Forwarded from اخبار نظامی ایران و جهان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🛑موضوع همایش: (چگونه از شر دریاچه ارومیه خلاص بشیم!)‼️
📌محمد درویش(کارشناس محیط زیست)؛ سال ۷۵ همایش گذاشتن،مجموعه مقالاتش هست،راهکار میدادن.میگفتن حجم دریاچه زیاد هست،داره زیادترم میشه اراضی کشاورزی از بین میره باید از شرش خلاص شیم!
💠اخبار نظامی ایران و جهان🔰
📝 Davin
@WARS_NEWS
📌محمد درویش(کارشناس محیط زیست)؛ سال ۷۵ همایش گذاشتن،مجموعه مقالاتش هست،راهکار میدادن.میگفتن حجم دریاچه زیاد هست،داره زیادترم میشه اراضی کشاورزی از بین میره باید از شرش خلاص شیم!
💠اخبار نظامی ایران و جهان🔰
📝 Davin
@WARS_NEWS
Forwarded from AbdiMedia I عبدی مدیا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 محمد درویش: متهم درجه یکِ ناترازی آب، بیدرایتی در نظام تدبیر کشور است
💢 آب را به جای کالای زیستی، یک کالای اقتصادی در نظر گرفتیم و به سراغ فروش آن رفتیم!
🔸 دستگاه متولی آب را مستقل کردیم و درآمد آن را به فروش آب وابسته کردیم
🔸متهم درجه یکِ ناترازی آب، بیدرایتی در نظام تدبیر کشور است
🔸منافع وزارت نیروی ما با مدیریت مصرف در تضاد است
🔻فایل کامل گفتگوی عبدی مدیا با محمد درویش کارشناس ارشد محیط زیست، مرتع و آبخیزداری و کنشگر محیط زیست🔻
📺 در یوتیوب #ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=8KnGwdl-cQc
📻 بدون فیلتر در کستباکس #بشنوید👇
https://castbox.fm/vb/831083777
🆔 @AbdiMediaNet I #عبدی_مدیا
🌐سایت | 🟢واتساپ I📺یوتیوب I 📻کست باکس
💢 آب را به جای کالای زیستی، یک کالای اقتصادی در نظر گرفتیم و به سراغ فروش آن رفتیم!
🔸 دستگاه متولی آب را مستقل کردیم و درآمد آن را به فروش آب وابسته کردیم
🔸متهم درجه یکِ ناترازی آب، بیدرایتی در نظام تدبیر کشور است
🔸منافع وزارت نیروی ما با مدیریت مصرف در تضاد است
🔻فایل کامل گفتگوی عبدی مدیا با محمد درویش کارشناس ارشد محیط زیست، مرتع و آبخیزداری و کنشگر محیط زیست🔻
📺 در یوتیوب #ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=8KnGwdl-cQc
📻 بدون فیلتر در کستباکس #بشنوید👇
https://castbox.fm/vb/831083777
🆔 @AbdiMediaNet I #عبدی_مدیا
🌐سایت | 🟢واتساپ I📺یوتیوب I 📻کست باکس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص يك زن بر دریاچه خشكيده ارومیه؛ روایتی تمثیلی از پرپر زدن قوی سیاه بر آشيانه نابود شده اش..
نقل از واتساپ
@savezab
نقل از واتساپ
@savezab
Forwarded from خبرگزاری خبرآنلاین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
@Khabaronline_plus | تحلیل و تأمل بیشتر
@KhabarOnline_ir | خبر از دست ندهید
Khabaronline.ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سازمان حفاظت محیط زیست
✳️ لاهیجان زاده: حجم آب دریاچه ارومیه به ۵۰۰ میلیون متر مکعب رسیده است
🔹 احمدرضا لاهیجانزاده، معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست امروز در نشست مطبوعاتی رییس سازمان حفاظت محیط زیست با اصحاب رسانه درباره وضعیت دریاچه ارومیه و پیامدهای خشک شدن آن، گفت: بر اساس آخرین آمارها(۱۱ مرداد) تراز دریاچه ارومیه ۱۲۶۹.۷۴ ، وسعت آن ۵۸۱ کیلومتر و حجم آب آن نیز ۵۰۰ میلیون متر مکعب است، درحالی که ۱۱ مردادماه سال گذشته، میزان آب دریاچه ۲ میلیارد متر مکعب و وسعت آن ١۵٣۴ کیلومتر ثبت شده است.
🔹 وی افزود: متاسفانه اکنون تراز آب دریاچه ارومیه به پایین ترین حد رسیده و اگر از این کمتر شود دیگر امکان اعلام عدد وجود ندارد چراکه اکنون در کمترین میزان ممکن است، البته حتی از نظر میدانی می توان گفت اعدادی که اعلام شده می تواند پایین تر باشد و اکنون هم به علت گرمای هوا و تبخیر بالا شرایط بدتر خواهد شد.
لینک خبر
🆔 @doenews
🔹 احمدرضا لاهیجانزاده، معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست امروز در نشست مطبوعاتی رییس سازمان حفاظت محیط زیست با اصحاب رسانه درباره وضعیت دریاچه ارومیه و پیامدهای خشک شدن آن، گفت: بر اساس آخرین آمارها(۱۱ مرداد) تراز دریاچه ارومیه ۱۲۶۹.۷۴ ، وسعت آن ۵۸۱ کیلومتر و حجم آب آن نیز ۵۰۰ میلیون متر مکعب است، درحالی که ۱۱ مردادماه سال گذشته، میزان آب دریاچه ۲ میلیارد متر مکعب و وسعت آن ١۵٣۴ کیلومتر ثبت شده است.
🔹 وی افزود: متاسفانه اکنون تراز آب دریاچه ارومیه به پایین ترین حد رسیده و اگر از این کمتر شود دیگر امکان اعلام عدد وجود ندارد چراکه اکنون در کمترین میزان ممکن است، البته حتی از نظر میدانی می توان گفت اعدادی که اعلام شده می تواند پایین تر باشد و اکنون هم به علت گرمای هوا و تبخیر بالا شرایط بدتر خواهد شد.
لینک خبر
🆔 @doenews
اینجا و در کشورما چه خبر است!
این درست است یا آن؟
چه کسی، چگونه، کجا باید برای حفاظت از این سرزمین، دادخواهی کند؟
حال دادخواه باید حکم بخورد یا... ؟
@savezab
این درست است یا آن؟
چه کسی، چگونه، کجا باید برای حفاظت از این سرزمین، دادخواهی کند؟
حال دادخواه باید حکم بخورد یا... ؟
@savezab
Forwarded from کانال خبری بامدادنو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴بحران در تاریخ بی سابقه آب از زبان درویش کارشناس محیط زیست؛
دریاچه ارومیه از چهل هزارسال پیش از همه بحرانها و اتفاقات انسانی و جوی سلامت مانده بود اما در سالهای اخیر خشک شد
🔸در این چند سال اخیر ۶۰ در صد ذخیره هزاران ساله آب کشور را مصرف شده
❇️ @baamdadeno
دریاچه ارومیه از چهل هزارسال پیش از همه بحرانها و اتفاقات انسانی و جوی سلامت مانده بود اما در سالهای اخیر خشک شد
🔸در این چند سال اخیر ۶۰ در صد ذخیره هزاران ساله آب کشور را مصرف شده
❇️ @baamdadeno
Forwarded from سیروان
🔺رقص مرگ بر بالین دریاچەی مرده
در روزهایی که تمام ایران با تنش آبی روبروست و خشکسالی و فرونشست زمین و بیابان زایی، شمال و جنوب و شرق و غرب این زیستگاه انسانی کهن را درنوردیده، شاید رقص مرگ بر بالین دریاچەی مردەی ارومیه قدری زمان پریشانه باشد.
دریاچەی ارومیه را چه کسی به این حال و روز درآورد؟ تالاب هامون و بختگان را چه کسی خشکاند؟ کارون پرآب و زاینده چرا شور و خسیس شد و زاینده رود سرشار از روح زندگی به مردابی افسرده بدل شد!
پاسخ روش و قطعی دشوار است، اما در یک کلمه می توان گفت: مرگ دولت در معنای زوال بروکراسی و سقوط عقلانیت دیوان سالاری، مقصر اصلی است.
قوەی عاقلەی دولت مدرن بروکراسی است. چیزی که در ایران پس از انقلاب با حاکمیت نوعی ملوک الطوایفی اداری مفقود شد.
پشت پردەی تصمیم سازی بسیاری از سدسازی ها یا امام جمعەای ذینفع و ذینفوذ قرار دارد یا نمایندەای که برای کسب رای مجدد کیسەی طمع دوخته است. یا فلان و بهمان مسئول کشوری که با داشتن رزومه های امنیتی و نظامی از نردبان قدرت بالا رفته و برای آبادانی استان، شهر و یا محله و کوی و روستایش تلاش می کند.
البته این تلاش ها و لابی و رایزنی ها معمولا بازی حاصل جمع صفرند. هزینه و ضررش را مملکت می دهد و منفعت موقت و کوتاه مدتش را روستا و شهری که برای مسئول عالیرتبه حکم وطن را دارد!
مگر نه این است که در شریعت وطن محدود است و حد ترخص دارد و بالاتر از آن امت است و دولت - ملت و منافع ملی، مفهومی متروک و غریب است!
حاکمیت ملی که از ارادەی ملی نشات می گیرد، نه تجزیه پذیر است و نه قابل واگذاری.
پایتخت مغز متفکر و دستگاه دیوان سالاری بدون مزاحم و شریک، مجرای جاری و ساری شدن آن است.
اگر عقلانیت بروکراتیک مبتنی بر منافع ملی وجود داشت، چگونه شهرها و قصبات و دهات خالی از جمعیت و تشنه و بی آب نیمەی شرقی و مرکز کشور لبریز از فرودگاه، دانشگاه، کارخانه و بیمارستان می شد و جاهایی مانند کردستان - استان های شمالغرب که مخزن آب کشورند- به کلی محروم و به طاق نسیان نهاده می شدند؟
سویەی دیگر این "وطن سوزی " پیگیری یک سیاست حامی پروری افراطی به قصد استهلاک خواست دمکراسی خواهی و مشارکت سیاسی است.
هر ایرانی مجاز است، یک یا چند چاه غیر مجاز و مزرعه و خانه باغ شخصی و به همین مقدار مدرک دکتری داشته باشد!
مشروط به آنکه دم برنیاورد و پیوسته در مسیر وفاداری سیاسی گام نهد! شکی نیست که این فقره قسمی قرارداد اجتماعی میان دولت و شهروندان است. اما مغبون نهایی دولت است که بهای آن را از ظرفیت های ملی و ثروت های همگانی می دهد.
خشکسالی، تنش آبی، بی برقی، تورم و بیکاری معضلاتی پیچیده و چند وجهی اند و نیازمند مدیریت علمی و مهارت و حتی همکاری بین المللی و استفاده از فن آوری های پیشرفته که لزوما در ایران نیستند.
بیش از نمی شود پشت واژەی استقلال سنگر گرفت و به مصاف عقلانیت رفت و به اسم خودکفایی به احیای آموزه های مائوئیسم پرداخت.
✍صلاح الدین خدیو
در روزهایی که تمام ایران با تنش آبی روبروست و خشکسالی و فرونشست زمین و بیابان زایی، شمال و جنوب و شرق و غرب این زیستگاه انسانی کهن را درنوردیده، شاید رقص مرگ بر بالین دریاچەی مردەی ارومیه قدری زمان پریشانه باشد.
دریاچەی ارومیه را چه کسی به این حال و روز درآورد؟ تالاب هامون و بختگان را چه کسی خشکاند؟ کارون پرآب و زاینده چرا شور و خسیس شد و زاینده رود سرشار از روح زندگی به مردابی افسرده بدل شد!
پاسخ روش و قطعی دشوار است، اما در یک کلمه می توان گفت: مرگ دولت در معنای زوال بروکراسی و سقوط عقلانیت دیوان سالاری، مقصر اصلی است.
قوەی عاقلەی دولت مدرن بروکراسی است. چیزی که در ایران پس از انقلاب با حاکمیت نوعی ملوک الطوایفی اداری مفقود شد.
پشت پردەی تصمیم سازی بسیاری از سدسازی ها یا امام جمعەای ذینفع و ذینفوذ قرار دارد یا نمایندەای که برای کسب رای مجدد کیسەی طمع دوخته است. یا فلان و بهمان مسئول کشوری که با داشتن رزومه های امنیتی و نظامی از نردبان قدرت بالا رفته و برای آبادانی استان، شهر و یا محله و کوی و روستایش تلاش می کند.
البته این تلاش ها و لابی و رایزنی ها معمولا بازی حاصل جمع صفرند. هزینه و ضررش را مملکت می دهد و منفعت موقت و کوتاه مدتش را روستا و شهری که برای مسئول عالیرتبه حکم وطن را دارد!
مگر نه این است که در شریعت وطن محدود است و حد ترخص دارد و بالاتر از آن امت است و دولت - ملت و منافع ملی، مفهومی متروک و غریب است!
حاکمیت ملی که از ارادەی ملی نشات می گیرد، نه تجزیه پذیر است و نه قابل واگذاری.
پایتخت مغز متفکر و دستگاه دیوان سالاری بدون مزاحم و شریک، مجرای جاری و ساری شدن آن است.
اگر عقلانیت بروکراتیک مبتنی بر منافع ملی وجود داشت، چگونه شهرها و قصبات و دهات خالی از جمعیت و تشنه و بی آب نیمەی شرقی و مرکز کشور لبریز از فرودگاه، دانشگاه، کارخانه و بیمارستان می شد و جاهایی مانند کردستان - استان های شمالغرب که مخزن آب کشورند- به کلی محروم و به طاق نسیان نهاده می شدند؟
سویەی دیگر این "وطن سوزی " پیگیری یک سیاست حامی پروری افراطی به قصد استهلاک خواست دمکراسی خواهی و مشارکت سیاسی است.
هر ایرانی مجاز است، یک یا چند چاه غیر مجاز و مزرعه و خانه باغ شخصی و به همین مقدار مدرک دکتری داشته باشد!
مشروط به آنکه دم برنیاورد و پیوسته در مسیر وفاداری سیاسی گام نهد! شکی نیست که این فقره قسمی قرارداد اجتماعی میان دولت و شهروندان است. اما مغبون نهایی دولت است که بهای آن را از ظرفیت های ملی و ثروت های همگانی می دهد.
خشکسالی، تنش آبی، بی برقی، تورم و بیکاری معضلاتی پیچیده و چند وجهی اند و نیازمند مدیریت علمی و مهارت و حتی همکاری بین المللی و استفاده از فن آوری های پیشرفته که لزوما در ایران نیستند.
بیش از نمی شود پشت واژەی استقلال سنگر گرفت و به مصاف عقلانیت رفت و به اسم خودکفایی به احیای آموزه های مائوئیسم پرداخت.
@sirwan_weekly
Telegram
attach 📎
Forwarded from عکس نگار
.
🔺پرونده دریاچه ارومیه؛ متهم به صحنه برمیگردد!
✍شفیع بهرامیان-روزنامهنگار
▫️قسمت اول: عیسی کلانتری وزیر کشاورزی دولتهای دهه ۶۰ و ۷۰
با بررسی دقیق اسناد معتبر (گزارشهای وزارت نیرو، سازمان حفاظت محیط زیست، دانشگاهها و نهادهای بینالمللی مانند UNDP) و تطبیق با اظهارات کارشناسی خلاصهای از آنچه بر دریاچه ارومیه در ۳۰ سال گذشته رفته است؛ البته در این یادداشت به بلعیدن سالانه بیش از ۶ هزار میلیارد تومان توسط مافیای آب -فعلا- پرداخته نمیشود و برای ممانعت از دادن آدرس اشتباه توسط برخی از جریانهای قدرتمند مالی- رسانهای در بحث دلایل خشک شدن دریاچه ارومیه، فعلا به یکی از مقصران احتمالی این بحران پرداخته میشود.
▫️دلایل اصلی بحران دریاچه:
خشک شدن دریاچه ارومیه نتیجهی ترکیب سیاستهای ناپایدار کشاورزی و صنعتی، مدیریت نادرست منابع آبی و بیتوجهی به موازنهی اکولوژیک در سه دهه اخیر است. سوء مدیریتِ بالاخص وزرای کشاورزی و نیرو، بهویژه در دولتهای پس از جنگ و برخی مسئولان ستاد احیای دریاچه نقش محوری در این روند داشتند.
▫️مراحل بحران:
۱. دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰:
- سیاست خودکفایی کشاورزی پس از جنگ با محوریت وزارت کشاورزی (عیسی کلانتری: وزیر ۱۳۶۸-۱۳۷۹)، منجر به گسترش بیرویه اراضی زیر کشت محصولات آببر و همچنین تبدیل اراضی دیم به اراضی پایاب و آبی شد.
- سدسازیهای گسترده (مانند سدهای زرینهرود، شهرچای سیلوانا و...)، حفر چاههای عمیق و انحراف آب، حقابه طبیعی دریاچه را کاهش داد.
۲. دهههای ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۰:
- آب باقیمانده عمدتاً به کشاورزی پرمصرف (سیب، چغندر، یونجه و...) و صنایع سنگین در آذربایجانشرقی (پتروشیمی تبریز، فولاد آذربایجان و....) اختصاص یافت.
توسعه صنایع آببر از دهه ۱۳۸۰ آغاز شد و نقش موثری در تشدید بحران داشت.
- الگوی کشت اصلاح نشد و برداشت آب ۴۰درصدِ ورودی دریاچه را قطع کرد.
۳. ستاد احیای دریاچه ارومیه (از ۱۳۹۲):
- عیسی کلانتری بهعنوان اولین دبیر ستاد (۱۳۹۳-۱۴۰۰) منصوب شد.
جملهی نمادین منسوب به وی «محیطزیست برای شکم مردم است» بازتاب نگاه توسعهمحور او بود.
در این دوران اخباری مبنی بر " تلاش برای هدایت حقابه به صنایع شرق دریاچه توسط ستاد" منتشر شده است و انتقادات کارشناسی به اولویتدهی به بهرهبرداران (کشاورزی/صنعت) وجود داشته است.
- اقدامات ستاد (لایروبی رودخانهها، اصلاح الگوی کشت و...) هرچند مثبت بود، اما ناکافی ارزیابی میشود چه اینکه تاکید بسیار بر راهکارهای فنی-مهندسی و بیتوجهی به راهحلهای مدیریتی و اجتماعی سبب تشدید بحران دریاچه ارومیه شد.
▫️نتیجهگیری:
- ترکیب توسعهی کشاورزی و صنعت آببر با سدسازی بیضابطه تا ۱۴۰۰ بیش از ۷۰درصد مساحت دریاچه را خشک کرد.
- نقش کلانتری هم بهعنوان معمار سیاستهای توسعه کشاورزی دهه ۶۰-۷۰ و هم مدیر ستاد احیای دریاچه، نماد تناقض در مدیریت آب دریاچه و کشور بود. - البته عواملی چون تغییر اقلیم (کاهش ۱۵ درصد بارش) و خشکسالیهای ممتد نیز موثر بودند.
🔺 طبق گزارش سازمان حفاظت محیط زیست در سال جاری وضعیت دریاچه به مرحله غیرقابل اندازهگیری و اوج بحران رسیده و احتمالی خشکی کامل آن در شهریور ماه دور از انتظار نیست چه اینکه به اعتراف استاندار آذربایجانغربی رضا رحمانی، حتی قطرهای از آب رودخانهها و سدهای رهاسازی شده به این دریاچه نمیرسد و در مسیر تماما مورد دستبرد و استفاده قرار میگیرد!
@avinpress
🔺پرونده دریاچه ارومیه؛ متهم به صحنه برمیگردد!
✍شفیع بهرامیان-روزنامهنگار
▫️قسمت اول: عیسی کلانتری وزیر کشاورزی دولتهای دهه ۶۰ و ۷۰
با بررسی دقیق اسناد معتبر (گزارشهای وزارت نیرو، سازمان حفاظت محیط زیست، دانشگاهها و نهادهای بینالمللی مانند UNDP) و تطبیق با اظهارات کارشناسی خلاصهای از آنچه بر دریاچه ارومیه در ۳۰ سال گذشته رفته است؛ البته در این یادداشت به بلعیدن سالانه بیش از ۶ هزار میلیارد تومان توسط مافیای آب -فعلا- پرداخته نمیشود و برای ممانعت از دادن آدرس اشتباه توسط برخی از جریانهای قدرتمند مالی- رسانهای در بحث دلایل خشک شدن دریاچه ارومیه، فعلا به یکی از مقصران احتمالی این بحران پرداخته میشود.
▫️دلایل اصلی بحران دریاچه:
خشک شدن دریاچه ارومیه نتیجهی ترکیب سیاستهای ناپایدار کشاورزی و صنعتی، مدیریت نادرست منابع آبی و بیتوجهی به موازنهی اکولوژیک در سه دهه اخیر است. سوء مدیریتِ بالاخص وزرای کشاورزی و نیرو، بهویژه در دولتهای پس از جنگ و برخی مسئولان ستاد احیای دریاچه نقش محوری در این روند داشتند.
▫️مراحل بحران:
۱. دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰:
- سیاست خودکفایی کشاورزی پس از جنگ با محوریت وزارت کشاورزی (عیسی کلانتری: وزیر ۱۳۶۸-۱۳۷۹)، منجر به گسترش بیرویه اراضی زیر کشت محصولات آببر و همچنین تبدیل اراضی دیم به اراضی پایاب و آبی شد.
- سدسازیهای گسترده (مانند سدهای زرینهرود، شهرچای سیلوانا و...)، حفر چاههای عمیق و انحراف آب، حقابه طبیعی دریاچه را کاهش داد.
۲. دهههای ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۰:
- آب باقیمانده عمدتاً به کشاورزی پرمصرف (سیب، چغندر، یونجه و...) و صنایع سنگین در آذربایجانشرقی (پتروشیمی تبریز، فولاد آذربایجان و....) اختصاص یافت.
توسعه صنایع آببر از دهه ۱۳۸۰ آغاز شد و نقش موثری در تشدید بحران داشت.
- الگوی کشت اصلاح نشد و برداشت آب ۴۰درصدِ ورودی دریاچه را قطع کرد.
۳. ستاد احیای دریاچه ارومیه (از ۱۳۹۲):
- عیسی کلانتری بهعنوان اولین دبیر ستاد (۱۳۹۳-۱۴۰۰) منصوب شد.
جملهی نمادین منسوب به وی «محیطزیست برای شکم مردم است» بازتاب نگاه توسعهمحور او بود.
در این دوران اخباری مبنی بر " تلاش برای هدایت حقابه به صنایع شرق دریاچه توسط ستاد" منتشر شده است و انتقادات کارشناسی به اولویتدهی به بهرهبرداران (کشاورزی/صنعت) وجود داشته است.
- اقدامات ستاد (لایروبی رودخانهها، اصلاح الگوی کشت و...) هرچند مثبت بود، اما ناکافی ارزیابی میشود چه اینکه تاکید بسیار بر راهکارهای فنی-مهندسی و بیتوجهی به راهحلهای مدیریتی و اجتماعی سبب تشدید بحران دریاچه ارومیه شد.
▫️نتیجهگیری:
- ترکیب توسعهی کشاورزی و صنعت آببر با سدسازی بیضابطه تا ۱۴۰۰ بیش از ۷۰درصد مساحت دریاچه را خشک کرد.
- نقش کلانتری هم بهعنوان معمار سیاستهای توسعه کشاورزی دهه ۶۰-۷۰ و هم مدیر ستاد احیای دریاچه، نماد تناقض در مدیریت آب دریاچه و کشور بود. - البته عواملی چون تغییر اقلیم (کاهش ۱۵ درصد بارش) و خشکسالیهای ممتد نیز موثر بودند.
🔺 طبق گزارش سازمان حفاظت محیط زیست در سال جاری وضعیت دریاچه به مرحله غیرقابل اندازهگیری و اوج بحران رسیده و احتمالی خشکی کامل آن در شهریور ماه دور از انتظار نیست چه اینکه به اعتراف استاندار آذربایجانغربی رضا رحمانی، حتی قطرهای از آب رودخانهها و سدهای رهاسازی شده به این دریاچه نمیرسد و در مسیر تماما مورد دستبرد و استفاده قرار میگیرد!
@avinpress
Forwarded from حامیان جامعه مدنی (حجم)
✅ دریاچه ارومیه به طور کامل محو شد
🔰بر اساس جدیدترین تصویر ناسا از دریاچه ارومیه، نگین آبی شمال غرب ایران به طور کامل خشک شده و دیگر اثری از یک دریاچه در تصویر هوایی دیده نمیشود.
🔰البته این موضوع دور از ذهن نبود چرا که در ابتدای تابستان نیز مدیران کل محیط زیست درباره خشکی کامل و ۱۰۰ درصدی دریاچه ارومیه تا پایان تابستان هشدار داده بودند./ تسنیم
@Haajm
🔰بر اساس جدیدترین تصویر ناسا از دریاچه ارومیه، نگین آبی شمال غرب ایران به طور کامل خشک شده و دیگر اثری از یک دریاچه در تصویر هوایی دیده نمیشود.
🔰البته این موضوع دور از ذهن نبود چرا که در ابتدای تابستان نیز مدیران کل محیط زیست درباره خشکی کامل و ۱۰۰ درصدی دریاچه ارومیه تا پایان تابستان هشدار داده بودند./ تسنیم
@Haajm
Forwarded from شارنامه| صلاح الدین خدیو
🔺به کویر ارومیه خوش آمدید!
دریاچه ارومیه به طور کامل خشک و از نقشەی ایران حذف شد. محو این پهنەی آبی دوازده هزار ساله با مساحتی دو برابر کشور لوکزامبورگ یک رخداد اکولوژیکی خارق العاده است.
این فاجعەی زیست محیطی غول آسا که تماما مخلوق دخالت مخرب بشر است، زنگ بیدارباش را در سطح جهانی به صدا در می آورد.
خشک شدن این دریاچه از الگوی خشکسالی پیروی نمی کند. چە در فاصلەی کوتاهی از آن، دریاچەی وان ترکیه تراز معمول آبی خود را حفظ کرده است.
دریاچه ارومیه هم در تاریخ خود از دورەهای خشکسالی بدی جان سالم بدر برده بود.
مرگ دریاچەی ارومیه ناشی از سوء مدیریت منابع آبی در ایران پس از انقلاب است و فاجعەی خشک شدن دریاچەی آرال در دهەی شصت میلادی در روسیه را به یاد می آورد.
آرال هم مانند ارومیه قربانی تغییر مسیر و انحراف رودخانه های حوضەی آبخیز خود شد.
در اینجا هم سدسازی های بی رویه، گسترش مطالعه نشدەی کشاورزی، تبدیل کشت دیمی به آبی، بهم خوردن تعادل بخش صنعتی و کشاورزی در کنار خشکسالی دست بدست هم دادند و دریاچەی ارومیه را به فنا بردند.
سرجمع این عوامل را می توان در پدیدەای بنام زوال عقلانیت بروکراسی در ایران پس از انقلاب معنا کرد:
اولا انسجام سیستمی و انضباط ساختاری دستگاه دولتی با مداخلەهای فراقانونی امامان جمعه، نمایندگان مجلس، نظامیان و ... به تدریج به یغما رفت و نوعی ملوک الطوایفی اداری حاکم شد.
فرضا اگر در شهری پس از امکان سنجی و پیوست های توجیهی قرار بود سدی یا کارخانه ای ساخته شود، امام جمعه و نمایندەی شهر همسایه هم فورا اعتراض می کرد و آنجا هم ساخته می شد.
از این چرخەی معیوب در چهل سال گذشته موجی از منطقه گرایی و بخشی نگری برخاست که امر ملی را اساسا ممتنع می کرد.
دوما ذهنیت این کاربدستان یک ذهنیت ناب روستایی با انگاره هایی از قبیل استقلال و استغنا و سیر کردن ملت از طریق خودکفایی در کشاورزی بود.
این عقلانیت سقیم که ریشه در رویاهای انقلابی و توهم برتری ایمان برعلم و منطق و واقعیت را داشت در درجەی نخست به گسست از جهان و احساس بی نیازی از آن انجامید.
گویاترین مثال در این باره دخالت ملا حسنی امام جمعەی سابق ارومیه در احداث میانگذر پانزده کیلومتری دریاچه است.
میانگذری که به یکی از قاتلان آن تبدیل شد. حسنی در خاطرات خود از روزی در سال 1358 می گوید که همراه مدیرکل وقت راه با قایق چرخی در دریاچه می زند و کم عرض ترین نقطه را برای پل زدن بر می گزیند.
وی هفتەی بعد همان جا نماز جمعه را اقامه و همراه نمازگزاران با بیل و کلنگ شروع به پر کردن آب با خاک های اطراف می نماید!
با این تفاصیل عجیب نیست که ایران، کشور میزبان کنوانسیون جهانی رامسر، خود تمام تالاب ها و پهنه های آبی داخل سرزمینی اش خشک شده باشد. شادگان، گاوخونی، بختگان، هامون به خاطره ها پیوسته و تالاب انزلی نیز به زودی به آنها می پیوندد.
چه چیزی اسف بارتر از این که دریاچەی ارومیه که سال 1355 از سوی یونسکو ذخیرەگاە زیست کره نام گرفت، امروز مرگ و نیستی را تداعی می کند.
#صلاح_الدین_خدیو
@sharname1
دریاچه ارومیه به طور کامل خشک و از نقشەی ایران حذف شد. محو این پهنەی آبی دوازده هزار ساله با مساحتی دو برابر کشور لوکزامبورگ یک رخداد اکولوژیکی خارق العاده است.
این فاجعەی زیست محیطی غول آسا که تماما مخلوق دخالت مخرب بشر است، زنگ بیدارباش را در سطح جهانی به صدا در می آورد.
خشک شدن این دریاچه از الگوی خشکسالی پیروی نمی کند. چە در فاصلەی کوتاهی از آن، دریاچەی وان ترکیه تراز معمول آبی خود را حفظ کرده است.
دریاچه ارومیه هم در تاریخ خود از دورەهای خشکسالی بدی جان سالم بدر برده بود.
مرگ دریاچەی ارومیه ناشی از سوء مدیریت منابع آبی در ایران پس از انقلاب است و فاجعەی خشک شدن دریاچەی آرال در دهەی شصت میلادی در روسیه را به یاد می آورد.
آرال هم مانند ارومیه قربانی تغییر مسیر و انحراف رودخانه های حوضەی آبخیز خود شد.
در اینجا هم سدسازی های بی رویه، گسترش مطالعه نشدەی کشاورزی، تبدیل کشت دیمی به آبی، بهم خوردن تعادل بخش صنعتی و کشاورزی در کنار خشکسالی دست بدست هم دادند و دریاچەی ارومیه را به فنا بردند.
سرجمع این عوامل را می توان در پدیدەای بنام زوال عقلانیت بروکراسی در ایران پس از انقلاب معنا کرد:
اولا انسجام سیستمی و انضباط ساختاری دستگاه دولتی با مداخلەهای فراقانونی امامان جمعه، نمایندگان مجلس، نظامیان و ... به تدریج به یغما رفت و نوعی ملوک الطوایفی اداری حاکم شد.
فرضا اگر در شهری پس از امکان سنجی و پیوست های توجیهی قرار بود سدی یا کارخانه ای ساخته شود، امام جمعه و نمایندەی شهر همسایه هم فورا اعتراض می کرد و آنجا هم ساخته می شد.
از این چرخەی معیوب در چهل سال گذشته موجی از منطقه گرایی و بخشی نگری برخاست که امر ملی را اساسا ممتنع می کرد.
دوما ذهنیت این کاربدستان یک ذهنیت ناب روستایی با انگاره هایی از قبیل استقلال و استغنا و سیر کردن ملت از طریق خودکفایی در کشاورزی بود.
این عقلانیت سقیم که ریشه در رویاهای انقلابی و توهم برتری ایمان برعلم و منطق و واقعیت را داشت در درجەی نخست به گسست از جهان و احساس بی نیازی از آن انجامید.
گویاترین مثال در این باره دخالت ملا حسنی امام جمعەی سابق ارومیه در احداث میانگذر پانزده کیلومتری دریاچه است.
میانگذری که به یکی از قاتلان آن تبدیل شد. حسنی در خاطرات خود از روزی در سال 1358 می گوید که همراه مدیرکل وقت راه با قایق چرخی در دریاچه می زند و کم عرض ترین نقطه را برای پل زدن بر می گزیند.
وی هفتەی بعد همان جا نماز جمعه را اقامه و همراه نمازگزاران با بیل و کلنگ شروع به پر کردن آب با خاک های اطراف می نماید!
با این تفاصیل عجیب نیست که ایران، کشور میزبان کنوانسیون جهانی رامسر، خود تمام تالاب ها و پهنه های آبی داخل سرزمینی اش خشک شده باشد. شادگان، گاوخونی، بختگان، هامون به خاطره ها پیوسته و تالاب انزلی نیز به زودی به آنها می پیوندد.
چه چیزی اسف بارتر از این که دریاچەی ارومیه که سال 1355 از سوی یونسکو ذخیرەگاە زیست کره نام گرفت، امروز مرگ و نیستی را تداعی می کند.
#صلاح_الدین_خدیو
@sharname1