POV – Telegram
وقتی دوست صمیمیت بهت ممه نمیده<
وقتی نمیفهمه نباید دوست صمیمیشو وارد رابطه‌ش با پارتنر و زندگی شخصیش بکنه<
وقتی با ذوق چیزایی که دوست داری رو به خانواد‌ه‌ت نشون میدی و اونا توجهی نمیکنن بهت<
وقتی از مکالمات بزرگسالانه طفره میرن<
وقتی فکرمیکردی خیلی بهت اهمیت میده و الان میبینی که زارت<
وقتی داری از مشکلاتت میگی اما اونا اصلا اهمیت نمیدن و برمیگردن به بحث راجب خودشون<
وقتی سعی میکنی با همکلاسیات ارتباط برقرار کنی اما تنها چیزی که براشون اهمیت داره جنس مخالفه<
وقتی بغض داری اما باید طوری رفتار کنی که کسی متوجه نشه<
وقتی از هرکسی انتظار داشتی پشت سرت حرف بزنه جز اونی که مثلا دوست صمیمیت بود<
وقتی با ذوق چیزیو تعریف میکنی اما کسی اهمیت نمیده پس صداتو کم‌کم میاری پایین<
وقتی دلت میخواد مثل قبل باهاش حرف بزنی اما هیچی دیگه مثل قبل نیست<
وقتی چیزی گفتن که باعث ناراحتیت شده اما نباید ریکشنی نشون بدی تا بهت نگن بی‌جنبه<
وقتی با اون کسی که کل بچهای کلاس طرفشن بحث کردی و الان مقصر تویی<
وقتی با اون کسی که کل بچهای کلاس دوسش دارن دعوا کردی و همچی میوفته گردن تو<
وقتی از سرعت میترسی و اتفاقا اسنپ مثل *** رانندگی می‌کنه<
وقتی چهارشنبه‌م بدون بدترین شیطان قراره بگذره<
وقتی چهارشنبه اومده اما بدترین شیطان دیگه نمیاد<
وقتی چهارشنبه شده اما بدترین شیطان تموم شده<
وقتی خودت بزرگش کردی و الان پر از ادعاست<
وقتی یه‌کاری می‌کنه و می‌بینی اونم مثل بقیه‌س<
وقتی خودت میدونی اضافه وزن داری ولی به روت میارن<