رقابتی داره. مهاجرها جنگجو، مقاوم، باثبات، دنیا دیده و متواضع هستند. اینها در دنیای رقابتی و متغیر امروز برای شرکتها مزیت رقابتی محسوب میشن.
آدم گاهی واقعا از متفاوت بودن خسته میشه. حق دارین. اما به طور کلی ازش معذب نشین. به چشم یک سوپر پاور ببینید. اما حتی قهرمانها هم گاهی استراحت لازم دارند. 🌱
مدیر کل آمریکای شمالی و رئیسِ رئیس یک آقای نیویورکی بود. رئیس من هی دو دفعه تکرار کرد که فلانی اهل نیویورک هست و اینها خیلی رک هستند و هرکی این شغل رو بگیره باید بتونه رابطه برقرار کنه.
من دیدم هی تکرار میکنه. برگشتم گفتم فلانی، من اهل ایرانم. از پس نیویورک برمیام
I am from Iran. I can handle New York.
قاهقاه زد زیر خنده. شغل رو هم داد به ما و تا همین الان جزو منتورهای منه.
چرا اینو میگم؟ ما مهاجرها تا آخرش قراره متفاوت باشیم. هر زمان کار جدید شروع میکنیم، این تفاوته دوباره به چشم میاد. اما بهش به چشم تهدید نگاه نکنین. یه سری مزایای رقابتی داره. مهاجرها جنگجو، مقاوم، باثبات، دنیا دیده و متواضع هستند. اینها در دنیای رقابتی و متغیر امروز برای شرکتها مزیت رقابتی محسوب میشن.
آدم گاهی واقعا از متفاوت بودن خسته میشه. حق دارین. اما به طور کلی ازش معذب نشین. به چشم یک سوپر پاور ببینید. اما حتی قهرمانها هم گاهی استراحت لازم دارند. 🌱
❤1.02K👍189❤🔥58💯28🕊15😁6
من واقعا از اینکه مجبور باشم صبح هی سر یک ساعت خاص، قبل از اینکه کامل استراحت کرده باشم بیدار بشم بدم میاد. وقتایی که مثل امروز شبش خوب نخوابیدم که دیگه بدتر. قشنگ عصبانی از خواب پا میشم.
از زنگ ساعت واقعا بدم میاد.
خیلی هم آدم مسولیت پذیری هستم، بیدار هم میشم، ساعت ۵ و نیم صبح قطار هممیگیرم. جلسه شش صبح هم با روی خوش میرم. اما از اون قسمت بیدار شدن بدم میاد.
گفتم شما هم اگه اینجوری هستین فکر نکنین تنهایین.
سپتامبر دوهزار و هشت تازه رفته بودم سر اولین کارم. بابام زنگ زد گفت پانتهآ جان تبریک میگم. میخوام بدونی که یک روز هم خوشحال از خواب پا نخواهی شد. چون ماها کلا خستهایم. اما آبرو داریم برا همین خوب کار میکنیم اما صبحها با غصه پا میشیم. #حق #آبپاکی
از زنگ ساعت واقعا بدم میاد.
خیلی هم آدم مسولیت پذیری هستم، بیدار هم میشم، ساعت ۵ و نیم صبح قطار هممیگیرم. جلسه شش صبح هم با روی خوش میرم. اما از اون قسمت بیدار شدن بدم میاد.
گفتم شما هم اگه اینجوری هستین فکر نکنین تنهایین.
سپتامبر دوهزار و هشت تازه رفته بودم سر اولین کارم. بابام زنگ زد گفت پانتهآ جان تبریک میگم. میخوام بدونی که یک روز هم خوشحال از خواب پا نخواهی شد. چون ماها کلا خستهایم. اما آبرو داریم برا همین خوب کار میکنیم اما صبحها با غصه پا میشیم. #حق #آبپاکی
❤1.09K😁384👍170💔46💯31🕊7
Forwarded from Maziyar Yousefizad
سلام بر پانتهآ عزیز،
امیدوارم خوب باشی و آخر هفته در پیش، بسیار خوش بگذره. 😎
این پست آخر تلگرامت راجع به زحمات سر کار رفتن خیلی جالب بود و دیدم اکثرا مخاطبین همزادپنداری کردند. یادمه من هم اون زمان که در بانک کار میکردم، همچین حالتی رو داشتم، مخصوصا در صبحهای سرد و تاریک پاییز و زمستون اینجا و زمانهاییکه پروژه به خوبی پیش نمیرفت.
خوشبختانه الان که مدیر فاند هستم و کار اصلیام تریدینگ و در نهایت یک بازی بزرگ (البته سخت) در بازار هست، اتفاقا منتظرم دوشنبه سر برسه و مشغول کار بشیم.
من چندین سال هست که منتورشیپ کارم رو انجام میدم و به تعداد زیادی در ایران و خارج ایران آموزش دادم.
حالا من با دیدن پستت و فیدبک مخاطبین، یک پیشنهاد به نظرم رسید که احتمالا برای بسیاری از آنها مفید باشه.
من از چند روز پیش یک دوره رایگان مقدمات تریدینگ آپشن ستاپ کردم و تعداد خوبی هم به این گروه جوین شدند، البته هنوز کار شروع نشده است و تایمینگ خوبی شد با پست تو.
اگر مایل باشی میتونی این دوره را با مخاطبینت هم در میان بگذاری که شرکت کنند و با این مفاهیم کاربردی آشنا بشند و اگر بعدا خواستند بیان در دوره منتورشیپ و تحت نظارت من فعالیت کنند. من کل مراحل کار کنارشون هستم و همه موارد رو زیر نظر من انجام میدهند.
من ۲۰ سال تجربه این کار رو دارم و طبق فیدبک سایرین، معلم خوبی هم هستم و معتقدم این آموزشهای کاربردی اگر در کنار یک منتور با تجربه آموخته بشه، میتونه مقدار زیادی کمک مالی و آسودگی ذهنی براشون به همراه داشته باشه.
من لینک گروه جدید رو میگذارم و روز یکشنبه هم یک جلسه زوم برای اعضا اونگروه اجرا میکنم تا کاملا در جریان کار قرار بگیرند و سؤالاتشون رو بپرسند. باعث افتخاره اگر برای مخاطبین کانال تو هم مفید باشه.
قربانت
مازیار
https://news.1rj.ru/str/+Ic7Fsn4A2EU3Mzgx
امیدوارم خوب باشی و آخر هفته در پیش، بسیار خوش بگذره. 😎
این پست آخر تلگرامت راجع به زحمات سر کار رفتن خیلی جالب بود و دیدم اکثرا مخاطبین همزادپنداری کردند. یادمه من هم اون زمان که در بانک کار میکردم، همچین حالتی رو داشتم، مخصوصا در صبحهای سرد و تاریک پاییز و زمستون اینجا و زمانهاییکه پروژه به خوبی پیش نمیرفت.
خوشبختانه الان که مدیر فاند هستم و کار اصلیام تریدینگ و در نهایت یک بازی بزرگ (البته سخت) در بازار هست، اتفاقا منتظرم دوشنبه سر برسه و مشغول کار بشیم.
من چندین سال هست که منتورشیپ کارم رو انجام میدم و به تعداد زیادی در ایران و خارج ایران آموزش دادم.
حالا من با دیدن پستت و فیدبک مخاطبین، یک پیشنهاد به نظرم رسید که احتمالا برای بسیاری از آنها مفید باشه.
من از چند روز پیش یک دوره رایگان مقدمات تریدینگ آپشن ستاپ کردم و تعداد خوبی هم به این گروه جوین شدند، البته هنوز کار شروع نشده است و تایمینگ خوبی شد با پست تو.
اگر مایل باشی میتونی این دوره را با مخاطبینت هم در میان بگذاری که شرکت کنند و با این مفاهیم کاربردی آشنا بشند و اگر بعدا خواستند بیان در دوره منتورشیپ و تحت نظارت من فعالیت کنند. من کل مراحل کار کنارشون هستم و همه موارد رو زیر نظر من انجام میدهند.
من ۲۰ سال تجربه این کار رو دارم و طبق فیدبک سایرین، معلم خوبی هم هستم و معتقدم این آموزشهای کاربردی اگر در کنار یک منتور با تجربه آموخته بشه، میتونه مقدار زیادی کمک مالی و آسودگی ذهنی براشون به همراه داشته باشه.
من لینک گروه جدید رو میگذارم و روز یکشنبه هم یک جلسه زوم برای اعضا اونگروه اجرا میکنم تا کاملا در جریان کار قرار بگیرند و سؤالاتشون رو بپرسند. باعث افتخاره اگر برای مخاطبین کانال تو هم مفید باشه.
قربانت
مازیار
https://news.1rj.ru/str/+Ic7Fsn4A2EU3Mzgx
❤96👎75👍19
صبح شما به خیر.
اینجای دنیا اول هفته است.
دیشب در پیامها یک موضوعی پیش آمد که گفتم اینجا هم مطرح کنم. شاید کسی نیاز داشته باشه بشنوه.
استراحت نشانه ضعف نیست. نشانه تنبلی نیست. برنامه ریزی عامدانه برای استراحت از مهارتهای مهم رهبران موثره. مرتب هم باید با تغییر مسولیتها دوباره برنامه رو منظم کرد. یکسان نمیمونه.
واقعیت اینه که یا ماها خودمون جلو جلو و منظم استراحت میکنیم، یا بدن مریض میشه و مجبورمون میکنه استراحت کنیم.
اینه که اگر کسی گفت استراحت [جسمی یا روحی] نشانه تنبلی یا ضعف هست گوش ندین. به جاش وقت بگذارین خودتون و بدنتون رو بشناسید و واقعگرایانه برای بدنی که دارید برنامه بریزید.
و اصولا اینکه بدونین به حرف کی گوش بدین و به چه حرفی گوش ندین هم از اون مهارتهاست که باید تمرین کرد.
موفق باشین 🌱
اینجای دنیا اول هفته است.
دیشب در پیامها یک موضوعی پیش آمد که گفتم اینجا هم مطرح کنم. شاید کسی نیاز داشته باشه بشنوه.
استراحت نشانه ضعف نیست. نشانه تنبلی نیست. برنامه ریزی عامدانه برای استراحت از مهارتهای مهم رهبران موثره. مرتب هم باید با تغییر مسولیتها دوباره برنامه رو منظم کرد. یکسان نمیمونه.
واقعیت اینه که یا ماها خودمون جلو جلو و منظم استراحت میکنیم، یا بدن مریض میشه و مجبورمون میکنه استراحت کنیم.
اینه که اگر کسی گفت استراحت [جسمی یا روحی] نشانه تنبلی یا ضعف هست گوش ندین. به جاش وقت بگذارین خودتون و بدنتون رو بشناسید و واقعگرایانه برای بدنی که دارید برنامه بریزید.
و اصولا اینکه بدونین به حرف کی گوش بدین و به چه حرفی گوش ندین هم از اون مهارتهاست که باید تمرین کرد.
موفق باشین 🌱
❤603👍154💯32🥰6
پانتهآ وزیری
به نظر من یکی از مهارتهای مهم زندگی که باید مخصوصا به جوانها یاد داد اینه که: هر فکری توی سرتون میاد باور نکنید، گاهی اصلا مخاطب شما نیستید. قبلا هم صحبت کرده بودم که به نظر خودم یکی از مهمترین کارهایی که برای مانیشا کردهام اینه که قسمتهای مختلف مغز رو…
یه داستان براتون تعریف کنم درباره اینگفتگوهای توی ذهن.
کمیته اجرایی شرکت مجموعه قدرتمندترین افراد شرکته. من جزو اون هسته نیستم اما یه لایه بعدی هستم و دیروز دعوت بودم بعضی بخشهای جلسهشون رو گوش بدم.
خانومی داشت استراتژی بخش خودش رو توضیح میداد. من دستم رو بالا کردم گفتم در فلان مورد که از تیم من به عنوان یک اهرم رشد اسم بردی، دقیقا چه مواردی در نظر داری انجام بدی و از من چه کمکی برمیاد؟
برگشت گفت پانتهآ من در این مورد استراتژی تو رو به عنوان یک تیم گلوبال قبول دارم و به نظرم کاری که تو داری میکنی کاملا درسته.
یهو یکی توی مغز من با صدای وحشت زده پرسید: ما دقیقا داریم چکار میکنیم؟ این چیچی رو قبول داره؟ 🤪
What am I doing?
کمیته اجرایی شرکت مجموعه قدرتمندترین افراد شرکته. من جزو اون هسته نیستم اما یه لایه بعدی هستم و دیروز دعوت بودم بعضی بخشهای جلسهشون رو گوش بدم.
خانومی داشت استراتژی بخش خودش رو توضیح میداد. من دستم رو بالا کردم گفتم در فلان مورد که از تیم من به عنوان یک اهرم رشد اسم بردی، دقیقا چه مواردی در نظر داری انجام بدی و از من چه کمکی برمیاد؟
برگشت گفت پانتهآ من در این مورد استراتژی تو رو به عنوان یک تیم گلوبال قبول دارم و به نظرم کاری که تو داری میکنی کاملا درسته.
یهو یکی توی مغز من با صدای وحشت زده پرسید: ما دقیقا داریم چکار میکنیم؟ این چیچی رو قبول داره؟ 🤪
What am I doing?
😁511❤146💯3🎉1
امروز مانیشا رو گذاشتم کلاس فارسی بعد گفتم بذار به جای اینکه مثل همیشه برم کافه بشینم، برم پیاده روی. جاتون خالی.
یه جایی نوشته بود پاییز مثل زن زیباییست که داره پیر میشه 🍁
یه جایی نوشته بود پاییز مثل زن زیباییست که داره پیر میشه 🍁
❤807❤🔥76👍25🥰12🕊4💯2
امروز صبح کنار صبحانه مانیشا یک نارنگی گذاشته بودم.
دیدم دونه دونه داره اون تارهای سفید روشون رو جدا میکنه، یاد نارنگی خوردن بچگی خودم افتادم.
گفتم ببین من بچه بودم یه پر نارنگی رو برمیداشتم، بعد اینجوری با دندون پوسته روش رو یه سوراخ میکردم، بعد اینجوری یواااااشی پوست روش رو میکندم و (با قیافه ظفرمند) این گوشت شیرین توش رو میخوردم.
دیدم بچه با چشمای گرد به من خیره شده.
گفتم بابا اون موقع اینترنت نبود، تلفن نبود، ما وقت زیاد داشتیم 😁🤣
دیدم دونه دونه داره اون تارهای سفید روشون رو جدا میکنه، یاد نارنگی خوردن بچگی خودم افتادم.
گفتم ببین من بچه بودم یه پر نارنگی رو برمیداشتم، بعد اینجوری با دندون پوسته روش رو یه سوراخ میکردم، بعد اینجوری یواااااشی پوست روش رو میکندم و (با قیافه ظفرمند) این گوشت شیرین توش رو میخوردم.
دیدم بچه با چشمای گرد به من خیره شده.
گفتم بابا اون موقع اینترنت نبود، تلفن نبود، ما وقت زیاد داشتیم 😁🤣
😁877❤141👍26❤🔥11💯6
به نظر من دوتا گروه توی زندگی مهمان ما هستند اما آدمها اکثرا حواسشون نیست و فکر میکنند مالک اون رابطه هستند.
۱. بچهها مهمان پدر و مادر هستند. بچهها قراره هجده سال مهمان ما باشند و دههها بعد از اون روی پای خودشون وایسن. خیلی زمان کم و با ارزشی باهاشون داریم.
۲. نیروهایی که ما رییسشون هستیم مهمان ما هستند. کمتر کسی توی زندگی شغلی یک نفر به اندازه رئیس آدم تاثیر داره. اون چند صباحی که مدیر کسی هستیم مهمان ما هستند. یک فرصتی به ما داده شده که با اعمالمون دیدگاههای انسانی رو شکل بدیم و مسیر شغلیش و حتی زندگیش رو تغییر بدیم. اما رابطه قراره فقط چند سال طول بکشه. اهمیت مسولیت این چند سال رو جدی بگیریم.
۱. بچهها مهمان پدر و مادر هستند. بچهها قراره هجده سال مهمان ما باشند و دههها بعد از اون روی پای خودشون وایسن. خیلی زمان کم و با ارزشی باهاشون داریم.
۲. نیروهایی که ما رییسشون هستیم مهمان ما هستند. کمتر کسی توی زندگی شغلی یک نفر به اندازه رئیس آدم تاثیر داره. اون چند صباحی که مدیر کسی هستیم مهمان ما هستند. یک فرصتی به ما داده شده که با اعمالمون دیدگاههای انسانی رو شکل بدیم و مسیر شغلیش و حتی زندگیش رو تغییر بدیم. اما رابطه قراره فقط چند سال طول بکشه. اهمیت مسولیت این چند سال رو جدی بگیریم.
❤1.02K👍231❤🔥56💯14💔5