Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
612 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
💫💫💫💫

من به عنوان یک رواندرمانگر تمام کوشش خودم را روی این نکته میگذارم که مراجعینم را یاری دهم تا به آنچه که در تکاپوی نادیده گرفتنش هستند (سایه ها در ناخوداگاه), به ان آگاه گردند و آن را بشناسند، بازتاب کنند و بپذیرند (شناسایی گنج سایه ها).

دکتر موریس ستودگان💫
S.I:
سلام آقای دکتر ستودگان
ممنون بابت مطالب مفیدتون

حتما از اخبار مطلع شدید که به تعدادی بچه مدرسه ای در اصفهان تجاوز شده

سوالم اینه که
این آقایون متجاوز چه نوع بیماری دارن که نمیتونن خودشون رو کنترل کنند ؟

چگونه به بچه ها آموزش بدیم که از خود دفاع کنن و اگر دچار مشکل شدن به خانواده اطلاع بدن ؟

سپاسگزارم 🌹

دکتر موریس ستودگان:
درود به شما 💫
طبیعتا در تمام اخبار ها داخلی و خارجی این خبر پیچیده.

این آقایون متجاوز فقط یک مشکل ندارند. اینها در واقع اختلال پدوفایلی (کودک ازاری) دارند و این فقط مربوط به سکس نمیشه بلکه به عدم عزت نفس و سو استفاده از قدرت هست. این افراد معمولا خودشون در کودکی مورد آزار قرار گرفتند و در واقع یک نوع انتقام (ناخوداگاه) از خودشون و محیط اطراف هست. اینها در واقع میتونند به راحتی با دارو و رواندرمانی اینرو کنترل کنند ولی متاسفانه جامعه دینی ایران هر چیز که در مورد سکس و جنسیت و آموزش به کودکان هست ممنوع و تابو میکنه. تا اونجایی که قانون از کودک آزار اخیر که قاری قرآن بوده و به بچه ها تجاوز میکرده سعید طوسی پشتیبانی میکنه و طبیعتا این مطلب تاثیر روی اجتماع داره و افراد از عواقب نمیترسند و یا جوانی که اخیرا در رشت اعدام شد چون یک آخوند را در بابل به خاطر تجاوز به این جوان در سن نوجوانی به قتل رساند. این افراد فقط بیمار نیستند، جامعه ای بیمار هست که ارزشها رو اشتباه فهمیده و فقط از منافع یک عده دفاع میکنه که در حلقه های کاذب خودشون هستند. این مسئله روانشناسی نیست بلکه یک مسئله سیاسی هست.

سوال دوم شما خیلی آسانتر هست پاسخش. وظیفه تمام پدر و مادرهاست که به بچه های خودشون قبل از آموزش الفبا 👈نه گفتن👉 رو بیاموزند.
باید به کودکان مام بیاموزیم و در این زمینه ادبیات و فیلمهای کافی وجود داره. باید به کودکان مان واضح و روشن بگیم که بدنشان متعلق به خودشون هست و کسی اجازه نداره به بدن اونها دست بزنه. باید حریم شخصی کودکان را بهشون آموزش بدیم. این از خیلی زود شروع میشه. از اونجایی بچه هامون رو بزور وادار میکنیم دوست و فامیل رو ماچ کنه، برو بقل این و برو بقل اون. این رو ماچ نکنی مامان دوست نداره و اونو ماچ نکنی بابا ناراحت میشه، به بچه ها یاد میدیم که خلاف میل خودشون مرزها را بشکنند و بخاطر دوست داشته شدن کاری رو خلاف میل خودشون انجام بدن.
این پدر و مادر هستند که اولا باید اولا کاملا مراقب باشند. دوم بچه ها رو اگاه کنند در باره حریم شخصی اونها و به اونها بیاموزند در این موارد فقط و با سرعت به پدر و مادر رجوع کنند. باید بهشون یاد بدیم که شرم و خجالت و احساس گناه در این زمینه بی معنی هست و اونها هیچ مسئولیتی برای عملکرد نا عاقلانه بزرگسالان ندارند. اونها باید یاد بگیرند که احساس شون مهم هست و میتونند در تمام مواقع با پدر و مادر در موردش صحبت کنند.

این نظر من هست و حتما دوستان روانشناس گروه نظرات منو تکمیل خواهند کرد.

سپاس
📍Change Your Thinking

There is a law in psychology that if you form a picture in your mind of what you would like to be, and you keep and hold that picture there long enough, you will soon become exactly as you have been thinking.

William James


📍فکرت را عوض کن

یک قانون در روانشناسی وجود دارد که میگوید؛ اگر شما تصویری را در ذهن خود از چیزی را که مایل هستید بشوید، بسازیدو آن تصویر را به اندازه کافی در ذهن خود نگه داری کنید، شما به زودی دقیقا همانطور که فکر کرده بودید، خواهید بود.

ویلیام جیمز
ترجمه م. ستودگان💫
ویلیام جیمز فیلسوف و روانشناس آمریکایی متولد ۱۸۴۲ بود و اولین آموزگار دوره ی روانشناسی در ایالات متحده بود. جیمز یکی از متفکران پیشرو در اواخر قرن نوزدهم بود، یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان ایالات متحده، و به عنوان «پدر روانشناسی آمریکایی» نامگذاری شده است.

ترجمه؛ م. ستودگان💫
■ تابلوی سفید یا برگ نانوشته
The Blank Slate یا Tabula Rasa

یک فیلسوف اسکاتلندی دیوید هیوم اولین کسی بود که نظریه راجع به تابلوی سفید یا لوح خالی را ارائه داد. این نظریه می گوید هر شخص بدون هیچ افکار یا ایده ای به این جهان چشم میگشاید. و همه چیز را که شخص میپندارد و احساس می کند از بدو کودکی در کنار دیگران اموخته است. بدین معنا که ذهن کودک یک برگه سفید است و با عبور هر شخص در زندگیش یک تجربه به شکل یک علامت بروی این تابلوی خالی حک میشود.
یک شخص بزرگسال در واقع مجموعه ای از این علائم به جا مانده بروی این تابلوی سفید است که او از کودکی تجربه کرده و از ان می آموزد، احساس می کند و در رشد خود مدام تجربه میکند. آنچه که شخص بزرگسال و کردار او را تشکیل میدهد در واقع نتیجه این برداشت ها از محیط از دوران کودکی تا به کنون است. همانطور که ارسطو نوشت، "آنچه که تحت تاثیر قرار گرفته است، بروز میشود."

شاید بزرگترین موفقیت در تعاریف در زمینه پتانسیل انسانی در قرن بیستم کشف خودپنداره self-concept بود. این ایده میگوید که هر فرد یک مجموعه ای از باورهای خود را دسته بندی میکند و ان را میسازد که این از بدو تولد شروع می شود. این باورها در واقع خودپنداره را تشکیل میدهند. و این کانسپت تبدیل به برنامه اصلی ضمیر ناخودآگاه انسان میگردد. که این خوداگاه تعیین کننده همه پنداشتن ها، گفتار ها، احساس کردن ها و کردارها میگردد. به همین دلیل، همه تغییرات در زندگی بیرونی ما با تغییر در خودپنداره شروع می شود. با تغییر در نحوه تفکر و احساس ما در مورد خود ما و جهان اطراف ما، میتوانیم تغییرات عظیمی را سبب شویم.

باید بدانیم که کودک بدون هیچگونه خودپنداره، قضاوت و مهارتی متولد می شود! و همه چیز را در این جا بعد از تولد میآموزد. گاهی والدینی که با کودکانشان در مطب برای درمان میایند و اظهار می دارند که کودکشان را درک نمیکنند و غیر قابل تحمل است، من پاسخ میدهم.
این دست خط شما بر روی این لوح سفید است. چنان با عجله و خط خوردگی نوشتید که امروز خودتان درکش نمی کنید. این کودک محصول افکار شماست.


دسامبر ۲۰۱۸ ، م. ستودگان💫
دیوید هیوم فیلسوف، مورخ، اقتصاددان و مقاله نویس اسکاتلندی و از روشنفکران عصر خود بود که امروزه افکار او بروی سیستم های متفاوتی از فلسفه تا روانشناسی و علوم‌ اجتماعی تا اقتصاد نوین بی تاثیر نیست. او در 7 می 1711 در ادینبورگ، انگلستان بدنیا آمد و در 25 اوت 1776 در همانجا درگذشت.

مکتب او بروی امانوئل کانت، آدام اسمیت، جان استوارت میل، آرتور شوپنهاور، کارل پوپر تاثیر داشت.

او پیرو مکتب رنه دکارت، جان لاک، توماس هابز، ژان ژاک روسو بود.
💫دکتر موریس ستودگان
قسمت اول

📍چگونه ما در واقع یاد میگیریم که خود را دوست داشته باشیم؟ یک آموزش ساده و موثر.

پیوند درونی یک فرایند شش گامی قدرتمند برای خود درمانی ماست. پیوند ما با خود ما و تعادل بین دنیای درون و برون ماست. در واقع یک نقشه راهگشا برای یادگیری و چگونگی دوست داشتن ما از خودمان را ارائه می دهد که نیاز به هیچ وسیله یا کتاب خاصی نیست. چیزی که نیاز داریم با خود مان صادق باشیم و این روش را تکرار کنیم. در این روش یاد میگیریم که خود را رها (بی اعتنایی به نیاز خود) و وابسته دیگران نکنیم. مسیولیت عمل خود را بپذیریم و خوشبختی مان را وابسته به دیگران یا سرنوشت و یا غیره نکنیم.

یادگیری و تمرین این شش مرحله به تدریج باعث خواهد شد تا خودمان را دوست داشته باشیم تا بتوانیم خودمان را بپذیریم. مگر غیر از این است که خوشبختی ما منوط بر پذیرش ما توسط خود ماست؟ مگر غیر این است که رسالت ما خودشناسی میباشد؟ مگر غیر این است تا عاشق خود نباشیم عشق به دیگری جز وابستگی رنگ دیگری نخواهد داشت؟

👈شش مرحله پذیرش خود و یا پیوند درونی:

🔑1. اماده باشیم تا درد را احساس کرده و مسئولیت احساسمان را بپذیریم.

احساسات ما اطلاعاتی هستند که به ما پیام می دهند که آیا ما خودمان را دوست داریم یا خودمان را نپذیرفته ایم و یا دیگران را دوست داریم و انها را فقط کنترل می کنیم.‌..

🔻گام اول: نیاز به یک مکان ارام و کمی وقت است. خلاقیت ذهنی ما اکنون مورد نیاز است. در یک جا می نشینیم. ارام و مناسب برای این تمرین. شروع به نفس کشیدن ارام و طبیعی میکنیم. حضور ذهن ما در راستای نفس کشیدن ماست و احساس حضور ما در اینجا و در بدن میبایست در واقع قابل احساس گردد و در این لحظه احساسات دیگر را نادیده میگیریم. این تنفس در واقع حرکت بسمت احساسات ماست تا اینکه از اشکال مختلف از خود رها شدن نیز جلوگیری کنیم، از رها شدن منظورم در احساس خود لااُبالی گشتن است؛ مثل اینکه در سر خود متمرکز شویم، خودمان را قضاوت کنیم، به عادت بیفتیم یا شخص دیگری را مسئول احساسات خود بدانیم.

🔑2. به قصد یادگیری تنفس را ادامه میدهیم.

در پیوند درونی، در هر لحظه فقط دو مانع ممکن وجود دارد که پیوند را شکل ندهد:

الف) مقاومت در برابر درد، اجتناب از مسئولیت آن از طریق اشکال مختلف

ب) عادت به چیزهای بیخوده و کنترل رفتار دیگران

برای یادگیری در مورد آنچه که انجام می دهیم یا فکر می کنیم که ممکن است باعث درد ما شود - یا اینکه ممکن است بین ما و شخص یا موقعیت دیگر اتفاق بیفتد، به طوری که ما بتوانیم به نفع خودمان به انجام اقدامات دوستانه برویم و این به این دلیل است که ما میخواهیم خود را درمان کنیم و دوست داشته باشیم.

اکنون اگاهانه حضور والای خود را به قلبم دعوت میکنم. و وقتی احساس کردم در حال حضور دارم، آگاهانه برای یادگیری اینکه چگونه خود را بپذیریم قلبم را باز و اماده پذیرش میکنم. و پرتو نور دوست داشتن را بر قلبم خوش آمد میگویم. تنفس های اگاه و ارام ما خوش امدیست به این میهمانی.

🔑3. در اینجا درباره باورهای نادرست خودمان بازتاب میکنیم.

قدم سوم، فرایند عمیق و گاهی دردناک و یا پر از امید از اکتشاف باور درون ماست. یادگیری در مورد باورها و رفتارهای ما. و همچنین این قدم‌ شناسایی فردی دیگر یا موقعیتی است که ممکن است سبب درد و نارضایتی در ما گشته است.

احساس خود را از خود میپرسیم! کودک درون من بیدار است. "من فکر می کنم به چیزی که عملکرد من است و ان موجب احساس درد و یا اضطراب، افسردگی، گناه، شرم، حسادت، خشم، تنهایی و یا احساس خالی بودن در من می شود؟"
مهم است که عجله نکنیم. به درون خود گوش دهیم. "صدایی" که می شنویم و احساسی که بروز میکند به آن خوشامد میگویم. اجازه دهیم جواب از داخل بیاید - از عمق احساسات ما.

هنگامی که ما " با من زخمی شده" درک می کنیم و پاسخ می گیریم که چه چیزی سبب درد ما میشود، انگاه با خودِ زخمی درونمان آشنا می شویم تا درک ترس و باورهای نادرست که منجر به پندار و کردارمان میشود، را بشناسیم تا به علل نادیده گرفتن نیازهای خود (رها کردن خود) و نپذیرفتن خویش قدمی نزدیکتر شویم.

اگر احساس تنهایی، شکست قلبی یا ناراحتی از کسی داریم، از خودمان سوال می کنیم که بین ما و شخص دیگر چه اتفاقی افتاد که باعث این همه احساسات دردناک گشته.

ادامه دارد
@thinkpluswithus
💫دکتر موریس ستودگان
قسمت دوم

📍چگونه ما در واقع یاد میگیریم که خود را دوست داشته باشیم؟ یک آموزش ساده و موثر.

🔑4. گفتگو با غرور سالم خود

ممکن است فکر کنیم چرا با غرورم باید رابطه برقرار کنیم. زیرا بسیاری از ما گاهی غرور را کمتر مثبت میبینیم. اما اینطور نیست مغرور بودن میتواند حتی برای اعتماد بنفس ما و عزت نفس ما سالم باشد. البته نه تا حد نارسیسم.
با توجه به اینکه قلب خود را باز میکنیم و قدمهای یک تا سه را انجام میدهیم و موقعیت خود را درک کرده باشیم که میخواهیم خود را دوست داشته باشیم و درمان کنیم، می توانیم با غرور سالم براحتی رابطه برقرار کنیم.

کلید این است که برای یادگیری در مورد عشق به خودمان کاملا قلب خود را باز کنیم و پذیرای انرژی مثبت باشیم. پاسخ ها ممکن است بلافاصله دریافت شود و یا گاهی زمان نیاز میباشد. تا ما ‌کردارمان را درک نکنیم، نپذیریم و دیگران را در این پروسه نبخشیم، عشق به خود یک پروسه دراز مدت تر خواهد شد. ‌پاسخ هایی که می جوییم در قبال سوالهای ما ممکن است در کلمات حضور پیدا کنند مثلا جمله ای را در کتابی دیده باشیم و از ذهنمان خطور کند و یا تصاویری دیده باشیم که ما را سریعا متصل میکنند و یا در رویاهای ما پیش میایند و ما را اگاه میکنند (گر چه رویا خود بخشی از عملکرد ناخودآگاه میباشد). هنگامی که قلب ما برای یادگیری باز است، پاسخ ها آماده خواهند شد.

🔑5. اقدام "عشق به خود" و یا خود پذیری در مرحله چهارم را خوب فرا بگیریم.

ما قلب خود را برای احساس درد اماده و باز کرده ایم، ما اماده به یادگیری هستیم و به آموزنده ای تغییر کرده ایم، گفتگو با احساسات خود را آغاز کرده ایم، و از راهنمایی های معنوی خود کمک میگیریم. کاینات همیشه پاسخی را برای سوال ما دارند. ما ارزشمندیم که در این سیستم هستی برای بودن دعوت شده ایم. در مرحله پنجم، ما اقدامی برای عشق به خود میکنیم که مرحمی بر زخمهای درون در طول زمان میگردد. زخمهای ما، عادت، شرم، دروغ، اضطراب و افسردگی و غیره که نتیجه از خود واقعی فرار کردن و خود را رها کردن و نبخشیدن است.
ما باور داریم که قدمهای ما بهبود بخش است. ما باور داریم که بخشی از این سیستم هستی میباشیم و برای تقبل مسیولیت خود آماده ایم. هر چیزی که من را از خود واقعی من دور کند را خواهم شناخت و با عشق به خود آنرا بازتاب میکنم.

گاهی اوقات مردم به "احساس خود دوست داشتن" همانند خود بهتر بینی فکر می کنند، اما اینطور نیست. اینگونه افراد هنوز بدنبال خود درمانی با عشق به خود نیستند و در قضاوت دیگران چاقوی مهارت خود را تیز میکنند. از اینگونه افراد دلسرد نشوید بلکه به آنها عشق بورزید.

یک راه خوب برای تثبیت عشق به خودمان این است که با تأکید بر عمل؛ یعنی، "چه چیزی می توانم برای دوست داشتن خودم انجام دهم؟" تا آنرا در خود رشد دهم به جای "چگونه می توانم عشق به خودم را احساس کنم؟". در این جا میتوانیم لیستی ساده از کارهایی که دوست دارم دا تهیه کنیم و آنرا عملی کنیم.

🔑6. عمل خود را ارزیابی کنیم.

هنگامی که اقدام این ۵ قدم برایمان مقدور شد، به درون خود مینگریم و می بینیم که آیا درد، خشم و شرم ما بهبودی حاصل کرده. اگر خیر، ما از طریق این ۵ مرحله به عقب برمیگردیم و دوباره شروع میکنیم تا حقیقت و اقدامات عشق به خود را دریابیم. با آگاهی بر اینکه عشق به خود که صلح، شادی و حس عمیق ارزش ذاتی را به ما هدیه میکند، نتیجه خود درمانی، پذیرش ما و نهایتا پذیرش دیگران و موقعیت است و رمز خوشبختی!

با گذشت زمان، ما کشف خواهیم کرد که دوست داشتن خودمان همه چیز را در زندگی ما بهبود می بخشد - روابط، سلامتی و رفاه ما، توانایی ما برای بهبودی ما و براورده شدن رویاها و عزت نفس ما. دوست داشتن و ارتباط با خود، کلید برقراری ارتباط با دیگران و برقراری ارتباط دوستانه است. دوست داشتن خودمان چیزی است که ما را قادر می سازد فرکانس خود را بالا ببریم و با روحیه والا همکاری کنیم. دوست داشتن خودمان کلید ایجاد یک پیوند درونی و در نتیجه یک زندگی پرشور، تحقق یافته و سبب شادمانی است.

@thinkpluswithus
اول ما عادت ها را می سازیم بعد آنها ما را شکل میدهند. یا عادتها را ترک کن یا آنها تو را تسخیر خواهند کرد.

ترجمه. م. ستودگان💫
💫💫💫💫
حقیقت این است که رفتارهای ما موقعی عادت میشوند که ما حوصله ای برای بازتاب انها نداریم و ضمیر ناخوداگاه را با ان انقدر تغذیه میکنیم که تاریکترین‌ جای ذهن را به خود اختصاص میدهند. همین بی حوصله گی های ما برای شناخت خودمان در واقع رفتار منفعلانه ای است که بهترین زمینه برای عادت هاست. در واقع روزی ما آنها را می سازیم و روزی نه چندان دور آنها چنان ما را در زنجیر خود اسیر میکنند که به باورمان این ما هستیم، غافل از اینکه در تاریک ناخودآگاه ما آنها سایه هایی میشوند که رفتارهای ما را مدیریت میکنند و ما را از خود واقعی ما غریبه میسازند. در واقع زنجیرهای اسارت عادت آنقدر ضعیف هستند که ما آنها را احساس نمیکنیم ولی انقدر قوی هستند که گسستن آنها بسیار دشوار است.

دکتر موریس ستودگان💫
Every form of addiction is bad,no matter whether the narcotic be alcohol or morphine or idealism.

Carl Jung (1875 – 1961, Swiss psychotherapist and psychiatrist)

هر نوع اعتیاد بد است، فرقی ندارد
چه مواد مخدر باشد چه الکل، و یا مورفین باشد ،یا ایده آلیسم.

کارل یونگ
(1875 - 1961، روان درمانگر و روانپزشک سویسی)
ترجمه. م. ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان:

پاسخ به سوال ۱۶۷

خانمی که گفتند شوهرشون کم حرف میزنه...۲۹ ساله لیسانس و شوهر کارشناس ارشد ۳۲ ساله

درود
از اینکه بعضی افراد کم حرف هستند میتونم بفهمم ولی از اینکه زنها زیاد حرف میزنند فقط یک ادعای بی بنیان و تو خالی هست.
از دید من سه چیز باید حداقل انجام بشه.
اول: قرار بزارید که در خونه بیشتر از یک ساعت تلفن نباید مصرف بشه.
من
دوم: اگه امکان داره پیش یک مشاور برین.
سوم: ما دو نوع سوال داریم. یکی سوال بسته که افراد با اره یا نه جواب میدن و یک نوع سوال باز که افراد باید تعریف کنند. مثلا بجای اینکه بگین روز خوبی داشتی؟ بگین امروز چی کارها کردی.
بجای اینکه بگین چای میخوری؟
بگین دوست داری با هم چی بنوشیم؟
سوال ها رو باز کنید که با اره یا نه جواب نده.
ولی مشاور از دید من برای بهبودی مکالمه های شما لازمه .
سپاس
سلام وقتتون بخیر من ۲۹ساله و لیسانسه و شوهرم ۳۳ ساله کارشناسی ارشد منو شوهرم ۶ ساله ازدواج کردیم و دور از خانواده زندگی میکنیم خداروشکر همدیگر رو دوس داریم و زندگیمون ارامش داره شوهرم خیلی کم حرفه و کل روز رو که سر کار هستش و شب هم کلا سرش توگوشیه و اخبار فوتبال ایران و جهان رو دنبال میکنه منم از این وضعیت عصبی و ناراحت میشم و هرچقد تلاش کردمو میکنم که حرف بزنیم همش میگه حرفی ندارم میگه تو زنی باید زیاد حرف بزنی برام، مردا حرفی ندارن و کم حرفن و اینجور توجیه میکنن ...من خودم تو روز سرگرم کارای خونه و گوش دادن موسیقی و مطالعه و غیره هستم کارامو انجام میدم و همیشه سرحال و شاد و مرتب هستم دوس دارم شوهرم برمیگرده باهم حرف بزنیم ولی فقط من حرف میزنم بعد میبینم توجه نداره و همش سرش توگوشی و تلویزیونه ناراحت میشم چون بارها بهش گفتم وقتی باهم حرف میزنیم نگاه هم بکنیم و بهم احترام بزاریم ... حتی شده سه چهار ساعت مشغول موبایلشه و ازش که پذیرایی هم میکنم و چیزی میگم فقط با اره نه جواب میدن یا اصلا جواب نمیده منم میرم کتاب میخونم یا فیلم میبینم و میخوابم ممنون میشم راهنمایی کنین متشکرم

درود
از اینکه بعضی افراد کم حرف هستند میتونم بفهمم ولی از اینکه زنها زیاد حرف میزنند فقط یک ادعای بی بنیان و تو خالی هست.
از دید من سه چیز باید حداقل انجام بشه.
اول: قرار بزارید که در خونه بیشتر از یک ساعت تلفن نباید مصرف بشه.
من
دوم: اگه امکان داره پیش یک مشاور برین.
سوم: ما دو نوع سوال داریم. یکی سوال بسته که افراد با اره یا نه جواب میدن و یک نوع سوال باز که افراد باید تعریف کنند. مثلا بجای اینکه بگین روز خوبی داشتی؟ بگین امروز چی کارها کردی.
بجای اینکه بگین چای میخوری؟
بگین دوست داری با هم چی بنوشیم؟
سوال ها رو باز کنید که با اره یا نه جواب نده.
ولی مشاور از دید من برای بهبودی مکالمه های شما لازمه .
سپاس
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی۱۶۹
#محیط_ازار دهنده

سلام خسته نباشین. ببخشید من سیزده ساله پیش ازدواج کردم صاحب یک فرزند پسر هستم بعد از هفت هشت سال بخاطر اعتیاد و عدم صلاحیت جدا شدم و حضانت پسرم رو به عهده گرفتم بعد از چن ماه با اقای متاهلی ازدواج کردم که سه تا پسر داشت و هجده سال بزرگتر از من بود به دلیل دخالت مادرم متاسفانه برای بار دوم جدا شدم الان نگاه مردم کتکم میزنه تو یه محیط کوچیک زندگی میکنم نمیتونم تحمل کنم که همچین سرنوشتی داشتم میخام برم یه جای دور با یه شهر بزرگ زندگی کنم خاستم نظرتونو بدونم

@HarfBeManBot

درود از دید من اینجا چندین نکته هست.

اگر میتونید در شهر دیگه و بزرگتر زندگی رو بسازید بسیار خوب و حداقل از دخالت دیگران در زندگی راحت تر میشین.

ولی برای من یک چیز سوال میمونه آیا فقط دخالت مادر شما سبب جدایی شد؟ اراده شما و اون آقا کجا مونده بود؟
یعنی به همین سادگی میشه یک زندگی رو خراب کرد چون مادر دخالت میکنه؟ دنبال کمک نرفتید؟

امیدوارم موفق باشید.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
:
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۶۸
#کتککاری_بچه

سلام
من بیست و هش سالمه یه مادرم دو تا بچه شش و سه ساله دارم دخترم بچه بزرگمه خیلی کتکش میزنم اصلا دس خودم نیست اینقد کتکش میزنم که خودم خسته میشم دوس دارم همش بهش چیزای بد بگم بعد عذاب وجدان میگرم هرچی میخوام خودمو کنترل کنم نمیتونم وحشتناک میزنمش چه کار کنم

@HarfBeManBot

درود
شما حتما به یک روانشناس حضوری مراجعه کنید چون این سو استفاده از قدرت شماست در قبال بچه و این رو نمیشه فقط در یک پیام خلاصه کرد چون این زنجیره ظلم هست که شما خودتون قربانی اون بودید و راهکار حل مشکل یاد‌نگرفتید جز سو استفاده. چون شما خودتون سو استفاده شدید از والدین خودتون این طرح رو یک به یک پیاده میکنید بدون آگاهی شما. در واقع دارین انتقام می گیرید از مادر و پدر شما با چوبکاری یک کودک مظلوم که هیچ نقشی در گذشته بد شما نداره. از این جهت حتما حتما به بهزیستی یا هر جایی که برای درمان مناسب باشه رجوع کنید. که این زنجیره ادامه پیدا نکنه.

اگه سوالی داشتید همین شماره رو استفاده کنید. ۱۶۸
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۷۰
#شردع_دلسردی-بعد_از_عقد

سلام عرض میکنم خدمتون..من دو ماهی میشه عقد کردم.یکسال قبل ازعقدم نامزدمومیشناختم و واقعا از ته دل دوسش داشتم الان دوماه ازعقدم میگذره احساس میکنم دارم کم کم نسبت بهش بی حس میشم ب نظرتون طبیعیه؟بعضی وقتام احساس میکنم ازش متنفرم.منتظرکمکتون هستم.

@HarfBeManBot

درود مهربانو

چطور این دوست داشتن رو در طول یکسال تونستید بادوام نگهدارید؟
چه اتفاقی افتاد بعد از عقد که سرد شدید؟ چه انتظاری داشتید و یا چه تصوری داشتید که بعد از ازدواج شکل نگرفت؟
تنفر شما به چه شکلی خودش رو بروز میده؟ با این احساس چیکار میکنید؟
تو نوشته شما تناقض هست. "گاهی احساس میکنم دارم کم کم بهش بی حس میشم و گاهی احساس میکنم ازش متنفرم"
اینها دو تا چیز کاملا متفاوته‌.
چرا ازدواج کردید؟ ازدواج یعنی چی دد واقع؟

لطفا به سوالهای من با کد ۱۷۰ در ربات جواب بدید و حتما ۱۷۰ رو ذکر کنید.

سپاس
مشاور اعتیاد ALIZADEH:
سلام و عرض ادب
دختر ۲و سال و نیمه دوستم از یکی از اتاقای خونشون وحشت داره میگه میره داخل با جیغ وحشتناکی میاد بیرون و میگه جوجو.
با پدر و مادرشم بره باز این اتفاق میفته
دلیلش چی میتونه باشه ممنون میشم نظراتتونو بفرمایین

دکتر موریس ستودگان:
درود جناب علیزاده
۱. بچه ها در سنین زیر دو سال نمیدونند تفاوت خواب دیدن و اتفاقات بیداری چی هست. گاهی در خواب چیزهایی میبینند که در واقعیت نمیتونند اون رو ترانسفر کنند.
۲. یا کودک تو اطاق بوده چیزی افتاده و یت صدایی ناشناس عدم اطمینان حاصل کرده.
۳. ممکنه بچه رو از چیزی که تو اطاق هست ترسانده باشند.

یا باید اطاق رو پر اسباب بازی بچه کنند و با مادر و پدر با هم اونجا کمی تجربه مثبت کسب کنند و یا اینکه مدل چیدمان اطاق رو عوض کنند و مدتی تنها نره تو اطاق چون بچه ها در این سنین زود فراموش میکنند. احتمالا اولین بار بعد از جیغ و داد توجه مثبت گرفته و تشدید شده الان. اگه رفتند تو اطاق با چیزهایی که گفتم باز هم جیغ و داد کرد بچه اگه رفت بیرون یکی از والدین حتما تو اطاق بمونند.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۶۱

#دخالت_کودکان_در_صحبتها

سلام من بچم پنج سالشه خیلی به حرف بزرگترها دقت میکنه توحرفها وبحثها خیلی شرکت میکنه.لطفا کمکم کنید چکار کنم

@HarfBeManBot

درود

وقتی با کودک پنج ساله به مهمونی میدید و کودک باید تمام شب بشینه و به حرف بزرگها گوش بده طبیعتا حوصله بچه سر میره و نیاز به جلب توجه داره.
براش مهمانی که میرین وسایل بازی انتخاب کنید از خونه چیزی که همیشه باهاش بازی نکنه که حوصله اش سر بره. بعد براش توضیح بدین با آرامش (فقط خود شما نه تمام خانواده و همسایه) که چرا اینکار رو شما نمیپسندید. و ازش بپرسید چی میخواد در واقع بگه میتونه با شما در موردش صحبت کنه. این مهمه و اینطور توجه دوباره بهش میشه و کم حوصله نمیشه.
این درست مثل این هست که ما رو ساعتها سر یک کلاس اشتباهی بنشونند که همه فرانسه حرف میزنن و ما یک کلمه هم نمیفهمم. عکس العمل ما چه خواهد بود؟

سپاس
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۵۶
#نازایی_مردان

سلام ببخشید اگر زنی فقط دو دختر داشته باشد و دیگر بچه دار نشود و یکی از دخترانی که شوهر کرده اونم دو دختر داشته باشه آیا ازدواج با دختر بعدی این خانم صحیح است یا نه؟ آیا مشکلی از طرف مادرش مربوط به نازایی میتواند ارثی هم به این دختر برسد یا نه ؟ ممنون

@HarfBeManBot

درود
سوال شما در واقع کاملا گنگ هست. بانویی که دو تا دختر بدنیا هدیه کرده به هیچ عنوان نازا نیستند. اگر پسر دار شدن مدنظر شماست باید بگوئیم که کروموزم مرد در درجه اول تعیین کننده جنسیت بچه هست. و میشه با اسیدی و بازی کردن محیط آمیزش کروموزم و اوول تا چند درصد کم تاثیر گذار بود.

سپاس
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۵۷
#تغییر_خلق_در_دوران_پریود

سلام.ببخشید من یه مشکلی دارم ممنون میشم راهنماییم کنین
من همیشه چند روز قبل دوران مریضی زنانه دچار افسردگی شدی میشم.و بشدت پرخاشگر.همش دوست دارم گریه کنم یا کسی باهام حرف بزنه دعوا می کنم باهاش.
کوچکترین حرفی باعث عصیانیتم میشه.و اطزافیانم از این موضوع چون آگاهای ندارن فکر می کنند من عمدی اینکارا رو می کنم بیشتر عصبانیم می کنند ک هم باعث ناراحتی خودم و هم‌اونا میشه
میشه بگین چکار کنم اون دوران دچار افسردگی نشم

@HarfBeManBot

درود بانوی محترم

این یک امر بسیار طبیعی و موروثی هست که بانوان در این دوره با هورمونها در جدال هستند و بهم خوردن سیستم هورمونها خلق رو دگرگون میکنه. در بانوان متفاوت میتونه عواقب متفاوت داشته باشه.

از دید من شما افسرده نیستید. چون پرخاشگری خلاف افسردگی هست در واقع. ولی موقعیت شما کاملا قابل درک هست.
راه حل من، سعی کنید با حرف های دیگران تحریک نشید و شما میدونید چرا اینطور هست و این مهم هست. نیازی نیست در مقابل حرف های دیگران در این زمان جبهه گیری کنید. بگین دکتر گفت اجازه حرف زدن در این مورد رو ندارم. و یکبار و برای آخرین بار به خانواده توضیح بدین که این امر چیز طبیعی هست و در بانوان وجود داره. اگه قبول نکردند مشکل شما نیست. بیشتر به حال خودتون فکر کنید.
Forwarded from Deleted Account
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۶۰

سلام خسته نباشید
من سه ساله ازدواج کردم 35سالمه با همسرم هیچ مشکلی ندارم خیلم دوسش دارم ولی نمیتوانم با خانواده ی همسرم ارتباط برقرار کنم رفتارشان را نسبت به خودم که دامادشان هستم قبول ندارم از لحاظ ارتباط خانوادگی و عواطفشان نسبت به هم خیلی ضعیف هستن اصلا داماد را قبول ندارن البته نه بامن با دامادهای دیگرشان همین برخوردو دارن میشه راهنمایم کنید با کد 2020 جواب بدین ممنونم

@HarfBeManBot