POV – Telegram
وقتی فکر می‌کردی اگه بری دانشگاه با آدمای بزرگ و خفنی آشنا می‌شی درحالیکه فهمیدی دانشگاه از مهدکودکم مهدکودک‌تره <<
وقتی نامه‌ها و یادگاری‌های دوران مدرسه‌ات رو پیدا می‌کنی و پرت می‌شی به اون دوران >>
وقتی برای ارتباط گرفتن با کراشت فقط تا «سلام چطوری؟» رو بلدی و بعد از کائنات می‌خوای کمکت کنن<
وقتی دوستات بعد اینکه تو رابطه میرن عوض میشن و فراموشت می‌کنن<
وقتی از پایتخت ۷ خوشت اومده ولی می‌بینی همه تو فضای مجازی دارن ازش بد میگن <
وقتی حتی توی دعوا کردن هم تن صداش رو بالا نمی‌بره و جوری باهات حرف میزنه که ناراحت نشی >>>
POV : زندگی اونقدر سخت میشه که تصمیم میگیری بجای گریه، بخندی.
وقتی گوشیم انقدر خلوته که بعد از 12 ساعت خوابیدن تنها پیامی که گرفتم از پینترست بود :
وقتی تو دعوا حرفایی رو بهت می‌زنه که بعدش تو سکوت صدای شکسته شدن قلبتو می‌شنوی <
POV : از اینکه کسی رو از دست بدی می‌ترسی ، اما هیچکس برای از دست دادن تو ناراحت نمی‌شه.
وقتی در انتها می‌فهمی این دنیا به درد توعه درونگرا نمی‌خوره<
POV : you say it's all alright but you're not who's up at night
وقتی اونی که کل زندگیت ازش متنفر بودی برمیگرده و میگه : دلم برات تنگ شده <<<
وقتی دوست قدیمیت یهو پیام میده و میگه: خیلی وقت بود ازت خبری نبود. دلم برات تنگ شده >
وقتی تا یه ذره با فامیل میگی میخندی سریع بهت میگن عه راستی من اینستاتو ندارم <
وقتی از کنار یه بچه کوچیک رد می‌شی و اون با خنده برمی‌گرده و برات دست تکون می‌ده >
وقتی یه پیام ریسکی فرستادی و الآن داری کل شهر رو جارو می‌زنی تا حواست پرت شه <<<<
آمادگی هرچیزی رو دارم بجز ۱۶فروردین.