POV – Telegram
وقتی از همه‌چیز فیلم و عکس‌ میگیرم تا همیشه داشته باشمشون درصورتی که اونا هیچ اهمیتی نمیدن<
وقتی دوسش داری اما اون داره درباره یکی دیگه باهات حرف میزنه و کمک میخواد<
وقتی وسط گریه کردن دیگه نفست بالا نمیاد<
وقتی میبینی داره با کاراش زندگیشو نابود میکنه ولی نمی‌تونی بهش کمک کنی چون دیگه نسبتی ندارین<
وقتی فقط بخاطر منافع خودش باهات در ارتباطه و هرموقع کارش تموم میشه ولت می‌کنه<
وقتی خود واقعیت رو هم یادت رفته<
وقتی به این نتیجه میرسم که اون باهام حرف نمیزنه و صرفا فقط جوابمو میده<
وقتی دوست صمیمیت بهت ممه نمیده<
وقتی نمیفهمه نباید دوست صمیمیشو وارد رابطه‌ش با پارتنر و زندگی شخصیش بکنه<
وقتی با ذوق چیزایی که دوست داری رو به خانواد‌ه‌ت نشون میدی و اونا توجهی نمیکنن بهت<
وقتی از مکالمات بزرگسالانه طفره میرن<
وقتی فکرمیکردی خیلی بهت اهمیت میده و الان میبینی که زارت<
وقتی داری از مشکلاتت میگی اما اونا اصلا اهمیت نمیدن و برمیگردن به بحث راجب خودشون<
وقتی سعی میکنی با همکلاسیات ارتباط برقرار کنی اما تنها چیزی که براشون اهمیت داره جنس مخالفه<
وقتی بغض داری اما باید طوری رفتار کنی که کسی متوجه نشه<
وقتی از هرکسی انتظار داشتی پشت سرت حرف بزنه جز اونی که مثلا دوست صمیمیت بود<
وقتی با ذوق چیزیو تعریف میکنی اما کسی اهمیت نمیده پس صداتو کم‌کم میاری پایین<
وقتی دلت میخواد مثل قبل باهاش حرف بزنی اما هیچی دیگه مثل قبل نیست<
وقتی چیزی گفتن که باعث ناراحتیت شده اما نباید ریکشنی نشون بدی تا بهت نگن بی‌جنبه<
وقتی با اون کسی که کل بچهای کلاس طرفشن بحث کردی و الان مقصر تویی<
وقتی با اون کسی که کل بچهای کلاس دوسش دارن دعوا کردی و همچی میوفته گردن تو<