Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۹۹
# تصمیم_ازدواج
من یک خانم ۲۴ سال هستم دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی به پسری که فوق دیپلم دارد و یک مغازه اجاره ای و خانه علاقه مند شدم. بنابر تحصیلات
من با این فرد به مشکل میخورم ؟
قصد ازدواج داریم.
درود به شما
مطمینم بخاطر تفاوت مدارکتون به مشکل برنمیخورید اگر تمام چیزهای دیگه بدون اشکال باشه.
لحظه ای کن با ایشون آشنا شدید چه چیزی شما رو جذب مرد؟ شخصیت ایشون یا مدرک ایشون؟ اگه دکترا داشتند تا از دید شما شخصیتشون متفاوتر بود؟
یا اگه شما مدرک نداشتید عاشق ایشون نمیشدید؟
معیارها مهم هستند ولی حتما طرحواره ها مهمتر از معیار مدرک هستند.
البته این دید و تجربه منه. مطمینم دوستان تجربه متفاوت دارند.
از ایشون سوال کنید که پدر و مادرشان مشکلاتشان رو چطور حل میکردند! سوال کنید که چه اتفاقی باید بیفته که ایشون شما رو ترک کنند؟ سوال کنید اگه پیش پدر و مادرشان حرفتون شد برخوردش چطور خواهد بود؟
سوال کنید اگر پدر مادرها در زندگی شما دخالت کردند چه پاسخی خواهند داد؟
از مهارتهای حل مشکل و مهارت همسر داری ایشون سوال کنید چون اینها ضمیمه هیچ مدرک دانشگاهی نیست.
خوشبختی شما آرزوی ماست.
اگه تمام حرفهای من برای شما غریب هست حتما پیشاپیش مشاوره قبل از ازدواج با کاندید ازدواجتون برین.
سپاس, ستودگان
کداختصاصی ۱۹۹
# تصمیم_ازدواج
من یک خانم ۲۴ سال هستم دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی به پسری که فوق دیپلم دارد و یک مغازه اجاره ای و خانه علاقه مند شدم. بنابر تحصیلات
من با این فرد به مشکل میخورم ؟
قصد ازدواج داریم.
درود به شما
مطمینم بخاطر تفاوت مدارکتون به مشکل برنمیخورید اگر تمام چیزهای دیگه بدون اشکال باشه.
لحظه ای کن با ایشون آشنا شدید چه چیزی شما رو جذب مرد؟ شخصیت ایشون یا مدرک ایشون؟ اگه دکترا داشتند تا از دید شما شخصیتشون متفاوتر بود؟
یا اگه شما مدرک نداشتید عاشق ایشون نمیشدید؟
معیارها مهم هستند ولی حتما طرحواره ها مهمتر از معیار مدرک هستند.
البته این دید و تجربه منه. مطمینم دوستان تجربه متفاوت دارند.
از ایشون سوال کنید که پدر و مادرشان مشکلاتشان رو چطور حل میکردند! سوال کنید که چه اتفاقی باید بیفته که ایشون شما رو ترک کنند؟ سوال کنید اگه پیش پدر و مادرشان حرفتون شد برخوردش چطور خواهد بود؟
سوال کنید اگر پدر مادرها در زندگی شما دخالت کردند چه پاسخی خواهند داد؟
از مهارتهای حل مشکل و مهارت همسر داری ایشون سوال کنید چون اینها ضمیمه هیچ مدرک دانشگاهی نیست.
خوشبختی شما آرزوی ماست.
اگه تمام حرفهای من برای شما غریب هست حتما پیشاپیش مشاوره قبل از ازدواج با کاندید ازدواجتون برین.
سپاس, ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👆👆👆دوستان این سایت رو امتحان کنید. صداهای آرامبخش متفاوت از طبیعت و بسیار کمک میکنه به افراد برای ریلکس شدن یا مدیتیشن و یا تمرینهای ذهن آگاهی.
ستودگان
ستودگان
منبع: دکتر موریس ستودگان
👈کمک های اولیه برای توقف وسواس اجباری (با تأیید مثبت مراجعین)
وسواس ocd مانند سرما خوردگی رایج تر از ان است که ما تصور کنیم، اما اکثر افرادی که از آن رنج می برند، حتی نمی دانند که در ابتدا دامنگیر آنها شده و یا اینکه شرم از گفتن آن دارند. اینجا باید بلافاصله ذکر کنم که وسواس به هر نوع آن یک بیماری نیست که نتواند درمان شود. وسواس اغلب از رفتار والدین و در سیستم انتقال میابد ولی قابل درمان است.
وسواس مجموعه ای از عادات ناشی از افکار و رفتار است و ما آنها را به صورت نامفهوم و ناخواسته بخشی از مهارت ها یا عادات و یا هابیت (habit# چیزی که در ما لانه کند) خود کرده ایم.
به همین دلیل است که اکثر مردم احساس می کنند که وسواس بر روی آنها و یا شخصیتشان آرام آرام رخنه کرده است. هیچ مراجعی به من رجوع نکرده که بگوید من از دیروز جبر انجام عملی را حس میکنم. همه بیشتر از یک سال عادت کرده اند.
اما در واقع، شاخص های زیادی وجود دارد که ما می دانیم که این رفتار قدیمی و در سیستم خانواده ما به نحوی وجود داشته. من اکنون در مورد دو تکنیک که می توانیم انجام دهیم و به ما کمک میکند از پیشرفت وسواس جلوگیری کنیم.
👈 در باره وسواس صحبت کنید! آنرا تابو خود نکنید. خانم ملانی مراجع من میگفت وقتی به دوستانم گفتم که من از وسواس و افکار اجباری رنج میبرم, ۴ نفر از آنها گفتند که وسواس شان از من شدیدتر بود و بر حسب اتفاق در راهروی شما یکی از آنها را دیدم که از تراپی میآمد. امروز همه در مورد آن صحبت میکنیم.
آنچه ما باید ابتدا در مورد اختلال وسواس-اجباری بدانیم این است که ابتدا باید باور داشته باشیم که می توانیم از آن خلاص شویم. وسواس گاهی باور ما را محدود می کند.
اگر برادران رایت باور نداشتند که بتوانند پرواز کنند، ما هنوز احتمالا با درشکه به اروپا میرفتیم. ما می توانیم ببینیم که باورها ما را قادر می سازد یا مانع از پیشرفت و درمان ما می شوند.
👈این واقعا انتخاب ما است که به چه باور داشته باشیم.
طبیعتاً باور ها نقش اساسی در درمان دارند. حالا اگر که فکر می کنید و باور هم دارید که می توانید از OCD خلاص شوید، ادامه دهید!
چند راهکار ساده وجود دارد و از سادگی آنها تعجب نکنید اختلال وسواس-اجباری می تواند به سادگی با تنبلی شروع شود. بله تنبلی! چیزهای زیادی در مورد صفات ما وجود دارد که گاهی ما به عنوان ضعف ها به آن نگاه می کنیم، اما همانطور که هر بازیکن خوب شطرنج می داند، گاهی ضعف درک شده می تواند به بزرگترین قدرت تبدیل شود. بنابراین اگر ما می دانیم که تنبل بودن برای ما در اینجا بسیار کارساز است، چرا ما آن را به وسواس- اجباری اعمال نمی کنیم؟ به عنوان مثال: مراجعی میگوید که باید سه بار در یک روز ظرفها را بشوید و کنترل کند. و چیزی را که هزاران بار انجام داده است. راهکار من این بود: به خودتان بگویید، "آه، من آن را بعدا انجام میدهم، من حالا خیلی خسته ام یا حوصله ای نیست - نیم ساعت بعد!"
حالا ما می توانیم ببینیم که در واقع بر روی مبل نشستن آسانتر است تا انجام یک مراسم روزانه اجباری. نه؟ با این حال ذهن ما در ابتدا اضطرابی را تجربه خواهد کرد, همه مراجعین این را میگویند. مطالعات نشان داده که بدترین قسمت اضطراب در عرض سی تا ۴۵دقیقه می گذرد، بنابراین نگران نباشیم. متاسفانه اکثر مراجعین به اضطراب زمان کافی برای گذرکردن👉 نمیدهند.
اختلال وسواس-اجباری انواع گوناگون دارد. به عنوان مثال O-OCD و OCD کلاسیک وجود دارد. O-OCD طوری است که در سرمان افکار تکراری مانند چرخ و فلک میچرخند و کنترل آن در دست ما نیست, که وسواس فکری گفته میشود. کلاسیک OCD وسواس عملی، زمانی است که ما می توانیم دست خود را بارها بدون علت بشوریم. لباسها را مرتب، خاک را تمیز, کلید را کنترل و گاز را کنترل کنیم.
راه حل جدید؛ سوییچ فکر را روی off بگزاریم. اینجا ما می توانیم از👈تعویق فکری (۳۰ دقیقه بعد )استفاده کنیم، که به ما برای جلوگیری از وسواس-اجباری خدمت بزرگی میکند. این بسیار شبیه آنچه که من در بالا گفتم، میباشد. تفاوت اصلی این است که در بالا فقط به مراجع گفتم که به خودش بگوید که دوست ندارد این کار را انجام دهد، زیرا خیلی خسته کننده است. با این تفاوت که به خودش فرصت میدهد که بعدا آن را انجام دهد. مثلا، اگر احساس می کند که باید سه بار بلند شود و ظرف ها را بشوید، می تواند به خودش بگوید: "من آن را یک ساعت دیگر انجام خواهم داد." و یا بگوید من نیم ساعت دیگر چرخ و فلک فکرم را روشن میکنم. به این ترتیب ما با تعویق به ذهن خود فرصتی برای گذر از اضطراب میدهیم. مراجعین میگویند که این روش بسیار موثر است.
امیدوارم این روش ساده برخورد با OCD را برای شما آسانتر کند و از وقت خود لذت ببرید!
دکتر موریس ستودگان
👈کمک های اولیه برای توقف وسواس اجباری (با تأیید مثبت مراجعین)
وسواس ocd مانند سرما خوردگی رایج تر از ان است که ما تصور کنیم، اما اکثر افرادی که از آن رنج می برند، حتی نمی دانند که در ابتدا دامنگیر آنها شده و یا اینکه شرم از گفتن آن دارند. اینجا باید بلافاصله ذکر کنم که وسواس به هر نوع آن یک بیماری نیست که نتواند درمان شود. وسواس اغلب از رفتار والدین و در سیستم انتقال میابد ولی قابل درمان است.
وسواس مجموعه ای از عادات ناشی از افکار و رفتار است و ما آنها را به صورت نامفهوم و ناخواسته بخشی از مهارت ها یا عادات و یا هابیت (habit# چیزی که در ما لانه کند) خود کرده ایم.
به همین دلیل است که اکثر مردم احساس می کنند که وسواس بر روی آنها و یا شخصیتشان آرام آرام رخنه کرده است. هیچ مراجعی به من رجوع نکرده که بگوید من از دیروز جبر انجام عملی را حس میکنم. همه بیشتر از یک سال عادت کرده اند.
اما در واقع، شاخص های زیادی وجود دارد که ما می دانیم که این رفتار قدیمی و در سیستم خانواده ما به نحوی وجود داشته. من اکنون در مورد دو تکنیک که می توانیم انجام دهیم و به ما کمک میکند از پیشرفت وسواس جلوگیری کنیم.
👈 در باره وسواس صحبت کنید! آنرا تابو خود نکنید. خانم ملانی مراجع من میگفت وقتی به دوستانم گفتم که من از وسواس و افکار اجباری رنج میبرم, ۴ نفر از آنها گفتند که وسواس شان از من شدیدتر بود و بر حسب اتفاق در راهروی شما یکی از آنها را دیدم که از تراپی میآمد. امروز همه در مورد آن صحبت میکنیم.
آنچه ما باید ابتدا در مورد اختلال وسواس-اجباری بدانیم این است که ابتدا باید باور داشته باشیم که می توانیم از آن خلاص شویم. وسواس گاهی باور ما را محدود می کند.
اگر برادران رایت باور نداشتند که بتوانند پرواز کنند، ما هنوز احتمالا با درشکه به اروپا میرفتیم. ما می توانیم ببینیم که باورها ما را قادر می سازد یا مانع از پیشرفت و درمان ما می شوند.
👈این واقعا انتخاب ما است که به چه باور داشته باشیم.
طبیعتاً باور ها نقش اساسی در درمان دارند. حالا اگر که فکر می کنید و باور هم دارید که می توانید از OCD خلاص شوید، ادامه دهید!
چند راهکار ساده وجود دارد و از سادگی آنها تعجب نکنید اختلال وسواس-اجباری می تواند به سادگی با تنبلی شروع شود. بله تنبلی! چیزهای زیادی در مورد صفات ما وجود دارد که گاهی ما به عنوان ضعف ها به آن نگاه می کنیم، اما همانطور که هر بازیکن خوب شطرنج می داند، گاهی ضعف درک شده می تواند به بزرگترین قدرت تبدیل شود. بنابراین اگر ما می دانیم که تنبل بودن برای ما در اینجا بسیار کارساز است، چرا ما آن را به وسواس- اجباری اعمال نمی کنیم؟ به عنوان مثال: مراجعی میگوید که باید سه بار در یک روز ظرفها را بشوید و کنترل کند. و چیزی را که هزاران بار انجام داده است. راهکار من این بود: به خودتان بگویید، "آه، من آن را بعدا انجام میدهم، من حالا خیلی خسته ام یا حوصله ای نیست - نیم ساعت بعد!"
حالا ما می توانیم ببینیم که در واقع بر روی مبل نشستن آسانتر است تا انجام یک مراسم روزانه اجباری. نه؟ با این حال ذهن ما در ابتدا اضطرابی را تجربه خواهد کرد, همه مراجعین این را میگویند. مطالعات نشان داده که بدترین قسمت اضطراب در عرض سی تا ۴۵دقیقه می گذرد، بنابراین نگران نباشیم. متاسفانه اکثر مراجعین به اضطراب زمان کافی برای گذرکردن👉 نمیدهند.
اختلال وسواس-اجباری انواع گوناگون دارد. به عنوان مثال O-OCD و OCD کلاسیک وجود دارد. O-OCD طوری است که در سرمان افکار تکراری مانند چرخ و فلک میچرخند و کنترل آن در دست ما نیست, که وسواس فکری گفته میشود. کلاسیک OCD وسواس عملی، زمانی است که ما می توانیم دست خود را بارها بدون علت بشوریم. لباسها را مرتب، خاک را تمیز, کلید را کنترل و گاز را کنترل کنیم.
راه حل جدید؛ سوییچ فکر را روی off بگزاریم. اینجا ما می توانیم از👈تعویق فکری (۳۰ دقیقه بعد )استفاده کنیم، که به ما برای جلوگیری از وسواس-اجباری خدمت بزرگی میکند. این بسیار شبیه آنچه که من در بالا گفتم، میباشد. تفاوت اصلی این است که در بالا فقط به مراجع گفتم که به خودش بگوید که دوست ندارد این کار را انجام دهد، زیرا خیلی خسته کننده است. با این تفاوت که به خودش فرصت میدهد که بعدا آن را انجام دهد. مثلا، اگر احساس می کند که باید سه بار بلند شود و ظرف ها را بشوید، می تواند به خودش بگوید: "من آن را یک ساعت دیگر انجام خواهم داد." و یا بگوید من نیم ساعت دیگر چرخ و فلک فکرم را روشن میکنم. به این ترتیب ما با تعویق به ذهن خود فرصتی برای گذر از اضطراب میدهیم. مراجعین میگویند که این روش بسیار موثر است.
امیدوارم این روش ساده برخورد با OCD را برای شما آسانتر کند و از وقت خود لذت ببرید!
دکتر موریس ستودگان
منبع: دکتر موریس ستودگان
❗️هیجان Emotion چیست؟
هیجان احساسی چیست؟ فقط یک احساس؟ پس خود احساس چیست؟
تعریف این اصطلاحات نسبتا دشوار است و حتی سخت تر از تعریف آن به طور کامل درک کردن آن است، و یا اینکه دانست آیا مراجع دقیقا همان چیزی را هیجان میداند که درمانگر تصور دارد.
مردمان زیادی تلاش کرده اند تا این پدیده را در هزاران سال اخیر در نوشته ها و تصاویر به نمایش بکشند و آن را قابل درک کنند و احتمالا برای هزار سال آینده هنوز مورد بحث قرار خواهد گرفت. در این جا کوتاه گذری به نظریه های مختلف مربوط به وقوع هیجان را باز میکنم, تا حداقل در اطاق درمان آن را بیشتر قابل لمس کنم.
👈در "main stream" علمی یا دید عمومی هیجان به حالت احساسی گفته میشود که شامل افکار با تغییرات فیزیولوژیکی و نحوه بیان یا گونه رفتار بیرونی باشد. اما چه چیزی نخست اتفاق میافتد؟ افکار؟ تحریک فیزیولوژیکی؟ رفتار؟ یا هیجان در یک خلاء وجود دارد، یا اینکه آموخته ایم؟
به پنج نظریه با هم نگاه کنیم که همه به نوعی می خواهند بدانند که چگونه ما هیجانات را تجربه می کنیم.
👈تئوری جیمز-لانگه James Lange
تئوری احساسات و هیجان جیمز-لانگ استدلال می کند که یک رویداد (محرک بیرونی) موجب تحریک فیزیولوژیک ما می شود و سپس ما این تحریک را تفسیر می کنیم. فقط پس از تفسیر ما از تحریک احساسات و هیجان قابل تجربه میشود. اگر ما متوجه تحریک نشویم یا هیچ فکری حاصل نشود، هیچ هیجانی بر اساس این رویداد نخواهیم داشت.
مثال: ما در کوچه ی تاریک در شب راه میرویم. قدمهایی پشت سرمان می شنویم و زانوی ما شروع به لرزش می کند، قلب ما سریعتر و نفس ما تند تر می شود. ما این تغییرات فیزیولوژیکی را متوجه میشویم و آنها را یک آمادگی بدنی برای وضعیت ترسناک تفسیر می کنیم. پس از آن هیجان ناشی از ترس را تجربه میکنیم.
👈تئوری کانن بارد Cannon Bard
نظریه کانن بارد استدلال می کند که ما همزمان از تحریک و هیجان فیزیولوژ یکی برخورداریم، اما به نقش مهم افکار یا رفتار بیرونی توجه نمیکنیم.
در مثال بالا: ما قدمهای پشت سرمان را می شنویم و لرزش آغاز میشود و قلب ما سریعتر و نفس ما تند تر می شود. کانن میگوید در همان زمان که این تغییرات فیزیولوژیکی رخ میدهند، احساس ترس میکنیم و هیجان ناشی از ان را نیز تجربه خواهیم کرد.
👈تئوری شاختر سینگر Schachter-Singer
با توجه به این نظریه، یک رویداد (محرک بیرونی) اول موجب تحریک فیزیولوژیک می شود. سپس ما باید یک دلیل منطقی برای این آشفتگی شناسایی کنیم و سپس میتوانیم احساساتمان را تجربه و برچسب گذاری هیجانی کنیم.
در مثال بالا: ما قدمهای پشت سرمان را می شنویم و لرزش، تپش قلب و سرعت نفس حس می شود. با توجه به این آشفتگی متوجه می شویم که این واقعیت است که ما از یک کوچه تاریک تنها گذر میکنیم. این رفتار خطرناک است و پیامد آن احساس خطر و ترس است که سبب هیجان میشود.
نظریه لازاروس Lazarus
میگوید که یک تفکر باید قبل از احساسات یا تحریک فیزیولوژیکی شروع گردد. به عبارت دیگر، ابتدا باید قبل از اینکه هیجانی را تجربه کنیم، در مورد وضعیت خود فکر کنیم.
مثال در کوچه تاریک: ما قدمهای پشت سرمان را میشنویم و فکر می کنیم ممکن است یک قاتل یا دزد باشد، بنابران شروع لرزش، تسریع قلب و نفس و پیامد آن همزمان احساس ترس و هیجان ناشی از آن نیز میگردد.
نظریه بازخورد صورت
facial feedback theory
با توجه به نظریه بازخورد چهره، هیجان تجربه تغییر در عضلات صورت ما میباشد. به عبارت دیگر، وقتی ما لبخند می زنیم، تجربه لذت بردن و خوشبختی را حس میکنیم. وقتی اخم میکنیم غمگینی را تجربه میکنیم. این تغییرات در عضلات صورت ما است که مغز ما را تحت تاثیر و اساس احساسات ما را فراهم می کند. درست همانطور که تعداد زیادی از تنظیمات عضله در چهره ما وجود دارد، به همان میزان احساسات و هیجانات به ظاهر بی حد و حساب نیز وجود دارد.
مثال ما در شب تنها در کوچه تاریک: ما قدمهای پشت سرمان را می شنویم و چشمان ما گسترده تر می شود، دندان هایمان بهم مالیده میشود یا بهم میخورد و مغز ما این تغییرات صورت را به عنوان پیام ترس دریافت و تفسیر می کند.از اینرو ترس شکل میگیرد و ما هیجان ناشی از انرا تجربه می کنیم.
تمام این نظریه ها و نظریه های مشابه به نحوی سعی در تعریف و کشف مراحل و مجموعه دنباله دار پدیده هیجان هستند.
از دید من وقتی ما در کوچه تاریکی تنها میرویم و از گذشته هیچ تصویر وحشتناکی برگرفته از فیلم یا داستانی نداشته باشیم طبیعتاً احساس و افکار ناگواری و پیامد ان هیجانی رخ نمیدهد، مگر آنکه ما تجربه فیزیکی و تراوما مشابه داشته باشیم. در واقع هیجانات در مثال بالا تماما یک شرطی سازی از گذشته ما میباشد. به همین دلیل ترسها براحتی قابل انتقال هستند. وقتی کسی داستانی تعریف میکند امکان تراوما ثانوی (مستقیم تجربه نشده) برای خردسالان وجود دارد.
❗️هیجان Emotion چیست؟
هیجان احساسی چیست؟ فقط یک احساس؟ پس خود احساس چیست؟
تعریف این اصطلاحات نسبتا دشوار است و حتی سخت تر از تعریف آن به طور کامل درک کردن آن است، و یا اینکه دانست آیا مراجع دقیقا همان چیزی را هیجان میداند که درمانگر تصور دارد.
مردمان زیادی تلاش کرده اند تا این پدیده را در هزاران سال اخیر در نوشته ها و تصاویر به نمایش بکشند و آن را قابل درک کنند و احتمالا برای هزار سال آینده هنوز مورد بحث قرار خواهد گرفت. در این جا کوتاه گذری به نظریه های مختلف مربوط به وقوع هیجان را باز میکنم, تا حداقل در اطاق درمان آن را بیشتر قابل لمس کنم.
👈در "main stream" علمی یا دید عمومی هیجان به حالت احساسی گفته میشود که شامل افکار با تغییرات فیزیولوژیکی و نحوه بیان یا گونه رفتار بیرونی باشد. اما چه چیزی نخست اتفاق میافتد؟ افکار؟ تحریک فیزیولوژیکی؟ رفتار؟ یا هیجان در یک خلاء وجود دارد، یا اینکه آموخته ایم؟
به پنج نظریه با هم نگاه کنیم که همه به نوعی می خواهند بدانند که چگونه ما هیجانات را تجربه می کنیم.
👈تئوری جیمز-لانگه James Lange
تئوری احساسات و هیجان جیمز-لانگ استدلال می کند که یک رویداد (محرک بیرونی) موجب تحریک فیزیولوژیک ما می شود و سپس ما این تحریک را تفسیر می کنیم. فقط پس از تفسیر ما از تحریک احساسات و هیجان قابل تجربه میشود. اگر ما متوجه تحریک نشویم یا هیچ فکری حاصل نشود، هیچ هیجانی بر اساس این رویداد نخواهیم داشت.
مثال: ما در کوچه ی تاریک در شب راه میرویم. قدمهایی پشت سرمان می شنویم و زانوی ما شروع به لرزش می کند، قلب ما سریعتر و نفس ما تند تر می شود. ما این تغییرات فیزیولوژیکی را متوجه میشویم و آنها را یک آمادگی بدنی برای وضعیت ترسناک تفسیر می کنیم. پس از آن هیجان ناشی از ترس را تجربه میکنیم.
👈تئوری کانن بارد Cannon Bard
نظریه کانن بارد استدلال می کند که ما همزمان از تحریک و هیجان فیزیولوژ یکی برخورداریم، اما به نقش مهم افکار یا رفتار بیرونی توجه نمیکنیم.
در مثال بالا: ما قدمهای پشت سرمان را می شنویم و لرزش آغاز میشود و قلب ما سریعتر و نفس ما تند تر می شود. کانن میگوید در همان زمان که این تغییرات فیزیولوژیکی رخ میدهند، احساس ترس میکنیم و هیجان ناشی از ان را نیز تجربه خواهیم کرد.
👈تئوری شاختر سینگر Schachter-Singer
با توجه به این نظریه، یک رویداد (محرک بیرونی) اول موجب تحریک فیزیولوژیک می شود. سپس ما باید یک دلیل منطقی برای این آشفتگی شناسایی کنیم و سپس میتوانیم احساساتمان را تجربه و برچسب گذاری هیجانی کنیم.
در مثال بالا: ما قدمهای پشت سرمان را می شنویم و لرزش، تپش قلب و سرعت نفس حس می شود. با توجه به این آشفتگی متوجه می شویم که این واقعیت است که ما از یک کوچه تاریک تنها گذر میکنیم. این رفتار خطرناک است و پیامد آن احساس خطر و ترس است که سبب هیجان میشود.
نظریه لازاروس Lazarus
میگوید که یک تفکر باید قبل از احساسات یا تحریک فیزیولوژیکی شروع گردد. به عبارت دیگر، ابتدا باید قبل از اینکه هیجانی را تجربه کنیم، در مورد وضعیت خود فکر کنیم.
مثال در کوچه تاریک: ما قدمهای پشت سرمان را میشنویم و فکر می کنیم ممکن است یک قاتل یا دزد باشد، بنابران شروع لرزش، تسریع قلب و نفس و پیامد آن همزمان احساس ترس و هیجان ناشی از آن نیز میگردد.
نظریه بازخورد صورت
facial feedback theory
با توجه به نظریه بازخورد چهره، هیجان تجربه تغییر در عضلات صورت ما میباشد. به عبارت دیگر، وقتی ما لبخند می زنیم، تجربه لذت بردن و خوشبختی را حس میکنیم. وقتی اخم میکنیم غمگینی را تجربه میکنیم. این تغییرات در عضلات صورت ما است که مغز ما را تحت تاثیر و اساس احساسات ما را فراهم می کند. درست همانطور که تعداد زیادی از تنظیمات عضله در چهره ما وجود دارد، به همان میزان احساسات و هیجانات به ظاهر بی حد و حساب نیز وجود دارد.
مثال ما در شب تنها در کوچه تاریک: ما قدمهای پشت سرمان را می شنویم و چشمان ما گسترده تر می شود، دندان هایمان بهم مالیده میشود یا بهم میخورد و مغز ما این تغییرات صورت را به عنوان پیام ترس دریافت و تفسیر می کند.از اینرو ترس شکل میگیرد و ما هیجان ناشی از انرا تجربه می کنیم.
تمام این نظریه ها و نظریه های مشابه به نحوی سعی در تعریف و کشف مراحل و مجموعه دنباله دار پدیده هیجان هستند.
از دید من وقتی ما در کوچه تاریکی تنها میرویم و از گذشته هیچ تصویر وحشتناکی برگرفته از فیلم یا داستانی نداشته باشیم طبیعتاً احساس و افکار ناگواری و پیامد ان هیجانی رخ نمیدهد، مگر آنکه ما تجربه فیزیکی و تراوما مشابه داشته باشیم. در واقع هیجانات در مثال بالا تماما یک شرطی سازی از گذشته ما میباشد. به همین دلیل ترسها براحتی قابل انتقال هستند. وقتی کسی داستانی تعریف میکند امکان تراوما ثانوی (مستقیم تجربه نشده) برای خردسالان وجود دارد.
❗️مکانیسم های دفاعی روان
Mental Defenses Mechanims
👈مکانیسم های دفاعی - استراتژی هایی هستند که برای محافظت از خود از تهدید خیالی استفاده می شوند. آنها تاکتیک های ناخودآگاه ایگو هستند که برای محافظت در برابر اضطراب و گناه از طریق محافظت از ظاهر امر یا ایگو میشوند.
Defense mechanisms are strategies that are used to protect the ego from an imaginary threat. They are unconscious tactics used by the ego to protect against anxiety and guilt by preventing material from surfacing.
این مکانیزم ها به چهار دسته عمده تقسیم میشوند:
🔶دفاع بالغ mature defenses که شامل شش مکانیزم میشود:
۱. نوع دوستی
👉altruism
۲. بیش بینی
👉 anticipstion
۳.ریاضت ورزی
👉asceticism
۴. طنز
👉humor
۵. بازداری
👉suppression
۶. والایش
👉sublimation
🔶دفاع روان نژندانه
👉neurosis defenses
که شامل هشت مکانیزم میشود:
۱. جابه جایی
👉 displacement
۲. سرکوبی
👉 repression
۳. مجزا سازی
👉Isolation
۴. تجزیه یا عدم حضور
👉 disdocistion
۵. واکنش وارونه
👉reaction formstion
۶. دلیل تراشی یا منطقی سازی
👉 rationalizstion
۷. عقلانی سازی
👉 intellectualization
۸. کمرنگ کردن, ناچیز جلوه دادن
👉 minimization
🔶دفاع نابالغ immature defenses
که شامل هشت مکانیزم میشود:
۱. برون ریزی
👉 acting out
۲. وقفه یا بلاک کردنه
👉 blocking
۳. خودبیمارانگاری
👉 hypochondriasis
۴. درون فکنی
👉 introjection
۵. پرخاشگری منفعلانه
👉 passive aggressive
۶. خیالبافی
👉 fantasy
۷. جسمانی سازی
👉 simatization
۸. واپس روی
👉 regression
🔶دفاع خودشیفته narcistic defences که شامل هفت مکانیزم میشود:
۱. دو نیم سازی
👉 spilitung
۲. فرافکنی
👉projection
۳. انکار
👉 denial
۴. تحریف
👉 distortion
۵. آرمان سازی بدوی
👉 primitive idealization
۶. همسان سازی فرافکنانه
👉 projective indication
۷. همه توانی
👉 omnipltence
دکتر موریس ستودگان
ادامه دارد
۱
Mental Defenses Mechanims
👈مکانیسم های دفاعی - استراتژی هایی هستند که برای محافظت از خود از تهدید خیالی استفاده می شوند. آنها تاکتیک های ناخودآگاه ایگو هستند که برای محافظت در برابر اضطراب و گناه از طریق محافظت از ظاهر امر یا ایگو میشوند.
Defense mechanisms are strategies that are used to protect the ego from an imaginary threat. They are unconscious tactics used by the ego to protect against anxiety and guilt by preventing material from surfacing.
این مکانیزم ها به چهار دسته عمده تقسیم میشوند:
🔶دفاع بالغ mature defenses که شامل شش مکانیزم میشود:
۱. نوع دوستی
👉altruism
۲. بیش بینی
👉 anticipstion
۳.ریاضت ورزی
👉asceticism
۴. طنز
👉humor
۵. بازداری
👉suppression
۶. والایش
👉sublimation
🔶دفاع روان نژندانه
👉neurosis defenses
که شامل هشت مکانیزم میشود:
۱. جابه جایی
👉 displacement
۲. سرکوبی
👉 repression
۳. مجزا سازی
👉Isolation
۴. تجزیه یا عدم حضور
👉 disdocistion
۵. واکنش وارونه
👉reaction formstion
۶. دلیل تراشی یا منطقی سازی
👉 rationalizstion
۷. عقلانی سازی
👉 intellectualization
۸. کمرنگ کردن, ناچیز جلوه دادن
👉 minimization
🔶دفاع نابالغ immature defenses
که شامل هشت مکانیزم میشود:
۱. برون ریزی
👉 acting out
۲. وقفه یا بلاک کردنه
👉 blocking
۳. خودبیمارانگاری
👉 hypochondriasis
۴. درون فکنی
👉 introjection
۵. پرخاشگری منفعلانه
👉 passive aggressive
۶. خیالبافی
👉 fantasy
۷. جسمانی سازی
👉 simatization
۸. واپس روی
👉 regression
🔶دفاع خودشیفته narcistic defences که شامل هفت مکانیزم میشود:
۱. دو نیم سازی
👉 spilitung
۲. فرافکنی
👉projection
۳. انکار
👉 denial
۴. تحریف
👉 distortion
۵. آرمان سازی بدوی
👉 primitive idealization
۶. همسان سازی فرافکنانه
👉 projective indication
۷. همه توانی
👉 omnipltence
دکتر موریس ستودگان
ادامه دارد
۱
فروید مکانیزمهای دفاعی را به این دوازده مکانیزم تقسیم کرد. 👆
💫💫💫
این مطرح نیست که ما باید یا میتوانیم. مهم این است که ما چه چیزی و آیا واقعا آنرا میخواهیم. هدف دروازه ورود به زندگیست.
دکتر موریس ستودگان
این مطرح نیست که ما باید یا میتوانیم. مهم این است که ما چه چیزی و آیا واقعا آنرا میخواهیم. هدف دروازه ورود به زندگیست.
دکتر موریس ستودگان
دکتر موریس ستودگان
✨تحلیلی بر طلاق از دید اسیب شناسی اجتماعی
وقتی حرف از طلاق میزنیم همیشه به عملی اجتماعی قبل از طلاق یعنی ازدواج باید فکر کرد. ازدواج همانند طلاق عوانل مختلفی دارد. همانطور که طلاق مسببهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و مذهبی دارد به همان مقدار میتواند مسببهای مشابه در طلاق نقش مهمی را بازی کنند.
ازدواج و طلاق از مهمترین پدیده های حیاتی انسان شمرده میشوند. در واقع نقش این دو واژه در تمام فرهنگها و جوامع از سویی پیوست دو سیستم و یا دو شخص را نشان میدهد و از طرفی دیگر جدایی همان دو سیستم و دو شخص و اینبار با قربانیان جدید با اتیکت های فرزندان طلاق، زن مطلقه یا مرد طلاق داده.
این پایاپایی در ازدواج نفش فراوانی به شکل گیری رابطه ها در سبستم ها و خانواده ها و در طلاق بر عکس به جدایی این المنت ها منجر میشود با یک ضلع جدید که اکثرا تنفر و خشونت به همراه خود دارد.
در این سبستمها تعادل روانی و اقتصادی و اجتماعی به طور کل یا قسمتی از ان مختل میگردد. جبران این اخلال گاهی ماهها و یا سالها به طول میانجامد.
همانطور که ازدواج در تکامل و رشد روان و روح تاثیر دارد به همان اندازه طلاق ضربه ای بر این تکامل و از دست دادن اعتماد بنفس و خودباوری میگردد.
طلاق در واقع فسخ قراردادییست بنام ازدواج که طرفین معامله در پیروی از بندهای این قرارداد بنا به فشارهای اقتصادی، عاطفی، اجتماعی قادر به رعایت و تعهد نیستند.
ازدواج و طلاق هر دو در جوامع مختلف در شکل گیری اجتماع و ساختن و یا نابودی واحدها و عنصر های اجتماعی نقش بسزایی دارند. در طلاق سیستم خانواده که از بنیادی ترین سیستم اجتماع میباشد از هم پاشیده شده و انسجام اجتماع را کمرنگ تر میکند.
از دید جامع شناسی با شکل گیری ازدواج افراد مختلف تعهد جدیدی را برای انجام وظایف خاصی مثل بنای خانواده و پرورش کودک رد بر عهده میگیرند. و با انجام طلاق این تعهد به شکل جدیدی با تعهدات جدیدی صورت میگیرد که بنیاد اصلی خانواده را بی معنی میسازد.
از دید روانشناسی اثرات، اضطراب و پرخاشگری و ناتوانی در تحملات سختیها، گاهی دوری کودک از مادر یا پدر، عواقب اقتصادی ان نقش بسزایی در زندگی بعد از طلاق ایجاد میکند. احساس گناه در کودکان طلاق، احساس دوست نداشته شدن و یا ترک شدن، احساس شکست والدین و احساس شرم در جامعه و تا خودکشی افراد و هزاران عواقب دیگر در گیر کودکان و خانواده میگردد.
قابل ذکر هست که عوامل فردی و شخصی و همچنین عوامل اجتماعی و اقتصادی و عوامد فرهنگی در طلاق نقش بسزایی دارند.
در مفهوم شناسی طلاق به معنی ازاد کردن و رها کردن است. یعنی گسستن پیوند که متجر به جدایی همیشگی میشود.
از نظر اسیب شناسی طلاق یک اسیب اجتماعی میباشد به این معنی که طلاق یک اسیب بر سیستم خانواده است. اسیب به مفهوم گذر از خط اعتدال میباشد. یعنی اسیب سبب ایجاد اختلال در یک سیستم میگردد و پدیده های غیر قابل پیشبینی به همراه خواهد داشت.
طلاق به عنوان یک اسیب اجتماعی از این دید میتواند پیامد الف) المنت های نام برده شده فردی اقتصادی و یا اجتماعی و فرهنگی باشد و ب) پیامدهای جدیدی و یا اسیبهای جدیدی مانند خشونت و فقر و یا غیره برای کودکان به همراه داشته باشد. از دید اسیب شناسی بعد از طلاق اکثرا کودکان وارد چرخه اسیب میگردند و پدیده های جدیدی رخ میدهد که پیش بینی انها با کل غیر ممکن است و مدیون رابطه افراد طلاق گرفته و مدیریت رابطه برای فرزندان طلاق میباشد.
در اینجا میتوانیم به جنبهه های مختلف اثر طلاق بر سیستم نگاهی داشته باشیم.
الف)عوارض اجتماعی طلاق بر زنان مطلقه را کوتاه نگاه کنیم.
مشکلات اقتصادی و ازدواج های کوتاه یا موقت از روی نیاز از یک سو و برخورد جامعه از دید فرهنگی در ایران با مسیله طلاق [گر چه بهبود بینش ها بوجود امده] قابل کتمان نیست.
عوارض این برخوردها گاهی افسردکی، سرخوردگی، عدم اعتماد بنفس، نارضایتی در زندگی و اثرات ان بر کودکان قابل ذکر است. در شهرستانها و مناطق کوچک بالاجبار این کنترل های اجتماعی بیشتر بوده و اسیب ان به خانواده بیشتر میباشد. از این رو بسیاری بعد از طلاق به شهرهای بزرگتر برای کار و فرار از اجتماع کوچک و فشار خانواده روی میاورند که هیچ شبکه اجتماعی در انجا نخواهند داشت. مسیله حضانت کودکان {گر چه در قانون رو به بهبودیست} اما متاسفانه هنوز در بسیاری از مناطق کوچک و اقلیت ها معضل بزرگی میباشد که اثر فراوان بر روحیه مادران خواهد داشت که این نقش اجتماعی تربیت از انان سلب میگردد.
ب) عوارض منفی طلاق بر مردان در جامعه ما قابل انکار نیست. فشارهای روحی و روانی و اقتصادی میتواند مردان را بسوی استفاده از الکل و یا مواد مخدر بخاطر مبارزه با سترس سوق بده. سترسهای روانی و حتی خودکشی میتواند از عوامل این معضل باشد. گاهی طلاق برای مردان (و زنان) به معنی طرد از خانواده میباشد. بدینگونه که بعد
✨تحلیلی بر طلاق از دید اسیب شناسی اجتماعی
وقتی حرف از طلاق میزنیم همیشه به عملی اجتماعی قبل از طلاق یعنی ازدواج باید فکر کرد. ازدواج همانند طلاق عوانل مختلفی دارد. همانطور که طلاق مسببهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و مذهبی دارد به همان مقدار میتواند مسببهای مشابه در طلاق نقش مهمی را بازی کنند.
ازدواج و طلاق از مهمترین پدیده های حیاتی انسان شمرده میشوند. در واقع نقش این دو واژه در تمام فرهنگها و جوامع از سویی پیوست دو سیستم و یا دو شخص را نشان میدهد و از طرفی دیگر جدایی همان دو سیستم و دو شخص و اینبار با قربانیان جدید با اتیکت های فرزندان طلاق، زن مطلقه یا مرد طلاق داده.
این پایاپایی در ازدواج نفش فراوانی به شکل گیری رابطه ها در سبستم ها و خانواده ها و در طلاق بر عکس به جدایی این المنت ها منجر میشود با یک ضلع جدید که اکثرا تنفر و خشونت به همراه خود دارد.
در این سبستمها تعادل روانی و اقتصادی و اجتماعی به طور کل یا قسمتی از ان مختل میگردد. جبران این اخلال گاهی ماهها و یا سالها به طول میانجامد.
همانطور که ازدواج در تکامل و رشد روان و روح تاثیر دارد به همان اندازه طلاق ضربه ای بر این تکامل و از دست دادن اعتماد بنفس و خودباوری میگردد.
طلاق در واقع فسخ قراردادییست بنام ازدواج که طرفین معامله در پیروی از بندهای این قرارداد بنا به فشارهای اقتصادی، عاطفی، اجتماعی قادر به رعایت و تعهد نیستند.
ازدواج و طلاق هر دو در جوامع مختلف در شکل گیری اجتماع و ساختن و یا نابودی واحدها و عنصر های اجتماعی نقش بسزایی دارند. در طلاق سیستم خانواده که از بنیادی ترین سیستم اجتماع میباشد از هم پاشیده شده و انسجام اجتماع را کمرنگ تر میکند.
از دید جامع شناسی با شکل گیری ازدواج افراد مختلف تعهد جدیدی را برای انجام وظایف خاصی مثل بنای خانواده و پرورش کودک رد بر عهده میگیرند. و با انجام طلاق این تعهد به شکل جدیدی با تعهدات جدیدی صورت میگیرد که بنیاد اصلی خانواده را بی معنی میسازد.
از دید روانشناسی اثرات، اضطراب و پرخاشگری و ناتوانی در تحملات سختیها، گاهی دوری کودک از مادر یا پدر، عواقب اقتصادی ان نقش بسزایی در زندگی بعد از طلاق ایجاد میکند. احساس گناه در کودکان طلاق، احساس دوست نداشته شدن و یا ترک شدن، احساس شکست والدین و احساس شرم در جامعه و تا خودکشی افراد و هزاران عواقب دیگر در گیر کودکان و خانواده میگردد.
قابل ذکر هست که عوامل فردی و شخصی و همچنین عوامل اجتماعی و اقتصادی و عوامد فرهنگی در طلاق نقش بسزایی دارند.
در مفهوم شناسی طلاق به معنی ازاد کردن و رها کردن است. یعنی گسستن پیوند که متجر به جدایی همیشگی میشود.
از نظر اسیب شناسی طلاق یک اسیب اجتماعی میباشد به این معنی که طلاق یک اسیب بر سیستم خانواده است. اسیب به مفهوم گذر از خط اعتدال میباشد. یعنی اسیب سبب ایجاد اختلال در یک سیستم میگردد و پدیده های غیر قابل پیشبینی به همراه خواهد داشت.
طلاق به عنوان یک اسیب اجتماعی از این دید میتواند پیامد الف) المنت های نام برده شده فردی اقتصادی و یا اجتماعی و فرهنگی باشد و ب) پیامدهای جدیدی و یا اسیبهای جدیدی مانند خشونت و فقر و یا غیره برای کودکان به همراه داشته باشد. از دید اسیب شناسی بعد از طلاق اکثرا کودکان وارد چرخه اسیب میگردند و پدیده های جدیدی رخ میدهد که پیش بینی انها با کل غیر ممکن است و مدیون رابطه افراد طلاق گرفته و مدیریت رابطه برای فرزندان طلاق میباشد.
در اینجا میتوانیم به جنبهه های مختلف اثر طلاق بر سیستم نگاهی داشته باشیم.
الف)عوارض اجتماعی طلاق بر زنان مطلقه را کوتاه نگاه کنیم.
مشکلات اقتصادی و ازدواج های کوتاه یا موقت از روی نیاز از یک سو و برخورد جامعه از دید فرهنگی در ایران با مسیله طلاق [گر چه بهبود بینش ها بوجود امده] قابل کتمان نیست.
عوارض این برخوردها گاهی افسردکی، سرخوردگی، عدم اعتماد بنفس، نارضایتی در زندگی و اثرات ان بر کودکان قابل ذکر است. در شهرستانها و مناطق کوچک بالاجبار این کنترل های اجتماعی بیشتر بوده و اسیب ان به خانواده بیشتر میباشد. از این رو بسیاری بعد از طلاق به شهرهای بزرگتر برای کار و فرار از اجتماع کوچک و فشار خانواده روی میاورند که هیچ شبکه اجتماعی در انجا نخواهند داشت. مسیله حضانت کودکان {گر چه در قانون رو به بهبودیست} اما متاسفانه هنوز در بسیاری از مناطق کوچک و اقلیت ها معضل بزرگی میباشد که اثر فراوان بر روحیه مادران خواهد داشت که این نقش اجتماعی تربیت از انان سلب میگردد.
ب) عوارض منفی طلاق بر مردان در جامعه ما قابل انکار نیست. فشارهای روحی و روانی و اقتصادی میتواند مردان را بسوی استفاده از الکل و یا مواد مخدر بخاطر مبارزه با سترس سوق بده. سترسهای روانی و حتی خودکشی میتواند از عوامل این معضل باشد. گاهی طلاق برای مردان (و زنان) به معنی طرد از خانواده میباشد. بدینگونه که بعد
از ازدواج مجدد همسر سابق از حق ملاقات کودکان امتناع میشود تا جایی که کودکان با یکی از والدین غریبه میشوند. و گاهی والدین با ازدواج ثانوی مهاجرت کرده و رابطه با کودکان کمتر و کمتر میگردد. و این از پیامدهای منفی طلاق است برای مردان(و زنان) میباشد.
پ) دسته سوم که از طلاق اخلال در زندگی روزمره انها و قطع دلبستگیها ایجاد میگردد کودکان طلاق هستند. قطع روابط یا اخلال در رابطه ها میتواند ضرر بزرگی بر روح و روان کودکان در حد اختلال بوجود اورد. افسردگی در دختران و عصیان و پرخاشگری در پسران و اضطراب جدایی از پدر و یا مادر و حتی به افت تحصیلی و یا ترک تحصیل میتواند ختم گردد.
نداشتن الگوهای مناسب خانواده سازی میتواند اثرات منفی روی این کودکان داشته باشد. عدم اعتماد بنفس و اعتیاد و بزه کاری میتواند پیامد درازمدت این پدیده معضل باشد. در جایی که کودکان تاب اوری میاموزند (بستر خانواده) اگر این مهم اموزش داده نشود معضلی برای تشکیل هویت تا حد سرخوردگی و درماندگی بوجود خواهد امد.
میبینیم که این پدیده چه از نظر اجتماعی و چه از نظر فرهنگی و غیره به شکل زنجیره ای به یکدیگر وابسته هستند و به تنهایی به سختی قابل بررسی میباشند.
ت) اثار طلاق بر اجتماع و زندگی اجتماعی میتواند بسیار مخرب باشد. ازدیاد طلاق و فروپاشی خانواده که گاهی اپیدمی میگردد میتواند تزلزل اجتماعی ایجاد کرده و باور نسل جوان به زندگی موفق و دایم را کاهش دهد. الگوهای اجتماعی برای زندگی بهینه کمتر خواهد شد و جامعه داربست های اولیه خود یعنی انجماد اجتماعی را از دست میدهد. ایجاد همبستگی در یک جامعه به عنصر های سالم مانند خانواده نیاز دارد.
با تزلزل این سیستم خانواده اسیبهای اجتماعی مانند، زنان بی سرپرست، سکس ورکر، کودکان خیابان، ناهنجاریهای جدید مانند اعتیاد افراد زیر سن، دوری از تحصیلات، فرار از منزل، تکدی، قاچاق، مشکلات معیشتی اقتصادی و غیره نابسامانی های شخصیتی اجتماعی و اخلاقی به همراه خواهند داشت. اینها همه نه به تنهایی پیامد طلاق در یک جامعه میباشد بلکه میتواند این معضل ها را شدیدتر کند. عوارض اجتماعی طلاق از مخربترین پایه های اجتماعی هستند که تمام اضلاع جامعه را در بر میگیرند چون از چهار عنصر مهم زن و مرد و کودک و خانواده تشکیل شده است.
ث) عوامل تسهیل کننده طلاق
میتوانند فردی، اجتماعی، پزشکی و روانشناختی، اقتصادی و یا فرهنگی مذهبی باشند.
در یک جامعه نیاز به برنامه ریزی رشد خانواده و پیشگیری از اسیب ها از سوی دولت میباشد. هر چقدر برنامه ریزی و مدیریت جامعه بهتر باشد، رشد سالم خانواده بهتر بوده و در نتیجه رشد سلامتی در جامعه افزایش پیدا کرده و معضلات کمتر میگردد.
با برنامه ریزی صحیح و کار افرینی درست از سوی دولت سترس و فشار بیکاری کمتر شده و مشکل فقر (به عنوان تسهیل کننده طلاق) کمتر میگردد.
ایجاد فضای ازاد برای ارضا نیازهای خانواده به تفریح سالم و اموزش جنسی سالم در مدارس باعث پیشگیری از سو استفاده جنسی (در قبل از ازدواج به عنوان معضل) و رشد سالم خانواده و جامعه میگردد.
در اوامر پزشکی و روانپزشکی میتوان با پیشرفت علم با تغذیه و اموزش صحیح از استفاده از مواد مخدر و الکل از کودکستانها کودکان را همراهی کرد تا از معضلات روانی پر خوری و کم خوری سترسی و یا عادت و اعتیاد پیشگیری کنیم. فرهنگسازی در تمام زمینه ها از سوی بهزیستی میبایست دراز مدت در گسترش نقش مهم خانواده سهیم گردد.
یکی از مهمترین عوامل پیشگیری از طلاق اموزش صحیح روابط و زناشویی قبل از ادواج است. نکته دیگر که قابل کتمان نیست ازدواجهای اجباری مردان و زنانی که میل به جنس مخالف نداشته ولی از سوی خانواده ها مجبور به ازدواج میگردند. اینگونه رابطه ها از ابتدا محکوم به اخلال و طلاق هستند.
اموزشهای خودمحوری از رسانه ها و خودخواهی و ترویج فرهنگ تکزیستی و میتواند در شکل گیری و تسهیل طلاق موثر باشد. و همچنین شکل گیری و عدم اگاهی از پدیده مردسالاری و فمینیست نگری میتواند به اختلافات دامن بزند تا زمانیکه اگاهی در مورد زندگی مزدوج کامل اموزش داده نشود.
تمام این نامبرده ها و صدها علل شخصی و شخصیتی دیگر میتوانند در شکل گیری و تسهیل طلاق در یک سوپر مارکت انتخاب همسر باشند.
✨✨
چند راه پیشگیری از طلاق
در بالا ذکر شد که عوامل اقتصادی فرهنگی اجتماعی بسیار حایز اهمیت هستند. و اما:
- ازادی در انتخاب همسر و دوره های اشنایی قبل از ازدواج بسیار تاثیر گذار در کاهش طلاق میباشند.
- جلوگیری از ازدواج در سنین پایین
- جلوگیری از ازدواج با تفاوت سنی بیش از ده سال
- مشاوره قبل از ادواج
-رفع اختلافات با مشاورین از ابتدای اختلاف، مشاوره رایگان
- ممنوع کردن دخالت اطرافیان (اموزش زوجین)
- عدم فشار بر زوجین برای فرزند داری
- فرهنگ سازی در برخورد زن و شوهر و رفع مشکلات و فرهنگ جنسیت سازی و مردسالاری
- تغییرات در سیستم حقوقی کشور و
پ) دسته سوم که از طلاق اخلال در زندگی روزمره انها و قطع دلبستگیها ایجاد میگردد کودکان طلاق هستند. قطع روابط یا اخلال در رابطه ها میتواند ضرر بزرگی بر روح و روان کودکان در حد اختلال بوجود اورد. افسردگی در دختران و عصیان و پرخاشگری در پسران و اضطراب جدایی از پدر و یا مادر و حتی به افت تحصیلی و یا ترک تحصیل میتواند ختم گردد.
نداشتن الگوهای مناسب خانواده سازی میتواند اثرات منفی روی این کودکان داشته باشد. عدم اعتماد بنفس و اعتیاد و بزه کاری میتواند پیامد درازمدت این پدیده معضل باشد. در جایی که کودکان تاب اوری میاموزند (بستر خانواده) اگر این مهم اموزش داده نشود معضلی برای تشکیل هویت تا حد سرخوردگی و درماندگی بوجود خواهد امد.
میبینیم که این پدیده چه از نظر اجتماعی و چه از نظر فرهنگی و غیره به شکل زنجیره ای به یکدیگر وابسته هستند و به تنهایی به سختی قابل بررسی میباشند.
ت) اثار طلاق بر اجتماع و زندگی اجتماعی میتواند بسیار مخرب باشد. ازدیاد طلاق و فروپاشی خانواده که گاهی اپیدمی میگردد میتواند تزلزل اجتماعی ایجاد کرده و باور نسل جوان به زندگی موفق و دایم را کاهش دهد. الگوهای اجتماعی برای زندگی بهینه کمتر خواهد شد و جامعه داربست های اولیه خود یعنی انجماد اجتماعی را از دست میدهد. ایجاد همبستگی در یک جامعه به عنصر های سالم مانند خانواده نیاز دارد.
با تزلزل این سیستم خانواده اسیبهای اجتماعی مانند، زنان بی سرپرست، سکس ورکر، کودکان خیابان، ناهنجاریهای جدید مانند اعتیاد افراد زیر سن، دوری از تحصیلات، فرار از منزل، تکدی، قاچاق، مشکلات معیشتی اقتصادی و غیره نابسامانی های شخصیتی اجتماعی و اخلاقی به همراه خواهند داشت. اینها همه نه به تنهایی پیامد طلاق در یک جامعه میباشد بلکه میتواند این معضل ها را شدیدتر کند. عوارض اجتماعی طلاق از مخربترین پایه های اجتماعی هستند که تمام اضلاع جامعه را در بر میگیرند چون از چهار عنصر مهم زن و مرد و کودک و خانواده تشکیل شده است.
ث) عوامل تسهیل کننده طلاق
میتوانند فردی، اجتماعی، پزشکی و روانشناختی، اقتصادی و یا فرهنگی مذهبی باشند.
در یک جامعه نیاز به برنامه ریزی رشد خانواده و پیشگیری از اسیب ها از سوی دولت میباشد. هر چقدر برنامه ریزی و مدیریت جامعه بهتر باشد، رشد سالم خانواده بهتر بوده و در نتیجه رشد سلامتی در جامعه افزایش پیدا کرده و معضلات کمتر میگردد.
با برنامه ریزی صحیح و کار افرینی درست از سوی دولت سترس و فشار بیکاری کمتر شده و مشکل فقر (به عنوان تسهیل کننده طلاق) کمتر میگردد.
ایجاد فضای ازاد برای ارضا نیازهای خانواده به تفریح سالم و اموزش جنسی سالم در مدارس باعث پیشگیری از سو استفاده جنسی (در قبل از ازدواج به عنوان معضل) و رشد سالم خانواده و جامعه میگردد.
در اوامر پزشکی و روانپزشکی میتوان با پیشرفت علم با تغذیه و اموزش صحیح از استفاده از مواد مخدر و الکل از کودکستانها کودکان را همراهی کرد تا از معضلات روانی پر خوری و کم خوری سترسی و یا عادت و اعتیاد پیشگیری کنیم. فرهنگسازی در تمام زمینه ها از سوی بهزیستی میبایست دراز مدت در گسترش نقش مهم خانواده سهیم گردد.
یکی از مهمترین عوامل پیشگیری از طلاق اموزش صحیح روابط و زناشویی قبل از ادواج است. نکته دیگر که قابل کتمان نیست ازدواجهای اجباری مردان و زنانی که میل به جنس مخالف نداشته ولی از سوی خانواده ها مجبور به ازدواج میگردند. اینگونه رابطه ها از ابتدا محکوم به اخلال و طلاق هستند.
اموزشهای خودمحوری از رسانه ها و خودخواهی و ترویج فرهنگ تکزیستی و میتواند در شکل گیری و تسهیل طلاق موثر باشد. و همچنین شکل گیری و عدم اگاهی از پدیده مردسالاری و فمینیست نگری میتواند به اختلافات دامن بزند تا زمانیکه اگاهی در مورد زندگی مزدوج کامل اموزش داده نشود.
تمام این نامبرده ها و صدها علل شخصی و شخصیتی دیگر میتوانند در شکل گیری و تسهیل طلاق در یک سوپر مارکت انتخاب همسر باشند.
✨✨
چند راه پیشگیری از طلاق
در بالا ذکر شد که عوامل اقتصادی فرهنگی اجتماعی بسیار حایز اهمیت هستند. و اما:
- ازادی در انتخاب همسر و دوره های اشنایی قبل از ازدواج بسیار تاثیر گذار در کاهش طلاق میباشند.
- جلوگیری از ازدواج در سنین پایین
- جلوگیری از ازدواج با تفاوت سنی بیش از ده سال
- مشاوره قبل از ادواج
-رفع اختلافات با مشاورین از ابتدای اختلاف، مشاوره رایگان
- ممنوع کردن دخالت اطرافیان (اموزش زوجین)
- عدم فشار بر زوجین برای فرزند داری
- فرهنگ سازی در برخورد زن و شوهر و رفع مشکلات و فرهنگ جنسیت سازی و مردسالاری
- تغییرات در سیستم حقوقی کشور و
پشتیبانی از حقوق زنان و برابری حقوق در حضانت
-اموزش توانمندی و مقابله با سختیها در مدارس
- اموزش جنسی در مدارس
- تامین رفاه اجتماعی و تسهیل روش معیشت برای خانواده و توانمند سازی اقتصادی
- ایجاد مراکز تفریحی برای زوجین
- ساختن بستر سالم از سوی دولت برای رشد خانواده. برنامه ریزی صحیح و پشتیبانی از ارزش خانواده در کلان سیستم ها.
با احترام فراوان
ستودگان، سویس پاییز ۲۰۱۷
-اموزش توانمندی و مقابله با سختیها در مدارس
- اموزش جنسی در مدارس
- تامین رفاه اجتماعی و تسهیل روش معیشت برای خانواده و توانمند سازی اقتصادی
- ایجاد مراکز تفریحی برای زوجین
- ساختن بستر سالم از سوی دولت برای رشد خانواده. برنامه ریزی صحیح و پشتیبانی از ارزش خانواده در کلان سیستم ها.
با احترام فراوان
ستودگان، سویس پاییز ۲۰۱۷
دکتر موریس ستودگان
پاییز ۲۰۱۷، سویس
✨✨✨
تحلیلی بر اعتیاد از دیدگاه اسیب شناسی
ما میتوانیم اعتیاد را از دید اسیب شناسی اجتماعی و یا از دید اسیب شناسی اعتیاد بعد روانشناسی و یا از بعد جامعه شناسی انحرافات و قسمت اسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی اعتیاد و در نهایت اسیب شناسی خانوادگی اعتیاد و جرم شناختی اعتیاد در خانواده و جامعه و غیره بررسی کنیم.
چون در اینجا محدودیت علمی بنده و اضلاع غیر قابل بررسی در یک نوشتار وجود داره این تحلیل رو از بعد اسیب اجتماعی و طبعتا علل روانی ان کمی بررسی میکنم.
در پدیده اعتیاد رویکردهای شخصی و یا خانوادگی و اجتماعی وجود داره که توان افزایی متفاوت افراد یک جامعه برای مقابله با اعتیاد نیاز هست. نحوه اموزش کودکان از خردسالی و ترویج فرهنگ مصرف گرایی در دههای اخیر دامن به عادت و اعتیاد میزند.
در بسیاری از نوشته ها بیکاری جوانان را علت اعتیاد میدانند. میتواند تا جایی درست باشد. اما وقتی به امورش مهارت برخورد با سختیها در کودکی نگاه بکنیم، کودکانی در برخورد با موارد اعتیاد زا (مانند اینترنت و گیم های کامپیوتری) موفق تر هستند که مدیریت زمان و شناختن مرزها "گفتن نه به وسوسه ها من ان را مینامم" را بهتر میاموزند. این تکلیف مادران و پدران است که با عملکرد خود و پرورش کودک الگو سازی کرده و کودکان را شکل و فرم بخشند.
طبیعتا به عنوان مثال؛ مادری که ساعتها در کنار کودک با تبلت یا تلفن در دست مشغول است، تصویر سازی برای کودکی میکند که در حال پیداکردن هویت و الگو سازی میباشد و یا همانطور که پدری در مصرف سیگار و الکل جلوی کودکان مرزی ندارد، تصویری از مرد به جای میگذارد که کودک در کوله پشتی اموخته های خود ذخیره میکند.
سازمان بهداشت جهانی مسیله اعتیاد و شیوع و شکلهای جدید ان را از حاد ترین مسایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و اسیب ها در تمام دنیا اعلام کرد.
در واقع رابطه اعتیاد با ساختار اجتماعی و نقش خانواده در جامعه دو جانبه میباشد. هر چقدر ارزشهای فرهنگی یک سیستم خانواده متزلزل تر باشد به همان نسبت ابتلا و شیوع اعتیاد (به مواد مخدر و الکترونیکی) بالاتر خواهد بود. امروزه در کشورهای توسعه یافته اعتیاد به اینترنت و گیم و شبکه های اجتماعی به میاگین ۴۱% میرسد. این امر ناشی از عدم کنترل پروسه های تولید، انتقال و توزیع مواد اعتیاد زا میباشد. گر چه این یک مبحث اقتصادی و سیاسی میباشد ولی از طرفی به بحث اخلاق و ethic اقتصاد مربوط میشود که مصرف کننده امروز فقط با مثابه یک ماشین نوشخوار کننده تبدیل میگردد.
پیچیدگی مکانیزم اعتیاد امروزه با تمام علوم اموخته شده، مشکل اساسی خواهد ماند چرا اینکه در عصر مصرف گرایی بسیاری از ارزشها از ریشه خود جدا شده و در سوپر مارکت ارزشها براحتی قابل تعویض است، چرا که این ارزشهای اجتماعی در بسیاری از افراد با باور درونی انها ادغام نشده است.
روی اوری به مواد اعتیاد زا همچنین از چاله های عاطفی سرچشمه میگیرد (جنبه روانشناسی و اموزشی) که نیاز جوانان به متعلق بودن به گروهی و یا افرادی را ارضا میکند.
یکی از نیازهای اساسی انسانها، نیاز به تعلق داشتن است و با همین جهت با شکل گیری بیشنر فردگرایی individualism ارزشهای خانواده و collectivism کمتر میشود و چاله های احساسی در کودکان و نوجوانان شکل میگیرد. برای ارضا این نیاز و پر کردن این چاله های احساسی با افرادی که هز نیازهای مشترک برخوردار هستند ادغام شده و گروههایی تشکیل میگردد که اهداف مشابه خواهند داشت (متعلق بودن peers group). در دو دهه قبل اینگروهکها با کشیدن اولین سیگار گروهی و یا نوشیدن اولین ابجو گروهی این شکل گیری را منسجم تر میکردند تا جاییکه وابستگی با گروه ایجاد شده و ارمانهای مشترک انها. گاهی خروج از این گروهکها مشکل تر از طرد خانواده بود. به همین سبب در حرکت پانکها و هیپی ها و غیره، جوانان به ارزشهایی روی میاورند که تعلق انها و وابستگی انها را به گروهی با اهداف نسبتا مشخص و علیه هنجارهای اجتماعی نشان میداد. این تعلقات گاهی با لباس و نحوه ارایش و مو و تاتو مشخص و تاکید میشد.
به ناگهان ارزش تعلق داشتن جای خود را به دیگر ارزشها میدهد و مصرف سیگار و الکل و گراس و حشیش و امفی تامین و غیره قسمتی از روزمره گروه میشود و ارزش منفی ان کمرنگ میشود. تا جایی که اعتیاد ها شکل میگیرند. این مکانیزم ها با دوره های سنی مختلف تغییر میکند.
" سازمان بهداشت جهانی مسأله مواد مخدر، اعم از تولید، انتقال، توزیع و مصرف را در کنار سه مسأله جهانی دیگر یعنی تولید و انباشت سلاحهای کشتار جمعی، آلودگی محیط زیست، فقر و شکاف طبقاتی، از جمله مسائل اساسی شمرده است که حیات بشری را در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در عرصه جهانی مورد تهدید و چالش جدی قرار میدهد. ضرورت شناخت ابعاد و سطوح این مسأله اجتماعی زمانی عمیقتر درک میشود که بدانیم پدیده اعتیاد،
پاییز ۲۰۱۷، سویس
✨✨✨
تحلیلی بر اعتیاد از دیدگاه اسیب شناسی
ما میتوانیم اعتیاد را از دید اسیب شناسی اجتماعی و یا از دید اسیب شناسی اعتیاد بعد روانشناسی و یا از بعد جامعه شناسی انحرافات و قسمت اسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی اعتیاد و در نهایت اسیب شناسی خانوادگی اعتیاد و جرم شناختی اعتیاد در خانواده و جامعه و غیره بررسی کنیم.
چون در اینجا محدودیت علمی بنده و اضلاع غیر قابل بررسی در یک نوشتار وجود داره این تحلیل رو از بعد اسیب اجتماعی و طبعتا علل روانی ان کمی بررسی میکنم.
در پدیده اعتیاد رویکردهای شخصی و یا خانوادگی و اجتماعی وجود داره که توان افزایی متفاوت افراد یک جامعه برای مقابله با اعتیاد نیاز هست. نحوه اموزش کودکان از خردسالی و ترویج فرهنگ مصرف گرایی در دههای اخیر دامن به عادت و اعتیاد میزند.
در بسیاری از نوشته ها بیکاری جوانان را علت اعتیاد میدانند. میتواند تا جایی درست باشد. اما وقتی به امورش مهارت برخورد با سختیها در کودکی نگاه بکنیم، کودکانی در برخورد با موارد اعتیاد زا (مانند اینترنت و گیم های کامپیوتری) موفق تر هستند که مدیریت زمان و شناختن مرزها "گفتن نه به وسوسه ها من ان را مینامم" را بهتر میاموزند. این تکلیف مادران و پدران است که با عملکرد خود و پرورش کودک الگو سازی کرده و کودکان را شکل و فرم بخشند.
طبیعتا به عنوان مثال؛ مادری که ساعتها در کنار کودک با تبلت یا تلفن در دست مشغول است، تصویر سازی برای کودکی میکند که در حال پیداکردن هویت و الگو سازی میباشد و یا همانطور که پدری در مصرف سیگار و الکل جلوی کودکان مرزی ندارد، تصویری از مرد به جای میگذارد که کودک در کوله پشتی اموخته های خود ذخیره میکند.
سازمان بهداشت جهانی مسیله اعتیاد و شیوع و شکلهای جدید ان را از حاد ترین مسایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و اسیب ها در تمام دنیا اعلام کرد.
در واقع رابطه اعتیاد با ساختار اجتماعی و نقش خانواده در جامعه دو جانبه میباشد. هر چقدر ارزشهای فرهنگی یک سیستم خانواده متزلزل تر باشد به همان نسبت ابتلا و شیوع اعتیاد (به مواد مخدر و الکترونیکی) بالاتر خواهد بود. امروزه در کشورهای توسعه یافته اعتیاد به اینترنت و گیم و شبکه های اجتماعی به میاگین ۴۱% میرسد. این امر ناشی از عدم کنترل پروسه های تولید، انتقال و توزیع مواد اعتیاد زا میباشد. گر چه این یک مبحث اقتصادی و سیاسی میباشد ولی از طرفی به بحث اخلاق و ethic اقتصاد مربوط میشود که مصرف کننده امروز فقط با مثابه یک ماشین نوشخوار کننده تبدیل میگردد.
پیچیدگی مکانیزم اعتیاد امروزه با تمام علوم اموخته شده، مشکل اساسی خواهد ماند چرا اینکه در عصر مصرف گرایی بسیاری از ارزشها از ریشه خود جدا شده و در سوپر مارکت ارزشها براحتی قابل تعویض است، چرا که این ارزشهای اجتماعی در بسیاری از افراد با باور درونی انها ادغام نشده است.
روی اوری به مواد اعتیاد زا همچنین از چاله های عاطفی سرچشمه میگیرد (جنبه روانشناسی و اموزشی) که نیاز جوانان به متعلق بودن به گروهی و یا افرادی را ارضا میکند.
یکی از نیازهای اساسی انسانها، نیاز به تعلق داشتن است و با همین جهت با شکل گیری بیشنر فردگرایی individualism ارزشهای خانواده و collectivism کمتر میشود و چاله های احساسی در کودکان و نوجوانان شکل میگیرد. برای ارضا این نیاز و پر کردن این چاله های احساسی با افرادی که هز نیازهای مشترک برخوردار هستند ادغام شده و گروههایی تشکیل میگردد که اهداف مشابه خواهند داشت (متعلق بودن peers group). در دو دهه قبل اینگروهکها با کشیدن اولین سیگار گروهی و یا نوشیدن اولین ابجو گروهی این شکل گیری را منسجم تر میکردند تا جاییکه وابستگی با گروه ایجاد شده و ارمانهای مشترک انها. گاهی خروج از این گروهکها مشکل تر از طرد خانواده بود. به همین سبب در حرکت پانکها و هیپی ها و غیره، جوانان به ارزشهایی روی میاورند که تعلق انها و وابستگی انها را به گروهی با اهداف نسبتا مشخص و علیه هنجارهای اجتماعی نشان میداد. این تعلقات گاهی با لباس و نحوه ارایش و مو و تاتو مشخص و تاکید میشد.
به ناگهان ارزش تعلق داشتن جای خود را به دیگر ارزشها میدهد و مصرف سیگار و الکل و گراس و حشیش و امفی تامین و غیره قسمتی از روزمره گروه میشود و ارزش منفی ان کمرنگ میشود. تا جایی که اعتیاد ها شکل میگیرند. این مکانیزم ها با دوره های سنی مختلف تغییر میکند.
" سازمان بهداشت جهانی مسأله مواد مخدر، اعم از تولید، انتقال، توزیع و مصرف را در کنار سه مسأله جهانی دیگر یعنی تولید و انباشت سلاحهای کشتار جمعی، آلودگی محیط زیست، فقر و شکاف طبقاتی، از جمله مسائل اساسی شمرده است که حیات بشری را در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در عرصه جهانی مورد تهدید و چالش جدی قرار میدهد. ضرورت شناخت ابعاد و سطوح این مسأله اجتماعی زمانی عمیقتر درک میشود که بدانیم پدیده اعتیاد،
متأثر از توسعه فنآوریهای ارتباطی و رایانهای و باندهای مافیایی و دستهای پنهان است و از چنان پیچیدگیهایی برخوردار شده که سازمان ملل متحد آن را از جرایم سازمان یافته تلقی و اقدام به صدور کنوانسیونها و پروتکلهای مختلف برای مقابله با آن ( کنوانسیونهای 1971، 1961، پروتکل اصلاحی 1972 و کنوانسیون 1988) نموده است. حجم گسترده تجارت و چرخش مالی مرتبط با قاچاق مواد مخدر در سطح جهان و نقش مافیای منطقهای و جهانی این موضوع را بسیار قابل تأمل کرده است(علی هاشمی،17:1383)."
متاسفانه کشور ایران به عنوان بهترین ترانزیت از کشور همجوار افغانستان به اروپا با دسترسی به اوپیات و دیگر مخدرها در خطر عجیبی قرار گرفته که بنا بر اصل فشارهای اقتصادی و اسیبهای ناشی از تحریمهای اقتصادی در سه دهه گذشته و اثرات ویرانی یک دهه جنگ و ارزشهای وارادتی یک تحمیلی بر ارزشهای اجتماعی ایران گشته و متاسفانه در اموزش برخورد جوانان با مواد مخدر، اقدامات و پیشگیریهای لازم را عملی نکرده اند. به طوریکه کنترل و درمان اعتیاد هزینه های هنگفتی برای کشور خواهد داشت که پاسخگویی به این معضل را تقریبا غیر ممکن میسازد. گذشته از تمام گفته ها از دید حرفه ای در ایران وارادات مواد بسیار اسانتر از وارادت علم مبارزه با اعتیاد گشته.
در صحبتهای متفاوت با افرادیکه در این زمینه تخصص و دست اندکارند بارها شنیده و خوانده ایم که متدها و تیوریهای مقابله با این اسیب را هنوز در دست ندارند.
"گزارشهای آماری حاکی از گسترش فزاینده اعتیاد به مواد مخدر در ایران است. به طوری که اعتیاد بعد از بيکاری و گرانی سومین معضل اجتماعی است. در مورد آمار معتادان در ايران، اعداد و ارقام مختلفي ذكر ميشود، بر اساس آخرين اعلام ستاد مبارزه با مواد مخدر، يك ميليون و 200 هزار نفر در ايران معتاد دائمي هستند و حدود 800 هزار نفر نيز به صورت تفنني مواد مخدر مصرف ميكنند كه البته با توجه به اينكه در همه جاي دنيا تعداد افرادي كه به صورت تفريحي و تفنني مواد مخدر مصرف ميكنند بيش از معتادان دائمي است، اكثر كارشناسان به اين آمار به ديده ترديد نگاه ميكنند(خبرگزاری فارس، 2:1385)." اگر توجه بکنیم هیچ امار دقیقی از مصرف الکل (به عنوان عامل اعتیاد) در دسترس نیست که این اعداد را نجومی به طرف بالا خواهد برد. و این اعداد فقط بروی کاغذ نیستند بلکه عواقب اقتصادی انها برای یک کشور میتواند سونامی رکود اقتصادی به همراه داشته باشد.
"برآوردهای صورت گرفته نشان میدهد که میزان خسارتهای اقتصادی – اجتماعی مستقیم و غیر مستقیم مواد مخدر و قاچاق آن در کشور سالیانه 700 میلیارد تومان است(صادقی ، 155:1382) و به طور متوسط بر اساس آمار سالیانه حدود 200 نفر از اعضای نیروی انتظامی کشور را در جریان مبارزات از دست میدهیم(رئیس دانا، 105:1381). اینها اعداد و ارقامی هستند که در کتابها و مقاله ها به چاپ میرسند و اما انسانها و خانواده ها و کودکانی که در این میان اسیبهای روحی و روانی میبینند بروی جداول امارگیری قابل درج نمیباشند. و این صدمات و اسیبها سالانه از یک سو روبه افزایش است و از سوی دیگر سن کودکان مصرف کننده کمتر و کمتر میگردد. " بنا به گزارشات در سال 1382، سن آغاز مصرف مواد مخدر در ایران به 14 تا 16 سال رسیده است(توسلی،9:1379) و سالانه 10٪ به تعداد معتادان افزوده میشود. رشد اعتیاد تزریقی 30٪ است و این میزان تقریباً 5 برابر جمعیت کشور است(عبدی،135:1382)".
با وجود افزایش چشمگیر اعتیاد در کشور ایران از دید اسیب شناسی وجود ارزشهای اجتماعی و نقش شبکه های اجتماعی و خانواده ها و سازمانها برای اموزش ارزشها بسیار ارزشمند است. خانواده به عنوان یک عامل موثر در اموزش و پرورش کودکان در کنار مدرسه و سیستم تحصیلی میتواند نقش بسزایی بازی کند. این امر فقط یک بینش منطقه ای نیست بلکه یک پدیده جهانی میباشد که در تحقیقات به خوبی این ارزشها نشان داده شده اند. خانواده و ارامش کودکان و همچنین نا ارامی در خانواده از دید فارو و دیگران از عوامل افزایش دهنده سوق به اعتیاد در جوانان میباشد.
"در زمينه «ارتباط آشفتگي خانواده و مصرف مواد مخدر» نيز فارو و برسينگ (1990) بر روي 343 نوجوان دست به انجام يك تحقيق زدند. در نتيجه اين پژوهش مشخص شد كه کسانی که به مصرف زياد الكل و مواد مخدر ميپرداختند، اغلب داراي خانوادههايي با زمينه آشفته بودند.
سيمونز و رابرتسون (1989) در يك آزمون با نمونه آماری 343 نفر پسر كه شامل افراد معتاد و غیر معتاد ميشد به يك رابطه دو جانبه مشخص ميان برخي شاخصهاي رفتاري والدين و وارد شدن فرزندان به گروههاي منحرف هم سن و سال و نهايتاً مصرف مواد مخدر پيبردند. بر اساس یافته های این پژوهش طرد فرزندان توسط والدين از اهميت ويژه اي در گرايش فرزندان نسبت به گروه هاي منحرف هم سن برخوردار است. اين محققان همچنين باور داشتند كه طرد فرزندان توسط وال
متاسفانه کشور ایران به عنوان بهترین ترانزیت از کشور همجوار افغانستان به اروپا با دسترسی به اوپیات و دیگر مخدرها در خطر عجیبی قرار گرفته که بنا بر اصل فشارهای اقتصادی و اسیبهای ناشی از تحریمهای اقتصادی در سه دهه گذشته و اثرات ویرانی یک دهه جنگ و ارزشهای وارادتی یک تحمیلی بر ارزشهای اجتماعی ایران گشته و متاسفانه در اموزش برخورد جوانان با مواد مخدر، اقدامات و پیشگیریهای لازم را عملی نکرده اند. به طوریکه کنترل و درمان اعتیاد هزینه های هنگفتی برای کشور خواهد داشت که پاسخگویی به این معضل را تقریبا غیر ممکن میسازد. گذشته از تمام گفته ها از دید حرفه ای در ایران وارادات مواد بسیار اسانتر از وارادت علم مبارزه با اعتیاد گشته.
در صحبتهای متفاوت با افرادیکه در این زمینه تخصص و دست اندکارند بارها شنیده و خوانده ایم که متدها و تیوریهای مقابله با این اسیب را هنوز در دست ندارند.
"گزارشهای آماری حاکی از گسترش فزاینده اعتیاد به مواد مخدر در ایران است. به طوری که اعتیاد بعد از بيکاری و گرانی سومین معضل اجتماعی است. در مورد آمار معتادان در ايران، اعداد و ارقام مختلفي ذكر ميشود، بر اساس آخرين اعلام ستاد مبارزه با مواد مخدر، يك ميليون و 200 هزار نفر در ايران معتاد دائمي هستند و حدود 800 هزار نفر نيز به صورت تفنني مواد مخدر مصرف ميكنند كه البته با توجه به اينكه در همه جاي دنيا تعداد افرادي كه به صورت تفريحي و تفنني مواد مخدر مصرف ميكنند بيش از معتادان دائمي است، اكثر كارشناسان به اين آمار به ديده ترديد نگاه ميكنند(خبرگزاری فارس، 2:1385)." اگر توجه بکنیم هیچ امار دقیقی از مصرف الکل (به عنوان عامل اعتیاد) در دسترس نیست که این اعداد را نجومی به طرف بالا خواهد برد. و این اعداد فقط بروی کاغذ نیستند بلکه عواقب اقتصادی انها برای یک کشور میتواند سونامی رکود اقتصادی به همراه داشته باشد.
"برآوردهای صورت گرفته نشان میدهد که میزان خسارتهای اقتصادی – اجتماعی مستقیم و غیر مستقیم مواد مخدر و قاچاق آن در کشور سالیانه 700 میلیارد تومان است(صادقی ، 155:1382) و به طور متوسط بر اساس آمار سالیانه حدود 200 نفر از اعضای نیروی انتظامی کشور را در جریان مبارزات از دست میدهیم(رئیس دانا، 105:1381). اینها اعداد و ارقامی هستند که در کتابها و مقاله ها به چاپ میرسند و اما انسانها و خانواده ها و کودکانی که در این میان اسیبهای روحی و روانی میبینند بروی جداول امارگیری قابل درج نمیباشند. و این صدمات و اسیبها سالانه از یک سو روبه افزایش است و از سوی دیگر سن کودکان مصرف کننده کمتر و کمتر میگردد. " بنا به گزارشات در سال 1382، سن آغاز مصرف مواد مخدر در ایران به 14 تا 16 سال رسیده است(توسلی،9:1379) و سالانه 10٪ به تعداد معتادان افزوده میشود. رشد اعتیاد تزریقی 30٪ است و این میزان تقریباً 5 برابر جمعیت کشور است(عبدی،135:1382)".
با وجود افزایش چشمگیر اعتیاد در کشور ایران از دید اسیب شناسی وجود ارزشهای اجتماعی و نقش شبکه های اجتماعی و خانواده ها و سازمانها برای اموزش ارزشها بسیار ارزشمند است. خانواده به عنوان یک عامل موثر در اموزش و پرورش کودکان در کنار مدرسه و سیستم تحصیلی میتواند نقش بسزایی بازی کند. این امر فقط یک بینش منطقه ای نیست بلکه یک پدیده جهانی میباشد که در تحقیقات به خوبی این ارزشها نشان داده شده اند. خانواده و ارامش کودکان و همچنین نا ارامی در خانواده از دید فارو و دیگران از عوامل افزایش دهنده سوق به اعتیاد در جوانان میباشد.
"در زمينه «ارتباط آشفتگي خانواده و مصرف مواد مخدر» نيز فارو و برسينگ (1990) بر روي 343 نوجوان دست به انجام يك تحقيق زدند. در نتيجه اين پژوهش مشخص شد كه کسانی که به مصرف زياد الكل و مواد مخدر ميپرداختند، اغلب داراي خانوادههايي با زمينه آشفته بودند.
سيمونز و رابرتسون (1989) در يك آزمون با نمونه آماری 343 نفر پسر كه شامل افراد معتاد و غیر معتاد ميشد به يك رابطه دو جانبه مشخص ميان برخي شاخصهاي رفتاري والدين و وارد شدن فرزندان به گروههاي منحرف هم سن و سال و نهايتاً مصرف مواد مخدر پيبردند. بر اساس یافته های این پژوهش طرد فرزندان توسط والدين از اهميت ويژه اي در گرايش فرزندان نسبت به گروه هاي منحرف هم سن برخوردار است. اين محققان همچنين باور داشتند كه طرد فرزندان توسط وال
دين، قابليت اتكاء و اعتماد به نفس آنان را خدشه دار مينمايد." همانطور که در بالا ذکر کردیم طرد کودکان به معنی سلب متعلق بودن به گروه (خانواده) میباشد که چاله های احساسی به جای میگزارد که کودکان مجبور به پر کردن چاله ها با افراد هم سو میگردند که در بسیاری از موارد دال بر پناه بر اعتیاد است که با الکل و سیگار معمولا اغاز میگردد. بروک و نومرا
و کوهن در زمینه الکل که قبلا نام بردم، تحقیقاتی انجام داده اند. بر اساس نتایج مطالعات بروك، نومرا و كوهن (1989) الكليهاي دائم الخمر (نوشندگاني كه مصرف آنها بالاتر از حد طبيعي است) و مصرف كنندگان مواد مخدر اغلب بيان ميكنند كه داراي تجارب سخت ناسازگاري و تعارض بین والدين و فقدان انسجام خانوادگي ميباشند. همچنین تعارض كمتر در محیط خانواده و رابطه مناسب والد ـ فرزندی با مصرف كمتر مواد مخدر توسط نوجوانان مرتبط است." ارفورد از یک دیدگاه جدید یعنی دانشجویانی که دور از خانواده (کنترل) هستند روی به الکل و مواد میاورند. نتایج مطالعات ارفورد(1994) در خصوص «علل اعتیاد در میان دانشجویان در آمریکا» نشان میدهد که اکثر دانشجویانی که معتاد بودند دچار سرخوردگیهای ساختاری و محیطی بودند. عدم رسیدگی به خواسته های عاطفی آنان توسط اجتماع از علل گرایش آنان به اعتیاد است." برای بویل هم انسجام و ارزشها در خانواده حایز اهمیت است. "بویل (2000) نیز در مطالعهای به «بررسی وجود اعتیاد در خانواده و تأثیر آن بر روی آوردن افراد به اعتیاد» می پردازد. او اعتقاد دارد که برادر بزرگتر معتاد اثر بیشتری در سوق دادن نوجوانان و جوانان به اعتیاد دارد."
وجود والدین معتاد حتی به سیگار میتواند گرایش کودکان را اضافه کند و تحقیقات هافمن و سربون(2002) نیز در مطالعاتش به «تأثیر اعتیاد والدین در گرایش افراد به اعتیاد» پرداختند. بر اساس یافته های پژوهش آنان "زمانی که والدین مواد مخدر مصرف میکنند احتمال بیشتری وجود دارد که فرزندانشان نیز معتاد گردند". اعتیاد والدین میتواند در برقراری رابطه عاطفی با کودکان دچار اختلال های متفاوت گردد که طبق یافته های پژوهشی پيکو(2000)، "خلأ عاطفی در روابط فرزندان با والدین به خصوص پدر از عوامل گرایش آنان به اعتیاد است."
نازرول اسلام (2000) در پژوهشی با عنوان «سبکهای جنسی زندگی و پایگاه اجتماعی معتادان در بنگلادش» به این نتیجه میرسد که معتادان جوان با تحصیلات متوسطه، درآمدهای پایین و متوسطی داشته و همچنین شدت اعتیاد مردان متأهل بیشتر از مردان مجرد است. او در ادامه بر تأثیر معاشرت با دوستان معتاد در گرایش افراد به مواد مخدر می پردازد." و این گفته رجوع جوانان به گروههای همسو peers group در گفته بالا از نازرول در بنگلادش تایید میشود. در بسیاری از جوامع که زنان در محافل عمومی کمتر حضور دارند درصد اعتیاد بسیار کمتر است ولی این دلیلی بر بهتر بودن سیستم جامعه نخواهد بود.
در مقالات علمی و کتاب ها علل اعتیاد متفاوت ذکر شده است. از دید روانشناختی برای توضیح کجروی ها و انحرافات شخصیتی انها را به سه دسته تقسیم میکنند و توضیح میدهند.
- نقص فکری و عقب ماندگی ذهنی
-روانپریشی
-اختلالات نژندی یا رواننژندی که انها را پایه اعتیاد میدانند. گرچه فروید و هورنای در اینجا نظریه های دیگری را ارایه میدهند.
از دید جامعه شناسی اقتدار سنتی و جمع گرایی و تغییر ان به فردگرایی و تبدیل ارزشها به نوگرایی و مصرف گرایی و نقش الگوها و رسانه ها را یکی از عوامل رویکرد اعتیاد میدانند.
از دید جرم شناسی "محرومیت نسبی" نابرابری در جامعه میتواند علل اعتیاد باشد. جودیس بلاو پیتر بلاو ۱۹۸۲ این اصطلاح را برای توجیح اعتیاد بکار بردند. که میگویند در یک جامعه افراد طبقات پایین در مقایسه خود با طبقلت مرفه دچار کمپلکس و کمبود میگردند و احساس محرومیت میکنند که عدم اعتماد را در انها پرورش میدهد و احساس ناتوانی در انها بوجود میاورد که سرانجام منجر به خشونت و پرخاشگری و یا انزوا و اعتیاد میگردد.
نظریه خرده فرهنگ که زندگی مردم را در مناطق دورافتاده بررسی میکند به این معتقد است که افراد محروم پتانسیل بیشتری برای اعتیاد میدارند. "این نظریه بر بزهکاری جوانان متمرکز شده و در یک تحلیل جامعه شناختی، بزهکاری جوانان را برحسب ویژگیهای خرده فرهنگی آنها مانند ارزشها، باورها، عادات و شیوههای زندگی مورد بررسی قرار میدهد. از جمله کوهن(1955)، کلووارد و اوهلین (1960)ماتزا(1964) و میلر(1975) معتقدند که توجه به خرده فرهنگها در تبیین بزهکاری جوانان از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا جوامع مدرن با خرده فرهنگهای متفاوت ساخته شدهاند و رفتاری که در یک جایگاه خرده فرهنگی خاص به عنوان رفتار به هنجار شناخته شده است، ممکن است در جایگاه خرده فرهنگی دیگر به عنوان رفتار انحرافی باشد."
یکی از غنی ترین نظریه ها در این زمینه پیوند افتراقی از ساترلند میباشد.
و کوهن در زمینه الکل که قبلا نام بردم، تحقیقاتی انجام داده اند. بر اساس نتایج مطالعات بروك، نومرا و كوهن (1989) الكليهاي دائم الخمر (نوشندگاني كه مصرف آنها بالاتر از حد طبيعي است) و مصرف كنندگان مواد مخدر اغلب بيان ميكنند كه داراي تجارب سخت ناسازگاري و تعارض بین والدين و فقدان انسجام خانوادگي ميباشند. همچنین تعارض كمتر در محیط خانواده و رابطه مناسب والد ـ فرزندی با مصرف كمتر مواد مخدر توسط نوجوانان مرتبط است." ارفورد از یک دیدگاه جدید یعنی دانشجویانی که دور از خانواده (کنترل) هستند روی به الکل و مواد میاورند. نتایج مطالعات ارفورد(1994) در خصوص «علل اعتیاد در میان دانشجویان در آمریکا» نشان میدهد که اکثر دانشجویانی که معتاد بودند دچار سرخوردگیهای ساختاری و محیطی بودند. عدم رسیدگی به خواسته های عاطفی آنان توسط اجتماع از علل گرایش آنان به اعتیاد است." برای بویل هم انسجام و ارزشها در خانواده حایز اهمیت است. "بویل (2000) نیز در مطالعهای به «بررسی وجود اعتیاد در خانواده و تأثیر آن بر روی آوردن افراد به اعتیاد» می پردازد. او اعتقاد دارد که برادر بزرگتر معتاد اثر بیشتری در سوق دادن نوجوانان و جوانان به اعتیاد دارد."
وجود والدین معتاد حتی به سیگار میتواند گرایش کودکان را اضافه کند و تحقیقات هافمن و سربون(2002) نیز در مطالعاتش به «تأثیر اعتیاد والدین در گرایش افراد به اعتیاد» پرداختند. بر اساس یافته های پژوهش آنان "زمانی که والدین مواد مخدر مصرف میکنند احتمال بیشتری وجود دارد که فرزندانشان نیز معتاد گردند". اعتیاد والدین میتواند در برقراری رابطه عاطفی با کودکان دچار اختلال های متفاوت گردد که طبق یافته های پژوهشی پيکو(2000)، "خلأ عاطفی در روابط فرزندان با والدین به خصوص پدر از عوامل گرایش آنان به اعتیاد است."
نازرول اسلام (2000) در پژوهشی با عنوان «سبکهای جنسی زندگی و پایگاه اجتماعی معتادان در بنگلادش» به این نتیجه میرسد که معتادان جوان با تحصیلات متوسطه، درآمدهای پایین و متوسطی داشته و همچنین شدت اعتیاد مردان متأهل بیشتر از مردان مجرد است. او در ادامه بر تأثیر معاشرت با دوستان معتاد در گرایش افراد به مواد مخدر می پردازد." و این گفته رجوع جوانان به گروههای همسو peers group در گفته بالا از نازرول در بنگلادش تایید میشود. در بسیاری از جوامع که زنان در محافل عمومی کمتر حضور دارند درصد اعتیاد بسیار کمتر است ولی این دلیلی بر بهتر بودن سیستم جامعه نخواهد بود.
در مقالات علمی و کتاب ها علل اعتیاد متفاوت ذکر شده است. از دید روانشناختی برای توضیح کجروی ها و انحرافات شخصیتی انها را به سه دسته تقسیم میکنند و توضیح میدهند.
- نقص فکری و عقب ماندگی ذهنی
-روانپریشی
-اختلالات نژندی یا رواننژندی که انها را پایه اعتیاد میدانند. گرچه فروید و هورنای در اینجا نظریه های دیگری را ارایه میدهند.
از دید جامعه شناسی اقتدار سنتی و جمع گرایی و تغییر ان به فردگرایی و تبدیل ارزشها به نوگرایی و مصرف گرایی و نقش الگوها و رسانه ها را یکی از عوامل رویکرد اعتیاد میدانند.
از دید جرم شناسی "محرومیت نسبی" نابرابری در جامعه میتواند علل اعتیاد باشد. جودیس بلاو پیتر بلاو ۱۹۸۲ این اصطلاح را برای توجیح اعتیاد بکار بردند. که میگویند در یک جامعه افراد طبقات پایین در مقایسه خود با طبقلت مرفه دچار کمپلکس و کمبود میگردند و احساس محرومیت میکنند که عدم اعتماد را در انها پرورش میدهد و احساس ناتوانی در انها بوجود میاورد که سرانجام منجر به خشونت و پرخاشگری و یا انزوا و اعتیاد میگردد.
نظریه خرده فرهنگ که زندگی مردم را در مناطق دورافتاده بررسی میکند به این معتقد است که افراد محروم پتانسیل بیشتری برای اعتیاد میدارند. "این نظریه بر بزهکاری جوانان متمرکز شده و در یک تحلیل جامعه شناختی، بزهکاری جوانان را برحسب ویژگیهای خرده فرهنگی آنها مانند ارزشها، باورها، عادات و شیوههای زندگی مورد بررسی قرار میدهد. از جمله کوهن(1955)، کلووارد و اوهلین (1960)ماتزا(1964) و میلر(1975) معتقدند که توجه به خرده فرهنگها در تبیین بزهکاری جوانان از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا جوامع مدرن با خرده فرهنگهای متفاوت ساخته شدهاند و رفتاری که در یک جایگاه خرده فرهنگی خاص به عنوان رفتار به هنجار شناخته شده است، ممکن است در جایگاه خرده فرهنگی دیگر به عنوان رفتار انحرافی باشد."
یکی از غنی ترین نظریه ها در این زمینه پیوند افتراقی از ساترلند میباشد.
نظریه پیوند افتراقی: این رویکرد توسط ادوین ساترلند برای نخستین بار در سال 1939 و در کتاب او به نام اصول جرم شناسی مطرح شد.
این نظریه بر این نکته تأکید دارد که نزدیکان و همآلانی که بزهکار باشند تأثیر زیادی بر تشکیل و تقویت نگرش بزهکاری میگذارند و فرد را به سوی بزهکاری سوق میدهند. نظریه پیوند افتراقی محتوای اجتماعی بزهکاری را در نظر دارد و فرد بزهکار را در جایگاه اجتماعی او از حیث رابطه اش با خانواده، محله، رفقا و مصاحبان در نظر میگیرد(مشکانی،1381:11 ).
ساترلند درباره چگونگی انتقال فرهنگی کجروی اظهار میدارد که کجروی از طریق یک گروه جریان ارتباطات اجتماعی حاصل میشود که در واقع اصطلاح «یار بد»را زنده میکند (عدل،321:1383).
نظریه ساترلند شامل 9 شاخص به قرار زیر است:
"1- عمل مجرمان آموختنی است، نه موروثی. یعنی تا فرد آن را نیاموزد به فکر انجام دادن آن نمیافتد.
2- آموزش از طریق ارتباط فرد با سایر افراد صورت میگیرد و عموماً به صورت شفاهی و به کمک کلمات است و فقط در برخی موارد ممکن است از طریق حرکات چهره و قیافه انجام گیرد.
3- بخش اعظم آموزش رفتار بزهکارانه در گروههای نزدیک که با فرد روابط صمیمانه دارند انجام میگیرد.
4- آموزش عمل مجرمان مراحل مختلفی دارد.
الف: فنون ارتکاب جرم که گاه پیچیده وگاه ساده است.
ب: جهت دادن به انگیزهها،گرایشها، کششهای درونی و توجیه عمل مجرمانه.
5- کسب انگیزهها و میل به ابراز کششهای درونی آموختنی است. همه مردم جامعه نظر مطلوب نسبت به رعایت هنجارهای حقوقی ندارند. در برخی موارد فرد با گروهی در ارتباط است که هنجارهای حقوقی برای اعضای آن مطلوب است و گاه فرد در محیطی زندگی میکند که افراد نزدیک به او مخالف اطاعت از آن قواعداند.
6- زمانی فرد به عمل بزهکارانه دست میزند که آمیزش او با کسانی که موافق شکستن قاعدهاند بیشتر از کسانی است که با شکستن قاعده مخالفاند. این بند در واقع اساس نظریه ساترلند است و به ارتباط فرد بزهکار و غیر بزهکاران اشاره میکند. به عبارت دیگر براساس این نظریه روابط فرد با دیگران هنگامی که به مساله جرم ارتباطی ندارد و تا زمانی که با کار جرم آمیز پیوستگی نکند، اثری در ایجاد رفتار مجرمانه ندارد(سخاوت ، 1385 :56-55 ).
7- فراوانی معاشرت از نظر دفعات وقوع، مدت، ارجحیت و شدت میتواند متفاوت باشد. یعنی میزان معاشرت فرد با افراد کجرفتار در مقابل افراد بههنجار مورد نظر است. فراوانی و مدت زمان معاشرت بسیار با اهمیتاند. ارجحیت با اهمیت است از این نظر که اگر رفتار موافق رعایت قانون در کودکی آموخته شود، فرد در وضعیتی متفاوت با کسی قرار دارد که از ابتدا به عدم رعایت قانون تشویق شده است. ارجحیت و شدت به منزلت معاشر، به اهمیت الگوی رفتار و میزان درگیری عاطفی فرد با آن مربوط میشود.
8- جریان یادگیری رفتارکجروانه از طریق معاشرت شامل تمام مکانیسمهای یادگیری میشود که برای هر رفتاردیگری ضروری است. منظور این است که یادگیری کجروی تنها شامل تقلید نمیشود و عمیقتر از آن است.
9- در حالی که کجرفتاری بیان نیازها و ارزشهای کلی است، نمیتواند از طریق همان نیازها وارزشها توجیه شود. زیرا رفتار بههنجار هم بیان نیازها و ارزشهاست. کوشش بعضی محققین برای تبیین کجرفتاری از طریق نیازها و ارزشها مانند اصل خوشحالی، به دنبال منزلت بودن، انگیزه پولی و یا تحت فشار قرار گرفتن نمیتواند کجرفتاری را تبیین کند. زیرا این انگیزهها و گرایش ها در رفتارهای بههنجار هم وجود دارد( ممتاز،1381 :82 ).
نظریه ساترلند یکی از قویترین نظریها در زمینه پیدایش انحرافات است که تا به امروز قدرت تبیین زیادی دارد. ساترلند در قالب نظریهاش معتقد بود که انحرافات عموماً در قالب گروههای نخستین نظیر گروه دوستان یا خانواده آموخته میشود. این گروهها بسیار متنفذتر از مأمورین و مسئولین رسمی مانند معلمان، کشیشان، افراد پلیس یا ابزارهای ارتباط جمعی نظیرفیلم و روزنامه میباشند. از نظر ساترلند فرآیند یادگیری رفتار بزهکارانه شامل تکنیکهای تبهکاری، انگیزهها،گرایشها و دلیل تراشیهای لازم برای آن میشود. بدین ترتیب یک جوان هم میآموزد که چگونه با موفقیت دزدی کند و هم چگونه استدلال بیاورد تا دزدی خود را توجیه کند و برای آن عذر بتراشد(رفیع پور،52:1378).
بر اساس این دیدگاه در ایران تحقیقات مختلفی انجام گرفته است و معاشرت با نزدیکان، همکاران و بهویژه دوستان معتاد و منحرف، تقلید از اطرافیان، معاشرت در محیطهای ناسالم و گوناگون از جمله مدرسه و محیطهای آموزشی نامطلوب از جمله عوامل اصلی اعتیاد به مواد مخدر ذکر شده است(کرم پور ، 1379 : 32- 34 )."
منابع لاتین
- Islam,SK. Nazrul and et al (2000).« sexual life style ,Drug habit and socio- demographic status of Drug Addict in Bangladesh». Public Health, vol.114 ,N.5
این نظریه بر این نکته تأکید دارد که نزدیکان و همآلانی که بزهکار باشند تأثیر زیادی بر تشکیل و تقویت نگرش بزهکاری میگذارند و فرد را به سوی بزهکاری سوق میدهند. نظریه پیوند افتراقی محتوای اجتماعی بزهکاری را در نظر دارد و فرد بزهکار را در جایگاه اجتماعی او از حیث رابطه اش با خانواده، محله، رفقا و مصاحبان در نظر میگیرد(مشکانی،1381:11 ).
ساترلند درباره چگونگی انتقال فرهنگی کجروی اظهار میدارد که کجروی از طریق یک گروه جریان ارتباطات اجتماعی حاصل میشود که در واقع اصطلاح «یار بد»را زنده میکند (عدل،321:1383).
نظریه ساترلند شامل 9 شاخص به قرار زیر است:
"1- عمل مجرمان آموختنی است، نه موروثی. یعنی تا فرد آن را نیاموزد به فکر انجام دادن آن نمیافتد.
2- آموزش از طریق ارتباط فرد با سایر افراد صورت میگیرد و عموماً به صورت شفاهی و به کمک کلمات است و فقط در برخی موارد ممکن است از طریق حرکات چهره و قیافه انجام گیرد.
3- بخش اعظم آموزش رفتار بزهکارانه در گروههای نزدیک که با فرد روابط صمیمانه دارند انجام میگیرد.
4- آموزش عمل مجرمان مراحل مختلفی دارد.
الف: فنون ارتکاب جرم که گاه پیچیده وگاه ساده است.
ب: جهت دادن به انگیزهها،گرایشها، کششهای درونی و توجیه عمل مجرمانه.
5- کسب انگیزهها و میل به ابراز کششهای درونی آموختنی است. همه مردم جامعه نظر مطلوب نسبت به رعایت هنجارهای حقوقی ندارند. در برخی موارد فرد با گروهی در ارتباط است که هنجارهای حقوقی برای اعضای آن مطلوب است و گاه فرد در محیطی زندگی میکند که افراد نزدیک به او مخالف اطاعت از آن قواعداند.
6- زمانی فرد به عمل بزهکارانه دست میزند که آمیزش او با کسانی که موافق شکستن قاعدهاند بیشتر از کسانی است که با شکستن قاعده مخالفاند. این بند در واقع اساس نظریه ساترلند است و به ارتباط فرد بزهکار و غیر بزهکاران اشاره میکند. به عبارت دیگر براساس این نظریه روابط فرد با دیگران هنگامی که به مساله جرم ارتباطی ندارد و تا زمانی که با کار جرم آمیز پیوستگی نکند، اثری در ایجاد رفتار مجرمانه ندارد(سخاوت ، 1385 :56-55 ).
7- فراوانی معاشرت از نظر دفعات وقوع، مدت، ارجحیت و شدت میتواند متفاوت باشد. یعنی میزان معاشرت فرد با افراد کجرفتار در مقابل افراد بههنجار مورد نظر است. فراوانی و مدت زمان معاشرت بسیار با اهمیتاند. ارجحیت با اهمیت است از این نظر که اگر رفتار موافق رعایت قانون در کودکی آموخته شود، فرد در وضعیتی متفاوت با کسی قرار دارد که از ابتدا به عدم رعایت قانون تشویق شده است. ارجحیت و شدت به منزلت معاشر، به اهمیت الگوی رفتار و میزان درگیری عاطفی فرد با آن مربوط میشود.
8- جریان یادگیری رفتارکجروانه از طریق معاشرت شامل تمام مکانیسمهای یادگیری میشود که برای هر رفتاردیگری ضروری است. منظور این است که یادگیری کجروی تنها شامل تقلید نمیشود و عمیقتر از آن است.
9- در حالی که کجرفتاری بیان نیازها و ارزشهای کلی است، نمیتواند از طریق همان نیازها وارزشها توجیه شود. زیرا رفتار بههنجار هم بیان نیازها و ارزشهاست. کوشش بعضی محققین برای تبیین کجرفتاری از طریق نیازها و ارزشها مانند اصل خوشحالی، به دنبال منزلت بودن، انگیزه پولی و یا تحت فشار قرار گرفتن نمیتواند کجرفتاری را تبیین کند. زیرا این انگیزهها و گرایش ها در رفتارهای بههنجار هم وجود دارد( ممتاز،1381 :82 ).
نظریه ساترلند یکی از قویترین نظریها در زمینه پیدایش انحرافات است که تا به امروز قدرت تبیین زیادی دارد. ساترلند در قالب نظریهاش معتقد بود که انحرافات عموماً در قالب گروههای نخستین نظیر گروه دوستان یا خانواده آموخته میشود. این گروهها بسیار متنفذتر از مأمورین و مسئولین رسمی مانند معلمان، کشیشان، افراد پلیس یا ابزارهای ارتباط جمعی نظیرفیلم و روزنامه میباشند. از نظر ساترلند فرآیند یادگیری رفتار بزهکارانه شامل تکنیکهای تبهکاری، انگیزهها،گرایشها و دلیل تراشیهای لازم برای آن میشود. بدین ترتیب یک جوان هم میآموزد که چگونه با موفقیت دزدی کند و هم چگونه استدلال بیاورد تا دزدی خود را توجیه کند و برای آن عذر بتراشد(رفیع پور،52:1378).
بر اساس این دیدگاه در ایران تحقیقات مختلفی انجام گرفته است و معاشرت با نزدیکان، همکاران و بهویژه دوستان معتاد و منحرف، تقلید از اطرافیان، معاشرت در محیطهای ناسالم و گوناگون از جمله مدرسه و محیطهای آموزشی نامطلوب از جمله عوامل اصلی اعتیاد به مواد مخدر ذکر شده است(کرم پور ، 1379 : 32- 34 )."
منابع لاتین
- Islam,SK. Nazrul and et al (2000).« sexual life style ,Drug habit and socio- demographic status of Drug Addict in Bangladesh». Public Health, vol.114 ,N.5
Brissing, Peter, Farrow. JA (1990) a new look at gender difference in drinking and driving in flunkies experiences and attitudes among new among new adolescent drivers. Health Education & Behavior, Vol. 17, No. 2 http:// www.elsevier .com
فهرست منابع فارسی
آقابخشی، حبیب(1379). «اثرات اعتیاد پدر بر کارکردهای خانواده»، فصلنامه علوم اجتماعی،شماره10.
بوالهری،جعفر(1382). « ارزیابی سؤ مصرف مواد مخدر در زندا های ایران »، فصلنامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال اول شماره 3 .
حاج حسینی، منصوره ؛ اخوان تفتی، مهناز (1382). «مقایسه سبک اسناد درجوانان معتاد و غیر معتاد شهر یزد»، فصلنامه اعتیاد پژوهی ، سال اول، شماره 3
شایسته، سیاوش(1375). مقایسه شخصیتی جوانان معتاد به مواد مخدر و جوانان عادی در گروه سنی 22-14 سال در استان اصفهان،پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس
شهیدی،محمد حسن(1375). مواد مخدر، امنیت اجتماعی و راه سوم ، تهران: انتشارات اطلاعات.
صادقی اهری، سعید(1379). «بررسی علل بازگشت مجدد به اعتیاد در بیماران مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد وابسته به بهزیستی»، فصل نامه اعتیاد پژوهی، سال اول ، شماره 2.
صالحی جونقانی،فرحناز(1379). بررسی تأثیر عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر اعتیاد؛مطالعه موردی: زندان شهر کرد ، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز.
عبدی،كافيه(1380). عوامل اعتياد در ميان حاشيه نشينها،پايان نامه كارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه تهران.
غلامی آبیز، محسن(1381). « بررسی علل اقتصادی – اجتماعی مؤثر بر اعتیاد؛ مطالعه موردی اردوگاه پیربنان شهر شیراز » ، فصلنامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال دوم ، شماره 5
قریشی نژاد، رقیه (1379). بررسی و مقایسه ویژگی های شخصیتی معتادان به مواد مخدر با افراد عادی در شهرستان قزوین،ژرفای تربیت،سال دوم،ش،17.
کرم پور، رزا(1379). ارزیابی تحقیقات انجام گرفته در خصوص اعتیاد و مصرف مواد مخدر در ستاد مبارزه با مواد مخدر، ژرفای تربیت،سال دوم ، شماره 10.5
کوئن، بروس(1373).مبانی جامعه شناسی، ترجمه غلام عباس توسلی و رضا فاضل: تهران انتشارات سمت .
کوثری، مسعود(1382). «آنومی اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر»، فصلنامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال دوم ، شماره 5..
گیدنز، آنتونی(1373). جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.
مبارکی، محمد(1383). بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و جرم، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی دانشگاه تهران.
محبوبی منش، حسین(1382). « اعتیاد مردان، تهدیدی علیه زن و خانواده »، فصلنامه شورای فرهنگی، اجتماعی زنان ، سال ششم، شماره 2.
ممتاز، فريده (1381). انحرافات اجتماعي، نظريه ها و ديدگاه ها، چاپ اول، تهران: شركت سهامي انتشار.
هاشمي، علي(1383﴾.نگاه نو، اقدام نو در مبارزه با مواد مخدر، رياست جمهوري ستاد مبارزه با مواد مخدر
mehdieliasiankalat.blogfa.com/post-106.aspx
فهرست منابع فارسی
آقابخشی، حبیب(1379). «اثرات اعتیاد پدر بر کارکردهای خانواده»، فصلنامه علوم اجتماعی،شماره10.
بوالهری،جعفر(1382). « ارزیابی سؤ مصرف مواد مخدر در زندا های ایران »، فصلنامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال اول شماره 3 .
حاج حسینی، منصوره ؛ اخوان تفتی، مهناز (1382). «مقایسه سبک اسناد درجوانان معتاد و غیر معتاد شهر یزد»، فصلنامه اعتیاد پژوهی ، سال اول، شماره 3
شایسته، سیاوش(1375). مقایسه شخصیتی جوانان معتاد به مواد مخدر و جوانان عادی در گروه سنی 22-14 سال در استان اصفهان،پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس
شهیدی،محمد حسن(1375). مواد مخدر، امنیت اجتماعی و راه سوم ، تهران: انتشارات اطلاعات.
صادقی اهری، سعید(1379). «بررسی علل بازگشت مجدد به اعتیاد در بیماران مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد وابسته به بهزیستی»، فصل نامه اعتیاد پژوهی، سال اول ، شماره 2.
صالحی جونقانی،فرحناز(1379). بررسی تأثیر عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر اعتیاد؛مطالعه موردی: زندان شهر کرد ، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز.
عبدی،كافيه(1380). عوامل اعتياد در ميان حاشيه نشينها،پايان نامه كارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه تهران.
غلامی آبیز، محسن(1381). « بررسی علل اقتصادی – اجتماعی مؤثر بر اعتیاد؛ مطالعه موردی اردوگاه پیربنان شهر شیراز » ، فصلنامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال دوم ، شماره 5
قریشی نژاد، رقیه (1379). بررسی و مقایسه ویژگی های شخصیتی معتادان به مواد مخدر با افراد عادی در شهرستان قزوین،ژرفای تربیت،سال دوم،ش،17.
کرم پور، رزا(1379). ارزیابی تحقیقات انجام گرفته در خصوص اعتیاد و مصرف مواد مخدر در ستاد مبارزه با مواد مخدر، ژرفای تربیت،سال دوم ، شماره 10.5
کوئن، بروس(1373).مبانی جامعه شناسی، ترجمه غلام عباس توسلی و رضا فاضل: تهران انتشارات سمت .
کوثری، مسعود(1382). «آنومی اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر»، فصلنامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال دوم ، شماره 5..
گیدنز، آنتونی(1373). جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.
مبارکی، محمد(1383). بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و جرم، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی دانشگاه تهران.
محبوبی منش، حسین(1382). « اعتیاد مردان، تهدیدی علیه زن و خانواده »، فصلنامه شورای فرهنگی، اجتماعی زنان ، سال ششم، شماره 2.
ممتاز، فريده (1381). انحرافات اجتماعي، نظريه ها و ديدگاه ها، چاپ اول، تهران: شركت سهامي انتشار.
هاشمي، علي(1383﴾.نگاه نو، اقدام نو در مبارزه با مواد مخدر، رياست جمهوري ستاد مبارزه با مواد مخدر
mehdieliasiankalat.blogfa.com/post-106.aspx
Forwarded from Deleted Account
اثرات_خلق_و_خو_بر_مشاوره_در_مددکاری.pdf
30.5 MB
Forwarded from Deleted Account
اثرات خلق و خو بر مشاوره 👆👆👆
گرد آوری شده از بحث دیشب دوشنبه 26 آوریل 2016
✅✅✅✅✅✅✅✅✅
گرد آوری شده از بحث دیشب دوشنبه 26 آوریل 2016
✅✅✅✅✅✅✅✅✅
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Rabeteh Movazi.pdf
795.8 KB
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
رابطه موازی گزارشی از تبادل افکار دوشنبه هفته گذشته 06.06.2016👆👆👆👆
با سپاس از زحمات خانم پری طراری
با سپاس از زحمات خانم پری طراری