از ازدواج مجدد همسر سابق از حق ملاقات کودکان امتناع میشود تا جایی که کودکان با یکی از والدین غریبه میشوند. و گاهی والدین با ازدواج ثانوی مهاجرت کرده و رابطه با کودکان کمتر و کمتر میگردد. و این از پیامدهای منفی طلاق است برای مردان(و زنان) میباشد.
پ) دسته سوم که از طلاق اخلال در زندگی روزمره انها و قطع دلبستگیها ایجاد میگردد کودکان طلاق هستند. قطع روابط یا اخلال در رابطه ها میتواند ضرر بزرگی بر روح و روان کودکان در حد اختلال بوجود اورد. افسردگی در دختران و عصیان و پرخاشگری در پسران و اضطراب جدایی از پدر و یا مادر و حتی به افت تحصیلی و یا ترک تحصیل میتواند ختم گردد.
نداشتن الگوهای مناسب خانواده سازی میتواند اثرات منفی روی این کودکان داشته باشد. عدم اعتماد بنفس و اعتیاد و بزه کاری میتواند پیامد درازمدت این پدیده معضل باشد. در جایی که کودکان تاب اوری میاموزند (بستر خانواده) اگر این مهم اموزش داده نشود معضلی برای تشکیل هویت تا حد سرخوردگی و درماندگی بوجود خواهد امد.
میبینیم که این پدیده چه از نظر اجتماعی و چه از نظر فرهنگی و غیره به شکل زنجیره ای به یکدیگر وابسته هستند و به تنهایی به سختی قابل بررسی میباشند.
ت) اثار طلاق بر اجتماع و زندگی اجتماعی میتواند بسیار مخرب باشد. ازدیاد طلاق و فروپاشی خانواده که گاهی اپیدمی میگردد میتواند تزلزل اجتماعی ایجاد کرده و باور نسل جوان به زندگی موفق و دایم را کاهش دهد. الگوهای اجتماعی برای زندگی بهینه کمتر خواهد شد و جامعه داربست های اولیه خود یعنی انجماد اجتماعی را از دست میدهد. ایجاد همبستگی در یک جامعه به عنصر های سالم مانند خانواده نیاز دارد.
با تزلزل این سیستم خانواده اسیبهای اجتماعی مانند، زنان بی سرپرست، سکس ورکر، کودکان خیابان، ناهنجاریهای جدید مانند اعتیاد افراد زیر سن، دوری از تحصیلات، فرار از منزل، تکدی، قاچاق، مشکلات معیشتی اقتصادی و غیره نابسامانی های شخصیتی اجتماعی و اخلاقی به همراه خواهند داشت. اینها همه نه به تنهایی پیامد طلاق در یک جامعه میباشد بلکه میتواند این معضل ها را شدیدتر کند. عوارض اجتماعی طلاق از مخربترین پایه های اجتماعی هستند که تمام اضلاع جامعه را در بر میگیرند چون از چهار عنصر مهم زن و مرد و کودک و خانواده تشکیل شده است.
ث) عوامل تسهیل کننده طلاق
میتوانند فردی، اجتماعی، پزشکی و روانشناختی، اقتصادی و یا فرهنگی مذهبی باشند.
در یک جامعه نیاز به برنامه ریزی رشد خانواده و پیشگیری از اسیب ها از سوی دولت میباشد. هر چقدر برنامه ریزی و مدیریت جامعه بهتر باشد، رشد سالم خانواده بهتر بوده و در نتیجه رشد سلامتی در جامعه افزایش پیدا کرده و معضلات کمتر میگردد.
با برنامه ریزی صحیح و کار افرینی درست از سوی دولت سترس و فشار بیکاری کمتر شده و مشکل فقر (به عنوان تسهیل کننده طلاق) کمتر میگردد.
ایجاد فضای ازاد برای ارضا نیازهای خانواده به تفریح سالم و اموزش جنسی سالم در مدارس باعث پیشگیری از سو استفاده جنسی (در قبل از ازدواج به عنوان معضل) و رشد سالم خانواده و جامعه میگردد.
در اوامر پزشکی و روانپزشکی میتوان با پیشرفت علم با تغذیه و اموزش صحیح از استفاده از مواد مخدر و الکل از کودکستانها کودکان را همراهی کرد تا از معضلات روانی پر خوری و کم خوری سترسی و یا عادت و اعتیاد پیشگیری کنیم. فرهنگسازی در تمام زمینه ها از سوی بهزیستی میبایست دراز مدت در گسترش نقش مهم خانواده سهیم گردد.
یکی از مهمترین عوامل پیشگیری از طلاق اموزش صحیح روابط و زناشویی قبل از ادواج است. نکته دیگر که قابل کتمان نیست ازدواجهای اجباری مردان و زنانی که میل به جنس مخالف نداشته ولی از سوی خانواده ها مجبور به ازدواج میگردند. اینگونه رابطه ها از ابتدا محکوم به اخلال و طلاق هستند.
اموزشهای خودمحوری از رسانه ها و خودخواهی و ترویج فرهنگ تکزیستی و میتواند در شکل گیری و تسهیل طلاق موثر باشد. و همچنین شکل گیری و عدم اگاهی از پدیده مردسالاری و فمینیست نگری میتواند به اختلافات دامن بزند تا زمانیکه اگاهی در مورد زندگی مزدوج کامل اموزش داده نشود.
تمام این نامبرده ها و صدها علل شخصی و شخصیتی دیگر میتوانند در شکل گیری و تسهیل طلاق در یک سوپر مارکت انتخاب همسر باشند.
✨✨
چند راه پیشگیری از طلاق
در بالا ذکر شد که عوامل اقتصادی فرهنگی اجتماعی بسیار حایز اهمیت هستند. و اما:
- ازادی در انتخاب همسر و دوره های اشنایی قبل از ازدواج بسیار تاثیر گذار در کاهش طلاق میباشند.
- جلوگیری از ازدواج در سنین پایین
- جلوگیری از ازدواج با تفاوت سنی بیش از ده سال
- مشاوره قبل از ادواج
-رفع اختلافات با مشاورین از ابتدای اختلاف، مشاوره رایگان
- ممنوع کردن دخالت اطرافیان (اموزش زوجین)
- عدم فشار بر زوجین برای فرزند داری
- فرهنگ سازی در برخورد زن و شوهر و رفع مشکلات و فرهنگ جنسیت سازی و مردسالاری
- تغییرات در سیستم حقوقی کشور و
پ) دسته سوم که از طلاق اخلال در زندگی روزمره انها و قطع دلبستگیها ایجاد میگردد کودکان طلاق هستند. قطع روابط یا اخلال در رابطه ها میتواند ضرر بزرگی بر روح و روان کودکان در حد اختلال بوجود اورد. افسردگی در دختران و عصیان و پرخاشگری در پسران و اضطراب جدایی از پدر و یا مادر و حتی به افت تحصیلی و یا ترک تحصیل میتواند ختم گردد.
نداشتن الگوهای مناسب خانواده سازی میتواند اثرات منفی روی این کودکان داشته باشد. عدم اعتماد بنفس و اعتیاد و بزه کاری میتواند پیامد درازمدت این پدیده معضل باشد. در جایی که کودکان تاب اوری میاموزند (بستر خانواده) اگر این مهم اموزش داده نشود معضلی برای تشکیل هویت تا حد سرخوردگی و درماندگی بوجود خواهد امد.
میبینیم که این پدیده چه از نظر اجتماعی و چه از نظر فرهنگی و غیره به شکل زنجیره ای به یکدیگر وابسته هستند و به تنهایی به سختی قابل بررسی میباشند.
ت) اثار طلاق بر اجتماع و زندگی اجتماعی میتواند بسیار مخرب باشد. ازدیاد طلاق و فروپاشی خانواده که گاهی اپیدمی میگردد میتواند تزلزل اجتماعی ایجاد کرده و باور نسل جوان به زندگی موفق و دایم را کاهش دهد. الگوهای اجتماعی برای زندگی بهینه کمتر خواهد شد و جامعه داربست های اولیه خود یعنی انجماد اجتماعی را از دست میدهد. ایجاد همبستگی در یک جامعه به عنصر های سالم مانند خانواده نیاز دارد.
با تزلزل این سیستم خانواده اسیبهای اجتماعی مانند، زنان بی سرپرست، سکس ورکر، کودکان خیابان، ناهنجاریهای جدید مانند اعتیاد افراد زیر سن، دوری از تحصیلات، فرار از منزل، تکدی، قاچاق، مشکلات معیشتی اقتصادی و غیره نابسامانی های شخصیتی اجتماعی و اخلاقی به همراه خواهند داشت. اینها همه نه به تنهایی پیامد طلاق در یک جامعه میباشد بلکه میتواند این معضل ها را شدیدتر کند. عوارض اجتماعی طلاق از مخربترین پایه های اجتماعی هستند که تمام اضلاع جامعه را در بر میگیرند چون از چهار عنصر مهم زن و مرد و کودک و خانواده تشکیل شده است.
ث) عوامل تسهیل کننده طلاق
میتوانند فردی، اجتماعی، پزشکی و روانشناختی، اقتصادی و یا فرهنگی مذهبی باشند.
در یک جامعه نیاز به برنامه ریزی رشد خانواده و پیشگیری از اسیب ها از سوی دولت میباشد. هر چقدر برنامه ریزی و مدیریت جامعه بهتر باشد، رشد سالم خانواده بهتر بوده و در نتیجه رشد سلامتی در جامعه افزایش پیدا کرده و معضلات کمتر میگردد.
با برنامه ریزی صحیح و کار افرینی درست از سوی دولت سترس و فشار بیکاری کمتر شده و مشکل فقر (به عنوان تسهیل کننده طلاق) کمتر میگردد.
ایجاد فضای ازاد برای ارضا نیازهای خانواده به تفریح سالم و اموزش جنسی سالم در مدارس باعث پیشگیری از سو استفاده جنسی (در قبل از ازدواج به عنوان معضل) و رشد سالم خانواده و جامعه میگردد.
در اوامر پزشکی و روانپزشکی میتوان با پیشرفت علم با تغذیه و اموزش صحیح از استفاده از مواد مخدر و الکل از کودکستانها کودکان را همراهی کرد تا از معضلات روانی پر خوری و کم خوری سترسی و یا عادت و اعتیاد پیشگیری کنیم. فرهنگسازی در تمام زمینه ها از سوی بهزیستی میبایست دراز مدت در گسترش نقش مهم خانواده سهیم گردد.
یکی از مهمترین عوامل پیشگیری از طلاق اموزش صحیح روابط و زناشویی قبل از ادواج است. نکته دیگر که قابل کتمان نیست ازدواجهای اجباری مردان و زنانی که میل به جنس مخالف نداشته ولی از سوی خانواده ها مجبور به ازدواج میگردند. اینگونه رابطه ها از ابتدا محکوم به اخلال و طلاق هستند.
اموزشهای خودمحوری از رسانه ها و خودخواهی و ترویج فرهنگ تکزیستی و میتواند در شکل گیری و تسهیل طلاق موثر باشد. و همچنین شکل گیری و عدم اگاهی از پدیده مردسالاری و فمینیست نگری میتواند به اختلافات دامن بزند تا زمانیکه اگاهی در مورد زندگی مزدوج کامل اموزش داده نشود.
تمام این نامبرده ها و صدها علل شخصی و شخصیتی دیگر میتوانند در شکل گیری و تسهیل طلاق در یک سوپر مارکت انتخاب همسر باشند.
✨✨
چند راه پیشگیری از طلاق
در بالا ذکر شد که عوامل اقتصادی فرهنگی اجتماعی بسیار حایز اهمیت هستند. و اما:
- ازادی در انتخاب همسر و دوره های اشنایی قبل از ازدواج بسیار تاثیر گذار در کاهش طلاق میباشند.
- جلوگیری از ازدواج در سنین پایین
- جلوگیری از ازدواج با تفاوت سنی بیش از ده سال
- مشاوره قبل از ادواج
-رفع اختلافات با مشاورین از ابتدای اختلاف، مشاوره رایگان
- ممنوع کردن دخالت اطرافیان (اموزش زوجین)
- عدم فشار بر زوجین برای فرزند داری
- فرهنگ سازی در برخورد زن و شوهر و رفع مشکلات و فرهنگ جنسیت سازی و مردسالاری
- تغییرات در سیستم حقوقی کشور و
پشتیبانی از حقوق زنان و برابری حقوق در حضانت
-اموزش توانمندی و مقابله با سختیها در مدارس
- اموزش جنسی در مدارس
- تامین رفاه اجتماعی و تسهیل روش معیشت برای خانواده و توانمند سازی اقتصادی
- ایجاد مراکز تفریحی برای زوجین
- ساختن بستر سالم از سوی دولت برای رشد خانواده. برنامه ریزی صحیح و پشتیبانی از ارزش خانواده در کلان سیستم ها.
با احترام فراوان
ستودگان، سویس پاییز ۲۰۱۷
-اموزش توانمندی و مقابله با سختیها در مدارس
- اموزش جنسی در مدارس
- تامین رفاه اجتماعی و تسهیل روش معیشت برای خانواده و توانمند سازی اقتصادی
- ایجاد مراکز تفریحی برای زوجین
- ساختن بستر سالم از سوی دولت برای رشد خانواده. برنامه ریزی صحیح و پشتیبانی از ارزش خانواده در کلان سیستم ها.
با احترام فراوان
ستودگان، سویس پاییز ۲۰۱۷
دکتر موریس ستودگان
پاییز ۲۰۱۷، سویس
✨✨✨
تحلیلی بر اعتیاد از دیدگاه اسیب شناسی
ما میتوانیم اعتیاد را از دید اسیب شناسی اجتماعی و یا از دید اسیب شناسی اعتیاد بعد روانشناسی و یا از بعد جامعه شناسی انحرافات و قسمت اسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی اعتیاد و در نهایت اسیب شناسی خانوادگی اعتیاد و جرم شناختی اعتیاد در خانواده و جامعه و غیره بررسی کنیم.
چون در اینجا محدودیت علمی بنده و اضلاع غیر قابل بررسی در یک نوشتار وجود داره این تحلیل رو از بعد اسیب اجتماعی و طبعتا علل روانی ان کمی بررسی میکنم.
در پدیده اعتیاد رویکردهای شخصی و یا خانوادگی و اجتماعی وجود داره که توان افزایی متفاوت افراد یک جامعه برای مقابله با اعتیاد نیاز هست. نحوه اموزش کودکان از خردسالی و ترویج فرهنگ مصرف گرایی در دههای اخیر دامن به عادت و اعتیاد میزند.
در بسیاری از نوشته ها بیکاری جوانان را علت اعتیاد میدانند. میتواند تا جایی درست باشد. اما وقتی به امورش مهارت برخورد با سختیها در کودکی نگاه بکنیم، کودکانی در برخورد با موارد اعتیاد زا (مانند اینترنت و گیم های کامپیوتری) موفق تر هستند که مدیریت زمان و شناختن مرزها "گفتن نه به وسوسه ها من ان را مینامم" را بهتر میاموزند. این تکلیف مادران و پدران است که با عملکرد خود و پرورش کودک الگو سازی کرده و کودکان را شکل و فرم بخشند.
طبیعتا به عنوان مثال؛ مادری که ساعتها در کنار کودک با تبلت یا تلفن در دست مشغول است، تصویر سازی برای کودکی میکند که در حال پیداکردن هویت و الگو سازی میباشد و یا همانطور که پدری در مصرف سیگار و الکل جلوی کودکان مرزی ندارد، تصویری از مرد به جای میگذارد که کودک در کوله پشتی اموخته های خود ذخیره میکند.
سازمان بهداشت جهانی مسیله اعتیاد و شیوع و شکلهای جدید ان را از حاد ترین مسایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و اسیب ها در تمام دنیا اعلام کرد.
در واقع رابطه اعتیاد با ساختار اجتماعی و نقش خانواده در جامعه دو جانبه میباشد. هر چقدر ارزشهای فرهنگی یک سیستم خانواده متزلزل تر باشد به همان نسبت ابتلا و شیوع اعتیاد (به مواد مخدر و الکترونیکی) بالاتر خواهد بود. امروزه در کشورهای توسعه یافته اعتیاد به اینترنت و گیم و شبکه های اجتماعی به میاگین ۴۱% میرسد. این امر ناشی از عدم کنترل پروسه های تولید، انتقال و توزیع مواد اعتیاد زا میباشد. گر چه این یک مبحث اقتصادی و سیاسی میباشد ولی از طرفی به بحث اخلاق و ethic اقتصاد مربوط میشود که مصرف کننده امروز فقط با مثابه یک ماشین نوشخوار کننده تبدیل میگردد.
پیچیدگی مکانیزم اعتیاد امروزه با تمام علوم اموخته شده، مشکل اساسی خواهد ماند چرا اینکه در عصر مصرف گرایی بسیاری از ارزشها از ریشه خود جدا شده و در سوپر مارکت ارزشها براحتی قابل تعویض است، چرا که این ارزشهای اجتماعی در بسیاری از افراد با باور درونی انها ادغام نشده است.
روی اوری به مواد اعتیاد زا همچنین از چاله های عاطفی سرچشمه میگیرد (جنبه روانشناسی و اموزشی) که نیاز جوانان به متعلق بودن به گروهی و یا افرادی را ارضا میکند.
یکی از نیازهای اساسی انسانها، نیاز به تعلق داشتن است و با همین جهت با شکل گیری بیشنر فردگرایی individualism ارزشهای خانواده و collectivism کمتر میشود و چاله های احساسی در کودکان و نوجوانان شکل میگیرد. برای ارضا این نیاز و پر کردن این چاله های احساسی با افرادی که هز نیازهای مشترک برخوردار هستند ادغام شده و گروههایی تشکیل میگردد که اهداف مشابه خواهند داشت (متعلق بودن peers group). در دو دهه قبل اینگروهکها با کشیدن اولین سیگار گروهی و یا نوشیدن اولین ابجو گروهی این شکل گیری را منسجم تر میکردند تا جاییکه وابستگی با گروه ایجاد شده و ارمانهای مشترک انها. گاهی خروج از این گروهکها مشکل تر از طرد خانواده بود. به همین سبب در حرکت پانکها و هیپی ها و غیره، جوانان به ارزشهایی روی میاورند که تعلق انها و وابستگی انها را به گروهی با اهداف نسبتا مشخص و علیه هنجارهای اجتماعی نشان میداد. این تعلقات گاهی با لباس و نحوه ارایش و مو و تاتو مشخص و تاکید میشد.
به ناگهان ارزش تعلق داشتن جای خود را به دیگر ارزشها میدهد و مصرف سیگار و الکل و گراس و حشیش و امفی تامین و غیره قسمتی از روزمره گروه میشود و ارزش منفی ان کمرنگ میشود. تا جایی که اعتیاد ها شکل میگیرند. این مکانیزم ها با دوره های سنی مختلف تغییر میکند.
" سازمان بهداشت جهانی مسأله مواد مخدر، اعم از تولید، انتقال، توزیع و مصرف را در کنار سه مسأله جهانی دیگر یعنی تولید و انباشت سلاحهای کشتار جمعی، آلودگی محیط زیست، فقر و شکاف طبقاتی، از جمله مسائل اساسی شمرده است که حیات بشری را در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در عرصه جهانی مورد تهدید و چالش جدی قرار میدهد. ضرورت شناخت ابعاد و سطوح این مسأله اجتماعی زمانی عمیقتر درک میشود که بدانیم پدیده اعتیاد،
پاییز ۲۰۱۷، سویس
✨✨✨
تحلیلی بر اعتیاد از دیدگاه اسیب شناسی
ما میتوانیم اعتیاد را از دید اسیب شناسی اجتماعی و یا از دید اسیب شناسی اعتیاد بعد روانشناسی و یا از بعد جامعه شناسی انحرافات و قسمت اسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی اعتیاد و در نهایت اسیب شناسی خانوادگی اعتیاد و جرم شناختی اعتیاد در خانواده و جامعه و غیره بررسی کنیم.
چون در اینجا محدودیت علمی بنده و اضلاع غیر قابل بررسی در یک نوشتار وجود داره این تحلیل رو از بعد اسیب اجتماعی و طبعتا علل روانی ان کمی بررسی میکنم.
در پدیده اعتیاد رویکردهای شخصی و یا خانوادگی و اجتماعی وجود داره که توان افزایی متفاوت افراد یک جامعه برای مقابله با اعتیاد نیاز هست. نحوه اموزش کودکان از خردسالی و ترویج فرهنگ مصرف گرایی در دههای اخیر دامن به عادت و اعتیاد میزند.
در بسیاری از نوشته ها بیکاری جوانان را علت اعتیاد میدانند. میتواند تا جایی درست باشد. اما وقتی به امورش مهارت برخورد با سختیها در کودکی نگاه بکنیم، کودکانی در برخورد با موارد اعتیاد زا (مانند اینترنت و گیم های کامپیوتری) موفق تر هستند که مدیریت زمان و شناختن مرزها "گفتن نه به وسوسه ها من ان را مینامم" را بهتر میاموزند. این تکلیف مادران و پدران است که با عملکرد خود و پرورش کودک الگو سازی کرده و کودکان را شکل و فرم بخشند.
طبیعتا به عنوان مثال؛ مادری که ساعتها در کنار کودک با تبلت یا تلفن در دست مشغول است، تصویر سازی برای کودکی میکند که در حال پیداکردن هویت و الگو سازی میباشد و یا همانطور که پدری در مصرف سیگار و الکل جلوی کودکان مرزی ندارد، تصویری از مرد به جای میگذارد که کودک در کوله پشتی اموخته های خود ذخیره میکند.
سازمان بهداشت جهانی مسیله اعتیاد و شیوع و شکلهای جدید ان را از حاد ترین مسایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و اسیب ها در تمام دنیا اعلام کرد.
در واقع رابطه اعتیاد با ساختار اجتماعی و نقش خانواده در جامعه دو جانبه میباشد. هر چقدر ارزشهای فرهنگی یک سیستم خانواده متزلزل تر باشد به همان نسبت ابتلا و شیوع اعتیاد (به مواد مخدر و الکترونیکی) بالاتر خواهد بود. امروزه در کشورهای توسعه یافته اعتیاد به اینترنت و گیم و شبکه های اجتماعی به میاگین ۴۱% میرسد. این امر ناشی از عدم کنترل پروسه های تولید، انتقال و توزیع مواد اعتیاد زا میباشد. گر چه این یک مبحث اقتصادی و سیاسی میباشد ولی از طرفی به بحث اخلاق و ethic اقتصاد مربوط میشود که مصرف کننده امروز فقط با مثابه یک ماشین نوشخوار کننده تبدیل میگردد.
پیچیدگی مکانیزم اعتیاد امروزه با تمام علوم اموخته شده، مشکل اساسی خواهد ماند چرا اینکه در عصر مصرف گرایی بسیاری از ارزشها از ریشه خود جدا شده و در سوپر مارکت ارزشها براحتی قابل تعویض است، چرا که این ارزشهای اجتماعی در بسیاری از افراد با باور درونی انها ادغام نشده است.
روی اوری به مواد اعتیاد زا همچنین از چاله های عاطفی سرچشمه میگیرد (جنبه روانشناسی و اموزشی) که نیاز جوانان به متعلق بودن به گروهی و یا افرادی را ارضا میکند.
یکی از نیازهای اساسی انسانها، نیاز به تعلق داشتن است و با همین جهت با شکل گیری بیشنر فردگرایی individualism ارزشهای خانواده و collectivism کمتر میشود و چاله های احساسی در کودکان و نوجوانان شکل میگیرد. برای ارضا این نیاز و پر کردن این چاله های احساسی با افرادی که هز نیازهای مشترک برخوردار هستند ادغام شده و گروههایی تشکیل میگردد که اهداف مشابه خواهند داشت (متعلق بودن peers group). در دو دهه قبل اینگروهکها با کشیدن اولین سیگار گروهی و یا نوشیدن اولین ابجو گروهی این شکل گیری را منسجم تر میکردند تا جاییکه وابستگی با گروه ایجاد شده و ارمانهای مشترک انها. گاهی خروج از این گروهکها مشکل تر از طرد خانواده بود. به همین سبب در حرکت پانکها و هیپی ها و غیره، جوانان به ارزشهایی روی میاورند که تعلق انها و وابستگی انها را به گروهی با اهداف نسبتا مشخص و علیه هنجارهای اجتماعی نشان میداد. این تعلقات گاهی با لباس و نحوه ارایش و مو و تاتو مشخص و تاکید میشد.
به ناگهان ارزش تعلق داشتن جای خود را به دیگر ارزشها میدهد و مصرف سیگار و الکل و گراس و حشیش و امفی تامین و غیره قسمتی از روزمره گروه میشود و ارزش منفی ان کمرنگ میشود. تا جایی که اعتیاد ها شکل میگیرند. این مکانیزم ها با دوره های سنی مختلف تغییر میکند.
" سازمان بهداشت جهانی مسأله مواد مخدر، اعم از تولید، انتقال، توزیع و مصرف را در کنار سه مسأله جهانی دیگر یعنی تولید و انباشت سلاحهای کشتار جمعی، آلودگی محیط زیست، فقر و شکاف طبقاتی، از جمله مسائل اساسی شمرده است که حیات بشری را در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در عرصه جهانی مورد تهدید و چالش جدی قرار میدهد. ضرورت شناخت ابعاد و سطوح این مسأله اجتماعی زمانی عمیقتر درک میشود که بدانیم پدیده اعتیاد،
متأثر از توسعه فنآوریهای ارتباطی و رایانهای و باندهای مافیایی و دستهای پنهان است و از چنان پیچیدگیهایی برخوردار شده که سازمان ملل متحد آن را از جرایم سازمان یافته تلقی و اقدام به صدور کنوانسیونها و پروتکلهای مختلف برای مقابله با آن ( کنوانسیونهای 1971، 1961، پروتکل اصلاحی 1972 و کنوانسیون 1988) نموده است. حجم گسترده تجارت و چرخش مالی مرتبط با قاچاق مواد مخدر در سطح جهان و نقش مافیای منطقهای و جهانی این موضوع را بسیار قابل تأمل کرده است(علی هاشمی،17:1383)."
متاسفانه کشور ایران به عنوان بهترین ترانزیت از کشور همجوار افغانستان به اروپا با دسترسی به اوپیات و دیگر مخدرها در خطر عجیبی قرار گرفته که بنا بر اصل فشارهای اقتصادی و اسیبهای ناشی از تحریمهای اقتصادی در سه دهه گذشته و اثرات ویرانی یک دهه جنگ و ارزشهای وارادتی یک تحمیلی بر ارزشهای اجتماعی ایران گشته و متاسفانه در اموزش برخورد جوانان با مواد مخدر، اقدامات و پیشگیریهای لازم را عملی نکرده اند. به طوریکه کنترل و درمان اعتیاد هزینه های هنگفتی برای کشور خواهد داشت که پاسخگویی به این معضل را تقریبا غیر ممکن میسازد. گذشته از تمام گفته ها از دید حرفه ای در ایران وارادات مواد بسیار اسانتر از وارادت علم مبارزه با اعتیاد گشته.
در صحبتهای متفاوت با افرادیکه در این زمینه تخصص و دست اندکارند بارها شنیده و خوانده ایم که متدها و تیوریهای مقابله با این اسیب را هنوز در دست ندارند.
"گزارشهای آماری حاکی از گسترش فزاینده اعتیاد به مواد مخدر در ایران است. به طوری که اعتیاد بعد از بيکاری و گرانی سومین معضل اجتماعی است. در مورد آمار معتادان در ايران، اعداد و ارقام مختلفي ذكر ميشود، بر اساس آخرين اعلام ستاد مبارزه با مواد مخدر، يك ميليون و 200 هزار نفر در ايران معتاد دائمي هستند و حدود 800 هزار نفر نيز به صورت تفنني مواد مخدر مصرف ميكنند كه البته با توجه به اينكه در همه جاي دنيا تعداد افرادي كه به صورت تفريحي و تفنني مواد مخدر مصرف ميكنند بيش از معتادان دائمي است، اكثر كارشناسان به اين آمار به ديده ترديد نگاه ميكنند(خبرگزاری فارس، 2:1385)." اگر توجه بکنیم هیچ امار دقیقی از مصرف الکل (به عنوان عامل اعتیاد) در دسترس نیست که این اعداد را نجومی به طرف بالا خواهد برد. و این اعداد فقط بروی کاغذ نیستند بلکه عواقب اقتصادی انها برای یک کشور میتواند سونامی رکود اقتصادی به همراه داشته باشد.
"برآوردهای صورت گرفته نشان میدهد که میزان خسارتهای اقتصادی – اجتماعی مستقیم و غیر مستقیم مواد مخدر و قاچاق آن در کشور سالیانه 700 میلیارد تومان است(صادقی ، 155:1382) و به طور متوسط بر اساس آمار سالیانه حدود 200 نفر از اعضای نیروی انتظامی کشور را در جریان مبارزات از دست میدهیم(رئیس دانا، 105:1381). اینها اعداد و ارقامی هستند که در کتابها و مقاله ها به چاپ میرسند و اما انسانها و خانواده ها و کودکانی که در این میان اسیبهای روحی و روانی میبینند بروی جداول امارگیری قابل درج نمیباشند. و این صدمات و اسیبها سالانه از یک سو روبه افزایش است و از سوی دیگر سن کودکان مصرف کننده کمتر و کمتر میگردد. " بنا به گزارشات در سال 1382، سن آغاز مصرف مواد مخدر در ایران به 14 تا 16 سال رسیده است(توسلی،9:1379) و سالانه 10٪ به تعداد معتادان افزوده میشود. رشد اعتیاد تزریقی 30٪ است و این میزان تقریباً 5 برابر جمعیت کشور است(عبدی،135:1382)".
با وجود افزایش چشمگیر اعتیاد در کشور ایران از دید اسیب شناسی وجود ارزشهای اجتماعی و نقش شبکه های اجتماعی و خانواده ها و سازمانها برای اموزش ارزشها بسیار ارزشمند است. خانواده به عنوان یک عامل موثر در اموزش و پرورش کودکان در کنار مدرسه و سیستم تحصیلی میتواند نقش بسزایی بازی کند. این امر فقط یک بینش منطقه ای نیست بلکه یک پدیده جهانی میباشد که در تحقیقات به خوبی این ارزشها نشان داده شده اند. خانواده و ارامش کودکان و همچنین نا ارامی در خانواده از دید فارو و دیگران از عوامل افزایش دهنده سوق به اعتیاد در جوانان میباشد.
"در زمينه «ارتباط آشفتگي خانواده و مصرف مواد مخدر» نيز فارو و برسينگ (1990) بر روي 343 نوجوان دست به انجام يك تحقيق زدند. در نتيجه اين پژوهش مشخص شد كه کسانی که به مصرف زياد الكل و مواد مخدر ميپرداختند، اغلب داراي خانوادههايي با زمينه آشفته بودند.
سيمونز و رابرتسون (1989) در يك آزمون با نمونه آماری 343 نفر پسر كه شامل افراد معتاد و غیر معتاد ميشد به يك رابطه دو جانبه مشخص ميان برخي شاخصهاي رفتاري والدين و وارد شدن فرزندان به گروههاي منحرف هم سن و سال و نهايتاً مصرف مواد مخدر پيبردند. بر اساس یافته های این پژوهش طرد فرزندان توسط والدين از اهميت ويژه اي در گرايش فرزندان نسبت به گروه هاي منحرف هم سن برخوردار است. اين محققان همچنين باور داشتند كه طرد فرزندان توسط وال
متاسفانه کشور ایران به عنوان بهترین ترانزیت از کشور همجوار افغانستان به اروپا با دسترسی به اوپیات و دیگر مخدرها در خطر عجیبی قرار گرفته که بنا بر اصل فشارهای اقتصادی و اسیبهای ناشی از تحریمهای اقتصادی در سه دهه گذشته و اثرات ویرانی یک دهه جنگ و ارزشهای وارادتی یک تحمیلی بر ارزشهای اجتماعی ایران گشته و متاسفانه در اموزش برخورد جوانان با مواد مخدر، اقدامات و پیشگیریهای لازم را عملی نکرده اند. به طوریکه کنترل و درمان اعتیاد هزینه های هنگفتی برای کشور خواهد داشت که پاسخگویی به این معضل را تقریبا غیر ممکن میسازد. گذشته از تمام گفته ها از دید حرفه ای در ایران وارادات مواد بسیار اسانتر از وارادت علم مبارزه با اعتیاد گشته.
در صحبتهای متفاوت با افرادیکه در این زمینه تخصص و دست اندکارند بارها شنیده و خوانده ایم که متدها و تیوریهای مقابله با این اسیب را هنوز در دست ندارند.
"گزارشهای آماری حاکی از گسترش فزاینده اعتیاد به مواد مخدر در ایران است. به طوری که اعتیاد بعد از بيکاری و گرانی سومین معضل اجتماعی است. در مورد آمار معتادان در ايران، اعداد و ارقام مختلفي ذكر ميشود، بر اساس آخرين اعلام ستاد مبارزه با مواد مخدر، يك ميليون و 200 هزار نفر در ايران معتاد دائمي هستند و حدود 800 هزار نفر نيز به صورت تفنني مواد مخدر مصرف ميكنند كه البته با توجه به اينكه در همه جاي دنيا تعداد افرادي كه به صورت تفريحي و تفنني مواد مخدر مصرف ميكنند بيش از معتادان دائمي است، اكثر كارشناسان به اين آمار به ديده ترديد نگاه ميكنند(خبرگزاری فارس، 2:1385)." اگر توجه بکنیم هیچ امار دقیقی از مصرف الکل (به عنوان عامل اعتیاد) در دسترس نیست که این اعداد را نجومی به طرف بالا خواهد برد. و این اعداد فقط بروی کاغذ نیستند بلکه عواقب اقتصادی انها برای یک کشور میتواند سونامی رکود اقتصادی به همراه داشته باشد.
"برآوردهای صورت گرفته نشان میدهد که میزان خسارتهای اقتصادی – اجتماعی مستقیم و غیر مستقیم مواد مخدر و قاچاق آن در کشور سالیانه 700 میلیارد تومان است(صادقی ، 155:1382) و به طور متوسط بر اساس آمار سالیانه حدود 200 نفر از اعضای نیروی انتظامی کشور را در جریان مبارزات از دست میدهیم(رئیس دانا، 105:1381). اینها اعداد و ارقامی هستند که در کتابها و مقاله ها به چاپ میرسند و اما انسانها و خانواده ها و کودکانی که در این میان اسیبهای روحی و روانی میبینند بروی جداول امارگیری قابل درج نمیباشند. و این صدمات و اسیبها سالانه از یک سو روبه افزایش است و از سوی دیگر سن کودکان مصرف کننده کمتر و کمتر میگردد. " بنا به گزارشات در سال 1382، سن آغاز مصرف مواد مخدر در ایران به 14 تا 16 سال رسیده است(توسلی،9:1379) و سالانه 10٪ به تعداد معتادان افزوده میشود. رشد اعتیاد تزریقی 30٪ است و این میزان تقریباً 5 برابر جمعیت کشور است(عبدی،135:1382)".
با وجود افزایش چشمگیر اعتیاد در کشور ایران از دید اسیب شناسی وجود ارزشهای اجتماعی و نقش شبکه های اجتماعی و خانواده ها و سازمانها برای اموزش ارزشها بسیار ارزشمند است. خانواده به عنوان یک عامل موثر در اموزش و پرورش کودکان در کنار مدرسه و سیستم تحصیلی میتواند نقش بسزایی بازی کند. این امر فقط یک بینش منطقه ای نیست بلکه یک پدیده جهانی میباشد که در تحقیقات به خوبی این ارزشها نشان داده شده اند. خانواده و ارامش کودکان و همچنین نا ارامی در خانواده از دید فارو و دیگران از عوامل افزایش دهنده سوق به اعتیاد در جوانان میباشد.
"در زمينه «ارتباط آشفتگي خانواده و مصرف مواد مخدر» نيز فارو و برسينگ (1990) بر روي 343 نوجوان دست به انجام يك تحقيق زدند. در نتيجه اين پژوهش مشخص شد كه کسانی که به مصرف زياد الكل و مواد مخدر ميپرداختند، اغلب داراي خانوادههايي با زمينه آشفته بودند.
سيمونز و رابرتسون (1989) در يك آزمون با نمونه آماری 343 نفر پسر كه شامل افراد معتاد و غیر معتاد ميشد به يك رابطه دو جانبه مشخص ميان برخي شاخصهاي رفتاري والدين و وارد شدن فرزندان به گروههاي منحرف هم سن و سال و نهايتاً مصرف مواد مخدر پيبردند. بر اساس یافته های این پژوهش طرد فرزندان توسط والدين از اهميت ويژه اي در گرايش فرزندان نسبت به گروه هاي منحرف هم سن برخوردار است. اين محققان همچنين باور داشتند كه طرد فرزندان توسط وال
دين، قابليت اتكاء و اعتماد به نفس آنان را خدشه دار مينمايد." همانطور که در بالا ذکر کردیم طرد کودکان به معنی سلب متعلق بودن به گروه (خانواده) میباشد که چاله های احساسی به جای میگزارد که کودکان مجبور به پر کردن چاله ها با افراد هم سو میگردند که در بسیاری از موارد دال بر پناه بر اعتیاد است که با الکل و سیگار معمولا اغاز میگردد. بروک و نومرا
و کوهن در زمینه الکل که قبلا نام بردم، تحقیقاتی انجام داده اند. بر اساس نتایج مطالعات بروك، نومرا و كوهن (1989) الكليهاي دائم الخمر (نوشندگاني كه مصرف آنها بالاتر از حد طبيعي است) و مصرف كنندگان مواد مخدر اغلب بيان ميكنند كه داراي تجارب سخت ناسازگاري و تعارض بین والدين و فقدان انسجام خانوادگي ميباشند. همچنین تعارض كمتر در محیط خانواده و رابطه مناسب والد ـ فرزندی با مصرف كمتر مواد مخدر توسط نوجوانان مرتبط است." ارفورد از یک دیدگاه جدید یعنی دانشجویانی که دور از خانواده (کنترل) هستند روی به الکل و مواد میاورند. نتایج مطالعات ارفورد(1994) در خصوص «علل اعتیاد در میان دانشجویان در آمریکا» نشان میدهد که اکثر دانشجویانی که معتاد بودند دچار سرخوردگیهای ساختاری و محیطی بودند. عدم رسیدگی به خواسته های عاطفی آنان توسط اجتماع از علل گرایش آنان به اعتیاد است." برای بویل هم انسجام و ارزشها در خانواده حایز اهمیت است. "بویل (2000) نیز در مطالعهای به «بررسی وجود اعتیاد در خانواده و تأثیر آن بر روی آوردن افراد به اعتیاد» می پردازد. او اعتقاد دارد که برادر بزرگتر معتاد اثر بیشتری در سوق دادن نوجوانان و جوانان به اعتیاد دارد."
وجود والدین معتاد حتی به سیگار میتواند گرایش کودکان را اضافه کند و تحقیقات هافمن و سربون(2002) نیز در مطالعاتش به «تأثیر اعتیاد والدین در گرایش افراد به اعتیاد» پرداختند. بر اساس یافته های پژوهش آنان "زمانی که والدین مواد مخدر مصرف میکنند احتمال بیشتری وجود دارد که فرزندانشان نیز معتاد گردند". اعتیاد والدین میتواند در برقراری رابطه عاطفی با کودکان دچار اختلال های متفاوت گردد که طبق یافته های پژوهشی پيکو(2000)، "خلأ عاطفی در روابط فرزندان با والدین به خصوص پدر از عوامل گرایش آنان به اعتیاد است."
نازرول اسلام (2000) در پژوهشی با عنوان «سبکهای جنسی زندگی و پایگاه اجتماعی معتادان در بنگلادش» به این نتیجه میرسد که معتادان جوان با تحصیلات متوسطه، درآمدهای پایین و متوسطی داشته و همچنین شدت اعتیاد مردان متأهل بیشتر از مردان مجرد است. او در ادامه بر تأثیر معاشرت با دوستان معتاد در گرایش افراد به مواد مخدر می پردازد." و این گفته رجوع جوانان به گروههای همسو peers group در گفته بالا از نازرول در بنگلادش تایید میشود. در بسیاری از جوامع که زنان در محافل عمومی کمتر حضور دارند درصد اعتیاد بسیار کمتر است ولی این دلیلی بر بهتر بودن سیستم جامعه نخواهد بود.
در مقالات علمی و کتاب ها علل اعتیاد متفاوت ذکر شده است. از دید روانشناختی برای توضیح کجروی ها و انحرافات شخصیتی انها را به سه دسته تقسیم میکنند و توضیح میدهند.
- نقص فکری و عقب ماندگی ذهنی
-روانپریشی
-اختلالات نژندی یا رواننژندی که انها را پایه اعتیاد میدانند. گرچه فروید و هورنای در اینجا نظریه های دیگری را ارایه میدهند.
از دید جامعه شناسی اقتدار سنتی و جمع گرایی و تغییر ان به فردگرایی و تبدیل ارزشها به نوگرایی و مصرف گرایی و نقش الگوها و رسانه ها را یکی از عوامل رویکرد اعتیاد میدانند.
از دید جرم شناسی "محرومیت نسبی" نابرابری در جامعه میتواند علل اعتیاد باشد. جودیس بلاو پیتر بلاو ۱۹۸۲ این اصطلاح را برای توجیح اعتیاد بکار بردند. که میگویند در یک جامعه افراد طبقات پایین در مقایسه خود با طبقلت مرفه دچار کمپلکس و کمبود میگردند و احساس محرومیت میکنند که عدم اعتماد را در انها پرورش میدهد و احساس ناتوانی در انها بوجود میاورد که سرانجام منجر به خشونت و پرخاشگری و یا انزوا و اعتیاد میگردد.
نظریه خرده فرهنگ که زندگی مردم را در مناطق دورافتاده بررسی میکند به این معتقد است که افراد محروم پتانسیل بیشتری برای اعتیاد میدارند. "این نظریه بر بزهکاری جوانان متمرکز شده و در یک تحلیل جامعه شناختی، بزهکاری جوانان را برحسب ویژگیهای خرده فرهنگی آنها مانند ارزشها، باورها، عادات و شیوههای زندگی مورد بررسی قرار میدهد. از جمله کوهن(1955)، کلووارد و اوهلین (1960)ماتزا(1964) و میلر(1975) معتقدند که توجه به خرده فرهنگها در تبیین بزهکاری جوانان از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا جوامع مدرن با خرده فرهنگهای متفاوت ساخته شدهاند و رفتاری که در یک جایگاه خرده فرهنگی خاص به عنوان رفتار به هنجار شناخته شده است، ممکن است در جایگاه خرده فرهنگی دیگر به عنوان رفتار انحرافی باشد."
یکی از غنی ترین نظریه ها در این زمینه پیوند افتراقی از ساترلند میباشد.
و کوهن در زمینه الکل که قبلا نام بردم، تحقیقاتی انجام داده اند. بر اساس نتایج مطالعات بروك، نومرا و كوهن (1989) الكليهاي دائم الخمر (نوشندگاني كه مصرف آنها بالاتر از حد طبيعي است) و مصرف كنندگان مواد مخدر اغلب بيان ميكنند كه داراي تجارب سخت ناسازگاري و تعارض بین والدين و فقدان انسجام خانوادگي ميباشند. همچنین تعارض كمتر در محیط خانواده و رابطه مناسب والد ـ فرزندی با مصرف كمتر مواد مخدر توسط نوجوانان مرتبط است." ارفورد از یک دیدگاه جدید یعنی دانشجویانی که دور از خانواده (کنترل) هستند روی به الکل و مواد میاورند. نتایج مطالعات ارفورد(1994) در خصوص «علل اعتیاد در میان دانشجویان در آمریکا» نشان میدهد که اکثر دانشجویانی که معتاد بودند دچار سرخوردگیهای ساختاری و محیطی بودند. عدم رسیدگی به خواسته های عاطفی آنان توسط اجتماع از علل گرایش آنان به اعتیاد است." برای بویل هم انسجام و ارزشها در خانواده حایز اهمیت است. "بویل (2000) نیز در مطالعهای به «بررسی وجود اعتیاد در خانواده و تأثیر آن بر روی آوردن افراد به اعتیاد» می پردازد. او اعتقاد دارد که برادر بزرگتر معتاد اثر بیشتری در سوق دادن نوجوانان و جوانان به اعتیاد دارد."
وجود والدین معتاد حتی به سیگار میتواند گرایش کودکان را اضافه کند و تحقیقات هافمن و سربون(2002) نیز در مطالعاتش به «تأثیر اعتیاد والدین در گرایش افراد به اعتیاد» پرداختند. بر اساس یافته های پژوهش آنان "زمانی که والدین مواد مخدر مصرف میکنند احتمال بیشتری وجود دارد که فرزندانشان نیز معتاد گردند". اعتیاد والدین میتواند در برقراری رابطه عاطفی با کودکان دچار اختلال های متفاوت گردد که طبق یافته های پژوهشی پيکو(2000)، "خلأ عاطفی در روابط فرزندان با والدین به خصوص پدر از عوامل گرایش آنان به اعتیاد است."
نازرول اسلام (2000) در پژوهشی با عنوان «سبکهای جنسی زندگی و پایگاه اجتماعی معتادان در بنگلادش» به این نتیجه میرسد که معتادان جوان با تحصیلات متوسطه، درآمدهای پایین و متوسطی داشته و همچنین شدت اعتیاد مردان متأهل بیشتر از مردان مجرد است. او در ادامه بر تأثیر معاشرت با دوستان معتاد در گرایش افراد به مواد مخدر می پردازد." و این گفته رجوع جوانان به گروههای همسو peers group در گفته بالا از نازرول در بنگلادش تایید میشود. در بسیاری از جوامع که زنان در محافل عمومی کمتر حضور دارند درصد اعتیاد بسیار کمتر است ولی این دلیلی بر بهتر بودن سیستم جامعه نخواهد بود.
در مقالات علمی و کتاب ها علل اعتیاد متفاوت ذکر شده است. از دید روانشناختی برای توضیح کجروی ها و انحرافات شخصیتی انها را به سه دسته تقسیم میکنند و توضیح میدهند.
- نقص فکری و عقب ماندگی ذهنی
-روانپریشی
-اختلالات نژندی یا رواننژندی که انها را پایه اعتیاد میدانند. گرچه فروید و هورنای در اینجا نظریه های دیگری را ارایه میدهند.
از دید جامعه شناسی اقتدار سنتی و جمع گرایی و تغییر ان به فردگرایی و تبدیل ارزشها به نوگرایی و مصرف گرایی و نقش الگوها و رسانه ها را یکی از عوامل رویکرد اعتیاد میدانند.
از دید جرم شناسی "محرومیت نسبی" نابرابری در جامعه میتواند علل اعتیاد باشد. جودیس بلاو پیتر بلاو ۱۹۸۲ این اصطلاح را برای توجیح اعتیاد بکار بردند. که میگویند در یک جامعه افراد طبقات پایین در مقایسه خود با طبقلت مرفه دچار کمپلکس و کمبود میگردند و احساس محرومیت میکنند که عدم اعتماد را در انها پرورش میدهد و احساس ناتوانی در انها بوجود میاورد که سرانجام منجر به خشونت و پرخاشگری و یا انزوا و اعتیاد میگردد.
نظریه خرده فرهنگ که زندگی مردم را در مناطق دورافتاده بررسی میکند به این معتقد است که افراد محروم پتانسیل بیشتری برای اعتیاد میدارند. "این نظریه بر بزهکاری جوانان متمرکز شده و در یک تحلیل جامعه شناختی، بزهکاری جوانان را برحسب ویژگیهای خرده فرهنگی آنها مانند ارزشها، باورها، عادات و شیوههای زندگی مورد بررسی قرار میدهد. از جمله کوهن(1955)، کلووارد و اوهلین (1960)ماتزا(1964) و میلر(1975) معتقدند که توجه به خرده فرهنگها در تبیین بزهکاری جوانان از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا جوامع مدرن با خرده فرهنگهای متفاوت ساخته شدهاند و رفتاری که در یک جایگاه خرده فرهنگی خاص به عنوان رفتار به هنجار شناخته شده است، ممکن است در جایگاه خرده فرهنگی دیگر به عنوان رفتار انحرافی باشد."
یکی از غنی ترین نظریه ها در این زمینه پیوند افتراقی از ساترلند میباشد.
نظریه پیوند افتراقی: این رویکرد توسط ادوین ساترلند برای نخستین بار در سال 1939 و در کتاب او به نام اصول جرم شناسی مطرح شد.
این نظریه بر این نکته تأکید دارد که نزدیکان و همآلانی که بزهکار باشند تأثیر زیادی بر تشکیل و تقویت نگرش بزهکاری میگذارند و فرد را به سوی بزهکاری سوق میدهند. نظریه پیوند افتراقی محتوای اجتماعی بزهکاری را در نظر دارد و فرد بزهکار را در جایگاه اجتماعی او از حیث رابطه اش با خانواده، محله، رفقا و مصاحبان در نظر میگیرد(مشکانی،1381:11 ).
ساترلند درباره چگونگی انتقال فرهنگی کجروی اظهار میدارد که کجروی از طریق یک گروه جریان ارتباطات اجتماعی حاصل میشود که در واقع اصطلاح «یار بد»را زنده میکند (عدل،321:1383).
نظریه ساترلند شامل 9 شاخص به قرار زیر است:
"1- عمل مجرمان آموختنی است، نه موروثی. یعنی تا فرد آن را نیاموزد به فکر انجام دادن آن نمیافتد.
2- آموزش از طریق ارتباط فرد با سایر افراد صورت میگیرد و عموماً به صورت شفاهی و به کمک کلمات است و فقط در برخی موارد ممکن است از طریق حرکات چهره و قیافه انجام گیرد.
3- بخش اعظم آموزش رفتار بزهکارانه در گروههای نزدیک که با فرد روابط صمیمانه دارند انجام میگیرد.
4- آموزش عمل مجرمان مراحل مختلفی دارد.
الف: فنون ارتکاب جرم که گاه پیچیده وگاه ساده است.
ب: جهت دادن به انگیزهها،گرایشها، کششهای درونی و توجیه عمل مجرمانه.
5- کسب انگیزهها و میل به ابراز کششهای درونی آموختنی است. همه مردم جامعه نظر مطلوب نسبت به رعایت هنجارهای حقوقی ندارند. در برخی موارد فرد با گروهی در ارتباط است که هنجارهای حقوقی برای اعضای آن مطلوب است و گاه فرد در محیطی زندگی میکند که افراد نزدیک به او مخالف اطاعت از آن قواعداند.
6- زمانی فرد به عمل بزهکارانه دست میزند که آمیزش او با کسانی که موافق شکستن قاعدهاند بیشتر از کسانی است که با شکستن قاعده مخالفاند. این بند در واقع اساس نظریه ساترلند است و به ارتباط فرد بزهکار و غیر بزهکاران اشاره میکند. به عبارت دیگر براساس این نظریه روابط فرد با دیگران هنگامی که به مساله جرم ارتباطی ندارد و تا زمانی که با کار جرم آمیز پیوستگی نکند، اثری در ایجاد رفتار مجرمانه ندارد(سخاوت ، 1385 :56-55 ).
7- فراوانی معاشرت از نظر دفعات وقوع، مدت، ارجحیت و شدت میتواند متفاوت باشد. یعنی میزان معاشرت فرد با افراد کجرفتار در مقابل افراد بههنجار مورد نظر است. فراوانی و مدت زمان معاشرت بسیار با اهمیتاند. ارجحیت با اهمیت است از این نظر که اگر رفتار موافق رعایت قانون در کودکی آموخته شود، فرد در وضعیتی متفاوت با کسی قرار دارد که از ابتدا به عدم رعایت قانون تشویق شده است. ارجحیت و شدت به منزلت معاشر، به اهمیت الگوی رفتار و میزان درگیری عاطفی فرد با آن مربوط میشود.
8- جریان یادگیری رفتارکجروانه از طریق معاشرت شامل تمام مکانیسمهای یادگیری میشود که برای هر رفتاردیگری ضروری است. منظور این است که یادگیری کجروی تنها شامل تقلید نمیشود و عمیقتر از آن است.
9- در حالی که کجرفتاری بیان نیازها و ارزشهای کلی است، نمیتواند از طریق همان نیازها وارزشها توجیه شود. زیرا رفتار بههنجار هم بیان نیازها و ارزشهاست. کوشش بعضی محققین برای تبیین کجرفتاری از طریق نیازها و ارزشها مانند اصل خوشحالی، به دنبال منزلت بودن، انگیزه پولی و یا تحت فشار قرار گرفتن نمیتواند کجرفتاری را تبیین کند. زیرا این انگیزهها و گرایش ها در رفتارهای بههنجار هم وجود دارد( ممتاز،1381 :82 ).
نظریه ساترلند یکی از قویترین نظریها در زمینه پیدایش انحرافات است که تا به امروز قدرت تبیین زیادی دارد. ساترلند در قالب نظریهاش معتقد بود که انحرافات عموماً در قالب گروههای نخستین نظیر گروه دوستان یا خانواده آموخته میشود. این گروهها بسیار متنفذتر از مأمورین و مسئولین رسمی مانند معلمان، کشیشان، افراد پلیس یا ابزارهای ارتباط جمعی نظیرفیلم و روزنامه میباشند. از نظر ساترلند فرآیند یادگیری رفتار بزهکارانه شامل تکنیکهای تبهکاری، انگیزهها،گرایشها و دلیل تراشیهای لازم برای آن میشود. بدین ترتیب یک جوان هم میآموزد که چگونه با موفقیت دزدی کند و هم چگونه استدلال بیاورد تا دزدی خود را توجیه کند و برای آن عذر بتراشد(رفیع پور،52:1378).
بر اساس این دیدگاه در ایران تحقیقات مختلفی انجام گرفته است و معاشرت با نزدیکان، همکاران و بهویژه دوستان معتاد و منحرف، تقلید از اطرافیان، معاشرت در محیطهای ناسالم و گوناگون از جمله مدرسه و محیطهای آموزشی نامطلوب از جمله عوامل اصلی اعتیاد به مواد مخدر ذکر شده است(کرم پور ، 1379 : 32- 34 )."
منابع لاتین
- Islam,SK. Nazrul and et al (2000).« sexual life style ,Drug habit and socio- demographic status of Drug Addict in Bangladesh». Public Health, vol.114 ,N.5
این نظریه بر این نکته تأکید دارد که نزدیکان و همآلانی که بزهکار باشند تأثیر زیادی بر تشکیل و تقویت نگرش بزهکاری میگذارند و فرد را به سوی بزهکاری سوق میدهند. نظریه پیوند افتراقی محتوای اجتماعی بزهکاری را در نظر دارد و فرد بزهکار را در جایگاه اجتماعی او از حیث رابطه اش با خانواده، محله، رفقا و مصاحبان در نظر میگیرد(مشکانی،1381:11 ).
ساترلند درباره چگونگی انتقال فرهنگی کجروی اظهار میدارد که کجروی از طریق یک گروه جریان ارتباطات اجتماعی حاصل میشود که در واقع اصطلاح «یار بد»را زنده میکند (عدل،321:1383).
نظریه ساترلند شامل 9 شاخص به قرار زیر است:
"1- عمل مجرمان آموختنی است، نه موروثی. یعنی تا فرد آن را نیاموزد به فکر انجام دادن آن نمیافتد.
2- آموزش از طریق ارتباط فرد با سایر افراد صورت میگیرد و عموماً به صورت شفاهی و به کمک کلمات است و فقط در برخی موارد ممکن است از طریق حرکات چهره و قیافه انجام گیرد.
3- بخش اعظم آموزش رفتار بزهکارانه در گروههای نزدیک که با فرد روابط صمیمانه دارند انجام میگیرد.
4- آموزش عمل مجرمان مراحل مختلفی دارد.
الف: فنون ارتکاب جرم که گاه پیچیده وگاه ساده است.
ب: جهت دادن به انگیزهها،گرایشها، کششهای درونی و توجیه عمل مجرمانه.
5- کسب انگیزهها و میل به ابراز کششهای درونی آموختنی است. همه مردم جامعه نظر مطلوب نسبت به رعایت هنجارهای حقوقی ندارند. در برخی موارد فرد با گروهی در ارتباط است که هنجارهای حقوقی برای اعضای آن مطلوب است و گاه فرد در محیطی زندگی میکند که افراد نزدیک به او مخالف اطاعت از آن قواعداند.
6- زمانی فرد به عمل بزهکارانه دست میزند که آمیزش او با کسانی که موافق شکستن قاعدهاند بیشتر از کسانی است که با شکستن قاعده مخالفاند. این بند در واقع اساس نظریه ساترلند است و به ارتباط فرد بزهکار و غیر بزهکاران اشاره میکند. به عبارت دیگر براساس این نظریه روابط فرد با دیگران هنگامی که به مساله جرم ارتباطی ندارد و تا زمانی که با کار جرم آمیز پیوستگی نکند، اثری در ایجاد رفتار مجرمانه ندارد(سخاوت ، 1385 :56-55 ).
7- فراوانی معاشرت از نظر دفعات وقوع، مدت، ارجحیت و شدت میتواند متفاوت باشد. یعنی میزان معاشرت فرد با افراد کجرفتار در مقابل افراد بههنجار مورد نظر است. فراوانی و مدت زمان معاشرت بسیار با اهمیتاند. ارجحیت با اهمیت است از این نظر که اگر رفتار موافق رعایت قانون در کودکی آموخته شود، فرد در وضعیتی متفاوت با کسی قرار دارد که از ابتدا به عدم رعایت قانون تشویق شده است. ارجحیت و شدت به منزلت معاشر، به اهمیت الگوی رفتار و میزان درگیری عاطفی فرد با آن مربوط میشود.
8- جریان یادگیری رفتارکجروانه از طریق معاشرت شامل تمام مکانیسمهای یادگیری میشود که برای هر رفتاردیگری ضروری است. منظور این است که یادگیری کجروی تنها شامل تقلید نمیشود و عمیقتر از آن است.
9- در حالی که کجرفتاری بیان نیازها و ارزشهای کلی است، نمیتواند از طریق همان نیازها وارزشها توجیه شود. زیرا رفتار بههنجار هم بیان نیازها و ارزشهاست. کوشش بعضی محققین برای تبیین کجرفتاری از طریق نیازها و ارزشها مانند اصل خوشحالی، به دنبال منزلت بودن، انگیزه پولی و یا تحت فشار قرار گرفتن نمیتواند کجرفتاری را تبیین کند. زیرا این انگیزهها و گرایش ها در رفتارهای بههنجار هم وجود دارد( ممتاز،1381 :82 ).
نظریه ساترلند یکی از قویترین نظریها در زمینه پیدایش انحرافات است که تا به امروز قدرت تبیین زیادی دارد. ساترلند در قالب نظریهاش معتقد بود که انحرافات عموماً در قالب گروههای نخستین نظیر گروه دوستان یا خانواده آموخته میشود. این گروهها بسیار متنفذتر از مأمورین و مسئولین رسمی مانند معلمان، کشیشان، افراد پلیس یا ابزارهای ارتباط جمعی نظیرفیلم و روزنامه میباشند. از نظر ساترلند فرآیند یادگیری رفتار بزهکارانه شامل تکنیکهای تبهکاری، انگیزهها،گرایشها و دلیل تراشیهای لازم برای آن میشود. بدین ترتیب یک جوان هم میآموزد که چگونه با موفقیت دزدی کند و هم چگونه استدلال بیاورد تا دزدی خود را توجیه کند و برای آن عذر بتراشد(رفیع پور،52:1378).
بر اساس این دیدگاه در ایران تحقیقات مختلفی انجام گرفته است و معاشرت با نزدیکان، همکاران و بهویژه دوستان معتاد و منحرف، تقلید از اطرافیان، معاشرت در محیطهای ناسالم و گوناگون از جمله مدرسه و محیطهای آموزشی نامطلوب از جمله عوامل اصلی اعتیاد به مواد مخدر ذکر شده است(کرم پور ، 1379 : 32- 34 )."
منابع لاتین
- Islam,SK. Nazrul and et al (2000).« sexual life style ,Drug habit and socio- demographic status of Drug Addict in Bangladesh». Public Health, vol.114 ,N.5
Brissing, Peter, Farrow. JA (1990) a new look at gender difference in drinking and driving in flunkies experiences and attitudes among new among new adolescent drivers. Health Education & Behavior, Vol. 17, No. 2 http:// www.elsevier .com
فهرست منابع فارسی
آقابخشی، حبیب(1379). «اثرات اعتیاد پدر بر کارکردهای خانواده»، فصلنامه علوم اجتماعی،شماره10.
بوالهری،جعفر(1382). « ارزیابی سؤ مصرف مواد مخدر در زندا های ایران »، فصلنامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال اول شماره 3 .
حاج حسینی، منصوره ؛ اخوان تفتی، مهناز (1382). «مقایسه سبک اسناد درجوانان معتاد و غیر معتاد شهر یزد»، فصلنامه اعتیاد پژوهی ، سال اول، شماره 3
شایسته، سیاوش(1375). مقایسه شخصیتی جوانان معتاد به مواد مخدر و جوانان عادی در گروه سنی 22-14 سال در استان اصفهان،پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس
شهیدی،محمد حسن(1375). مواد مخدر، امنیت اجتماعی و راه سوم ، تهران: انتشارات اطلاعات.
صادقی اهری، سعید(1379). «بررسی علل بازگشت مجدد به اعتیاد در بیماران مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد وابسته به بهزیستی»، فصل نامه اعتیاد پژوهی، سال اول ، شماره 2.
صالحی جونقانی،فرحناز(1379). بررسی تأثیر عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر اعتیاد؛مطالعه موردی: زندان شهر کرد ، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز.
عبدی،كافيه(1380). عوامل اعتياد در ميان حاشيه نشينها،پايان نامه كارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه تهران.
غلامی آبیز، محسن(1381). « بررسی علل اقتصادی – اجتماعی مؤثر بر اعتیاد؛ مطالعه موردی اردوگاه پیربنان شهر شیراز » ، فصلنامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال دوم ، شماره 5
قریشی نژاد، رقیه (1379). بررسی و مقایسه ویژگی های شخصیتی معتادان به مواد مخدر با افراد عادی در شهرستان قزوین،ژرفای تربیت،سال دوم،ش،17.
کرم پور، رزا(1379). ارزیابی تحقیقات انجام گرفته در خصوص اعتیاد و مصرف مواد مخدر در ستاد مبارزه با مواد مخدر، ژرفای تربیت،سال دوم ، شماره 10.5
کوئن، بروس(1373).مبانی جامعه شناسی، ترجمه غلام عباس توسلی و رضا فاضل: تهران انتشارات سمت .
کوثری، مسعود(1382). «آنومی اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر»، فصلنامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال دوم ، شماره 5..
گیدنز، آنتونی(1373). جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.
مبارکی، محمد(1383). بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و جرم، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی دانشگاه تهران.
محبوبی منش، حسین(1382). « اعتیاد مردان، تهدیدی علیه زن و خانواده »، فصلنامه شورای فرهنگی، اجتماعی زنان ، سال ششم، شماره 2.
ممتاز، فريده (1381). انحرافات اجتماعي، نظريه ها و ديدگاه ها، چاپ اول، تهران: شركت سهامي انتشار.
هاشمي، علي(1383﴾.نگاه نو، اقدام نو در مبارزه با مواد مخدر، رياست جمهوري ستاد مبارزه با مواد مخدر
mehdieliasiankalat.blogfa.com/post-106.aspx
فهرست منابع فارسی
آقابخشی، حبیب(1379). «اثرات اعتیاد پدر بر کارکردهای خانواده»، فصلنامه علوم اجتماعی،شماره10.
بوالهری،جعفر(1382). « ارزیابی سؤ مصرف مواد مخدر در زندا های ایران »، فصلنامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال اول شماره 3 .
حاج حسینی، منصوره ؛ اخوان تفتی، مهناز (1382). «مقایسه سبک اسناد درجوانان معتاد و غیر معتاد شهر یزد»، فصلنامه اعتیاد پژوهی ، سال اول، شماره 3
شایسته، سیاوش(1375). مقایسه شخصیتی جوانان معتاد به مواد مخدر و جوانان عادی در گروه سنی 22-14 سال در استان اصفهان،پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس
شهیدی،محمد حسن(1375). مواد مخدر، امنیت اجتماعی و راه سوم ، تهران: انتشارات اطلاعات.
صادقی اهری، سعید(1379). «بررسی علل بازگشت مجدد به اعتیاد در بیماران مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد وابسته به بهزیستی»، فصل نامه اعتیاد پژوهی، سال اول ، شماره 2.
صالحی جونقانی،فرحناز(1379). بررسی تأثیر عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر اعتیاد؛مطالعه موردی: زندان شهر کرد ، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز.
عبدی،كافيه(1380). عوامل اعتياد در ميان حاشيه نشينها،پايان نامه كارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه تهران.
غلامی آبیز، محسن(1381). « بررسی علل اقتصادی – اجتماعی مؤثر بر اعتیاد؛ مطالعه موردی اردوگاه پیربنان شهر شیراز » ، فصلنامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال دوم ، شماره 5
قریشی نژاد، رقیه (1379). بررسی و مقایسه ویژگی های شخصیتی معتادان به مواد مخدر با افراد عادی در شهرستان قزوین،ژرفای تربیت،سال دوم،ش،17.
کرم پور، رزا(1379). ارزیابی تحقیقات انجام گرفته در خصوص اعتیاد و مصرف مواد مخدر در ستاد مبارزه با مواد مخدر، ژرفای تربیت،سال دوم ، شماره 10.5
کوئن، بروس(1373).مبانی جامعه شناسی، ترجمه غلام عباس توسلی و رضا فاضل: تهران انتشارات سمت .
کوثری، مسعود(1382). «آنومی اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر»، فصلنامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال دوم ، شماره 5..
گیدنز، آنتونی(1373). جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.
مبارکی، محمد(1383). بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و جرم، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی دانشگاه تهران.
محبوبی منش، حسین(1382). « اعتیاد مردان، تهدیدی علیه زن و خانواده »، فصلنامه شورای فرهنگی، اجتماعی زنان ، سال ششم، شماره 2.
ممتاز، فريده (1381). انحرافات اجتماعي، نظريه ها و ديدگاه ها، چاپ اول، تهران: شركت سهامي انتشار.
هاشمي، علي(1383﴾.نگاه نو، اقدام نو در مبارزه با مواد مخدر، رياست جمهوري ستاد مبارزه با مواد مخدر
mehdieliasiankalat.blogfa.com/post-106.aspx
Forwarded from Deleted Account
اثرات_خلق_و_خو_بر_مشاوره_در_مددکاری.pdf
30.5 MB
Forwarded from Deleted Account
اثرات خلق و خو بر مشاوره 👆👆👆
گرد آوری شده از بحث دیشب دوشنبه 26 آوریل 2016
✅✅✅✅✅✅✅✅✅
گرد آوری شده از بحث دیشب دوشنبه 26 آوریل 2016
✅✅✅✅✅✅✅✅✅
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Rabeteh Movazi.pdf
795.8 KB
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
رابطه موازی گزارشی از تبادل افکار دوشنبه هفته گذشته 06.06.2016👆👆👆👆
با سپاس از زحمات خانم پری طراری
با سپاس از زحمات خانم پری طراری
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
مدگرایی و خشم ارایش.pdf
692.5 KB
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
مدگرایی از بحث دوشنبه گذشته 👆👆
Forwarded from Deleted Account
خودکشی Think+.pdf
397.3 KB
مبحث خودکشی از گروه +Think👆
موریس ستودگان
اریک فروم تعریف بسیار جالبی از عشق دارد.
او عشق را ترکیبی از چهار عنصر می داند:
1. توجه
2. مسئولیت
3. احترام
4. معرفت
او می گوید هر جوشش علاقه و کشش و محبتی به طرف مقابل به معنای عشق ورزیدن نیست. بلکه این احساسات، بیشتر مواقع ناشی از تنهایی و کمبود برآورده شدن تمایلات جسمي است که منجر به ایجاد چنین کششی خواهند شد.
اما عاشقی از نگاه فروم ابتدا به معنای توجه به فرد مقابل است. این که به او بیشتر از دیگرانی در کنار ما هستند توجه کنیم. و البته در کنار آن، شامل احترام گذاشتن به فرد مورد توجه است.
ریشه لاتین احترام، از دیدن گرفته شده و در واقع احترام به این معناست که معشوق را همان طور که هست ببینیم و بپذیریم.
خواسته های او و تمایلاتش را در نظر بگیریم و سعی نکنیم او را به دلخواه خود محدود و منزوی کنیم و... .
و اما مسئولیت به این معناست که در برابر او احساس مسولیت کرده و کاری نکنیم که او و آینده او را به خطر بیندازیم.
همچنین، در جهت مثبت کارهایی را انجام دهیم که منجر به شکل گیری بهترین آینده برای او شود.
منبع: کتاب "انسان برای خویشتن"
اریک فروم تعریف بسیار جالبی از عشق دارد.
او عشق را ترکیبی از چهار عنصر می داند:
1. توجه
2. مسئولیت
3. احترام
4. معرفت
او می گوید هر جوشش علاقه و کشش و محبتی به طرف مقابل به معنای عشق ورزیدن نیست. بلکه این احساسات، بیشتر مواقع ناشی از تنهایی و کمبود برآورده شدن تمایلات جسمي است که منجر به ایجاد چنین کششی خواهند شد.
اما عاشقی از نگاه فروم ابتدا به معنای توجه به فرد مقابل است. این که به او بیشتر از دیگرانی در کنار ما هستند توجه کنیم. و البته در کنار آن، شامل احترام گذاشتن به فرد مورد توجه است.
ریشه لاتین احترام، از دیدن گرفته شده و در واقع احترام به این معناست که معشوق را همان طور که هست ببینیم و بپذیریم.
خواسته های او و تمایلاتش را در نظر بگیریم و سعی نکنیم او را به دلخواه خود محدود و منزوی کنیم و... .
و اما مسئولیت به این معناست که در برابر او احساس مسولیت کرده و کاری نکنیم که او و آینده او را به خطر بیندازیم.
همچنین، در جهت مثبت کارهایی را انجام دهیم که منجر به شکل گیری بهترین آینده برای او شود.
منبع: کتاب "انسان برای خویشتن"
🔴 تعریف سیستم ABCD البرت الیس
الیس یک سیستم یادگیری یا سیستم حافظه "ABCDE" برای آموزش مبانی رفتار-احساس-درمانی بر اساس رفتار عاطفی واحساسی بکار گرفت که شامل پنج عنصر اصلی میباشد:
A = activating event رویداد فعال
B = belief system سیستم اعتقاد
C = consequence of A&B پیامدهای عاطفی A و B
D = disputing irrotional thoughts and beliefs
اختلاف نظرها و عقاید غیر منطقی
E = effects of change
اثرات شناختی و احساسی باورهای تجدید نظر شده
🔶 A
رویداد فعال است. رویدادی که باعث استرس یا نگرانی می شود. ممکن است یک بحران در یک رابطه شخصی، یک سخنرانی، کمبود اعتماد به نفس مزمن، نارضایتی شغلی، و یا مشکلات جنسی ... هر چیزی که شخص را به دیدن مشاور مجبور می کند. مانند راجرز، الیس هم مایل بود که هر مشکلی را حل کند.
🔷 عناصر الگوی منفرد ABCDE چیست؟
🔶 B
نشان دهنده "سیستم باوری شخص" است. از بخش شناختی فرد در واکنش به وقایع میباشد. الیس متوجه شد که مردم اغلب اعتقادات متناقض دارند که منفی هستند و تفکر مثبت را کاهش می دهند. به عنوان مثال، یک مرد که همسرش او را ترک می کند ممکن است نظر بدهد: "این پایان جهان برای من است؛ من هرگز کسی را پیدا نخواهم کرد که به اندازه او برای من مهم باشد". الیس این باور را به طور مستقیم به چالش می کشد. "آیا واقعا پایان جهان است؟ آیا منظور شما از پایان جهان مردن شما فرداست، اگر او شما را ترک کند؟ آیا شما همه زنان در جهان را امتحان ، بنابراین شما می دانید که شما نمی توانید هیچ یک از آنها را دوست داشته باشید؟ "
🔶C
نشان دهنده پیامدهای باورهای غلط است. افکار غیر منطقی عواقب بدی را ایجاد می کند. آنها می توانند پیشبینی های خود را تحقق بخشند . به عنوان مثال، اگر شما انتظار داشته باشید احساسی عصبی و ضعیف داشته باشید، خود را تنظیم می کنید تا احساس عصبی پیدا کنید واحساس بدی داشته باشید - خودتلقینی. بعضی از مردم دوباره و دوباره افکار منفی را تکرار می کنند. این تفکر تکراری نشخوار فکری نامیده می شود و آن کمی شبیه خود تلقینی است. کسی که دائما فکر می کند، "این وحشتناک است!" (یا بعضی از ایده های غیر منطقی دیگر) ممکن است در حال بدی باقی بماند.زیرا خودشان را با افکار منفی تمرین میدهند. جایگزینی افکار و ترس های غیر منطقی با آرامش و ارزیابی معقول تر می تواند روحیه فرد را بهبود بخشد و منجر به رفتار انطباقی بیشتری شود که به طور منطقی به مسئله مشکوک خواهد شد.
🔷الیس به چه منظوری حاضر بود که به "درمان دردناک" بپردازد؟
🔶D
مخفف ابراز مخالفت با اعتقادات غیر منطقی. درمان الیس شامل چالش (ارزشها) اعتقادات نامعقول مشتری به طور مستقیم بود. رونوشت های جلسات REBT نشان می دهد که الیس در ابتدای مایل بود درمان ناراحت کننده باشد. او در حال گفت و گو، بد میگفت، قطع میکرد حرف مراجع را، فریاد میزد، و به هر حال به ابهامات مراجع گوشزد میکرد. با این حال، این لزوما بخشی از درمان REBT نیست. نکته مهم این است که تفکر منفی و غیر واقعی را با ارزیابی واقع گرایانه تر و انطباقی موقعیت های مشکل جایگزین کنید.
🔶E
اثرات تغییر تفسیر یک وضعیت است. اگر REBT موثر باشد، یک فرد علائم اضطراب یا ناراحتی را از دست می دهد و وضعیت جدید را می بیند (چیزی که بعضی از درمانگران بازسازی شناختی می گویند ). در حالت ایده آل، مراجع اقدام عملی برای حل مشکل را انجام می دهد و یا واکنش کمتر نسبت به مشکل نشان میدهد.
🔷REBT یک درمان معنایی است؟
الیس در بازبینی 1975 کتاب راهنمای کلاسیک خودبرای زندگی عادی با عنوان «راهنمای جدید برای زندگی عادی» اظهار داشت که REBT پس از آن
Rational Emotive Therapy/RET
نامیده می شد، که یک درمان معنایی بود . معناشناسی علم معانی کلمه است. RET متمرکز بر کلمات میباشد: سخنان آنها، معانی آنها و اثرات آنها بر احساسات و رفتار. جالب است، بر خلاف حیوانات، مردم به هم چیزهای عادی و دیوانه واری میگویند. اعتقادات، باورها، نگرش ها، عقاید و فلسفه های آنها عمدتا (هر چند به سختی شخصا) به صورت جملات باورشده و یا مونولوگی صحبت می کنند .
شاید به دلیل توجه به معانی شناختی، الیس تصمیم به تغییر نام درمان خود در دهه 1980 گرفت. او کلمه رفتار را به عنوان اضافه کرد. این امر منطقیست، زیرا گویش یک رفتار است و RET (در حال حاضر REBT) در اصلاح گفتار خود هدف است. همچنین یک درمان
شناختی است، زیرا هدف آن تغییر شیوه ای است که مردم در مورد جهان فکر می کنند. درمان های شبیه به الیس در حال حاضر به عنوان شناخت رفتار درمانی شناخته می شود . یک مثال برجسته درمان ارون بک برای افسردگیست که خود را از ابتدا یک درمان رفتاری شناختی می دانست، اما رونویسی از یکی از جلسات بک ممکن است به راحتی با رونویسی یک متخصص REBT اشتباه گرفته شود. تا اندازه مشابه بودند.
الیس یک سیستم یادگیری یا سیستم حافظه "ABCDE" برای آموزش مبانی رفتار-احساس-درمانی بر اساس رفتار عاطفی واحساسی بکار گرفت که شامل پنج عنصر اصلی میباشد:
A = activating event رویداد فعال
B = belief system سیستم اعتقاد
C = consequence of A&B پیامدهای عاطفی A و B
D = disputing irrotional thoughts and beliefs
اختلاف نظرها و عقاید غیر منطقی
E = effects of change
اثرات شناختی و احساسی باورهای تجدید نظر شده
🔶 A
رویداد فعال است. رویدادی که باعث استرس یا نگرانی می شود. ممکن است یک بحران در یک رابطه شخصی، یک سخنرانی، کمبود اعتماد به نفس مزمن، نارضایتی شغلی، و یا مشکلات جنسی ... هر چیزی که شخص را به دیدن مشاور مجبور می کند. مانند راجرز، الیس هم مایل بود که هر مشکلی را حل کند.
🔷 عناصر الگوی منفرد ABCDE چیست؟
🔶 B
نشان دهنده "سیستم باوری شخص" است. از بخش شناختی فرد در واکنش به وقایع میباشد. الیس متوجه شد که مردم اغلب اعتقادات متناقض دارند که منفی هستند و تفکر مثبت را کاهش می دهند. به عنوان مثال، یک مرد که همسرش او را ترک می کند ممکن است نظر بدهد: "این پایان جهان برای من است؛ من هرگز کسی را پیدا نخواهم کرد که به اندازه او برای من مهم باشد". الیس این باور را به طور مستقیم به چالش می کشد. "آیا واقعا پایان جهان است؟ آیا منظور شما از پایان جهان مردن شما فرداست، اگر او شما را ترک کند؟ آیا شما همه زنان در جهان را امتحان ، بنابراین شما می دانید که شما نمی توانید هیچ یک از آنها را دوست داشته باشید؟ "
🔶C
نشان دهنده پیامدهای باورهای غلط است. افکار غیر منطقی عواقب بدی را ایجاد می کند. آنها می توانند پیشبینی های خود را تحقق بخشند . به عنوان مثال، اگر شما انتظار داشته باشید احساسی عصبی و ضعیف داشته باشید، خود را تنظیم می کنید تا احساس عصبی پیدا کنید واحساس بدی داشته باشید - خودتلقینی. بعضی از مردم دوباره و دوباره افکار منفی را تکرار می کنند. این تفکر تکراری نشخوار فکری نامیده می شود و آن کمی شبیه خود تلقینی است. کسی که دائما فکر می کند، "این وحشتناک است!" (یا بعضی از ایده های غیر منطقی دیگر) ممکن است در حال بدی باقی بماند.زیرا خودشان را با افکار منفی تمرین میدهند. جایگزینی افکار و ترس های غیر منطقی با آرامش و ارزیابی معقول تر می تواند روحیه فرد را بهبود بخشد و منجر به رفتار انطباقی بیشتری شود که به طور منطقی به مسئله مشکوک خواهد شد.
🔷الیس به چه منظوری حاضر بود که به "درمان دردناک" بپردازد؟
🔶D
مخفف ابراز مخالفت با اعتقادات غیر منطقی. درمان الیس شامل چالش (ارزشها) اعتقادات نامعقول مشتری به طور مستقیم بود. رونوشت های جلسات REBT نشان می دهد که الیس در ابتدای مایل بود درمان ناراحت کننده باشد. او در حال گفت و گو، بد میگفت، قطع میکرد حرف مراجع را، فریاد میزد، و به هر حال به ابهامات مراجع گوشزد میکرد. با این حال، این لزوما بخشی از درمان REBT نیست. نکته مهم این است که تفکر منفی و غیر واقعی را با ارزیابی واقع گرایانه تر و انطباقی موقعیت های مشکل جایگزین کنید.
🔶E
اثرات تغییر تفسیر یک وضعیت است. اگر REBT موثر باشد، یک فرد علائم اضطراب یا ناراحتی را از دست می دهد و وضعیت جدید را می بیند (چیزی که بعضی از درمانگران بازسازی شناختی می گویند ). در حالت ایده آل، مراجع اقدام عملی برای حل مشکل را انجام می دهد و یا واکنش کمتر نسبت به مشکل نشان میدهد.
🔷REBT یک درمان معنایی است؟
الیس در بازبینی 1975 کتاب راهنمای کلاسیک خودبرای زندگی عادی با عنوان «راهنمای جدید برای زندگی عادی» اظهار داشت که REBT پس از آن
Rational Emotive Therapy/RET
نامیده می شد، که یک درمان معنایی بود . معناشناسی علم معانی کلمه است. RET متمرکز بر کلمات میباشد: سخنان آنها، معانی آنها و اثرات آنها بر احساسات و رفتار. جالب است، بر خلاف حیوانات، مردم به هم چیزهای عادی و دیوانه واری میگویند. اعتقادات، باورها، نگرش ها، عقاید و فلسفه های آنها عمدتا (هر چند به سختی شخصا) به صورت جملات باورشده و یا مونولوگی صحبت می کنند .
شاید به دلیل توجه به معانی شناختی، الیس تصمیم به تغییر نام درمان خود در دهه 1980 گرفت. او کلمه رفتار را به عنوان اضافه کرد. این امر منطقیست، زیرا گویش یک رفتار است و RET (در حال حاضر REBT) در اصلاح گفتار خود هدف است. همچنین یک درمان
شناختی است، زیرا هدف آن تغییر شیوه ای است که مردم در مورد جهان فکر می کنند. درمان های شبیه به الیس در حال حاضر به عنوان شناخت رفتار درمانی شناخته می شود . یک مثال برجسته درمان ارون بک برای افسردگیست که خود را از ابتدا یک درمان رفتاری شناختی می دانست، اما رونویسی از یکی از جلسات بک ممکن است به راحتی با رونویسی یک متخصص REBT اشتباه گرفته شود. تا اندازه مشابه بودند.
REBT
بر اساس بینش و شناخت است که اعتقادات و باورهای بیان شده از طریق خود صحبت می تواند منطقی یا غیر منطقی باشد. یک باور منطقی ان است که می تواند به عنوان واقع گرایی از ان دفاع شود، که منعکس کننده حوادث واقعی در دنیای واقعی است.
عقایدی نامعقول است که معمولا دقیق نیستند، اگر به معنای واقعی کلمه دقت شود. این واقعا راهی برای ابراز احساسات است، نه راهی برای نشان دادن واقعی جهان. وقتی فردی می گوید "اگر فردا این سخنرانی را بکنم، می میرم،" این فرد واقعا اعتقاد ندارد که زندگی او فردا پایان می یابد. بیان چنین چیزی فقط می گوید: "من می ترسم یا ترس از اشتباه دارم."
ایده های منطقی چگونه از ایده های غیر منطقی متمایز می شوند؟
🔷REBT
قصد دارد خود را با اظهارات واقع گرایانه و انطباقی خود جایگزین تعارضات بیهوده کند. اظهاراتی مانند "من میترسم که خرابکاری کنم" می تواند به واسطه درمانگر به عنوان درست بیان شود و با یک بیانیه ای مانند "اما سخنرانیم را انجام خواهم داد و احتمالا خول خواهد شد" که منجر به ارزیابی بهتر وضعیت و احتمالا پاسخ انطباق پذیرتر است.
ترجمه دکتر موریس ستودگان دسامبر ۲۰۱۷
بر اساس بینش و شناخت است که اعتقادات و باورهای بیان شده از طریق خود صحبت می تواند منطقی یا غیر منطقی باشد. یک باور منطقی ان است که می تواند به عنوان واقع گرایی از ان دفاع شود، که منعکس کننده حوادث واقعی در دنیای واقعی است.
عقایدی نامعقول است که معمولا دقیق نیستند، اگر به معنای واقعی کلمه دقت شود. این واقعا راهی برای ابراز احساسات است، نه راهی برای نشان دادن واقعی جهان. وقتی فردی می گوید "اگر فردا این سخنرانی را بکنم، می میرم،" این فرد واقعا اعتقاد ندارد که زندگی او فردا پایان می یابد. بیان چنین چیزی فقط می گوید: "من می ترسم یا ترس از اشتباه دارم."
ایده های منطقی چگونه از ایده های غیر منطقی متمایز می شوند؟
🔷REBT
قصد دارد خود را با اظهارات واقع گرایانه و انطباقی خود جایگزین تعارضات بیهوده کند. اظهاراتی مانند "من میترسم که خرابکاری کنم" می تواند به واسطه درمانگر به عنوان درست بیان شود و با یک بیانیه ای مانند "اما سخنرانیم را انجام خواهم داد و احتمالا خول خواهد شد" که منجر به ارزیابی بهتر وضعیت و احتمالا پاسخ انطباق پذیرتر است.
ترجمه دکتر موریس ستودگان دسامبر ۲۰۱۷
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫از دکتر موریس ستودگان
📍 پشتیبانی در یک رابطه چقدر میتواند مفید یا مضر باشد؟ چقدر سالم و چقدر بیمارگونه است؟
👈اگر شریک زندگی ما سترس داشته باشند، ما سعی می کنیم از او به عنوان بهترین شکل حمایت کنیم. دانشمندان اکنون متوجه شده اند که این ممکن است واکنشی اشتباه باشد و شخص مقابل را بیشتر زیر سترس ببرد. چرا که او به عدم توانایی و مهارت حل مشکل خود فکر میکند که در سیکل سترس حمایت ما به او کمکی نخواهد کرد. و بلکه بیشتر احساس تحقیر در او شکل خواهد گرفت.
📍در واقع هدف از پشتیبانی و حمایت در یک رابطه چیست؟
👈حمایت در یک رابطه گاهی میتواند از روی ترحم و گاهی از روی خشم پنهان باشد. گاهی سالم و گاهی بیمارگونه باشد. در این نوشته سعی میشود که چندین عامل مهم نامبرده شود.
👈وقتی ما در یک رابطه از یک شخصی حمایت می کنیم و نقش نجات دهنده او را به عهده میگیریم باید به احساس درونی و راستین خود توجه کنیم و شاید یک بازتاب کوتاه با یک شخص حرفه ای در این زمینه کمک به ما و حتی نیاز برای بقا رابطه باشد. باید این پرسش را از خود کنیم آیا واقعا نسبت به او عشق و محبت میورزیم، او را وابسته میکنیم، یا خشم و نفرت در درونمان احساس میکنیم و یا کار ما از روی ترحم و دلسوزی میباشد و آن را احساس میکنیم و یا آنقدر روتین وار شده که دیگر احساس هم نمیکنیم که در این صورت زهر را قطره قطره مینوشیم.
👈این گونه حمایت در رابطه ها و در بسیاری از رابطه های "بیمار گونه"، می تواند یک نوع "مکانیسم مقابله ای" در برابر خشم و نفرت ما نسبت به طرف مقابل یا طرفی که ما را به یاد ان شخص (به ناخوداگاه) میاندازد، و گاهی با تجربه های گذشته ما از افرادی که رفتاری مشابه داشتند، باشد. این رفتار اغراقی ما انگونه تنظیم میشود تا ما و آن شخص گیرنده، این خشم و نفرت را درک و احساس نکنیم.
📍سر چشمه این خشم کجاست؟
👈سرچشمه و علت پدید امدن ان جایی نیست جز در درون ما و به لحاظ سرکوب کردن خشم های ما...
👈 بطور نااگاه پشت یکی از نقاب های ما که خودمان هم باورمان نمی شود و شاید گاهی نمیشناسیم، با خود به گفتگو میپردازیم:
📌 گاهی با خود میگوییم برای انکه به او ثابت کنم که من بهترم، از او بخاطر ضعف و بی مسوولیتی که مرا در واقع خشمگین میکند، حمایت می کنم و این در واقع سرکوب خشم ماست. این نقاب ما را در واقع فریب میدهد و نه دیگران را.
📌 دلیل دیگری که به ارضا ما میپردازد احساس حمایت و توجه افراطی در قالب نقش های ما از جمله حامی، ناجی، مراقب و منتقد و ... میباشند که در نوبه خود به گونه ای ارضا کننده هستند چرا که ارزشهای والا را در صدر عمل قرار میدهند. این می تواند بسیار لذت بخش و احساس خودبزرگ بینی و خود شیفتگی ما را ارضا کند. در واقع بزرگترین مکانیسم که در اینگونه رفتار ها میتواند دیده شود 《کنترل بر شخص دیگر》 است. اینگونه آنها را به خود وابسته میکنیم و در تمجید ها و تشکر ها ارضا میشویم به خیال آنکه باور دارند من سزاوار تحسین و تشکر هستم. در واقع اقتداری که از خودمان در کارها در قبال این افراد نشان می دهیم که در واقع سرکوبگری "منیت" اصلی ماست، چرا که در دراز مدت "من" و "اگو" ما بیمار شده و فقط ظرفی از عقده های پسمانده از رفتارمان خواهیم بود. در نهایت، درک بهتر این فرآیندها و بازتاب حرفه ای انها و تاثیر آن بر احساس ما ، به شناسایی اثرات مؤثر در رابطه ها کمک می کند. این می تواند کمکی به ما باشد که ارتباط بین حمایت اجتماعی و رابطه بین فردی را نشانگر باشد و بدین ترتیب تاثیر نامطلوب بر رابطه را کاهش دهد. »هلی فووکات، همچنین از دانشگاه بینگامتون در این زمینه تحقیقاتی بروی سلامتی فیزیکی افراد انجام داد.
قسمت اول
۱)
📍 پشتیبانی در یک رابطه چقدر میتواند مفید یا مضر باشد؟ چقدر سالم و چقدر بیمارگونه است؟
👈اگر شریک زندگی ما سترس داشته باشند، ما سعی می کنیم از او به عنوان بهترین شکل حمایت کنیم. دانشمندان اکنون متوجه شده اند که این ممکن است واکنشی اشتباه باشد و شخص مقابل را بیشتر زیر سترس ببرد. چرا که او به عدم توانایی و مهارت حل مشکل خود فکر میکند که در سیکل سترس حمایت ما به او کمکی نخواهد کرد. و بلکه بیشتر احساس تحقیر در او شکل خواهد گرفت.
📍در واقع هدف از پشتیبانی و حمایت در یک رابطه چیست؟
👈حمایت در یک رابطه گاهی میتواند از روی ترحم و گاهی از روی خشم پنهان باشد. گاهی سالم و گاهی بیمارگونه باشد. در این نوشته سعی میشود که چندین عامل مهم نامبرده شود.
👈وقتی ما در یک رابطه از یک شخصی حمایت می کنیم و نقش نجات دهنده او را به عهده میگیریم باید به احساس درونی و راستین خود توجه کنیم و شاید یک بازتاب کوتاه با یک شخص حرفه ای در این زمینه کمک به ما و حتی نیاز برای بقا رابطه باشد. باید این پرسش را از خود کنیم آیا واقعا نسبت به او عشق و محبت میورزیم، او را وابسته میکنیم، یا خشم و نفرت در درونمان احساس میکنیم و یا کار ما از روی ترحم و دلسوزی میباشد و آن را احساس میکنیم و یا آنقدر روتین وار شده که دیگر احساس هم نمیکنیم که در این صورت زهر را قطره قطره مینوشیم.
👈این گونه حمایت در رابطه ها و در بسیاری از رابطه های "بیمار گونه"، می تواند یک نوع "مکانیسم مقابله ای" در برابر خشم و نفرت ما نسبت به طرف مقابل یا طرفی که ما را به یاد ان شخص (به ناخوداگاه) میاندازد، و گاهی با تجربه های گذشته ما از افرادی که رفتاری مشابه داشتند، باشد. این رفتار اغراقی ما انگونه تنظیم میشود تا ما و آن شخص گیرنده، این خشم و نفرت را درک و احساس نکنیم.
📍سر چشمه این خشم کجاست؟
👈سرچشمه و علت پدید امدن ان جایی نیست جز در درون ما و به لحاظ سرکوب کردن خشم های ما...
👈 بطور نااگاه پشت یکی از نقاب های ما که خودمان هم باورمان نمی شود و شاید گاهی نمیشناسیم، با خود به گفتگو میپردازیم:
📌 گاهی با خود میگوییم برای انکه به او ثابت کنم که من بهترم، از او بخاطر ضعف و بی مسوولیتی که مرا در واقع خشمگین میکند، حمایت می کنم و این در واقع سرکوب خشم ماست. این نقاب ما را در واقع فریب میدهد و نه دیگران را.
📌 دلیل دیگری که به ارضا ما میپردازد احساس حمایت و توجه افراطی در قالب نقش های ما از جمله حامی، ناجی، مراقب و منتقد و ... میباشند که در نوبه خود به گونه ای ارضا کننده هستند چرا که ارزشهای والا را در صدر عمل قرار میدهند. این می تواند بسیار لذت بخش و احساس خودبزرگ بینی و خود شیفتگی ما را ارضا کند. در واقع بزرگترین مکانیسم که در اینگونه رفتار ها میتواند دیده شود 《کنترل بر شخص دیگر》 است. اینگونه آنها را به خود وابسته میکنیم و در تمجید ها و تشکر ها ارضا میشویم به خیال آنکه باور دارند من سزاوار تحسین و تشکر هستم. در واقع اقتداری که از خودمان در کارها در قبال این افراد نشان می دهیم که در واقع سرکوبگری "منیت" اصلی ماست، چرا که در دراز مدت "من" و "اگو" ما بیمار شده و فقط ظرفی از عقده های پسمانده از رفتارمان خواهیم بود. در نهایت، درک بهتر این فرآیندها و بازتاب حرفه ای انها و تاثیر آن بر احساس ما ، به شناسایی اثرات مؤثر در رابطه ها کمک می کند. این می تواند کمکی به ما باشد که ارتباط بین حمایت اجتماعی و رابطه بین فردی را نشانگر باشد و بدین ترتیب تاثیر نامطلوب بر رابطه را کاهش دهد. »هلی فووکات، همچنین از دانشگاه بینگامتون در این زمینه تحقیقاتی بروی سلامتی فیزیکی افراد انجام داد.
قسمت اول
۱)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
گاهی در زمان سترس پشتیبانی از شریک زندگی ما میتواند بیشتر برایش ایجاد سترس کند....