Samsāra ( مجهول سابق :) ) – Telegram
Samsāra ( مجهول سابق :) )
103 subscribers
23 photos
7 videos
68 links
Download Telegram
اون مثل یک حفره بزرگه تو زندگیم، وسط روحم. یا شاید اون فقط شروع روحمه.
اون تنهاس. من واقعا براش نگرانم. این کمک نمیکنه تنهاییش پر شه.
یکی از عیب هایم این است که نمیتوانم در جا جواب آدم ها را بدهم. حرف بی ربط که میشنوم ساکت میمانم.
انگار که من به جای زندگی الانم،یک زندگی واقعی دارم.
می دانست دوستش دارم و آگاهانه دوستم نداشت.
یه لحظه چوب خط های زندگی به من میگه همه چی خوبه و زندگی شیرینه و من هیچی نمی خوام و لحظه بعد نمیتونم تحمل کنم. همه جا هستم، لیز میخورم و دوباره بلند میشم.
چه سازم به خاری که در دل نشیند ؟
مکان اشتباه، زمان اشتباه.
متخصص تبدیل "قشنگیای محتمل" به "از دست رفته های قطعی"
سرم از صداها سنگین است.
تکرار به نحوی هولناک ادامه دارد.
No one's dream .
Forwarded from Stuff
مامان همیشه میگه بهترین مرگ، مردن در خوابه. و اخیرا یکی از دلایل این که اصرار دارم هر شب حتا شده دو ساعت بخوابم همینه! هنوزم ناامید نشدم!
زندگی رو گم کردم.
تف سر بالا می‌دونید چیه؟
مثلا رویا نداشتن یه تف سر بالاس.

وقتی شرایطی پیش میاد که مجبوری بلند بگیش، دید بقیه بهت یادت می‌ندازه این قضیه چه نقص بزرگیه... حتی تو ذهن خودت.

-آرزوت چیه؟
-آرزویی ندارم.

می‌بینید این مکالمه چقدر ناقص به نظر میاد؟ انگار باید توضیحی ارائه بشه یا تغییری رخ بده، ادامه‌ای براش نیازه...
متاسفانه ادامه‌ای در کار نیست.
This silence is so loud.
با یادآوری اون روزا قلبم به طرز فجیعی تند میزنه. حالم بد میشه. نفس کم میارم و دلم میخواد گذشتم رو بالا بیارم ولی نمیشه. گذشته چیزی نیست که بتونی بالا بیاریش! مثل غذای فاسد شده میمونه سر دلت. با این تفاوت که این غذای فاسد شده تا ابد سر دلت میمونه و تو هر از گاهی فقط میتونی عق بزنی، ولی استفراغ… نه… تو هرگز نمیتونی اون کوفتی رو استفراغش کنی تا بیاد بیرون! تنها کاری که از دستت برمیاد اینه که با حال خرابت مدارا کنی، همین!
خسته‌ام، غمگینم، گریه‌تر از دیروزم
آدمی که در سوگ عزیزی می‌نشیند، اولش اشک می‌ریزد، غصه می‌خورد، دلتنگ می‌شود و آخرالامر عادت می‌کند؛ ولی وای، وای به حال آن کس که بر سوگ خود بنشیند و مرثیه سرایی کند!
اینجا جای موندن نیست.
عین عزیزم
گرمای دستانت گرمای بدن بچه گربه ای بود، یک ربع پس از مرگ. کم جان، غمناک ، رو به افولی همیشگی.