Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ترجمه و تهیه: دکتر موریس ستودگان
📍آیا اسکیزوفرنی درمان میشود؟
👈شانس موفقیت در درمان: بالا!
درمان یک سایکوز (روانپریشی) دشوار است زیرا این گونه اختلال ها بسیار پیچیده و کامپلکس هستند. به همین سبب است که روش های مختلف تراپی برای درمان ترکیب شده اند.
هدف نهایی درمان اسکیزوفرنیا این است که بیمار را دوباره به زندگی روزمره وارد کنیم. تا بتواند به طور فعال و مستقل زندگی خود را شکل دهد و در نهایت در تصمیم گیری در مورد درمان نیز نقش اساسی داشته باشد.
مهمترین هدف در درمان این است که شخص با اختلال اسکیزوفرنیا بتواند در زندگی روزمره خود اهدافش را مستقل تعیین کند.
بر خلاف باور عمومی، شانس موفقیت بسیار بالا است: در بیش از نیمی از افراد دچار اختلال، تمام علائم به طور کامل ناپدید می شوند، به طوری که آنها می توانند زندگی معمولی خود را ادامه دهند به جز اینکه در مورد اقداماتی برای پیشگیری از مشکلات روحی جدید با آنها گفتگو شود. آنها هم همانند افراد دیگر میتوانند روزانه با مشکلات جدیدی روبرو شوند و برای حل ان شاید نیاز به کمک داشته باشند. در موارد باقی مانده، یک درمان مداوم معمولا خطر عود بیماری را کاهش می دهد.
در هر صورت مهم است که درمان در همان ابتدای اختلال و تشخیص ان آغاز شود. هر چه زمان شروع اختلاا تا درمان طولانی تر باشد، اختلال و درمان نامطلوب تر می شوند.
📍درمان سرپایی یا بستری در کلینیک بهتر است؟
در فاز حاد سایکوز اسکیزوفرنی، درمان شخص مبتلا ممکن است گاهی بر خلاف خواسته شخص به صورت بستری در کلینیک صورت گیرد، به ویژه اگر شخص برای خود یا محیطش خطرناک باشد. خوشبختانه این اتفاق بسیار نادر است.
با این حال، توهم ها مانند توهم شنوایی و بینایی و سایر علائم مثبت ممکن است باعث ترس غیر قابل تحمل خود انها و اطرافیان شود که باید با داروهایی با دوز بالا موقتا درمان شود. گرچه عوارض جانبی ممکن است داشته باشد که در کلینیک بهتر از افرادی که تحت شرایط سرپایی قرار دارند کنترل می شوند.
در دوره حاد اختلال، شخص اغلب فاقد بینش اختلال و مشکل خود است و نمی تواند باور داشته باشد به اینکه چگونه به طور جدی او مشکل دارد - در شرایط بستری در کلینیک، درمان مداوم که کاملا لازم برای پایان دادن به قسمت حاد روان پریشی شخص است، به سرعت گارانتی میشود.
متخصصان در زمینه های مختلف با یکدیگر همکاری می کنند تا شخص را به درمان مناسب و متناسب با وضعیت فردی او آگاه و درمان کنند:
👈روانپزشکان و روانشناسان، مددکاران اجتماعی و پرستار و درمانگران خانواده تیم درمان را معمولا تشکیل میدهند. 👉
امروز، به هیچ وجه، شخص مبتلا به اسکیزوفرنی، حتی در یک دوره حاد، در بیمارستان بستری نمی شود. اغلب یک درمان سرپایی در یک کلینیک روزانه ممکن است.
هدف این است که اشخاص در صورت تصمیم گیری درمورد نحوه درمان و جایی که باید برای درمان در نظر گرفته شود تفهیم شده و شخص بی اطلاع از تصمیمات پزشک نخواهد بود، بلکه شریک برای تصمیم گیری ها و نقشه درمان خواهد شد.
📍داروها چه میکنند؟
داروها جزء کلیدی درمان روانپریشی در اکثر اختلال ها هستند. با این حال، تعداد کمی از افراد دچار اختلال هستند که به خوبی به دارو پاسخ مثبت نمی دهند که متأسفانه این را نمی توان در موارد خاص از پیش پیش بینی کرد.
تلاش برای پایان دادن به یک اختلال اسکیزوفرنی بدون دارو ممکن است درمان را پیچیده و حتی باعث عدم موفقیت در رسیدن به اهداف برای رواندرمانگر شود. از سوی دیگر، تنها به دارو بسنده کردن میتواند دچار مشکل گردد. تنها با هماهنگی با روش های دیگر درمان می توان درمان مناسب و موثر برای هر اختلال را رقم زد.
داروهایی که استفاده می شود neuroleptics نامیده می شود. آنها برای متوقف کردن پیامرسانهای متابولیسم در مغز و به تعادل رساندن ان و به منظور کاهش علائم اسکیزوفرنی، به خصوص علائم مثبت ان است. به طور خاص، آنها تأثیر بیش از حد دوپامین بر سلول های عصبی را مهار می کنند. نوروپلاسم های مختلفی وجود دارد، برخی از آنها همچنین به سیستم های انتقال دهنده عصبی حمله می کنند که از دوپامین، استفاده می کنند و روی سروتونین و روی گلوتامات اثر میگذارند. بنابراین، آنها دارای طیف متفاوتی از اثرات هستند که می توانند در درمان استفاده شوند، و این بسته به این دارد که کدام علائم بالینی مشخص هستند.
در عموم مردم بسیاری از باورهای اشتباه در مورد neuroleptics وجود دارد. گاهی صحبت از یک "حمله شیمیایی" یا "جبر شیمیایی" می کنند که فقط برای بیماران موقتا آرام بخش است، آنها را وابسته و یا معتاد می کند و آنها را دراز مدت بی اراده و عقل می کند. این ایده ها کاملا اشتباه هستند.
ادامه...
1
📍آیا اسکیزوفرنی درمان میشود؟
👈شانس موفقیت در درمان: بالا!
درمان یک سایکوز (روانپریشی) دشوار است زیرا این گونه اختلال ها بسیار پیچیده و کامپلکس هستند. به همین سبب است که روش های مختلف تراپی برای درمان ترکیب شده اند.
هدف نهایی درمان اسکیزوفرنیا این است که بیمار را دوباره به زندگی روزمره وارد کنیم. تا بتواند به طور فعال و مستقل زندگی خود را شکل دهد و در نهایت در تصمیم گیری در مورد درمان نیز نقش اساسی داشته باشد.
مهمترین هدف در درمان این است که شخص با اختلال اسکیزوفرنیا بتواند در زندگی روزمره خود اهدافش را مستقل تعیین کند.
بر خلاف باور عمومی، شانس موفقیت بسیار بالا است: در بیش از نیمی از افراد دچار اختلال، تمام علائم به طور کامل ناپدید می شوند، به طوری که آنها می توانند زندگی معمولی خود را ادامه دهند به جز اینکه در مورد اقداماتی برای پیشگیری از مشکلات روحی جدید با آنها گفتگو شود. آنها هم همانند افراد دیگر میتوانند روزانه با مشکلات جدیدی روبرو شوند و برای حل ان شاید نیاز به کمک داشته باشند. در موارد باقی مانده، یک درمان مداوم معمولا خطر عود بیماری را کاهش می دهد.
در هر صورت مهم است که درمان در همان ابتدای اختلال و تشخیص ان آغاز شود. هر چه زمان شروع اختلاا تا درمان طولانی تر باشد، اختلال و درمان نامطلوب تر می شوند.
📍درمان سرپایی یا بستری در کلینیک بهتر است؟
در فاز حاد سایکوز اسکیزوفرنی، درمان شخص مبتلا ممکن است گاهی بر خلاف خواسته شخص به صورت بستری در کلینیک صورت گیرد، به ویژه اگر شخص برای خود یا محیطش خطرناک باشد. خوشبختانه این اتفاق بسیار نادر است.
با این حال، توهم ها مانند توهم شنوایی و بینایی و سایر علائم مثبت ممکن است باعث ترس غیر قابل تحمل خود انها و اطرافیان شود که باید با داروهایی با دوز بالا موقتا درمان شود. گرچه عوارض جانبی ممکن است داشته باشد که در کلینیک بهتر از افرادی که تحت شرایط سرپایی قرار دارند کنترل می شوند.
در دوره حاد اختلال، شخص اغلب فاقد بینش اختلال و مشکل خود است و نمی تواند باور داشته باشد به اینکه چگونه به طور جدی او مشکل دارد - در شرایط بستری در کلینیک، درمان مداوم که کاملا لازم برای پایان دادن به قسمت حاد روان پریشی شخص است، به سرعت گارانتی میشود.
متخصصان در زمینه های مختلف با یکدیگر همکاری می کنند تا شخص را به درمان مناسب و متناسب با وضعیت فردی او آگاه و درمان کنند:
👈روانپزشکان و روانشناسان، مددکاران اجتماعی و پرستار و درمانگران خانواده تیم درمان را معمولا تشکیل میدهند. 👉
امروز، به هیچ وجه، شخص مبتلا به اسکیزوفرنی، حتی در یک دوره حاد، در بیمارستان بستری نمی شود. اغلب یک درمان سرپایی در یک کلینیک روزانه ممکن است.
هدف این است که اشخاص در صورت تصمیم گیری درمورد نحوه درمان و جایی که باید برای درمان در نظر گرفته شود تفهیم شده و شخص بی اطلاع از تصمیمات پزشک نخواهد بود، بلکه شریک برای تصمیم گیری ها و نقشه درمان خواهد شد.
📍داروها چه میکنند؟
داروها جزء کلیدی درمان روانپریشی در اکثر اختلال ها هستند. با این حال، تعداد کمی از افراد دچار اختلال هستند که به خوبی به دارو پاسخ مثبت نمی دهند که متأسفانه این را نمی توان در موارد خاص از پیش پیش بینی کرد.
تلاش برای پایان دادن به یک اختلال اسکیزوفرنی بدون دارو ممکن است درمان را پیچیده و حتی باعث عدم موفقیت در رسیدن به اهداف برای رواندرمانگر شود. از سوی دیگر، تنها به دارو بسنده کردن میتواند دچار مشکل گردد. تنها با هماهنگی با روش های دیگر درمان می توان درمان مناسب و موثر برای هر اختلال را رقم زد.
داروهایی که استفاده می شود neuroleptics نامیده می شود. آنها برای متوقف کردن پیامرسانهای متابولیسم در مغز و به تعادل رساندن ان و به منظور کاهش علائم اسکیزوفرنی، به خصوص علائم مثبت ان است. به طور خاص، آنها تأثیر بیش از حد دوپامین بر سلول های عصبی را مهار می کنند. نوروپلاسم های مختلفی وجود دارد، برخی از آنها همچنین به سیستم های انتقال دهنده عصبی حمله می کنند که از دوپامین، استفاده می کنند و روی سروتونین و روی گلوتامات اثر میگذارند. بنابراین، آنها دارای طیف متفاوتی از اثرات هستند که می توانند در درمان استفاده شوند، و این بسته به این دارد که کدام علائم بالینی مشخص هستند.
در عموم مردم بسیاری از باورهای اشتباه در مورد neuroleptics وجود دارد. گاهی صحبت از یک "حمله شیمیایی" یا "جبر شیمیایی" می کنند که فقط برای بیماران موقتا آرام بخش است، آنها را وابسته و یا معتاد می کند و آنها را دراز مدت بی اراده و عقل می کند. این ایده ها کاملا اشتباه هستند.
ادامه...
1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اثر آرام بخش نورولپتیک ممکن است در ابتدای درمان بسیار مفید باشد، در حالی که بسیاری از افراد به شدت تحریک شده و عوارض جانبی نشان داده اند، اما این تاثیر اصلی نیست، بلکه تاثیر جانبی داروست. این به دلیل توانایی آنها در کاهش نشانه های روان پریشی مانند توهم ها و یا کلافگی و سردرگمی است.
و دارو های Neuroleptics ابتدا بسیاری از مبتلایان به اختلال را قادر می سازد تا به طور فعال با علائم و عواقب اختلال مبارزه کنند و یک برداشت منطقی از محیط را دوباره به دست آورند.
👈بسته به علائم اختلال میتواند روانپزشک سایر داروها را پیشنهاد کند، به عنوان مثال، برای افسردگی (ضد افسردگی) و یا در برابر اضطراب (anxiolytics) عمل می کنند یا تحریک بسیار شدید (خواب آلودگی) را کاهش می دهند.
📍چه مدت باید داروها را مصرف کرد؟
از آنجایی که اسکیزوفرنی مبتنی بر استعداد درازمدت ژنتیکی و محیطی میباشد نمی تواند تنها از طریق دارو درمان شود، داروها نمی توانند صرفا زمانی که علائم تحت کنترل میباشند، متوقف شوند.
به طور کلی توصیه می شود برای حداقل شش ماه پس از شروع اولیه و همچنین پس از یک عود مجدد ممکن، به مدت طولانی ادامه داده شود تا خطر ابتلا به عود مجدد اختلال ایجاد نشود.
چه هنگام درمان دارویی می تواند متوقف شود، پزشک به همراه شخص باید با هم تصمیم بگیرند. پس از آن از مقدار دارو باید به آرامی کاسته شود. خروج ناگهانی از دوره درمانی با دارو باعث افزایش خطر ابتلا به عود می شود.
📍 آموزش روان شناختی جزء مهم درمان است!
[آموزش روانشناختی به فرایند ارائه آموزش و اطلاع رسانی به کسانی که در جستجوی یا دریافت خدمات بهداشت روانی هستند، مانند افراد مبتلا به اختلال های روانی (یا بیماری های خطرناک / تدریجی) و اعضای خانواده آنها تشخیص داده می شوند.]
چندین سال پیش، علم پزشکی متوجه شد که قرصهای تجویز شده برای افراد مبتلا به اختلال ها کافی نیست و لازم است که کدهای رفتاری در زندگی جمعی و سیستمی به آنها نیز آموزش داده شود. درمان دارویی بیشتر جواب خواهد داد و یا بهتر عمل خواهد کرد وقتی افراد یاد می گیرند که با اختلال خود چگونه زندگی کنند و برای ان مسئولیت به عهده بگیرند، و این وعده موفقیت بسیار بیشتری می دهد، بنابراین به عنوان یک متخصص در اختلال خود دیده میشوند. در بسیاری از موارد، بستگان آنها نیز در درمان نقش دارند تا بتوانند بهتر از درمان حمایت کنند و به ثبات در موقعیت شخص در سیستم کمک کنند.
این نگرش نیز در اشخاص مبتلا به اسکیزوفرنی بسیار مهم و قابل توجه قرار گرفت و بزودی موفقیت درمان را هویدا ساخت. مهم است که درمانگران، مبتلایان و بستگان با یکدیگر یک رابطه خوب و قابل اعتماد ایجاد کنند تا پروسه درمان سریعتر پیش رود.
یاد اوری کنیم که اموزش روانشناختی با روان درمانی اشتباه گرفته نشود. آموزش روانشناختی شامل مجموعه ای از دوره های آموزشی، شبیه به افراد مبتلا به آسم و دیابت است که نحوه برخورد و پذیرش بیماری را بشناسند.
به این سبب است که افراد مبتلا درباره بیماری خود دانش و آگاهی کسب کنند، پیوند آن با دنیای تجربی خود و ایجاد استراتژی برای زندگی با روان درمانی، شناسایی بحران ها و پیشگیری از عود بیماری. تبادل تجربه با سایر افراد کمک می کند.
تحقیقات علمی نشان داده اند که آموزش روانشناختی در کمک به افراد مبتلا برای تجربه روانپریشی در آینده و همچنین در بروز مشکل انها بهتر و سریعتر عمل میکنند.
📍فرمهای دیگر تراپی نیز وجود دارد؟
افرادی که از اسکیزوفرنی رنج می برند، اغلب تعاملات برای آنها در روابط اجتماعی دشوار است، حتی زمانی که علائم روانی واقعی دیگر وجود نداشته باشد. از آنجایی که بیماری اغلب در سن جوانی شروع می شود، بسیاری هنوز دوره آموزش خود را تمام نکرده و حرفه ای را فرا نگرفته اند. درمان های روان- اجتماعی با هدف آموزش رفتار اجتماعی به شخص کمک بسیاری میکند.
روان درمانی نیز کمک می کند تا شخص درکی از بیماری و نحوه برخورد با آن را دریابد. درمان شناختی-رفتاری می تواند علائم مثبت را کاهش دهد و بازگشت به زندگی اجتماعی عادی را اسانتر کند و خطر ابتلا به عود را کاهش دهد.
📍خانواده مبتلایان نیز به مشاوره نیاز دارند؟
افراد اسکیزوفرن اغلب به مراقبت از خانواده خود، زمانی که علائم حاد بهبود می یابند، سپرده می شوند. این بستگان را با چالش های بزرگی روبرو میکند: چگونه با این فرزند با مشکل روانی برخورد کنیم؟ چه چیزی به او کمک می کند، چه چیزی آسیب میرساند؟ چطور می توانیم به او کمک کنیم تا زندگی خود را بهینه کند؟ از کجا شروع به کمک کنیم؟ و کجا کمک نیاز نیست؟ چگونه می تواند یک خانواده تحت استرس احساس عاطفی خود را مدیریت کند؟
ادامه....
2
و دارو های Neuroleptics ابتدا بسیاری از مبتلایان به اختلال را قادر می سازد تا به طور فعال با علائم و عواقب اختلال مبارزه کنند و یک برداشت منطقی از محیط را دوباره به دست آورند.
👈بسته به علائم اختلال میتواند روانپزشک سایر داروها را پیشنهاد کند، به عنوان مثال، برای افسردگی (ضد افسردگی) و یا در برابر اضطراب (anxiolytics) عمل می کنند یا تحریک بسیار شدید (خواب آلودگی) را کاهش می دهند.
📍چه مدت باید داروها را مصرف کرد؟
از آنجایی که اسکیزوفرنی مبتنی بر استعداد درازمدت ژنتیکی و محیطی میباشد نمی تواند تنها از طریق دارو درمان شود، داروها نمی توانند صرفا زمانی که علائم تحت کنترل میباشند، متوقف شوند.
به طور کلی توصیه می شود برای حداقل شش ماه پس از شروع اولیه و همچنین پس از یک عود مجدد ممکن، به مدت طولانی ادامه داده شود تا خطر ابتلا به عود مجدد اختلال ایجاد نشود.
چه هنگام درمان دارویی می تواند متوقف شود، پزشک به همراه شخص باید با هم تصمیم بگیرند. پس از آن از مقدار دارو باید به آرامی کاسته شود. خروج ناگهانی از دوره درمانی با دارو باعث افزایش خطر ابتلا به عود می شود.
📍 آموزش روان شناختی جزء مهم درمان است!
[آموزش روانشناختی به فرایند ارائه آموزش و اطلاع رسانی به کسانی که در جستجوی یا دریافت خدمات بهداشت روانی هستند، مانند افراد مبتلا به اختلال های روانی (یا بیماری های خطرناک / تدریجی) و اعضای خانواده آنها تشخیص داده می شوند.]
چندین سال پیش، علم پزشکی متوجه شد که قرصهای تجویز شده برای افراد مبتلا به اختلال ها کافی نیست و لازم است که کدهای رفتاری در زندگی جمعی و سیستمی به آنها نیز آموزش داده شود. درمان دارویی بیشتر جواب خواهد داد و یا بهتر عمل خواهد کرد وقتی افراد یاد می گیرند که با اختلال خود چگونه زندگی کنند و برای ان مسئولیت به عهده بگیرند، و این وعده موفقیت بسیار بیشتری می دهد، بنابراین به عنوان یک متخصص در اختلال خود دیده میشوند. در بسیاری از موارد، بستگان آنها نیز در درمان نقش دارند تا بتوانند بهتر از درمان حمایت کنند و به ثبات در موقعیت شخص در سیستم کمک کنند.
این نگرش نیز در اشخاص مبتلا به اسکیزوفرنی بسیار مهم و قابل توجه قرار گرفت و بزودی موفقیت درمان را هویدا ساخت. مهم است که درمانگران، مبتلایان و بستگان با یکدیگر یک رابطه خوب و قابل اعتماد ایجاد کنند تا پروسه درمان سریعتر پیش رود.
یاد اوری کنیم که اموزش روانشناختی با روان درمانی اشتباه گرفته نشود. آموزش روانشناختی شامل مجموعه ای از دوره های آموزشی، شبیه به افراد مبتلا به آسم و دیابت است که نحوه برخورد و پذیرش بیماری را بشناسند.
به این سبب است که افراد مبتلا درباره بیماری خود دانش و آگاهی کسب کنند، پیوند آن با دنیای تجربی خود و ایجاد استراتژی برای زندگی با روان درمانی، شناسایی بحران ها و پیشگیری از عود بیماری. تبادل تجربه با سایر افراد کمک می کند.
تحقیقات علمی نشان داده اند که آموزش روانشناختی در کمک به افراد مبتلا برای تجربه روانپریشی در آینده و همچنین در بروز مشکل انها بهتر و سریعتر عمل میکنند.
📍فرمهای دیگر تراپی نیز وجود دارد؟
افرادی که از اسکیزوفرنی رنج می برند، اغلب تعاملات برای آنها در روابط اجتماعی دشوار است، حتی زمانی که علائم روانی واقعی دیگر وجود نداشته باشد. از آنجایی که بیماری اغلب در سن جوانی شروع می شود، بسیاری هنوز دوره آموزش خود را تمام نکرده و حرفه ای را فرا نگرفته اند. درمان های روان- اجتماعی با هدف آموزش رفتار اجتماعی به شخص کمک بسیاری میکند.
روان درمانی نیز کمک می کند تا شخص درکی از بیماری و نحوه برخورد با آن را دریابد. درمان شناختی-رفتاری می تواند علائم مثبت را کاهش دهد و بازگشت به زندگی اجتماعی عادی را اسانتر کند و خطر ابتلا به عود را کاهش دهد.
📍خانواده مبتلایان نیز به مشاوره نیاز دارند؟
افراد اسکیزوفرن اغلب به مراقبت از خانواده خود، زمانی که علائم حاد بهبود می یابند، سپرده می شوند. این بستگان را با چالش های بزرگی روبرو میکند: چگونه با این فرزند با مشکل روانی برخورد کنیم؟ چه چیزی به او کمک می کند، چه چیزی آسیب میرساند؟ چطور می توانیم به او کمک کنیم تا زندگی خود را بهینه کند؟ از کجا شروع به کمک کنیم؟ و کجا کمک نیاز نیست؟ چگونه می تواند یک خانواده تحت استرس احساس عاطفی خود را مدیریت کند؟
ادامه....
2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔑کلید واژه "اطلاعات" نامیده می شود. بهتر است که خانواده در مورد اختلال و مشکلاتی که با آن شخص در زندگی روزمره زندگی می کند، بدانند و بهتر است که از درمان اینگونه حمایت کنند و به شناسایی عواقب قریب الوقوع در زمان و جلوگیری از آن کمک کند.
به همین دلیل است که امروزه روانشناسی به خویشاوندان ارائه می شود، که بتوانند چگونگی برخورد و مقابله با اسکیزوفرنی و استراتژی های مقابله ای برای خانواده را بیاموزند. در خانواده درمانی، اشخاص مبتلا و بستگان یاد می گیرند یکدیگر را بهتر درک کنند و همچنین در مورد شرایط عاطفی دشوار صحبت کنند. چگونه سوءتفاهمهایی که زندگی روزمره را پیچیده و استرس را برای تمام کسانی که درگیر هستند، کمتر کنند.
👈همچنین گروه های خودیاری مفید هستند که در آن خویشاوندان افراد مبتلا به اختلالات روانی به این گروه ها پیوسته و صحبت کردن در مورد بیماری و مشکلات ناشی از آن به معنی کمک بسیاری برای بسیاری از خانواده ها میشود.
تمام این اطلاعات میتواند کمکی برای خانواده باشد.
منبع: بخش تراپی سود دویچه سایتونگ المان
ترجمه و تهیه؛ دکتر موریس ستودگان ۲۰۱۹
@thinkpluswithus
۳
به همین دلیل است که امروزه روانشناسی به خویشاوندان ارائه می شود، که بتوانند چگونگی برخورد و مقابله با اسکیزوفرنی و استراتژی های مقابله ای برای خانواده را بیاموزند. در خانواده درمانی، اشخاص مبتلا و بستگان یاد می گیرند یکدیگر را بهتر درک کنند و همچنین در مورد شرایط عاطفی دشوار صحبت کنند. چگونه سوءتفاهمهایی که زندگی روزمره را پیچیده و استرس را برای تمام کسانی که درگیر هستند، کمتر کنند.
👈همچنین گروه های خودیاری مفید هستند که در آن خویشاوندان افراد مبتلا به اختلالات روانی به این گروه ها پیوسته و صحبت کردن در مورد بیماری و مشکلات ناشی از آن به معنی کمک بسیاری برای بسیاری از خانواده ها میشود.
تمام این اطلاعات میتواند کمکی برای خانواده باشد.
منبع: بخش تراپی سود دویچه سایتونگ المان
ترجمه و تهیه؛ دکتر موریس ستودگان ۲۰۱۹
@thinkpluswithus
۳
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
✅ 10 اختلال عجیب مغز که کاملاً با درک انسان از واقعیت تناقض دارد.
متن از: Tanya Lewis, Business Insider
ترجمه: دکتر موریس ستودگان 2020 March
تصور کنید که می توانید همه چیز شخص دیگری را احساس کنید, مثلا لذت و درد آنها را حتی. یا متقاعد شوید، با وجود همه شواهد زنده برعکس، فکر میکنید که مرده اید.
اینها فقط برخی از اختلالات عجیب مغز است که طی سالیان متمادی کم و بیش باعث ازار انسانهای زیادی شده است. کتاب کلاسیک الیور ساکس ، مردی که همسر خود را برای یک کلاه اشتباه گرفت ، ما را با برخی از عجیب ترین اختلالات مغزی که مردم از آن رنج می برند ، معرفی میکند ، اما این تنها نوک کوه یخ است. در اینجا چند مورد از عجیب ترین شرایط روحی در آورده شده است.
📍 1. سندرم کوتارد Cotard's Syndrom: این اختلال باعث می شود افراد فکر کنند که مرده اند.
👈 آقای ب معلم بازنشسته 65 ساله ای بود که سابقه خانوادگی بیماری روانی نداشت ، هنگامی که ناگهان شروع به داشتن حالات غم انگیز کرد ، او دیگر هیچوقت نتوانست احساس لذت کند ، او خوابید و کمتر خورد و احساس بی فایده بودن در او ایجاد شد. وی بعداً دچار توهماتی شد که اعضای بدن او از کار خود متوقف شده است و خانه اش در حال سقوط است. پس از اقدام به خودكشی ، او اعتقاد داشت كه او مرده است, گر چه او هنوز زنده بود.
این مرد مبتلا به بیماری شناخته شده به عنوان سندرم کوارت (یا سندرم اجساد در حال راه رفتن) بود که در آن بیمار فکر می کند که مرده است. تضاد ان، در بیش از نیمی از موارد ، این بیماران همچنین فکر می کنند که جاودانه هستند. درمان این بیماری می تواند شامل داروهای ضد افسردگی یا ضد سایکوتیک و یا درمان الکترو تشنجی باشد.
📍 2. سندروم پروساپاگنوسیا.
Syndrom Prosopagnosia:
برخی از مردم نمی توانند چهره دیگران را به خاطر بسپارند.
👈 نویسنده و روانشناس الیور ساکس داستان مردی را روایت می کند که "همسر خود را به دلیل کلاه اشتباه گرفته است". او از شرایطی رنج می برد که نتوانسته چهره ها را به نام پروساپاگنوسیا prosopagnosia یا کوری صورت تشخیص دهد. (ساکس نسخه متوسطی از این شرایط را دارد.)
بسته به این که این کیس چقدر شدید است ، ممکن است فرد حتی مشکل با تشخیص چهره های خانواده را نیز داشته باشد ، چهره های غریبه ها را از هم تشخیص دهد یا حتی چهره ای را جدا از یک جسم نبیند.
برخی از مبتلایان به prosopagnosia حتی نمی توانند چهره خود را تشخیص دهند. این بیماری معمولاً در اثر سکته مغزی ایجاد می شود ، اما تا حدود 2.5 درصد از افراد ممکن است با آن متولد شوند.
📍 3. سندرم سیناستیزی آینه لمسی
Mirror-touch synaesthesia:
این اختلال باعث می شود افراد آنچه را که دیگران احساس می کنند احساس کنند.
👈 در قسمت اپیزود نمایش NPR ، Invisibilia ، زنی که مایل به ناشناس ماندن بود, گزارش داد که وقتی می بیند افراد در آغوش گرفته می شوند ، احساس می کند که خودش را در آغوش گرفته است. وقتی می بیند کسی صدمه دیده است ، در همان مکان احساس درد می کند. و او نمی تواند مردم را به خوردن غذا تماشا کند ، زیرا احساس می کند انها در حال فروکردن مواد غذایی در دهانش هستند.
آماندا از یک بیماری نادر به نام سینستزی آینه ای لمسی رنج می برد که باعث می شود بتواند از نظر جسمی آنچه را که دیگران در اطراف خود احساس می کنند احساس کند. اگرچه او اینگونه طریق متولد شد ، افراد دیگر پس از سكته مغزی ، یا اندام قطع عضو (كه می تواند به احساس در اندام "فانتوم" منجر شود) این توانایی حسی را به دست آورده اند. اولین مورد این بیماری در سال 2005 گزارش شد و از آن زمان تاکنون تعداد معدود گزارش های دیگری در این زمینه دیده شده است.
📍 4- توهم کاپگراس Delussion Capgras: افراد مبتلا به این مشکل فکر می کنند که یک شخص محبوب توسط شخص تحمیلی جایگزین شده است.
👈 پس از زایمان ، یک زن 36 ساله این هذیان را ایجاد کرد که پسرش و دیگر اعضای خانواده وی توسط جاسوسی جایگزین شده اند. این هذیان به مدت پنج سال ادامه یافت و هر پزشک معالج وی را معاینه کرد چیزی حاصل نشد. سرانجام ، این زن به روش الكترونیك تشنج (كه در آن شوكهای الكتریكی از طریق مغز برای ایجاد تشنج انجام می شود) قرار گرفت ، و علائم روانپریشی وی کاهش یافت.
این زن از آنچه به عنوان توهم Capgras یا سندرم Capgras شناخته می شود ، رنج می برد ، جایی که فکر می کنید عزیزان توسط جاسوسی ، روبات یا بیگانگان جایگزین شده اند. این بیماری معمولاً در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی پارانوئید مشاهده می شود ، اما در بیمارانی که دارای آسیب مغزی یا زوال عقل هستند نیز دیده شده است. همچنین در زنان نسبت به مردان بیشتر است (با نسبت 3: 2).
@thinkpluswithus Setudegan
1
متن از: Tanya Lewis, Business Insider
ترجمه: دکتر موریس ستودگان 2020 March
تصور کنید که می توانید همه چیز شخص دیگری را احساس کنید, مثلا لذت و درد آنها را حتی. یا متقاعد شوید، با وجود همه شواهد زنده برعکس، فکر میکنید که مرده اید.
اینها فقط برخی از اختلالات عجیب مغز است که طی سالیان متمادی کم و بیش باعث ازار انسانهای زیادی شده است. کتاب کلاسیک الیور ساکس ، مردی که همسر خود را برای یک کلاه اشتباه گرفت ، ما را با برخی از عجیب ترین اختلالات مغزی که مردم از آن رنج می برند ، معرفی میکند ، اما این تنها نوک کوه یخ است. در اینجا چند مورد از عجیب ترین شرایط روحی در آورده شده است.
📍 1. سندرم کوتارد Cotard's Syndrom: این اختلال باعث می شود افراد فکر کنند که مرده اند.
👈 آقای ب معلم بازنشسته 65 ساله ای بود که سابقه خانوادگی بیماری روانی نداشت ، هنگامی که ناگهان شروع به داشتن حالات غم انگیز کرد ، او دیگر هیچوقت نتوانست احساس لذت کند ، او خوابید و کمتر خورد و احساس بی فایده بودن در او ایجاد شد. وی بعداً دچار توهماتی شد که اعضای بدن او از کار خود متوقف شده است و خانه اش در حال سقوط است. پس از اقدام به خودكشی ، او اعتقاد داشت كه او مرده است, گر چه او هنوز زنده بود.
این مرد مبتلا به بیماری شناخته شده به عنوان سندرم کوارت (یا سندرم اجساد در حال راه رفتن) بود که در آن بیمار فکر می کند که مرده است. تضاد ان، در بیش از نیمی از موارد ، این بیماران همچنین فکر می کنند که جاودانه هستند. درمان این بیماری می تواند شامل داروهای ضد افسردگی یا ضد سایکوتیک و یا درمان الکترو تشنجی باشد.
📍 2. سندروم پروساپاگنوسیا.
Syndrom Prosopagnosia:
برخی از مردم نمی توانند چهره دیگران را به خاطر بسپارند.
👈 نویسنده و روانشناس الیور ساکس داستان مردی را روایت می کند که "همسر خود را به دلیل کلاه اشتباه گرفته است". او از شرایطی رنج می برد که نتوانسته چهره ها را به نام پروساپاگنوسیا prosopagnosia یا کوری صورت تشخیص دهد. (ساکس نسخه متوسطی از این شرایط را دارد.)
بسته به این که این کیس چقدر شدید است ، ممکن است فرد حتی مشکل با تشخیص چهره های خانواده را نیز داشته باشد ، چهره های غریبه ها را از هم تشخیص دهد یا حتی چهره ای را جدا از یک جسم نبیند.
برخی از مبتلایان به prosopagnosia حتی نمی توانند چهره خود را تشخیص دهند. این بیماری معمولاً در اثر سکته مغزی ایجاد می شود ، اما تا حدود 2.5 درصد از افراد ممکن است با آن متولد شوند.
📍 3. سندرم سیناستیزی آینه لمسی
Mirror-touch synaesthesia:
این اختلال باعث می شود افراد آنچه را که دیگران احساس می کنند احساس کنند.
👈 در قسمت اپیزود نمایش NPR ، Invisibilia ، زنی که مایل به ناشناس ماندن بود, گزارش داد که وقتی می بیند افراد در آغوش گرفته می شوند ، احساس می کند که خودش را در آغوش گرفته است. وقتی می بیند کسی صدمه دیده است ، در همان مکان احساس درد می کند. و او نمی تواند مردم را به خوردن غذا تماشا کند ، زیرا احساس می کند انها در حال فروکردن مواد غذایی در دهانش هستند.
آماندا از یک بیماری نادر به نام سینستزی آینه ای لمسی رنج می برد که باعث می شود بتواند از نظر جسمی آنچه را که دیگران در اطراف خود احساس می کنند احساس کند. اگرچه او اینگونه طریق متولد شد ، افراد دیگر پس از سكته مغزی ، یا اندام قطع عضو (كه می تواند به احساس در اندام "فانتوم" منجر شود) این توانایی حسی را به دست آورده اند. اولین مورد این بیماری در سال 2005 گزارش شد و از آن زمان تاکنون تعداد معدود گزارش های دیگری در این زمینه دیده شده است.
📍 4- توهم کاپگراس Delussion Capgras: افراد مبتلا به این مشکل فکر می کنند که یک شخص محبوب توسط شخص تحمیلی جایگزین شده است.
👈 پس از زایمان ، یک زن 36 ساله این هذیان را ایجاد کرد که پسرش و دیگر اعضای خانواده وی توسط جاسوسی جایگزین شده اند. این هذیان به مدت پنج سال ادامه یافت و هر پزشک معالج وی را معاینه کرد چیزی حاصل نشد. سرانجام ، این زن به روش الكترونیك تشنج (كه در آن شوكهای الكتریكی از طریق مغز برای ایجاد تشنج انجام می شود) قرار گرفت ، و علائم روانپریشی وی کاهش یافت.
این زن از آنچه به عنوان توهم Capgras یا سندرم Capgras شناخته می شود ، رنج می برد ، جایی که فکر می کنید عزیزان توسط جاسوسی ، روبات یا بیگانگان جایگزین شده اند. این بیماری معمولاً در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی پارانوئید مشاهده می شود ، اما در بیمارانی که دارای آسیب مغزی یا زوال عقل هستند نیز دیده شده است. همچنین در زنان نسبت به مردان بیشتر است (با نسبت 3: 2).
@thinkpluswithus Setudegan
1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍5- سندرم دست بیگانه
Alien Hand Syndrom:
برخی از مردم اطمینان دارند كه دست آنها متعلق به آنها نیست.
👈 یک زن 82 ساله دچار سکته مغزی شد و پس از بهبودی حدود شش هفته بعد ، گزارش داد که بازوی چپ وی به او تعلق ندارد. درعوض ، او متقاعد شد كه اندام متعلق به برادرش است كه هنگام سكته مغزی همراه او بوده است. احساس می کرد انگار بازو کاری را که او می خواهد انجام دهد را انجام نمیدهد.
این یک مورد از سندرم دست بیگانه بود ، یک بیماری عصبی نادر که در آن اندام فرد بدون کنترل خود حرکت می کند و باعث می شود احساس کند متعلق به آنها نیست. گاهی اوقات ممکن است بیمار با دست بیگانه به اشیاء برسد و از دست سالم خود برای مهار آن استفاده کند. این بیماری ممکن است هنگام قطع ارتباط دو نیمکره مغز ایجاد شود ، اما می تواند بعد از سکته مغزی یا آسیب دیدگی مغزی نیز اتفاق بیفتد. فقط در حدود چهارده مورد از سندرم دست بیگانه گزارش شده است.
📍6. غفلت نیمکره Hemispatial Neglect: این شرایط نیمی از جهان انسان را نامرئی می کند.
طبق برخی از گزارش ها ، ممکن است بعد از سکته مغزی ، برخی از مردم نیمی از دنیای خود را نادیده میگیرند. به عنوان مثال ، یکی از این بیماران با وجود گرسنگی هنوز ممکن است از خوردن نیمی از مواد غذایی در بشقاب خود غافل شود. یا ممکن است او یک ساعت را نقاشی کند که فقط اعداد 12 تا 6 را نشان می دهند.
👈 این زن از وضعیتی معروف به غفلت نیمکره رنج می برد ، که وقتی آسیب به یک نیمکره مغزی ایجاد می شود ، باعث می شود فرد آگاهی خود را نسبت به یک طرف فضای اطراف خود از دست بدهد. فرد دیگر نمی تواند اطلاعات دریافت شده از آن طرف بدن یا محیط را دریافت کند یا پردازش کند (اغلب طرف مقابل آسیب مغزی).
📍 7. آفانتازیا Aphantasia: افراد مبتلا به این بیماری نمی توانند چیزهایی را در ذهن خود تصور کنند.
👈 یک مرد 65 ساله به نام MX پس از جراحی آنژیوپلاستی عروق کرونر ناگهان توانایی احضار تصاویر از چیزهایی را در ذهن خود از دست داد. وی در رابطه با پرسشنامه ها ، علی رغم اینکه در تست های استاندارد ادراک ، تصاویر تصویری و حافظه بصری انجام می داد ، قادر به تجسم هیچ تصویری نبود.
پس از گزارش محققان ، بیش از 20 نفر دیگر با آنها تماس گرفتند و گفتند که آنها ناتوانی یکسانی در تصویر کشیدن چیزهایی در ذهنشان را دارند. دانشمندان گرچه هنوز یك بیماری عصبی شناخته شده کشف نکرده اند ، اما پندار "aphantasia" را از واژه یونانی تخیل لقب داده اند.
📍 8- سندرم بیت المقدس Jerusalem Syndrom: برخی از افراد هنگام بازدید از شهر و مکانهای مقدس دچار توهمات مذهبی می شوند.
👈 یک مرد سالم آلمانی برای جستجوی دین به اورشلیم آمد و برای تحصیل دین و در جستجو یک دین "واقعی" بود. اما او در پایان با داشتن یک تخیل عجیب روانی در کلیسای مقدس مقبره ، کلیسایی ساخته شده در محلی که تصور می شود عیسی مصلوب شده و دفن شده است, وانمود به دیدن چیزی کرد.
به گفته محققان ، این مرد ممکن است از سندرم بیت المقدس رنج میبرد ، پدیده ای که بازدید کنندگان از این شهر مقدس به توهمات مذهبی و عقاید سایکوتیک می پردازند. روانپزشکان اسرائیلی در سال 2000 گزارش دادند که بین سالهای 1980 تا 1993 هزاردویست گردشگر در مرکز بهداشت روان Kfar Shaul شهر "با مشکلات روحی شدید و ایجاد شده در اورشلیم" پذیرفته شده اند.
اما برخی دیگر از این مطالعه انتقاد كرده اند زیرا نتوانسته اند درمورد اینكه چه كسی در معرض خطر این بیماری است ، و چگونگی پیشگیری از آن ، هیچ كدام از این موارد را نام ببرند.
📍 9- سندرم انفجار سر
Exploding head syndrom :
این اختلال باعث می شود افراد از انفجارهایی در سرشان صدایی بشنوند.
👈 یک مرد 57 ساله هندی که پزشکان در تحقیق دیدند که در دو سال گذشته چهار مرتبه شاکی میشد که وی با صدای "چشمک زن" در سمت راست سرش ، که از وی توصیف "انفجار در سر من" ، از خواب بیدار شده است.
در حقیقت ، این یک وضعیت واقعی است که به عنوان سندرم سر منفجر شناخته می شود. مبتلایان به این مشکل نادر صدایی مانند صدای انفجار بمبی را در سر احساس می کنند ، شلیک گلوله و یا برخی سر و صدا های ناشنوایان دیگر که ظاهراً درون سر آنها سرچشمه گرفته است ، احساس میشود. اما این هیچگونه درد ، تورم یا ناراحتی جسمی دیگر ایجاد نمی کند. کارشناسان نمی دانند علت آن چیست ، اما به نظر می رسد استرس و خستگی نقش دارد. مشخص نیست که این اختلال چقدر شایع است ، اما برخی از مطالعات نشان می دهد که ممکن است در دانشجویان دانشگاه شایع باشد.
@thinkpluswithus Setudegan
2
Alien Hand Syndrom:
برخی از مردم اطمینان دارند كه دست آنها متعلق به آنها نیست.
👈 یک زن 82 ساله دچار سکته مغزی شد و پس از بهبودی حدود شش هفته بعد ، گزارش داد که بازوی چپ وی به او تعلق ندارد. درعوض ، او متقاعد شد كه اندام متعلق به برادرش است كه هنگام سكته مغزی همراه او بوده است. احساس می کرد انگار بازو کاری را که او می خواهد انجام دهد را انجام نمیدهد.
این یک مورد از سندرم دست بیگانه بود ، یک بیماری عصبی نادر که در آن اندام فرد بدون کنترل خود حرکت می کند و باعث می شود احساس کند متعلق به آنها نیست. گاهی اوقات ممکن است بیمار با دست بیگانه به اشیاء برسد و از دست سالم خود برای مهار آن استفاده کند. این بیماری ممکن است هنگام قطع ارتباط دو نیمکره مغز ایجاد شود ، اما می تواند بعد از سکته مغزی یا آسیب دیدگی مغزی نیز اتفاق بیفتد. فقط در حدود چهارده مورد از سندرم دست بیگانه گزارش شده است.
📍6. غفلت نیمکره Hemispatial Neglect: این شرایط نیمی از جهان انسان را نامرئی می کند.
طبق برخی از گزارش ها ، ممکن است بعد از سکته مغزی ، برخی از مردم نیمی از دنیای خود را نادیده میگیرند. به عنوان مثال ، یکی از این بیماران با وجود گرسنگی هنوز ممکن است از خوردن نیمی از مواد غذایی در بشقاب خود غافل شود. یا ممکن است او یک ساعت را نقاشی کند که فقط اعداد 12 تا 6 را نشان می دهند.
👈 این زن از وضعیتی معروف به غفلت نیمکره رنج می برد ، که وقتی آسیب به یک نیمکره مغزی ایجاد می شود ، باعث می شود فرد آگاهی خود را نسبت به یک طرف فضای اطراف خود از دست بدهد. فرد دیگر نمی تواند اطلاعات دریافت شده از آن طرف بدن یا محیط را دریافت کند یا پردازش کند (اغلب طرف مقابل آسیب مغزی).
📍 7. آفانتازیا Aphantasia: افراد مبتلا به این بیماری نمی توانند چیزهایی را در ذهن خود تصور کنند.
👈 یک مرد 65 ساله به نام MX پس از جراحی آنژیوپلاستی عروق کرونر ناگهان توانایی احضار تصاویر از چیزهایی را در ذهن خود از دست داد. وی در رابطه با پرسشنامه ها ، علی رغم اینکه در تست های استاندارد ادراک ، تصاویر تصویری و حافظه بصری انجام می داد ، قادر به تجسم هیچ تصویری نبود.
پس از گزارش محققان ، بیش از 20 نفر دیگر با آنها تماس گرفتند و گفتند که آنها ناتوانی یکسانی در تصویر کشیدن چیزهایی در ذهنشان را دارند. دانشمندان گرچه هنوز یك بیماری عصبی شناخته شده کشف نکرده اند ، اما پندار "aphantasia" را از واژه یونانی تخیل لقب داده اند.
📍 8- سندرم بیت المقدس Jerusalem Syndrom: برخی از افراد هنگام بازدید از شهر و مکانهای مقدس دچار توهمات مذهبی می شوند.
👈 یک مرد سالم آلمانی برای جستجوی دین به اورشلیم آمد و برای تحصیل دین و در جستجو یک دین "واقعی" بود. اما او در پایان با داشتن یک تخیل عجیب روانی در کلیسای مقدس مقبره ، کلیسایی ساخته شده در محلی که تصور می شود عیسی مصلوب شده و دفن شده است, وانمود به دیدن چیزی کرد.
به گفته محققان ، این مرد ممکن است از سندرم بیت المقدس رنج میبرد ، پدیده ای که بازدید کنندگان از این شهر مقدس به توهمات مذهبی و عقاید سایکوتیک می پردازند. روانپزشکان اسرائیلی در سال 2000 گزارش دادند که بین سالهای 1980 تا 1993 هزاردویست گردشگر در مرکز بهداشت روان Kfar Shaul شهر "با مشکلات روحی شدید و ایجاد شده در اورشلیم" پذیرفته شده اند.
اما برخی دیگر از این مطالعه انتقاد كرده اند زیرا نتوانسته اند درمورد اینكه چه كسی در معرض خطر این بیماری است ، و چگونگی پیشگیری از آن ، هیچ كدام از این موارد را نام ببرند.
📍 9- سندرم انفجار سر
Exploding head syndrom :
این اختلال باعث می شود افراد از انفجارهایی در سرشان صدایی بشنوند.
👈 یک مرد 57 ساله هندی که پزشکان در تحقیق دیدند که در دو سال گذشته چهار مرتبه شاکی میشد که وی با صدای "چشمک زن" در سمت راست سرش ، که از وی توصیف "انفجار در سر من" ، از خواب بیدار شده است.
در حقیقت ، این یک وضعیت واقعی است که به عنوان سندرم سر منفجر شناخته می شود. مبتلایان به این مشکل نادر صدایی مانند صدای انفجار بمبی را در سر احساس می کنند ، شلیک گلوله و یا برخی سر و صدا های ناشنوایان دیگر که ظاهراً درون سر آنها سرچشمه گرفته است ، احساس میشود. اما این هیچگونه درد ، تورم یا ناراحتی جسمی دیگر ایجاد نمی کند. کارشناسان نمی دانند علت آن چیست ، اما به نظر می رسد استرس و خستگی نقش دارد. مشخص نیست که این اختلال چقدر شایع است ، اما برخی از مطالعات نشان می دهد که ممکن است در دانشجویان دانشگاه شایع باشد.
@thinkpluswithus Setudegan
2
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍10- سندرم لهجه خارجی
Foreign accent syndrome:
ابتلا به سكته مغزی باعث می شود كه بعضی از افراد با لهجه خارجی صحبت كنند.
👈 یک زن ایرلندی 39 ساله دچار سکته مغزی شد و توانایی گفتار خود را از دست داد. اما در حال بهبودی ، او شروع به صحبت با آنچه در لهجه فرانسوی به نظر می رسید ، کرد. او هرگز در خارج از ایرلند زندگی نکرده بود و انگلیسی زبان اول او بود.
این زن مبتلا به سندرم لهجه خارجی تشخیص داده شد ، اختلال گفتاری نادر كه معمولاً در اثر سكته مغزی ایجاد می شود. اما همچنین گزارش هایی در مورد آن ناشی از تروما یا بیماری روانی یا حتی خودبخودی گزارش شده است. از سال 1941 تا 2009. شصت و دک مورد گزارش شده از این بیماری گزارش شده است.
این مقاله در ابتدا توسط Business Insider منتشر شده است.
@thinkpluswithus. Setudegan
3
Foreign accent syndrome:
ابتلا به سكته مغزی باعث می شود كه بعضی از افراد با لهجه خارجی صحبت كنند.
👈 یک زن ایرلندی 39 ساله دچار سکته مغزی شد و توانایی گفتار خود را از دست داد. اما در حال بهبودی ، او شروع به صحبت با آنچه در لهجه فرانسوی به نظر می رسید ، کرد. او هرگز در خارج از ایرلند زندگی نکرده بود و انگلیسی زبان اول او بود.
این زن مبتلا به سندرم لهجه خارجی تشخیص داده شد ، اختلال گفتاری نادر كه معمولاً در اثر سكته مغزی ایجاد می شود. اما همچنین گزارش هایی در مورد آن ناشی از تروما یا بیماری روانی یا حتی خودبخودی گزارش شده است. از سال 1941 تا 2009. شصت و دک مورد گزارش شده از این بیماری گزارش شده است.
این مقاله در ابتدا توسط Business Insider منتشر شده است.
@thinkpluswithus. Setudegan
3
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
عوامل خودشناسی و مزایای خودآگاهی
الف) عوامل مهم خودشناسی کدامند
خودشناسی به مفهوم دانش و آگاهی از خود و ویژگیهای فردی است. به عبارت دیگر، خودشناسی شامل دستیابی به شناخت درست از خود، نقاط قوت و ضعف، ارزشها و باورها، و روابط با دیگران است. خودشناسی به عنوان یکی از اصول اساسی رشد شخصیتی و ارتقای کیفیت زندگی شناخته میشود. در این مقاله، به بررسی عوامل خودشناسی و تاثیر آنها بر روی زندگی فردی و اجتماعی پرداخته خواهد شد.
عوامل خودشناسی
عوامل خودشناسی بسیار گسترده هستند و شامل موارد زیر میشوند:
۱- شناخت هویت: شناخت هویت به معنای دستیابی به شناخت درست و عمیق از خود، ارزشها و باورهای شخصی و ویژگیهای فردی است. شناخت هویت جزء مهمی از خودشناسی به شمار میرود و تاثیر مهمی در رشد شخصیت و ارتقای کیفیت زندگی دارد.
۲- شناخت هدف: شناخت هدف به معنای داشتن هدفهای مشخص و قطعی در زندگی است. داشتن هدف در زندگی به فرد کمک میکند تا عملکرد بهتری داشته باشد و از افت نشاندهنده کارایی در زندگی جلوگیری کند.
۳- شناخت احساسات: شناخت احساسات به معنای دستیابی به شناخت درست از احساسات و ارتباط آنها با عملکرد فردی است. آگراهی برای کنترل احساسات و مدیریت آنها در سطح سالم و مفید برای زندگی است.
۴- شناخت توانمندیها و قابلیتها: شناخت توانمندیها و قابلیتها به معنای دستیابی به شناخت درست از قابلیتهای فردی و توانمندیهای آن است. شناخت توانمندیها و قابلیتها میتواند به فرد در انتخاب شغل، رشد شخصیتی و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند.
۵- شناخت باورها و ارزشها: شناخت باورها و ارزشها به معنای دستیابی به شناخت درست از باورها و ارزشهای فردی و نقش آنها در زندگی است. شناخت باورها و ارزشها میتواند به فرد در تصمیمگیریهای مهم در زندگی و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند.
ب) تاثیر عوامل خودشناسی بر زندگی فردی و اجتماعی
عوامل خودشناسی تاثیر بسیاری بر زندگی فردی و اجتماعی دارند. به عنوان مثال، داشتن شناخت هویت به فرد کمک میکند تا رشد شخصیتی بیشتری داشته باشد و در انتخاب شغل و راههای زندگی بهتر تصمیمگیری کند. همچنین، داشتن هدف در زندگی به فرد کمک میکند تا از افت نشاندهنده کارایی در زندگی جلوگیری کند و به دستاوردهای بیشتری دست یابد.
شناخت احساسات نیز به فرد کمک میکند تا بتوان احساسات خود را به بهترین شکل مدیریت کرده و در سطح سالم و مفیدی از آنها استفاده کند. به عنوان مثال، شخصی که به خوبی احساسات خود را میشناسد و آنها را به بهترین شکل مدیریت میکند، قادر خواهد بود بهترین تصمیمگیریها را در زندگی خود اتخاذ کند و در ارتباط با دیگران به بهترین شکل عمل کند.
شناخت توانمندیها و قابلیتها نیز به فرد کمک میکند تا در زندگی خود به بهترین شکل عمل کند و در تلاش برای رسیدن به اهداف خود، از تواناییهای خود به بهترین شکل استفاده کند. همچنین، شناخت باورها و ارزشها به فرد کمک میکند تا در تصمیمگیریهای مهم تردید نکند و به بهترین شکل از ارزشهای و باورهای خود استفاده کند.
در نتیجه عوامل خودشناسی شامل شناخت هویت، شناخت هدف، شناخت احساسات، شناخت توانمندیها و قابلیتها، و شناخت باورها و ارزشها هستند. این عوامل تاثیر بسیاری بر زندگی فردی و اجتماعی دارند و در رشد شخصیتی و ارتقای کیفیت زندگی به دور از شک و تردید کمک میکنند. به عنوان نتیجهگیری، درک و شناخت بهتری از خود و عوامل خودشناسی میتواند به فرد در تصمیمگیریهای مهم زندگی و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند.
در قسمت بعد به خوداگاهی خواهم پرداخت.
۱-۳
@thinpluswithus
عوامل خودشناسی و مزایای خودآگاهی
الف) عوامل مهم خودشناسی کدامند
خودشناسی به مفهوم دانش و آگاهی از خود و ویژگیهای فردی است. به عبارت دیگر، خودشناسی شامل دستیابی به شناخت درست از خود، نقاط قوت و ضعف، ارزشها و باورها، و روابط با دیگران است. خودشناسی به عنوان یکی از اصول اساسی رشد شخصیتی و ارتقای کیفیت زندگی شناخته میشود. در این مقاله، به بررسی عوامل خودشناسی و تاثیر آنها بر روی زندگی فردی و اجتماعی پرداخته خواهد شد.
عوامل خودشناسی
عوامل خودشناسی بسیار گسترده هستند و شامل موارد زیر میشوند:
۱- شناخت هویت: شناخت هویت به معنای دستیابی به شناخت درست و عمیق از خود، ارزشها و باورهای شخصی و ویژگیهای فردی است. شناخت هویت جزء مهمی از خودشناسی به شمار میرود و تاثیر مهمی در رشد شخصیت و ارتقای کیفیت زندگی دارد.
۲- شناخت هدف: شناخت هدف به معنای داشتن هدفهای مشخص و قطعی در زندگی است. داشتن هدف در زندگی به فرد کمک میکند تا عملکرد بهتری داشته باشد و از افت نشاندهنده کارایی در زندگی جلوگیری کند.
۳- شناخت احساسات: شناخت احساسات به معنای دستیابی به شناخت درست از احساسات و ارتباط آنها با عملکرد فردی است. آگراهی برای کنترل احساسات و مدیریت آنها در سطح سالم و مفید برای زندگی است.
۴- شناخت توانمندیها و قابلیتها: شناخت توانمندیها و قابلیتها به معنای دستیابی به شناخت درست از قابلیتهای فردی و توانمندیهای آن است. شناخت توانمندیها و قابلیتها میتواند به فرد در انتخاب شغل، رشد شخصیتی و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند.
۵- شناخت باورها و ارزشها: شناخت باورها و ارزشها به معنای دستیابی به شناخت درست از باورها و ارزشهای فردی و نقش آنها در زندگی است. شناخت باورها و ارزشها میتواند به فرد در تصمیمگیریهای مهم در زندگی و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند.
ب) تاثیر عوامل خودشناسی بر زندگی فردی و اجتماعی
عوامل خودشناسی تاثیر بسیاری بر زندگی فردی و اجتماعی دارند. به عنوان مثال، داشتن شناخت هویت به فرد کمک میکند تا رشد شخصیتی بیشتری داشته باشد و در انتخاب شغل و راههای زندگی بهتر تصمیمگیری کند. همچنین، داشتن هدف در زندگی به فرد کمک میکند تا از افت نشاندهنده کارایی در زندگی جلوگیری کند و به دستاوردهای بیشتری دست یابد.
شناخت احساسات نیز به فرد کمک میکند تا بتوان احساسات خود را به بهترین شکل مدیریت کرده و در سطح سالم و مفیدی از آنها استفاده کند. به عنوان مثال، شخصی که به خوبی احساسات خود را میشناسد و آنها را به بهترین شکل مدیریت میکند، قادر خواهد بود بهترین تصمیمگیریها را در زندگی خود اتخاذ کند و در ارتباط با دیگران به بهترین شکل عمل کند.
شناخت توانمندیها و قابلیتها نیز به فرد کمک میکند تا در زندگی خود به بهترین شکل عمل کند و در تلاش برای رسیدن به اهداف خود، از تواناییهای خود به بهترین شکل استفاده کند. همچنین، شناخت باورها و ارزشها به فرد کمک میکند تا در تصمیمگیریهای مهم تردید نکند و به بهترین شکل از ارزشهای و باورهای خود استفاده کند.
در نتیجه عوامل خودشناسی شامل شناخت هویت، شناخت هدف، شناخت احساسات، شناخت توانمندیها و قابلیتها، و شناخت باورها و ارزشها هستند. این عوامل تاثیر بسیاری بر زندگی فردی و اجتماعی دارند و در رشد شخصیتی و ارتقای کیفیت زندگی به دور از شک و تردید کمک میکنند. به عنوان نتیجهگیری، درک و شناخت بهتری از خود و عوامل خودشناسی میتواند به فرد در تصمیمگیریهای مهم زندگی و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند.
در قسمت بعد به خوداگاهی خواهم پرداخت.
۱-۳
@thinpluswithus
پ) خوداگاهی در پروسه خودشناسی
همانطور که اموختیم، رشته روانشناسی از دانشهایی است که به بررسی و تحلیل رفتار و ذهن انسان میپردازد. اکنونخودآگاهی یکی از مفاهیمی است که در روانشناسی مورد توجه قرار گرفته و برای افراد بسیار حائز اهمیت است. خودآگاهی به معنی شناخت و فهم بهتر از خود و واکنشهای خود به محیط است. در اینجا به بررسی مزایای خودآگاهی از نگاه روانشناسی پرداخته میشود.
یکی از مزایای خودآگاهی، بهبود روابط اجتماعی است. افرادی که خودآگاهی کافی دارند، بهتر درک میکنند که چگونه ارتباطات بین فردی را مدیریت کنند و در روابط اجتماعی بهتر عمل کنند. همچنین، فرد با داشتن خودآگاهی، بهتر میتواند نیازهای خود را در روابط اجتماعی بیان کند و از ارتباطات بهتری برخوردار شود.
مزیت دیگر خودآگاهی، بهبود تصمیمگیری است. فرد با داشتن خودآگاهی، بهتر میتواند تصمیماتی بگیرد که با ارزشهای واقعی خود همخوانی داشته باشند. همچنین، با داشتن خودآگاهی، فرد بهتر میتواند از تعاملات و رویدادهای مختلف در دنیای خود استفاده کند و تصمیمات بهتری بگیرد.
مزیت دیگر خودآگاهی، بهبود سلامت روانی است. فرد با داشتن خودآگاهی، بهتر میتواند با احساسات و افکار خود برخورد کند و بهترین راه حلها را برای مدیریت آنها پیدا کند. عدم خودآگاهی میتواند منجر به افسردگی، اضطراب و سایر مشکلات روانی شود. با داشتن خودآگاهی، فرد بهتر میتواند با این مشکلات روانی مقابله کند و زندگی بهتری را تجربه کند.
مزیت دیگر خودآگاهی، بهبود عملکرد شغلی است. فرد با داشتن خودآگاهی، بهتر میتواند مهارتهای خود را شناسایی کند و در محیط کار بهتر عمل کند. همچنین، با داشتن خودآگاهی، فرد بهتر میتواند با افراد دیگر در محیط کار ارتباط برقرار کند و در تیم بهتر عمل کند.
در نهایت، مزیت دیگر خودآگاهی، بهبود کیفیت زندگی است. فرد با داشتن خودآگاهی، بهتر میتواند با تحولات و رویدادهای مختلف در زندگی بهتر عمل کند. همچنین، با داشتن خودآگاهی، فرد بهتر میتواند از زمان و انرژی خود بهرهمند شود و زندگی بهتری را تجربه کند.
در نتیجه، خودآگاهی از نگاه روانشناسی دارای مزایای بسیاری است که شامل بهبود روابط اجتماعی، بهبود تصمیمگیری، بهبود سلامت روانی، بهبود عملکرد شغلی و بهبود کیفیت زندگی است. این مزایا نشان میدهد که خودآگاهی یکی از مهمترین ویژگیهایی است که فرد میتواند در زندگی خود از آن بهره مند شود.
۲-۳
@thinpluswithus
همانطور که اموختیم، رشته روانشناسی از دانشهایی است که به بررسی و تحلیل رفتار و ذهن انسان میپردازد. اکنونخودآگاهی یکی از مفاهیمی است که در روانشناسی مورد توجه قرار گرفته و برای افراد بسیار حائز اهمیت است. خودآگاهی به معنی شناخت و فهم بهتر از خود و واکنشهای خود به محیط است. در اینجا به بررسی مزایای خودآگاهی از نگاه روانشناسی پرداخته میشود.
یکی از مزایای خودآگاهی، بهبود روابط اجتماعی است. افرادی که خودآگاهی کافی دارند، بهتر درک میکنند که چگونه ارتباطات بین فردی را مدیریت کنند و در روابط اجتماعی بهتر عمل کنند. همچنین، فرد با داشتن خودآگاهی، بهتر میتواند نیازهای خود را در روابط اجتماعی بیان کند و از ارتباطات بهتری برخوردار شود.
مزیت دیگر خودآگاهی، بهبود تصمیمگیری است. فرد با داشتن خودآگاهی، بهتر میتواند تصمیماتی بگیرد که با ارزشهای واقعی خود همخوانی داشته باشند. همچنین، با داشتن خودآگاهی، فرد بهتر میتواند از تعاملات و رویدادهای مختلف در دنیای خود استفاده کند و تصمیمات بهتری بگیرد.
مزیت دیگر خودآگاهی، بهبود سلامت روانی است. فرد با داشتن خودآگاهی، بهتر میتواند با احساسات و افکار خود برخورد کند و بهترین راه حلها را برای مدیریت آنها پیدا کند. عدم خودآگاهی میتواند منجر به افسردگی، اضطراب و سایر مشکلات روانی شود. با داشتن خودآگاهی، فرد بهتر میتواند با این مشکلات روانی مقابله کند و زندگی بهتری را تجربه کند.
مزیت دیگر خودآگاهی، بهبود عملکرد شغلی است. فرد با داشتن خودآگاهی، بهتر میتواند مهارتهای خود را شناسایی کند و در محیط کار بهتر عمل کند. همچنین، با داشتن خودآگاهی، فرد بهتر میتواند با افراد دیگر در محیط کار ارتباط برقرار کند و در تیم بهتر عمل کند.
در نهایت، مزیت دیگر خودآگاهی، بهبود کیفیت زندگی است. فرد با داشتن خودآگاهی، بهتر میتواند با تحولات و رویدادهای مختلف در زندگی بهتر عمل کند. همچنین، با داشتن خودآگاهی، فرد بهتر میتواند از زمان و انرژی خود بهرهمند شود و زندگی بهتری را تجربه کند.
در نتیجه، خودآگاهی از نگاه روانشناسی دارای مزایای بسیاری است که شامل بهبود روابط اجتماعی، بهبود تصمیمگیری، بهبود سلامت روانی، بهبود عملکرد شغلی و بهبود کیفیت زندگی است. این مزایا نشان میدهد که خودآگاهی یکی از مهمترین ویژگیهایی است که فرد میتواند در زندگی خود از آن بهره مند شود.
۲-۳
@thinpluswithus
منابع برای خودشناسی
American Psychological Association. (2010). Publication manual of the American Psychological Association (6th ed.). Washington, DC: Author.
Baumeister, R. F. (1999). Identity, self-concept, and self-esteem: The self lost and found. In T. Dalgleish & M. J. Power (Eds.), Handbook of cognition and emotion (pp. 681-698). Sussex, UK: John Wiley & Sons, Ltd.
Cohen, S., & Pressman, S. D. (2004). Positive affect and health. Current Directions in Psychological Science, 13(3), 122-125.
Deci, E. L., & Ryan, R. M. (2000). The "what" and "why" of goal pursuits: Human needs and the self-determination of behavior. Psychological Inquiry, 11(4), 227-268.
Fredrickson, B. L. (2001). The role of positive emotions in positive psychology: The broaden-and-build theory of positive emotions. American Psychologist, 56(3), 218-226.
Harter, S. (2002). Authenticity. In C. R. Snyder & S. J. Lopez (Eds.), Handbook of positive psychology (pp. 382-394). Oxford, UK: Oxford University Press.
منابع برای مزایای خودشناسی و خودآگاهی
Brown, K. W., & Ryan, R. M. (2003). The benefits of being present: mindfulness and its role in psychological well-being. Journal of Personality and Social Psychology, 84(4), 822-848.
Ciarrochi, J., Bilich, L., & Godsel, C. (2010). Psychological flexibility as a mechanism of change in acceptance and commitment therapy. In R. A. Baer (Ed.), Assessing mindfulness and acceptance processes in clients: Illuminating the theory and practice of change (pp. 51-75). Oakland, CA: New Harbinger Publications.
Gardner, F. L., & Moore, Z. E. (2006). Mindfulness and acceptance models in sport psychology: A decade of basic and applied scientific advancements. Canadian Psychology, 47(3), 141-156.
Hayes, S. C., Strosahl, K. D., & Wilson, K. G. (2012). Acceptance and commitment therapy: The process and practice of mindful change (2nd ed.). New York: Guilford Press.
Kabat-Zinn, J. (2003). Mindfulness-based interventions in context: Past, present, and future. Clinical Psychology: Science and Practice, 10(2), 144-156.
Langer, E. J. (1989). Mindfulness. Reading, MA: Addison-Wesley.
Linehan, M. M. (2015). DBT skills training manual (2nd ed.). New York: Guilford Press.
Segal, Z. V., Williams, J. M. G., & Teasdale, J. D. (2002). Mindfulness-based cognitive therapy for depression: A new approach to preventing relapse. New York: Guilford Press.
۳-۳
@thinpluswithus
American Psychological Association. (2010). Publication manual of the American Psychological Association (6th ed.). Washington, DC: Author.
Baumeister, R. F. (1999). Identity, self-concept, and self-esteem: The self lost and found. In T. Dalgleish & M. J. Power (Eds.), Handbook of cognition and emotion (pp. 681-698). Sussex, UK: John Wiley & Sons, Ltd.
Cohen, S., & Pressman, S. D. (2004). Positive affect and health. Current Directions in Psychological Science, 13(3), 122-125.
Deci, E. L., & Ryan, R. M. (2000). The "what" and "why" of goal pursuits: Human needs and the self-determination of behavior. Psychological Inquiry, 11(4), 227-268.
Fredrickson, B. L. (2001). The role of positive emotions in positive psychology: The broaden-and-build theory of positive emotions. American Psychologist, 56(3), 218-226.
Harter, S. (2002). Authenticity. In C. R. Snyder & S. J. Lopez (Eds.), Handbook of positive psychology (pp. 382-394). Oxford, UK: Oxford University Press.
منابع برای مزایای خودشناسی و خودآگاهی
Brown, K. W., & Ryan, R. M. (2003). The benefits of being present: mindfulness and its role in psychological well-being. Journal of Personality and Social Psychology, 84(4), 822-848.
Ciarrochi, J., Bilich, L., & Godsel, C. (2010). Psychological flexibility as a mechanism of change in acceptance and commitment therapy. In R. A. Baer (Ed.), Assessing mindfulness and acceptance processes in clients: Illuminating the theory and practice of change (pp. 51-75). Oakland, CA: New Harbinger Publications.
Gardner, F. L., & Moore, Z. E. (2006). Mindfulness and acceptance models in sport psychology: A decade of basic and applied scientific advancements. Canadian Psychology, 47(3), 141-156.
Hayes, S. C., Strosahl, K. D., & Wilson, K. G. (2012). Acceptance and commitment therapy: The process and practice of mindful change (2nd ed.). New York: Guilford Press.
Kabat-Zinn, J. (2003). Mindfulness-based interventions in context: Past, present, and future. Clinical Psychology: Science and Practice, 10(2), 144-156.
Langer, E. J. (1989). Mindfulness. Reading, MA: Addison-Wesley.
Linehan, M. M. (2015). DBT skills training manual (2nd ed.). New York: Guilford Press.
Segal, Z. V., Williams, J. M. G., & Teasdale, J. D. (2002). Mindfulness-based cognitive therapy for depression: A new approach to preventing relapse. New York: Guilford Press.
۳-۳
@thinpluswithus
دکتر موریس ستودگان
سندروم روده تحریک پذیر
سندروم روده تحریک پذیر (IBS) یکی از بیماریهای رودهای شایع است که با علائمی مانند درد شکمی، تغییر در عادات رودهای و نفخ همراه است. این بیماری در حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت جهان دیده میشود، اما به دلیل اینکه بسیاری از افراد با این بیماری تشخیص داده نمیشوند، ممکن است آمار دقیقتری از شیوع آن وجود داشته باشد.
علت ایجاد سندروم روده تحریک پذیر هنوز به طور کامل مشخص نشده است، اما فرضیههایی وجود دارد که بر اساس آنها این بیماری ممکن است به دلیل عوامل مختلفی مانند تغییرات در حرکات روده، اضطراب و تنشهای روحی و مصرف برخی مواد غذایی ایجاد شود. عوامل ژنتیکی، عفونتهای رودهای و بیماریهای دیگری همچنین ممکن است نقشی در ایجاد سندروم روده تحریک پذیر داشته باشند.
علائم سندروم روده تحریک پذیر به طور متنوعی برای هر فرد متفاوت است اما برخی از علائم شایع آن شامل درد شکمی، نفخ، تغییر در عادات رودهای، اسهال و یا یبوست و ترشحات رودهای هستند. بسیاری از بیماران از علائم روانی مانند افسردگی، اضطراب و خستگی نیز گزارش دادهاند.
تشخیص سندروم روده تحریک پذیر بر اساس تاریخچه بیماری، آزمایشهای خون و مدفوعیتی دقیق مانند آزمایش تصویربرداری رودهای و یا آزمایشهای تشخیصی دیگر انجام میشود. با این حال، برای تشخیص سندروم روده تحریک پذیر، باید تمام بیماریهای دیگری که ممکن است علائم مشابهی داشته باشند ابتدا مورد بررسی قرار گیرند.
به طور کلی، روشهای درمانی برای سندروم روده تحریک پذیر شامل تغییرات در رژیم غذایی، تمرین بدنی، داروهای تجویز شده توسط پزشک و روشهای رواندرمانی است.
تغییرات در رژیم غذایی شامل محدود کردن مواد غذایی تحریکی مانند قهوه، الکل، چای، شکلات، محصولات لبنی، غذاهای چرب و تند، غذاهای با قند بالا و همچنین مواد حاوی فیبر بالا میشود. برای بیماران با علائم اسهال، میتوان غذاهایی با کمترین مقدار فیبر مصرف کرد. در مورد بیماران با علائم یبوست، مصرف مواد غذایی حاوی فیبر بالا پیشنهاد میشود. همچنین تغییرات در روش تهیه غذا، زمان مصرف غذا و تعداد وعدههای غذایی نیز میتواند به کنترل علائم کمک کند.
تمرین بدنی همچنین میتواند به بهبود علائم سندروم روده تحریک پذیر کمک کند. تمرین بدنی به عنوان یک روش درمانی فیزیکی، میتواند به بهبود علائم رودهای کمک کند و افزایش درک بهتری از بدن به بیماران کمک میکند. تمریناتی مانند پیادهروی، شنا، یوگا و تمرینات تنفسی میتواند به بهبود علائم کمک کند.
در صورتی که تغییرات در رژیم غذایی و تمرین بدنی به تنهایی کافی نباشند، پزشک ممکن است داروهایی مانند ضد اسپاسم، ضد ترشحات رودهای و یا ضد اسهال تجویز کند. با این حال، باید توجه داشت که این داروها تنها علائم را تسکین میدهند و برای درمان بیماری کامل نیستند.
روشهای رواندرمانی نیز میتوانند به بهبود علائم کمک کنند. این روشها شامل مشاوره روانشناختی، روشهای مدیتیشن و تنفسی و یا تکنیکهای مبتنی بر آگاهی هستند. این روشها به بیماران کمک میکنند تا با تغییرات در شیوه زندگی و مهارتهای مدیریت استرس، بتوانند به بهبود علائم کمک کنند.
در کل، سندروم روده تحریک پذیر یک بیماری قابل مدیریت است و با کمک پزشک و روشهای مختلف درمانی، بیماران میتوانند با کنترل علائم و بهبود کیفیت زندگی، به راحتی با آن زندگی کنند.
۱-۳
@thinpluswithus
سندروم روده تحریک پذیر
سندروم روده تحریک پذیر (IBS) یکی از بیماریهای رودهای شایع است که با علائمی مانند درد شکمی، تغییر در عادات رودهای و نفخ همراه است. این بیماری در حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت جهان دیده میشود، اما به دلیل اینکه بسیاری از افراد با این بیماری تشخیص داده نمیشوند، ممکن است آمار دقیقتری از شیوع آن وجود داشته باشد.
علت ایجاد سندروم روده تحریک پذیر هنوز به طور کامل مشخص نشده است، اما فرضیههایی وجود دارد که بر اساس آنها این بیماری ممکن است به دلیل عوامل مختلفی مانند تغییرات در حرکات روده، اضطراب و تنشهای روحی و مصرف برخی مواد غذایی ایجاد شود. عوامل ژنتیکی، عفونتهای رودهای و بیماریهای دیگری همچنین ممکن است نقشی در ایجاد سندروم روده تحریک پذیر داشته باشند.
علائم سندروم روده تحریک پذیر به طور متنوعی برای هر فرد متفاوت است اما برخی از علائم شایع آن شامل درد شکمی، نفخ، تغییر در عادات رودهای، اسهال و یا یبوست و ترشحات رودهای هستند. بسیاری از بیماران از علائم روانی مانند افسردگی، اضطراب و خستگی نیز گزارش دادهاند.
تشخیص سندروم روده تحریک پذیر بر اساس تاریخچه بیماری، آزمایشهای خون و مدفوعیتی دقیق مانند آزمایش تصویربرداری رودهای و یا آزمایشهای تشخیصی دیگر انجام میشود. با این حال، برای تشخیص سندروم روده تحریک پذیر، باید تمام بیماریهای دیگری که ممکن است علائم مشابهی داشته باشند ابتدا مورد بررسی قرار گیرند.
به طور کلی، روشهای درمانی برای سندروم روده تحریک پذیر شامل تغییرات در رژیم غذایی، تمرین بدنی، داروهای تجویز شده توسط پزشک و روشهای رواندرمانی است.
تغییرات در رژیم غذایی شامل محدود کردن مواد غذایی تحریکی مانند قهوه، الکل، چای، شکلات، محصولات لبنی، غذاهای چرب و تند، غذاهای با قند بالا و همچنین مواد حاوی فیبر بالا میشود. برای بیماران با علائم اسهال، میتوان غذاهایی با کمترین مقدار فیبر مصرف کرد. در مورد بیماران با علائم یبوست، مصرف مواد غذایی حاوی فیبر بالا پیشنهاد میشود. همچنین تغییرات در روش تهیه غذا، زمان مصرف غذا و تعداد وعدههای غذایی نیز میتواند به کنترل علائم کمک کند.
تمرین بدنی همچنین میتواند به بهبود علائم سندروم روده تحریک پذیر کمک کند. تمرین بدنی به عنوان یک روش درمانی فیزیکی، میتواند به بهبود علائم رودهای کمک کند و افزایش درک بهتری از بدن به بیماران کمک میکند. تمریناتی مانند پیادهروی، شنا، یوگا و تمرینات تنفسی میتواند به بهبود علائم کمک کند.
در صورتی که تغییرات در رژیم غذایی و تمرین بدنی به تنهایی کافی نباشند، پزشک ممکن است داروهایی مانند ضد اسپاسم، ضد ترشحات رودهای و یا ضد اسهال تجویز کند. با این حال، باید توجه داشت که این داروها تنها علائم را تسکین میدهند و برای درمان بیماری کامل نیستند.
روشهای رواندرمانی نیز میتوانند به بهبود علائم کمک کنند. این روشها شامل مشاوره روانشناختی، روشهای مدیتیشن و تنفسی و یا تکنیکهای مبتنی بر آگاهی هستند. این روشها به بیماران کمک میکنند تا با تغییرات در شیوه زندگی و مهارتهای مدیریت استرس، بتوانند به بهبود علائم کمک کنند.
در کل، سندروم روده تحریک پذیر یک بیماری قابل مدیریت است و با کمک پزشک و روشهای مختلف درمانی، بیماران میتوانند با کنترل علائم و بهبود کیفیت زندگی، به راحتی با آن زندگی کنند.
۱-۳
@thinpluswithus
رابطه روده تحریک پذیر و سترس به عنوان عامل روان تنی Psycho-Smatic در روانشناسی بسیار مهم است و این دو عامل با هم رابطه نزدیک دارند. روده یکی از اعضای مهم سیستم گوارش است که مسئول هضم و جذب مواد غذایی در بدن ما میباشد. روده تحریک پذیر به معنی واکنش دادن به تحریکات مختلف است، که میتواند به طور مثبت یا منفی روی رفتارهای ما تأثیر بگذارد.
به عنوان مثال، تحریکاتی مانند استرس، اضطراب و تنش میتوانند تحریک پذیری روده را افزایش دهند و به علت این تحریکات میتوانند عوارضی مانند درد شکم، اسهال، یبوست، تورم شکم و نفخ را ایجاد کنند. از طرف دیگر، مشکلات گوارشی مانند عفونتهای روده، سیبیل، آسیبهای فیزیکی و شیمیایی، عوامل موثر در کاهش تحریک پذیری روده هستند.
در ضمن، تحقیقات نشان میدهد که روده و روانشناسی به یکدیگر وابسته هستند و تغییر در یکی میتواند تأثیر مستقیمی بر دیگری داشته باشد. به عنوان مثال، استرس و اضطراب میتواند باعث افزایش تحریک پذیری روده شود و مشکلات گوارشی مانند درد شکم، اسهال و یبوست را تشدید کند. در عین حال، مشکلات گوارشی ممکن است به عنوان عاملی برای افزایش اضطراب و استرس در فرد عمل کنند.
به طور کلی، تحریک پذیری روده و روانشناسی به طور همزمان با هم مطالعه میشوند و به نظر میرسد که تأثیرات روانشناسی بر روده و برعکس، بسیار پیچیده و تعاملی هستند. در حال حاضر، تحقیقات بسیاری در حوزه رابطه روده تحریک پذیر و روانشناسی انجام شده است و نتایج متعددی به دست آمده است.
یکی از روشهای درمانی برای کنترل تحریک پذیری روده، استفاده از تکنیکهای روانشناسی مانند تمرینات تنفسی، مدیتیشن، روان درمانی شناختی-رفتاری و تحریک درمانی است. این تکنیکها میتوانند به کاهش استرس و اضطراب کمک کنند و در نتیجه تحریک پذیری روده را کاهش دهند.
در کل، رابطه روده تحریک پذیر و روانشناسی بسیار پیچیده است و برای درک بهتر آن نیاز به بررسی دقیقتری از عوامل مختلفی مانند تغذیه، سبک زندگی، فعالیتهای ورزشی و روابط اجتماعی داریم. با این حال، با توجه به تحقیقات انجام شده، میتوان به این نتیجه رسید که تغییر در روش زندگی و رفتارهای روانشناختی میتواند به بهبود علائم روده تحریک پذیر کمک کند.
همچنین، تحقیقات نشان داده است که برخی مواد غذایی میتوانند تحریک پذیری روده را تشدید کنند و برخی دیگر میتوانند به کاهش آن کمک کنند. برای مثال، مصرف فیبر بالا، پرهیز از مواد غذایی حاوی لاکتوز، پرهیز از مواد غذایی چرب و حاوی شکر و مصرف مواد غذایی حاوی پروبیوتیک میتوانند به بهبود علائم روده تحریک پذیر کمک کنند.
در کل، برای مدیریت روده تحریک پذیر، نیاز به یک رویکرد چندگانه داریم که شامل تغییر در سبک زندگی، تغذیه، تمرینات ورزشی و تکنیکهای روانشناسی میشود. به همین دلیل، مشاوره با پزشک گوارششناس و روانشناس میتواند به شما کمک کند تا راهکارهای مناسبی را برای مدیریت علائم روده تحریک پذیر پیدا کنید.
۲-۳
@thinpluswithus
به عنوان مثال، تحریکاتی مانند استرس، اضطراب و تنش میتوانند تحریک پذیری روده را افزایش دهند و به علت این تحریکات میتوانند عوارضی مانند درد شکم، اسهال، یبوست، تورم شکم و نفخ را ایجاد کنند. از طرف دیگر، مشکلات گوارشی مانند عفونتهای روده، سیبیل، آسیبهای فیزیکی و شیمیایی، عوامل موثر در کاهش تحریک پذیری روده هستند.
در ضمن، تحقیقات نشان میدهد که روده و روانشناسی به یکدیگر وابسته هستند و تغییر در یکی میتواند تأثیر مستقیمی بر دیگری داشته باشد. به عنوان مثال، استرس و اضطراب میتواند باعث افزایش تحریک پذیری روده شود و مشکلات گوارشی مانند درد شکم، اسهال و یبوست را تشدید کند. در عین حال، مشکلات گوارشی ممکن است به عنوان عاملی برای افزایش اضطراب و استرس در فرد عمل کنند.
به طور کلی، تحریک پذیری روده و روانشناسی به طور همزمان با هم مطالعه میشوند و به نظر میرسد که تأثیرات روانشناسی بر روده و برعکس، بسیار پیچیده و تعاملی هستند. در حال حاضر، تحقیقات بسیاری در حوزه رابطه روده تحریک پذیر و روانشناسی انجام شده است و نتایج متعددی به دست آمده است.
یکی از روشهای درمانی برای کنترل تحریک پذیری روده، استفاده از تکنیکهای روانشناسی مانند تمرینات تنفسی، مدیتیشن، روان درمانی شناختی-رفتاری و تحریک درمانی است. این تکنیکها میتوانند به کاهش استرس و اضطراب کمک کنند و در نتیجه تحریک پذیری روده را کاهش دهند.
در کل، رابطه روده تحریک پذیر و روانشناسی بسیار پیچیده است و برای درک بهتر آن نیاز به بررسی دقیقتری از عوامل مختلفی مانند تغذیه، سبک زندگی، فعالیتهای ورزشی و روابط اجتماعی داریم. با این حال، با توجه به تحقیقات انجام شده، میتوان به این نتیجه رسید که تغییر در روش زندگی و رفتارهای روانشناختی میتواند به بهبود علائم روده تحریک پذیر کمک کند.
همچنین، تحقیقات نشان داده است که برخی مواد غذایی میتوانند تحریک پذیری روده را تشدید کنند و برخی دیگر میتوانند به کاهش آن کمک کنند. برای مثال، مصرف فیبر بالا، پرهیز از مواد غذایی حاوی لاکتوز، پرهیز از مواد غذایی چرب و حاوی شکر و مصرف مواد غذایی حاوی پروبیوتیک میتوانند به بهبود علائم روده تحریک پذیر کمک کنند.
در کل، برای مدیریت روده تحریک پذیر، نیاز به یک رویکرد چندگانه داریم که شامل تغییر در سبک زندگی، تغذیه، تمرینات ورزشی و تکنیکهای روانشناسی میشود. به همین دلیل، مشاوره با پزشک گوارششناس و روانشناس میتواند به شما کمک کند تا راهکارهای مناسبی را برای مدیریت علائم روده تحریک پذیر پیدا کنید.
۲-۳
@thinpluswithus
در زیر لیستی از منابع مرتبط با سندروم روده تحریک پذیر (IBS) آورده شده است و برای مطالعه بیشتر مراجعه شود:
1. National Institute of Diabetes and Digestive and Kidney Diseases (NIDDK). Irritable Bowel Syndrome. https://www.niddk.nih.gov/health-information/digestive-diseases/irritable-bowel-syndrome
2. American College of Gastroenterology. Irritable Bowel Syndrome. https://gi.org/topics/irritable-bowel-syndrome/
3. Mayo Clinic. Irritable Bowel Syndrome. https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/irritable-bowel-syndrome/symptoms-causes/syc-20360016
4. International Foundation for Gastrointestinal Disorders. Understanding IBS. https://www.iffgd.org/digestive-health-a-z/irritable-bowel-syndrome-ibs.html
5. Harvard Health Publishing. Irritable bowel syndrome (IBS). https://www.health.harvard.edu/diseases-and-conditions/irritable-bowel-syndrome-ibs
6. British Dietetic Association. Irritable Bowel Syndrome (IBS) Food Fact Sheet. https://www.bda.uk.com/resource/irritable-bowel-syndrome-ibs-diet.html
7. American Family Physician. Irritable Bowel Syndrome: Diagnosis and Management. https://www.aafp.org/afp/2015/1115/p860.html
8. Gastroenterology & Hepatology. Irritable Bowel Syndrome: Diagnosis and Treatment Options. https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC3995194/
۳-۳
@thinpluswithus
1. National Institute of Diabetes and Digestive and Kidney Diseases (NIDDK). Irritable Bowel Syndrome. https://www.niddk.nih.gov/health-information/digestive-diseases/irritable-bowel-syndrome
2. American College of Gastroenterology. Irritable Bowel Syndrome. https://gi.org/topics/irritable-bowel-syndrome/
3. Mayo Clinic. Irritable Bowel Syndrome. https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/irritable-bowel-syndrome/symptoms-causes/syc-20360016
4. International Foundation for Gastrointestinal Disorders. Understanding IBS. https://www.iffgd.org/digestive-health-a-z/irritable-bowel-syndrome-ibs.html
5. Harvard Health Publishing. Irritable bowel syndrome (IBS). https://www.health.harvard.edu/diseases-and-conditions/irritable-bowel-syndrome-ibs
6. British Dietetic Association. Irritable Bowel Syndrome (IBS) Food Fact Sheet. https://www.bda.uk.com/resource/irritable-bowel-syndrome-ibs-diet.html
7. American Family Physician. Irritable Bowel Syndrome: Diagnosis and Management. https://www.aafp.org/afp/2015/1115/p860.html
8. Gastroenterology & Hepatology. Irritable Bowel Syndrome: Diagnosis and Treatment Options. https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC3995194/
۳-۳
@thinpluswithus
National Institute of Diabetes and Digestive and Kidney Diseases
Irritable Bowel Syndrome (IBS) - NIDDK
Discusses symptoms and treatment of IBS, a group of symptoms that occur together, including repeated pain in your abdomen and changes in your bowel movements.
دکتر موریس ستودگان
اهمیت غده تیروئید در اختلالات روانی
غده تیروئید یکی از غدههای مهم در بدن است که با تولید هورمونهای تیروئید، عملکردهای مختلفی در بدن را کنترل میکند. هورمونهای تیروئید شامل تریایودتیرونین (T3) و تترایودوتیرونین (T4) هستند که در تنظیم سطح انرژی بدن، رشد و تکامل سلولها، فشار خون، قند خون، متابولیسم چربی و پروتئینها و همچنین حافظه و تمرکز نقش دارند.
بنابراین، هرگونه اختلال در عملکرد غده تیروئید میتواند به شکل مستقیم یا غیرمستقیم، تأثیراتی روی سلامت روان داشته باشد.
اختلالات غده تیروئید شامل هیپرتیروئیدیسم (تولید بیش از حد هورمون تیروئید) و هیپوتیروئیدیسم (تولید کمتر از حد هورمون تیروئید) هستند. در هیپرتیروئیدیسم، فعالیت زیاد تیروئید ممکن است باعث افزایش اضطراب، خلق و خو، تنش، عصبانیت، بیقراری، درد سر و اختلال در خواب شود. در هیپوتیروئیدیسم، کاهش فعالیت تیروئید ممکن است باعث لکههای تاریکی زیر چشم، کاهش انرژی، کاهش تمرکز، افسردگی، اضطراب، افزایش وزن، خستگی و اختلال در خواب شود.
بنابراین، افزایش یا کاهش فعالیت غده تیروئید میتواند به شکل مستقیم یا غیرمستقیم تأثیراتی روی روان مادر ضمن، برخی تحقیقات نشان دادهاند که اختلالات در عملکرد غده تیروئید ممکن است باعث ایجاد اختلالات خلقی و اضطراب در بیماران شوند. به عنوان مثال، بررسیها نشان داده است که افرادی که درگیر هیپرتیروئیدیسم هستند، ممکن است دچار اضطراب، تنش و افسردگی شوند.
همچنین، برخی مطالعات نشان دادهاند که درمان هیپوتیروئیدیسم با داروهای تیروئیدی میتواند بهبودی در اختلالات روانی مرتبط با آن داشته باشد. به عنوان مثال، در یک مطالعه، بهبودی در افسردگی و اضطراب بیماران با هیپوتیروئیدیسم با درمان دارویی دیده شد.
به طور کلی، بررسیها نشان میدهند که اختلالات در عملکرد غده تیروئید ممکن است باعث تأثیرات روانی متفاوتی شود. در نتیجه، در صورت بروز هرگونه علائمی مرتبط با عملکرد غده تیروئید، بهتر است به پزشک خود مراجعه کنید تا برای شما تشخیص گرفته و درمان مناسب انجام شود.
۱-۴
@thinpluswithus
اهمیت غده تیروئید در اختلالات روانی
غده تیروئید یکی از غدههای مهم در بدن است که با تولید هورمونهای تیروئید، عملکردهای مختلفی در بدن را کنترل میکند. هورمونهای تیروئید شامل تریایودتیرونین (T3) و تترایودوتیرونین (T4) هستند که در تنظیم سطح انرژی بدن، رشد و تکامل سلولها، فشار خون، قند خون، متابولیسم چربی و پروتئینها و همچنین حافظه و تمرکز نقش دارند.
بنابراین، هرگونه اختلال در عملکرد غده تیروئید میتواند به شکل مستقیم یا غیرمستقیم، تأثیراتی روی سلامت روان داشته باشد.
اختلالات غده تیروئید شامل هیپرتیروئیدیسم (تولید بیش از حد هورمون تیروئید) و هیپوتیروئیدیسم (تولید کمتر از حد هورمون تیروئید) هستند. در هیپرتیروئیدیسم، فعالیت زیاد تیروئید ممکن است باعث افزایش اضطراب، خلق و خو، تنش، عصبانیت، بیقراری، درد سر و اختلال در خواب شود. در هیپوتیروئیدیسم، کاهش فعالیت تیروئید ممکن است باعث لکههای تاریکی زیر چشم، کاهش انرژی، کاهش تمرکز، افسردگی، اضطراب، افزایش وزن، خستگی و اختلال در خواب شود.
بنابراین، افزایش یا کاهش فعالیت غده تیروئید میتواند به شکل مستقیم یا غیرمستقیم تأثیراتی روی روان مادر ضمن، برخی تحقیقات نشان دادهاند که اختلالات در عملکرد غده تیروئید ممکن است باعث ایجاد اختلالات خلقی و اضطراب در بیماران شوند. به عنوان مثال، بررسیها نشان داده است که افرادی که درگیر هیپرتیروئیدیسم هستند، ممکن است دچار اضطراب، تنش و افسردگی شوند.
همچنین، برخی مطالعات نشان دادهاند که درمان هیپوتیروئیدیسم با داروهای تیروئیدی میتواند بهبودی در اختلالات روانی مرتبط با آن داشته باشد. به عنوان مثال، در یک مطالعه، بهبودی در افسردگی و اضطراب بیماران با هیپوتیروئیدیسم با درمان دارویی دیده شد.
به طور کلی، بررسیها نشان میدهند که اختلالات در عملکرد غده تیروئید ممکن است باعث تأثیرات روانی متفاوتی شود. در نتیجه، در صورت بروز هرگونه علائمی مرتبط با عملکرد غده تیروئید، بهتر است به پزشک خود مراجعه کنید تا برای شما تشخیص گرفته و درمان مناسب انجام شود.
۱-۴
@thinpluswithus
درمان اختلالات غده تیروئید شامل استفاده از داروها، رژیم غذایی، و در برخی موارد، جراحی است. درمان هیپرتیروئیدیسم با استفاده از داروهایی که فعالیت غده تیروئید را کاهش میدهند، انجام میشود. درمان هیپوتیروئیدیسم هم با استفاده از داروهای تیروئیدی انجام میشود.
در مورد رژیم غذایی، مصرف موادی مانند یود، سلنیوم و تیروزین میتواند به بهبود عملکرد غده تیروئید کمک کند. همچنین، برخی مطالعات نشان دادهاند که مصرف غذاهایی مانند آجیل، ماهی، گوشت، سبزیجات و میوهها میتواند به بهبود عملکرد غده تیروئید کمک کند.
در مواردی که درمان دارویی و رژیم غذایی موثر نیست، جراحی ممکن است لازم باشد. در این روش، غده تیروئید قابلمهای که بیشترین فعالیت را دارد، حذف میشود.
همچنین، برای کاهش استرس و افزایش روحیه، انجام فعالیتهایی مانند مدیتیشن، یوگا و ورزش میتواند مفید باشد. همچنین، مراجعه به مشاور یا روانشناس نیز ممکن است به کاهش اثرات روانی اختلالات غده تیروئید کمک کند.
در کل، برای حفظ سلامت غده تیروئید و جلوگیری از اختلالات آن، مهم است که رژیم غذایی سالم و مناسبی را رعایت کنید. برای این منظور، مصرف موادی مانند آجیل، ماهی، گوشت، سبزیجات و میوهها در رژیم غذایی شما بسیار مفید است. همچنین، حفظ سطح مناسب یود در بدن نیز بسیار مهم است. مصرف نمک غنی شده با یود، در مواد غذایی سرشار از یود مانند سبزیجات دریایی و ماهی، و مصرف مکملهای یود میتواند به حفظ سلامت غده تیروئید کمک کند.
همچنین، برای کاهش استرس، میتوانید از روشهای مختلفی مانند مدیتیشن، یوگا، و ورزش استفاده کنید. این روشها میتوانند به کاهش استرس و افزایش روحیه شما کمک کنند.
در نهایت، برای جلوگیری از اختلالات غده تیروئید، مهم است که به بازرسی و بررسی منظم سلامتی خود پرداخت. در قسمت بعد در مورد تداخل داروهای تیروئید و روانپزشکی مختصر توضیح میدهم.
۲-۴
@thinpluswithus
در مورد رژیم غذایی، مصرف موادی مانند یود، سلنیوم و تیروزین میتواند به بهبود عملکرد غده تیروئید کمک کند. همچنین، برخی مطالعات نشان دادهاند که مصرف غذاهایی مانند آجیل، ماهی، گوشت، سبزیجات و میوهها میتواند به بهبود عملکرد غده تیروئید کمک کند.
در مواردی که درمان دارویی و رژیم غذایی موثر نیست، جراحی ممکن است لازم باشد. در این روش، غده تیروئید قابلمهای که بیشترین فعالیت را دارد، حذف میشود.
همچنین، برای کاهش استرس و افزایش روحیه، انجام فعالیتهایی مانند مدیتیشن، یوگا و ورزش میتواند مفید باشد. همچنین، مراجعه به مشاور یا روانشناس نیز ممکن است به کاهش اثرات روانی اختلالات غده تیروئید کمک کند.
در کل، برای حفظ سلامت غده تیروئید و جلوگیری از اختلالات آن، مهم است که رژیم غذایی سالم و مناسبی را رعایت کنید. برای این منظور، مصرف موادی مانند آجیل، ماهی، گوشت، سبزیجات و میوهها در رژیم غذایی شما بسیار مفید است. همچنین، حفظ سطح مناسب یود در بدن نیز بسیار مهم است. مصرف نمک غنی شده با یود، در مواد غذایی سرشار از یود مانند سبزیجات دریایی و ماهی، و مصرف مکملهای یود میتواند به حفظ سلامت غده تیروئید کمک کند.
همچنین، برای کاهش استرس، میتوانید از روشهای مختلفی مانند مدیتیشن، یوگا، و ورزش استفاده کنید. این روشها میتوانند به کاهش استرس و افزایش روحیه شما کمک کنند.
در نهایت، برای جلوگیری از اختلالات غده تیروئید، مهم است که به بازرسی و بررسی منظم سلامتی خود پرداخت. در قسمت بعد در مورد تداخل داروهای تیروئید و روانپزشکی مختصر توضیح میدهم.
۲-۴
@thinpluswithus
تداخل دارویی
تعدادی از داروهای روانپزشکی ممکن است با داروهای تیروئید تداخل داشته باشند. به طور کلی، داروهایی که برای درمان افسردگی، اضطراب، و اختلالات خلقی دیگر استفاده میشوند، ممکن است بر تولید و مصرف هورمونهای تیروئید تأثیر بگذارند و یا برعکس، داروهای تیروئید ممکن است بر اثر داروهای روانپزشکی تأثیر بگذارند.
برای مثال، داروهای لیتیوم که برای درمان افسردگی، بیماری های دوقطبی و اسکیزوفرنی استفاده میشوند، ممکن است باعث کاهش فعالیت غده تیروئید شوند. برخی داروهای ضدافسردگی مانند امیتریپتیلین نیز ممکن است باعث افزایش وزن و کاهش سطح هورمونهای تیروئید شوند.
بنابراین، بهتر است قبل از مصرف هرگونه داروی جدید، با پزشک خود صحبت کنید و به او اطلاع دهید که داروهای تیروئید را مصرف میکنید. پزشک شما ممکن است نیاز به تنظیم دوز داروهای تیروئید شما داشته باشد یا داروهای روانپزشکی را با داروهای تیروئید ترکیب کند.
همچنین، در صورتی که بعد از شروع مصرف داروهای تیروئید یا داروهای روانپزشکی هرگونه علائم جدیدی رخ داد، به پزشک خود اطلاع دهید.
داروهایی که برای درمان اختلالات غده تیروئید استفاده میشوند، شامل دو دسته دارویی هستند: داروهای تیروئیدی و داروهای ضدتیروئیدی. داروهای تیروئیدی معمولاً برای درمان هیپوتیروئیدیسم (کاهش فعالیت غده تیروئید) مورد استفاده قرار میگیرند، در حالی که داروهای ضدتیروئیدی برای درمان هیپرتیروئیدیسم (افزایش فعالیت غده تیروئید) استفاده میشوند.
داروهای تیروئیدی شامل
لوتیروکسین سدیم (Levothyroxine Sodium)،
لیوتیروکسین (Liothyronine) و
تریایودوتیرونین (liotrix) هستند.
لوتیروکسین سدیم یکی از داروهای معروف تیروئید است که برای درمان هیپوتیروئیدیسم استفاده میشود. این دارو به عنوان جایگزین هورمون تیروئید طبیعی بدن عمل میکند و به کنترل سطح هورمونهای تیروئید در بدن کمک میکند.
داروهای ضدتیروئیدی شامل
متیمازول (Methimazole) و پروپیل تیواوراکیل (Propylthiouracil) هستند. این داروها برای کاهش فعالیت غده تیروئید و درمان هیپرتیروئیدیسم مورد استفاده قرار میگیرند.
همچنین، برخی داروهای دیگر نیز برای کنترل علائم مرتبط با اختلالات غده تیروئید مانند اضطراب و افسردگی مورد استفاده قرار میگیرند. این داروها شامل آنتیاکسیدانها، آنتیدپرسانتها و سایر داروهای روانپزشکی هستند. این داروها برای کنترل علائم روانی مرتبط با اختلالات غده تیروئید، مانند افسردگی، اضطراب و تنش، مورد استفاده قرار میگیرند.
مهم است برای مصرف هرگونه داروی تیروئیدی یا دیگر داروهای مورد نیاز، به دستور پزشک عمل شود و دستورات مصرف دارو و دوز آن نیز رعایت گردد. همچنین، در صورت بروز هرگونه علایم جانبی ناخواسته، به پزشک رجوع شود.
۳-۴
@thinpluswithus
تعدادی از داروهای روانپزشکی ممکن است با داروهای تیروئید تداخل داشته باشند. به طور کلی، داروهایی که برای درمان افسردگی، اضطراب، و اختلالات خلقی دیگر استفاده میشوند، ممکن است بر تولید و مصرف هورمونهای تیروئید تأثیر بگذارند و یا برعکس، داروهای تیروئید ممکن است بر اثر داروهای روانپزشکی تأثیر بگذارند.
برای مثال، داروهای لیتیوم که برای درمان افسردگی، بیماری های دوقطبی و اسکیزوفرنی استفاده میشوند، ممکن است باعث کاهش فعالیت غده تیروئید شوند. برخی داروهای ضدافسردگی مانند امیتریپتیلین نیز ممکن است باعث افزایش وزن و کاهش سطح هورمونهای تیروئید شوند.
بنابراین، بهتر است قبل از مصرف هرگونه داروی جدید، با پزشک خود صحبت کنید و به او اطلاع دهید که داروهای تیروئید را مصرف میکنید. پزشک شما ممکن است نیاز به تنظیم دوز داروهای تیروئید شما داشته باشد یا داروهای روانپزشکی را با داروهای تیروئید ترکیب کند.
همچنین، در صورتی که بعد از شروع مصرف داروهای تیروئید یا داروهای روانپزشکی هرگونه علائم جدیدی رخ داد، به پزشک خود اطلاع دهید.
داروهایی که برای درمان اختلالات غده تیروئید استفاده میشوند، شامل دو دسته دارویی هستند: داروهای تیروئیدی و داروهای ضدتیروئیدی. داروهای تیروئیدی معمولاً برای درمان هیپوتیروئیدیسم (کاهش فعالیت غده تیروئید) مورد استفاده قرار میگیرند، در حالی که داروهای ضدتیروئیدی برای درمان هیپرتیروئیدیسم (افزایش فعالیت غده تیروئید) استفاده میشوند.
داروهای تیروئیدی شامل
لوتیروکسین سدیم (Levothyroxine Sodium)،
لیوتیروکسین (Liothyronine) و
تریایودوتیرونین (liotrix) هستند.
لوتیروکسین سدیم یکی از داروهای معروف تیروئید است که برای درمان هیپوتیروئیدیسم استفاده میشود. این دارو به عنوان جایگزین هورمون تیروئید طبیعی بدن عمل میکند و به کنترل سطح هورمونهای تیروئید در بدن کمک میکند.
داروهای ضدتیروئیدی شامل
متیمازول (Methimazole) و پروپیل تیواوراکیل (Propylthiouracil) هستند. این داروها برای کاهش فعالیت غده تیروئید و درمان هیپرتیروئیدیسم مورد استفاده قرار میگیرند.
همچنین، برخی داروهای دیگر نیز برای کنترل علائم مرتبط با اختلالات غده تیروئید مانند اضطراب و افسردگی مورد استفاده قرار میگیرند. این داروها شامل آنتیاکسیدانها، آنتیدپرسانتها و سایر داروهای روانپزشکی هستند. این داروها برای کنترل علائم روانی مرتبط با اختلالات غده تیروئید، مانند افسردگی، اضطراب و تنش، مورد استفاده قرار میگیرند.
مهم است برای مصرف هرگونه داروی تیروئیدی یا دیگر داروهای مورد نیاز، به دستور پزشک عمل شود و دستورات مصرف دارو و دوز آن نیز رعایت گردد. همچنین، در صورت بروز هرگونه علایم جانبی ناخواسته، به پزشک رجوع شود.
۳-۴
@thinpluswithus
درمان تیروئید بدون دارو
درمان اختلالات غده تیروئید بدون دارو ممکن است، اما این بستگی به نوع و شدت اختلال دارد. به طور کلی، درمان اختلالات غده تیروئید شامل دوزهای دارویی، تغییرات در رژیم غذایی و تغییر در سبک زندگی میباشد. اما در برخی موارد، تغییرات در سبک زندگی و رژیم غذایی میتوانند به تنهایی کافی باشند.
برای مثال، درمان هیپوتیروئیدیسم (کاهش فعالیت غده تیروئید) با تغییرات در رژیم غذایی و تغییر در سبک زندگی ممکن است کمک کننده باشد. برخی مواد غذایی مانند سبزیجات دریایی، آجیل، گوشت، ماهی و میوهها میتوانند به حفظ سلامت غده تیروئید کمک کنند. همچنین، تغییر در سبک زندگی مانند کاهش استرس و افزایش فعالیتهای ورزشی میتواند به بهبود علایم مرتبط با هیپوتیروئیدیسم کمک کند.
اما در برخی موارد، تغییرات در رژیم غذایی و سبک زندگی کافی نیستند و داروهای تیروئیدی مورد نیاز هستند. درمان هیپرتیروئیدیسم (افزایش فعالیت غده تیروئید) نیز معمولاً به داروهای ضدتیروئیدی نیاز دارد.
به هر حال، همیشه باید با پزشک و روانپزشک مشورت کرده و تغییراتی که در رژیم غذایی و سبک زندگی ایجاد میشود را با پزشک مطرح کرد.
۴-۴
@thinpluswithus
درمان اختلالات غده تیروئید بدون دارو ممکن است، اما این بستگی به نوع و شدت اختلال دارد. به طور کلی، درمان اختلالات غده تیروئید شامل دوزهای دارویی، تغییرات در رژیم غذایی و تغییر در سبک زندگی میباشد. اما در برخی موارد، تغییرات در سبک زندگی و رژیم غذایی میتوانند به تنهایی کافی باشند.
برای مثال، درمان هیپوتیروئیدیسم (کاهش فعالیت غده تیروئید) با تغییرات در رژیم غذایی و تغییر در سبک زندگی ممکن است کمک کننده باشد. برخی مواد غذایی مانند سبزیجات دریایی، آجیل، گوشت، ماهی و میوهها میتوانند به حفظ سلامت غده تیروئید کمک کنند. همچنین، تغییر در سبک زندگی مانند کاهش استرس و افزایش فعالیتهای ورزشی میتواند به بهبود علایم مرتبط با هیپوتیروئیدیسم کمک کند.
اما در برخی موارد، تغییرات در رژیم غذایی و سبک زندگی کافی نیستند و داروهای تیروئیدی مورد نیاز هستند. درمان هیپرتیروئیدیسم (افزایش فعالیت غده تیروئید) نیز معمولاً به داروهای ضدتیروئیدی نیاز دارد.
به هر حال، همیشه باید با پزشک و روانپزشک مشورت کرده و تغییراتی که در رژیم غذایی و سبک زندگی ایجاد میشود را با پزشک مطرح کرد.
۴-۴
@thinpluswithus
دکتر موریس ستودگان
فوبیا و انواع ان، فوبیای نادر و فوبیای فرهنگی
فوبیا یک اختلال اضطرابی است که به عنوان یک نوع از اختلالات اضطرابی شناخته میشود. افرادی که از فوبیا رنج میبرند، از چیزی یا شرایطی که به طور معمول برای دیگران بیضرر هستند، بسیار ترس دارند. این ترس گاهی به حدی است که ممکن است برای آنها تعقیبپذیر باشد و زندگی روزمره آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
انواع فوبیا شامل:
1. فوبیای اجتماعی: ترس از برقراری ارتباط با دیگران، گفتگوی عمومی، شرکت در جمعیت و انجام کارهایی که نیاز به برقراری ارتباط با دیگران دارند.
2. فوبیای موش: ترس شدید از موشها و حیوانات کوچک مرتبط با آنها.
3. فوبیای ارتفاع: ترس از ارتفاعات بلند، مانند صعود بر روی ساختمانهای بلند، پلهای بلند، کوهنوردی و پرواز با هواپیما.
4. فوبیای حشرات: ترس شدید از حشرات، مانند عنکبوتها، مورچهها، پروانهها و زنبورها.
5. فوبیای بستر: ترس از بستر و خوابیدن در محیطهای بسته و تاریک، مانند اتاق خواب و لولای کودک.
6. فوبیای خون و آسیب: ترس از دیدن خون، زخم و صحنههای خشونتآمیز.
7. فوبیای پوکی استخوان: ترس از دیدن استخوانهای بدن، مانند عکسهای پزشکی و ساز های پزشکی.
8. فوبیای بلع: ترس از بلعیدن و خفه شدن، مانند خوراکیهای بزرگ، قرصهای دارویی و آب.
9. فوبیای پلیس و نیروهای انتظامی: ترس از پلیس، دیدار با نیروهای انتظامی و ورود به دادگاه.
10. فوبیای هوا: ترس از طوفانها، زلزله، آتشسوزی و سایر حوادث طبیعی.
همچنین، فوبیای خوارکی، فوبیای رانندگی، فوبیای تاریکی، فوبیای ناشی از برخورد با حیوانات بزرگ، فوبیای نویسندگی و فوبیای موسیقی نیز از دیگر انواع فوبیا هستند.
لازم به ذکر است که این فهرست تمامی انواع فوبیا را شامل نمیشود و دیگر انواع فوبیا نیز ممکن است وجود داشته باشد مانند فوبیاهای فرهنگی یا نادر. همچنین، برای تشخیص و درمان این اختلالات، بهتر است به متخصص رجوع شود.
فوبیاهای عجیب و غیرمعمول بسیار زیادند و ممکن است برای بسیاری حتی نامفهوم و عجیب به نظر بیایند. در زیر به برخی از فوبیاهای عجیب و غیرمعمول اشاره می کنم:
1. فوبیای Nomophobia: ترس از جدا شدن از تلفن همراه یا عدم دسترسی به آن.
2. فوبیای Anatidaephobia: ترس از اینکه همیشه یک اردک دارای نظارت بر شماست.
3. فوبیای Arachibutyrophobia: ترس از آنکه کره بادام زمینی در حین خوردن به گلو شما گیر کند.
4. فوبیای Ablutophobia: ترس از شستن و شور کردن.
5. فوبیای Chrometophobia: ترس از پولیدگی.
6. فوبیای Deipnophobia: ترس از شام خوردن در جمع.
7. فوبیای Ephebiphobia: ترس از افراد جوان.
8. فوبیای Genuphobia: ترس از زانو زدن یا دیدن زانوها.
9. فوبیای Hippopotomonstrosesquipedaliophobia: ترس از کلمات بلند و پیچیده.
10. فوبیای Pogonophobia: ترس از مردان با ریش.
البته باید توجه داشت که برخی از این فوبیاها شاید جدی به نظر نیایند اما برای افرادی که از آنها رنج می برند، می توانند مشکلات جدی و نگرانی های بزرگی ایجاد کنند.
۱-۳
@thinpluswithus
فوبیا و انواع ان، فوبیای نادر و فوبیای فرهنگی
فوبیا یک اختلال اضطرابی است که به عنوان یک نوع از اختلالات اضطرابی شناخته میشود. افرادی که از فوبیا رنج میبرند، از چیزی یا شرایطی که به طور معمول برای دیگران بیضرر هستند، بسیار ترس دارند. این ترس گاهی به حدی است که ممکن است برای آنها تعقیبپذیر باشد و زندگی روزمره آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
انواع فوبیا شامل:
1. فوبیای اجتماعی: ترس از برقراری ارتباط با دیگران، گفتگوی عمومی، شرکت در جمعیت و انجام کارهایی که نیاز به برقراری ارتباط با دیگران دارند.
2. فوبیای موش: ترس شدید از موشها و حیوانات کوچک مرتبط با آنها.
3. فوبیای ارتفاع: ترس از ارتفاعات بلند، مانند صعود بر روی ساختمانهای بلند، پلهای بلند، کوهنوردی و پرواز با هواپیما.
4. فوبیای حشرات: ترس شدید از حشرات، مانند عنکبوتها، مورچهها، پروانهها و زنبورها.
5. فوبیای بستر: ترس از بستر و خوابیدن در محیطهای بسته و تاریک، مانند اتاق خواب و لولای کودک.
6. فوبیای خون و آسیب: ترس از دیدن خون، زخم و صحنههای خشونتآمیز.
7. فوبیای پوکی استخوان: ترس از دیدن استخوانهای بدن، مانند عکسهای پزشکی و ساز های پزشکی.
8. فوبیای بلع: ترس از بلعیدن و خفه شدن، مانند خوراکیهای بزرگ، قرصهای دارویی و آب.
9. فوبیای پلیس و نیروهای انتظامی: ترس از پلیس، دیدار با نیروهای انتظامی و ورود به دادگاه.
10. فوبیای هوا: ترس از طوفانها، زلزله، آتشسوزی و سایر حوادث طبیعی.
همچنین، فوبیای خوارکی، فوبیای رانندگی، فوبیای تاریکی، فوبیای ناشی از برخورد با حیوانات بزرگ، فوبیای نویسندگی و فوبیای موسیقی نیز از دیگر انواع فوبیا هستند.
لازم به ذکر است که این فهرست تمامی انواع فوبیا را شامل نمیشود و دیگر انواع فوبیا نیز ممکن است وجود داشته باشد مانند فوبیاهای فرهنگی یا نادر. همچنین، برای تشخیص و درمان این اختلالات، بهتر است به متخصص رجوع شود.
فوبیاهای عجیب و غیرمعمول بسیار زیادند و ممکن است برای بسیاری حتی نامفهوم و عجیب به نظر بیایند. در زیر به برخی از فوبیاهای عجیب و غیرمعمول اشاره می کنم:
1. فوبیای Nomophobia: ترس از جدا شدن از تلفن همراه یا عدم دسترسی به آن.
2. فوبیای Anatidaephobia: ترس از اینکه همیشه یک اردک دارای نظارت بر شماست.
3. فوبیای Arachibutyrophobia: ترس از آنکه کره بادام زمینی در حین خوردن به گلو شما گیر کند.
4. فوبیای Ablutophobia: ترس از شستن و شور کردن.
5. فوبیای Chrometophobia: ترس از پولیدگی.
6. فوبیای Deipnophobia: ترس از شام خوردن در جمع.
7. فوبیای Ephebiphobia: ترس از افراد جوان.
8. فوبیای Genuphobia: ترس از زانو زدن یا دیدن زانوها.
9. فوبیای Hippopotomonstrosesquipedaliophobia: ترس از کلمات بلند و پیچیده.
10. فوبیای Pogonophobia: ترس از مردان با ریش.
البته باید توجه داشت که برخی از این فوبیاها شاید جدی به نظر نیایند اما برای افرادی که از آنها رنج می برند، می توانند مشکلات جدی و نگرانی های بزرگی ایجاد کنند.
۱-۳
@thinpluswithus
در روانشناسی گاهی از فوبیاهای نادر صحبت میشود که بسیاری نادر اما وجود دارند که برای بسیاری از ما عجیب و غیرقابل درک به نظر میآیند. در زیر به برخی از فوبیاهای نادر و غیرمعمول اشاره خواهم کرد:
1. فوبیای Aulophobia: ترس از نواختن سازهای بادی، مانند ساکسوفون و ترومپت.
2. فوبیای Bibliophobia: ترس از کتابها یا خواندن کتابها.
3. فوبیای Epistemophobia: ترس از دانش، دانشگاه و یادگیری.
4. فوبیای Heliophobia: ترس از نور خورشید یا تعرض به نور خورشید.
5. فوبیای Hylophobia: ترس از جنگل و درختان.
6. فوبیای Koinoniphobia: ترس از ملاقات افراد جدید و برقراری رابطه با آنها.
7. فوبیای Ombrophobia: ترس از باران و بارش آب.
8. فوبیای Phobophobia: ترس از داشتن فوبیا.
9. فوبیای Somniphobia: ترس از خوابیدن و خوابیدن.
10. فوبیای Triskaidekaphobia: ترس از شماره ۱۳.
برای تشخیص و درمان این اختلالات، بهتر است با یک روانپزشک صحبت شود.
و اما فوبیای فرهنگی، به ترس و نگرانی از موارد و مفاهیم مرتبط با فرهنگ و تمدن مربوط میشود. در زیر به برخی از فوبیاهای فرهنگی رایج اشاره می کنم:
1. فوبیای Xenophobia: ترس و نفرت از افراد و فرهنگهای دیگر.
2. فوبیای Islamophobia: ترس و نگرانی از اسلام و افراد مسلمان.
3. فوبیای Anti-Semitism: ترس و نگرانی از یهودیان و فرهنگ یهودی.
4. فوبیای Homophobia: ترس و نگرانی از افراد همجنسگرایی.
5. فوبیای Misogyny: ترس و نگرانی از زنان و فرهنگ زنانی.
6. فوبیای Fatphobia: ترس و نگرانی از چاقی و فرهنگ چاقی.
7. فوبیای Ableism: ترس و نگرانی از افراد معلول.
8. فوبیای Transphobia: ترس و نگرانی از افراد ترنس جنسیت.
9. فوبیای Racism: ترس و نگرانی از افراد و فرهنگهای دیگر به دلیل نژاد، قومیت یا اصلگرایی.
10. فوبیای Nationalism: ترس و نگرانی از فرهنگ و تمدن دیگران و دفاع از فرهنگ و تمدن خود.
لازم به ذکر است که دیگر فوبیاهای فرهنگی نیز ممکن است وجود داشته باشد.
فوبیا به عنوان یکی از اختلالات اضطرابی در حوزه روانشناسی بسیار حائز اهمیت است. افرادی که از فوبیا رنج میبرند، از چیزی یا شرایطی که به طور معمول برای دیگران بیضرر هستند، بسیار ترس دارند. این ترس گاهی به حدی است که ممکن است برای آنها تعقیبپذیر باشد و زندگی روزمره آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
در حوزه روانشناسی، فوبیا به عنوان یکی از اختلالات اضطرابی شناخته میشود و معمولاً با درمانهای روانشناختی مانند روشهای شناختی-رفتاری و روشهای پذیرش و تعهد، درمان میشود. هدف درمان فوبیا، تسهیل در برخورد با شرایط و اشیاء ترسناک و کاهش حدت نگرانی و ترس افراد است.
درمان فوبیا ممکن است شامل تمرینات تنفسی، تمرینات مربوط به مدیریت استرس، تمرینات مربوط به توجه به حس و احساسات، تغییر رفتارهای نامناسب و تمرینات مربوط به تعامل با شرایط ترسناک باشد. همچنین، ممکن است داروهای ضد اضطراب نیز به منظور کاهش نگرانی و ترس درمان فوبیا استفاده شود.
در کل، درمان فوبیا نیازمند تلاش و همکاری فرد مبتلا و تلاش پزشک و متخصص روانشناسی است تا با استفاده از روشهای مختلف و هماهنگی مناسب، به کاهش نگرانی و ترس فرد بپردازند.
۲-۳
@thinpluswithus
1. فوبیای Aulophobia: ترس از نواختن سازهای بادی، مانند ساکسوفون و ترومپت.
2. فوبیای Bibliophobia: ترس از کتابها یا خواندن کتابها.
3. فوبیای Epistemophobia: ترس از دانش، دانشگاه و یادگیری.
4. فوبیای Heliophobia: ترس از نور خورشید یا تعرض به نور خورشید.
5. فوبیای Hylophobia: ترس از جنگل و درختان.
6. فوبیای Koinoniphobia: ترس از ملاقات افراد جدید و برقراری رابطه با آنها.
7. فوبیای Ombrophobia: ترس از باران و بارش آب.
8. فوبیای Phobophobia: ترس از داشتن فوبیا.
9. فوبیای Somniphobia: ترس از خوابیدن و خوابیدن.
10. فوبیای Triskaidekaphobia: ترس از شماره ۱۳.
برای تشخیص و درمان این اختلالات، بهتر است با یک روانپزشک صحبت شود.
و اما فوبیای فرهنگی، به ترس و نگرانی از موارد و مفاهیم مرتبط با فرهنگ و تمدن مربوط میشود. در زیر به برخی از فوبیاهای فرهنگی رایج اشاره می کنم:
1. فوبیای Xenophobia: ترس و نفرت از افراد و فرهنگهای دیگر.
2. فوبیای Islamophobia: ترس و نگرانی از اسلام و افراد مسلمان.
3. فوبیای Anti-Semitism: ترس و نگرانی از یهودیان و فرهنگ یهودی.
4. فوبیای Homophobia: ترس و نگرانی از افراد همجنسگرایی.
5. فوبیای Misogyny: ترس و نگرانی از زنان و فرهنگ زنانی.
6. فوبیای Fatphobia: ترس و نگرانی از چاقی و فرهنگ چاقی.
7. فوبیای Ableism: ترس و نگرانی از افراد معلول.
8. فوبیای Transphobia: ترس و نگرانی از افراد ترنس جنسیت.
9. فوبیای Racism: ترس و نگرانی از افراد و فرهنگهای دیگر به دلیل نژاد، قومیت یا اصلگرایی.
10. فوبیای Nationalism: ترس و نگرانی از فرهنگ و تمدن دیگران و دفاع از فرهنگ و تمدن خود.
لازم به ذکر است که دیگر فوبیاهای فرهنگی نیز ممکن است وجود داشته باشد.
فوبیا به عنوان یکی از اختلالات اضطرابی در حوزه روانشناسی بسیار حائز اهمیت است. افرادی که از فوبیا رنج میبرند، از چیزی یا شرایطی که به طور معمول برای دیگران بیضرر هستند، بسیار ترس دارند. این ترس گاهی به حدی است که ممکن است برای آنها تعقیبپذیر باشد و زندگی روزمره آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
در حوزه روانشناسی، فوبیا به عنوان یکی از اختلالات اضطرابی شناخته میشود و معمولاً با درمانهای روانشناختی مانند روشهای شناختی-رفتاری و روشهای پذیرش و تعهد، درمان میشود. هدف درمان فوبیا، تسهیل در برخورد با شرایط و اشیاء ترسناک و کاهش حدت نگرانی و ترس افراد است.
درمان فوبیا ممکن است شامل تمرینات تنفسی، تمرینات مربوط به مدیریت استرس، تمرینات مربوط به توجه به حس و احساسات، تغییر رفتارهای نامناسب و تمرینات مربوط به تعامل با شرایط ترسناک باشد. همچنین، ممکن است داروهای ضد اضطراب نیز به منظور کاهش نگرانی و ترس درمان فوبیا استفاده شود.
در کل، درمان فوبیا نیازمند تلاش و همکاری فرد مبتلا و تلاش پزشک و متخصص روانشناسی است تا با استفاده از روشهای مختلف و هماهنگی مناسب، به کاهش نگرانی و ترس فرد بپردازند.
۲-۳
@thinpluswithus
منابع برای تحقیق بیشتر :
1. The American Psychiatric Association: This organization publishes the Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM), which is widely recognized as the authoritative guide to mental health disorders, including phobias.
2. The National Institute of Mental Health: This government agency provides information on various mental health conditions, including phobias, and offers resources for finding treatment.
3. The Anxiety and Depression Association of America: This nonprofit organization focuses on raising awareness and providing resources for individuals with anxiety disorders, including phobias.
4. The Mayo Clinic: This renowned medical organization provides comprehensive information on various health conditions, including phobias, and offers resources for finding treatment.
در ادامه، چند نمونه از کتابهایی که میتوانند برای مطالعه در این زمینه مفید باشند، ذکر شده است:
1. "The Anxiety and Phobia Workbook" نوشته Edmund J. Bourne: این کتاب یکی از محبوبترین منابع برای مدیریت اضطراب و فوبیاهای مختلف است. در این کتاب، راهحلهای پزشکی و غیرپزشکی برای مدیریت فوبیاها ارائه میشود.
2. "Overcoming Anxiety, Phobias, and Panic" نوشته دکتر James Gardner: در این کتاب، راهکارهای عملی و گامبهگام برای مدیریت و درمان اضطراب، فوبیا و حملات پانیک شرح داده شده است.
3. "Anxiety and Phobia Workbook for Teens" نوشته Jennifer Shannon: این کتاب برای جوانانی که با فوبیا و اضطراب مواجه هستند، طراحی شده است. در این کتاب، نکات مهمی برای درک بهتر از فوبیاها و ارائه راهکارهایی برای مدیریت آنها به شیوههایی که جوانان میتوانند درک کنند، آورده شده است.
4. "The Mindfulness and Acceptance Workbook for Anxiety" نوشته John P. Forsyth و Georg H. Eifert: این کتاب از ابزارهای مبتنی بر ذهنآگاهی و پذیرش برای مدیریت اضطراب و فوبیا استفاده میکند. در این کتاب، مطالبی درباره تمرینات ذهنآگاهی و رویکردهای پذیرش برای کمک به مدیریت اضطراب و فوبیا آورده شده است
۳-۳
@thinpluswithus
1. The American Psychiatric Association: This organization publishes the Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM), which is widely recognized as the authoritative guide to mental health disorders, including phobias.
2. The National Institute of Mental Health: This government agency provides information on various mental health conditions, including phobias, and offers resources for finding treatment.
3. The Anxiety and Depression Association of America: This nonprofit organization focuses on raising awareness and providing resources for individuals with anxiety disorders, including phobias.
4. The Mayo Clinic: This renowned medical organization provides comprehensive information on various health conditions, including phobias, and offers resources for finding treatment.
در ادامه، چند نمونه از کتابهایی که میتوانند برای مطالعه در این زمینه مفید باشند، ذکر شده است:
1. "The Anxiety and Phobia Workbook" نوشته Edmund J. Bourne: این کتاب یکی از محبوبترین منابع برای مدیریت اضطراب و فوبیاهای مختلف است. در این کتاب، راهحلهای پزشکی و غیرپزشکی برای مدیریت فوبیاها ارائه میشود.
2. "Overcoming Anxiety, Phobias, and Panic" نوشته دکتر James Gardner: در این کتاب، راهکارهای عملی و گامبهگام برای مدیریت و درمان اضطراب، فوبیا و حملات پانیک شرح داده شده است.
3. "Anxiety and Phobia Workbook for Teens" نوشته Jennifer Shannon: این کتاب برای جوانانی که با فوبیا و اضطراب مواجه هستند، طراحی شده است. در این کتاب، نکات مهمی برای درک بهتر از فوبیاها و ارائه راهکارهایی برای مدیریت آنها به شیوههایی که جوانان میتوانند درک کنند، آورده شده است.
4. "The Mindfulness and Acceptance Workbook for Anxiety" نوشته John P. Forsyth و Georg H. Eifert: این کتاب از ابزارهای مبتنی بر ذهنآگاهی و پذیرش برای مدیریت اضطراب و فوبیا استفاده میکند. در این کتاب، مطالبی درباره تمرینات ذهنآگاهی و رویکردهای پذیرش برای کمک به مدیریت اضطراب و فوبیا آورده شده است
۳-۳
@thinpluswithus
دکتر موریس ستودگان
نگاهی به هورمونهای شادی و سترس و غم و عملکرد و تاثیر آنها
هورمون هایی که در زمان شادی ترشح میشوند عبارتند از:
- سروتونین (Serotonin)
- دوپامین (Dopamine)
- اِندورفین (Endorphins)
- اکسی توسین (Oxytocin)
عواملی که بر ترشح این هورمون ها تاثیر میگذارند عبارتند از:
- فعالیت بدنی و ورزش
- خوردن غذاهای سالم و متنوع
- تغذیهی مناسب
- خواب کافی و به موقع
- کاهش استرس و اضطراب
- روابط اجتماعی و ارتباطات مثبت با دیگران
- مدیتیشن و تمرین ذهنی
- گوش دادن به موسیقی، خواندن کتاب و فعالیت های مورد علاقهی شخص
در ضمن باید توجه داشت که عدم تولید کافی این هورمون ها ممکن است باعث بروز بیماریهای روانی مانند افسردگی و اضطراب شود. بنابراین حفظ سلامت روانی و فیزیکی با کنترل عوامل مذکور بسیار مهم است.
عوامل دیگری که میتوانند بر ترشح ابن چهار هورمون تاثیر گذار باشند عبارتند از:
- نور خورشید: برخورد با نور خورشید باعث افزایش سطح سروتونین در بدن میشود، بنابراین برای حفظ سلامت روحی و روانی میتوانید در فضای باز حضور پیدا کنید و به آفتاب بیشتر برسید.
- رنگهای روشن و شاد: رنگهای روشن و شاد، مانند زرد، صورتی، نارنجی و سبز روشن، میتوانند به شما کمک کنند تا خلق و خویتان را بهتر کنید و باعث افزایش سطح سروتونین در بدن شما شوند.
- مصرف فراوان مواد قندی: مصرف مواد قندی، مانند شکلات، میوههای شیرین، برنج و غیره، میتواند باعث افزایش سطح سروتونین در بدن شما شود. اما باید توجه داشت که مصرف بیش از حد مواد قندی ممکن است باعث افزایش وزن و بروز بیماریهای مرتبط با آن شود.
- تمرینات استراحتی مانند یوگا، تنفس عمیق و آرامش بخش: تمرینات استراحتی میتوانند باعث کاهش استرس و اضطراب و افزایش سطح سروتونین و اندورفین در بدن شما شوند.
برای حفظ سلامت روانی و روحی، باید به سلامت فیزیکی نیز توجه فراوان شود و عواملی که بر سلامت ذهنی تاثیر میگذارند به کمک روانشناس برای بالا بردن کیفیت زندگی و بهینه سازی سبک زندگی قابل مدیریت میباشند.
منابع مورد استفاده برای پاسخ به این سوال عبارتند از:
- "Happy hormones: what are they and how do they work?"، Medical News Today.
- "8 Natural Ways to Increase Your "Feel Good" Hormones", Healthline.
- "10 Natural Ways to Boost Your Brain Chemicals and Feel Good", Psychology Today.
۱-۳
@thinpluswithus
نگاهی به هورمونهای شادی و سترس و غم و عملکرد و تاثیر آنها
هورمون هایی که در زمان شادی ترشح میشوند عبارتند از:
- سروتونین (Serotonin)
- دوپامین (Dopamine)
- اِندورفین (Endorphins)
- اکسی توسین (Oxytocin)
عواملی که بر ترشح این هورمون ها تاثیر میگذارند عبارتند از:
- فعالیت بدنی و ورزش
- خوردن غذاهای سالم و متنوع
- تغذیهی مناسب
- خواب کافی و به موقع
- کاهش استرس و اضطراب
- روابط اجتماعی و ارتباطات مثبت با دیگران
- مدیتیشن و تمرین ذهنی
- گوش دادن به موسیقی، خواندن کتاب و فعالیت های مورد علاقهی شخص
در ضمن باید توجه داشت که عدم تولید کافی این هورمون ها ممکن است باعث بروز بیماریهای روانی مانند افسردگی و اضطراب شود. بنابراین حفظ سلامت روانی و فیزیکی با کنترل عوامل مذکور بسیار مهم است.
عوامل دیگری که میتوانند بر ترشح ابن چهار هورمون تاثیر گذار باشند عبارتند از:
- نور خورشید: برخورد با نور خورشید باعث افزایش سطح سروتونین در بدن میشود، بنابراین برای حفظ سلامت روحی و روانی میتوانید در فضای باز حضور پیدا کنید و به آفتاب بیشتر برسید.
- رنگهای روشن و شاد: رنگهای روشن و شاد، مانند زرد، صورتی، نارنجی و سبز روشن، میتوانند به شما کمک کنند تا خلق و خویتان را بهتر کنید و باعث افزایش سطح سروتونین در بدن شما شوند.
- مصرف فراوان مواد قندی: مصرف مواد قندی، مانند شکلات، میوههای شیرین، برنج و غیره، میتواند باعث افزایش سطح سروتونین در بدن شما شود. اما باید توجه داشت که مصرف بیش از حد مواد قندی ممکن است باعث افزایش وزن و بروز بیماریهای مرتبط با آن شود.
- تمرینات استراحتی مانند یوگا، تنفس عمیق و آرامش بخش: تمرینات استراحتی میتوانند باعث کاهش استرس و اضطراب و افزایش سطح سروتونین و اندورفین در بدن شما شوند.
برای حفظ سلامت روانی و روحی، باید به سلامت فیزیکی نیز توجه فراوان شود و عواملی که بر سلامت ذهنی تاثیر میگذارند به کمک روانشناس برای بالا بردن کیفیت زندگی و بهینه سازی سبک زندگی قابل مدیریت میباشند.
منابع مورد استفاده برای پاسخ به این سوال عبارتند از:
- "Happy hormones: what are they and how do they work?"، Medical News Today.
- "8 Natural Ways to Increase Your "Feel Good" Hormones", Healthline.
- "10 Natural Ways to Boost Your Brain Chemicals and Feel Good", Psychology Today.
۱-۳
@thinpluswithus