Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
611 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
❗️مکانیسم های دفاعی روان
Mental Defenses Mechanims

👈مکانیسم های دفاعی - استراتژی هایی هستند که برای محافظت از خود از تهدید خیالی استفاده می شوند. آنها تاکتیک های ناخودآگاه ایگو هستند که برای محافظت در برابر اضطراب و گناه از طریق محافظت از ظاهر امر یا ایگو میشوند.

Defense mechanisms are strategies that are used to protect the ego from an imaginary threat. They are unconscious tactics used by the ego to protect against anxiety and guilt by preventing material from surfacing.

این مکانیزم ها به چهار دسته عمده تقسیم میشوند:

🔶دفاع بالغ mature defenses که شامل شش مکانیزم میشود:

۱. نوع دوستی
👉altruism
۲. بیش بینی
👉 anticipstion
۳.ریاضت ورزی
👉asceticism
۴. طنز
👉humor
۵. بازداری
👉suppression
۶. والایش
👉sublimation


🔶دفاع روان نژندانه
👉neurosis defenses
که شامل هشت مکانیزم میشود:

۱. جابه جایی
👉 displacement
۲. سرکوبی
👉 repression
۳. مجزا سازی
👉Isolation
۴. تجزیه یا عدم حضور
👉 disdocistion
۵. واکنش وارونه
👉reaction formstion
۶. دلیل تراشی یا منطقی سازی
👉 rationalizstion
۷. عقلانی سازی
👉 intellectualization
۸. کمرنگ کردن, ناچیز جلوه دادن
👉 minimization

🔶دفاع نابالغ immature defenses
که شامل هشت مکانیزم میشود:

۱. برون ریزی
👉 acting out
۲. وقفه یا بلاک کردنه
👉 blocking
۳. خودبیمارانگاری
👉 hypochondriasis
۴. درون فکنی
👉 introjection
۵. پرخاشگری منفعلانه
👉 passive aggressive
۶. خیال‌بافی
👉 fantasy
۷. جسمانی سازی
👉 simatization
۸. واپس روی
👉 regression


🔶دفاع خودشیفته narcistic defences که شامل هفت مکانیزم میشود:

۱. دو نیم سازی
👉 spilitung
۲. فرافکنی
👉projection
۳. انکار
👉 denial
۴. تحریف
👉 distortion
۵. آرمان سازی بدوی
👉 primitive idealization
۶. همسان سازی فرافکنانه
👉 projective indication
۷. همه توانی
👉 omnipltence


دکتر موریس ستودگان

ادامه دارد
۱
دوازده مکانیزم دفاعی فروید
فروید مکانیزم‌های دفاعی را به این دوازده مکانیزم تقسیم کرد. 👆
💫💫💫

این مطرح نیست که ما باید یا میتوانیم. مهم این است که ما چه چیزی و آیا واقعا آنرا میخواهیم. هدف دروازه ورود به زندگیست.

دکتر موریس ستودگان
دکتر موریس ستودگان

تحلیلی بر طلاق از دید اسیب شناسی اجتماعی

وقتی حرف از طلاق میزنیم همیشه به عملی اجتماعی قبل از طلاق یعنی ازدواج باید فکر کرد. ازدواج همانند طلاق عوانل مختلفی دارد. همانطور که طلاق مسببهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و مذهبی دارد به همان مقدار میتواند مسببهای مشابه در طلاق نقش مهمی را بازی کنند.
ازدواج و طلاق از مهمترین پدیده های حیاتی انسان شمرده میشوند. در واقع نقش این دو واژه در تمام فرهنگها و جوامع از سویی پیوست دو سیستم و یا دو شخص را نشان میدهد و از طرفی دیگر جدایی همان دو سیستم و دو شخص و اینبار با قربانیان جدید با اتیکت های فرزندان طلاق، زن مطلقه یا مرد طلاق داده.
این پایاپایی در ازدواج نفش فراوانی به شکل گیری رابطه ها در سبستم ها و خانواده ها و در طلاق بر عکس به جدایی این المنت ها منجر میشود با یک ضلع جدید که اکثرا تنفر و خشونت به همراه خود دارد.
در این سبستمها تعادل روانی و اقتصادی و اجتماعی به طور کل یا قسمتی از ان مختل میگردد. جبران این اخلال گاهی ماهها و یا سالها به طول میانجامد.
همانطور که ازدواج در تکامل و رشد روان و روح تاثیر دارد به همان اندازه طلاق ضربه ای بر این تکامل و از دست دادن اعتماد بنفس و خودباوری میگردد.

طلاق در واقع فسخ قراردادییست بنام ازدواج که طرفین معامله در پیروی از بندهای این قرارداد بنا به فشارهای اقتصادی، عاطفی، اجتماعی قادر به رعایت و تعهد نیستند.
ازدواج و طلاق هر دو در جوامع مختلف در شکل گیری اجتماع و ساختن و یا نابودی واحدها و عنصر های اجتماعی نقش بسزایی دارند. در طلاق سیستم خانواده که از بنیادی ترین سیستم اجتماع میباشد از هم پاشیده شده و انسجام اجتماع را کمرنگ تر میکند.
از دید جامع شناسی با شکل گیری ازدواج افراد مختلف تعهد جدیدی را برای انجام وظایف خاصی مثل بنای خانواده و پرورش کودک رد بر عهده میگیرند. و با انجام طلاق این تعهد به شکل جدیدی با تعهدات جدیدی صورت میگیرد که بنیاد اصلی خانواده را بی معنی میسازد.
از دید روانشناسی اثرات، اضطراب و پرخاشگری و ناتوانی در تحملات سختیها، گاهی دوری کودک از مادر یا پدر، عواقب اقتصادی ان نقش بسزایی در زندگی بعد از طلاق ایجاد میکند. احساس گناه در کودکان طلاق، احساس دوست نداشته شدن و یا ترک شدن، احساس شکست والدین و احساس شرم در جامعه و تا خودکشی افراد و هزاران عواقب دیگر در گیر کودکان و خانواده میگردد.
قابل ذکر هست که عوامل فردی و شخصی و همچنین عوامل اجتماعی و اقتصادی و عوامد فرهنگی در طلاق نقش بسزایی دارند.

در مفهوم شناسی طلاق به معنی ازاد کردن و رها کردن است. یعنی گسستن پیوند که متجر به جدایی همیشگی میشود.
از نظر اسیب شناسی طلاق یک اسیب اجتماعی میباشد به این معنی که طلاق یک اسیب بر سیستم خانواده است. اسیب به مفهوم گذر از خط اعتدال میباشد. یعنی اسیب سبب ایجاد اختلال در یک سیستم میگردد و پدیده های غیر قابل پیشبینی به همراه خواهد داشت.
طلاق به عنوان یک اسیب اجتماعی از این دید میتواند پیامد الف) المنت های نام برده شده فردی اقتصادی و یا اجتماعی و فرهنگی باشد و ب) پیامدهای جدیدی و یا اسیبهای جدیدی مانند خشونت و فقر و یا غیره برای کودکان به همراه داشته باشد. از دید اسیب شناسی بعد از طلاق اکثرا کودکان وارد چرخه اسیب میگردند و پدیده های جدیدی رخ میدهد که پیش بینی انها با کل غیر ممکن است و مدیون رابطه افراد طلاق گرفته و مدیریت رابطه برای فرزندان طلاق میباشد.

در اینجا میتوانیم به جنبهه های مختلف اثر طلاق بر سیستم نگاهی داشته باشیم.

الف)عوارض اجتماعی طلاق بر زنان مطلقه را کوتاه نگاه کنیم.
مشکلات اقتصادی و ازدواج های کوتاه یا موقت از روی نیاز از یک سو و برخورد جامعه از دید فرهنگی در ایران با مسیله طلاق [گر چه بهبود بینش ها بوجود امده] قابل کتمان نیست.
عوارض این برخوردها گاهی افسردکی، سرخوردگی، عدم اعتماد بنفس، نارضایتی در زندگی و اثرات ان بر کودکان قابل ذکر است. در شهرستانها و مناطق کوچک بالاجبار این کنترل های اجتماعی بیشتر بوده و اسیب ان به خانواده بیشتر میباشد. از این رو بسیاری بعد از طلاق به شهرهای بزرگتر برای کار و فرار از اجتماع کوچک و فشار خانواده روی میاورند که هیچ شبکه اجتماعی در انجا نخواهند داشت. مسیله حضانت کودکان {گر چه در قانون رو به بهبودیست} اما متاسفانه هنوز در بسیاری از مناطق کوچک و اقلیت ها معضل بزرگی میباشد که اثر فراوان بر روحیه مادران خواهد داشت که این نقش اجتماعی تربیت از انان سلب میگردد.

ب) عوارض منفی طلاق بر مردان در جامعه ما قابل انکار نیست. فشارهای روحی و روانی و اقتصادی میتواند مردان را بسوی استفاده از الکل و یا مواد مخدر بخاطر مبارزه با سترس سوق بده. سترسهای روانی و حتی خودکشی میتواند از عوامل این معضل باشد. گاهی طلاق برای مردان (و زنان) به معنی طرد از خانواده میباشد. بدینگونه که بعد
از ازدواج مجدد همسر سابق از حق ملاقات کودکان امتناع میشود تا جایی که کودکان با یکی از والدین غریبه میشوند. و گاهی والدین با ازدواج ثانوی مهاجرت کرده و رابطه با کودکان کمتر و کمتر میگردد. و این از پیامدهای منفی طلاق است برای مردان(و زنان) میباشد.

پ) دسته سوم که از طلاق اخلال در زندگی روزمره انها و قطع دلبستگیها ایجاد میگردد کودکان طلاق هستند. قطع روابط یا اخلال در رابطه ها میتواند ضرر بزرگی بر روح و روان کودکان در حد اختلال بوجود اورد. افسردگی در دختران و عصیان و پرخاشگری در پسران و اضطراب جدایی از پدر و یا مادر و حتی به افت تحصیلی و یا ترک تحصیل میتواند ختم گردد.
نداشتن الگوهای مناسب خانواده سازی میتواند اثرات منفی روی این کودکان داشته باشد. عدم اعتماد بنفس و اعتیاد و بزه کاری میتواند پیامد درازمدت این پدیده معضل باشد. در جایی که کودکان تاب اوری میاموزند (بستر خانواده) اگر این مهم اموزش داده نشود معضلی برای تشکیل هویت تا حد سرخوردگی و درماندگی بوجود خواهد امد.
میبینیم که این پدیده چه از نظر اجتماعی و چه از نظر فرهنگی و غیره به شکل زنجیره ای به یکدیگر وابسته هستند و به تنهایی به سختی قابل بررسی میباشند.

ت) اثار طلاق بر اجتماع و زندگی اجتماعی میتواند بسیار مخرب باشد. ازدیاد طلاق و فروپاشی خانواده که گاهی اپیدمی میگردد میتواند تزلزل اجتماعی ایجاد کرده و باور نسل جوان به زندگی موفق و دایم را کاهش دهد. الگوهای اجتماعی برای زندگی بهینه کمتر خواهد شد و جامعه داربست های اولیه خود یعنی انجماد اجتماعی را از دست میدهد. ایجاد همبستگی در یک جامعه به عنصر های سالم مانند خانواده نیاز دارد.
با تزلزل این سیستم خانواده اسیبهای اجتماعی مانند، زنان بی سرپرست، سکس ورکر، کودکان خیابان، ناهنجاریهای جدید مانند اعتیاد افراد زیر سن، دوری از تحصیلات، فرار از منزل، تکدی، قاچاق، مشکلات معیشتی اقتصادی و غیره نابسامانی های شخصیتی اجتماعی و اخلاقی به همراه خواهند داشت. اینها همه نه به تنهایی پیامد طلاق در یک جامعه میباشد بلکه میتواند این معضل ها را شدیدتر کند. عوارض اجتماعی طلاق از مخربترین پایه های اجتماعی هستند که تمام اضلاع جامعه را در بر میگیرند چون از چهار عنصر مهم زن و مرد و کودک و خانواده تشکیل شده است.

ث) عوامل تسهیل کننده طلاق
میتوانند فردی، اجتماعی، پزشکی و روانشناختی، اقتصادی و یا فرهنگی مذهبی باشند.
در یک جامعه نیاز به برنامه ریزی رشد خانواده و پیشگیری از اسیب ها از سوی دولت میباشد. هر چقدر برنامه ریزی و مدیریت جامعه بهتر باشد، رشد سالم خانواده بهتر بوده و در نتیجه رشد سلامتی در جامعه افزایش پیدا کرده و معضلات کمتر میگردد.
با برنامه ریزی صحیح و کار افرینی درست از سوی دولت سترس و فشار بیکاری کمتر شده و مشکل فقر (به عنوان تسهیل کننده طلاق) کمتر میگردد.
ایجاد فضای ازاد برای ارضا نیازهای خانواده به تفریح سالم و اموزش جنسی سالم در مدارس باعث پیشگیری از سو استفاده جنسی (در قبل از ازدواج به عنوان معضل) و رشد سالم خانواده و جامعه میگردد.
در اوامر پزشکی و روانپزشکی میتوان با پیشرفت علم با تغذیه و اموزش صحیح از استفاده از مواد مخدر و الکل از کودکستانها کودکان را همراهی کرد تا از معضلات روانی پر خوری و کم خوری سترسی و یا عادت و اعتیاد پیشگیری کنیم. فرهنگسازی در تمام زمینه ها از سوی بهزیستی میبایست دراز مدت در گسترش نقش مهم خانواده سهیم گردد.

یکی از مهمترین عوامل پیشگیری از طلاق اموزش صحیح روابط و زناشویی قبل از ادواج است. نکته دیگر که قابل کتمان نیست ازدواجهای اجباری مردان و زنانی که میل به جنس مخالف نداشته ولی از سوی خانواده ها مجبور به ازدواج میگردند. اینگونه رابطه ها از ابتدا محکوم به اخلال و طلاق هستند.
اموزشهای خودمحوری از رسانه ها و خودخواهی و ترویج فرهنگ تکزیستی و میتواند در شکل گیری و تسهیل طلاق موثر باشد. و همچنین شکل گیری و عدم اگاهی از پدیده مردسالاری و فمینیست نگری میتواند به اختلافات دامن بزند تا زمانیکه اگاهی در مورد زندگی مزدوج کامل اموزش داده نشود.
تمام این نامبرده ها و صدها علل شخصی و شخصیتی دیگر میتوانند در شکل گیری و تسهیل طلاق در یک سوپر مارکت انتخاب همسر باشند.


چند راه پیشگیری از طلاق
در بالا ذکر شد که عوامل اقتصادی فرهنگی اجتماعی بسیار حایز اهمیت هستند. و اما:
- ازادی در انتخاب همسر و دوره های اشنایی قبل از ازدواج بسیار تاثیر گذار در کاهش طلاق میباشند.
- جلوگیری از ازدواج در سنین پایین
- جلوگیری از ازدواج با تفاوت سنی بیش از ده سال
- مشاوره قبل از ادواج
-رفع اختلافات با مشاورین از ابتدای اختلاف، مشاوره رایگان
- ممنوع کردن دخالت اطرافیان (اموزش زوجین)
- عدم فشار بر زوجین برای فرزند داری
- فرهنگ سازی در برخورد زن و شوهر و رفع مشکلات و فرهنگ جنسیت سازی و مردسالاری
- تغییرات در سیستم حقوقی کشور و
پشتیبانی از حقوق زنان و برابری حقوق در حضانت
-اموزش توانمندی و مقابله با سختیها در مدارس
- اموزش جنسی در مدارس
- تامین رفاه اجتماعی و تسهیل روش معیشت برای خانواده و توانمند سازی اقتصادی
- ایجاد مراکز تفریحی برای زوجین
- ساختن بستر سالم از سوی دولت برای رشد خانواده. برنامه ریزی صحیح و پشتیبانی از ارزش خانواده در کلان سیستم ها.

با احترام فراوان
ستودگان، سویس پاییز ۲۰۱۷
دکتر موریس ستودگان
پاییز ۲۰۱۷، سویس


تحلیلی بر اعتیاد از دیدگاه اسیب شناسی

ما میتوانیم اعتیاد را از دید اسیب شناسی اجتماعی و یا از دید اسیب شناسی اعتیاد بعد روانشناسی و یا از بعد جامعه شناسی انحرافات و قسمت اسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی اعتیاد و در نهایت اسیب شناسی خانوادگی اعتیاد و جرم شناختی اعتیاد در خانواده و جامعه و غیره بررسی کنیم.
چون در اینجا محدودیت علمی بنده و اضلاع غیر قابل بررسی در یک نوشتار وجود داره این تحلیل رو از بعد اسیب اجتماعی و طبعتا علل روانی ان کمی بررسی میکنم.
در پدیده اعتیاد رویکردهای شخصی و یا خانوادگی و اجتماعی وجود داره که توان افزایی متفاوت افراد یک جامعه برای مقابله با اعتیاد نیاز هست. نحوه اموزش کودکان از خردسالی و ترویج فرهنگ مصرف گرایی در دههای اخیر دامن به عادت و اعتیاد میزند.
در بسیاری از نوشته ها بیکاری جوانان را علت اعتیاد میدانند. میتواند تا جایی درست باشد. اما وقتی به امورش مهارت برخورد با سختیها در کودکی نگاه بکنیم، کودکانی در برخورد با موارد اعتیاد زا (مانند اینترنت و گیم های کامپیوتری) موفق تر هستند که مدیریت زمان و شناختن مرزها "گفتن نه به وسوسه ها من ان را مینامم" را بهتر میاموزند. این تکلیف مادران و پدران است که با عملکرد خود و پرورش کودک الگو سازی کرده و کودکان را شکل و فرم بخشند.
طبیعتا به عنوان مثال؛ مادری که ساعتها در کنار کودک با تبلت یا تلفن در دست مشغول است، تصویر سازی برای کودکی میکند که در حال پیداکردن هویت و الگو سازی میباشد و یا همانطور که پدری در مصرف سیگار و الکل جلوی کودکان مرزی ندارد، تصویری از مرد به جای میگذارد که کودک در کوله پشتی اموخته های خود ذخیره میکند.
سازمان بهداشت جهانی مسیله اعتیاد و شیوع و شکلهای جدید ان را از حاد ترین مسایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و اسیب ها در تمام دنیا اعلام کرد.
در واقع رابطه اعتیاد با ساختار اجتماعی و نقش خانواده در جامعه دو جانبه میباشد. هر چقدر ارزشهای فرهنگی یک سیستم خانواده متزلزل تر باشد به همان نسبت ابتلا و شیوع اعتیاد (به مواد مخدر و الکترونیکی) بالاتر خواهد بود. امروزه در کشورهای توسعه یافته اعتیاد به اینترنت و گیم و شبکه های اجتماعی به میاگین ۴۱% میرسد. این امر ناشی از عدم کنترل پروسه های تولید، انتقال و توزیع مواد اعتیاد زا میباشد. گر چه این یک مبحث اقتصادی و سیاسی میباشد ولی از طرفی به بحث اخلاق و ethic اقتصاد مربوط میشود که مصرف کننده امروز فقط با مثابه یک ماشین نوشخوار کننده تبدیل میگردد.
پیچیدگی مکانیزم اعتیاد امروزه با تمام علوم اموخته شده، مشکل اساسی خواهد ماند چرا اینکه در عصر مصرف گرایی بسیاری از ارزشها از ریشه خود جدا شده و در سوپر مارکت ارزشها براحتی قابل تعویض است، چرا که این ارزشهای اجتماعی در بسیاری از افراد با باور درونی انها ادغام نشده است.
روی اوری به مواد اعتیاد زا همچنین از چاله های عاطفی سرچشمه میگیرد (جنبه روانشناسی و اموزشی) که نیاز جوانان به متعلق بودن به گروهی و یا افرادی را ارضا میکند.
یکی از نیازهای اساسی انسانها، نیاز به تعلق داشتن است و با همین جهت با شکل گیری بیشنر فردگرایی individualism ارزشهای خانواده و collectivism کمتر میشود و چاله های احساسی در کودکان و نوجوانان شکل میگیرد. برای ارضا این نیاز و پر کردن این چاله های احساسی با افرادی که هز نیازهای مشترک برخوردار هستند ادغام شده و گروههایی تشکیل میگردد که اهداف مشابه خواهند داشت (متعلق بودن peers group). در دو دهه قبل این‌گروهکها با کشیدن اولین سیگار گروهی و یا نوشیدن اولین ابجو گروهی این شکل گیری را منسجم تر میکردند تا جاییکه وابستگی با گروه ایجاد شده و ارمانهای مشترک انها. گاهی خروج از این گروهکها مشکل تر از طرد خانواده بود. به همین سبب در حرکت پانکها و هیپی ها و غیره، جوانان به ارزشهایی روی میاورند که تعلق انها و وابستگی انها را به گروهی با اهداف نسبتا مشخص و علیه هنجارهای اجتماعی نشان میداد. این تعلقات گاهی با لباس و نحوه ارایش و مو و تاتو مشخص و تاکید میشد.
به ناگهان ارزش تعلق داشتن جای خود را به دیگر ارزشها میدهد و مصرف سیگار و الکل و گراس و حشیش و امفی تامین و غیره قسمتی از روزمره گروه میشود و ارزش منفی ان کمرنگ میشود. تا جایی که اعتیاد ها شکل میگیرند. این مکانیزم ها با دوره های سنی مختلف تغییر میکند.

" سازمان بهداشت جهانی مسأله مواد مخدر، اعم از تولید، انتقال، توزیع و مصرف را در کنار سه مسأله جهانی دیگر یعنی تولید و انباشت سلاح­های کشتار جمعی، آلودگی محیط زیست، فقر و شکاف طبقاتی، از جمله مسائل اساسی شمرده است که حیات بشری را در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در عرصه جهانی مورد تهدید و چالش جدی قرار می­دهد. ضرورت شناخت ابعاد و سطوح این مسأله اجتماعی زمانی عمیق­تر درک می­شود که بدانیم پدیده اعتیاد،
متأثر از توسعه فن­آوری­های ارتباطی و رایانه­ای و باند­های مافیایی و دست­های پنهان است و از چنان پیچیدگی­هایی برخوردار شده که سازمان ملل متحد آن را از جرایم سازمان یافته تلقی و اقدام به صدور کنوانسیون­ها و پروتکل­های مختلف برای مقابله با آن ( کنوانسیون­های 1971، 1961، پروتکل اصلاحی 1972 و کنوانسیون 1988) نموده است. حجم گسترده تجارت و چرخش مالی مرتبط با قاچاق مواد مخدر در سطح جهان و نقش مافیای منطقه­ای و جهانی این موضوع را بسیار قابل تأمل کرده است(علی هاشمی،17:1383)."
متاسفانه کشور ایران به عنوان بهترین ترانزیت از کشور همجوار افغانستان به اروپا با دسترسی به اوپیات و دیگر مخدرها در خطر عجیبی قرار گرفته که بنا بر اصل فشارهای اقتصادی و اسیبهای ناشی از تحریمهای اقتصادی در سه دهه گذشته و اثرات ویرانی یک دهه جنگ و ارزشهای وارادتی یک تحمیلی بر ارزشهای اجتماعی ایران گشته و متاسفانه در اموزش برخورد جوانان با مواد مخدر، اقدامات و پیشگیریهای لازم را عملی نکرده اند. به طوریکه کنترل و درمان اعتیاد هزینه های هنگفتی برای کشور خواهد داشت که پاسخگویی به این معضل را تقریبا غیر ممکن میسازد. گذشته از تمام گفته ها از دید حرفه ای در ایران وارادات مواد بسیار اسانتر از وارادت علم مبارزه با اعتیاد گشته.
در صحبتهای متفاوت با افرادیکه در این زمینه تخصص و دست اندکارند بارها شنیده و خوانده ایم که متدها و تیوریهای مقابله با این اسیب را هنوز در دست ندارند.
"گزارش­های آماری حاکی از گسترش فزاینده اعتیاد به مواد مخدر در ایران است. به­ طوری که اعتیاد بعد از بيکاری و گرانی سومین معضل اجتماعی است. در مورد آمار معتادان در ايران، اعداد و ارقام مختلفي ذكر مي­شود، بر اساس آخرين اعلام ستاد مبارزه با مواد مخدر، يك ميليون و 200 هزار نفر در ايران معتاد دائمي هستند و حدود 800 هزار نفر نيز به صورت تفنني مواد مخدر مصرف مي­كنند كه البته با توجه به اين­كه در همه جاي دنيا تعداد افرادي كه به صورت تفريحي و تفنني مواد مخدر مصرف مي­كنند بيش از معتادان دائمي است، اكثر كارشناسان به اين آمار به ديده ترديد نگاه مي‌كنند(خبرگزاری فارس، 2:1385)." اگر توجه بکنیم هیچ امار دقیقی از مصرف الکل (به عنوان عامل اعتیاد) در دسترس نیست که این اعداد را نجومی به طرف بالا خواهد برد. و این اعداد فقط بروی کاغذ نیستند بلکه عواقب اقتصادی انها برای یک کشور میتواند سونامی رکود اقتصادی به همراه داشته باشد.

"برآوردهای صورت گرفته نشان می­دهد که میزان خسارت­های اقتصادی – اجتماعی مستقیم و غیر مستقیم مواد مخدر و قاچاق آن در کشور سالیانه 700 میلیارد تومان است(صادقی ، 155:1382) و به طور متوسط بر اساس آمار سالیانه حدود 200 نفر از اعضای نیروی انتظامی کشور را در جریان مبارزات از دست می­دهیم(رئیس دانا، 105:1381). اینها اعداد و ارقامی هستند که در کتابها و مقاله ها به چاپ میرسند و اما انسانها و خانواده ها و کودکانی که در این میان اسیبهای روحی و روانی میبینند بروی جداول امارگیری قابل درج نمیباشند. و این صدمات و اسیبها سالانه از یک سو روبه افزایش است و از سوی دیگر سن کودکان مصرف کننده کمتر و کمتر میگردد. " بنا به گزارشات در سال 1382، سن آغاز مصرف مواد مخدر در ایران به 14 تا 16 سال رسیده است(توسلی،9:1379) و سالانه 10٪ به تعداد معتادان افزوده می­شود. رشد اعتیاد تزریقی 30٪ است و این میزان تقریباً 5 برابر جمعیت کشور است(عبدی،135:1382)".

با وجود افزایش چشمگیر اعتیاد در کشور ایران از دید اسیب شناسی وجود ارزشهای اجتماعی و نقش شبکه های اجتماعی و خانواده ها و سازمانها برای اموزش ارزشها بسیار ارزشمند است. خانواده به عنوان یک عامل موثر در اموزش و پرورش کودکان در کنار مدرسه و سیستم تحصیلی میتواند نقش بسزایی بازی کند. این امر فقط یک بینش منطقه ای نیست بلکه یک پدیده جهانی میباشد که در تحقیقات به خوبی این ارزشها نشان داده شده اند. خانواده و ارامش کودکان و همچنین نا ارامی در خانواده از دید فارو و دیگران از عوامل افزایش دهنده سوق به اعتیاد در جوانان میباشد.
"در زمينه «ارتباط آشفتگي خانواده و مصرف مواد مخدر» نيز فارو و برسينگ (1990) بر روي 343 نوجوان دست به انجام يك تحقيق زدند. در نتيجه اين پژوهش مشخص شد كه کسانی که به مصرف زياد الكل و مواد مخدر مي­پرداختند، اغلب داراي خانواده­هايي با زمينه آشفته بودند.
سيمونز و رابرتسون (1989) در يك آزمون با نمونه آماری 343 نفر پسر كه شامل افراد معتاد و غیر معتاد مي­شد به يك رابطه دو جانبه مشخص ميان برخي شاخص­هاي رفتاري والدين و وارد شدن فرزندان به گروه­هاي منحرف هم سن و سال و نهايتاً مصرف مواد مخدر پي­بردند. بر اساس یافته های این پژوهش طرد فرزندان توسط والدين از اهميت ويژه اي در گرايش فرزندان نسبت به گروه هاي منحرف هم سن برخوردار است. اين محققان هم­چنين باور داشتند كه طرد فرزندان توسط وال
دين، قابليت اتكاء و اعتماد به نفس آنان را خدشه دار مي­نمايد." همانطور که در بالا ذکر کردیم طرد کودکان به معنی سلب متعلق بودن به گروه (خانواده) میباشد که چاله های احساسی به جای میگزارد که کودکان مجبور به پر کردن چاله ها با افراد هم سو میگردند که در بسیاری از موارد دال بر پناه بر اعتیاد است که با الکل و سیگار معمولا اغاز میگردد. بروک و نومرا
و کوهن در زمینه الکل که قبلا نام بردم، تحقیقاتی انجام داده اند. بر اساس نتایج مطالعات بروك، نومرا و كوهن (1989) الكلي­هاي دائم الخمر (نوشندگاني كه مصرف آن­ها بالاتر از حد طبيعي است) و مصرف كنندگان مواد مخدر اغلب بيان مي­كنند كه داراي تجارب سخت ناسازگاري و تعارض بین والدين و فقدان انسجام خانوادگي مي­باشند. هم­چنین تعارض كمتر در محیط خانواده و رابطه مناسب والد ـ فرزندی با مصرف كمتر مواد مخدر توسط نوجوانان مرتبط است." ارفورد از یک دیدگاه جدید یعنی دانشجویانی که دور از خانواده (کنترل) هستند روی به الکل و مواد میاورند. نتایج مطالعات ارفورد(1994) در خصوص «علل اعتیاد در میان دانشجویان در آمریکا» نشان   می­دهد که اکثر دانشجویانی که معتاد بودند دچار سرخوردگی­های ساختاری و محیطی بودند. عدم رسیدگی به خواسته­ های عاطفی آنان توسط اجتماع از علل گرایش آنان به اعتیاد است." برای بویل هم انسجام و ارزشها در خانواده حایز اهمیت است. "بویل (2000) نیز در مطالعه­ای به «بررسی وجود اعتیاد در خانواده و تأثیر آن بر روی آوردن افراد به اعتیاد» می پردازد. او اعتقاد دارد که برادر بزرگتر معتاد اثر بیشتری در سوق دادن نوجوانان و جوانان به اعتیاد دارد."
وجود والدین معتاد حتی به سیگار میتواند گرایش کودکان را اضافه کند و تحقیقات هافمن و سربون(2002) نیز در مطالعاتش به «تأثیر اعتیاد والدین در گرایش افراد به اعتیاد» پرداختند. بر اساس یافته­ های پژوهش آنان "زمانی که والدین مواد مخدر مصرف می­کنند احتمال بیش­تری وجود دارد که فرزندانشان نیز معتاد گردند". اعتیاد والدین میتواند در برقراری رابطه عاطفی با کودکان دچار اختلال های متفاوت گردد که طبق یافته­ های پژوهشی پيکو(2000)، "خلأ عاطفی در روابط فرزندان با والدین به­ خصوص پدر از عوامل گرایش آنان به اعتیاد است."
نازرول اسلام (2000) در پژوهشی با عنوان «سبک­های جنسی زندگی و پایگاه اجتماعی معتادان در بنگلادش» به این نتیجه می­رسد که معتادان جوان با تحصیلات متوسطه، درآمدهای پایین و متوسطی داشته و هم­چنین شدت اعتیاد مردان متأهل بیش­تر از مردان مجرد است. او در ادامه بر تأثیر معاشرت با دوستان معتاد در گرایش افراد به مواد مخدر می پردازد." و این گفته رجوع جوانان به گروههای همسو peers group در گفته بالا از نازرول در بنگلادش تایید میشود. در بسیاری از جوامع که زنان در محافل عمومی کمتر حضور دارند درصد اعتیاد بسیار کمتر است ولی این دلیلی بر بهتر بودن سیستم جامعه نخواهد بود.
در مقالات علمی و کتاب ها علل اعتیاد متفاوت ذکر شده است. از دید روانشناختی برای توضیح کجروی ها و انحرافات شخصیتی انها را به سه دسته تقسیم میکنند و توضیح میدهند.
- نقص فکری و عقب ماندگی ذهنی
-روانپریشی
-اختلالات نژندی یا رواننژندی که انها را پایه اعتیاد میدانند. گرچه فروید و هورنای در اینجا نظریه های دیگری را ارایه میدهند.
از دید جامعه شناسی اقتدار سنتی و جمع گرایی و تغییر ان به فردگرایی و تبدیل ارزشها به نوگرایی و مصرف گرایی و نقش الگوها و رسانه ها را یکی از عوامل رویکرد اعتیاد میدانند.
از دید جرم شناسی "محرومیت نسبی" نابرابری در جامعه میتواند علل اعتیاد باشد. جودیس بلاو پیتر بلاو ۱۹۸۲ این اصطلاح را برای توجیح اعتیاد بکار بردند. که میگویند در یک جامعه افراد طبقات پایین در مقایسه خود با طبقلت مرفه دچار کمپلکس و کمبود میگردند و احساس محرومیت میکنند که عدم اعتماد را در انها پرورش میدهد و احساس ناتوانی در انها بوجود میاورد که سرانجام منجر به خشونت و پرخاشگری و یا انزوا و اعتیاد میگردد.
نظریه خرده فرهنگ که زندگی مردم را در مناطق دورافتاده بررسی میکند به این معتقد است که افراد محروم پتانسیل بیشتری برای اعتیاد میدارند. "این نظریه بر بزهکاری جوانان متمرکز شده و در یک تحلیل جامعه شناختی، بزهکاری جوانان را برحسب ویژگی­های خرده فرهنگی آن­ها مانند ارزش­ها، باورها، عادات و شیوه­های زندگی  مورد بررسی قرار می­دهد. از جمله کوهن(1955)، کلووارد و اوهلین (1960)ماتزا(1964) و میلر(1975) معتقدند که توجه به خرده فرهنگ­ها در تبیین بزهکاری جوانان از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا جوامع مدرن با خرده فرهنگ­های متفاوت ساخته شده­اند و رفتاری که در یک جایگاه خرده فرهنگی خاص به عنوان رفتار به­ هنجار شناخته شده است، ممکن است در جایگاه خرده فرهنگی دیگر به عنوان رفتار انحرافی باشد."
یکی از غنی ترین نظریه ها در این زمینه پیوند افتراقی از ساترلند میباشد.
  نظریه پیوند افتراقی: این رویکرد توسط ادوین ساترلند برای نخستین بار در سال 1939 و در کتاب او به نام اصول جرم شناسی مطرح شد.
این نظریه بر این نکته تأکید دارد که نزدیکان و همآلانی که بزه­کار باشند تأثیر زیادی بر تشکیل و تقویت نگرش بزه­کاری می­گذارند و فرد را به سوی بزهکاری سوق می­دهند. نظریه پیوند افتراقی محتوای اجتماعی بزه­کاری را در نظر دارد و فرد بزهکار را در جایگاه اجتماعی او از حیث رابطه اش با خانواده، محله، رفقا و مصاحبان در نظر می­گیرد(مشکانی،1381­:11 ).
ساترلند درباره چگونگی انتقال فرهنگی کج­روی اظهار می­دارد که کج­روی از طریق یک گروه جریان ارتباطات اجتماعی حاصل می­شود که در واقع اصطلاح «یار بد»را زنده می­کند (عدل،321:1383).

نظریه ساترلند شامل 9 شاخص به قرار زیر است:

"1- عمل مجرمان آموختنی است، نه موروثی. یعنی تا فرد آن را نیاموزد به فکر انجام دادن آن نمی­افتد.

2- آموزش از طریق ارتباط فرد با سایر افراد صورت می­گیرد و عموماً به صورت شفاهی و به کمک کلمات است و فقط در برخی موارد ممکن است از طریق حرکات چهره و قیافه انجام گیرد.

3- بخش اعظم آموزش رفتار بزهکارانه در گروه­های نزدیک که با فرد روابط صمیمانه دارند انجام می­گیرد.

4- آموزش عمل مجرمان مراحل مختلفی دارد.

الف: فنون ارتکاب جرم که گاه پیچیده وگاه ساده است.

ب: جهت دادن به انگیزه­ها،گرایش­ها، کشش­های درونی و توجیه عمل مجرمانه.

5- کسب انگیزه­ها و میل به ابراز کشش­های درونی آموختنی است. همه مردم جامعه نظر مطلوب نسبت به رعایت هنجارهای حقوقی ندارند. در برخی موارد فرد با گروهی در ارتباط است که هنجارهای حقوقی برای اعضای آن مطلوب است و گاه فرد در محیطی زندگی می­کند که افراد نزدیک به او مخالف اطاعت از آن قواعد­اند.

6- زمانی فرد به عمل بزه­کارانه دست می­زند که آمیزش او با کسانی که موافق شکستن قاعده­اند بیش­تر از کسانی است که با شکستن قاعده مخالف­اند. این بند در واقع اساس نظریه ساترلند است و به ارتباط فرد بزه­کار و غیر بزه­کاران اشاره می­کند. به عبارت دیگر براساس این نظریه روابط فرد با دیگران هنگامی که به مساله جرم ارتباطی ندارد و تا زمانی که با کار جرم آمیز پیوستگی نکند، اثری در ایجاد رفتار مجرمانه ندارد(سخاوت ، 1385 :56-55 ).

7- فراوانی معاشرت از نظر دفعات وقوع، مدت، ارجحیت و شدت می­تواند متفاوت باشد. یعنی میزان معاشرت فرد با افراد کج­رفتار در مقابل افراد به­هنجار مورد نظر است. فراوانی و مدت زمان معاشرت بسیار با اهمیت­اند. ارجحیت با اهمیت است از این نظر که اگر رفتار موافق رعایت قانون در کودکی آموخته شود، فرد در وضعیتی متفاوت با کسی قرار دارد که از ابتدا به عدم رعایت قانون تشویق شده است. ارجحیت و شدت به منزلت معاشر، به اهمیت الگوی رفتار و میزان درگیری عاطفی فرد با آن مربوط می­شود.

8- جریان یادگیری رفتارکج­روانه از طریق معاشرت شامل تمام مکانیسم­های یادگیری می­شود که برای هر رفتاردیگری ضروری است. منظور این است که یادگیری کج­روی تنها شامل تقلید نمی­شود و عمیق­تر از آن است.

9- در حالی که کج­رفتاری بیان نیازها و ارزش­های کلی است، نمی­تواند از طریق همان نیازها وارزش­ها توجیه شود. زیرا رفتار به­هنجار هم بیان نیازها و ارزشهاست. کوشش بعضی محققین برای تبیین کج­رفتاری از طریق نیازها و ارزش­ها مانند اصل خوشحالی، به دنبال منزلت بودن، انگیزه پولی و یا تحت فشار قرار گرفتن نمی­تواند کج­رفتاری را تبیین کند. زیرا این انگیزه­ها و گرایش ها در رفتارهای به­هنجار هم وجود دارد( ممتاز،1381 :82 ).

نظریه ساترلند یکی از قوی­ترین نظری­ها در زمینه پیدایش انحرافات است که تا به امروز قدرت تبیین زیادی دارد. ساترلند در قالب نظریه­اش معتقد بود که انحرافات عموماً در قالب گروه­های نخستین نظیر گروه دوستان یا خانواده آموخته می­شود. این گروه­ها بسیار متنفذ­تر از مأمورین و مسئولین رسمی مانند معلمان، کشیشان، افراد پلیس یا ابزارهای ارتباط جمعی نظیرفیلم و روزنامه می­باشند. از نظر ساترلند فرآیند یادگیری رفتار بزهکارانه شامل تکنیک­های تبهکاری، انگیزه­ها،گرایش­ها و دلیل تراشی­های لازم برای آن می­شود. بدین ترتیب یک جوان هم می­آموزد که چگونه با موفقیت دزدی کند و هم چگونه استدلال بیاورد تا دزدی خود را توجیه کند و برای آن عذر بتراشد(رفیع پور،52:1378).

بر اساس این دیدگاه در ایران تحقیقات مختلفی انجام گرفته است و معاشرت با نزدیکان، همکاران و به­ویژه دوستان معتاد و منحرف، تقلید از اطرافیان، معاشرت در محیط­های ناسالم و گوناگون از جمله مدرسه و محیط­های آموزشی نامطلوب از جمله عوامل اصلی اعتیاد به مواد مخدر ذکر شده است(کرم پور ، 1379 : 32- 34 )."

منابع لاتین

- Islam,SK. Nazrul and et al (2000).« sexual life style ,Drug habit and socio- demographic status of  Drug Addict in Bangladesh». Public Health, vol.114 ,N.5
Brissing, Peter, Farrow. JA (1990) a new look at gender difference in drinking and driving in flunkies experiences and attitudes among new among new adolescent drivers. Health Education & Behavior, Vol. 17, No. 2 http:// www.elsevier .com

فهرست منابع فارسی

آقا­بخشی، حبیب(1379). «اثرات اعتیاد پدر بر کارکردهای خانواده»، فصل­نامه علوم اجتماعی،شماره10.

بوالهری،جعفر(1382). « ارزیابی سؤ مصرف مواد مخدر در زندا های ایران »، فصل­نامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال اول شماره 3 .

حاج حسینی، منصوره ؛ اخوان تفتی، مهناز (1382). «مقایسه سبک اسناد درجوانان معتاد و غیر معتاد شهر یزد»، فصل­نامه اعتیاد پژوهی ، سال اول، شماره 3

شایسته، سیاوش(1375). مقایسه شخصیتی جوانان معتاد به مواد مخدر و جوانان عادی در گروه سنی 22-14 سال در استان اصفهان،پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس

شهیدی،محمد حسن(1375). مواد مخدر، امنیت اجتماعی و راه سوم ، تهران: انتشارات اطلاعات.

صادقی اهری، سعید(1379). «بررسی علل بازگشت مجدد به اعتیاد در بیماران مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد وابسته به بهزیستی»، فصل نامه اعتیاد پژوهی، سال اول ، شماره 2.

صالحی جونقانی،فرحناز(1379). بررسی تأثیر عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر اعتیاد؛مطالعه موردی: زندان شهر کرد ، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز.

عبدی،كافيه(1380). عوامل اعتياد در ميان حاشيه نشين­ها،پايان نامه كارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه تهران.

غلامی آبیز، محسن(1381). « بررسی علل اقتصادی – اجتماعی مؤثر بر اعتیاد؛ مطالعه موردی اردوگاه پیربنان شهر شیراز » ، فصل­نامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال دوم ، شماره 5

قریشی نژاد، رقیه (1379). بررسی و مقایسه ویژگی های شخصیتی معتادان به مواد مخدر با افراد عادی در شهرستان قزوین،ژرفای تربیت،سال دوم،ش،17.

کرم پور، رزا(1379). ارزیابی تحقیقات انجام گرفته در خصوص اعتیاد و مصرف مواد مخدر در ستاد مبارزه با مواد مخدر، ژرفای تربیت،سال دوم ، شماره 10.5

کوئن، بروس(1373).مبانی جامعه شناسی، ترجمه غلام عباس توسلی و رضا فاضل: تهران انتشارات سمت .

  کوثری، مسعود(1382). «آنومی اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر»، فصل­نامه علمی ، پژوهشی سؤ مصرف مواد ، سال دوم ، شماره 5..

  گیدنز، آنتونی(1373). جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.

مبارکی، محمد(1383). بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و جرم، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی دانشگاه تهران.
محبوبی منش، حسین(1382). « اعتیاد مردان، تهدیدی علیه زن و خانواده »، فصل­نامه شورای فرهنگی، اجتماعی زنان ، سال ششم، شماره 2.

ممتاز، فريده (1381). انحرافات اجتماعي، نظريه ها و ديدگاه ها، چاپ اول، تهران: شركت سهامي انتشار.

هاشمي، علي(1383﴾.نگاه نو، اقدام نو در مبارزه با مواد مخدر، رياست جمهوري ستاد مبارزه با مواد مخدر

mehdieliasiankalat.blogfa.com/post-106.aspx
Forwarded from Deleted Account
اثرات خلق و خو بر مشاوره 👆👆👆
گرد آوری شده از بحث دیشب دوشنبه 26 آوریل 2016
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
رابطه موازی گزارشی از تبادل افکار دوشنبه هفته گذشته 06.06.2016👆👆👆👆

با سپاس از زحمات خانم پری طراری
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
مدگرایی از بحث دوشنبه گذشته 👆👆
Forwarded from Deleted Account
خودکشی Think+.pdf
397.3 KB
مبحث خودکشی از گروه +Think👆
موریس ستودگان

اریک فروم تعریف بسیار جالبی از عشق دارد.

او عشق را ترکیبی از چهار عنصر می داند:
1. توجه
2. مسئولیت
3. احترام
4. معرفت

او می گوید هر جوشش علاقه و کشش و محبتی به طرف مقابل به معنای عشق ورزیدن نیست. بلکه این احساسات، بیشتر مواقع ناشی از تنهایی و کمبود برآورده شدن تمایلات جسمي است که منجر به ایجاد چنین کششی خواهند شد.
اما عاشقی از نگاه فروم ابتدا به معنای توجه به فرد مقابل است. این که به او بیشتر از دیگرانی در کنار ما هستند توجه کنیم. و البته در کنار آن، شامل احترام گذاشتن به فرد مورد توجه است.

ریشه لاتین احترام، از دیدن گرفته شده و در واقع احترام به این معناست که معشوق را همان طور که هست ببینیم و بپذیریم.
خواسته های او و تمایلاتش را در نظر بگیریم و سعی نکنیم او را به دلخواه خود محدود و منزوی کنیم و... .

و اما مسئولیت به این معناست که در برابر او احساس مسولیت کرده و کاری نکنیم که او و آینده او را به خطر بیندازیم.
همچنین، در جهت مثبت کارهایی را انجام دهیم که منجر به شکل گیری بهترین آینده برای او شود.
منبع: کتاب "انسان برای خویشتن"