Samsāra ( مجهول سابق :) ) – Telegram
Samsāra ( مجهول سابق :) )
103 subscribers
23 photos
7 videos
68 links
Download Telegram
چیزی تو حالت لب و لوچه اش هست که حس تنفر رو القا میکنه. به نظرش من ناخوشایند می آم.
اونا یه جفتن، اونا باهم جفت و جورن، می تونم بگم خوشبخت ان. همون چیزی ان که من سعی کردم باشم. اونا چیزی هستن که من از دست دادم؛ چیزی که من می خواستم باشم.
خوشبختی سعادتمندانه و بدبختی مطلق
انگار مردم میتونن این عیب واضح رو توی من ببینن، اونا میتونن اونو توی صورتم ببینن؛ راهی رو که من با اون خودمو نگه میدارم، روشی که من باهاش حرکت میکنم.
مغزم دور برداشته، میچرخه و میچرخه و باید تمام شب بی خوابی بکشم.
چشمامو می بندم و میذارم تاریکی رشد کنه و گسترده بشه تا کوچکترین اجزا از یه احساس غمناک، به چیز بدتری تبدیل بشن؛ یه خاطره، یه فلاش بک.
از این حال متنفرم؛ از بی خوابی بیشتر از هر چیز دیگه ای متنفرم. فقط دراز میکشم، مغزم کار میکنه، تیک تیک، تیک تیک.
اون مثل یک حفره بزرگه تو زندگیم، وسط روحم. یا شاید اون فقط شروع روحمه.
اون تنهاس. من واقعا براش نگرانم. این کمک نمیکنه تنهاییش پر شه.
یکی از عیب هایم این است که نمیتوانم در جا جواب آدم ها را بدهم. حرف بی ربط که میشنوم ساکت میمانم.
انگار که من به جای زندگی الانم،یک زندگی واقعی دارم.
می دانست دوستش دارم و آگاهانه دوستم نداشت.
یه لحظه چوب خط های زندگی به من میگه همه چی خوبه و زندگی شیرینه و من هیچی نمی خوام و لحظه بعد نمیتونم تحمل کنم. همه جا هستم، لیز میخورم و دوباره بلند میشم.
چه سازم به خاری که در دل نشیند ؟
مکان اشتباه، زمان اشتباه.
متخصص تبدیل "قشنگیای محتمل" به "از دست رفته های قطعی"
سرم از صداها سنگین است.
تکرار به نحوی هولناک ادامه دارد.
No one's dream .
Forwarded from Stuff
مامان همیشه میگه بهترین مرگ، مردن در خوابه. و اخیرا یکی از دلایل این که اصرار دارم هر شب حتا شده دو ساعت بخوابم همینه! هنوزم ناامید نشدم!
زندگی رو گم کردم.