Forwarded from عکس نگار
.
🔺پرونده دریاچه ارومیه؛ متهم به صحنه برمیگردد!
✍شفیع بهرامیان-روزنامهنگار
▫️قسمت اول: عیسی کلانتری وزیر کشاورزی دولتهای دهه ۶۰ و ۷۰
با بررسی دقیق اسناد معتبر (گزارشهای وزارت نیرو، سازمان حفاظت محیط زیست، دانشگاهها و نهادهای بینالمللی مانند UNDP) و تطبیق با اظهارات کارشناسی خلاصهای از آنچه بر دریاچه ارومیه در ۳۰ سال گذشته رفته است؛ البته در این یادداشت به بلعیدن سالانه بیش از ۶ هزار میلیارد تومان توسط مافیای آب -فعلا- پرداخته نمیشود و برای ممانعت از دادن آدرس اشتباه توسط برخی از جریانهای قدرتمند مالی- رسانهای در بحث دلایل خشک شدن دریاچه ارومیه، فعلا به یکی از مقصران احتمالی این بحران پرداخته میشود.
▫️دلایل اصلی بحران دریاچه:
خشک شدن دریاچه ارومیه نتیجهی ترکیب سیاستهای ناپایدار کشاورزی و صنعتی، مدیریت نادرست منابع آبی و بیتوجهی به موازنهی اکولوژیک در سه دهه اخیر است. سوء مدیریتِ بالاخص وزرای کشاورزی و نیرو، بهویژه در دولتهای پس از جنگ و برخی مسئولان ستاد احیای دریاچه نقش محوری در این روند داشتند.
▫️مراحل بحران:
۱. دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰:
- سیاست خودکفایی کشاورزی پس از جنگ با محوریت وزارت کشاورزی (عیسی کلانتری: وزیر ۱۳۶۸-۱۳۷۹)، منجر به گسترش بیرویه اراضی زیر کشت محصولات آببر و همچنین تبدیل اراضی دیم به اراضی پایاب و آبی شد.
- سدسازیهای گسترده (مانند سدهای زرینهرود، شهرچای سیلوانا و...)، حفر چاههای عمیق و انحراف آب، حقابه طبیعی دریاچه را کاهش داد.
۲. دهههای ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۰:
- آب باقیمانده عمدتاً به کشاورزی پرمصرف (سیب، چغندر، یونجه و...) و صنایع سنگین در آذربایجانشرقی (پتروشیمی تبریز، فولاد آذربایجان و....) اختصاص یافت.
توسعه صنایع آببر از دهه ۱۳۸۰ آغاز شد و نقش موثری در تشدید بحران داشت.
- الگوی کشت اصلاح نشد و برداشت آب ۴۰درصدِ ورودی دریاچه را قطع کرد.
۳. ستاد احیای دریاچه ارومیه (از ۱۳۹۲):
- عیسی کلانتری بهعنوان اولین دبیر ستاد (۱۳۹۳-۱۴۰۰) منصوب شد.
جملهی نمادین منسوب به وی «محیطزیست برای شکم مردم است» بازتاب نگاه توسعهمحور او بود.
در این دوران اخباری مبنی بر " تلاش برای هدایت حقابه به صنایع شرق دریاچه توسط ستاد" منتشر شده است و انتقادات کارشناسی به اولویتدهی به بهرهبرداران (کشاورزی/صنعت) وجود داشته است.
- اقدامات ستاد (لایروبی رودخانهها، اصلاح الگوی کشت و...) هرچند مثبت بود، اما ناکافی ارزیابی میشود چه اینکه تاکید بسیار بر راهکارهای فنی-مهندسی و بیتوجهی به راهحلهای مدیریتی و اجتماعی سبب تشدید بحران دریاچه ارومیه شد.
▫️نتیجهگیری:
- ترکیب توسعهی کشاورزی و صنعت آببر با سدسازی بیضابطه تا ۱۴۰۰ بیش از ۷۰درصد مساحت دریاچه را خشک کرد.
- نقش کلانتری هم بهعنوان معمار سیاستهای توسعه کشاورزی دهه ۶۰-۷۰ و هم مدیر ستاد احیای دریاچه، نماد تناقض در مدیریت آب دریاچه و کشور بود. - البته عواملی چون تغییر اقلیم (کاهش ۱۵ درصد بارش) و خشکسالیهای ممتد نیز موثر بودند.
🔺 طبق گزارش سازمان حفاظت محیط زیست در سال جاری وضعیت دریاچه به مرحله غیرقابل اندازهگیری و اوج بحران رسیده و احتمالی خشکی کامل آن در شهریور ماه دور از انتظار نیست چه اینکه به اعتراف استاندار آذربایجانغربی رضا رحمانی، حتی قطرهای از آب رودخانهها و سدهای رهاسازی شده به این دریاچه نمیرسد و در مسیر تماما مورد دستبرد و استفاده قرار میگیرد!
@avinpress
🔺پرونده دریاچه ارومیه؛ متهم به صحنه برمیگردد!
✍شفیع بهرامیان-روزنامهنگار
▫️قسمت اول: عیسی کلانتری وزیر کشاورزی دولتهای دهه ۶۰ و ۷۰
با بررسی دقیق اسناد معتبر (گزارشهای وزارت نیرو، سازمان حفاظت محیط زیست، دانشگاهها و نهادهای بینالمللی مانند UNDP) و تطبیق با اظهارات کارشناسی خلاصهای از آنچه بر دریاچه ارومیه در ۳۰ سال گذشته رفته است؛ البته در این یادداشت به بلعیدن سالانه بیش از ۶ هزار میلیارد تومان توسط مافیای آب -فعلا- پرداخته نمیشود و برای ممانعت از دادن آدرس اشتباه توسط برخی از جریانهای قدرتمند مالی- رسانهای در بحث دلایل خشک شدن دریاچه ارومیه، فعلا به یکی از مقصران احتمالی این بحران پرداخته میشود.
▫️دلایل اصلی بحران دریاچه:
خشک شدن دریاچه ارومیه نتیجهی ترکیب سیاستهای ناپایدار کشاورزی و صنعتی، مدیریت نادرست منابع آبی و بیتوجهی به موازنهی اکولوژیک در سه دهه اخیر است. سوء مدیریتِ بالاخص وزرای کشاورزی و نیرو، بهویژه در دولتهای پس از جنگ و برخی مسئولان ستاد احیای دریاچه نقش محوری در این روند داشتند.
▫️مراحل بحران:
۱. دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰:
- سیاست خودکفایی کشاورزی پس از جنگ با محوریت وزارت کشاورزی (عیسی کلانتری: وزیر ۱۳۶۸-۱۳۷۹)، منجر به گسترش بیرویه اراضی زیر کشت محصولات آببر و همچنین تبدیل اراضی دیم به اراضی پایاب و آبی شد.
- سدسازیهای گسترده (مانند سدهای زرینهرود، شهرچای سیلوانا و...)، حفر چاههای عمیق و انحراف آب، حقابه طبیعی دریاچه را کاهش داد.
۲. دهههای ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۰:
- آب باقیمانده عمدتاً به کشاورزی پرمصرف (سیب، چغندر، یونجه و...) و صنایع سنگین در آذربایجانشرقی (پتروشیمی تبریز، فولاد آذربایجان و....) اختصاص یافت.
توسعه صنایع آببر از دهه ۱۳۸۰ آغاز شد و نقش موثری در تشدید بحران داشت.
- الگوی کشت اصلاح نشد و برداشت آب ۴۰درصدِ ورودی دریاچه را قطع کرد.
۳. ستاد احیای دریاچه ارومیه (از ۱۳۹۲):
- عیسی کلانتری بهعنوان اولین دبیر ستاد (۱۳۹۳-۱۴۰۰) منصوب شد.
جملهی نمادین منسوب به وی «محیطزیست برای شکم مردم است» بازتاب نگاه توسعهمحور او بود.
در این دوران اخباری مبنی بر " تلاش برای هدایت حقابه به صنایع شرق دریاچه توسط ستاد" منتشر شده است و انتقادات کارشناسی به اولویتدهی به بهرهبرداران (کشاورزی/صنعت) وجود داشته است.
- اقدامات ستاد (لایروبی رودخانهها، اصلاح الگوی کشت و...) هرچند مثبت بود، اما ناکافی ارزیابی میشود چه اینکه تاکید بسیار بر راهکارهای فنی-مهندسی و بیتوجهی به راهحلهای مدیریتی و اجتماعی سبب تشدید بحران دریاچه ارومیه شد.
▫️نتیجهگیری:
- ترکیب توسعهی کشاورزی و صنعت آببر با سدسازی بیضابطه تا ۱۴۰۰ بیش از ۷۰درصد مساحت دریاچه را خشک کرد.
- نقش کلانتری هم بهعنوان معمار سیاستهای توسعه کشاورزی دهه ۶۰-۷۰ و هم مدیر ستاد احیای دریاچه، نماد تناقض در مدیریت آب دریاچه و کشور بود. - البته عواملی چون تغییر اقلیم (کاهش ۱۵ درصد بارش) و خشکسالیهای ممتد نیز موثر بودند.
🔺 طبق گزارش سازمان حفاظت محیط زیست در سال جاری وضعیت دریاچه به مرحله غیرقابل اندازهگیری و اوج بحران رسیده و احتمالی خشکی کامل آن در شهریور ماه دور از انتظار نیست چه اینکه به اعتراف استاندار آذربایجانغربی رضا رحمانی، حتی قطرهای از آب رودخانهها و سدهای رهاسازی شده به این دریاچه نمیرسد و در مسیر تماما مورد دستبرد و استفاده قرار میگیرد!
@avinpress
Forwarded from حامیان جامعه مدنی (حجم)
✅ دریاچه ارومیه به طور کامل محو شد
🔰بر اساس جدیدترین تصویر ناسا از دریاچه ارومیه، نگین آبی شمال غرب ایران به طور کامل خشک شده و دیگر اثری از یک دریاچه در تصویر هوایی دیده نمیشود.
🔰البته این موضوع دور از ذهن نبود چرا که در ابتدای تابستان نیز مدیران کل محیط زیست درباره خشکی کامل و ۱۰۰ درصدی دریاچه ارومیه تا پایان تابستان هشدار داده بودند./ تسنیم
@Haajm
🔰بر اساس جدیدترین تصویر ناسا از دریاچه ارومیه، نگین آبی شمال غرب ایران به طور کامل خشک شده و دیگر اثری از یک دریاچه در تصویر هوایی دیده نمیشود.
🔰البته این موضوع دور از ذهن نبود چرا که در ابتدای تابستان نیز مدیران کل محیط زیست درباره خشکی کامل و ۱۰۰ درصدی دریاچه ارومیه تا پایان تابستان هشدار داده بودند./ تسنیم
@Haajm
Forwarded from شارنامه| صلاح الدین خدیو
🔺به کویر ارومیه خوش آمدید!
دریاچه ارومیه به طور کامل خشک و از نقشەی ایران حذف شد. محو این پهنەی آبی دوازده هزار ساله با مساحتی دو برابر کشور لوکزامبورگ یک رخداد اکولوژیکی خارق العاده است.
این فاجعەی زیست محیطی غول آسا که تماما مخلوق دخالت مخرب بشر است، زنگ بیدارباش را در سطح جهانی به صدا در می آورد.
خشک شدن این دریاچه از الگوی خشکسالی پیروی نمی کند. چە در فاصلەی کوتاهی از آن، دریاچەی وان ترکیه تراز معمول آبی خود را حفظ کرده است.
دریاچه ارومیه هم در تاریخ خود از دورەهای خشکسالی بدی جان سالم بدر برده بود.
مرگ دریاچەی ارومیه ناشی از سوء مدیریت منابع آبی در ایران پس از انقلاب است و فاجعەی خشک شدن دریاچەی آرال در دهەی شصت میلادی در روسیه را به یاد می آورد.
آرال هم مانند ارومیه قربانی تغییر مسیر و انحراف رودخانه های حوضەی آبخیز خود شد.
در اینجا هم سدسازی های بی رویه، گسترش مطالعه نشدەی کشاورزی، تبدیل کشت دیمی به آبی، بهم خوردن تعادل بخش صنعتی و کشاورزی در کنار خشکسالی دست بدست هم دادند و دریاچەی ارومیه را به فنا بردند.
سرجمع این عوامل را می توان در پدیدەای بنام زوال عقلانیت بروکراسی در ایران پس از انقلاب معنا کرد:
اولا انسجام سیستمی و انضباط ساختاری دستگاه دولتی با مداخلەهای فراقانونی امامان جمعه، نمایندگان مجلس، نظامیان و ... به تدریج به یغما رفت و نوعی ملوک الطوایفی اداری حاکم شد.
فرضا اگر در شهری پس از امکان سنجی و پیوست های توجیهی قرار بود سدی یا کارخانه ای ساخته شود، امام جمعه و نمایندەی شهر همسایه هم فورا اعتراض می کرد و آنجا هم ساخته می شد.
از این چرخەی معیوب در چهل سال گذشته موجی از منطقه گرایی و بخشی نگری برخاست که امر ملی را اساسا ممتنع می کرد.
دوما ذهنیت این کاربدستان یک ذهنیت ناب روستایی با انگاره هایی از قبیل استقلال و استغنا و سیر کردن ملت از طریق خودکفایی در کشاورزی بود.
این عقلانیت سقیم که ریشه در رویاهای انقلابی و توهم برتری ایمان برعلم و منطق و واقعیت را داشت در درجەی نخست به گسست از جهان و احساس بی نیازی از آن انجامید.
گویاترین مثال در این باره دخالت ملا حسنی امام جمعەی سابق ارومیه در احداث میانگذر پانزده کیلومتری دریاچه است.
میانگذری که به یکی از قاتلان آن تبدیل شد. حسنی در خاطرات خود از روزی در سال 1358 می گوید که همراه مدیرکل وقت راه با قایق چرخی در دریاچه می زند و کم عرض ترین نقطه را برای پل زدن بر می گزیند.
وی هفتەی بعد همان جا نماز جمعه را اقامه و همراه نمازگزاران با بیل و کلنگ شروع به پر کردن آب با خاک های اطراف می نماید!
با این تفاصیل عجیب نیست که ایران، کشور میزبان کنوانسیون جهانی رامسر، خود تمام تالاب ها و پهنه های آبی داخل سرزمینی اش خشک شده باشد. شادگان، گاوخونی، بختگان، هامون به خاطره ها پیوسته و تالاب انزلی نیز به زودی به آنها می پیوندد.
چه چیزی اسف بارتر از این که دریاچەی ارومیه که سال 1355 از سوی یونسکو ذخیرەگاە زیست کره نام گرفت، امروز مرگ و نیستی را تداعی می کند.
#صلاح_الدین_خدیو
@sharname1
دریاچه ارومیه به طور کامل خشک و از نقشەی ایران حذف شد. محو این پهنەی آبی دوازده هزار ساله با مساحتی دو برابر کشور لوکزامبورگ یک رخداد اکولوژیکی خارق العاده است.
این فاجعەی زیست محیطی غول آسا که تماما مخلوق دخالت مخرب بشر است، زنگ بیدارباش را در سطح جهانی به صدا در می آورد.
خشک شدن این دریاچه از الگوی خشکسالی پیروی نمی کند. چە در فاصلەی کوتاهی از آن، دریاچەی وان ترکیه تراز معمول آبی خود را حفظ کرده است.
دریاچه ارومیه هم در تاریخ خود از دورەهای خشکسالی بدی جان سالم بدر برده بود.
مرگ دریاچەی ارومیه ناشی از سوء مدیریت منابع آبی در ایران پس از انقلاب است و فاجعەی خشک شدن دریاچەی آرال در دهەی شصت میلادی در روسیه را به یاد می آورد.
آرال هم مانند ارومیه قربانی تغییر مسیر و انحراف رودخانه های حوضەی آبخیز خود شد.
در اینجا هم سدسازی های بی رویه، گسترش مطالعه نشدەی کشاورزی، تبدیل کشت دیمی به آبی، بهم خوردن تعادل بخش صنعتی و کشاورزی در کنار خشکسالی دست بدست هم دادند و دریاچەی ارومیه را به فنا بردند.
سرجمع این عوامل را می توان در پدیدەای بنام زوال عقلانیت بروکراسی در ایران پس از انقلاب معنا کرد:
اولا انسجام سیستمی و انضباط ساختاری دستگاه دولتی با مداخلەهای فراقانونی امامان جمعه، نمایندگان مجلس، نظامیان و ... به تدریج به یغما رفت و نوعی ملوک الطوایفی اداری حاکم شد.
فرضا اگر در شهری پس از امکان سنجی و پیوست های توجیهی قرار بود سدی یا کارخانه ای ساخته شود، امام جمعه و نمایندەی شهر همسایه هم فورا اعتراض می کرد و آنجا هم ساخته می شد.
از این چرخەی معیوب در چهل سال گذشته موجی از منطقه گرایی و بخشی نگری برخاست که امر ملی را اساسا ممتنع می کرد.
دوما ذهنیت این کاربدستان یک ذهنیت ناب روستایی با انگاره هایی از قبیل استقلال و استغنا و سیر کردن ملت از طریق خودکفایی در کشاورزی بود.
این عقلانیت سقیم که ریشه در رویاهای انقلابی و توهم برتری ایمان برعلم و منطق و واقعیت را داشت در درجەی نخست به گسست از جهان و احساس بی نیازی از آن انجامید.
گویاترین مثال در این باره دخالت ملا حسنی امام جمعەی سابق ارومیه در احداث میانگذر پانزده کیلومتری دریاچه است.
میانگذری که به یکی از قاتلان آن تبدیل شد. حسنی در خاطرات خود از روزی در سال 1358 می گوید که همراه مدیرکل وقت راه با قایق چرخی در دریاچه می زند و کم عرض ترین نقطه را برای پل زدن بر می گزیند.
وی هفتەی بعد همان جا نماز جمعه را اقامه و همراه نمازگزاران با بیل و کلنگ شروع به پر کردن آب با خاک های اطراف می نماید!
با این تفاصیل عجیب نیست که ایران، کشور میزبان کنوانسیون جهانی رامسر، خود تمام تالاب ها و پهنه های آبی داخل سرزمینی اش خشک شده باشد. شادگان، گاوخونی، بختگان، هامون به خاطره ها پیوسته و تالاب انزلی نیز به زودی به آنها می پیوندد.
چه چیزی اسف بارتر از این که دریاچەی ارومیه که سال 1355 از سوی یونسکو ذخیرەگاە زیست کره نام گرفت، امروز مرگ و نیستی را تداعی می کند.
#صلاح_الدین_خدیو
@sharname1
Forwarded from شارنامه| صلاح الدین خدیو
🔺به کویر ارومیه خوش آمدید!
دریاچه ارومیه به طور کامل خشک و از نقشەی ایران حذف شد. محو این پهنەی آبی دوازده هزار ساله با مساحتی دو برابر کشور لوکزامبورگ یک رخداد اکولوژیکی خارق العاده است.
این فاجعەی زیست محیطی غول آسا که تماما مخلوق دخالت مخرب بشر است، زنگ بیدارباش را در سطح جهانی به صدا در می آورد.
خشک شدن این دریاچه از الگوی خشکسالی پیروی نمی کند. چە در فاصلەی کوتاهی از آن، دریاچەی وان ترکیه تراز معمول آبی خود را حفظ کرده است.
دریاچه ارومیه هم در تاریخ خود از دورەهای خشکسالی بدی جان سالم بدر برده بود.
مرگ دریاچەی ارومیه ناشی از سوء مدیریت منابع آبی در ایران پس از انقلاب است و فاجعەی خشک شدن دریاچەی آرال در دهەی شصت میلادی در روسیه را به یاد می آورد.
آرال هم مانند ارومیه قربانی تغییر مسیر و انحراف رودخانه های حوضەی آبخیز خود شد.
در اینجا هم سدسازی های بی رویه، گسترش مطالعه نشدەی کشاورزی، تبدیل کشت دیمی به آبی، بهم خوردن تعادل بخش صنعتی و کشاورزی در کنار خشکسالی دست بدست هم دادند و دریاچەی ارومیه را به فنا بردند.
سرجمع این عوامل را می توان در پدیدەای بنام زوال عقلانیت بروکراسی در ایران پس از انقلاب معنا کرد:
اولا انسجام سیستمی و انضباط ساختاری دستگاه دولتی با مداخلەهای فراقانونی امامان جمعه، نمایندگان مجلس، نظامیان و ... به تدریج به یغما رفت و نوعی ملوک الطوایفی اداری حاکم شد.
فرضا اگر در شهری پس از امکان سنجی و پیوست های توجیهی قرار بود سدی یا کارخانه ای ساخته شود، امام جمعه و نمایندەی شهر همسایه هم فورا اعتراض می کرد و آنجا هم ساخته می شد.
از این چرخەی معیوب در چهل سال گذشته موجی از منطقه گرایی و بخشی نگری برخاست که امر ملی را اساسا ممتنع می کرد.
دوما ذهنیت این کاربدستان یک ذهنیت ناب روستایی با انگاره هایی از قبیل استقلال و استغنا و سیر کردن ملت از طریق خودکفایی در کشاورزی بود.
این عقلانیت سقیم که ریشه در رویاهای انقلابی و توهم برتری ایمان برعلم و منطق و واقعیت را داشت در درجەی نخست به گسست از جهان و احساس بی نیازی از آن انجامید.
گویاترین مثال در این باره دخالت ملا حسنی امام جمعەی سابق ارومیه در احداث میانگذر پانزده کیلومتری دریاچه است.
میانگذری که به یکی از قاتلان آن تبدیل شد. حسنی در خاطرات خود از روزی در سال 1358 می گوید که همراه مدیرکل وقت راه با قایق چرخی در دریاچه می زند و کم عرض ترین نقطه را برای پل زدن بر می گزیند.
وی هفتەی بعد همان جا نماز جمعه را اقامه و همراه نمازگزاران با بیل و کلنگ شروع به پر کردن آب با خاک های اطراف می نماید!
با این تفاصیل عجیب نیست که ایران، کشور میزبان کنوانسیون جهانی رامسر، خود تمام تالاب ها و پهنه های آبی داخل سرزمینی اش خشک شده باشد. شادگان، گاوخونی، بختگان، هامون به خاطره ها پیوسته و تالاب انزلی نیز به زودی به آنها می پیوندد.
چه چیزی اسف بارتر از این که دریاچەی ارومیه که سال 1355 از سوی یونسکو ذخیرەگاە زیست کره نام گرفت، امروز مرگ و نیستی را تداعی می کند.
#صلاح_الدین_خدیو
@sharname1
دریاچه ارومیه به طور کامل خشک و از نقشەی ایران حذف شد. محو این پهنەی آبی دوازده هزار ساله با مساحتی دو برابر کشور لوکزامبورگ یک رخداد اکولوژیکی خارق العاده است.
این فاجعەی زیست محیطی غول آسا که تماما مخلوق دخالت مخرب بشر است، زنگ بیدارباش را در سطح جهانی به صدا در می آورد.
خشک شدن این دریاچه از الگوی خشکسالی پیروی نمی کند. چە در فاصلەی کوتاهی از آن، دریاچەی وان ترکیه تراز معمول آبی خود را حفظ کرده است.
دریاچه ارومیه هم در تاریخ خود از دورەهای خشکسالی بدی جان سالم بدر برده بود.
مرگ دریاچەی ارومیه ناشی از سوء مدیریت منابع آبی در ایران پس از انقلاب است و فاجعەی خشک شدن دریاچەی آرال در دهەی شصت میلادی در روسیه را به یاد می آورد.
آرال هم مانند ارومیه قربانی تغییر مسیر و انحراف رودخانه های حوضەی آبخیز خود شد.
در اینجا هم سدسازی های بی رویه، گسترش مطالعه نشدەی کشاورزی، تبدیل کشت دیمی به آبی، بهم خوردن تعادل بخش صنعتی و کشاورزی در کنار خشکسالی دست بدست هم دادند و دریاچەی ارومیه را به فنا بردند.
سرجمع این عوامل را می توان در پدیدەای بنام زوال عقلانیت بروکراسی در ایران پس از انقلاب معنا کرد:
اولا انسجام سیستمی و انضباط ساختاری دستگاه دولتی با مداخلەهای فراقانونی امامان جمعه، نمایندگان مجلس، نظامیان و ... به تدریج به یغما رفت و نوعی ملوک الطوایفی اداری حاکم شد.
فرضا اگر در شهری پس از امکان سنجی و پیوست های توجیهی قرار بود سدی یا کارخانه ای ساخته شود، امام جمعه و نمایندەی شهر همسایه هم فورا اعتراض می کرد و آنجا هم ساخته می شد.
از این چرخەی معیوب در چهل سال گذشته موجی از منطقه گرایی و بخشی نگری برخاست که امر ملی را اساسا ممتنع می کرد.
دوما ذهنیت این کاربدستان یک ذهنیت ناب روستایی با انگاره هایی از قبیل استقلال و استغنا و سیر کردن ملت از طریق خودکفایی در کشاورزی بود.
این عقلانیت سقیم که ریشه در رویاهای انقلابی و توهم برتری ایمان برعلم و منطق و واقعیت را داشت در درجەی نخست به گسست از جهان و احساس بی نیازی از آن انجامید.
گویاترین مثال در این باره دخالت ملا حسنی امام جمعەی سابق ارومیه در احداث میانگذر پانزده کیلومتری دریاچه است.
میانگذری که به یکی از قاتلان آن تبدیل شد. حسنی در خاطرات خود از روزی در سال 1358 می گوید که همراه مدیرکل وقت راه با قایق چرخی در دریاچه می زند و کم عرض ترین نقطه را برای پل زدن بر می گزیند.
وی هفتەی بعد همان جا نماز جمعه را اقامه و همراه نمازگزاران با بیل و کلنگ شروع به پر کردن آب با خاک های اطراف می نماید!
با این تفاصیل عجیب نیست که ایران، کشور میزبان کنوانسیون جهانی رامسر، خود تمام تالاب ها و پهنه های آبی داخل سرزمینی اش خشک شده باشد. شادگان، گاوخونی، بختگان، هامون به خاطره ها پیوسته و تالاب انزلی نیز به زودی به آنها می پیوندد.
چه چیزی اسف بارتر از این که دریاچەی ارومیه که سال 1355 از سوی یونسکو ذخیرەگاە زیست کره نام گرفت، امروز مرگ و نیستی را تداعی می کند.
#صلاح_الدین_خدیو
@sharname1
Forwarded from عکس نگار
تابوت سفید دریاچە
دریاچه ارومیه را نه خُشکسالی خُشکاند، نە نوسانات آبوهوایی اقلیم آنرا کُشت، نه تابشهای خورشید آنرا تبخیر کرد و نه توالی و تواتر طبیعت آنرا کویر کرد! قاتلانش زمانی کلنگبەدست و زمانی پشت میزهای شیک، نشسته بودند؛ غرق در توهماتی تحت عنوان خودکفایی، توسعە در کشاورزی و محصولات استراتژیک و سدسازی؛ طیفی دیگر کە «میخ تابوت» پیکر ارومیە را کوبیدند؛ زیر نام ستادهایی که نام «نجات» بر خود گذاشته بودند و رسالتشان چیزی جز «تکمیل مرگآفرینی» و درآمد نبود. مافیای سدسازان، کارتلهای آببر، همانهایی کە لوث و قباحت اعمالشان را فرافکنی نمودند و دغدغەهای انجمنهای محیطزیستی برای دریاچە را سیاهنمایی جلوەدادند و بیموهراس جوامع حافظ طبیعت را در شروع مرگ تدریجی ارومیە، تشویشات خواندند، صداهای آنها را با انگ، تهدید و برچسب خاموش نمودند و همچنان بر طبل بیانصافی، بیمحابا کوبیدند؛ کسانی که با عنوانهای پرطمطراق کارشناس، متخصص، وزیر و رئیس و ... به زمین و زمان فخر میفروختند. چهلهزار سال تاریخ و میلیونها سال حیات دریاچەی ارومیە، زیر سایهی بیکفایتی، حرص، دروغ و توهم، به نمکزار بدل شد. دریاچهای که روزگاری آغوش دەها میلیون متر مکعب آب و زیستگاه دهها هزار پرنده زادآور و مهاجر، مارال و جیران بود و بسان شُش بر نفسهای سرزمین خویش مُمِدّ حیات بود؛ امروز همچون تابوتی سفید در برابر چشمان ما سرابوار آرمیده است؛ سند رسوایی دولتها و گواه مرگبارِ بیعملی وزارتخانەها و ستادهایی که میلیاردها میلیارد خرج کردند و تنها هنرشان برجایگذاشتن جسدی بە بزرگی «کویری جدید» بود؛ لازم است: یاقوتحموی، ابنخرداڎبه و گزنفون، بدور از چشمان کریستفکلمبِ منحوس، آنرا نامگذاری نمایند. این تراژدی را نمیتوان «خشکشدن» نامید؛ این قضیە قتلعامی است بر پیکر درازنای تاریخ این سرزمین و اکوسایدی آبیــزیستیاست بر گُردەی سیزدە میلیون نفر جمعیت منطقە که به دست حقبەجانبان توسعە و خودکفایی و سپس مدعیان نجات، رقم خورد. تاریخ از یاد نخواهد برد بیل و کلنگبەدست بر آبهای آن جادەزدند، چه کسانی با بیشرمی، بر گور دریاچه رقصیدند و به نام حیات، مرگ را بە ارمغان آوردند.
دریاچه ارومیه دیگر نیست، اما فریاد خشم دغدغەمندان آن و نفیر کوس رسوایی نابودگران و عاملان مرگ آن تا همیشه در گوش این سرزمین خواهد ماند.
@chya_ngo
دریاچه ارومیه را نه خُشکسالی خُشکاند، نە نوسانات آبوهوایی اقلیم آنرا کُشت، نه تابشهای خورشید آنرا تبخیر کرد و نه توالی و تواتر طبیعت آنرا کویر کرد! قاتلانش زمانی کلنگبەدست و زمانی پشت میزهای شیک، نشسته بودند؛ غرق در توهماتی تحت عنوان خودکفایی، توسعە در کشاورزی و محصولات استراتژیک و سدسازی؛ طیفی دیگر کە «میخ تابوت» پیکر ارومیە را کوبیدند؛ زیر نام ستادهایی که نام «نجات» بر خود گذاشته بودند و رسالتشان چیزی جز «تکمیل مرگآفرینی» و درآمد نبود. مافیای سدسازان، کارتلهای آببر، همانهایی کە لوث و قباحت اعمالشان را فرافکنی نمودند و دغدغەهای انجمنهای محیطزیستی برای دریاچە را سیاهنمایی جلوەدادند و بیموهراس جوامع حافظ طبیعت را در شروع مرگ تدریجی ارومیە، تشویشات خواندند، صداهای آنها را با انگ، تهدید و برچسب خاموش نمودند و همچنان بر طبل بیانصافی، بیمحابا کوبیدند؛ کسانی که با عنوانهای پرطمطراق کارشناس، متخصص، وزیر و رئیس و ... به زمین و زمان فخر میفروختند. چهلهزار سال تاریخ و میلیونها سال حیات دریاچەی ارومیە، زیر سایهی بیکفایتی، حرص، دروغ و توهم، به نمکزار بدل شد. دریاچهای که روزگاری آغوش دەها میلیون متر مکعب آب و زیستگاه دهها هزار پرنده زادآور و مهاجر، مارال و جیران بود و بسان شُش بر نفسهای سرزمین خویش مُمِدّ حیات بود؛ امروز همچون تابوتی سفید در برابر چشمان ما سرابوار آرمیده است؛ سند رسوایی دولتها و گواه مرگبارِ بیعملی وزارتخانەها و ستادهایی که میلیاردها میلیارد خرج کردند و تنها هنرشان برجایگذاشتن جسدی بە بزرگی «کویری جدید» بود؛ لازم است: یاقوتحموی، ابنخرداڎبه و گزنفون، بدور از چشمان کریستفکلمبِ منحوس، آنرا نامگذاری نمایند. این تراژدی را نمیتوان «خشکشدن» نامید؛ این قضیە قتلعامی است بر پیکر درازنای تاریخ این سرزمین و اکوسایدی آبیــزیستیاست بر گُردەی سیزدە میلیون نفر جمعیت منطقە که به دست حقبەجانبان توسعە و خودکفایی و سپس مدعیان نجات، رقم خورد. تاریخ از یاد نخواهد برد بیل و کلنگبەدست بر آبهای آن جادەزدند، چه کسانی با بیشرمی، بر گور دریاچه رقصیدند و به نام حیات، مرگ را بە ارمغان آوردند.
دریاچه ارومیه دیگر نیست، اما فریاد خشم دغدغەمندان آن و نفیر کوس رسوایی نابودگران و عاملان مرگ آن تا همیشه در گوش این سرزمین خواهد ماند.
@chya_ngo
Forwarded from فرارو
دبیر شبکه ملی محیط زیست سازمانهای مردم نهاد جوانان کشور در گفتوگو با فرارو مطرح کرد:
انتقام در راه است؛ تصویر دلهرهآور ناسا برای ایرانیان
ارومیه اکنون به یک تالاب فصلی تبدیل شده است؛ دریاچهای که روزگاری در تمام طول سال آب داشت، امروز به دلیل نرسیدن حقابهاش، تنها در نیمه دوم سال کمی آب دارد و در نیمه اول سال خشک میشود.
حوضه آبریز دریاچه ارومیه حاصلخیز است و همین پتانسیل طبیعی به بلای جان آن تبدیل شده؛ چراکه تقریباً هر محصولی در این منطقه قابلیت رشد دارد.
کیفیت آب این مناطق بهشدت افت کرده و در برخی روستاها حتی چشمهای مردم به دلیل شدت نمک زرد شده است.
لینک خبر
@fararunews
انتقام در راه است؛ تصویر دلهرهآور ناسا برای ایرانیان
ارومیه اکنون به یک تالاب فصلی تبدیل شده است؛ دریاچهای که روزگاری در تمام طول سال آب داشت، امروز به دلیل نرسیدن حقابهاش، تنها در نیمه دوم سال کمی آب دارد و در نیمه اول سال خشک میشود.
حوضه آبریز دریاچه ارومیه حاصلخیز است و همین پتانسیل طبیعی به بلای جان آن تبدیل شده؛ چراکه تقریباً هر محصولی در این منطقه قابلیت رشد دارد.
کیفیت آب این مناطق بهشدت افت کرده و در برخی روستاها حتی چشمهای مردم به دلیل شدت نمک زرد شده است.
لینک خبر
@fararunews
فراخوان بینالمللی برای مداخله اضطراری جهت نجات دریاچه اورمیه
گروهی از پژوهشگران و متخصصان محیطزیست با انتشار بیانیهای فوری، از سازمان ملل و نهادهای بینالمللی خواستند تا برای نجات دریاچه اورمیه اقدام عاجل کنند.
این فراخوان خطاب به مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP)، دبیرخانه کنوانسیون رامسر درباره تالابهای بینالمللی (Ramsar Secretariat)، کمیسیون توسعه پایدار سازمان ملل متحد (CSD)، دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل (OCHA) و بانک جهانی، صندوق جهانی محیط زیست (GEF) تنظیم شده و در آن از سازمان ملل متحد و نهادهای تخصصی آن خواسته شده است «فوراً برای جلوگیری از فروپاشی اکولوژیکی دریاچه اورمیه» اقدام کنند.
برای پیوستن به این فراخوان می توانید از لینک زیر استفاده کنید.
https://lpetitions.com/urmu
فراخوان بینالمللی برای مداخله اضطراری جهت نجات دریاچه اورمیه
⏭ Metam
✅ @pishroaz
گروهی از پژوهشگران و متخصصان محیطزیست با انتشار بیانیهای فوری، از سازمان ملل و نهادهای بینالمللی خواستند تا برای نجات دریاچه اورمیه اقدام عاجل کنند.
این فراخوان خطاب به مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP)، دبیرخانه کنوانسیون رامسر درباره تالابهای بینالمللی (Ramsar Secretariat)، کمیسیون توسعه پایدار سازمان ملل متحد (CSD)، دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل (OCHA) و بانک جهانی، صندوق جهانی محیط زیست (GEF) تنظیم شده و در آن از سازمان ملل متحد و نهادهای تخصصی آن خواسته شده است «فوراً برای جلوگیری از فروپاشی اکولوژیکی دریاچه اورمیه» اقدام کنند.
برای پیوستن به این فراخوان می توانید از لینک زیر استفاده کنید.
https://lpetitions.com/urmu
فراخوان بینالمللی برای مداخله اضطراری جهت نجات دریاچه اورمیه
⏭ Metam
✅ @pishroaz
یک قرن حکمرانی آب در ایران (1)
<unknown>
🎙️ بشنوید: یک قرن حکمرانی آب در ایران
با حضور دکتر طالبی عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه علوم و تحقیقات – در قالب گفتوگوی صوتی «دورنما»
@css_govir
https://news.1rj.ru/str/css_govir/3263
@ENVIRONMENT_LOVERS☜
#دوستداران_محیطزیست
⛔️پیشنهاد میکنم کامل گوش کنید !!!
با حضور دکتر طالبی عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه علوم و تحقیقات – در قالب گفتوگوی صوتی «دورنما»
@css_govir
https://news.1rj.ru/str/css_govir/3263
@ENVIRONMENT_LOVERS☜
#دوستداران_محیطزیست
⛔️پیشنهاد میکنم کامل گوش کنید !!!
Forwarded from هممیهن
خشکی دریاچه ارومیه و توفانهای نمک موجب مهاجرت مردان و بیکاری زنان روستاهای اطراف، افزایش سرطان، انواع بیماریهای ناشناخته و خشونت شده است
🔻توفان تخلیه
🖌 نسیم سلطانبیگی | خبرنگار گروه جامعه
🔹«توفان نمک که شروع میشود ما نمیتوانیم ۱۰۰ متر جلوتر را ببینیم.» این جمله را حسن پهلوانی، از اهالی روستای زینتلو به «هممیهن»میگوید. روستای زینتلو، یکی از روستاهای حاشیه دریاچه ارومیه است که پیشتر از سه طرف با آب محصور بوده و امروز جای آب را نمک گرفته: «چشمهایمان را بههممیزنیم نمک را در آن احساس میکنیم.»
🔹شغل اهالی روستای زینتلو، دامداری و کشاورزی بوده که این روزها با خشکشدن دریاچه از رونق افتاده: «آب نیست، دولت اشتغالی برای ما تعیین نکرده، دامداری و کشاورزی هم از بین رفته و ما کاری نداریم بکنیم. شغل از بین رفته و مردم دلیلی برای ماندن در روستا ندارند.»
🔹آذر علیمحمدی، جامعهشناسی است که رساله دکترایش پژوهشی درباره دریاچه ارومیه بوده است: «مهاجرت زمانی میتواند عملیاتی شود که توان مالی تا حدودی وجود داشته باشد. اما در آن مناطق فقر بهقدری زیاد است که امکان بردن خانواده را ندارند. خانواده در همان شرایط سختی و فقر ساکناند و مردان خانواده در کارخانههای اطراف کارگری میکنند. مهاجرت اتفاق افتاده اما فقر اجازه نمیدهد مهاجرتی که منطقه را خالی از سکنه کند رخ دهد.»
🔹یوسف توتاخانه بناب، از اهالی شهرستان بناب است و به «هممیهن»میگوید، دو روستای قرهقشلاق و حاجیمصیب شهرستان بناب پیش از خشکشدن دریاچه تخلیه شده بودند اما بیش از ۷۰ درصد اهالی روستاهای مجیدآباد، سالارآباد و احمدآباد که در حاشیه شهرستان ملکان بودند بهدلیل کمبود آب مهاجرت کردند: «آنها در مجاورت دریاچه بودند. اگر کاری برای دریاچه نشود، بقیه روستاها هم مانند این روستاها مهاجرت میکنند و مردم با چالشهای جدی مواجه میشوند.»
🔹خشکشدن دریاچه ارومیه تنها بهمعنای از دست رفتن بزرگترین پهنه آبی ایران نیست. ندیدن دریاچه و تبدیل شدن آن به برهوت نمک و مرکز تولید گردوخاک، روی روان مردم اثر سوء میگذارد که نه قابل جبران است، نه اندازهگیری میشود. محمد درویش،پژوهشگر و فعال حوزه محیطزیست به «هممیهن» میگوید: «شاخص افسردگی و بیماریهای مختلف افزایش پیدا میکنند و کیفیت منابع آب و خاک در اطراف دریاچه متاثر میشوند. مردم مجبور به مهاجرت میشوند و این مسئله رویاستانهای دیگر هم اثرگذار خواهد بود.»
🔹 نواحی خشکشده دریاچه ارومیه به دو قسمت تقسیم میشود. قسمتهایی که قبلاً خشکشده و رطوبت ندارد و بخشی از دریاچه که میلیونها سال زیر آب بوده و بهتازگی خشکشده است. ولی رحیمزاده، متخصص آنکولوژی و عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه به «هممیهن»میگوید، بخشهایی که پیشتر خشک شدند به این دلیل که میتوانند به شکل گردوغبار در هوا پخش شوند، عوارض بیشتری دارند. اما ریسک نواحی تازه خشکشده «ناشناخته بودن خطر» آنهاست.
🔹هرچه شدت خشکی بیشتر شود، سلامتی بیشتر تهدید میشود: «از سال ۹۸ که بارندگی اتفاق افتاد، بخشهایی از دریاچه زیر آب رفت که حالا خشک شدند. این نواحی تازه خشکشده ممکن است تا ۱۰ سال آینده موج جدید بیماری ایجاد نکنند یا کسی متوجه آن نشود. اما این گردوخاک خطرناک است و حتماً ۱۲ استان را درگیر خواهد کرد.»
🔹این روزها صحبت از اجرای طرحهای جدیدی است که رضا حاجی کریم، رئیس هیئتمدیره فدراسیون صنعت آب آنها را «محیرالعقول» میداند: «ما به دنبال طرحهای محیرالعقولی مانند ژئوممبران کردن کف دریاچه ارومیه یا برداشت نمک از دریاچه میرویم. مطمئن باشید نه ۵۰ سال دیگر، که ۱۰ سال دیگر برای این طرحها به ما میخندند. ما اگر سراغ این طرحها نرویم و به دریاچه به عنوان یک پهنه زیستی نگاه کنیم و حقابهاش را بدهیم، مطمئن باشید ارومیه در همان افق ۱۰ تا ۱۵ ساله که در برنامههای نجاتبخشی بود قابل احیاست.»
🔹آب روستاهای اطراف دریاچه ارومیه شور شده و محمد کوهانی، کارشناس حوزه آب درباره علت این موضوع به «هممیهن» میگوید: «مناطقی که در اطراف دریاچه وجود دارند که چندینسال است خشک شدند، آب به آنها نمیرسد و نمکهای آن حالت روان و بدون ساختمان خاکی پیدا کردند و با باد جابهجا میشوند. این مسئله منجر به آسیب به کشاورزی میشود و کیفیت آبهای زیرزمین را هم پایین میآورد. بههمیندلیل روستاهای اطراف دریاچه ارومیه با آب شور مواجه شدند.»
🔹لایروبی رودخانهها، جلوگیری از کشتهای پاییزه، جلوگیری و مبارزه با توسعه اراضی کشاورزی و بستن نهرهایی که منتهی به کانالهای آبیاری در فصل غیرزراعی میشوند،اقداماتی است که بهگفته کوهانی میتواند در کوتاهمدت بارش را بهراحتی به دریاچه ارومیه برساند.
▫️ادامه مطلب در سایت هممیهن آنلاین
📌هممیهن را در فضای مجازی دنبال کنید:
🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
🔻توفان تخلیه
🖌 نسیم سلطانبیگی | خبرنگار گروه جامعه
🔹«توفان نمک که شروع میشود ما نمیتوانیم ۱۰۰ متر جلوتر را ببینیم.» این جمله را حسن پهلوانی، از اهالی روستای زینتلو به «هممیهن»میگوید. روستای زینتلو، یکی از روستاهای حاشیه دریاچه ارومیه است که پیشتر از سه طرف با آب محصور بوده و امروز جای آب را نمک گرفته: «چشمهایمان را بههممیزنیم نمک را در آن احساس میکنیم.»
🔹شغل اهالی روستای زینتلو، دامداری و کشاورزی بوده که این روزها با خشکشدن دریاچه از رونق افتاده: «آب نیست، دولت اشتغالی برای ما تعیین نکرده، دامداری و کشاورزی هم از بین رفته و ما کاری نداریم بکنیم. شغل از بین رفته و مردم دلیلی برای ماندن در روستا ندارند.»
🔹آذر علیمحمدی، جامعهشناسی است که رساله دکترایش پژوهشی درباره دریاچه ارومیه بوده است: «مهاجرت زمانی میتواند عملیاتی شود که توان مالی تا حدودی وجود داشته باشد. اما در آن مناطق فقر بهقدری زیاد است که امکان بردن خانواده را ندارند. خانواده در همان شرایط سختی و فقر ساکناند و مردان خانواده در کارخانههای اطراف کارگری میکنند. مهاجرت اتفاق افتاده اما فقر اجازه نمیدهد مهاجرتی که منطقه را خالی از سکنه کند رخ دهد.»
🔹یوسف توتاخانه بناب، از اهالی شهرستان بناب است و به «هممیهن»میگوید، دو روستای قرهقشلاق و حاجیمصیب شهرستان بناب پیش از خشکشدن دریاچه تخلیه شده بودند اما بیش از ۷۰ درصد اهالی روستاهای مجیدآباد، سالارآباد و احمدآباد که در حاشیه شهرستان ملکان بودند بهدلیل کمبود آب مهاجرت کردند: «آنها در مجاورت دریاچه بودند. اگر کاری برای دریاچه نشود، بقیه روستاها هم مانند این روستاها مهاجرت میکنند و مردم با چالشهای جدی مواجه میشوند.»
🔹خشکشدن دریاچه ارومیه تنها بهمعنای از دست رفتن بزرگترین پهنه آبی ایران نیست. ندیدن دریاچه و تبدیل شدن آن به برهوت نمک و مرکز تولید گردوخاک، روی روان مردم اثر سوء میگذارد که نه قابل جبران است، نه اندازهگیری میشود. محمد درویش،پژوهشگر و فعال حوزه محیطزیست به «هممیهن» میگوید: «شاخص افسردگی و بیماریهای مختلف افزایش پیدا میکنند و کیفیت منابع آب و خاک در اطراف دریاچه متاثر میشوند. مردم مجبور به مهاجرت میشوند و این مسئله رویاستانهای دیگر هم اثرگذار خواهد بود.»
🔹 نواحی خشکشده دریاچه ارومیه به دو قسمت تقسیم میشود. قسمتهایی که قبلاً خشکشده و رطوبت ندارد و بخشی از دریاچه که میلیونها سال زیر آب بوده و بهتازگی خشکشده است. ولی رحیمزاده، متخصص آنکولوژی و عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه به «هممیهن»میگوید، بخشهایی که پیشتر خشک شدند به این دلیل که میتوانند به شکل گردوغبار در هوا پخش شوند، عوارض بیشتری دارند. اما ریسک نواحی تازه خشکشده «ناشناخته بودن خطر» آنهاست.
🔹هرچه شدت خشکی بیشتر شود، سلامتی بیشتر تهدید میشود: «از سال ۹۸ که بارندگی اتفاق افتاد، بخشهایی از دریاچه زیر آب رفت که حالا خشک شدند. این نواحی تازه خشکشده ممکن است تا ۱۰ سال آینده موج جدید بیماری ایجاد نکنند یا کسی متوجه آن نشود. اما این گردوخاک خطرناک است و حتماً ۱۲ استان را درگیر خواهد کرد.»
🔹این روزها صحبت از اجرای طرحهای جدیدی است که رضا حاجی کریم، رئیس هیئتمدیره فدراسیون صنعت آب آنها را «محیرالعقول» میداند: «ما به دنبال طرحهای محیرالعقولی مانند ژئوممبران کردن کف دریاچه ارومیه یا برداشت نمک از دریاچه میرویم. مطمئن باشید نه ۵۰ سال دیگر، که ۱۰ سال دیگر برای این طرحها به ما میخندند. ما اگر سراغ این طرحها نرویم و به دریاچه به عنوان یک پهنه زیستی نگاه کنیم و حقابهاش را بدهیم، مطمئن باشید ارومیه در همان افق ۱۰ تا ۱۵ ساله که در برنامههای نجاتبخشی بود قابل احیاست.»
🔹آب روستاهای اطراف دریاچه ارومیه شور شده و محمد کوهانی، کارشناس حوزه آب درباره علت این موضوع به «هممیهن» میگوید: «مناطقی که در اطراف دریاچه وجود دارند که چندینسال است خشک شدند، آب به آنها نمیرسد و نمکهای آن حالت روان و بدون ساختمان خاکی پیدا کردند و با باد جابهجا میشوند. این مسئله منجر به آسیب به کشاورزی میشود و کیفیت آبهای زیرزمین را هم پایین میآورد. بههمیندلیل روستاهای اطراف دریاچه ارومیه با آب شور مواجه شدند.»
🔹لایروبی رودخانهها، جلوگیری از کشتهای پاییزه، جلوگیری و مبارزه با توسعه اراضی کشاورزی و بستن نهرهایی که منتهی به کانالهای آبیاری در فصل غیرزراعی میشوند،اقداماتی است که بهگفته کوهانی میتواند در کوتاهمدت بارش را بهراحتی به دریاچه ارومیه برساند.
▫️ادامه مطلب در سایت هممیهن آنلاین
📌هممیهن را در فضای مجازی دنبال کنید:
🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
Forwarded from کانال خبری دما
یک صاحب نظر دانشگاه می گوید مسئولان بدون توجه به حقوق اساسی و طبیعی و نیاز مردم و کشاورزی کردستان به آبش، با نفوذ در قدرت، 80 درصد آبهای این استان را به استانهای همدان، کرمانشاه، ایلام، آذربایجانغربی و شرقی و زنجان منتقل کرده اند.
« همدان با همین آبی که از من و شما می برند 900 هزارتن سیب زمینی و60 هزار تن یونجه تولید می کنند. آب ما را به اسم شرب می برند، آب خودشان را صرف کشاورزی وصنعت می کنند».
« می خواهند آب (سد تلوار) تا خدابنده استان زنجان ببرند، آنوقت مردم ما بایستی بدون شغل باشند. مردم ما کولبر شوند و جوانان ما بایستی نگهبان این باغ و آن باغ اطراف کرج و شهرستانهای دیگرباشند.»
« سد شهید کاظمی، این سد 762 میلیون مترمکعب، حجمش است؛10 میلیون مترمکعب به استان کردستان داده می شود؛ 10 میلیون. آیا این انصاف است. نمی دانم نماینده سقز و بانه کیه؟ او نباید برود دنبال این. شهرهای بوکان و میاندواب هیچی، این آب تا شهر تبریز می رود، و55 هزار هکتار از اراضی عجب شیر و آزاد شهررا آبیاری می کند. همین آبی که 10 میلیون متر مکعبش را به ما و شما داده اند.»
« (سد) گاوشان 550 میلیون متر مکعب، داریان یک میلیارد و200 هزار مترمکعب، شهید کاظمی 762 میلیون مترمکعب( حجم دارند) 10 میلیون متر مکعب را به کردستان می دهند، آنوقت مردم کردستان رفتند سراغ آب زیر زمینی و اینطوری ملاحظه می کنید تمام نقطه به نقطه چاه است؛ تمام دشت ها اینطور که می بینی، سوراخ سوراخ است و 750 میلیون متر مکعب کسری ذخیره آبخوان داریم. من همین یک ماه پیش و جدیداٌ با ماهواره گریس آمریکا چکش کردم 750 میلیون مترمکعب نیست یک میلیارد و 200 میلیون مکعب (کسری) نشان می دهد. ملاحظه می فرمایید فرو نشست زمین، نتیجه اش است. فروچاله های است که در دشت های ما ایجاد شده است. من برآورد کردم زیر بیست درصد آب کردستان به این استان تعلق دارد، بقیه نوش جان بقیه می شود.»
#کانالخبریدما
🔆کانال خبری_تحلیلی دما
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
attach 📎
در حوزه زاب که شیره وجودش را در پی پروژه بودجه ستانی به نام انتقال سرشاخه ها به دریاچه ارومیه ستاندند، آیا کسی یا تشکلی حضور داشت؟
اگر بله، معرفی شود و اگر نه، بفرمایید چرا؟
@savezab
اگر بله، معرفی شود و اگر نه، بفرمایید چرا؟
@savezab
میرقاسمی_ملاحظات_اجتماعی_آب_251227_162742.pdf
1005.2 KB
یادداشت ارزشمند مهندس ابوالفضل میرقاسمی،
دانش آموخته مهدسی آب از هلند و از مدیران کل سابق سازمان جنگل ها و مراتع کشور
@savezab
دانش آموخته مهدسی آب از هلند و از مدیران کل سابق سازمان جنگل ها و مراتع کشور
@savezab
با سلام
به استحضار می رساند 11 دی ماه *آخرین مهلت ارسال یادداشت سیاستی* به همایش *تحول ساختار حکمرانی آب* کشور است.
هدف از این همایش که به سفارش و پشتیبانی *شرکت مادرتخصصی مدیریت منابع آب ایران* و توسط *دانشگاه تهران* برگزار می شود، *هماندیشی با نخبگان کشور* از قوای سه گانه، دانشگاهها، موسسات تحقیقاتی و بخش خصوصی در مورد *رویکردهای اصلاح نظام حکمرانی آب کشور* با محوریت تکالیف برنامه هفتم پیشرفت در حوزه ساختارهای سازمانی است.
پوستر همایش پیوست شده است. اطلاعات بیشتر را در تارنمای همایش ملاحظه فرمایید.
برای حضور در همایش لازم است مطابق توضیحات ارائه شده در تارنمای همایش، از طریق تارنما اقدام فرمایید. با احترام
بنفشه زهرایی
دبیر همایش
Ms. Banafsheh Zahraie, Ph.D.
Professor, School of Civil Engineering,
Head of Water Resources Engineering and Management Department,
University of Tehran (UT),
Editor in Chief, Journal of Hydrology: Regional Studies,
Enghelab St., Tehran, IRAN
PO Box: 11155-4563
---
+بازنشر
@savezab
به استحضار می رساند 11 دی ماه *آخرین مهلت ارسال یادداشت سیاستی* به همایش *تحول ساختار حکمرانی آب* کشور است.
هدف از این همایش که به سفارش و پشتیبانی *شرکت مادرتخصصی مدیریت منابع آب ایران* و توسط *دانشگاه تهران* برگزار می شود، *هماندیشی با نخبگان کشور* از قوای سه گانه، دانشگاهها، موسسات تحقیقاتی و بخش خصوصی در مورد *رویکردهای اصلاح نظام حکمرانی آب کشور* با محوریت تکالیف برنامه هفتم پیشرفت در حوزه ساختارهای سازمانی است.
پوستر همایش پیوست شده است. اطلاعات بیشتر را در تارنمای همایش ملاحظه فرمایید.
برای حضور در همایش لازم است مطابق توضیحات ارائه شده در تارنمای همایش، از طریق تارنما اقدام فرمایید. با احترام
بنفشه زهرایی
دبیر همایش
Ms. Banafsheh Zahraie, Ph.D.
Professor, School of Civil Engineering,
Head of Water Resources Engineering and Management Department,
University of Tehran (UT),
Editor in Chief, Journal of Hydrology: Regional Studies,
Enghelab St., Tehran, IRAN
PO Box: 11155-4563
---
+بازنشر
@savezab