وقتی از بیرون به زندگیم نگاه میکنم، میبینم که اول بگایی بودم بعد دست و پا درآوردم.
نمیدونم چرا، ولی امروز گوشهی دفترم نوشتم: یه روز انقدر قوی میشم که دیگه جلو هیچکس گریه نکنم.
Closeup.
ذکر روز و شب: عاشق و اسیر رامت، دیوونهی هر کلامت..
ذکر روز و شب: برانکارد بیارید، منو روش بذارید، که من خورد و خمیرم همین الان میمیرم..
من دوران راهنمایی گروه سرود داشتم، تا رده استانی هم مقام آوردیم. یه مرکز بهداشت محله بهم نمیرسه؟
مصطفا نشسته کالاف بازی میکنه از «من سربازی که نرفتم بلد نیستم» رسیده به «آهااای حرومزادهها من هنوز زندهم»