POV – Telegram
وقتی اخرین تیکه پیتزا رو میزاری یخچال که بعدا بخوری اما میفهمی که برادرت/خواهرت اونو خورده<
وقتی حس اضافه بودن داری<
وقتی همیشه تو اونی هستی که اول پیام میده<
وقتی رفتارش تاکسیکه اما ریکشن تورو سرزنش می‌کنه<
وقتی هنوزم ته قلبت جاش محکمه برات<
وقتی رو مود حرف زدن نیستی اما همچنان ازت سوال میپرسن<
POV
وقتی خودشون باعث شدن شخصیت احساسی‌ای نداشته باشی و الان بهت میگن بی احساس<
وقتی ابراز علاقه سخته برات اما لقب بی‌احساس رو میدن بهت<
وقتی فیلمام با دوستامو میبینم و متوجه میشم دیگه مثل قبل نمیشیم و فقط با خاطراتشون باید زندگی کنم<
وقتی دیگه امیدی به مثل قبل شدنتون نیست<
وقتی از همه‌چیز فیلم و عکس‌ میگیرم تا همیشه داشته باشمشون درصورتی که اونا هیچ اهمیتی نمیدن<
وقتی دوسش داری اما اون داره درباره یکی دیگه باهات حرف میزنه و کمک میخواد<
وقتی وسط گریه کردن دیگه نفست بالا نمیاد<
وقتی میبینی داره با کاراش زندگیشو نابود میکنه ولی نمی‌تونی بهش کمک کنی چون دیگه نسبتی ندارین<
وقتی فقط بخاطر منافع خودش باهات در ارتباطه و هرموقع کارش تموم میشه ولت می‌کنه<
وقتی خود واقعیت رو هم یادت رفته<
وقتی به این نتیجه میرسم که اون باهام حرف نمیزنه و صرفا فقط جوابمو میده<
وقتی دوست صمیمیت بهت ممه نمیده<
وقتی نمیفهمه نباید دوست صمیمیشو وارد رابطه‌ش با پارتنر و زندگی شخصیش بکنه<
وقتی با ذوق چیزایی که دوست داری رو به خانواد‌ه‌ت نشون میدی و اونا توجهی نمیکنن بهت<
وقتی از مکالمات بزرگسالانه طفره میرن<
وقتی فکرمیکردی خیلی بهت اهمیت میده و الان میبینی که زارت<