Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
613 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اکنون ، قاطعیت موضوعی بزرگی در تربیت است و یک میلیون و یک نمونه از موقعیت هایی وجود دارد که اطمینان خاطر در ان مهم است - همه چیز از درخواست کمک ، حتی اگر از گفتن نه به درخواست رابطه جنسی ناخواسته شرم آور باشد, میبایست قاطع بود.

اما در اینجا یک وضعیت اساسی وجود دارد که فکر می کنم در تناقض با این ایده باشد:

👈 نمونه ای از قاطعیت و فرزندپروری

یک مراجع داشتم که یک مادر خانه دار بود که با این معضل روبرو شد: در حالی که او دوست داشت که بتواند به همراه دو فرزند خردسال خود در خانه بماند ، اما گاهی اوقات احساس عدم آرامش و درگیر شدن می کرد.  او توضیح داد که چگونه برخی از روزها ، تا اواخر بعد از ظهر ، آنقدر خسته و مانده گذراند که احساس می کرد فقط از در بیرون می رود و دیگر هرگز بر نمی گردد.

او سریع توضیح داد که او هرگز بچه هایش را رها نخواهد کرد.  فقط در بعضی مواقع آنقدر سخت شد که این احساس او پس از چند هفته کار کردن با او ، چیز جالبی را فهمیدم: او حتی وقتی که فرصت داشت برای خودش کارهای زیادی انجام نداد ، در عوض تصمیم گرفت تقریباً هر دقیقه بیداری را با پسر و دخترش بگذراند.
مثلاً از او پرسیدم که آیا او بعد از اینکه شوهرش از کار به خانه آمد ، عصر با دوستان خود بیرون رفت.  او با عصبانیت پاسخ داد كه در مورد آن فكر كرده است - و واقعاً دوست دارد - اما یك یا دوبار در گذشته او امتحان كرده بود و خوب نبود.

هنگامی که از او خواستم به تفصیل بپردازد ، او توضیح داد که چگونه دو بار برنامه ریزی کرده است که عصرها با دوستانش ملاقات کند و بچه هایش اساساً جهنمی را بپا کرده اند زیرا آنها نمی خواهند که او برود.  آنها به محض اینکه مادرشان گفت که خانه را ترک می کند بسیار ناراحت شده بودند  و به مادر احساس افتضاحی دادند.  مهمتر از آن ، به نظر می رسید که شوهرش از ایده مراقبت از دو کودک خردسال برای یک عصر شاد نبود.  و بنابراین او برنامه های خود را رها کرد و در خانه ماند.

همانطور که مراجع ام و من این وضعیت را مورد بررسی قرار دادیم ، ما بر دو دلالت مهم عدم تمایل او برای وقت دادن به طور جدی برای خودش گفتگو کردیم:

اولی کاملاً واضح بود: نتوانسته است برای خودش وقت بگذارد باعث افزایش سطح استرس و فرسودگی در حال حاضر شده است ، تا جایی که او نگران است ، تا جایی که بر روابط او با همسر و فرزندانش تأثیر می گذارد.  سلامت روان خود را در معرض خطر میگذارد!.

اما دلیل دوم خیلی بدتر بود: او برای فرزندانش چه نمونه ای را ارائه کرد؟  او از طریق رفتار خود برای آنها الگوسازی می کرد که شما باید نیازهای کاملاً معتبر خود را قربانی کنید تا خواسته های دیگران را برآورده کنید.

👈 به محض فهمیدن این موضوع ، مثل یک لامپ خاموش شد.  او فهمید که ، به خصوص برای دخترش ، این دقیقا همان درس مخالف است که می خواست تدریس کند.

او می خواست که هر دو فرزندش (اما به ویژه دخترش با فشارهایی که زنان با فشار روبرو هستند) به اندازه کافی اطمینان داشته باشند که بتوانند برای خودشان صحبت کنند و از نیازهای خود مراقبت کنند و حتی اگر فشار دیگران چیزی مانند "تهدید به حذف شدن" از لیست باشد.

بنابراین ما طرحی را تدوین کردیم که به تدریج او با جدیت بیشتری شروع به بازیگری کند: گرفتن وقت برای خودش در عصرها ، برنامه ملاقات با دوستان ... او حتی شروع به کاوش در مورد ایده استخدام یک پرستار بچه و انجام برخی کارهای نیمه وقت برای شرکت قدیمی خود کرد.

البته کار آسانی نبود  ناراحتی عاطفی زیادی وجود داشت که او مجبور به تحمل آن بود.  اما هنگامی که او در مورد آنچه واقعاً در معرض خطر بود ، مشخص شد ، این چالشی بود که بیش از پیش با آن روبرو بود.

🔺 چگونه عملی کنیم

بهترین راه برای پرورش فرزندان با اعتماد به نفس ، الگوبرداری از رفتارهای اذعانگرانه (قاطعیت) خود به عنوان والدین است.  که تا حدودی به معنای گذراندن وقت برای خودتان یا انجام کارهایی با همسرتان است حتی اگر این بدان معناست که ممکن است بچه های شما مجبور شوند چند ساعت را بدون شما بگذرانند.

یک منبع عالی برای اعتماد به نفس وجود دارد به نام کتاب Assertiveness workbook که من بسیار توصیه می کنم.

من همچنین یک راهنمای مبتدی را برای قاطعیت نوشتم که می تواند مفید باشد.


🔺6. راهنمایی در کشف کردن
Guided Discovery

راهنمایی در کشف به معنای راهنمایی کافی به افراد است که بتوانند چیزهایی را به تنهایی کشف کنند.

با هر معلم ، مربی ، منتور و یا درمانگر موثر صحبت کنید و آنها به شما خواهند گفت که تلاش برای گفتن به مردم که چگونه کارها را انجام دهند, یک استراتژی وحشتناک برای تقویت یادگیری واقعی است.  درعوض ، موثرترین روش برای کمک به افراد در یادگیری ، کمک به آنها برای کشف چیزهایی به تنهایی است.

۶

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
چیز خاصی وجود دارد که وقتی ما با یک مشکل دست و پنجه نرم می کنیم ، پایا میمانیم و در نهایت جواب را خودمان پیدا میکنیم.  اینها درسها و مهارتهایی است که ما واقعاً درونی کرده ایم و قادریم بطور مؤثر آنرا عملی کنیم.

و فکر می کنم این اصل برای والدین نیز مهم است: در حالی که سعی در ارائه مشاوره و نصیحت برای بچه های ما وسوسه انگیز است ، اگر میخواهیم به آنها کمک کنیم تا به خودی خود چیزهایی را کشف کنند ، یادگیری برای انها بسیار موثرتر است.

البته ، پاسخ دادن یا انجام آن برای آنها ساده تر است.  اما در دراز مدت ، من فکر می کنم همه ما آرزو می کنیم فرزندان خود را به سمت انسانهایی مستقل ، صالح ، قادر به یادگیری چیزهای جدید ، سازگاری با موقعیت های جدید و بالا آمدن با چالش های دشوار پرورش دهیم.

من فکر می کنم بهترین راه برای انجام این کار استفاده از اصل راهنمایی در کشف به عنوان والدین است.

🔺 نمونه ای از راهنمایی در کشف

در اینجا مثالی از راهنمایی برای کشف در والدین از زندگی خودم آورده شده است:

ما در حال رفتن به یک مهمانی شام بودیم و چند دقیقه در تاخیر بودیم.   همسرم دختر 2 ساله ام را پوشک میگیرد و من سعی می کنم ماشین را اماده کنم و وسایل را در ماشین گذاشته و مطمئن باشم که دختر 3 ساله ام آماده رفتن است.

همانطور که در حال عجله در سالن و داخل گاراژ هستیم ، می بینم که دخترم هنوز هم سعی می کند صندل های خود را بپوشد.  من می توانم ببینم که او در حال تلاش است ، اما او این چهره مصمم را بر چهره خود گرفته است که حتی اگر بقیه شب را طول بکشد ، نمی خواهد تسلیم شود.

در گرمای ان لحظه ، من فقط سعی می کنم بدون دیر رسیدن همه را از درب به مقصد خود خارج کنم.  بنابراین می توانم انگیزه ای را در درونم احساس کنم که فقط صندل هایش را برای او در پایش کنم.  در حقیقت ، من به معنای واقعی کلمه خودم را در حال حرکت به سمت او میدیدم ، گاهی اوقات حتی می گویم چیزی مانند ، من این کار را خواهم کرد.

خوشبختانه ، من معمولاً می توانم خودم را غلفلگیر کنم و چشم انداز وسیع تری نسبت به آنچه اتفاق می افتد ، بگیرم.  مطمئناً نمی خواهم دیر شود.  اما در برنامه بزرگ چیزها ، اگر ما 5 دقیقه به جشن تولد خواهرزاده ام دیر برسیم ، من ...

از طرف دیگر ، در حال حاضر اتفاق حیاتی با دختر من اتفاق می افتد.  کنجکاوی طبیعی او ، جوانه زدن توانایی های تحلیلی و استقامت در تلاش او تا یک مشکل دشوار را حل کند.  او به معنای واقعی کلمه می آموزد که چگونه خلاق باشد ، به اهداف خود بپیوندد و مشکلات دشوار را حل کند!  و من دو ثانیه از اتصال کوتاه به این روند فاصله دارم زیرا به دلیل زمان کم و سترس رفتن  که دو دقیقه دیر رسیدن به یک جشن تولد تاثیر خاصی بر روز ما ندارد...!

خوشبختانه ، من خودم را گیر می آورم ، نفس می کشم و دخترم را تماشا می کنم ، به او اجازه می دهم تا از طریق مشکل خود به مبارزه و کار خود ادامه دهد.

اما بعد از 30 ثانیه دیگر ، می توانم ببینم که او واقعاً ناامید و در واقع نزدیک به تسلیم شدن است.  بنابراین تصمیم می گیرم قدم بگذارم ، اما با کمترین راه ممکن: من می گویم ، اگر سعی کنی بند پشت را با دست دیگر خود نگه دارید ، بنابراین اینقدر حرکت نمی کند؟

او در مورد آن فکر کرد ، تصمیم گرفت به آن عمل کند ، برای 10 ثانیه دیگر تلاش کرد و سپس آن را بدست آورد. انوقت بود که باید همه میدید,  نگاه پر از  غرور و شادی در چهره او یکی از همان لحظاتی بود که من کاملاً به عنوان پدر در آن زندگی می کردم.

هنوز هم جایز نیست که فکر کنیم من همیشه در اینجا موفق می شوم و بچه هایم را از این فرصت برای یادگیری خود محروم نمی کنم زیرا چیزهای شخصی من (معمولاً با بی صبری) در راه است.

اصل راهنمایی در کشف کردن باعث می شود که ما والدین بهتری بشویم زیرا هر زمان ممکن به ما یادآوری می کند تا به فرزندانم کمک کنیم تا به خودشان کمک کنند.

و تصور چیزی که من بیشتر می خواهم برای فرزندانم بوجود اورم این است که اعتماد به نفس و باور  به خودشان داشته باشند و حتی در مواجهه با سختی با مشکلات دشوار کنار بیایند.


🔺چگونه عملی کنیم

کتاب کوچکی عالی بنام "مربیگری عادت"
The coaching habit
وجود دارد که اگر می خواهید در هنر راهنمایی در کشف کردن Guiding Discovery بهتر شوید ، زیاد توصیه می کنم.  در حالی که به طور خاص برای والدین نوشته نشده است ، اصول و تکنیک های موجود در آن به همان اندازه برای مربیگری ، مربیان یا هر شکل دیگری از روابط معلم و دانش آموز ، به همان اندازه برای والدین و فرزندان نیز کاربرد دارد.

🔺 خلاصه و اصل نهایی

ما در مورد شش اصل کلی روانشناسی صحبت کرده ایم و اینکه چگونه می توانیم آنها را در کار دشوار تربیت فرزندان خود به کار گیریم:

۷

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اعتبار بخشی یا تایید کردن - به بچه های ما این اجازه را بدهیم که قبل از اینکه عجله کنیم برای اصلاح امورشان و اطمینان خاطر ، نحوه احساس خوب بودن و معتبر بودن را به آنها بدهیم. انها را تایید کنیم.

تجزیه و تحلیل عملکردی - یاد بگیریم که رفتار کودکان ما از نظر مکانیکی و نه اخلاقی ببینیم.

تقویت دیفرانسیل یا تفاوتها - تقویت رفتار سازنده  بطور سیستماتیک رفتارهای ناخواسته را بی اثر می کند.

تحمل عاطفی - این ایده که نحوه مدیریت احساسات خودمان موثرترین روش برای کمک به فرزندانمان در مدیریت احساس خود است.

قاطعیت - وقتی که ما به عنوان والدین برای فرزندان خود الگو میشویم, خوب است که خواسته ها و نیازهای خودمان را بشناسیم.

راهنمایی در کشف کردن
هنر اعتماد به نفس بخشیدن به کودکانمان باعث می شود بچه های ما تلاش کنند و یاد بگیرند که چگونه خودشان بیاموزند.

لطفاً به یاد داشته باشید که هیچ والدینی کامل نیستند (یا حتی نزدیک به آن).  طبیعی است که تلاش کنیم، خودمان را امتحان کنیم، و نگران این نباشیم که چه کاری را درست انجام میدهیم. کار والدین دشوار  است.

همچنین خوب است به یاد داشته باشید که بچه ها ذاتاً انعطاف پذیر هستند.  آنها نیازی به والدین کامل ندارند بلکه سالم و شاد.  پدر و مادر به اندازه کافی خوب هستند برای کودک.

من معتقدم که یکی از مهمترین کارهایی که ما به عنوان والدین می توانیم انجام دهیم ، ادامه تلاش و رشد و یادگیری است.  والد بودن کاری نیست که هر یک از ما با دانستن چگونگی انجام آن متولد شویم.  و درک جنبه های روانی و عاطفی والدین چیزی است که تقریباً هیچکدام از ما تاکنون یاد نگرفته ایم.  اما همه ما می توانیم در راه های کوچک تلاش کنیم تا یادگیری و آزمایش و تلاش خود را ادامه دهیم.

🔺 اصل نهایی

من یک اصل هفتم و آخر را برای فرزند پروری والدینی با روانشناختی بیشتر را به شما واگذار می کنم: دلیل شما برای والد بودن چیست؟

چرا در وهله اول والدین هستید؟   بالاترین اهداف و ارزو شما به عنوان والد  چیست؟  مهمترین ارزش های شما به عنوان والدین چیست؟

همه نکات ، تکنیکها و توصیه های خوب در جهان مهم نیست اگر شما در مورد نوع والدینی که می خواهید باشید اطلاعی نداشته باشید.

بنابراین مطمئن شوید که هر چند وقت یکبار کمی فکر کنید تا به ارزش های والد بودن خود بپردازید.  هر چقدر هدفتان شفافتر باشد که به کجا میروید ، احتمال رسیدن به آنجا بیشتر است.

پایان

منبع: Wick Wignal
ترجمه: دکتر موریس ستودگان

۸

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی فکر با یک واقعیت اشتباه گرفته می‌شود. پروفسور پتر فوناگی توضیح میدهد
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍 در مورد مشاوره در یک سیستم

مشاوره یک مداخله اجتماعی سیستمی کوتاه مدت است که بین مشاور و سیستم مراجع شکل میگیرد. در اینجا مشاور حمایت از شخصی از سیستم که به دنبال راه حلی برای مشکل ارائه شده در سیستم میباشد را ارایه میدهد.
در هر دو در صورت چه مشکلات در زندگی روزمره و چه همچنین مسائل روانی اجتماعی باشند, توسط مراجع بیان میگردد و به همراه مشاور وضعیت بحران تعریف شده و از دید شناختی ، احساسی و عملی راه حلی برای ان مشکل در سیستم به همراه مراجع پیدا خواهند کرد.


👈ویژگی بارز مشاوره حرفه ای سیستمی

> اراده سیستم: سیستم مشاور را مستقل انتخاب می کند و در مورد آغاز و پایان مشاوره یا ادامه روند مشاوره و یا افراد سیستم تصمیم میگیرد.

> رازداری: رابطه اعتمادی و محرمانه بودن اطلاعات و جزئیات در مشاوره پیش شرط مهمی است برای اگاهی مراجع و سیستم. برای موفقیت در یک مشاوره, فقط اگر یک ثبات در رابطه مشاور و سیستم.شکل بگیرد, مشاور می تواند همه اطلاعات مهم برای فرایند مشاوره را از سیستم دریافت کند.

>بنیاد علمی: مشاور طراحی روند مشاوره سیستمی را با کمک مفاهیم علمی نوین سیستمی انجام میدهد. با توجه به انتخاب منابع علمی موثر و مفید; نظریه های کارامدی و روش ها و متدها از نگاه سیستمی میتوان یک دوره موفق مشاوره را پیش بینی کرد.

> استقلال: روند مشاوره تا آنجا که ممکن است مستقل از تأثیرات عوامل خارجی انجام میشود.

👈 مراحل یک مشاوره سیستمی

1. گشودن یا اغاز مشاوره با یک شخص یا سیستم: تماس, ورود و معرفی (طراحی اولین جلسه ، ایجاد اعتماد برای یک رابطه کارامدی و موثر)

2. تعیین و تعریف مشکل از دید مراجع یا تعریف وضعیت اولیه از دید مراجع
در اینجا یک گوش کردن فعال و جمع بندی و سوالات مهم و ژنوگرام برای درک سیستم از مهمترین وظایف مشاور است.

3. تعیین اهداف مشاوره سیستمی
مرحله شفاف سازی و تغییر احتمالی در پروسه

4. تجزیه و تحلیل تشخیصی (جمع آوری اطلاعات ، محدود کردن آنها به سوالات یا مشکلات خاص مورد نظر مراجع و سیستمش)

5. توسعه و ارزیابی راه حل های جایگزین. ارائه اطلاعات و پرداخت به مهارت های موجود در مراجع و مهارت های و منابع موجود در سیستم برای حل مشکل سیستم

6. تصمیم گیری در مورد یک یا چند راه حل عملی جایگزین و برنامه ریزی برای اجرای آنها.
مراجعین معمولا چند روش را امتحان کرده تا به مشاور رجوع کنند که خود منبع خوبی برای کار مشاوره است.

7. اجرای راه حل برای سیستم/ راه حل های انتخاب شده با سیستم بررسی میشود, ارزیابی و مرحله نهایی

8. ارزیابی تأثیر استراتژی بروی سیستم/ راه حل های انتخاب شده و تغییرات احتمالی در راه حل ها.

9. در صورت لزوم ، اصلاح اهداف مشاوره ای و راهکارهایی برای راه حل دیگر در سیستم. این یک پروسه می باشد و ارزش دارد مقاومت شود.

منبع: از دکتر موریس ستودگان, Teaching Papers 2017

ادامه دارد...افتراق مشاوره و روان درمانی...

1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍افتراق بین مشاوره سیستمی و روان درمانی

بسیاری از رویکردهای مشاوره ای که در زمینه آموزشی استفاده می شوند و تکنیک های بخصوصی که برای حل مشکلات سیستمی بکار گرفته میشوند, ریشه در روان درمانی دارند.

این یکی از دلایل این است که تشخیص این دو نوع مداخله را دشوار میکند. اما تفاوت های قابل توجهی وجود دارد که به طور معمول ، در ویژگی های زیر میتوان انها را جمع بندی کرد:

الف) مدت زمان مداخله: مشاوره تا حدودی معمولاً برای یک دوره کوتاهتر از روان درمانی میباشد.

ب) شدت مشکل: روان درمانی معمولاً با تعریف
اختلالات بایک نگاه پاتولوژیک شروع میشود، در حالی که در مشاوره به طور عمده موارد غیر پاتولوژیک و بیشتر مربوط به مشکلات عملی در زندگی میباشند.

پ) درجه تأثیر فعال رواندرمانگر و مشاور:
در یک روان درمانی حرفه ای دوره درمان
برنامه ریزی شده و کنترل شده توسط یک درمانگر میباشد. در حالیکه در مشاوره مراجع معمولاً از مشاور راه حلهایی برای رفع مشکلات یا کسب مهارت خاصی دریافت می کند, مانند تغییر در رفتار خاصی در سیستم.
وقتی صحبت از مشاوره می شود، خودکارامدی مراجع و سیستم مهم است که در پیش زمینه مشاوره باشد.

ت) درگیری ناخودآگاه: مشاوره معمولا از درگیر کردن ناخوداگاه در مشاوره صرف نظر می کند ن
مضمون سازی عناصر ناخودآگاه روانشناختی
در روان درمانی اغلب نقش مهم تری دارند.



📍نگرشهای اساسی مشاوره سیستم مدار

الف) منابع سیستم: اگاهی به اینکه هر سیستم دارای منابع و مهارت های مورد استفاده و تغییر هستند.

ب) راه حل سیستم: هر سیستمی راه حل را با خود به اطاق مشاوره می اورد و مشاور فقط به ان شکل و فرم و اسم میدهد تا دیده شود.

پ) نقش در تغییر: باور به اینکه همه اعضا سیستم در تغییر نقش اساسی خواهند داشت و هر کسی میتواند مسیولیتی برای تغییر را به عهده گیرد.

ت) تغییر مفید: هر تغییری در یک عضو سیستم میتواند تغییر در تمام سیستم بوجود اورد.

ث) اطمینان در درک مشکل سیستم: مشاور باید مطمین شود که مشکل اساسی را شناخته و برای ان اسمی تعیین میکند.

ج) درک همدلانه: توانایی و تمایل مشاور خود را به جای مراجع و سیستم او قرار دهد، تا تجارب منفی و احساسات او را بیشتر درک کند.
گرچه برای حفظ فاصله حرفه ای با مراجع در زمان بحرانی مراجع میبایست قوانین اخلاقی رعایت شود ولی علاوه بر گفتار کلامی
مراجع همچنین باید زبان بدن مراجع را شناخته و تشخیص داد که چه افکار غیر کلامی و احساسات آنها را در بر میگیرند.

ح) تقدیر از سیستم و مراجع: نگرش اساساً مثبت مشاور به مراجعین خود. مشاور باید
همه تجربه های مراجع و سیستمش را را در دنیای شخصی انها از تجربه بدون تعصب و پیش داوری بپذیرید.

چ) اصالت: اصالت و شفافیت رفتار مشاور نسبت به مراجع و سیستم نیز بسیار تعیین کننده میباشد.
مشاور میبایست به توانایی خود نسبت به مدیریت احساساتش اگاه باشد.

منیع: منبع: از دکتر موریس ستودگان, Teaching Papers 2017

ادامه دارد...... تجربه بالینت



2

@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍معیار مداخله به عنوان مشاور سیستمی

👈 معیار مداخله سیستمی یعنی نوعی کنترل از بیرون سیستم که هدف گرا و سیستمی با تأثیرگذاری اگاهانه بر مراجع و سیستم او/ یا ویژگی های ان سیستم میباشد.

👈 هرگونه مداخله ای حداقل برای بررسی و پردازش مجموعه در هم تنیده مشکلات یک سیستم برای یافتن راهکار به همراه افراد تشکیل دهنده سیستم پیش بینی شده است. در پردازش وظایف یا مشکلات سیستم میبایست حداقل یک استراتژی پیشنهاد گردد. (مثلا: راهکار کاربردی یا آموزش مهارت خاص برای سیستم یا عضوی از ان).

▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️

🔷 گروه های بالینت
مایکل بالینت دکتر و روانکاو مجارستانی
(1896-1970) اولین شخصی بود که در دهه 1950 به سوپر ویزیون مشاوره سیستمی پرداخت, که خود یک بازتاب و آموزش حرفه ای را در مشاوره آغاز کرد. این نحوه بازتاب برای برقراری ارتباط با یکدیگر و اموزش از یکدیکر مفید میباشد.

دکتر بلینت معمولا با گروه پزشکان عمومی که قبلاً همدیگر را نمی شناختند و کسانی که در مورد تجربیات روزمره خود با مراجع تنها بودند, باید به همکاران خود گزارش میکردند و برای کار گروهی بالینت پیشنهاد و قوانین خاصی را ارائه کرد.

👈 مهارتهای حرفه ای شرکت کنندگان در سوپر ویزیون به طور کلی شناخته شده و پذیرفته شده است.

👈 دقت خواهد شد که هیچ وابستگی بین افراد گروه وجود نداشته باشد.

👈 گزارش از پرونده مراجع باید خود به خود و آزادانه ارائه شود.

👈بالینت افراد را به گزارش آزاد مانند تعریف یک خواب و یا روایت یک داستان و ایده افراد دیگر شرکت کننده و افکار شرکت کنندگان در مورد چگونگی شکل گیری این داستان و افکار تداعی شده خودشان برای این روایت در گروه پردازش و بازتاب میشود.

👈 برای بالینت جمع آوری اطلاعات، جذب و درک داستان ها, ایده ها و روایت های اعضا، تداعی شده ها، و غیره هستند که تا حدی با اصطلاحات روانکاوی تفسیر می شوند و علاوه بر این گاهی روابط بین دکتر, درمانکر و یا مشاور و مراجع را منعکس میکند.

👈 هدف اصلی گروه Balint این است که در > تشخیص رابطه <
relationship diagnostic
که بین مشاور و مراجع شکل گرفته بررسی و بازتاب گردد.

👈 به جای یک دستورالعمل در این گونه مواقع, بیشتر در مورد پیدا کردن آنچه در روابط حرفه ای در آن زمان ارائه داستان به عنوان مسئله ساز از خود شخص و بقیه اعضا درک شده است را بازتاب کنند.

👈 در این صورت مرحله نظارت یا سوپر ویزیون در حالی موفق امیز میتواند باشد که در فرم بازتاب احساس مشاور و یا درمانگر علاوه بر رشد خودآگاهی شخصی با ادغام در دستورالعمل های حرفه ای اعتبار سازمانی بیفزاید. و از سوی دیگر همچنین شخص حرفه ای با بررسی و ارزیابی احساس خود در قبال مراجع و سیستم او میتواند در تعامل حرفه ای و وظیفه خود در یک سازمان از دید اخلاقی بهینه سازی کند. (Black-Giesecke)

اکنون گروه Balint بسیار رایج است، و بسیار فراتر از زمینه اصلی خود، در پزشکی، تقریباً در همه زمینه های فعالیتی که نظارت سوپر ویزیونی انجام می شود وجود دارد. در کشورهای اروپایی این بخش مهمی برای پیشگیری فشارهای سترسی و پیامد ان Burn out می باشد. امروزه مددکاری اجتماعی, روانشناسی, روانپزشکی, پزشکی, پیراپزشکی و حرفه های دیگر از سوپرویزیون یا همان سوپر ویژن با اهداف متفاوت بهره میبرند.


منبع: از دکتر موریس ستودگان,
Teaching Papers 2017

ادامه دارد...

3

@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫💫💫

دکتر موریس ستودگان

📍قسمت اول: تفسیر تصاویر از "موقعیت کنونی زندگی "

✳️ مهمترین‌ نکات نشانه شناسی

۱. شکل و ارائه از تصویر
۲. تفسیر نوری از تصویر
۳. معناشناسی (تفسیر کاراکترهای انتخاب شده)
۴. پراگماتیک (تفسیر عملی شناخته شده در تصویر)

1. Introduction/Presentation
شکل و ارائه تصویر

(با مهمترین اطلاعات موجود)

🔻عنوان عکس انتخاب شده از دید شخص؟
🔻نام و اطلاعات اصلی از طرف شخص؟
🔻زمان و مکان و مبدأ / چه دوره ای تصویر بوجود امده؟

🔻اندازه تصویر؟
🔻 روش پیاده سازی کارتون یا واقعی یا شخص در تصویر شناخته شده؟

🔻اکنونِ تصویر کجاست؟
🔻آشکارا (انگیزه) تصویر چیست؟

2. Syntactic
موثر بودن تصویر
(تفسیر نوری تصویر، روز یا شب. ماه و فصل)

🔻موتیف (که نشان داده شده است)
🔻رنگ امیزی
🔻تضاد ها
🔻موارد اشکار
🔻تکنیک عکس برداری و تصویر سازی
🔻نور / سایه ، روز و شب
🔻فضايی / چشم انداز
🔻ترکیب نمودارها
🔻ویژگی های دیگر با معنای دوگانه

3. Semantic
معانی یا کاراکترها

🔻چه چیزی را می بینید و چگونه می توانید آنچه که دیده اید را تفسیر کنید؟ تجربه، تحصیلات تفسیر کننده و خلاقیت با توجه به شماره ۱ و ۲ و ۴

4. Pragmatic
(چرا این عکس ما را گمراه یا جذب می کند)

🔻هدف از هنرمند / عملکرد چه میتواند باشد؟
🔻 اثر شخص برجسته ایست؟ پیکاسو یا فان گوخ
🔻آیا عنوان تصویر قابل درک برای بیننده است؟ یا absurd است.

در قسمت دوم در مورد نمودار ها در تصویر توضیح خواهم داد.
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
دکتر موریس ستودگان‌
قسمت دوم

📍تکنیک های فتوتراپی در مشاوره و درمان

در این روش از احساسات، خاطرات، افکار، و سایر اطلاعات که باعث انتخاب این عکس ها شده به عنوان یک کاتالیزور برای گفتگو در درمان مورد استفاده قرار میگیرد. در درمان عکس های شخصی و عکس های خانوادگی از مراجع حائز اهمیت می باشد.

👈اسرار انتخاب عکس شخصی و عکس خانوادگی و یا تصاویر دیگر

هر عکسی که یک شخص خودش می گیرد یا انتخاب می کند، به نوعی یک پرتره در باره حال اوست. این نشان دهنده یک نوع "آینه برای حافظه" است که نشان دهنده لحظات و افرادی است که بسیار مهم هستند یا بودند که باید برای همیشه به یادگار بمانند. به طور خلاصه، این عکس ها نشان می دهد زندگی فرد در حال گذر است و پرداختن به مشکلات فعلی زندگی شخصی او یا احساس فعلی او از نیازهای اوست. نیازهای شخص از این انتخابها دیده می شود. این تصاویر میتوانند یک رد پا به عنوان دنباله روی از احساس مراجع قابل برداشت باشد، که نشان می دهد که فرد احساسی و فیزیکی در کجای میباشد، و شاید نشان می دهد که او در آینده به چه جهتی خواهد رفت. مثلا تصویر یک عده پرندگان میتواند نیاز به تشکیل خانواده باشد و یا تصویر خانه میتواند نیاز به تغییر مکان باشد. دریا میتواند از عزم به ازادی و گسستن زنجیرها باشد. مثلا انتخاب تصویر یک اسلحه سرد و یا گرم میتواند از یک موقعیتی بگوید که شخص به فکر انتقام است. حتی کنش ها و واکنش ها بر روی کارت پستال، تصاویر از مجلات، و عکس های از مراجع گرفته شده، و یا توسط دیگران ساخته شده اند که به نظر می تواند بینشی به زندگی درونی شخص و اسرار او که قادر به گفتار مستقیم نیست، باز گو کند. مثلا کودکانی که از آزار فیزیکی و یا حتی جنسی رنج برده اند معمولا تصاویر درختان خشک و پوسیده و یا تارعنکبوت، تصاویر تاریک و خون و یا اسلحه انتخاب میکنند. نحوه استفاده از نور در تصاویر بسبار مهم است.

معنی واقعی یک عکس در حقایق بصری قابل رویت است، نه اینکه در آن جزئیات مختلف عکس هایی که در ذهن و قلب ما ایجاد می کند، می تواند تحریک کننده باشند. در حالی که به یک عکس نگاه می کنیم، به خودی خود یک معنی را ایجاد می کنیم که فکر می کنیم از عکس قابل برداشت است. در اینجا تجربه و بازتاب بسیار مهم است. این معنای ممکن است با معنی که در ابتدا توسط عکاس در نظر گرفته شده مطابقت داشته باشد اما الزامی نیست. بنابراین، اهمیت (و پیام عاطفی) بسته به فرد مشاهده گر عکس، به عنوان ادراک و زندگی و تجربه شخصی نقشی بازی میکند و بر تصمیم درمانگر میتواند تاثیر گذار باشد.در واقع آنچه که ما واقعیت در نظر میگیریم، بخشی از داستان ماست. بنابراین واکنش به عکس هایی که برای افرادی که اهمیت خاصی دارند، می تواند درمورد این انتخاب از تصاویر یا اشخاص بسیار مشهود باشد، در صورتی که فقط سوالات را درست مطرح کنیم.

👈چگونه درمانگران از عکس ها برای کمک به مردم استفاده می کنند

اکثر مردم عکس ها را بدون فکر کردن زیاد در مورد دلیل انتخاب آن به درمانگر نشان میدهند. اما عنوان این عکس ها و وضعیت مهم روزمره شخص (کس احساسات مرتبط با ناخودآگاه) می تواند به عنوان نقطه شروع طبیعی انتخاب عکس های شخصی به بحث در مورد احساسات و خاطرات (به خصوص عمیقا دفن و احساسات فراموش شده) همراه با مسائل روان درمانی خدمت فراوان کنند. درمانگران بر این باورند که انتخاب عکس از طرف مراجع در واقع یک دعوت به درون اوست و برای شکستن یخ ها اغلب ملموس میباشند. این تصاویر نشان دهنده نمادین خود سازه ها و رسانه ای استعاری برای اتصال به مراجع میباشد. این تصاویر به ما اجازه می دهد بینش عمیق تر به روح و روان مراجع داشته باشیم، چرا که گاهی کلمات در بیان قاصرند.

تحت هدایت یک درمانگر که با تکنیک های عکس درمانی آشنا است، جلسات درمان با عکس های شخصی مهم، و همچنین تصاویر خانوادگی ممکن میباشد. چرا که لحظات عاطفی از تصویر قابل برداشت میگردد. چنین اطلاعاتی نهفته در تمام عکس های شخصی از مراجع وجود دارد. اگر آنها را بتوان مورد استفاده قرار داد، میتوان با تمرکز بر روی تصاویر در درمان وارد دیالوگ شد و طبیعتا نتایج مرغوب تر خواهد داشت و کمتر توسط مراجع سانسور ناخودآگاه صورت میگیرد.

در جلسات عکس ها نه تنها به صورت منفعلانه مشاهده و بازتاب می شوند، بلکه نیز به طور فعال استفاده میگردد. مثلا مراجع عکس ها را میچیند، با آنها صحبت می کند، به آنها گوش می دهند، آنها را بازسازی می کنند، آنها را تجدید می کند تا داستان های جدید را با آنها بسازد یا نمایش دهد. علاوه بر این، تلاش بر این است که عکسهای شخصی به تجسم دوباره در حافظه و تخیل مراجع به ادغام داستان ها و تجربه های ناخوشایند کمک دیگر کند و وسیله بیان گردد، و یا حتی به یک گفتگوی فعال با دیگر عکس ها میتواند وارد شود.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
دکتر موریس ستودگان
قسمت سوم

👈چه تکنیک هایی در عکس درمانی استفاده می شوند؟

گرفتن و یا اوردن تصویر به جلسه درمان فقط آغاز است. هنگامی که عکس مشاهده می شود، نشان می دهد.
گام بعدی این است که همه چیز را فعال کنیم که تصویر را به صورت ذهنی تحریک می کند. بنابراین ما می توانیم به عنوان مثال برای کشف پیام بصری از عکس، وارد گفتگو با مراجع و برداشت او از تصویر انتخاب شده و عنوانی برای تصویر پیدا کند. نتایج حاصل از معرفی، نحوه بیان، تغییرات خیالی در تصاویر و نقاط مختلف با جزئیات بیشتر، از جمله جایگزین‌ کردن افرادی از سیستم با اشیا و یا حیوانات (موضع معنی دادن و قدرت) دقت کنیم. آنچه که عکاسان معمولا در نسخه نهایی (تصویر کامل) تعریف میکنند، فقط آغاز کاری برای درمان با تصویر در سیستم است.

یک وظیفه عمده درمانگر حمایت و تشویق مراجع در شناخت خود و موقعیت خود در تصویر است. درمانگر با دانش و حمایت خود عکس های شخصی و یا عکس های خانوادگی و یا کارت پستال اورده شده را با مشاهده، و اطلاعات اولیه مراجع جمع آوری کرده (به عنوان مثال کارت پستال، عکسها و یا تصاویر از مجلات و جلسات گذشته) با یادآوری، فعالانه بازسازی و یا حتی معرفی شده تا مراجع بتواند سرنخی در انتخابهای خود پیدا کند. این میبایست به شکل بازتاب صورت گرفته تا مراجع به نکته اصلی برای درمان (تغییر سوژه های ذهنی) دست پیدا کند.

بنابراین، هر یک از پنج تکنیک درمان با تصاویر PhotoTherapy در ارتباط با یکی از پنج نوع عکس یا تصاویر زیر اتفاق می افتد. اغلب چندین روش از این تکنیک ها به همراه سایر روش های درمانی هنری و یا روش های شاما خلاقیت استفاده می شود:

۱. عکس هایی که توسط خود مراجع گرفته مثل سلفی و یا حتی نقاشی شده و یا جمع آوری شده. در اینجا مهم انتخاب مراجع میباشد.

۲. عکس های خود مراجع توسط افراد دیگر ساخته شده ( عکس با اگاهی مراجع و یا اتفاقی). تصاویری که مراجع هدیه گرفته و یا برای جمع آوری کسی به او داده.

۳. پرتره ها، یعنی هر عکسی که مراجع با دوربین خود گرفته است. این به معنای واقعی کلمه و استعاری است (در هر صورت، این ها عکس هایی هستند که در آن مشتری دارای پروسه ایجاد و تمامی جنبه های طراحی تصویر تحت کنترل خود بوده است). شخص دیگری در ساخت آنها نقشی نداشته است.

۴. آلبوم های خانوادگی و دیگر مجموعه عکس هایی از زندگینامه خانوادگی مراجع (این است در اینجا به عکس ها که در "خانواده هسته ای" یا "خانواده انتخابی"، طبقه بندی شده اند و یا رسمی و غیررسمی گرفته یا انتخاب شده اند. همچنین ممکن است که آنها در مکان هایی مانند کیف پول و یا دفترچه خاطرات یا حتی در خانه بروی دیوار باشند. گاهی در پردازش کامپیوتر از تصاویری استفاده میشود و من به عنوان درمانگر همیشه کنجکاو میشوم، که چه تصویری آنجا نگهداری میشود.
... و در نهایت

۵. "پیش بینی هایی در عکس"، که از (واقعیت پدیدارشناختانه) استفاده می کنند که معنایی برای هر عکس در طول مشاهده در بیننده به وجود می آورد. همانطور که بیننده به تصویر نگاه می کند، تصورات و واکنش هایی که از یک 👈"نقشه درونی و واقعیت شخص"👉 بهره میگیرند، پدیدار میشود. این در مورد تصمیم بیننده از معنی تصویر دیده شده خبر میدهد. نکته ای که قبلا اشاره کردم. ما نمیتوانیم نسبت به یک تصویر نابینا باشیم، چرا که فیلترهای تصویری ما بلافاصله از ناخودآگاه اطلاعات کسب میکنند.

👈بنابراین، این تکنیک به یک نوع خاص از عکس اشاره نمی کند، بلکه به رابطه کمتر ملموس بیننده یا عکاس با عکس به مثابه آن و وضعیتی که هر فرد دید خود را به آنچه که دیده شده است، خواهد داشت. بدین معنی که دید و احساس درمانگر و مراجع و عکاس نمیتوانند همسو باشند.

👈 درمان با تصاویر در مقیاس های بزرگتر

همانطور که در کتاب فتوتراپی تکنیک که معرفی کردم در حال کاوش در اسرار شخصی و گزارشهای آلبوم خانوادگی مراجع توضیح می دهد، می توان توصیف کرد، که در آن اصول اولیه درمان و عکس نشانه ای از فوتوتراپی به عنوان یک درمان بر اساس سیستم درمانی میباشد.
این تکنیک ها توسط روانپزشکان آموزش دیده به عنوان بخشی از کار درمانی خود استفاده میکنند و به مراجع کمک می کنند تا برداشت ها و بینش های درک شده را بررسی و پردازش کنند. بنابراین با این خلاقیت مراجع می تواند زندگی خود را بهتر درک کند و از انتخاب خود دریچه ای به ناخوداگاه خود بگشایند.

👈بنابراین، این تکنیک بر پایه درمان سیستمی میتوو اند به عنوان "عکس-درمانی" که مراجع در اینگونه فعالیت ها با بازتاب توسط درمانگر بیشتر و نزدیکتر به ناخوداگاه خود میگردد. یا بهتر است بگوئیم که به طرحواره های خود اگاه میگردد. این درمان به عنوان یک تجربه شخصی و هم به عنوان یک تحقق هنری مورد استفاده قرار می گیرد که برای کمک به حل مشکلات مراجعان استفاده میشود.

ادامه دارد
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
دکتر موریس ستودگان
قسمت چهارم

📍تکنیکهای فوتوتراپی در مشاوره و درمان

اگر چه کاوشهای تصویری (عکس به عنوان درمان) از اکتشافات تصادفی شاید باشد، اما شامل جنبه های "درمانی" متفاوتی است، به ویژه هنگامی که تصویر به عنوان یک عامل برای تغییرات شخصی و اجتماعی عمل می کند. این روش نیازمند حفظ پروسه های انتخاب تصاویر یا عکسبرداری مراجع تحت بازتاب و هدف بندی همراهی حرفه ای درمانگر میباشد.

از آنجا که درمان با تصاویر بر اساس تعاملات و تکنیک های انعطاف پذیر عمل میکند، از اینرو خود را متعهد به یک مدل و نظریه خاص و یا پارادایم درمانی نمیبیند، بلکه می توان آن را با هر مشاور آموزش دیده و یا درمانگر، صرف نظر از آنچه به دنبال این رویکرد نظری استفاده می شود، آموزش و عملی کرد. این یکی از بسیاری از نقاط مهم در مقایسه فتوتراپی با درمان با هنرهای دیگر است. درمان با تصاویر می تواند توسط بسیاری از درمانگران استفاده شود، حتی اگر آنها به طور خاص در هنر درمانی آموزش ندیده باشند. با مطالعات و تجربه درمانی این قدم تسهیل پذیر است.

فتوتراپی یا همان درمان با تصاویر و عکسهای منتخب مراجع به عنوان "برقراری ارتباطات با تصاویر" به مثابه همان هنر درمانی میباشد، و در نتیجه هیچ تجربه قبلی با دوربین و یا هنر عکس برداری و یا تعریف و توضیح عکسهای منتخب برای مراجع نیاز نیست. برای یک درمان موثر تجربه رواندرمانگر با اینگونه کاردرمانی مورد نیاز است.

از آنجا که فتوتراپی به مراجع این امکان برای مقابله با ساخت و ساز منحصر به فرد و بصری خود از واقعیت را میدهد، گویا زمان متوقف میشود و استفاده از عکاسی یا تصاویر انتخابی باید بیشتر به عنوان یک عمل فعال تا یک حرکت منفعل دیده شود و انعکاس ارزشها را در پی داشته باشد. این روش مانند تمام روشهای هنری دیگر به بازتاب ارزشها و ساختن سوژه های ذهنی جدید ارزش فراوان میدهد.
از نکات ارزشمند این تکنیک همچنین می تواند با موفقیت در مراجعینی استفاده شود که در ارتباطات فیزیکی یا روانی دچار اختلالات میباشند، و اما افرادی که از گروه های حاشیه ای اجتماعی و فرهنگی میباشند، این روش پاسخ گو خواهد بود. اگرچه از دید خطر سوء تفاهم از عناصر ارتباط غیر کلامی میتوان به یقین ابزار مناسب تری پیدا کرد. ، این روش درمان برای اینگونه افراد نیز مفید است.

بنابراین، فتوتراپی برای کار با خارجی ها با مشکل زبان، افراد با عقب ماندگی ذهنی، اقلیت ها، افراد در موقعیت های خاص و موارد مشابه باشد، به عنوان مثال نیز برای کار حل تعارض در مشاوره قبل از ازدواج، میانجیگری طلاق و حوزه های مشابه و توانمندسازی بسیار مفید باشد.

باز انجا که امروزه مردم بیشتر و بیشتر با استفاده از رسانه های الکترونیکی و تصویربرداری دیجیتال، و بسیار استفاده کرده و اسکنر، راه اندازی یک وب سایت خانواده، و یا در حال حاضر با درمان سایبری آنلاین تجربه کسب میکنند، به همین دلیل امکانات جدیدی را برای استفاده از عکس باز در درمان بوجود میاورد.

👈 من از تجربه های خود میتوانم بگویم که تصاویر گاهی قدرت فراوانی در بیان موضوعاتی دارند که با کلمات بیان آن ممکن نیست. و گاهی به خودمان دقت کنیم در چه مواردی و یا سنینی از چه تصاویری یا عکسهای خودمان لذت میبریم و یا خیر. همه اینها گویای وضعیت کنونی روانی ماست. پایان

تهیه: دکتر موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ترجمه و تهیه: دکتر موریس ستودگان

📍آیا اسکیزوفرنی درمان میشود؟

👈شانس موفقیت در درمان: بالا!

درمان یک سایکوز (روانپریشی) دشوار است زیرا این گونه اختلال ها بسیار پیچیده و کامپلکس هستند. به همین سبب است که روش های مختلف تراپی برای  درمان ترکیب شده اند.

هدف نهایی درمان اسکیزوفرنیا این است که بیمار را دوباره به زندگی روزمره وارد کنیم.  تا بتواند به طور فعال و مستقل زندگی خود را شکل دهد و در نهایت در تصمیم گیری در مورد درمان نیز نقش اساسی داشته باشد.

مهمترین هدف در درمان این است که شخص با اختلال اسکیزوفرنیا بتواند در زندگی روزمره خود اهدافش را مستقل تعیین کند.

بر خلاف باور عمومی، شانس موفقیت بسیار بالا است: در بیش از نیمی از افراد دچار اختلال، تمام علائم به طور کامل ناپدید می شوند، به طوری که آنها می توانند زندگی معمولی خود را ادامه دهند به جز اینکه در مورد اقداماتی برای پیشگیری از مشکلات روحی جدید با آنها گفتگو شود. آنها هم همانند افراد دیگر میتوانند روزانه با مشکلات جدیدی روبرو شوند و برای حل ان شاید نیاز به کمک داشته باشند.  در موارد باقی مانده، یک درمان مداوم معمولا خطر عود بیماری را کاهش می دهد.

در هر صورت مهم است که درمان در همان ابتدای اختلال و تشخیص ان آغاز شود. هر چه زمان شروع اختلاا تا درمان طولانی تر باشد، اختلال و درمان نامطلوب تر می شوند.

📍درمان سرپایی یا بستری در کلینیک بهتر است؟

در فاز حاد سایکوز اسکیزوفرنی، درمان شخص مبتلا ممکن است گاهی بر خلاف خواسته شخص به صورت بستری در کلینیک صورت گیرد،  به ویژه اگر شخص برای خود یا محیطش خطرناک باشد. خوشبختانه این اتفاق بسیار نادر است.

با این حال، توهم ها مانند توهم شنوایی و بینایی و سایر علائم مثبت ممکن است باعث ترس غیر قابل تحمل خود انها و اطرافیان شود که باید با داروهایی با دوز بالا موقتا درمان شود. گرچه عوارض جانبی ممکن است داشته باشد که در کلینیک بهتر از افرادی که تحت شرایط سرپایی قرار دارند کنترل می شوند.

در دوره حاد اختلال، شخص اغلب فاقد بینش اختلال و مشکل خود است و نمی تواند باور داشته باشد به اینکه چگونه به طور جدی او مشکل دارد - در شرایط بستری در کلینیک، درمان مداوم که کاملا لازم  برای پایان دادن به قسمت حاد روان پریشی شخص است، به سرعت گارانتی میشود.

متخصصان در زمینه های مختلف با یکدیگر همکاری می کنند تا شخص را به درمان مناسب و متناسب با وضعیت فردی او آگاه و درمان کنند:

👈روانپزشکان و روانشناسان، مددکاران اجتماعی و پرستار و درمانگران خانواده تیم درمان را معمولا تشکیل میدهند. 👉

امروز، به هیچ وجه، شخص مبتلا به اسکیزوفرنی، حتی در یک دوره حاد، در بیمارستان بستری نمی شود. اغلب یک درمان سرپایی در یک کلینیک روزانه ممکن است.

هدف این است که اشخاص در صورت تصمیم گیری درمورد نحوه درمان و جایی که باید برای درمان در نظر گرفته شود تفهیم شده و شخص بی اطلاع از تصمیمات پزشک نخواهد بود، بلکه شریک برای تصمیم گیری ها و نقشه درمان خواهد شد.

📍داروها چه میکنند؟

داروها جزء کلیدی درمان روانپریشی در اکثر اختلال ها هستند. با این حال، تعداد کمی از افراد دچار اختلال هستند که به خوبی به دارو پاسخ مثبت نمی دهند که متأسفانه این را نمی توان در موارد خاص از پیش پیش بینی کرد.

تلاش برای پایان دادن به یک اختلال اسکیزوفرنی بدون دارو ممکن است درمان را پیچیده و حتی باعث عدم موفقیت در رسیدن به اهداف برای رواندرمانگر  شود. از سوی دیگر، تنها به  دارو بسنده کردن میتواند دچار مشکل گردد. تنها با هماهنگی با روش های دیگر درمان می توان درمان مناسب و موثر برای هر اختلال را رقم زد.

داروهایی که استفاده می شود neuroleptics نامیده می شود. آنها برای متوقف کردن پیامرسانهای متابولیسم در مغز و به تعادل رساندن ان و به منظور کاهش علائم اسکیزوفرنی، به خصوص علائم مثبت ان است. به طور خاص، آنها تأثیر بیش از حد دوپامین بر سلول های عصبی را مهار می کنند. نوروپلاسم های مختلفی وجود دارد، برخی از آنها همچنین به سیستم های انتقال دهنده عصبی حمله می کنند که از دوپامین، استفاده می کنند و روی سروتونین و روی گلوتامات اثر میگذارند.  بنابراین، آنها دارای طیف متفاوتی از اثرات هستند که می توانند در درمان استفاده شوند، و این بسته به این دارد که کدام علائم بالینی مشخص هستند.

در عموم مردم بسیاری از باورهای اشتباه در مورد neuroleptics وجود دارد. گاهی صحبت از یک "حمله شیمیایی" یا "جبر شیمیایی" می کنند که فقط برای بیماران موقتا آرام بخش است، آنها را وابسته و یا معتاد می کند و آنها را دراز مدت بی اراده و عقل می کند.  این ایده ها کاملا اشتباه هستند.

ادامه...

1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اثر آرام بخش نورولپتیک ممکن است در ابتدای درمان بسیار مفید باشد، در حالی که بسیاری از افراد به شدت تحریک شده و عوارض جانبی نشان داده اند، اما این تاثیر اصلی نیست، بلکه تاثیر جانبی داروست. این به دلیل توانایی آنها در کاهش نشانه های روان پریشی مانند توهم ها و یا کلافگی و سردرگمی است.

و دارو های Neuroleptics ابتدا بسیاری از مبتلایان به اختلال را قادر می سازد تا به طور فعال با علائم و عواقب اختلال مبارزه کنند و یک برداشت منطقی از محیط را دوباره به دست آورند.

👈بسته به علائم اختلال میتواند روانپزشک سایر داروها را پیشنهاد کند، به عنوان مثال، برای افسردگی (ضد افسردگی) و یا در برابر اضطراب (anxiolytics) عمل می کنند یا تحریک بسیار شدید (خواب آلودگی) را کاهش می دهند.

📍چه مدت باید داروها را مصرف کرد؟

از آنجایی که اسکیزوفرنی مبتنی بر استعداد درازمدت ژنتیکی و محیطی میباشد نمی تواند تنها از طریق دارو درمان شود، داروها نمی توانند صرفا زمانی که علائم تحت کنترل میباشند، متوقف شوند.

به طور کلی توصیه می شود برای حداقل شش ماه پس از شروع اولیه و همچنین پس از یک عود مجدد ممکن، به مدت طولانی ادامه داده شود تا خطر ابتلا به عود مجدد اختلال ایجاد نشود.
چه هنگام درمان دارویی می تواند متوقف شود، پزشک به همراه شخص باید با هم تصمیم بگیرند. پس از آن از مقدار دارو باید به آرامی کاسته شود. خروج ناگهانی از دوره درمانی با دارو باعث افزایش خطر ابتلا به عود می شود.

📍 آموزش روان شناختی جزء مهم درمان است!

[آموزش روانشناختی به فرایند ارائه آموزش و اطلاع رسانی به کسانی که در جستجوی یا دریافت خدمات بهداشت روانی هستند، مانند افراد مبتلا به اختلال های روانی (یا بیماری های خطرناک / تدریجی) و اعضای خانواده آنها تشخیص داده می شوند.]

چندین سال پیش، علم پزشکی متوجه شد که قرصهای تجویز شده برای افراد مبتلا به اختلال ها کافی نیست و لازم است که کدهای رفتاری در زندگی جمعی و سیستمی به آنها نیز آموزش داده شود. درمان دارویی  بیشتر جواب خواهد داد و یا بهتر عمل خواهد کرد وقتی افراد یاد می گیرند که با اختلال خود چگونه زندگی کنند و برای ان‌ مسئولیت به عهده بگیرند، و این وعده موفقیت بسیار بیشتری می دهد، بنابراین به عنوان یک متخصص در اختلال خود دیده میشوند. در بسیاری از موارد، بستگان آنها نیز در درمان نقش دارند تا بتوانند بهتر از درمان حمایت کنند و به ثبات در موقعیت شخص در سیستم‌ کمک کنند.

این نگرش نیز در اشخاص مبتلا به اسکیزوفرنی بسیار مهم و قابل توجه قرار گرفت و بزودی موفقیت درمان را هویدا ساخت. مهم است که درمانگران، مبتلایان و بستگان با یکدیگر یک رابطه خوب و قابل اعتماد ایجاد کنند تا پروسه درمان سریعتر پیش رود.

یاد اوری کنیم که اموزش روانشناختی با روان درمانی اشتباه گرفته نشود. آموزش روانشناختی شامل مجموعه ای از دوره های آموزشی، شبیه به افراد مبتلا به آسم و دیابت  است که نحوه برخورد و پذیرش بیماری را بشناسند.

به این سبب است که افراد مبتلا درباره بیماری خود دانش و آگاهی کسب کنند، پیوند آن با دنیای تجربی خود و ایجاد استراتژی برای زندگی با روان درمانی، شناسایی بحران ها و پیشگیری از عود بیماری. تبادل تجربه با سایر افراد کمک می کند.

تحقیقات علمی نشان داده اند که آموزش روانشناختی در کمک به افراد مبتلا برای تجربه روانپریشی در آینده و همچنین در بروز مشکل انها  بهتر و سریعتر عمل میکنند.

📍فرمهای دیگر تراپی نیز وجود دارد؟

افرادی که از اسکیزوفرنی رنج می برند، اغلب تعاملات برای آنها در روابط اجتماعی دشوار است، حتی زمانی که علائم روانی واقعی دیگر وجود نداشته باشد. از آنجایی که بیماری اغلب در سن جوانی شروع می شود، بسیاری هنوز دوره آموزش خود را تمام نکرده و حرفه ای را فرا نگرفته اند. درمان های روان- اجتماعی با هدف آموزش رفتار اجتماعی به شخص کمک بسیاری میکند.

روان درمانی نیز کمک می کند تا شخص درکی از بیماری و نحوه برخورد با آن را دریابد. درمان شناختی-رفتاری می تواند علائم مثبت را کاهش دهد و بازگشت به زندگی اجتماعی عادی را اسانتر کند و خطر ابتلا به عود را کاهش دهد.

📍خانواده مبتلایان نیز به مشاوره نیاز دارند؟

افراد اسکیزوفرن اغلب به مراقبت از خانواده خود، زمانی که علائم حاد بهبود می یابند، سپرده می شوند. این بستگان را با چالش های بزرگی روبرو میکند: چگونه با این فرزند با مشکل روانی برخورد کنیم؟ چه چیزی به او کمک می کند، چه چیزی آسیب میرساند؟ چطور می توانیم به او کمک کنیم تا زندگی خود را بهینه کند؟ از کجا شروع به کمک کنیم؟ و کجا کمک نیاز نیست؟ چگونه می تواند یک خانواده تحت استرس احساس عاطفی خود را مدیریت کند؟

ادامه....

2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔑کلید واژه "اطلاعات" نامیده می شود. بهتر است که خانواده در مورد اختلال و مشکلاتی که با آن شخص در زندگی روزمره زندگی می کند، بدانند و بهتر است که از درمان اینگونه حمایت کنند و به شناسایی عواقب قریب الوقوع در زمان و جلوگیری از آن کمک کند.

به همین دلیل است که امروزه روانشناسی به خویشاوندان ارائه می شود، که بتوانند چگونگی برخورد و مقابله با اسکیزوفرنی و استراتژی های مقابله ای برای خانواده را بیاموزند. در خانواده درمانی، اشخاص مبتلا و بستگان یاد می گیرند یکدیگر را بهتر درک کنند و همچنین در مورد شرایط عاطفی دشوار صحبت کنند. چگونه سوءتفاهمهایی که زندگی روزمره را پیچیده و استرس را برای تمام کسانی که درگیر هستند، کمتر کنند.

👈همچنین گروه های خودیاری مفید هستند که در آن خویشاوندان افراد مبتلا به اختلالات روانی به این گروه ها پیوسته و صحبت کردن در مورد بیماری و مشکلات ناشی از آن به معنی کمک بسیاری برای بسیاری از خانواده ها میشود.

تمام این اطلاعات میتواند کمکی برای خانواده باشد.

منبع: بخش تراپی سود دویچه سایتونگ المان

ترجمه و تهیه؛ دکتر موریس ستودگان‌ ۲۰۱۹

@thinkpluswithus

۳
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
10 اختلال عجیب مغز که کاملاً با درک انسان از واقعیت تناقض دارد.


متن از: Tanya Lewis, Business Insider
ترجمه: دکتر موریس ستودگان 2020 March

تصور کنید که می توانید همه چیز شخص دیگری را احساس کنید, مثلا لذت و درد آنها را حتی. یا متقاعد شوید، با وجود همه شواهد زنده برعکس، فکر میکنید که مرده اید.

اینها فقط برخی از اختلالات عجیب مغز است که طی سالیان متمادی کم و بیش باعث ازار انسانهای زیادی شده است. کتاب کلاسیک الیور ساکس ، مردی که همسر خود را برای یک کلاه اشتباه گرفت ، ما را با برخی از عجیب ترین اختلالات مغزی که مردم از آن رنج می برند ، معرفی میکند ، اما این تنها نوک کوه یخ است. در اینجا چند مورد از عجیب ترین شرایط روحی در آورده شده است.

📍 1. سندرم کوتارد Cotard's Syndrom: این اختلال باعث می شود افراد فکر کنند که مرده اند.

👈 آقای ب معلم بازنشسته 65 ساله ای بود که سابقه خانوادگی بیماری روانی نداشت ، هنگامی که ناگهان شروع به داشتن حالات غم انگیز کرد ، او دیگر هیچوقت نتوانست احساس لذت کند ، او خوابید و کمتر خورد و احساس بی فایده بودن در او ایجاد شد. وی بعداً دچار توهماتی شد که اعضای بدن او از کار خود متوقف شده است و خانه اش در حال سقوط است. پس از اقدام به خودكشی ، او اعتقاد داشت كه او مرده است, گر چه او هنوز زنده بود.

این مرد مبتلا به بیماری شناخته شده به عنوان سندرم کوارت (یا سندرم اجساد در حال راه رفتن) بود که در آن بیمار فکر می کند که مرده است. تضاد ان، در بیش از نیمی از موارد ، این بیماران همچنین فکر می کنند که جاودانه هستند. درمان این بیماری می تواند شامل داروهای ضد افسردگی یا ضد سایکوتیک و یا درمان الکترو تشنجی باشد.

📍 2. سندروم پروساپاگنوسیا.
Syndrom Prosopagnosia:
برخی از مردم نمی توانند چهره دیگران را به خاطر بسپارند.

👈 نویسنده و روانشناس الیور ساکس داستان مردی را روایت می کند که "همسر خود را به دلیل کلاه اشتباه گرفته است". او از شرایطی رنج می برد که نتوانسته چهره ها را به نام پروساپاگنوسیا prosopagnosia یا کوری صورت تشخیص دهد. (ساکس نسخه متوسطی از این شرایط را دارد.)

بسته به این که این کیس چقدر شدید است ، ممکن است فرد حتی مشکل با تشخیص چهره های خانواده را نیز داشته باشد ، چهره های غریبه ها را از هم تشخیص دهد یا حتی چهره ای را جدا از یک جسم نبیند.
برخی از مبتلایان به prosopagnosia حتی نمی توانند چهره خود را تشخیص دهند. این بیماری معمولاً در اثر سکته مغزی ایجاد می شود ، اما تا حدود 2.5 درصد از افراد ممکن است با آن متولد شوند.

📍 3. سندرم سیناستیزی آینه لمسی
Mirror-touch synaesthesia:
این اختلال باعث می شود افراد آنچه را که دیگران احساس می کنند احساس کنند.

👈 در قسمت اپیزود نمایش NPR ، Invisibilia ، زنی که مایل به ناشناس ماندن بود, گزارش داد که وقتی می بیند افراد در آغوش گرفته می شوند ، احساس می کند که خودش را در آغوش گرفته است. وقتی می بیند کسی صدمه دیده است ، در همان مکان احساس درد می کند. و او نمی تواند مردم را به خوردن غذا تماشا کند ، زیرا احساس می کند انها در حال فروکردن مواد غذایی در دهانش هستند.

آماندا از یک بیماری نادر به نام سینستزی آینه ای لمسی رنج می برد که باعث می شود بتواند از نظر جسمی آنچه را که دیگران در اطراف خود احساس می کنند احساس کند. اگرچه او اینگونه طریق متولد شد ، افراد دیگر پس از سكته مغزی ، یا اندام قطع عضو (كه می تواند به احساس در اندام "فانتوم" منجر شود) این توانایی حسی را به دست آورده اند. اولین مورد این بیماری در سال 2005 گزارش شد و از آن زمان تاکنون تعداد معدود گزارش های دیگری در این زمینه دیده شده است.

📍 4- توهم کاپگراس Delussion Capgras: افراد مبتلا به این مشکل فکر می کنند که یک شخص محبوب توسط شخص تحمیلی جایگزین شده است.

👈 پس از زایمان ، یک زن 36 ساله این هذیان را ایجاد کرد که پسرش و دیگر اعضای خانواده وی توسط جاسوسی جایگزین شده اند. این هذیان به مدت پنج سال ادامه یافت و هر پزشک معالج وی را معاینه کرد چیزی حاصل نشد. سرانجام ، این زن به روش الكترونیك تشنج (كه در آن شوكهای الكتریكی از طریق مغز برای ایجاد تشنج انجام می شود) قرار گرفت ، و علائم روانپریشی وی کاهش یافت.

این زن از آنچه به عنوان توهم Capgras یا سندرم Capgras شناخته می شود ، رنج می برد ، جایی که فکر می کنید عزیزان توسط جاسوسی ، روبات یا بیگانگان جایگزین شده اند. این بیماری معمولاً در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی پارانوئید مشاهده می شود ، اما در بیمارانی که دارای آسیب مغزی یا زوال عقل هستند نیز دیده شده است. همچنین در زنان نسبت به مردان بیشتر است (با نسبت 3: 2).

@thinkpluswithus Setudegan

1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍5- سندرم دست بیگانه
Alien Hand Syndrom:
برخی از مردم اطمینان دارند كه دست آنها متعلق به آنها نیست.

👈 یک زن 82 ساله دچار سکته مغزی شد و پس از بهبودی حدود شش هفته بعد ، گزارش داد که بازوی چپ وی به او تعلق ندارد. درعوض ، او متقاعد شد كه اندام متعلق به برادرش است كه هنگام سكته مغزی همراه او بوده است. احساس می کرد انگار بازو کاری را که او می خواهد انجام دهد را انجام نمیدهد.

این یک مورد از سندرم دست بیگانه بود ، یک بیماری عصبی نادر که در آن اندام فرد بدون کنترل خود حرکت می کند و باعث می شود احساس کند متعلق به آنها نیست. گاهی اوقات ممکن است بیمار با دست بیگانه به اشیاء برسد و از دست سالم خود برای مهار آن استفاده کند. این بیماری ممکن است هنگام قطع ارتباط دو نیمکره مغز ایجاد شود ، اما می تواند بعد از سکته مغزی یا آسیب دیدگی مغزی نیز اتفاق بیفتد. فقط در حدود چهارده مورد از سندرم دست بیگانه گزارش شده است.

📍6. غفلت نیمکره Hemispatial Neglect: این شرایط نیمی از جهان انسان را نامرئی می کند.

طبق برخی از گزارش ها ، ممکن است بعد از سکته مغزی ، برخی از مردم نیمی از دنیای خود را نادیده میگیرند. به عنوان مثال ، یکی از این بیماران با وجود گرسنگی هنوز ممکن است از خوردن نیمی از مواد غذایی در بشقاب خود غافل شود. یا ممکن است او یک ساعت را نقاشی کند که فقط اعداد 12 تا 6 را نشان می دهند.

👈 این زن از وضعیتی معروف به غفلت نیمکره رنج می برد ، که وقتی آسیب به یک نیمکره مغزی ایجاد می شود ، باعث می شود فرد آگاهی خود را نسبت به یک طرف فضای اطراف خود از دست بدهد. فرد دیگر نمی تواند اطلاعات دریافت شده از آن طرف بدن یا محیط را دریافت کند یا پردازش کند (اغلب طرف مقابل آسیب مغزی).

📍 7. آفانتازیا Aphantasia: افراد مبتلا به این بیماری نمی توانند چیزهایی را در ذهن خود تصور کنند.

👈 یک مرد 65 ساله به نام MX پس از جراحی آنژیوپلاستی عروق کرونر ناگهان توانایی احضار تصاویر از چیزهایی را در ذهن خود از دست داد. وی در رابطه با پرسشنامه ها ، علی رغم اینکه در تست های استاندارد ادراک ، تصاویر تصویری و حافظه بصری انجام می داد ، قادر به تجسم هیچ تصویری نبود.

پس از گزارش محققان ، بیش از 20 نفر دیگر با آنها تماس گرفتند و گفتند که آنها ناتوانی یکسانی در تصویر کشیدن چیزهایی در ذهنشان را دارند. دانشمندان گرچه هنوز یك بیماری عصبی شناخته شده کشف نکرده اند ، اما پندار "aphantasia" را از واژه یونانی تخیل لقب داده اند.

📍 8- سندرم بیت المقدس Jerusalem Syndrom: برخی از افراد هنگام بازدید از شهر و مکانهای مقدس دچار توهمات مذهبی می شوند.

👈 یک مرد سالم آلمانی برای جستجوی دین به اورشلیم آمد و برای تحصیل دین و در جستجو یک دین "واقعی" بود. اما او در پایان با داشتن یک تخیل عجیب روانی در کلیسای مقدس مقبره ، کلیسایی ساخته شده در محلی که تصور می شود عیسی مصلوب شده و دفن شده است, وانمود به دیدن چیزی کرد.

به گفته محققان ، این مرد ممکن است از سندرم بیت المقدس رنج میبرد ، پدیده ای که بازدید کنندگان از این شهر مقدس به توهمات مذهبی و عقاید سایکوتیک می پردازند. روانپزشکان اسرائیلی در سال 2000 گزارش دادند که بین سالهای 1980 تا 1993 هزاردویست گردشگر در مرکز بهداشت روان Kfar Shaul شهر "با مشکلات روحی شدید و ایجاد شده در اورشلیم" پذیرفته شده اند.

اما برخی دیگر از این مطالعه انتقاد كرده اند زیرا نتوانسته اند درمورد اینكه چه كسی در معرض خطر این بیماری است ، و چگونگی پیشگیری از آن ، هیچ كدام از این موارد را نام ببرند.

📍 9- سندرم انفجار سر
Exploding head syndrom :
این اختلال باعث می شود افراد از انفجارهایی در سرشان صدایی بشنوند.

👈 یک مرد 57 ساله هندی که پزشکان در تحقیق دیدند که در دو سال گذشته چهار مرتبه شاکی میشد که وی با صدای "چشمک زن" در سمت راست سرش ، که از وی توصیف "انفجار در سر من" ، از خواب بیدار شده است.

در حقیقت ، این یک وضعیت واقعی است که به عنوان سندرم سر منفجر شناخته می شود. مبتلایان به این مشکل نادر صدایی مانند صدای انفجار بمبی را در سر احساس می کنند ، شلیک گلوله و یا برخی سر و صدا های ناشنوایان دیگر که ظاهراً درون سر آنها سرچشمه گرفته است ، احساس میشود. اما این هیچگونه درد ، تورم یا ناراحتی جسمی دیگر ایجاد نمی کند. کارشناسان نمی دانند علت آن چیست ، اما به نظر می رسد استرس و خستگی نقش دارد. مشخص نیست که این اختلال چقدر شایع است ، اما برخی از مطالعات نشان می دهد که ممکن است در دانشجویان دانشگاه شایع باشد.

@thinkpluswithus Setudegan

2
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍10- سندرم لهجه خارجی
Foreign accent syndrome:
ابتلا به سكته مغزی باعث می شود كه بعضی از افراد با لهجه خارجی صحبت كنند.

👈 یک زن ایرلندی 39 ساله دچار سکته مغزی شد و توانایی گفتار خود را از دست داد. اما در حال بهبودی ، او شروع به صحبت با آنچه در لهجه فرانسوی به نظر می رسید ، کرد. او هرگز در خارج از ایرلند زندگی نکرده بود و انگلیسی زبان اول او بود.

این زن مبتلا به سندرم لهجه خارجی تشخیص داده شد ، اختلال گفتاری نادر كه معمولاً در اثر سكته مغزی ایجاد می شود. اما همچنین گزارش هایی در مورد آن ناشی از تروما یا بیماری روانی یا حتی خودبخودی گزارش شده است. از سال 1941 تا 2009. شصت و دک مورد گزارش شده از این بیماری گزارش شده است.

این مقاله در ابتدا توسط Business Insider منتشر شده است.

@thinkpluswithus. Setudegan

3
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

عوامل خودشناسی و مزایای خودآگاهی

الف) عوامل مهم‌ خودشناسی کدامند

خودشناسی به مفهوم دانش و آگاهی از خود و ویژگی‌های فردی است. به عبارت دیگر، خودشناسی شامل دست‌یابی به شناخت درست از خود، نقاط قوت و ضعف، ارزش‌ها و باورها، و روابط با دیگران است. خودشناسی به عنوان یکی از اصول اساسی رشد شخصیتی و ارتقای کیفیت زندگی شناخته می‌شود. در این مقاله، به بررسی عوامل خودشناسی و تاثیر آن‌ها بر روی زندگی فردی و اجتماعی پرداخته خواهد شد.

عوامل خودشناسی
عوامل خودشناسی بسیار گسترده هستند و شامل موارد زیر می‌شوند:

۱- شناخت هویت: شناخت هویت به معنای دست‌یابی به شناخت درست و عمیق از خود، ارزش‌ها و باورهای شخصی و ویژگی‌های فردی است. شناخت هویت جزء مهمی از خودشناسی به شمار می‌رود و تاثیر مهمی در رشد شخصیت و ارتقای کیفیت زندگی دارد.

۲- شناخت هدف: شناخت هدف به معنای داشتن هدف‌های مشخص و قطعی در زندگی است. داشتن هدف در زندگی به فرد کمک می‌کند تا عملکرد بهتری داشته باشد و از افت نشان‌دهنده کارایی در زندگی جلوگیری کند.

۳- شناخت احساسات: شناخت احساسات به معنای دست‌یابی به شناخت درست از احساسات و ارتباط آن‌ها با عملکرد فردی است. آگراهی برای کنترل احساسات و مدیریت آن‌ها در سطح سالم و مفید برای زندگی است.

۴- شناخت توانمندی‌ها و قابلیت‌ها: شناخت توانمندی‌ها و قابلیت‌ها به معنای دست‌یابی به شناخت درست از قابلیت‌های فردی و توانمندی‌های آن است. شناخت توانمندی‌ها و قابلیت‌ها می‌تواند به فرد در انتخاب شغل، رشد شخصیتی و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند.

۵- شناخت باورها و ارزش‌ها: شناخت باورها و ارزش‌ها به معنای دست‌یابی به شناخت درست از باورها و ارزش‌های فردی و نقش آن‌ها در زندگی است. شناخت باورها و ارزش‌ها می‌تواند به فرد در تصمیم‌گیری‌های مهم در زندگی و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند.

ب)‌ تاثیر عوامل خودشناسی بر زندگی فردی و اجتماعی

عوامل خودشناسی تاثیر بسیاری بر زندگی فردی و اجتماعی دارند. به عنوان مثال، داشتن شناخت هویت به فرد کمک می‌کند تا رشد شخصیتی بیشتری داشته باشد و در انتخاب شغل و راه‌های زندگی بهتر تصمیم‌گیری کند. همچنین، داشتن هدف در زندگی به فرد کمک می‌کند تا از افت نشان‌دهنده کارایی در زندگی جلوگیری کند و به دستاوردهای بیشتری دست یابد.

شناخت احساسات نیز به فرد کمک می‌کند تا بتوان احساسات خود را به بهترین شکل مدیریت کرده و در سطح سالم و مفیدی از آن‌ها استفاده کند. به عنوان مثال، شخصی که به خوبی احساسات خود را می‌شناسد و آن‌ها را به بهترین شکل مدیریت می‌کند، قادر خواهد بود بهترین تصمیم‌گیری‌ها را در زندگی خود اتخاذ کند و در ارتباط با دیگران به بهترین شکل عمل کند.

شناخت توانمندی‌ها و قابلیت‌ها نیز به فرد کمک می‌کند تا در زندگی خود به بهترین شکل عمل کند و در تلاش برای رسیدن به اهداف خود، از توانایی‌های خود به بهترین شکل استفاده کند. همچنین، شناخت باورها و ارزش‌ها به فرد کمک می‌کند تا در تصمیم‌گیری‌های مهم تردید نکند و به بهترین شکل از ارزش‌های و باورهای خود استفاده کند.

در نتیجه عوامل خودشناسی شامل شناخت هویت، شناخت هدف، شناخت احساسات، شناخت توانمندی‌ها و قابلیت‌ها، و شناخت باورها و ارزش‌ها هستند. این عوامل تاثیر بسیاری بر زندگی فردی و اجتماعی دارند و در رشد شخصیتی و ارتقای کیفیت زندگی به دور از شک و تردید کمک می‌کنند. به عنوان نتیجه‌گیری، درک و شناخت بهتری از خود و عوامل خودشناسی می‌تواند به فرد در تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند.

در قسمت بعد به خوداگاهی خواهم پرداخت.

۱-۳

@thinpluswithus