Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ترجمه و تلخیص: دکتر موریس ستودگان
🆘 معرفی امبی والنس Ambivalence
📍حالت احساسات مخلوط یا ایده های متناقض در مورد چیزی یا کسی.
👈نام: امبی والنس یا متناقص بودن
👈 نوع بیماری: اختلال
👈علت اصلی: بیماری روانی
👈توزیع: افراد با کمبود استحکام فکری
👈اولین نامگزاری بیماری: 1910 توسط روانشناس Paul Eugen Bleuler
👈درمان یا Therapy؛ داروهای از نوع استحکام دهنده همراه تراپی
👈ماشه بیماری: استرس؛ بی ثباتی
👈تعداد مبتلایان: 1: 3
👈کدام متخصص باید بازدید کند: روانشناسان؛ روان درمانگر
👈کدها: ICD-10
موریس ستودگان:
🔖ایا امبی والنس یک نشانه اسکیزوفرنی است؟ به سختی کسی حدس میزند که تناقض در تصمیم گیری ها و نگرش های متفاوت برای یک موضوع می تواند علامتی از اسکیزوفرنی باشد. در حالیکه این رفتار متناقض گاهی خود را در افکار، احساسات و ارزیابی های متناقضی که در اینگونه افراد به چشم میخورد، مشهود است. این تناقض ها می تواند به تنهایی و یا در ترکیب و هم زمان اتفاق افتد و منجر به درگیری های ذهنی و روحی برای کسانی که از لحاظ ذهنی ناپایدار هستند، گردد و پس از آن نیز به بیماری های احتمالی روانی دچار گردند. استرس و بی ثباتی ذهنی باعث "دلالت دوجانبه" امبی والنس است اما بسیاری از مردم به صورت طبیعی وبارها آن را انجام می دهند. اغلب این امبی والنسها یا تناقصها در رابطه ها پیش می
آیند. ولی همه امبی والنس ها اختلال نیستند. زیاد شدن و مسئله سازی اینتناقض ها تا جایی که زندگی روزمره را مختل کند میتواند شروع بیماری گردد.
منبع: krank.de
I
🆘 معرفی امبی والنس Ambivalence
📍حالت احساسات مخلوط یا ایده های متناقض در مورد چیزی یا کسی.
👈نام: امبی والنس یا متناقص بودن
👈 نوع بیماری: اختلال
👈علت اصلی: بیماری روانی
👈توزیع: افراد با کمبود استحکام فکری
👈اولین نامگزاری بیماری: 1910 توسط روانشناس Paul Eugen Bleuler
👈درمان یا Therapy؛ داروهای از نوع استحکام دهنده همراه تراپی
👈ماشه بیماری: استرس؛ بی ثباتی
👈تعداد مبتلایان: 1: 3
👈کدام متخصص باید بازدید کند: روانشناسان؛ روان درمانگر
👈کدها: ICD-10
موریس ستودگان:
🔖ایا امبی والنس یک نشانه اسکیزوفرنی است؟ به سختی کسی حدس میزند که تناقض در تصمیم گیری ها و نگرش های متفاوت برای یک موضوع می تواند علامتی از اسکیزوفرنی باشد. در حالیکه این رفتار متناقض گاهی خود را در افکار، احساسات و ارزیابی های متناقضی که در اینگونه افراد به چشم میخورد، مشهود است. این تناقض ها می تواند به تنهایی و یا در ترکیب و هم زمان اتفاق افتد و منجر به درگیری های ذهنی و روحی برای کسانی که از لحاظ ذهنی ناپایدار هستند، گردد و پس از آن نیز به بیماری های احتمالی روانی دچار گردند. استرس و بی ثباتی ذهنی باعث "دلالت دوجانبه" امبی والنس است اما بسیاری از مردم به صورت طبیعی وبارها آن را انجام می دهند. اغلب این امبی والنسها یا تناقصها در رابطه ها پیش می
آیند. ولی همه امبی والنس ها اختلال نیستند. زیاد شدن و مسئله سازی اینتناقض ها تا جایی که زندگی روزمره را مختل کند میتواند شروع بیماری گردد.
منبع: krank.de
I
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍امبی والنس چیست؟
بسیاری از مردم از امبی والنس برخوردار هستند و دایاگنوزها نشانمیدهند که هر سه بیمار روانی یک نفر دچار بیماری امبی والنس میباشد. (در معرفی بالا ۳:۱ دیده میشود ) امبی والنس تشخیص بیماریهای را شدیدا تحت تاثیر قرار میدهد، چرا که در زندگی روزمره افراد را به بی ثباتی و پوچی نزدیک میکند. فردی که رفتار امبی والنس را نشان می دهد، رفتار نا متناسب ، نا متعادل و متناقض دارد. به خصوص در روانشناسی تناقض ها یک شاخص مهم از اختلالات روانی مانند اسکیزوفرنی یا یک مقدار پایین تر، به اوتیسم است
بویلر Bleuler یابنده این بیماری فرض می کند که امبی والنس عامل اصلی بیماری های روانی میباشد. روانشناسی امبی والنس را به چند گونه متفاوت تقسیم بندی میکند. لحظه ناسازگاری فکری (تناقض) در افراد امبی والنت ناشی از ظهور همزمان حالت های عاطفی مخالف یکدیگر (امبی والنس احساسی) و افکار متفاوت (امبی والنت فکری) است. از یک طرف است که تردید عاطفی بوجود میاید که در آن احساسات در تناقض و متقابل یکدیگر شکل میگیرند و این احساسات برای این افراد به سادگی قابل دسترسی میباشد ولی سترس زا. همپوشانی متضاد در خواسته ها و نیازها منجر به اصطلاح دلالت دوگانه (تناقض) یا امبی والنس فکری میگردد. امبی والنس فکری و یا ذهني، وقوع همزمان افكار متناقض را توصيف ميكند كه در نهايت بيمار را درگير ميكند اینچالش های احساسی و ذهنی برای این افراد قابل حل نیست و آنها را به این اختلال سوق میدهد. این ترکیبی از ابهامات و تناقض ها هستند که می تواند به طور همزمان رخ دهد و حتی در افرادی که اسکیزوفرنی یا اوتیسم دارند این گونه سیمپتومها به آسانی رخ می دهند.
⭕️ وقوع تردید در احساسات متفاوت مانند عشق و نفرت به طور همزمان، در یک فرد که ما با آن در رابطه احساسی هستیم باعث می شود که احساس متناقص عاطفی در آن فرد رخ دهد، چرا که از نظر احساسی دارای ثبات لازم نیست. به طور کلی، وجود احساسات متضاد که هم زمان احساس میشود، یک پدیده طبیعی است که رفتار افراد که ذهنی استوار دارند هیچ تاثیر منفی ندارد. برای یک فرد دارای اختلالات روانی می تواند این احساسات متناقض سترس ایجاد کرده و انان نیاز به کمک یک درمانگر برای غلبه بر چنین چالش های ذهنی و احساسی خواهند داشت. احساسات و افکار متناقض را حتی مددکاران اجتماعی و پداگوج ها (تربیت کودک) در محیط هایی با سرپرستی کودکان با معلولیت های جسمی و کار با والدین انها متوجه این مسئله یعنی والدین با امبی والنس میشوند وقتی آنها مدام از ناتوانی شان و کار زیاد سخن میگویند و از طرفی نمی خواهند کودکان را به این موسسات بسپارند. فرایند قطع بند ناف دوم در جوانان وقتی از خانه کوچ میکنند با والدینی که پیش از اندازه نگران کودکان هستند و باور ندارند که انها میتوانند ز خود مراقبت کنند و مستقل شوند نیز با یک تناقض خاص همراه است.
📍علت امبی والنس چیست؟ علل دوگانگی و یا امبی والنس از دید روانشناختی می تواند بسیار متنوع باشد. عدم شناختن مرزها در کودکان و عدم کنترل تکانه ها در نوجوانان یک نشانه امبی والنس و اما در بزرگسالان اینگونه در نظر گرفته می شود که در واقع انطور که در پاتولوژی و در اصل آسیب شناسی توجیه شده، یک اختلال و بیماری روانی میباشد و یا به همراه بیماریهای روانی دیگر بروز میکند. همزمانی احساسات ضد و نقیضی و افکار با تردید، با توجه به تعریف Bleuler یک لحظه تحریک برای اسکیزوفرنی میباشد. یک دوگانگی دوسوگرا از احساسات، که تردید عاطفی بوجود میآورد با توجه به تعریف Bleuler امبی والنس میباشد. این وقوع همزمان افکار متضاد پس از آن منجر به چالش های درونی و این میتواند به اختلال شخصیت دوگانه مبدل شود. به این ترتیب، دوگانگی یعنی امبی والنس و تمایلات اسکیزوفرنی متضمن یکدیگرند. بسیاری از روانکاوان امبی والنس را یک رفتار معمولی انسان میدانند، آنها آن را لزوما به عنوان یکی از ویژگی های پاتولوژیک نمی دانند. در اینجا فرایندهای فیزیولوژیکی در بدن، ذهن و روان وجود دارد. دوام و شکوفایی تاناتو و لیبیو را در نظر بگیرید که بسیاری از احساسات انسانی را مشخص می کنند. پس از آن عشق و انگیره برای تخریب به طور همزمان در libido و Thanatos وجود دارد. باز هم به طور خلاصه؛ که قابلیت های کلیدی امبی والنس، از وقوع چالشهای داخلی است که نمی تواند به طور مستقل توسط شخص امبی والنت مدیریت شود و از لحاظ روحی افراد کم توان در کل به سختی قادر به حل این چالشها بدون کمک حرفه ای خواهند بود. در اینجا یک جمع بندی از فرم های مختلف امبی والنس:
👈امبی والنس عاطفی: همزیستی بین احساسات ضد و نقیضی
👈امبی والنس داوطلب یا (ambitendency): همزیستی خواسته ها و ارزوهای متناقض
👈 امبی والنس روشنفکران: مجاورت ارزیابی و ریشه یابی متضاد
II
بسیاری از مردم از امبی والنس برخوردار هستند و دایاگنوزها نشانمیدهند که هر سه بیمار روانی یک نفر دچار بیماری امبی والنس میباشد. (در معرفی بالا ۳:۱ دیده میشود ) امبی والنس تشخیص بیماریهای را شدیدا تحت تاثیر قرار میدهد، چرا که در زندگی روزمره افراد را به بی ثباتی و پوچی نزدیک میکند. فردی که رفتار امبی والنس را نشان می دهد، رفتار نا متناسب ، نا متعادل و متناقض دارد. به خصوص در روانشناسی تناقض ها یک شاخص مهم از اختلالات روانی مانند اسکیزوفرنی یا یک مقدار پایین تر، به اوتیسم است
بویلر Bleuler یابنده این بیماری فرض می کند که امبی والنس عامل اصلی بیماری های روانی میباشد. روانشناسی امبی والنس را به چند گونه متفاوت تقسیم بندی میکند. لحظه ناسازگاری فکری (تناقض) در افراد امبی والنت ناشی از ظهور همزمان حالت های عاطفی مخالف یکدیگر (امبی والنس احساسی) و افکار متفاوت (امبی والنت فکری) است. از یک طرف است که تردید عاطفی بوجود میاید که در آن احساسات در تناقض و متقابل یکدیگر شکل میگیرند و این احساسات برای این افراد به سادگی قابل دسترسی میباشد ولی سترس زا. همپوشانی متضاد در خواسته ها و نیازها منجر به اصطلاح دلالت دوگانه (تناقض) یا امبی والنس فکری میگردد. امبی والنس فکری و یا ذهني، وقوع همزمان افكار متناقض را توصيف ميكند كه در نهايت بيمار را درگير ميكند اینچالش های احساسی و ذهنی برای این افراد قابل حل نیست و آنها را به این اختلال سوق میدهد. این ترکیبی از ابهامات و تناقض ها هستند که می تواند به طور همزمان رخ دهد و حتی در افرادی که اسکیزوفرنی یا اوتیسم دارند این گونه سیمپتومها به آسانی رخ می دهند.
⭕️ وقوع تردید در احساسات متفاوت مانند عشق و نفرت به طور همزمان، در یک فرد که ما با آن در رابطه احساسی هستیم باعث می شود که احساس متناقص عاطفی در آن فرد رخ دهد، چرا که از نظر احساسی دارای ثبات لازم نیست. به طور کلی، وجود احساسات متضاد که هم زمان احساس میشود، یک پدیده طبیعی است که رفتار افراد که ذهنی استوار دارند هیچ تاثیر منفی ندارد. برای یک فرد دارای اختلالات روانی می تواند این احساسات متناقض سترس ایجاد کرده و انان نیاز به کمک یک درمانگر برای غلبه بر چنین چالش های ذهنی و احساسی خواهند داشت. احساسات و افکار متناقض را حتی مددکاران اجتماعی و پداگوج ها (تربیت کودک) در محیط هایی با سرپرستی کودکان با معلولیت های جسمی و کار با والدین انها متوجه این مسئله یعنی والدین با امبی والنس میشوند وقتی آنها مدام از ناتوانی شان و کار زیاد سخن میگویند و از طرفی نمی خواهند کودکان را به این موسسات بسپارند. فرایند قطع بند ناف دوم در جوانان وقتی از خانه کوچ میکنند با والدینی که پیش از اندازه نگران کودکان هستند و باور ندارند که انها میتوانند ز خود مراقبت کنند و مستقل شوند نیز با یک تناقض خاص همراه است.
📍علت امبی والنس چیست؟ علل دوگانگی و یا امبی والنس از دید روانشناختی می تواند بسیار متنوع باشد. عدم شناختن مرزها در کودکان و عدم کنترل تکانه ها در نوجوانان یک نشانه امبی والنس و اما در بزرگسالان اینگونه در نظر گرفته می شود که در واقع انطور که در پاتولوژی و در اصل آسیب شناسی توجیه شده، یک اختلال و بیماری روانی میباشد و یا به همراه بیماریهای روانی دیگر بروز میکند. همزمانی احساسات ضد و نقیضی و افکار با تردید، با توجه به تعریف Bleuler یک لحظه تحریک برای اسکیزوفرنی میباشد. یک دوگانگی دوسوگرا از احساسات، که تردید عاطفی بوجود میآورد با توجه به تعریف Bleuler امبی والنس میباشد. این وقوع همزمان افکار متضاد پس از آن منجر به چالش های درونی و این میتواند به اختلال شخصیت دوگانه مبدل شود. به این ترتیب، دوگانگی یعنی امبی والنس و تمایلات اسکیزوفرنی متضمن یکدیگرند. بسیاری از روانکاوان امبی والنس را یک رفتار معمولی انسان میدانند، آنها آن را لزوما به عنوان یکی از ویژگی های پاتولوژیک نمی دانند. در اینجا فرایندهای فیزیولوژیکی در بدن، ذهن و روان وجود دارد. دوام و شکوفایی تاناتو و لیبیو را در نظر بگیرید که بسیاری از احساسات انسانی را مشخص می کنند. پس از آن عشق و انگیره برای تخریب به طور همزمان در libido و Thanatos وجود دارد. باز هم به طور خلاصه؛ که قابلیت های کلیدی امبی والنس، از وقوع چالشهای داخلی است که نمی تواند به طور مستقل توسط شخص امبی والنت مدیریت شود و از لحاظ روحی افراد کم توان در کل به سختی قادر به حل این چالشها بدون کمک حرفه ای خواهند بود. در اینجا یک جمع بندی از فرم های مختلف امبی والنس:
👈امبی والنس عاطفی: همزیستی بین احساسات ضد و نقیضی
👈امبی والنس داوطلب یا (ambitendency): همزیستی خواسته ها و ارزوهای متناقض
👈 امبی والنس روشنفکران: مجاورت ارزیابی و ریشه یابی متضاد
II
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 علل و عواقب امبی والنس:
👈گاهی تناقض یا امبی والنس میتواند یک رفتار طبیعی در انسانها باشد، اگر این رفتار قابل مدیریت باشد و نه صراحتا پاتولوژیک شود یعنی از کنترل شخص خارج شود. یا به عبارتی دیگر چالش ها قابل کنترل نباشند میتواند امبی والنس بروز کند.
👈در کودکان سیمپتومهای عدم کنترل احساس و تکانه های مرتبط میتواند یک مشخصه امبی والنس باشد. کودکان با والدین دارای اختلال یا با روش تربیت تناقضی میتوانند به این امر بیفزایند.
👈در بزرگسالان به دلیل بیماریهای روانی از قبل ، پرونده پاتولوژی یا با تناقض احساسات و یا به علت احتمالی طیف اسکیزوفرنی، میتواند چالشهای درونی قابل مدیریت نباشند و سبب بروز امبی والنس گردند.
📍سیمپتوم ها و نشانه ها
👈نشانه های امبی والنس را میتوان از روی تناقض در احساسات، در افکار و ارزیابی ها شناخت. یک شخص امبی والنت در رفتار خود تناقض زیادی نشانمیدهد. به نظر میرسد که با خود هماهنگ نباشد. گاهی حتی خود را نقض میکند. یک رفتار امبی والنس قوی میتواند گاهی به اختلال مبدل شود که تناسب روحی را به همراه خواهد داشت که نیاز مبرم به درمان خواهند داشت.
👈در کل اما هر تناقض فکری بیماری نیست. و هر تناقض احساسی تبدیل به اختلال نمیشود. یکی از دلایل بروز اختلال میتواند یک بحران روحی در گذشته باشد که بروز امبی والنس ها را تسهیل میکند و به مرور زمان تشدید میشوند. همزمان بروز کردن احساسات متفاوت، خواسته های مختلف همزمان نباید عمدتا مانند پدیده "مهر و کین" بروز کند. مثلا میتواند در پدیده ای مانند اطاعت کردن و سرپیچی همزمان خود را نشاندهد. مثلا کارمندی در مقابل رئیس بسیار مطیع و مهربان است ولی در نبود او از او بد میگوید و یا در خفا به وسایل شخصی او صدمه میزند. این پدیده امبی والنس در افرادی با زمینه های تله های زندگی پسامد دوران کودکی میتواند بعد ها به این شکل بروز کند. یا مثلا افرادی که مطیع همسر خود هستند ولی در نبود او از او بسیار بد میگویند تا انتقام و خشم خود را ابراز کنند که در دراز مدت تبدیل به امبی والنس میگردد.
در کمپلکس اودی پوس فروید یک نمونه بسیار قوی از امبی والنس نشان داده میشود که بین دو شخص این احساس متفاوت است. این مربوط به تحمل امبی والنس میگردد. اگر کسی تحمل بالایی داشته باشد و مدیریت تناقض را اموخته باشد عملا قوی تر و مثبت تر و در شخصیت خود مستحکم تر و با ثبات تر میباشد. افرادی که آستانه تحمل پایینی برای تردید ها و تناقض ها نشان میدهند ریسک مبتلا شدن به اختلال بالاست.
در نتیجه بروز احساسات، افکار، خواسته ها و ارزیابی های متناقض در افراد میتواند منجر به عدم تناسب روحی و نهایتا در حالت تداوم آن تبدیل به اختلال گردد که این اختلال نیاز به درمان خواهد داشت. با سنجش یک فرد حرفه ای از آستانه تحمل تناقض میتوان تناسب امبی والنس را محاسبه کرده و نرخ شدت اختلال را مشخص کرد.
👈 در دایاگنوز بسیار مهم است که مشخص گردد شخص امبی والنت تا چه حدودی با این مشکل میتواند زندگی کند. این افراد اگر قابلیت کسب مدیریت تناقض ها را نداشته باشند و اینتناقض ها مدام و تشدید شده روی دهند میتواند منجر به طیف اسکیزو فرنی گردند.
افراد امبی والنت باید مدیریت احساس و افکار و تکانه ها را یاد بگیرند تا هر تناقضی به چالش محیطی و درونی منجر نگردد. این چالش ها میتوانند در افراد با اختلال امبی والنس نهایتا به بحران های حاد و افکار خودکشی منجر گردند. اینگونه افراد در بحران دیگر قادر نیستند افکار خود را مدیریت کنند و افکار آنها در حواشی خودنابوری درگیر میشود. گاهی این افراد به یک فاز اپل (فریاد بی صدا) وارد میشوند که به افراد مورد اطمینانشان در این مورد مستقیم در مورد خودکشی برنامه ریزی شده و گاهی غیر مستقیم با سکوتهای طولانی، ارامشهای نامعمول سخن میگویند.
👈 بنا بر مطالعات در این زمینه ۷۵ درصد این افراد به نحوی رفتار و افکار خودکشی خود را بهمحیط اطراف اعلام میکنند. افرادی که با اینگونه افراد سر و کار دارند از نقشه های سفر های بلند و یا جملات به شکل وصیتی سیگنال میفرستند.
نشانه های خودکشی در امبی والنس گاهی در یک رابطه مشترک زندگی خود را نشانمیدهد، اما متاسفانه گاهی دچار بی توجهی میشود.
III
👈گاهی تناقض یا امبی والنس میتواند یک رفتار طبیعی در انسانها باشد، اگر این رفتار قابل مدیریت باشد و نه صراحتا پاتولوژیک شود یعنی از کنترل شخص خارج شود. یا به عبارتی دیگر چالش ها قابل کنترل نباشند میتواند امبی والنس بروز کند.
👈در کودکان سیمپتومهای عدم کنترل احساس و تکانه های مرتبط میتواند یک مشخصه امبی والنس باشد. کودکان با والدین دارای اختلال یا با روش تربیت تناقضی میتوانند به این امر بیفزایند.
👈در بزرگسالان به دلیل بیماریهای روانی از قبل ، پرونده پاتولوژی یا با تناقض احساسات و یا به علت احتمالی طیف اسکیزوفرنی، میتواند چالشهای درونی قابل مدیریت نباشند و سبب بروز امبی والنس گردند.
📍سیمپتوم ها و نشانه ها
👈نشانه های امبی والنس را میتوان از روی تناقض در احساسات، در افکار و ارزیابی ها شناخت. یک شخص امبی والنت در رفتار خود تناقض زیادی نشانمیدهد. به نظر میرسد که با خود هماهنگ نباشد. گاهی حتی خود را نقض میکند. یک رفتار امبی والنس قوی میتواند گاهی به اختلال مبدل شود که تناسب روحی را به همراه خواهد داشت که نیاز مبرم به درمان خواهند داشت.
👈در کل اما هر تناقض فکری بیماری نیست. و هر تناقض احساسی تبدیل به اختلال نمیشود. یکی از دلایل بروز اختلال میتواند یک بحران روحی در گذشته باشد که بروز امبی والنس ها را تسهیل میکند و به مرور زمان تشدید میشوند. همزمان بروز کردن احساسات متفاوت، خواسته های مختلف همزمان نباید عمدتا مانند پدیده "مهر و کین" بروز کند. مثلا میتواند در پدیده ای مانند اطاعت کردن و سرپیچی همزمان خود را نشاندهد. مثلا کارمندی در مقابل رئیس بسیار مطیع و مهربان است ولی در نبود او از او بد میگوید و یا در خفا به وسایل شخصی او صدمه میزند. این پدیده امبی والنس در افرادی با زمینه های تله های زندگی پسامد دوران کودکی میتواند بعد ها به این شکل بروز کند. یا مثلا افرادی که مطیع همسر خود هستند ولی در نبود او از او بسیار بد میگویند تا انتقام و خشم خود را ابراز کنند که در دراز مدت تبدیل به امبی والنس میگردد.
در کمپلکس اودی پوس فروید یک نمونه بسیار قوی از امبی والنس نشان داده میشود که بین دو شخص این احساس متفاوت است. این مربوط به تحمل امبی والنس میگردد. اگر کسی تحمل بالایی داشته باشد و مدیریت تناقض را اموخته باشد عملا قوی تر و مثبت تر و در شخصیت خود مستحکم تر و با ثبات تر میباشد. افرادی که آستانه تحمل پایینی برای تردید ها و تناقض ها نشان میدهند ریسک مبتلا شدن به اختلال بالاست.
در نتیجه بروز احساسات، افکار، خواسته ها و ارزیابی های متناقض در افراد میتواند منجر به عدم تناسب روحی و نهایتا در حالت تداوم آن تبدیل به اختلال گردد که این اختلال نیاز به درمان خواهد داشت. با سنجش یک فرد حرفه ای از آستانه تحمل تناقض میتوان تناسب امبی والنس را محاسبه کرده و نرخ شدت اختلال را مشخص کرد.
👈 در دایاگنوز بسیار مهم است که مشخص گردد شخص امبی والنت تا چه حدودی با این مشکل میتواند زندگی کند. این افراد اگر قابلیت کسب مدیریت تناقض ها را نداشته باشند و اینتناقض ها مدام و تشدید شده روی دهند میتواند منجر به طیف اسکیزو فرنی گردند.
افراد امبی والنت باید مدیریت احساس و افکار و تکانه ها را یاد بگیرند تا هر تناقضی به چالش محیطی و درونی منجر نگردد. این چالش ها میتوانند در افراد با اختلال امبی والنس نهایتا به بحران های حاد و افکار خودکشی منجر گردند. اینگونه افراد در بحران دیگر قادر نیستند افکار خود را مدیریت کنند و افکار آنها در حواشی خودنابوری درگیر میشود. گاهی این افراد به یک فاز اپل (فریاد بی صدا) وارد میشوند که به افراد مورد اطمینانشان در این مورد مستقیم در مورد خودکشی برنامه ریزی شده و گاهی غیر مستقیم با سکوتهای طولانی، ارامشهای نامعمول سخن میگویند.
👈 بنا بر مطالعات در این زمینه ۷۵ درصد این افراد به نحوی رفتار و افکار خودکشی خود را بهمحیط اطراف اعلام میکنند. افرادی که با اینگونه افراد سر و کار دارند از نقشه های سفر های بلند و یا جملات به شکل وصیتی سیگنال میفرستند.
نشانه های خودکشی در امبی والنس گاهی در یک رابطه مشترک زندگی خود را نشانمیدهد، اما متاسفانه گاهی دچار بی توجهی میشود.
III
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📌ادامه عواقب امبی والنس
در عواقب امبی والنس از افکار خودکشی در شرایط بحرانی و نشانه های ان صحبت کردیم. در یک رابطه فرزند والدین اگر دلبستگی دوسویه باشد جوانان به آسانی در این مورد سخن خواهند گفت. ولی در افراد بالغ بر اثر خجالت یا شرم و یا نویروتیسم نمیتوانند صراحتا به شریک زندگی خود این را اعلام کنند. که این به میزان رابطه افراد مربوط میشود
یک کودک به مرجع احساسی مانند والدین یا تربیتگر در موسسه نیاز دارد و با ارضا نیازهای خود (به محبت به همدلی و دلبستگی...) توسط این شخص یک اتصال قوی به احساس خود برقرار میکند کهامبی والنس گفته میشود. این بدین معناست که کودک با دریافت و یا عدم دریافت دلبستگی احساس خود را خواهد شناخت و این نیاز به یک ارضا کننده دارد. این احساسات که به شکل مثبت ارضا میشوند به شکل لذت "درک" و مهرمیشوند. و اگر بر عکس ارضا نشوند به یک تنفر تبدیل می گردند. تجربه های کودکی در شکل گیری شخصیت و روان سالم بسیار معنا بخش هستند. چالش های احساسی دوران کودکی که با عدم ارضا نیازها بروز میکنند، میتوانند بعدها نقش موثری در ثبات روان و یا حتی انتقال احساس به کودکان دوست و همسرخود باشد. در نتیجه میتوانیم بگوئیم که تجربه ها و چالشهای احساسی دوران نوزادی و کودکی اثر مستقیم بروی تمام مراحل زندگی خواهند داشت.
اغلب دایاگنوزها در روانپزشکی مانند روان پریشی، امبی والنس، طیف سکیزو در حال ازدیاد میباشند و به خاطران و تجربه ها و چالش های دوران کودکی منتهی می گردند. در اینجا اعداد و جداول متفاوتی وجود دارد. تقریبا ۳۳ و نیم درصد در آلمان از یک مشکل روحی رنج میبرند. مشکل اینجاست که نمیتوان درصد خاصی برای امبی والنس اسم برد، چرا که در اکثر بیماریهای روانی امبی والنس قسمتی از آن میباشد. ولی این به معناست که هر ۲۰ المانی یک نفر سالم است. اگر به اروپا این را تعمیم بدهیم ۱۶۰ میلیون اروپایی به یک مشکل روحی مبتلا هستند. یک سوم آنها در نتیجه یک تحقیق در معالجه میباشند یعنی ۵۳ میلیون. علت عدم مراجعه آن مشکلات پوششی بیمه، کمبود روانشناس و یا عدم مراجعه بیماران و یا متدهای قدیمی میباشد. حتی در اروپا گاهی بیماریهای روحی تابو میباشند. در این مقوله بیماریهای روحی طیف سکیزو، دمنس، التزهایمر، اختلالات احساسی، دپرسیون افسردگی، دوقطبی ها و یا مانیک ها هستند. در حالیکه قسمت نویروتیک ها یا اختلال های PTSD بر اثر تراوما، وسواس ها، ترس ها و اختلالات مشابه ان تابو بیشتر است. در محموعه دیگر در قسمت اختلال شخصیت و اختلال رفتاری، کلیپتومانی ها، بوردر لاین، ترانس سکسوالیستها یا فتیش ها کمترین گروه در تراپی هستند. همین دسته بندی دشواری مرزهای اختلال ها را نشان میدهد. که تحقیق ها و نتایج آنها را که به شکل بیماری و اختلالات تعریف میشوند در IDC-11 که بسیاری از بیماریها و نشانه ها و همچنین وابستگی بین بیماریها و درمان را تشریح میکند وجود دارد.
این بخش دایاگنوز در روانشناسی بخش مهم و پیچیده ای میباشد. و اینجا قابل گفتن است که امبی والنس یک سیمپتوم و نشانه بیماری طیف سکیزو در ICD-11 نامبرده شده است که مقوله را پیچیده تر میکند. اکثرا بر اثر فشار روحی و سترس که افراد بیمار معمولا احساس میکنند میتواند به یک پنیکPANIC تبدیل شود. و حتی این میتواند در شب و در خواب صورت گیرد. که افراد امبی والنت در بین خواب و بیداری دچار پنیک شده چون قادر به تشخیص موقعیت نیستند. و متاسفانه امبی والنس اکثرا به سوی افسردگی و نهایتا مشکلات روانی دیگر میرود. این معمولا رابطه را با افراد خانواده و کار و دوستان مختل میکند که افراد را دراز مدت به یک بی انگیزگی به زندگی و احساس خشم و نارضایتی در خود منجر میکند. که نیاز به تراپی خواهد داشت.
IV
در عواقب امبی والنس از افکار خودکشی در شرایط بحرانی و نشانه های ان صحبت کردیم. در یک رابطه فرزند والدین اگر دلبستگی دوسویه باشد جوانان به آسانی در این مورد سخن خواهند گفت. ولی در افراد بالغ بر اثر خجالت یا شرم و یا نویروتیسم نمیتوانند صراحتا به شریک زندگی خود این را اعلام کنند. که این به میزان رابطه افراد مربوط میشود
یک کودک به مرجع احساسی مانند والدین یا تربیتگر در موسسه نیاز دارد و با ارضا نیازهای خود (به محبت به همدلی و دلبستگی...) توسط این شخص یک اتصال قوی به احساس خود برقرار میکند کهامبی والنس گفته میشود. این بدین معناست که کودک با دریافت و یا عدم دریافت دلبستگی احساس خود را خواهد شناخت و این نیاز به یک ارضا کننده دارد. این احساسات که به شکل مثبت ارضا میشوند به شکل لذت "درک" و مهرمیشوند. و اگر بر عکس ارضا نشوند به یک تنفر تبدیل می گردند. تجربه های کودکی در شکل گیری شخصیت و روان سالم بسیار معنا بخش هستند. چالش های احساسی دوران کودکی که با عدم ارضا نیازها بروز میکنند، میتوانند بعدها نقش موثری در ثبات روان و یا حتی انتقال احساس به کودکان دوست و همسرخود باشد. در نتیجه میتوانیم بگوئیم که تجربه ها و چالشهای احساسی دوران نوزادی و کودکی اثر مستقیم بروی تمام مراحل زندگی خواهند داشت.
اغلب دایاگنوزها در روانپزشکی مانند روان پریشی، امبی والنس، طیف سکیزو در حال ازدیاد میباشند و به خاطران و تجربه ها و چالش های دوران کودکی منتهی می گردند. در اینجا اعداد و جداول متفاوتی وجود دارد. تقریبا ۳۳ و نیم درصد در آلمان از یک مشکل روحی رنج میبرند. مشکل اینجاست که نمیتوان درصد خاصی برای امبی والنس اسم برد، چرا که در اکثر بیماریهای روانی امبی والنس قسمتی از آن میباشد. ولی این به معناست که هر ۲۰ المانی یک نفر سالم است. اگر به اروپا این را تعمیم بدهیم ۱۶۰ میلیون اروپایی به یک مشکل روحی مبتلا هستند. یک سوم آنها در نتیجه یک تحقیق در معالجه میباشند یعنی ۵۳ میلیون. علت عدم مراجعه آن مشکلات پوششی بیمه، کمبود روانشناس و یا عدم مراجعه بیماران و یا متدهای قدیمی میباشد. حتی در اروپا گاهی بیماریهای روحی تابو میباشند. در این مقوله بیماریهای روحی طیف سکیزو، دمنس، التزهایمر، اختلالات احساسی، دپرسیون افسردگی، دوقطبی ها و یا مانیک ها هستند. در حالیکه قسمت نویروتیک ها یا اختلال های PTSD بر اثر تراوما، وسواس ها، ترس ها و اختلالات مشابه ان تابو بیشتر است. در محموعه دیگر در قسمت اختلال شخصیت و اختلال رفتاری، کلیپتومانی ها، بوردر لاین، ترانس سکسوالیستها یا فتیش ها کمترین گروه در تراپی هستند. همین دسته بندی دشواری مرزهای اختلال ها را نشان میدهد. که تحقیق ها و نتایج آنها را که به شکل بیماری و اختلالات تعریف میشوند در IDC-11 که بسیاری از بیماریها و نشانه ها و همچنین وابستگی بین بیماریها و درمان را تشریح میکند وجود دارد.
این بخش دایاگنوز در روانشناسی بخش مهم و پیچیده ای میباشد. و اینجا قابل گفتن است که امبی والنس یک سیمپتوم و نشانه بیماری طیف سکیزو در ICD-11 نامبرده شده است که مقوله را پیچیده تر میکند. اکثرا بر اثر فشار روحی و سترس که افراد بیمار معمولا احساس میکنند میتواند به یک پنیکPANIC تبدیل شود. و حتی این میتواند در شب و در خواب صورت گیرد. که افراد امبی والنت در بین خواب و بیداری دچار پنیک شده چون قادر به تشخیص موقعیت نیستند. و متاسفانه امبی والنس اکثرا به سوی افسردگی و نهایتا مشکلات روانی دیگر میرود. این معمولا رابطه را با افراد خانواده و کار و دوستان مختل میکند که افراد را دراز مدت به یک بی انگیزگی به زندگی و احساس خشم و نارضایتی در خود منجر میکند. که نیاز به تراپی خواهد داشت.
IV
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
بهترین نوع برخورد به موقع با امبی والنس مراجعه به یک روانپزشک و تشخیص به موقع میباشد. درمان میتواند ماه ها طول بکشد تا کمی شخص به ثبات برسد. مشکل اینجاست که هیچ تضمینی برای بهبود آن نیست. چطور موقعیت شخص در ثبات دائمی قرار میگیرد وچگونه میتواند مدیریت احساس و افکار خود را کنترل کند، از شخصی به شخص دیگر متفاوت است. و طول درمان به نوع و شدت امبی والنس مربوط میشود. اگر تنش ها خیلی بالا باشد و چالش ها پی در پی، افکار خودکشی و نقشه های ان کشیده باشند، درنتیجه درمان دشوارتر خواهدبود.
برای آرام کردن و با ثبات کردن مراجع میبایست از دارو مکملا استفاده کرد. اگر امبی والنس از نوع قوی باشد طبیعتا اطرافیان هم از این موضوع در سترس خواهند بود. هر چقدر محیط اطراف در سترس بیشتری باشد شخص امبی والنت دچار سترس بالاتر و حمله های پنیکی خواهد شد. این سبب میشود که حقیقت اطراف خود را درک نکند و بیشتر در تناقض استدلال و احساس فرو رود. این افراد می توانند گاهی برای اطرافیان خطرناک باشند چون در درون خود خشم انباشته میکنند. بسیاری از بیماران متاسفانه بیماری خود را نمی پذیرند و اگر در خانواده هم دوگانگی در پذیرش بیماری فرد باشد، مشکل بیشتر خواهد شد.
هر گاه سیمپتومهای پنیکی مشاهده شده میبایست سریعا با یک روانپزشک صحبت کرد. گاهی این افراد بعد از خواب دچار تناقض میشوند که آیا خواب یا واقعیت دیده اند. در این صورت امبی والنس پیشرفته شده است. گاهی از شواهدی مانند بدخلقی، کم خلقی، و خشونت بی علت میتوان پی به امبی والنس برد. این خشونت ها میتواند گاهی بر علیه خود و به خودکشی منجر شود در نتیجه مراجعه و یک درمان قطعی نیاز میباشد.
📍نحوه درمان و متد ها
در امبی والنس (پاتولوژیک) میتواند به اختلال های متفاوت تبدیل شود و یا تغییر کند. به همین جهت یک نظارت دراز مدت به اینگونه بیماران لازم است. در اینگونه بیماران مهم است که بدانیم چه پرونده بیماری به همراه میآورند. چه تراپی هایی در چه زمینه ای و در چه موردی و زمانی داشته اند.
باید گفت که گاهی تراپی ها برای پیشگیری از تداوم و افزایش بیماری میباشد و در کوتاه مدت برای تثبیت موقعیت بیمار در نتیجه در کوتاه مدت نباید انتظار زیادی از درمان داشت.
از درمان زمانی میتوانیم صحبت کنیم که شخص مورد نظر بتواند احساس و افکار متناقض خود را تا حدودی مدیریت کرده و دچار سترس مضاعف نگردد. البته این در موردی است که آستانه تحمل تناقض به شدت پایین نباشد. چون در این صورت میتواند بر عکس عمل کند و افزایش سترس حاصل گردد.
در جامعه امروزی ما میبایست افراد با بسیاری از تناقض ها و تردید ها برخورد کرده و آنها را مدیریت کنند. افراد با آستانه تحمل پایین این سترس را آزار دهنده و مختل کننده مینامند و در ستینگ تراپی رفتار محور با آنها این موقعیت ها گاهی تمرین میشود تا یک برخورد سالم با تناقض ها رو بدست آورند. در اینگونه تراپی ها هدف این است که آرزوها و خواسته های متناقض را که در امتداد آنها احساس متناقض بوجود میآید در یک راستا و یگانگی احساس و آرزو برده شود. تا امبی والنس مزاحم را کاهش دهیم.
📌 در اینجا میتوانیم از روش درمان رفتار شناختی استفاده کنیم.
این متد بر نتیجه گیری در زمان کوتاه تمرکز میکند و به جنبههای نگاتیو افکار متناقض میپردازد. و همچنین به باورهای شخصی دخول میکند و رفتارهای ناشی از آنرا تصحیح میکند. هدف دراز مدت این روش ایجاد افکار مثبت و بدست آوردن یک بینش مثبت گرایانه میباشد.
در تمام متدها مدیریت تناقض و یگانگی احساس و افکار هدف اصلی درمان میباشد.
اگر بر اثر امبی والنس بیماریها پیشرفت کرده مانند طیف سکیزو نیاز به متد درمانی مناسب اختلال میباشد. که در اینصورت نیاز به دارو میباشد که بشود با سیمپتومها مبارزه کرد.
برای اینکه از یک اثر -effect PAPAGENO (اثر طوطی وار) جلوگیری کنیم میبایست در اوایل درمان بیمار را از دیدن و خواندن مطالب روزنامه و تلویزیون کهمنجر به کپی کردن ایده ها و یا سترس زاید میشود پیشگیری کنیم. گاهی در اخبار اتفاقاتی نوشته و نشان داده میشود که افراد با چنین اختلالی براحتی آنرا کپی میکنند. و اینمیتواند خطرناک باشد. بخصوص اگر افراد دارو برای قصد خودکشی یا طیف سکیزو یا دپرس مصرف میکنند، این اخبار میتوانند الهام بخش منفی باشند.
در هر صورت تراپی این افراد به راحتی صورت نمیگیرد چون به دلیل تناقض افکار داده ها همیشه در نخست تردید میشوند. در قسمت دیگر اکثرا آنها هدف تراپی را در تناقض با هدف خود قرار میدهند و آنرا تغییر میدهند. که این تراپی را مشکل میسازد. تراپی این افراد با مشکلات زیادی به همراه خواهد بود. این افراد ترس فراوان از تغییر نیز دارند.
در واقع بهترین متد این است که به کودکان خود بیاموزیم چگونه با تناقض احساسی و فکری برخورد کنند. و در واقع والدین میبایست یک الگو برای کودکان خود باشند.
V
برای آرام کردن و با ثبات کردن مراجع میبایست از دارو مکملا استفاده کرد. اگر امبی والنس از نوع قوی باشد طبیعتا اطرافیان هم از این موضوع در سترس خواهند بود. هر چقدر محیط اطراف در سترس بیشتری باشد شخص امبی والنت دچار سترس بالاتر و حمله های پنیکی خواهد شد. این سبب میشود که حقیقت اطراف خود را درک نکند و بیشتر در تناقض استدلال و احساس فرو رود. این افراد می توانند گاهی برای اطرافیان خطرناک باشند چون در درون خود خشم انباشته میکنند. بسیاری از بیماران متاسفانه بیماری خود را نمی پذیرند و اگر در خانواده هم دوگانگی در پذیرش بیماری فرد باشد، مشکل بیشتر خواهد شد.
هر گاه سیمپتومهای پنیکی مشاهده شده میبایست سریعا با یک روانپزشک صحبت کرد. گاهی این افراد بعد از خواب دچار تناقض میشوند که آیا خواب یا واقعیت دیده اند. در این صورت امبی والنس پیشرفته شده است. گاهی از شواهدی مانند بدخلقی، کم خلقی، و خشونت بی علت میتوان پی به امبی والنس برد. این خشونت ها میتواند گاهی بر علیه خود و به خودکشی منجر شود در نتیجه مراجعه و یک درمان قطعی نیاز میباشد.
📍نحوه درمان و متد ها
در امبی والنس (پاتولوژیک) میتواند به اختلال های متفاوت تبدیل شود و یا تغییر کند. به همین جهت یک نظارت دراز مدت به اینگونه بیماران لازم است. در اینگونه بیماران مهم است که بدانیم چه پرونده بیماری به همراه میآورند. چه تراپی هایی در چه زمینه ای و در چه موردی و زمانی داشته اند.
باید گفت که گاهی تراپی ها برای پیشگیری از تداوم و افزایش بیماری میباشد و در کوتاه مدت برای تثبیت موقعیت بیمار در نتیجه در کوتاه مدت نباید انتظار زیادی از درمان داشت.
از درمان زمانی میتوانیم صحبت کنیم که شخص مورد نظر بتواند احساس و افکار متناقض خود را تا حدودی مدیریت کرده و دچار سترس مضاعف نگردد. البته این در موردی است که آستانه تحمل تناقض به شدت پایین نباشد. چون در این صورت میتواند بر عکس عمل کند و افزایش سترس حاصل گردد.
در جامعه امروزی ما میبایست افراد با بسیاری از تناقض ها و تردید ها برخورد کرده و آنها را مدیریت کنند. افراد با آستانه تحمل پایین این سترس را آزار دهنده و مختل کننده مینامند و در ستینگ تراپی رفتار محور با آنها این موقعیت ها گاهی تمرین میشود تا یک برخورد سالم با تناقض ها رو بدست آورند. در اینگونه تراپی ها هدف این است که آرزوها و خواسته های متناقض را که در امتداد آنها احساس متناقض بوجود میآید در یک راستا و یگانگی احساس و آرزو برده شود. تا امبی والنس مزاحم را کاهش دهیم.
📌 در اینجا میتوانیم از روش درمان رفتار شناختی استفاده کنیم.
این متد بر نتیجه گیری در زمان کوتاه تمرکز میکند و به جنبههای نگاتیو افکار متناقض میپردازد. و همچنین به باورهای شخصی دخول میکند و رفتارهای ناشی از آنرا تصحیح میکند. هدف دراز مدت این روش ایجاد افکار مثبت و بدست آوردن یک بینش مثبت گرایانه میباشد.
در تمام متدها مدیریت تناقض و یگانگی احساس و افکار هدف اصلی درمان میباشد.
اگر بر اثر امبی والنس بیماریها پیشرفت کرده مانند طیف سکیزو نیاز به متد درمانی مناسب اختلال میباشد. که در اینصورت نیاز به دارو میباشد که بشود با سیمپتومها مبارزه کرد.
برای اینکه از یک اثر -effect PAPAGENO (اثر طوطی وار) جلوگیری کنیم میبایست در اوایل درمان بیمار را از دیدن و خواندن مطالب روزنامه و تلویزیون کهمنجر به کپی کردن ایده ها و یا سترس زاید میشود پیشگیری کنیم. گاهی در اخبار اتفاقاتی نوشته و نشان داده میشود که افراد با چنین اختلالی براحتی آنرا کپی میکنند. و اینمیتواند خطرناک باشد. بخصوص اگر افراد دارو برای قصد خودکشی یا طیف سکیزو یا دپرس مصرف میکنند، این اخبار میتوانند الهام بخش منفی باشند.
در هر صورت تراپی این افراد به راحتی صورت نمیگیرد چون به دلیل تناقض افکار داده ها همیشه در نخست تردید میشوند. در قسمت دیگر اکثرا آنها هدف تراپی را در تناقض با هدف خود قرار میدهند و آنرا تغییر میدهند. که این تراپی را مشکل میسازد. تراپی این افراد با مشکلات زیادی به همراه خواهد بود. این افراد ترس فراوان از تغییر نیز دارند.
در واقع بهترین متد این است که به کودکان خود بیاموزیم چگونه با تناقض احساسی و فکری برخورد کنند. و در واقع والدین میبایست یک الگو برای کودکان خود باشند.
V
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برای افرادی که دچار امبی والنس هستند به این منظور که اختلال در کارهای روزانه آنها بوجود میآورد بهتر است هر چه زودتر با درمان و آموزش روش های مقابله با امبی والنس و آموزش مهارت تصمیم گیری انجام دهند. این به این علت که از یک بیماری روانی حاد تر و پیشرفته تر پیشگیری کنند.
برای درمان امبی والنس همانطور که گفته شد روش های متفاوت پیشنهاد میشود و این مربوط به حاد بودن آن میباشد. ولی بهترین استراتژی برخورد با امبی والنس نشان دادن راه حل مسئله و راه استدلال آن میباشد که چگونه با تناقض مقابله کنند. در این متد نحوه ارزیابی و استدلال با مثالهای معمولی روزمره آموزش داده میشود تا از بروز سترس پیشگیری شود. این تراپی کمک میکند که ما مرزهای افکار شخص امبی والنت را به او نشان داده و امکانات حل تناقض را به او نشان میدهیم تا از نظر روانی تثبیت گردد. این افراد باید بیاموزند که از نظر احساسی به هر مسئله ای عکس العمل نشان نداده و وارد سیکل سترس نشوند - بدین معنی که مرزهای قابلیت و توانایی فکری خود را بشناسند. در واقع همه تلاشها بر این است که
👈الف) تثبیت موقعیت روانی مراجع
👈 ب) از پیشرفت امبی والنس پیشگیری شود
👈پ) آموزش متدهای مقابله با تناقض فکری و احساسی یا اموزش مهارت های مدیریت افکار و احساس
👈 ت) به سیستم مراجع کمک کنیم تا از او حمایت کنند.
تراپی به افراد کمک میکند تا بیماری خود را بشناسند و آن را پذیرش کنند و حتی کمک به سیستم آنها تو فرد را با تمام حالات روحی آن بپذیرند تا تناقض را با حداقل برسانند. اینجا بازتاب افراد بسیار لازم است تا تناقض رو بشناسند و بپذیرند. تنها به این طریق میتوان یک آلترناتیو فکری و عملی برای تناقض یافت.
امبی والنس به دلخواه صورت نمیگیرد. امبی والنس قسمتی از زندگی روزمره ماست و گاهی ما باید بیاموزیم چگونه با آن برخورد کنیم. حتی در کودکی گاهی احساس میکنیم که از مادر یا پدر مان متنفر هستیم و گاهی این را کودکان بیان میکنند و این خوب است که کودک بتواند احساسش را بیان کند. برای یک رشد سالم نیاز است کهکودک بتواند در مورد احساسش صحبت کند تا مرزهای احساسی خود را تجربه کند. یک کودک نباید همه چیز را دوست داشته باشد و بر عکس. باید بداند که اجازه دارد چیزهایی را دوست نداشته باشد. اگر این امبی والنس ها را به کودکان مان نیاموزیم و به آنها اجازه این تجربه را ندهیم و حتی مورد تنبیه قرار دهیم، در آینده آنها دچار امبی والنس شدید تری خواهند شد، چرا که از ترس انها نشات میگیرد و عدم اجازه بیان آن.
کودکان باید بیاموزند که احساس شخصی آنها گاهی با احساس محیط متفاوت است و این درست و آنها نباید همیشه با محیط اطراف خود در سازش باشند. زیرا سرپیچی در کودکی یک امری طبیعی میباشد و اگر ما بخش از نیاز کودگ یعنی میل به استقلال را ارضا نکنیم در آن صورت تعارضات در آینده بخاطر عدم ارضا نیاز به استقلال فکری به شکل تناقض بروز میکند.
و یکبار دیگر میبینیم که ریشه این آموزش ها و مهارت ها در کودکی ست.
پایان
ترجمه و تلخیص؛ دکتر موریس ستودگان
VI
برای درمان امبی والنس همانطور که گفته شد روش های متفاوت پیشنهاد میشود و این مربوط به حاد بودن آن میباشد. ولی بهترین استراتژی برخورد با امبی والنس نشان دادن راه حل مسئله و راه استدلال آن میباشد که چگونه با تناقض مقابله کنند. در این متد نحوه ارزیابی و استدلال با مثالهای معمولی روزمره آموزش داده میشود تا از بروز سترس پیشگیری شود. این تراپی کمک میکند که ما مرزهای افکار شخص امبی والنت را به او نشان داده و امکانات حل تناقض را به او نشان میدهیم تا از نظر روانی تثبیت گردد. این افراد باید بیاموزند که از نظر احساسی به هر مسئله ای عکس العمل نشان نداده و وارد سیکل سترس نشوند - بدین معنی که مرزهای قابلیت و توانایی فکری خود را بشناسند. در واقع همه تلاشها بر این است که
👈الف) تثبیت موقعیت روانی مراجع
👈 ب) از پیشرفت امبی والنس پیشگیری شود
👈پ) آموزش متدهای مقابله با تناقض فکری و احساسی یا اموزش مهارت های مدیریت افکار و احساس
👈 ت) به سیستم مراجع کمک کنیم تا از او حمایت کنند.
تراپی به افراد کمک میکند تا بیماری خود را بشناسند و آن را پذیرش کنند و حتی کمک به سیستم آنها تو فرد را با تمام حالات روحی آن بپذیرند تا تناقض را با حداقل برسانند. اینجا بازتاب افراد بسیار لازم است تا تناقض رو بشناسند و بپذیرند. تنها به این طریق میتوان یک آلترناتیو فکری و عملی برای تناقض یافت.
امبی والنس به دلخواه صورت نمیگیرد. امبی والنس قسمتی از زندگی روزمره ماست و گاهی ما باید بیاموزیم چگونه با آن برخورد کنیم. حتی در کودکی گاهی احساس میکنیم که از مادر یا پدر مان متنفر هستیم و گاهی این را کودکان بیان میکنند و این خوب است که کودک بتواند احساسش را بیان کند. برای یک رشد سالم نیاز است کهکودک بتواند در مورد احساسش صحبت کند تا مرزهای احساسی خود را تجربه کند. یک کودک نباید همه چیز را دوست داشته باشد و بر عکس. باید بداند که اجازه دارد چیزهایی را دوست نداشته باشد. اگر این امبی والنس ها را به کودکان مان نیاموزیم و به آنها اجازه این تجربه را ندهیم و حتی مورد تنبیه قرار دهیم، در آینده آنها دچار امبی والنس شدید تری خواهند شد، چرا که از ترس انها نشات میگیرد و عدم اجازه بیان آن.
کودکان باید بیاموزند که احساس شخصی آنها گاهی با احساس محیط متفاوت است و این درست و آنها نباید همیشه با محیط اطراف خود در سازش باشند. زیرا سرپیچی در کودکی یک امری طبیعی میباشد و اگر ما بخش از نیاز کودگ یعنی میل به استقلال را ارضا نکنیم در آن صورت تعارضات در آینده بخاطر عدم ارضا نیاز به استقلال فکری به شکل تناقض بروز میکند.
و یکبار دیگر میبینیم که ریشه این آموزش ها و مهارت ها در کودکی ست.
پایان
ترجمه و تلخیص؛ دکتر موریس ستودگان
VI
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🌒 علل عمده بی خوابی و عواقب ناشی از ان؟
بیخوابی یکی از مشکلات شایع در جامعه است که میتواند تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد داشته باشد. بسیاری از عوامل مختلف میتوانند باعث بروز بیخوابی شوند. در اینجا، به بررسی عوامل موثر بر بیخوابی و عواقب آن پرداخته خواهد شد.
🌘 عوامل موثر بر بیخوابی:
1. استرس و اضطراب: استرس و اضطراب میتوانند باعث شروع بیخوابی شوند و در موارد شدید، باعث ادامه آن نیز میشوند.
2. مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر میتواند باعث بروز بیخوابی شود و در بلندمدت باعث ایجاد مشکلات در خوابیدن میشود.
3. مصرف الکل: مصرف الکل گرچه میتواند باعث خواب آلودگی شود اما در اثر آن، شخص به صورت تصادفی میتواند بیش از حد بیدار بماند و حتی نتواند بخاطر حال بد به خواب فرو رود. البته بخواب رفتن میتواند خطرناک باشد.
4. نورهای روشن و یا خوابیدن با صدای موزیک و در محیط ناارام: نور محیط و صدا در محیط در زمان خواب، میتواند باعث کاهش ترشح هورمونهایی مانند ملاتونین و یا ناارامی شود که باعث افزایش بیخوابی میشود.
5. مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین: مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین میتواند باعث افزایش بیخوابی شود.
6. ساعات کاری نامناسب: ساعات کاری غیرمناسب میتواند باعث بروز بیخوابی شود. مانند کارهای پرستاران و یا خلبانان و یا شیفت های شب.
🌒 عواقب بیخوابی:
1. کاهش عملکرد شغلی: بیخوابی میتواند باعث کاهش تمرکز و عملکرد شغلی شود و در برخی موارد می تواند باعث اشتباهات و خطاهای بیشتر در کار شود.
2. افزایش خطر بروز بیماریهای جسمانی: بیخوابی میتواند باعث کاهش سیستم ایمنی بدن شود و باعث افزایش خطر بروز بیماریهای جسمانی مانند بیماریهای قلبی، کلیوی و دیابت شود.
3. افزایش خطر بروز بیماریهای روانی: بیخوابی میتواند باعث افزایش خطر بروز بیماریهای روانی مانند افسردگی، اضطراب و کاهش توجه شود.
4. افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات: بیخوابی میتواند باعث کاهش تمرکز و توجه شود که در اثر آن، افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات رانندگی و دیگر فعالیتهای روزمره مانند کار با ماشینآلات و دستگاهها به وجود میآید.
5. تأثیر بر روابط: بیخوابی میتواند باعث تحریک شدن و تغییر در رفتار و حالت روحی فرد شود که باعث تأثیر منفی بر روابط فردی میشود.
در نتیجه، بیخوابی با تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد همراه است. برای جلوگیری از بیخوابی، لازم است که به سلامت خواب توجه کرده و عوامل موثر بر آن را کنترل کنیم.
عوامل موثر بر خواب شامل رعایت ساعات خواب مناسب، کاهش مصرف مواد مخدر و الکل، کاهش مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین و ایجاد محیط خواب مناسب است.
1-2
🌒 علل عمده بی خوابی و عواقب ناشی از ان؟
بیخوابی یکی از مشکلات شایع در جامعه است که میتواند تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد داشته باشد. بسیاری از عوامل مختلف میتوانند باعث بروز بیخوابی شوند. در اینجا، به بررسی عوامل موثر بر بیخوابی و عواقب آن پرداخته خواهد شد.
🌘 عوامل موثر بر بیخوابی:
1. استرس و اضطراب: استرس و اضطراب میتوانند باعث شروع بیخوابی شوند و در موارد شدید، باعث ادامه آن نیز میشوند.
2. مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر میتواند باعث بروز بیخوابی شود و در بلندمدت باعث ایجاد مشکلات در خوابیدن میشود.
3. مصرف الکل: مصرف الکل گرچه میتواند باعث خواب آلودگی شود اما در اثر آن، شخص به صورت تصادفی میتواند بیش از حد بیدار بماند و حتی نتواند بخاطر حال بد به خواب فرو رود. البته بخواب رفتن میتواند خطرناک باشد.
4. نورهای روشن و یا خوابیدن با صدای موزیک و در محیط ناارام: نور محیط و صدا در محیط در زمان خواب، میتواند باعث کاهش ترشح هورمونهایی مانند ملاتونین و یا ناارامی شود که باعث افزایش بیخوابی میشود.
5. مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین: مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین میتواند باعث افزایش بیخوابی شود.
6. ساعات کاری نامناسب: ساعات کاری غیرمناسب میتواند باعث بروز بیخوابی شود. مانند کارهای پرستاران و یا خلبانان و یا شیفت های شب.
🌒 عواقب بیخوابی:
1. کاهش عملکرد شغلی: بیخوابی میتواند باعث کاهش تمرکز و عملکرد شغلی شود و در برخی موارد می تواند باعث اشتباهات و خطاهای بیشتر در کار شود.
2. افزایش خطر بروز بیماریهای جسمانی: بیخوابی میتواند باعث کاهش سیستم ایمنی بدن شود و باعث افزایش خطر بروز بیماریهای جسمانی مانند بیماریهای قلبی، کلیوی و دیابت شود.
3. افزایش خطر بروز بیماریهای روانی: بیخوابی میتواند باعث افزایش خطر بروز بیماریهای روانی مانند افسردگی، اضطراب و کاهش توجه شود.
4. افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات: بیخوابی میتواند باعث کاهش تمرکز و توجه شود که در اثر آن، افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات رانندگی و دیگر فعالیتهای روزمره مانند کار با ماشینآلات و دستگاهها به وجود میآید.
5. تأثیر بر روابط: بیخوابی میتواند باعث تحریک شدن و تغییر در رفتار و حالت روحی فرد شود که باعث تأثیر منفی بر روابط فردی میشود.
در نتیجه، بیخوابی با تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد همراه است. برای جلوگیری از بیخوابی، لازم است که به سلامت خواب توجه کرده و عوامل موثر بر آن را کنترل کنیم.
عوامل موثر بر خواب شامل رعایت ساعات خواب مناسب، کاهش مصرف مواد مخدر و الکل، کاهش مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین و ایجاد محیط خواب مناسب است.
1-2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
به علاوه مشاوره و یا ویزیت پزشک ابتدا نیز میتواند برای کنترل بیخوابی و درمان آن موثر باشد، چرا که با روشهای دارویی و غیردارویی میتوان اختلال در خواب را کنترل کرد. این شامل مصرف داروهای خواب آور، تغییرات در رژیم غذایی و انجام تمرینات ورزشی منظم است. در کل میتوان گفت تغییر سبک زندگی میتواند کاملا موثر باشد.
در کل، بیخوابی یک مسئله جدی است که نیازمند توجه و مراقبت ویژه است. با توجه به اینکه عوامل موثر بر بیخوابی بسیار متنوع هستند، لازم است که در صورت بروز بیخوابی مزمن شود لازم است راهکارهای مناسب را در این زمینه پیگیری کنید.
یک جمله در روانشناسی وجود دارد که میگوید بی خوابی مادر بسیاری از مشکلات روانیست.
منابع آلمانی
1. "Schlafstörungen – Was tun?" von Michael Feld
2. "Schlafstörungen – Ursachen und Behandlung" von Peter Henningsen
3. "Schlafstörungen – Diagnostik und Therapie" von Dieter Riemann und Kai Spiegelhalder
1. National Sleep Foundation. (2021). What causes insomnia? https://www.sleepfoundation.org/insomnia/causes
2. American Psychological Association. (2019). The connection between sleep and mental health. https://www.apa.org/topics/sleep/mental-health
3. National Institute of Mental Health. (2019). Sleep disorders. https://www.nimh.nih.gov/health/topics/sleep-disorders/index.shtml
4. Mayo Clinic. (2021). Insomnia. https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/insomnia/symptoms-causes/syc-20355167
2-2
در کل، بیخوابی یک مسئله جدی است که نیازمند توجه و مراقبت ویژه است. با توجه به اینکه عوامل موثر بر بیخوابی بسیار متنوع هستند، لازم است که در صورت بروز بیخوابی مزمن شود لازم است راهکارهای مناسب را در این زمینه پیگیری کنید.
یک جمله در روانشناسی وجود دارد که میگوید بی خوابی مادر بسیاری از مشکلات روانیست.
منابع آلمانی
1. "Schlafstörungen – Was tun?" von Michael Feld
2. "Schlafstörungen – Ursachen und Behandlung" von Peter Henningsen
3. "Schlafstörungen – Diagnostik und Therapie" von Dieter Riemann und Kai Spiegelhalder
1. National Sleep Foundation. (2021). What causes insomnia? https://www.sleepfoundation.org/insomnia/causes
2. American Psychological Association. (2019). The connection between sleep and mental health. https://www.apa.org/topics/sleep/mental-health
3. National Institute of Mental Health. (2019). Sleep disorders. https://www.nimh.nih.gov/health/topics/sleep-disorders/index.shtml
4. Mayo Clinic. (2021). Insomnia. https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/insomnia/symptoms-causes/syc-20355167
2-2
Sleep Foundation
What Causes Excessive Sleepiness?
Learn what may be causing your excessive sleepiness. It could be an underlying cause like a sleep disorder, psychiatric illness, or lifestyle factor.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
✍دکتر موریس ستودگان
♦️👁🗨 اهمیت خواب بر روان و تن
خواب، یکی از مهمترین عوامل برای حفظ سلامت بدن و روان جانداران و انسان است. اهمیت خواب صحیح برای عملکرد بهینه بدن بسیار بالاست، و کمبود خواب می تواند تأثیرات منفی جدی بر روی سلامت فرد داشته باشد. در زیر به برخی از اهمیتها و اثرات خواب بر بدن و روان با استناد به منابع معتبر اشاره خواهم کرد:
🔸1. بازسازی و بهبود حافظه: خواب عمیق و کافی به بازسازی و بهبود حافظه کمک میکند. در طول خواب، مغز فرصت دارد اطلاعات جدید را پردازش کند و اطلاعات ذخیره شده را تثبیت کند، که این فرآیند به بهبود حافظه کمک میکند.
🔸2. افزایش تمرکز و تمامیت شناختی: خواب کافی برای حفظ تمرکز و تمامیت شناختی بسیار اهمیت دارد. بر اساس مطالعات، کاهش ساعات خواب منجر به کاهش توجه و تمرکز، کاهش سرعت پردازش اطلاعات و خطاهای بیشتر شناختی میشود.
🔸3. تقویت سیستم ایمنی: خواب کافی برای عملکرد بهینه سیستم ایمنی بسیار ضروری است. در طول خواب، بدن مواد شیمیایی مهمی را ترشح میکند که در مبارزه با عفونتها و بیماریها موثر هستند. همچنین، کمبود خواب میتواند منجر به کاهش عملکرد سیستم ایمنی شود و باعث افزایش خطر ابتلا به بیماریهای مختلف گردد.
🔸4. بهبود وضعیت روحی: خواب کافی و کیفیت خوب آن میتواند بهبود وضعیت روحی و روانی را به همراه داشته باشد. کمبود خواب میتواند عوارضی مانند افزایش استرس، اضطراب، افسردگی و ناراحتی روانی را به دنبال داشته باشد. از طرفی، خواب کافی میتواند حالت خوبی راجع به خود، افزایش انرژی، بهبود خلق و خو و افزایش تمایل به مشارکت در فعالیتهای روزمره به همراه داشته باشد.
🔸5. تنظیم هورمونها: خواب مناسب و کافی میتواند تأثیر قابل توجهی بر تنظیم هورمونهای بدن داشته باشد. برخی از هورمونهایی که تحت تأثیر خواب قرار میگیرند عبارتند از هورمون رشد، هورمون استرس (کورتیزول)، هورمون تنظیم کننده اشتها (لپتین و غرلین) و هورمونهای تنظیم کننده روند خواب (ملاتونین).
🔸6. بهبود عملکرد جسمانی: خواب کافی و با کیفیت میتواند بهبود عملکرد جسمانی ورزشکاران و عمومی افراد را تسهیل کند. خواب بهبود فعالیت عضلات، بازسازی بافتهای بدن، بهبود ترمورگولاسیون بدن و افزایش قدرت و استقامت عضلات را تسهیل میکند.
🔸7. کاهش خطر بیماریهای مزمن: کمبود خواب مرتبط با افزایش خطر ابتلا به بیماریهای مزمن مانند بیماریهای قلبی، دیابت، عوامل التهابی و چاقی است. خواب کافی به عنوان یک عامل مهم در حفظ سلامت قلب، کنترل قند خون و سیستم ایمنی بدن عمل میکند.
🔸8. بهبود عملکرد عصبی: خواب مناسب برای بهبود عملکرد عصبی و عملکرد مغز بسیار حائز اهمیت است. خواب کافی به مغز اجازه میدهد برای ترمیم و بازسازی، تنظیم فعالیتهای عصبی و بهبود عملکرد شبکههای عصبی اقدام کند.
🔸9. افزایش انرژی و عملکرد روزانه: خواب کافی و کیفیت بالا میتواند بهبود سطح انرژی، استقامت و عملکرد روزانه را به همراه داشته باشد. با خوابیدن کافی، بدن فرصت دارد انرژی مورد نیاز را تأمین کند و عملکرد فیزیکی و شناختی را بهبود بخشد.
🔸10. ترمیم بافتهای بدن: خواب عمیق و کافی به ترمیم و بازسازی بافتهای بدن کمک میکند. در طول خواب، بدن به تولید هورمون رشد، ترمیم ماهیچهها و بازسازی سلولهای پوست میپردازد.
◻️✔️ منابع معتبر:
- National Sleep Foundation: https://www.sleepfoundation.org/
- Harvard Health Publishing: https://www.health.harvard.edu/topics/sleep
- Centers for Disease Control and Prevention: https://www.cdc.gov/sleep/index.html
- Sleep Research Society: https://www.sleepresearchsociety.org/
1-2
@thinkpluswithus
Dr. Setudegan 2022
♦️👁🗨 اهمیت خواب بر روان و تن
خواب، یکی از مهمترین عوامل برای حفظ سلامت بدن و روان جانداران و انسان است. اهمیت خواب صحیح برای عملکرد بهینه بدن بسیار بالاست، و کمبود خواب می تواند تأثیرات منفی جدی بر روی سلامت فرد داشته باشد. در زیر به برخی از اهمیتها و اثرات خواب بر بدن و روان با استناد به منابع معتبر اشاره خواهم کرد:
🔸1. بازسازی و بهبود حافظه: خواب عمیق و کافی به بازسازی و بهبود حافظه کمک میکند. در طول خواب، مغز فرصت دارد اطلاعات جدید را پردازش کند و اطلاعات ذخیره شده را تثبیت کند، که این فرآیند به بهبود حافظه کمک میکند.
🔸2. افزایش تمرکز و تمامیت شناختی: خواب کافی برای حفظ تمرکز و تمامیت شناختی بسیار اهمیت دارد. بر اساس مطالعات، کاهش ساعات خواب منجر به کاهش توجه و تمرکز، کاهش سرعت پردازش اطلاعات و خطاهای بیشتر شناختی میشود.
🔸3. تقویت سیستم ایمنی: خواب کافی برای عملکرد بهینه سیستم ایمنی بسیار ضروری است. در طول خواب، بدن مواد شیمیایی مهمی را ترشح میکند که در مبارزه با عفونتها و بیماریها موثر هستند. همچنین، کمبود خواب میتواند منجر به کاهش عملکرد سیستم ایمنی شود و باعث افزایش خطر ابتلا به بیماریهای مختلف گردد.
🔸4. بهبود وضعیت روحی: خواب کافی و کیفیت خوب آن میتواند بهبود وضعیت روحی و روانی را به همراه داشته باشد. کمبود خواب میتواند عوارضی مانند افزایش استرس، اضطراب، افسردگی و ناراحتی روانی را به دنبال داشته باشد. از طرفی، خواب کافی میتواند حالت خوبی راجع به خود، افزایش انرژی، بهبود خلق و خو و افزایش تمایل به مشارکت در فعالیتهای روزمره به همراه داشته باشد.
🔸5. تنظیم هورمونها: خواب مناسب و کافی میتواند تأثیر قابل توجهی بر تنظیم هورمونهای بدن داشته باشد. برخی از هورمونهایی که تحت تأثیر خواب قرار میگیرند عبارتند از هورمون رشد، هورمون استرس (کورتیزول)، هورمون تنظیم کننده اشتها (لپتین و غرلین) و هورمونهای تنظیم کننده روند خواب (ملاتونین).
🔸6. بهبود عملکرد جسمانی: خواب کافی و با کیفیت میتواند بهبود عملکرد جسمانی ورزشکاران و عمومی افراد را تسهیل کند. خواب بهبود فعالیت عضلات، بازسازی بافتهای بدن، بهبود ترمورگولاسیون بدن و افزایش قدرت و استقامت عضلات را تسهیل میکند.
🔸7. کاهش خطر بیماریهای مزمن: کمبود خواب مرتبط با افزایش خطر ابتلا به بیماریهای مزمن مانند بیماریهای قلبی، دیابت، عوامل التهابی و چاقی است. خواب کافی به عنوان یک عامل مهم در حفظ سلامت قلب، کنترل قند خون و سیستم ایمنی بدن عمل میکند.
🔸8. بهبود عملکرد عصبی: خواب مناسب برای بهبود عملکرد عصبی و عملکرد مغز بسیار حائز اهمیت است. خواب کافی به مغز اجازه میدهد برای ترمیم و بازسازی، تنظیم فعالیتهای عصبی و بهبود عملکرد شبکههای عصبی اقدام کند.
🔸9. افزایش انرژی و عملکرد روزانه: خواب کافی و کیفیت بالا میتواند بهبود سطح انرژی، استقامت و عملکرد روزانه را به همراه داشته باشد. با خوابیدن کافی، بدن فرصت دارد انرژی مورد نیاز را تأمین کند و عملکرد فیزیکی و شناختی را بهبود بخشد.
🔸10. ترمیم بافتهای بدن: خواب عمیق و کافی به ترمیم و بازسازی بافتهای بدن کمک میکند. در طول خواب، بدن به تولید هورمون رشد، ترمیم ماهیچهها و بازسازی سلولهای پوست میپردازد.
◻️✔️ منابع معتبر:
- National Sleep Foundation: https://www.sleepfoundation.org/
- Harvard Health Publishing: https://www.health.harvard.edu/topics/sleep
- Centers for Disease Control and Prevention: https://www.cdc.gov/sleep/index.html
- Sleep Research Society: https://www.sleepresearchsociety.org/
1-2
@thinkpluswithus
Dr. Setudegan 2022
Sleep Foundation
Home
At SleepFoundation.org, we combine decades of experience in sleep health education with comprehensive product testing and the latest in sleep research to put you on the path to good sleep.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
منابع معتبر بیشتری را میتوانید جهت مطالعه بیشتر درباره اهمیت خواب و اثرات آن بر بدن و روان بهره بگیرید. در زیر لیستی از منابع معتبر در این زمینه آورده شده است:
1. "Why Do We Sleep?," Matthew Walker, TED Talk: در این سخنرانی، متیو واکر (Matthew Walker)، متخصص خواب و استاد روانشناسی و علوم مغز و اعصاب در دانشگاه کالیفرنیا، اهمیت خواب را بررسی میکند و اثرات خواب کم بر سلامت را بررسی میکند. لینک: https://www.ted.com/talks/matthew_walker_why_do_we_sleep
2. "Sleep, Performance, and Public Safety," National Sleep Foundation: این مقاله توسط بنیاد خواب ملی ارائه شده و بر اهمیت خواب در بهبود عملکرد و ایمنی عمومی تأکید میکند. لینک: https://www.sleepfoundation.org/articles/sleep-performance-and-public-safety
3. "Sleep, Learning, and Memory," Harvard Medical School: این مقاله توسط دانشگاه پزشکی هاروارد ارائه شده و بر ارتباط خواب با یادگیری و حافظه تمرکز دارد. لینک: https://www.healthysleep.med.harvard.edu/healthy/matters/benefits-of-sleep/learning-memory
4. "Sleep and the Immune System," Sleep Research Society: این مقاله توسط جامعه تحقیقات خواب ارائه شده و اهمیت خواب در تقویت سیستم ایمنی بدن را بررسی میکند. لینک: https://www.sleepresearchsociety.org/articles.aspx?id=5234
5. "Sleep and Mental Health," National Institute of Mental Health: این منبع توسط موسسه ملی بهداشت روانی ارائه شده و ارتباط خواب با سلامت روانی و اختلالات روانی را بررسی میکند. لینک: https://www.nimh.nih.gov/health/publications/sleep-disorders-and-mental-health/index.shtml
از جمله منابع معتبر برای مطالعه بیشتر درباره اهمیت خواب و اثرات آن بر بدن و روان میتوان به مؤسسه ملی قلب، ریه و خون (National Heart, Lung, and Blood Institute) اشاره کرد. این مؤسسه منابع و مطالب مفیدی درباره خواب و اهمیت آن ارائه میدهد. وبسایت آن قابل دسترسی است به: https://www.nhlbi.nih.gov/
همچنین، سازمان بهداشت جهانی (World Health Organization) نیز درباره خواب و سلامت راهنماییهایی ارائه کرده است. شما میتوانید به وبسایت آن مراجعه کنید و در بخش "Sleep" اطلاعات بیشتری درباره اهمیت خواب و توصیههای سلامت خواب را مطالعه کنید. لینک وبسایت WHO: https://www.who.int/
از منابع علمی و مطالعات تحقیقاتی میتوان به مجله Sleep و محصولات مرتبط با آن اشاره کرد. این مجله تخصصی مقالات پژوهشی در زمینه خواب و اختلالات خواب را منتشر میکند. وبسایت مجله Sleep قابل دسترسی است به: https://academic.oup.com/sleep
2-2
@thinkpluswithus
Dr. Setudegan 2022
1. "Why Do We Sleep?," Matthew Walker, TED Talk: در این سخنرانی، متیو واکر (Matthew Walker)، متخصص خواب و استاد روانشناسی و علوم مغز و اعصاب در دانشگاه کالیفرنیا، اهمیت خواب را بررسی میکند و اثرات خواب کم بر سلامت را بررسی میکند. لینک: https://www.ted.com/talks/matthew_walker_why_do_we_sleep
2. "Sleep, Performance, and Public Safety," National Sleep Foundation: این مقاله توسط بنیاد خواب ملی ارائه شده و بر اهمیت خواب در بهبود عملکرد و ایمنی عمومی تأکید میکند. لینک: https://www.sleepfoundation.org/articles/sleep-performance-and-public-safety
3. "Sleep, Learning, and Memory," Harvard Medical School: این مقاله توسط دانشگاه پزشکی هاروارد ارائه شده و بر ارتباط خواب با یادگیری و حافظه تمرکز دارد. لینک: https://www.healthysleep.med.harvard.edu/healthy/matters/benefits-of-sleep/learning-memory
4. "Sleep and the Immune System," Sleep Research Society: این مقاله توسط جامعه تحقیقات خواب ارائه شده و اهمیت خواب در تقویت سیستم ایمنی بدن را بررسی میکند. لینک: https://www.sleepresearchsociety.org/articles.aspx?id=5234
5. "Sleep and Mental Health," National Institute of Mental Health: این منبع توسط موسسه ملی بهداشت روانی ارائه شده و ارتباط خواب با سلامت روانی و اختلالات روانی را بررسی میکند. لینک: https://www.nimh.nih.gov/health/publications/sleep-disorders-and-mental-health/index.shtml
از جمله منابع معتبر برای مطالعه بیشتر درباره اهمیت خواب و اثرات آن بر بدن و روان میتوان به مؤسسه ملی قلب، ریه و خون (National Heart, Lung, and Blood Institute) اشاره کرد. این مؤسسه منابع و مطالب مفیدی درباره خواب و اهمیت آن ارائه میدهد. وبسایت آن قابل دسترسی است به: https://www.nhlbi.nih.gov/
همچنین، سازمان بهداشت جهانی (World Health Organization) نیز درباره خواب و سلامت راهنماییهایی ارائه کرده است. شما میتوانید به وبسایت آن مراجعه کنید و در بخش "Sleep" اطلاعات بیشتری درباره اهمیت خواب و توصیههای سلامت خواب را مطالعه کنید. لینک وبسایت WHO: https://www.who.int/
از منابع علمی و مطالعات تحقیقاتی میتوان به مجله Sleep و محصولات مرتبط با آن اشاره کرد. این مجله تخصصی مقالات پژوهشی در زمینه خواب و اختلالات خواب را منتشر میکند. وبسایت مجله Sleep قابل دسترسی است به: https://academic.oup.com/sleep
2-2
@thinkpluswithus
Dr. Setudegan 2022
NHLBI, NIH
Advancing Heart, Lung, Blood, and Sleep Research & Innovation | NHLBI, NIH
دکتر موریس ستودگان
🤷♂ هرمنوتیک چیست و روش های آن کدامند؟
هرمنوتیک یا علم تفسیر، بررسی و درک متون و نصوص است و در اصل به تفسیر و تبیین مفهوم و معنای متون میپردازد. این علم در حوزههای مختلفی مانند فلسفه، علوم اجتماعی، علوم انسانی و دینشناسی به کار میرود. هرمنوتیک مبانی و روشهایی را برای تفسیر نصوص ارائه میدهد و بر طبق آنها متون را مورد تحلیل و تبیین قرار میدهد.
روشهای هرمنوتیک میتوانند متنوع باشند و در بسترهای مختلفی اعم از فلسفه و علوم اجتماعی مورد استفاده قرار میگیرند. در زیر به برخی از روشهای هرمنوتیک معروف اشاره میکنم:
1. هرمنوتیک کلاسیک: روشی است که از قدمت بسیاری برخوردار است و به دنبال درک معنای واقعی و اصلی متون است. در این روش، متن به عنوان یک واقعیت ثابت و منحصر به فرد در نظر گرفته میشود و تلاش برای درک منظور و نیت نویسنده از متن صورت میگیرد.
2. هرمنوتیک تفسیری: این روش بر اساس ایدهای است که متنها قابل تفسیر هستند و مفاهیم و معانی آنها با توجه به زمینهها و شرایط تاریخی، فرهنگی و اجتماعی مخاطب قابل فهم و تفسیر هستند. تفسیرگر با توجه به شرایط موجود، متن را درک میکند و مفاهیم را با استفاده از خلفیات مختلف تبیین کرده و نمایش میدهد.
3. هرمنوتیک پدیدارشناسی: این روش بر اساس ایدهای است که متنها و نصوص نمادهایی از واقعیتهای پنهان در جهان هستند و هدف اصلی هرمنوتیک پدیدارشناسی فهمیدن معنای پنهان و ضمنی متون است. در این روش، توجه به نقش و تأثیر متن در فهم و درک دنیای اطراف میشود.
4. هرمنوتیک انتقادی: این روش تلاش میکند تا به طور کامل از تأثیرات قدرت، ایدئولوژی و ساختار اجتماعی بر روی تفسیر متون آگاهی پیدا کند. هرمنوتیک انتقادی به طور خاص بر تحلیل نیروهای قدرت و تفاوتهای طبقاتی در فرایند تفسیر تمرکز میکند.
5. هرمنوتیک تاریخی-فرهنگی: در این روش، تفسیر متون با توجه به زمینههای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی متن و نویسنده آن انجام میشود. تمرکز بر تاریخچه و فرهنگ متن و نقش آن در تفسیر و درک مفهوم متن است.
این تنها چند نمونه از روشهای هرمنوتیک هستند و در عمل، با توجه به زمینه و حوزه مورد بررسی، میتوان از ترکیبی از این روشها و روشهای دیگر استفاده کرد. حال به اهمیت هرمنوتیک نگاه میکنیم.
هرمنوتیک (Hermeneutics) یک روش تفسیر و تفهیم متون و نوشتهها است که در اصل در زمینه تفسیر متون دینی و مقدس به کار میرفته است. اما در حال حاضر، هرمنوتیک به عنوان یک روش کلی تفسیر و درک متنوع نوعی از نوشتهها، از ادبیات و فلسفه تا علوم اجتماعی و حتی قوانین، به کار میرود.
🔹اهمیت هرمنوتیک در موارد زیر قابل توجیه است:
1. فهم عمیقتر: هرمنوتیک کمک میکند تا به شکل عمیقتری به متنها و نوشتهها نگاه کنید و مفاهیم و ایدههای پنهان در آنها را کشف کنید. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانید به یک سطح عمیقتر از درک و تفسیر متن برسید.
2. تفسیر درست: هرمنوتیک به شما کمک میکند تا روشهای درست تفسیر متن را بیاموزید. با توجه به اینکه هر متنی در زمینههای مختلف قابل تفسیر است، استفاده از روشهای هرمنوتیک به شما کمک میکند تا از تفسیر صحیح و معقولی برخوردار شوید.
3. تفهیم فرهنگی: هرمنوتیک میتواند در درک و تفسیر متون و نوشتههایی که در فرهنگها و زمانهای مختلف نگاشته شدهاند، کمک کند. این روش به شما امکان میدهد تا فرهنگ و زمان متن را در نظر بگیرید و با شرایط و مفاهیم مربوط به آن زمان وفرهنگ، بهترین تفسیر را ارائه کنید. با توجه به تنوع فرهنگها و زمانها، هرمنوتیک به شما امکان میدهد تا متون را بهطور متناسب با فرهنگ و زمان خاصی که در آن نوشته شدهاند، تفسیر کنید. این کمک میکند تا بهتر درک کنید که چگونه فرهنگ و زمان متن، معنا و تفسیر آن را تحت تأثیر قرار داده است.
4. تفسیر انتقادی: هرمنوتیک انتقادی به شما امکان میدهد تا بهطور بالقوهای برخورد با تعارضات، ابهامات و نقدها در متون داشته باشید. این روش شما را تشویق میکند تا به صورت بحث و مناظره، آگاهانه و منطقی، با متون برخورد کنید و نقدها و پرسشهای منطقی را مطرح کنید.
5. تعامل فرهنگی: هرمنوتیک به شما کمک میکند تا در فرآیند تفسیر و درک متون، به تعامل فرهنگی بپردازید. با درک فرهنگ و زبان متن، میتوانید با افراد و گروههای فرهنگی مختلف در ارتباط باشید و در فرآیند تفسیر متن با دیدگاهها و تجربیات آنان را در نظر بگیرید.
به طور کلی، هرمنوتیک مهم است زیرا به ما کمک میکند تا بهترین روشها و ابزارها را برای تفسیر و درک متون بکار بگیریم. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم به طور دقیقتر و عمیقتری به متنها نگاه کنیم.
۱-۴
@thinkpluswithus
dr.setudegan oct 22
🤷♂ هرمنوتیک چیست و روش های آن کدامند؟
هرمنوتیک یا علم تفسیر، بررسی و درک متون و نصوص است و در اصل به تفسیر و تبیین مفهوم و معنای متون میپردازد. این علم در حوزههای مختلفی مانند فلسفه، علوم اجتماعی، علوم انسانی و دینشناسی به کار میرود. هرمنوتیک مبانی و روشهایی را برای تفسیر نصوص ارائه میدهد و بر طبق آنها متون را مورد تحلیل و تبیین قرار میدهد.
روشهای هرمنوتیک میتوانند متنوع باشند و در بسترهای مختلفی اعم از فلسفه و علوم اجتماعی مورد استفاده قرار میگیرند. در زیر به برخی از روشهای هرمنوتیک معروف اشاره میکنم:
1. هرمنوتیک کلاسیک: روشی است که از قدمت بسیاری برخوردار است و به دنبال درک معنای واقعی و اصلی متون است. در این روش، متن به عنوان یک واقعیت ثابت و منحصر به فرد در نظر گرفته میشود و تلاش برای درک منظور و نیت نویسنده از متن صورت میگیرد.
2. هرمنوتیک تفسیری: این روش بر اساس ایدهای است که متنها قابل تفسیر هستند و مفاهیم و معانی آنها با توجه به زمینهها و شرایط تاریخی، فرهنگی و اجتماعی مخاطب قابل فهم و تفسیر هستند. تفسیرگر با توجه به شرایط موجود، متن را درک میکند و مفاهیم را با استفاده از خلفیات مختلف تبیین کرده و نمایش میدهد.
3. هرمنوتیک پدیدارشناسی: این روش بر اساس ایدهای است که متنها و نصوص نمادهایی از واقعیتهای پنهان در جهان هستند و هدف اصلی هرمنوتیک پدیدارشناسی فهمیدن معنای پنهان و ضمنی متون است. در این روش، توجه به نقش و تأثیر متن در فهم و درک دنیای اطراف میشود.
4. هرمنوتیک انتقادی: این روش تلاش میکند تا به طور کامل از تأثیرات قدرت، ایدئولوژی و ساختار اجتماعی بر روی تفسیر متون آگاهی پیدا کند. هرمنوتیک انتقادی به طور خاص بر تحلیل نیروهای قدرت و تفاوتهای طبقاتی در فرایند تفسیر تمرکز میکند.
5. هرمنوتیک تاریخی-فرهنگی: در این روش، تفسیر متون با توجه به زمینههای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی متن و نویسنده آن انجام میشود. تمرکز بر تاریخچه و فرهنگ متن و نقش آن در تفسیر و درک مفهوم متن است.
این تنها چند نمونه از روشهای هرمنوتیک هستند و در عمل، با توجه به زمینه و حوزه مورد بررسی، میتوان از ترکیبی از این روشها و روشهای دیگر استفاده کرد. حال به اهمیت هرمنوتیک نگاه میکنیم.
هرمنوتیک (Hermeneutics) یک روش تفسیر و تفهیم متون و نوشتهها است که در اصل در زمینه تفسیر متون دینی و مقدس به کار میرفته است. اما در حال حاضر، هرمنوتیک به عنوان یک روش کلی تفسیر و درک متنوع نوعی از نوشتهها، از ادبیات و فلسفه تا علوم اجتماعی و حتی قوانین، به کار میرود.
🔹اهمیت هرمنوتیک در موارد زیر قابل توجیه است:
1. فهم عمیقتر: هرمنوتیک کمک میکند تا به شکل عمیقتری به متنها و نوشتهها نگاه کنید و مفاهیم و ایدههای پنهان در آنها را کشف کنید. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانید به یک سطح عمیقتر از درک و تفسیر متن برسید.
2. تفسیر درست: هرمنوتیک به شما کمک میکند تا روشهای درست تفسیر متن را بیاموزید. با توجه به اینکه هر متنی در زمینههای مختلف قابل تفسیر است، استفاده از روشهای هرمنوتیک به شما کمک میکند تا از تفسیر صحیح و معقولی برخوردار شوید.
3. تفهیم فرهنگی: هرمنوتیک میتواند در درک و تفسیر متون و نوشتههایی که در فرهنگها و زمانهای مختلف نگاشته شدهاند، کمک کند. این روش به شما امکان میدهد تا فرهنگ و زمان متن را در نظر بگیرید و با شرایط و مفاهیم مربوط به آن زمان وفرهنگ، بهترین تفسیر را ارائه کنید. با توجه به تنوع فرهنگها و زمانها، هرمنوتیک به شما امکان میدهد تا متون را بهطور متناسب با فرهنگ و زمان خاصی که در آن نوشته شدهاند، تفسیر کنید. این کمک میکند تا بهتر درک کنید که چگونه فرهنگ و زمان متن، معنا و تفسیر آن را تحت تأثیر قرار داده است.
4. تفسیر انتقادی: هرمنوتیک انتقادی به شما امکان میدهد تا بهطور بالقوهای برخورد با تعارضات، ابهامات و نقدها در متون داشته باشید. این روش شما را تشویق میکند تا به صورت بحث و مناظره، آگاهانه و منطقی، با متون برخورد کنید و نقدها و پرسشهای منطقی را مطرح کنید.
5. تعامل فرهنگی: هرمنوتیک به شما کمک میکند تا در فرآیند تفسیر و درک متون، به تعامل فرهنگی بپردازید. با درک فرهنگ و زبان متن، میتوانید با افراد و گروههای فرهنگی مختلف در ارتباط باشید و در فرآیند تفسیر متن با دیدگاهها و تجربیات آنان را در نظر بگیرید.
به طور کلی، هرمنوتیک مهم است زیرا به ما کمک میکند تا بهترین روشها و ابزارها را برای تفسیر و درک متون بکار بگیریم. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم به طور دقیقتر و عمیقتری به متنها نگاه کنیم.
۱-۴
@thinkpluswithus
dr.setudegan oct 22
🔹اهمیت هرمنوتیک به دلیل موارد زیر است:
6. حفظ و انتقال میراث فرهنگی: هرمنوتیک در حفظ و انتقال میراث فرهنگی نقش بسیار مهمی دارد. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم متون و نوشتههای گذشته را درک کرده و به نسلهای آینده منتقل کنیم. این امر باعث حفظ و حراست از ارزشها، ایدهها و تجربیات گذشته میشود.
7. درک تفاوتها و تنوعها: هرمنوتیک به ما کمک میکند تا تفاوتها و تنوعهای موجود در متون و نوشتهها را درک کنیم. با درک و تفسیر متون از زوایای مختلف، میتوانیم به درک بهتری از متنها و تفاوتهای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی بین گروهها و جوامع مختلف برسیم.
8. تعامل و تبادل دانش: هرمنوتیک به عنوان یک روش تفسیر و درک، تعامل و تبادل دانش را ترویج میدهد. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم به صورت بحث و تبادل نظر، دانش و دیدگاههایمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم و از تنوع دیدگاهها بهرهبرداری کنیم.
9. پژوهش و تحقیقات علمی: هرمنوتیک در زمینه پژوهش و تحقیقات علمی نقش مهمی دارد. این روش به ما کمک میکند تا متون و نوشتههای قدیمی و جدید را درک کرد. تحقیق و بررسی کنیم. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم به شکل منطقی و دقیقتری به تحلیل و تفسیر دادهها و نتایج تحقیقات بپردازیم. این روش به ما کمک میکند تا به درک عمیقتر و تفصیلیتری از مفاهیم و مفاد مطالعاتی دست پیدا کنیم.
10. تفسیر اخلاقی و اجتماعی: هرمنوتیک در تفسیر و درک متون اخلاقی و اجتماعی نقش مهمی دارد. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم ارزشها، اصول و قواعد اخلاقی و اجتماعی را در متون و نوشتهها شناسایی کنیم و به صورت مناسب با آنها برخورد کنیم.
11. تفسیر قوانین و مقررات: هرمنوتیک در تفسیر و تبیین قوانین و مقررات حقوقی نیز اهمیت بالایی دارد. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم ضوابط و مفاد قوانین را به شکل دقیق و کامل درک و تفسیر کنیم و به صورت عادلانه و صحیح در قضاوت و تبیین حقوق عمل کنیم.
12. تفسیر هنری و ادبی: هرمنوتیک در تفسیر آثار هنری و ادبی نقش اساسی دارد. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم به شیوههای مختلفی به آثار هنری و ادبی نگاه کنیم و به درک عمیقتری از معانی، نمادها و ساختارهای آنها برسیم.
🔹 چند نکته مهم راجع به اهمیت هرمنوتیک
13. پیوند بین گذشته و حال: هرمنوتیک به ما کمک میکند تا ارتباط بین گذشته و حال را برقرار کنیم. با تفسیر متون و نوشتههای گذشته، میتوانیم از تجربیات و دانش گذشته استفاده کنیم و آن را به شرایط و زمان حال اعمال کنیم.
14. نقش انسان در تفسیر: هرمنوتیک تأکید میکند که تفسیر متن نیازمند مشارکت فعال انسان است. درک متن و تفسیر آن به شدت وابسته به زبان، فرهنگ، تجربه و پیشفرضهای فردی است. هرمنوتیک با توجه به این نقش فعال انسان، ما را به فهم بهتر و مسئولانهتر از متون هدایت میکند.
15. تفسیر انسانی: هرمنوتیک در تفسیر و درک متون تأکید بر بُعد انسانی دارد. این روش به ما یادآوری میکند که در زمان تفسیر، متن بازتاب فرهنگ، اعتقادات، ارزشها و اندیشههای انسانی است. از این رو، هرمنوتیک به ما اجازه میدهد تا بهتر درک کنیم که چگونه انسانها مفاهیم و معانی را در طول تاریخ تولید و درک کردهاند.
16. تفسیر در زمینههای متعدد: هرمنوتیک در زمینههای مختلف از جمله فلسفه، ادبیات، دین، علوم اجتماعی و علوم انسانی استفاده میشود.
۲-۴
@thinkpluswithus
dr.setudegan oct 22
6. حفظ و انتقال میراث فرهنگی: هرمنوتیک در حفظ و انتقال میراث فرهنگی نقش بسیار مهمی دارد. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم متون و نوشتههای گذشته را درک کرده و به نسلهای آینده منتقل کنیم. این امر باعث حفظ و حراست از ارزشها، ایدهها و تجربیات گذشته میشود.
7. درک تفاوتها و تنوعها: هرمنوتیک به ما کمک میکند تا تفاوتها و تنوعهای موجود در متون و نوشتهها را درک کنیم. با درک و تفسیر متون از زوایای مختلف، میتوانیم به درک بهتری از متنها و تفاوتهای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی بین گروهها و جوامع مختلف برسیم.
8. تعامل و تبادل دانش: هرمنوتیک به عنوان یک روش تفسیر و درک، تعامل و تبادل دانش را ترویج میدهد. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم به صورت بحث و تبادل نظر، دانش و دیدگاههایمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم و از تنوع دیدگاهها بهرهبرداری کنیم.
9. پژوهش و تحقیقات علمی: هرمنوتیک در زمینه پژوهش و تحقیقات علمی نقش مهمی دارد. این روش به ما کمک میکند تا متون و نوشتههای قدیمی و جدید را درک کرد. تحقیق و بررسی کنیم. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم به شکل منطقی و دقیقتری به تحلیل و تفسیر دادهها و نتایج تحقیقات بپردازیم. این روش به ما کمک میکند تا به درک عمیقتر و تفصیلیتری از مفاهیم و مفاد مطالعاتی دست پیدا کنیم.
10. تفسیر اخلاقی و اجتماعی: هرمنوتیک در تفسیر و درک متون اخلاقی و اجتماعی نقش مهمی دارد. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم ارزشها، اصول و قواعد اخلاقی و اجتماعی را در متون و نوشتهها شناسایی کنیم و به صورت مناسب با آنها برخورد کنیم.
11. تفسیر قوانین و مقررات: هرمنوتیک در تفسیر و تبیین قوانین و مقررات حقوقی نیز اهمیت بالایی دارد. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم ضوابط و مفاد قوانین را به شکل دقیق و کامل درک و تفسیر کنیم و به صورت عادلانه و صحیح در قضاوت و تبیین حقوق عمل کنیم.
12. تفسیر هنری و ادبی: هرمنوتیک در تفسیر آثار هنری و ادبی نقش اساسی دارد. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم به شیوههای مختلفی به آثار هنری و ادبی نگاه کنیم و به درک عمیقتری از معانی، نمادها و ساختارهای آنها برسیم.
🔹 چند نکته مهم راجع به اهمیت هرمنوتیک
13. پیوند بین گذشته و حال: هرمنوتیک به ما کمک میکند تا ارتباط بین گذشته و حال را برقرار کنیم. با تفسیر متون و نوشتههای گذشته، میتوانیم از تجربیات و دانش گذشته استفاده کنیم و آن را به شرایط و زمان حال اعمال کنیم.
14. نقش انسان در تفسیر: هرمنوتیک تأکید میکند که تفسیر متن نیازمند مشارکت فعال انسان است. درک متن و تفسیر آن به شدت وابسته به زبان، فرهنگ، تجربه و پیشفرضهای فردی است. هرمنوتیک با توجه به این نقش فعال انسان، ما را به فهم بهتر و مسئولانهتر از متون هدایت میکند.
15. تفسیر انسانی: هرمنوتیک در تفسیر و درک متون تأکید بر بُعد انسانی دارد. این روش به ما یادآوری میکند که در زمان تفسیر، متن بازتاب فرهنگ، اعتقادات، ارزشها و اندیشههای انسانی است. از این رو، هرمنوتیک به ما اجازه میدهد تا بهتر درک کنیم که چگونه انسانها مفاهیم و معانی را در طول تاریخ تولید و درک کردهاند.
16. تفسیر در زمینههای متعدد: هرمنوتیک در زمینههای مختلف از جمله فلسفه، ادبیات، دین، علوم اجتماعی و علوم انسانی استفاده میشود.
۲-۴
@thinkpluswithus
dr.setudegan oct 22
با توجه به تنوع زمینههایی که هرمنوتیک در آنها به کار میرود، این روش به ما امکان میدهد که با توجه به نیازهای مختلف، بهترین روش تفسیر را انتخاب کنیم.
17. تفسیر و فهم بهتر متون تاریخی: هرمنوتیک به ما کمک میکند تا به بهترین شکل ممکن به متون تاریخی نگاه کنیم و آنها را درک کنیم. با توجه به تنوع فرهنگی و زمانی متون تاریخی، هرمنوتیک به ما امکان میدهد تا به شکل مناسب با زمان و محیط متن، آن را درک کنیم و به نحوی مناسب با آن رفتار کنیم.
18. پایداری در تفسیر: هرمنوتیک به ما اجازه میدهد که با توجه به نیازهای جدید، تفسیر متون را بازنگری کنیم. این روش به ما امکان میدهد تا بهبودهایی در تفسیر متون ایجاد کنیم و بهترین روشهای تفسیر را به کار بگیریم.
در نهایت، هرمنوتیک به ما کمک میکند تا به بهترین شکل ممکن به متون و نوشتهها نگاه کنیم و به درک و تفسیر بهتری از آنها برسیم. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم به شکل مناسب با فرهنگ، زمان و شرایط متن، به تفسیر و درک بهتری از متون دست پیدا کنیم.
🔹چند مثال از نحوه استفاده از هرمونتیک
هرمنوتیک، مفهوم و روشی است که در تفسیر و درک متون و نصوص به کار میرود. این رویکرد نه تنها به مفهوم لغوی کلمات و جملات توجه میکند، بلکه به مفهوم عمیقتر و ضمنی آنها نیز میپردازد. هرمنوتیک به ما کمک میکند تا مفهومهای پنهان و مبهم را درک کنیم و به تفاهم بهتری از متون برسیم.
در زیر چند مثال از استفاده از هرمنوتیک را میتوانید بیابید:
1. تفسیر متون مقدس: هرمنوتیک در فهم و تفسیر متون مقدس، مانند کتاب مقدس، قرآن و سایر متون مقدس به کار میرود. این رویکرد ما را درک عمیقتر از مفهومهای مذهبی و اخلاقی موجود در این متون را ممکن میسازد.
2. تفسیر ادبیات: هرمنوتیک در تفسیر ادبیات و آثار هنری نیز به کار میرود. این رویکرد به ما کمک میکند تا علاوه بر فهم مفهوم سطحی داستان یا شعر، به پیامهای نهفته تر و شاید مبهمتری که نویسنده در آثار خود جای داده است، دست یابیم.
3. تفسیر قوانین و قوانین حقوقی: هرمنوتیک در تفسیر قوانین و قوانین حقوقی بسیار مهم است. این رویکرد، قانونگذاران و قضات را در تفسیر مفهوم و قصد واقعی پشت قوانین هدایت میکند، به طوری که از قوانین به درستی استفاده کنند و به نتایج صحیح برسند.
4. تفسیر فلسفی: هرمنوتیک در تفسیر فلسفی نیز به کار میرود. در فلسفه، متونی مانند آثار فیلسوفان قدیمی یا متون پیچیده فلسفی ممکن است مفاهیمی دشوار و چندگانه داشته باشند. هرمنوتیک ما را در فهم عمیقتر و تفکر پویاتر درباره این مفاهیم کمک میکند.
5. تفسیر تاریخی: هرمنوتیک در تفسیر رویدادهای تاریخی نیز به کار میرود. تاریخ دارای ثروتی از متون، سندها و گزارشها است که ممکن است تفسیر آنها نیازمند درک عمیقتر و دقیقتری باشد. هرمنوتیک ما را در فهم صحیح و منطقی رویدادهای گذشته کمک میکند.
6. تفسیر روانشناختی: هرمنوتیک در تفسیر روانشناختی و نظریههای روانشناسی نیز به کار میرود. در درک عملکرد ذهن و تفسیر رفتارها و تجربیات شخصی، هرمنوتیک ما را در فهم عمیقتر و چندلایهتر این پدیدهها یاری میدهد.
این مثالها تنها چند نمونه از مواردی هستند که هرمنوتیک در آنها به کار میرود. هرمنوتیک به عنوان یک رویکرد فلسفی و روش تفسیری، در بسیاری از حوزهها به ما کمک میکند تا به فهم بهتری از متون و نصوص برسیم.
یک مثال از تفسیر روانشناختی هرمنوتیک میتواند در تفسیر رویاها باشد. رویاها معمولاً شامل نمادها، تصاویر و روایتهای ناخودآگاه هستند که ممکن است مفهوم آنها برای فردی که رویا را میبیند، مبهم باشد. با استفاده از رویکرد هرمنوتیک در تفسیر رویاها، میتوان به نتایجی عمیقتر و جامعتر دست یافت.
به عنوان مثال، فرض کنید یک فرد رویایی را که در آن خود را در حال پرواز میبیند، توصیف میکند. رویاهای پرواز ممکن است در تفسیر روانشناختی هرمنوتیک به معنای آرزوی آزادی، استقلال و احساس قدرت و کنترل در زندگی تفسیر شوند. علاوه بر این، ممکن است نمادهای دیگری در رویا وجود داشته باشند که با استفاده از تفسیر هرمنوتیک روانشناختی، میتوان به مفاهیم عمیقتر آنها پی برد.
به طور کلی، تفسیر روانشناختی هرمنوتیک درک عمیقتری از عواطف، نگرشها، نیازها و تجربیات فرد را درک میکند و با توجه به مفاهیم ناخودآگاه، نمادها و روایتهای درونی، به تفسیرهای گستردهتری از رویدادها و تجربیات ذهنی فرد میرسد.
۳-۴
@thinkpluswithus
dr.setudegan oct 22
17. تفسیر و فهم بهتر متون تاریخی: هرمنوتیک به ما کمک میکند تا به بهترین شکل ممکن به متون تاریخی نگاه کنیم و آنها را درک کنیم. با توجه به تنوع فرهنگی و زمانی متون تاریخی، هرمنوتیک به ما امکان میدهد تا به شکل مناسب با زمان و محیط متن، آن را درک کنیم و به نحوی مناسب با آن رفتار کنیم.
18. پایداری در تفسیر: هرمنوتیک به ما اجازه میدهد که با توجه به نیازهای جدید، تفسیر متون را بازنگری کنیم. این روش به ما امکان میدهد تا بهبودهایی در تفسیر متون ایجاد کنیم و بهترین روشهای تفسیر را به کار بگیریم.
در نهایت، هرمنوتیک به ما کمک میکند تا به بهترین شکل ممکن به متون و نوشتهها نگاه کنیم و به درک و تفسیر بهتری از آنها برسیم. با استفاده از روشهای هرمنوتیک، میتوانیم به شکل مناسب با فرهنگ، زمان و شرایط متن، به تفسیر و درک بهتری از متون دست پیدا کنیم.
🔹چند مثال از نحوه استفاده از هرمونتیک
هرمنوتیک، مفهوم و روشی است که در تفسیر و درک متون و نصوص به کار میرود. این رویکرد نه تنها به مفهوم لغوی کلمات و جملات توجه میکند، بلکه به مفهوم عمیقتر و ضمنی آنها نیز میپردازد. هرمنوتیک به ما کمک میکند تا مفهومهای پنهان و مبهم را درک کنیم و به تفاهم بهتری از متون برسیم.
در زیر چند مثال از استفاده از هرمنوتیک را میتوانید بیابید:
1. تفسیر متون مقدس: هرمنوتیک در فهم و تفسیر متون مقدس، مانند کتاب مقدس، قرآن و سایر متون مقدس به کار میرود. این رویکرد ما را درک عمیقتر از مفهومهای مذهبی و اخلاقی موجود در این متون را ممکن میسازد.
2. تفسیر ادبیات: هرمنوتیک در تفسیر ادبیات و آثار هنری نیز به کار میرود. این رویکرد به ما کمک میکند تا علاوه بر فهم مفهوم سطحی داستان یا شعر، به پیامهای نهفته تر و شاید مبهمتری که نویسنده در آثار خود جای داده است، دست یابیم.
3. تفسیر قوانین و قوانین حقوقی: هرمنوتیک در تفسیر قوانین و قوانین حقوقی بسیار مهم است. این رویکرد، قانونگذاران و قضات را در تفسیر مفهوم و قصد واقعی پشت قوانین هدایت میکند، به طوری که از قوانین به درستی استفاده کنند و به نتایج صحیح برسند.
4. تفسیر فلسفی: هرمنوتیک در تفسیر فلسفی نیز به کار میرود. در فلسفه، متونی مانند آثار فیلسوفان قدیمی یا متون پیچیده فلسفی ممکن است مفاهیمی دشوار و چندگانه داشته باشند. هرمنوتیک ما را در فهم عمیقتر و تفکر پویاتر درباره این مفاهیم کمک میکند.
5. تفسیر تاریخی: هرمنوتیک در تفسیر رویدادهای تاریخی نیز به کار میرود. تاریخ دارای ثروتی از متون، سندها و گزارشها است که ممکن است تفسیر آنها نیازمند درک عمیقتر و دقیقتری باشد. هرمنوتیک ما را در فهم صحیح و منطقی رویدادهای گذشته کمک میکند.
6. تفسیر روانشناختی: هرمنوتیک در تفسیر روانشناختی و نظریههای روانشناسی نیز به کار میرود. در درک عملکرد ذهن و تفسیر رفتارها و تجربیات شخصی، هرمنوتیک ما را در فهم عمیقتر و چندلایهتر این پدیدهها یاری میدهد.
این مثالها تنها چند نمونه از مواردی هستند که هرمنوتیک در آنها به کار میرود. هرمنوتیک به عنوان یک رویکرد فلسفی و روش تفسیری، در بسیاری از حوزهها به ما کمک میکند تا به فهم بهتری از متون و نصوص برسیم.
یک مثال از تفسیر روانشناختی هرمنوتیک میتواند در تفسیر رویاها باشد. رویاها معمولاً شامل نمادها، تصاویر و روایتهای ناخودآگاه هستند که ممکن است مفهوم آنها برای فردی که رویا را میبیند، مبهم باشد. با استفاده از رویکرد هرمنوتیک در تفسیر رویاها، میتوان به نتایجی عمیقتر و جامعتر دست یافت.
به عنوان مثال، فرض کنید یک فرد رویایی را که در آن خود را در حال پرواز میبیند، توصیف میکند. رویاهای پرواز ممکن است در تفسیر روانشناختی هرمنوتیک به معنای آرزوی آزادی، استقلال و احساس قدرت و کنترل در زندگی تفسیر شوند. علاوه بر این، ممکن است نمادهای دیگری در رویا وجود داشته باشند که با استفاده از تفسیر هرمنوتیک روانشناختی، میتوان به مفاهیم عمیقتر آنها پی برد.
به طور کلی، تفسیر روانشناختی هرمنوتیک درک عمیقتری از عواطف، نگرشها، نیازها و تجربیات فرد را درک میکند و با توجه به مفاهیم ناخودآگاه، نمادها و روایتهای درونی، به تفسیرهای گستردهتری از رویدادها و تجربیات ذهنی فرد میرسد.
۳-۴
@thinkpluswithus
dr.setudegan oct 22
یک مثال از تفسیر فلسفی هرمنوتیک میتواند در تفسیر آثار فلسفی معروف مانند "وجود و زمان" از مارتین هایدگر باشد. این آثار فلسفی معمولاً شامل مفاهیم پیچیده و عمیقی هستند که برای فهم کامل آنها نیاز به تفسیر دارند. با استفاده از رویکرد هرمنوتیک در تفسیر آثار فلسفی، میتوان به فهم عمیقتر و تفسیرهای مناسبتری از این مفاهیم دست یافت.
به عنوان مثال، در تفسیر "وجود و زمان"، مفهوم وجود و زمان در فلسفه هایدگر با توجه به رویکرد هرمنوتیک میتواند به مفهومهای متعددی تفسیر شود. ممکن است هرمنوتیک به ما کمک کند تا به فهمی عمیقتر از وجود و زمان به عنوان مفاهیم پایه در واقعیت و تجربه انسانی برسیم. این رویکرد ممکن است به ما کمک کند تا به فهمی عمیقتر از رابطه بین زمان و وجود، تجربه زمان و وجود در زمان حال و آینده، و عواطف و تجربیات انسان در زمان وجود برسیم.
تفسیر فلسفی هرمنوتیک از نظر هایدگر نیز به ما کمک میکند تا به فهمی عمیقتر از تفاوتها و تعارضات در فهم مفاهیم و معانی در جوامع و فرهنگهای مختلف دست یابیم و به دیدگاههای متنوعی درباره واقعیت و معنا پی ببریم.
به طور خلاصه، تفسیر فلسفی هرمنوتیک در تفسیر آثار فلسفی به ما کمک میکند تا به فهمی ژرفتر و جامعتر از مفاهیم فلسفی برسیم و درک بهتری از آرای فلاسفه و مباحثههای فلسفی به دست آوریم. این رویکرد ما را درک دقیقتری از مفاهیم پنهان، تضادها، معانی ضمنی و قابل تفسیر در آثار فلسفی فراهم میکند.
مثال دیگری از تفسیر فلسفی هرمنوتیک میتواند در تفسیر آثار نیچه باشد. آثار نیچه، مانند "همچنین میگفت زراتوسترا" و "خارج از خوب و بد"، شامل مفاهیم پیچیده، نیچهایزم و مباحث فلسفی عمیقی هستند. با استفاده از رویکرد هرمنوتیک در تفسیر آثار نیچه، میتوان به فهمی عمیقتر از مفهوم خوب و بد، اراده قوی و مباحث اخلاقی نیچه دست یافت.
در این مثال، تفسیر فلسفی هرمنوتیک ما را به سوی مفاهیم اصلی نیچه درباره آزادی، قدرت فردی، انتخاب و معنا میبرد. این رویکرد به ما کمک میکند تا به فهمی عمیقتر از آرای نیچه درباره مسائل اخلاقی، ارزشها و معنای زندگی برسیم.
به طور کلی، تفسیر فلسفی هرمنوتیک به ما این امکان را میدهد که به فهم ژرفتر و مناسبتری از آثار فلسفی برسیم و به مفاهیم و معانیهای ضمنی در آنها پی ببریم. هرمنوتیک به ما کمک میکند تا به فهم درستی از مفاهیم و معانی در آثار فلسفی دست یابیم و برای بررسی آنها از دیدگاههای مختلف رویکردهای تفسیری متنوعی را به کار ببریم.
در تفسیر فلسفی هرمنوتیک، درک مفاهیم و معانی در متنهای فلسفی به تحلیل مفاهیم ضمنی، تعبیر نمادها و بررسی تاریخچه آنها نیاز دارد. با توجه به این رویکرد، میتوان به فهم عمیقتری از آرای فلاسفه و مسائل فلسفی پی برد و به دیدگاههای متنوعی درباره واقعیت و معنا دست پیدا کرد.
در مجموع، تفسیر فلسفی هرمنوتیک یکی از رویکردهای مهم در فهم و تفسیر متون فلسفی است. این روش، به ما امکان میدهد تا به فهم ژرفتری از مفاهیم و معانی در آثار فلسفی برسیم و به مفاهیم پنهان، تضادها و قابل تفسیر در آنها پی ببریم.
🔻منابع
برای درک بهتر از هرمنوتیک، میتوانید به منابع زیر مراجعه کنید:
1. "هرمنوتیک" نوشته هانز جورگن گادامر: این کتاب به عنوان یکی از مهمترین منابع در حوزه هرمنوتیک شناخته میشود. در این کتاب، نویسنده بر پایه فلسفه هرمنوتیک، به تفسیر و درک متون پرداخته است.
2. "تفسیر و هرمنوتیک" نوشته جیمز بیون: این کتاب به عنوان یکی از منابع مهم در حوزه هرمنوتیک شناخته میشود. در این کتاب، نویسنده به تفسیر و درک متون در حوزههای مختلف بهطور کلی و در حوزه هرمنوتیک بهطور خاص پرداخته است.
3. "هرمنوتیک و تفسیر متن" نوشته پل ریکور: این کتاب به عنوان یکی از منابع مهم در حوزه هرمنوتیک شناخته میشود. در این کتاب، نویسنده به تفسیر متون در حوزههای مختلف بهطور کلی و در حوزه هرمنوتیک بهطور خاص پرداخته است.
4. "هرمنوتیک: رویکردهای مختلف" نوشته مایکل کارتر: این کتاب به عنوان یکی از منابع مهم در حوزه هرمنوتیک شناخته میشود. در این کتاب، نویسنده به تفسیر متون در حوزههای گوناگون میپردازد.
۴-۴
@thinkpluswithus
dr.setudegan oct 22
به عنوان مثال، در تفسیر "وجود و زمان"، مفهوم وجود و زمان در فلسفه هایدگر با توجه به رویکرد هرمنوتیک میتواند به مفهومهای متعددی تفسیر شود. ممکن است هرمنوتیک به ما کمک کند تا به فهمی عمیقتر از وجود و زمان به عنوان مفاهیم پایه در واقعیت و تجربه انسانی برسیم. این رویکرد ممکن است به ما کمک کند تا به فهمی عمیقتر از رابطه بین زمان و وجود، تجربه زمان و وجود در زمان حال و آینده، و عواطف و تجربیات انسان در زمان وجود برسیم.
تفسیر فلسفی هرمنوتیک از نظر هایدگر نیز به ما کمک میکند تا به فهمی عمیقتر از تفاوتها و تعارضات در فهم مفاهیم و معانی در جوامع و فرهنگهای مختلف دست یابیم و به دیدگاههای متنوعی درباره واقعیت و معنا پی ببریم.
به طور خلاصه، تفسیر فلسفی هرمنوتیک در تفسیر آثار فلسفی به ما کمک میکند تا به فهمی ژرفتر و جامعتر از مفاهیم فلسفی برسیم و درک بهتری از آرای فلاسفه و مباحثههای فلسفی به دست آوریم. این رویکرد ما را درک دقیقتری از مفاهیم پنهان، تضادها، معانی ضمنی و قابل تفسیر در آثار فلسفی فراهم میکند.
مثال دیگری از تفسیر فلسفی هرمنوتیک میتواند در تفسیر آثار نیچه باشد. آثار نیچه، مانند "همچنین میگفت زراتوسترا" و "خارج از خوب و بد"، شامل مفاهیم پیچیده، نیچهایزم و مباحث فلسفی عمیقی هستند. با استفاده از رویکرد هرمنوتیک در تفسیر آثار نیچه، میتوان به فهمی عمیقتر از مفهوم خوب و بد، اراده قوی و مباحث اخلاقی نیچه دست یافت.
در این مثال، تفسیر فلسفی هرمنوتیک ما را به سوی مفاهیم اصلی نیچه درباره آزادی، قدرت فردی، انتخاب و معنا میبرد. این رویکرد به ما کمک میکند تا به فهمی عمیقتر از آرای نیچه درباره مسائل اخلاقی، ارزشها و معنای زندگی برسیم.
به طور کلی، تفسیر فلسفی هرمنوتیک به ما این امکان را میدهد که به فهم ژرفتر و مناسبتری از آثار فلسفی برسیم و به مفاهیم و معانیهای ضمنی در آنها پی ببریم. هرمنوتیک به ما کمک میکند تا به فهم درستی از مفاهیم و معانی در آثار فلسفی دست یابیم و برای بررسی آنها از دیدگاههای مختلف رویکردهای تفسیری متنوعی را به کار ببریم.
در تفسیر فلسفی هرمنوتیک، درک مفاهیم و معانی در متنهای فلسفی به تحلیل مفاهیم ضمنی، تعبیر نمادها و بررسی تاریخچه آنها نیاز دارد. با توجه به این رویکرد، میتوان به فهم عمیقتری از آرای فلاسفه و مسائل فلسفی پی برد و به دیدگاههای متنوعی درباره واقعیت و معنا دست پیدا کرد.
در مجموع، تفسیر فلسفی هرمنوتیک یکی از رویکردهای مهم در فهم و تفسیر متون فلسفی است. این روش، به ما امکان میدهد تا به فهم ژرفتری از مفاهیم و معانی در آثار فلسفی برسیم و به مفاهیم پنهان، تضادها و قابل تفسیر در آنها پی ببریم.
🔻منابع
برای درک بهتر از هرمنوتیک، میتوانید به منابع زیر مراجعه کنید:
1. "هرمنوتیک" نوشته هانز جورگن گادامر: این کتاب به عنوان یکی از مهمترین منابع در حوزه هرمنوتیک شناخته میشود. در این کتاب، نویسنده بر پایه فلسفه هرمنوتیک، به تفسیر و درک متون پرداخته است.
2. "تفسیر و هرمنوتیک" نوشته جیمز بیون: این کتاب به عنوان یکی از منابع مهم در حوزه هرمنوتیک شناخته میشود. در این کتاب، نویسنده به تفسیر و درک متون در حوزههای مختلف بهطور کلی و در حوزه هرمنوتیک بهطور خاص پرداخته است.
3. "هرمنوتیک و تفسیر متن" نوشته پل ریکور: این کتاب به عنوان یکی از منابع مهم در حوزه هرمنوتیک شناخته میشود. در این کتاب، نویسنده به تفسیر متون در حوزههای مختلف بهطور کلی و در حوزه هرمنوتیک بهطور خاص پرداخته است.
4. "هرمنوتیک: رویکردهای مختلف" نوشته مایکل کارتر: این کتاب به عنوان یکی از منابع مهم در حوزه هرمنوتیک شناخته میشود. در این کتاب، نویسنده به تفسیر متون در حوزههای گوناگون میپردازد.
۴-۴
@thinkpluswithus
dr.setudegan oct 22
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
نوامبر ۲۰۲۱
❄️چگونه در محل کار با رئیس کنترل گر برخورد کنیم
برای برخورد با رئیس یا مدیری که کنترلگر است باید بدانیم که کنترل بی موقع یعنی عدم مهارت مدیریت، و در اینجا میتوانیم مراحل زیر را ملاحظه کنیم:
1. حفظ هدف و وظایفمان: قبل از برخورد با رئیس، اطمینان حاصل کنیم که مهارتها و وظایف خود را به خوبی انجام میدهیم و تمام آنچه برعهده ماست را به درستی انجام میدهیم. داشتن عملکرد قابل تحسین میتواند ما را در مواجهه با رئیسی که کنترلگر است، از سویی اعتماد به نفس بدهد و از سوی دیگر ممکن است او را تشویق کند تا احترام بیشتری به ما بگذارد.
2. درک رفتار رئیس: سعی کنیم درک خوبی از رفتار رئیس خود پیدا کنیم. بررسی کنیم که او چه ویژگیهایی دارد و به چه چیزهایی واکنش نشان میدهد. این میتواند به ما کمک کند تا بهتر درک کنیم که چرا رئیس ما کنترلگر است و چگونه برخورد مناسبی با او داشته باشیم.
3. حفظ حرفه ای مان: هنگامی که با رئیس خود در تماس هستیم، سعی کنیم همیشه به حرفهای بودن مان پایبند باشیم. از بیان نظراتمان با احترام و با استدلالهای قوی استفاده کنیم. اگر با رئیسی که کنترلگر است مخالفت میکنیم، دلایل خود را به شکل منطقی و مستدل مطرح کنیم و سعی کنیم در صحبت کردن با او همیشه آرام باشیم.
4. تلاش برای ایجاد ارتباط: سعی کنیم تا ارتباط موثری با رئیس خود برقرار کنیم. برخی از رؤسای کنترلگر به دلیل ناامنیها یا ترسهای خود این رفتار را نشان میدهند. با ایجاد ارتباط قوی و اعتماد متقابل، ممکن است بتوانیم او را به تدریج به سمت یک رفتار متعادلتر و سازنده هدایت کنیم.
5. شنیدن و درک: هنگامی که با رئیس خود صحبت میکنیم، به او تمرکز کامل بدهیم و به آنچه او میگوید گوش کنیم. نشان دهیم که ما تمام تلاش خود را میکنیم تا درک کاملی از نگرشها و نگرانیهای او پیدا کنیم. این نشان میدهد که ما به حرفه ما اهمیت میدهیم و میخواهیم بهترین حلقه راه را پیدا کنیم.
6. انعطافپذیری: در صورت امکان، انعطافپذیری خود را نشان دهیم. اگر رئیس ما تغییر یا تصحیحی پیشنهاد میدهد، به جای مقاومت و مخالفت، سعی کنیم درک کنیم و از این فرصت برای بهبود کارهایمان استفاده کنیم. این نشان میدهد که ما منعطف هستیم و مشتاق به یادگیری و پیشرفتیم.
7. تبیین نیازها و مراودات: اگر مشکل خاصی با رئیس وجود دارد، سعی کنیم نیازها و احتیاجاتمان را به وی بیان کنیم. این میتواند مربوط به تعامل بیشتر، بازخورد مناسبتر یا هر موضوع دیگری باشد که ما را در کار خود یاری میدهد.
8. ارائه پیشنهادها و راه حلها: در صورتی که با رفتار کنترلگر رئیس خود مخالف هستیم یا احساس میکنیم که میتوان روابط را بهبود بخشید، میتوانیم پیشنهادها و راه حلهای خود را به او ارائه دهیم. مطالعه و تحقیق کرده و آماده شویم تا به او مثالها و استدلالهای قوی ارائه دهیدپم که نشان دهد چگونه این راه حلها میتوانند بهبودی در محیط کار ایجاد کنند.
9. حفظ حد مرزها: در همه این مراحل، مهم است که حد مرزهای شخصی خود را حفظ کنیم. هرگاه رئیس ما به طور ناعادلانه با ما رفتار کند و مرزهای حرمت ما را نقض کند، حق داریم برای حفظ حقوقمان و حل مشکل به دیگر منابع داخل یا خارج سازمان مراجعه کنیم.
10. پشتیبانی از خود: برای مقابله با رئیسی که کنترلگر، مهم است که ما از خود پشتیبانی کنیم. این شامل حفظ سلامتی روانی و جسمی، تعادل کار-زندگی، تحقق اهداف شخصی و پیدا کردن حمایت درونی و خارجی است. به خود احترام بگذاریم و از منابعی مانند مشاوره روانشناسی، تمرین و روشهای مدیریت استرس استفاده کنیم.
در نهایت، باید توجه کنیم که همه رؤسا متفاوت هستند و برخی از آنها ممکن است همچنان کنترلگر باقی بمانند. در صورتی که تلاشهای پیشنهاد شده را انجام داده ایم و رفتار کنترلگر رئیس ما تغییر نکرد، ممکن است بخشهای دیگری از سازمان که مسئولیت نظارت بر رئیس ما را دارند را در جریان قرار دهیم. این میتواند شامل منابع انسانی، مدیران بالاتر، یا هر نهاد داخلی یا خارجی دیگری باشد که مسئولیت حل این نوع مشکلات را دارد.
در نهایت، در صورتی که روابط با رئیس ما به گونهای است که تحمل ناخوشایندیها و تأثیر منفی بر روی ما دارد و اقدامات فوقالذکر نتیجهای نداشته است، ممکن است بهترین انتخاب، جستجوی فرصتهای شغلی دیگر و تغییر محیط کار باشد. این گاه، حفظ سلامتی و رشد شخصی و حرفهای خود را در اولویت قرار دهیم.
مهمترین نکته این است که خود را از نگرانیها و تأثیرات منفی رئیس کنترلگر در حد ممکن محافظت کنیم و به خود اعتماد داشته باشیم. و چنین، درک کنیم که رفتار رئیس ما نمایانگر مسائل و نگرانیهای اوست و ممکن است با مسائل شخصی ما مرتبط نباشد.
۱-۲
@thinkpluswithus
dr.setudegan nov 2021
نوامبر ۲۰۲۱
❄️چگونه در محل کار با رئیس کنترل گر برخورد کنیم
برای برخورد با رئیس یا مدیری که کنترلگر است باید بدانیم که کنترل بی موقع یعنی عدم مهارت مدیریت، و در اینجا میتوانیم مراحل زیر را ملاحظه کنیم:
1. حفظ هدف و وظایفمان: قبل از برخورد با رئیس، اطمینان حاصل کنیم که مهارتها و وظایف خود را به خوبی انجام میدهیم و تمام آنچه برعهده ماست را به درستی انجام میدهیم. داشتن عملکرد قابل تحسین میتواند ما را در مواجهه با رئیسی که کنترلگر است، از سویی اعتماد به نفس بدهد و از سوی دیگر ممکن است او را تشویق کند تا احترام بیشتری به ما بگذارد.
2. درک رفتار رئیس: سعی کنیم درک خوبی از رفتار رئیس خود پیدا کنیم. بررسی کنیم که او چه ویژگیهایی دارد و به چه چیزهایی واکنش نشان میدهد. این میتواند به ما کمک کند تا بهتر درک کنیم که چرا رئیس ما کنترلگر است و چگونه برخورد مناسبی با او داشته باشیم.
3. حفظ حرفه ای مان: هنگامی که با رئیس خود در تماس هستیم، سعی کنیم همیشه به حرفهای بودن مان پایبند باشیم. از بیان نظراتمان با احترام و با استدلالهای قوی استفاده کنیم. اگر با رئیسی که کنترلگر است مخالفت میکنیم، دلایل خود را به شکل منطقی و مستدل مطرح کنیم و سعی کنیم در صحبت کردن با او همیشه آرام باشیم.
4. تلاش برای ایجاد ارتباط: سعی کنیم تا ارتباط موثری با رئیس خود برقرار کنیم. برخی از رؤسای کنترلگر به دلیل ناامنیها یا ترسهای خود این رفتار را نشان میدهند. با ایجاد ارتباط قوی و اعتماد متقابل، ممکن است بتوانیم او را به تدریج به سمت یک رفتار متعادلتر و سازنده هدایت کنیم.
5. شنیدن و درک: هنگامی که با رئیس خود صحبت میکنیم، به او تمرکز کامل بدهیم و به آنچه او میگوید گوش کنیم. نشان دهیم که ما تمام تلاش خود را میکنیم تا درک کاملی از نگرشها و نگرانیهای او پیدا کنیم. این نشان میدهد که ما به حرفه ما اهمیت میدهیم و میخواهیم بهترین حلقه راه را پیدا کنیم.
6. انعطافپذیری: در صورت امکان، انعطافپذیری خود را نشان دهیم. اگر رئیس ما تغییر یا تصحیحی پیشنهاد میدهد، به جای مقاومت و مخالفت، سعی کنیم درک کنیم و از این فرصت برای بهبود کارهایمان استفاده کنیم. این نشان میدهد که ما منعطف هستیم و مشتاق به یادگیری و پیشرفتیم.
7. تبیین نیازها و مراودات: اگر مشکل خاصی با رئیس وجود دارد، سعی کنیم نیازها و احتیاجاتمان را به وی بیان کنیم. این میتواند مربوط به تعامل بیشتر، بازخورد مناسبتر یا هر موضوع دیگری باشد که ما را در کار خود یاری میدهد.
8. ارائه پیشنهادها و راه حلها: در صورتی که با رفتار کنترلگر رئیس خود مخالف هستیم یا احساس میکنیم که میتوان روابط را بهبود بخشید، میتوانیم پیشنهادها و راه حلهای خود را به او ارائه دهیم. مطالعه و تحقیق کرده و آماده شویم تا به او مثالها و استدلالهای قوی ارائه دهیدپم که نشان دهد چگونه این راه حلها میتوانند بهبودی در محیط کار ایجاد کنند.
9. حفظ حد مرزها: در همه این مراحل، مهم است که حد مرزهای شخصی خود را حفظ کنیم. هرگاه رئیس ما به طور ناعادلانه با ما رفتار کند و مرزهای حرمت ما را نقض کند، حق داریم برای حفظ حقوقمان و حل مشکل به دیگر منابع داخل یا خارج سازمان مراجعه کنیم.
10. پشتیبانی از خود: برای مقابله با رئیسی که کنترلگر، مهم است که ما از خود پشتیبانی کنیم. این شامل حفظ سلامتی روانی و جسمی، تعادل کار-زندگی، تحقق اهداف شخصی و پیدا کردن حمایت درونی و خارجی است. به خود احترام بگذاریم و از منابعی مانند مشاوره روانشناسی، تمرین و روشهای مدیریت استرس استفاده کنیم.
در نهایت، باید توجه کنیم که همه رؤسا متفاوت هستند و برخی از آنها ممکن است همچنان کنترلگر باقی بمانند. در صورتی که تلاشهای پیشنهاد شده را انجام داده ایم و رفتار کنترلگر رئیس ما تغییر نکرد، ممکن است بخشهای دیگری از سازمان که مسئولیت نظارت بر رئیس ما را دارند را در جریان قرار دهیم. این میتواند شامل منابع انسانی، مدیران بالاتر، یا هر نهاد داخلی یا خارجی دیگری باشد که مسئولیت حل این نوع مشکلات را دارد.
در نهایت، در صورتی که روابط با رئیس ما به گونهای است که تحمل ناخوشایندیها و تأثیر منفی بر روی ما دارد و اقدامات فوقالذکر نتیجهای نداشته است، ممکن است بهترین انتخاب، جستجوی فرصتهای شغلی دیگر و تغییر محیط کار باشد. این گاه، حفظ سلامتی و رشد شخصی و حرفهای خود را در اولویت قرار دهیم.
مهمترین نکته این است که خود را از نگرانیها و تأثیرات منفی رئیس کنترلگر در حد ممکن محافظت کنیم و به خود اعتماد داشته باشیم. و چنین، درک کنیم که رفتار رئیس ما نمایانگر مسائل و نگرانیهای اوست و ممکن است با مسائل شخصی ما مرتبط نباشد.
۱-۲
@thinkpluswithus
dr.setudegan nov 2021
❤1👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در زمینه مدیریت رفتار کنترلگر رئیسان و بهبود روابط کاری، میتوان از منابع زیر استفاده کرد:
1. کتابها:
- "The No Asshole Rule: Building a Civilized Workplace and Surviving One That Isn't" نوشته رابرت آی. ساتون
- "Working with Difficult People" نوشته مورگان ویلیس
- "The Emotionally Intelligent Manager: How to Develop and Use the Four Key Emotional Skills of Leadership" نوشته دیوید ر. کارو
- "Crucial Conversations: Tools for Talking When Stakes Are High" نوشته کری وایتفیلد و جوزف گرینی
2. وبسایتها و منابع آنلاین:
- مقالات مربوط به مدیریت رفتار سازنده و مواجهه با رئیسان کنترلگرم در وبسایتهای مدیریت و روانشناسی مثل Harvard Business Review و Psychology Today.
- دورههای آموزشی آنلاین و وبینارهای مرتبط با مدیریت رفتار کارکنان و روابط کاری بهبودی.
3. مشاوره و کمک حرفهای:
- در صورتی که مواجهه با رئیس کنترلگرم برای شما مشکلی ایجاد کرده است، میتوانید از خدمات یک مشاور ارتباطات یا روانشناس سازمانی استفاده کنید. آنها میتوانند به شما راهحلها و راهنماییهای مفیدی ارائه دهند.
4. شبکهسازی با افراد مشابه:
- برقراری ارتباط با افراد دیگری که تجربه مشابهی با رئیسان کنترلگرم داشتهاند میتواند به شما کمک کند تا به اشتراک گذاری تجارب، مشاوره و پشتیبانی در این زمینه داشته باشید.
۲-۲
@thinkpluswithus
dr.setudegan nov 2021
1. کتابها:
- "The No Asshole Rule: Building a Civilized Workplace and Surviving One That Isn't" نوشته رابرت آی. ساتون
- "Working with Difficult People" نوشته مورگان ویلیس
- "The Emotionally Intelligent Manager: How to Develop and Use the Four Key Emotional Skills of Leadership" نوشته دیوید ر. کارو
- "Crucial Conversations: Tools for Talking When Stakes Are High" نوشته کری وایتفیلد و جوزف گرینی
2. وبسایتها و منابع آنلاین:
- مقالات مربوط به مدیریت رفتار سازنده و مواجهه با رئیسان کنترلگرم در وبسایتهای مدیریت و روانشناسی مثل Harvard Business Review و Psychology Today.
- دورههای آموزشی آنلاین و وبینارهای مرتبط با مدیریت رفتار کارکنان و روابط کاری بهبودی.
3. مشاوره و کمک حرفهای:
- در صورتی که مواجهه با رئیس کنترلگرم برای شما مشکلی ایجاد کرده است، میتوانید از خدمات یک مشاور ارتباطات یا روانشناس سازمانی استفاده کنید. آنها میتوانند به شما راهحلها و راهنماییهای مفیدی ارائه دهند.
4. شبکهسازی با افراد مشابه:
- برقراری ارتباط با افراد دیگری که تجربه مشابهی با رئیسان کنترلگرم داشتهاند میتواند به شما کمک کند تا به اشتراک گذاری تجارب، مشاوره و پشتیبانی در این زمینه داشته باشید.
۲-۲
@thinkpluswithus
dr.setudegan nov 2021
❤1👍1
دکتر موریس ستودگان
❄️ فوبیای خون Hemophobia
این اصطلاح که به ترس از خون، هِموفوبیا (Hemophobia) گفته میشه بر اساس dsm5 به فوبیای خون جزو فوبیهای خاص طبقهبندی شده. افرادی هستند که تروما دارند و با دیدن خون حتی در تلویزیون و درود بانو
این اصطلاح که به ترس از خون، هِموفوبیا (Hemophobia) گفته میشه بر اساس dsm5 به فوبیای خون جزو فوبیهای خاص طبقهبندی شده. افرادی هستند که تروما دارند و با دیدن خون حتی در تلویزیون و کتاب حالشون بد تا حد بی هوشی میرن.
🔻علائم فیزیکی اینفوبیا مثل
-مشکلاتی در نفس کشیدن
-افزایش ضربان قلب
-درد و حس تنگی نفس در سینه
-لرزش
-سرگیجه
-حس حالت تهوع زمانی که زخم یا خون میبینند
-حس سرما یا گرما
- عرق کردن
🔻حالتهای "روانی" و احساسی مثل
-احساس شدید اضطراب و ترس
-کوشش برای فرار از موقعیتی که خون وجود داره
-احساس از دست دادن کنترل و شخص احساس میکنه در حال مردن یا غش کردن هست (وازوواگال)
- و در این زمان همچنین احساس شدید ناتوانی در برابر ترس بوجود میاد.
عوامل ژنتیکی و والدین مضطرب و محافظه کار و انواع تروما ها میتونن این رو سبب بشن.
برای درمان معمولا از تروما تراپی، مواجهه درمانی، درمان شناختی و مواجهه با احساسات و همچنین از تکنیک های ریلکس و تنشن ،tendion استفاده میکنند. در بدترین حالات دارو درمانی هممیتونه کمک کنه که این رو روانپزشک تشخیص خواهد داد. کتاب حالشون بد تا حد بی هوشی میرن.
🔻علائم فیزیکی اینفوبیا مثل
-مشکلاتی در نفس کشیدن
-افزایش ضربان قلب
-درد و حس تنگی نفس در سینه
-لرزش
-سرگیجه
-حس حالت تهوع زمانی که زخم یا خون میبینند
-حس سرما یا گرما
- عرق کردن
🔻حالتهای "روانی" و احساسی مثل
-احساس شدید اضطراب و ترس
-کوشش برای فرار از موقعیتی که خون وجود داره
-احساس از دست دادن کنترل و شخص احساس میکنه در حال مردن یا غش کردن هست (وازوواگال)
- و در این زمان همچنین احساس شدید ناتوانی در برابر ترس بوجود میاد.
عوامل ژنتیکی و والدین مضطرب و محافظه کار و انواع تروما ها میتونن این رو سبب بشن.
برای درمان معمولا از تروما تراپی، مواجهه درمانی، درمان شناختی و مواجهه با احساسات و همچنین از تکنیک های ریلکس و تنشن ،tendion استفاده میکنند. در بدترین حالات دارو درمانی هممیتونه کمک کنه که این رو روانپزشک تشخیص خواهد داد.
❄️ فوبیای خون Hemophobia
این اصطلاح که به ترس از خون، هِموفوبیا (Hemophobia) گفته میشه بر اساس dsm5 به فوبیای خون جزو فوبیهای خاص طبقهبندی شده. افرادی هستند که تروما دارند و با دیدن خون حتی در تلویزیون و درود بانو
این اصطلاح که به ترس از خون، هِموفوبیا (Hemophobia) گفته میشه بر اساس dsm5 به فوبیای خون جزو فوبیهای خاص طبقهبندی شده. افرادی هستند که تروما دارند و با دیدن خون حتی در تلویزیون و کتاب حالشون بد تا حد بی هوشی میرن.
🔻علائم فیزیکی اینفوبیا مثل
-مشکلاتی در نفس کشیدن
-افزایش ضربان قلب
-درد و حس تنگی نفس در سینه
-لرزش
-سرگیجه
-حس حالت تهوع زمانی که زخم یا خون میبینند
-حس سرما یا گرما
- عرق کردن
🔻حالتهای "روانی" و احساسی مثل
-احساس شدید اضطراب و ترس
-کوشش برای فرار از موقعیتی که خون وجود داره
-احساس از دست دادن کنترل و شخص احساس میکنه در حال مردن یا غش کردن هست (وازوواگال)
- و در این زمان همچنین احساس شدید ناتوانی در برابر ترس بوجود میاد.
عوامل ژنتیکی و والدین مضطرب و محافظه کار و انواع تروما ها میتونن این رو سبب بشن.
برای درمان معمولا از تروما تراپی، مواجهه درمانی، درمان شناختی و مواجهه با احساسات و همچنین از تکنیک های ریلکس و تنشن ،tendion استفاده میکنند. در بدترین حالات دارو درمانی هممیتونه کمک کنه که این رو روانپزشک تشخیص خواهد داد. کتاب حالشون بد تا حد بی هوشی میرن.
🔻علائم فیزیکی اینفوبیا مثل
-مشکلاتی در نفس کشیدن
-افزایش ضربان قلب
-درد و حس تنگی نفس در سینه
-لرزش
-سرگیجه
-حس حالت تهوع زمانی که زخم یا خون میبینند
-حس سرما یا گرما
- عرق کردن
🔻حالتهای "روانی" و احساسی مثل
-احساس شدید اضطراب و ترس
-کوشش برای فرار از موقعیتی که خون وجود داره
-احساس از دست دادن کنترل و شخص احساس میکنه در حال مردن یا غش کردن هست (وازوواگال)
- و در این زمان همچنین احساس شدید ناتوانی در برابر ترس بوجود میاد.
عوامل ژنتیکی و والدین مضطرب و محافظه کار و انواع تروما ها میتونن این رو سبب بشن.
برای درمان معمولا از تروما تراپی، مواجهه درمانی، درمان شناختی و مواجهه با احساسات و همچنین از تکنیک های ریلکس و تنشن ،tendion استفاده میکنند. در بدترین حالات دارو درمانی هممیتونه کمک کنه که این رو روانپزشک تشخیص خواهد داد.
❤2👍1
Channel name was changed to «Think+ with us Dr. Morris Setudegan»
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
تحت عنوان Think+Group گروه های زیر قابل استفاده هستند.
https://news.1rj.ru/str/+fTKADV7IPBU0M2Vk
‐--‐---------------------
https://news.1rj.ru/str/thinkpluswithus
------------------------
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus
-----------------------
https://news.1rj.ru/str/thinkplustest
----------------------
https://news.1rj.ru/str/englisharticlesthinkplus
--‐------------------
https://news.1rj.ru/str/thinkpluscase
و ادامه خواهد داشت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
THINK➕ Dr. Morris Setudegan Est. 2015
رواندرمانگر سیستمی & سوپر ویژن
دکتر موریس ستودگان,
استاد دانشگاه در سویس,
عضو انجمن های روانشناسان امریکا APA,
مشاوران و سوپرویژن سوئیس BSO,
درمانگران سیستمی سویس Systemis,
مددکاران اجتماعی IFSW
دکتر موریس ستودگان,
استاد دانشگاه در سویس,
عضو انجمن های روانشناسان امریکا APA,
مشاوران و سوپرویژن سوئیس BSO,
درمانگران سیستمی سویس Systemis,
مددکاران اجتماعی IFSW
👍1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍 چگونه با اندوه خود برخورد کنیم
دکتر موریس ستودگان
آیا تا به حال احساس کرده اید که غمگین هستید و به گریه ای از ته دل احتیاج دارید ، اما نمی توانید اشک بریزید؟ مطمئنم همه ما تجربه کرده ایم.
غم و اندوه یک واکنش طبیعی سازگار با ضرر است. خساراتی مانند مرگ ، جدایی ، بزرگ شدن و ترک فرزندان از خانه مخصوصا دختران در فرهنگ ایران ، جابجایی خانه ، شهر یا کشوری که ما به آن وطن یا خانه می گوییم ، یک شی باارزش ما که شکسته یا گم و دزدیده میشود ، و انواع دیگر خسارات ، حتی خساراتی که ناشی از انتخاب اشتباه ماست که از کمبود تجربه ما حاصل می شود تا هر چیز دیگر ، خسارات در ارتباط و وابستگی عاطفی با مردم ، مکان ها و چیزها. عشق , دلبستگی و وابستگی همه دست به دست هم می دهند و ما اندوهگین میشویم و این فقط و همیشه ناخوشایند نیست بلکه گاهی کمک میکند تا مرزهای خود را بشناسیم و تجربه های جدید را رقم بزنیم.
اما غم و اندوه ، مانند سایر احساسات ، جلوه بدی پیدا می کند. افسانه ها و گونه ای از کتاب ها و فیلم ها در جامعه پسا مدرن ما را به این باور می رسانند که احساسات مربوط به افراد ضعیف میباشند و بهتر است با مسایل منطقی برخورد کنیم. چقدر تا امروز این را شنیده ایم؟ "مگه مرد گریه میکنه؟ مگه پسر صورتی میپوشه؟ مگه دختر تاتو میکنه, مگه زن با ... ؟ همه این باید ها و نباید ها ما را به صلیبی میخکوب کرده و ما انرا با اندوه مدام بدنبال خود میکشیم و خونی که از ما میچکد را نادیده میگیریم.
و نمیدانیم که هیجان های مربوط به احساسات باعث می شوند که وقتی احساس غم می کنیم خودمان را قضاوت کنیم. با باید ها و نباید ها به ما اموخته می شود و یا بهتر بگویم در گهواره ما لالایی خوانده میشود که در احساسات خود "غرق" نشوید و "ضعیف نباشید" و مرد باشید و زن باشید و .... بنابراین بیشتر ما سعی می کنیم با جلوگیری از ناراحتی های عاطفی ، غم و اندوه را از بین ببریم یا آن را با انواع مانورهای هوشمندانه مغز ، ذهن و بدن سرکوب کنیم. این موارد دفاعی بر روی مثلث تغییر ما هستند.
در حقیقت ، غم و اندوه یک احساس اصلی فرامرزی ما انسانهاست که همه ما در هر بخشی از زمین و فرهنگ برای تجربه آن زندگی می کنیم. ما نمی توانیم مغز را از ایجاد غم و اندوه در بدن ، جایی که احساسات زندگی می کنند ، متوقف کنیم ، حتی اگر با سرکوب آن بتوانیم ذهن خود را از تجربه غم و اندوه متوقف کنیم. وقتی ما با دفن غم و اندوه با غم و اندوه کنار بیاییم ، ممکن است علائمی مانند اضطراب ، افسردگی ، بی حسی یا احساس خسته کننده قطع ارتباط با خود واقعی ما شکل بگیرد.
احساس ناراحتی و اندوه هیچ نشان ضعفی در خود ندارد. این به اندازه همه هیجانهای دیگر می تواند بخشی از انسان باشد. با این حال ، درسی که در مورد غم و اندوه از خانواده ها ، جوامع و فرهنگ های خود آموخته ایم ، بر روابط ما با این احساس لطیف تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، اگر در خانواده هایی بزرگ شویم که احساس ناراحتی در آنها معمول و یک مقوله ایمنی نباشد ممکن است ما را به دلیل نیازمند به توجه بودن مورد انتقاد قرار دهند ، و از کودکی ممکن است در مورد اندوه خود قضاوت کنیم و آن را سرکوب کنیم چون راه دیگری به ما نمی اموزند. اگر بدون حمایت عاطفی کافی از "فرد دیگری" مانند مادر و یا پدر برای برخورد مناسب با غم و اندوه خود مواجه نشویم ، ممکن است این عدم.حمایت کافی ما را تحت فشار قرار داده و بیم انکه دوباره تحت فشار از بیرون و عدم حمایت قرار بگیریم ، غم و اندوه را سرکوب می کنیم. گرچه ممکن است که خود ما با غم و اندوه کاملاً راحت باشیم. شاید والدین ما غم و اندوه ما را بپذیرند ، به ما آرامش دهند و دردی را که احساس می کنیم درک کنند. یا شاید والدین یا دوستان ما از نحوه صحبت کردن ما و نشان دادن احساس اندوه و ناراحتی ما بتوانند به ما اطمینان دهند که احساس غم و اندوه احساس امنی میباشد و جایی برای بیان و تجربه ان در روابط وجود دارد.
بسیار مهم است که بدانید غم و اندوه ، مانند همه احساسات اصلی دیگر مانند عصبانیت ، ترس ، انزجار ، شادی ، هیجان و هیجان جنسی ، می تواند با احساسات مهاری مانند اضطراب ، گناه یا شرم سرکوب شود. تا زمانی که ابزاری را برای درک احساسات خود نیاموخته باشیم ، فقط اضطراب مرگ را احساس خواهیم کرد. عده ای از مراجعین من نیز اظهار ناراحتی از غم و اندوه ناشناخته اما عمیق خود می کنند ، از احساسی که از آن ترسیده اند و حتی هنگام گریه "زشت" به نظرشان می رسد. چقدر تأسف بار است! در حقیقت ، هنگامی که یاد می گیریم غم و اندوه را جاری کنیم ، اضطراب ، شرم ، گناه و مکانیسم های دفاعی (مانند اعتیاد ، کمال گرایی ، قضاوت ، وسواس و بسیاری دیگر) کاهش می یابد زیرا دیگر نیازی نیست که با مهار و مکانیزم های دفاعی غم و اندوه را از خود دور کنیم. .
1
@thinkpluswithus setudegan
دکتر موریس ستودگان
آیا تا به حال احساس کرده اید که غمگین هستید و به گریه ای از ته دل احتیاج دارید ، اما نمی توانید اشک بریزید؟ مطمئنم همه ما تجربه کرده ایم.
غم و اندوه یک واکنش طبیعی سازگار با ضرر است. خساراتی مانند مرگ ، جدایی ، بزرگ شدن و ترک فرزندان از خانه مخصوصا دختران در فرهنگ ایران ، جابجایی خانه ، شهر یا کشوری که ما به آن وطن یا خانه می گوییم ، یک شی باارزش ما که شکسته یا گم و دزدیده میشود ، و انواع دیگر خسارات ، حتی خساراتی که ناشی از انتخاب اشتباه ماست که از کمبود تجربه ما حاصل می شود تا هر چیز دیگر ، خسارات در ارتباط و وابستگی عاطفی با مردم ، مکان ها و چیزها. عشق , دلبستگی و وابستگی همه دست به دست هم می دهند و ما اندوهگین میشویم و این فقط و همیشه ناخوشایند نیست بلکه گاهی کمک میکند تا مرزهای خود را بشناسیم و تجربه های جدید را رقم بزنیم.
اما غم و اندوه ، مانند سایر احساسات ، جلوه بدی پیدا می کند. افسانه ها و گونه ای از کتاب ها و فیلم ها در جامعه پسا مدرن ما را به این باور می رسانند که احساسات مربوط به افراد ضعیف میباشند و بهتر است با مسایل منطقی برخورد کنیم. چقدر تا امروز این را شنیده ایم؟ "مگه مرد گریه میکنه؟ مگه پسر صورتی میپوشه؟ مگه دختر تاتو میکنه, مگه زن با ... ؟ همه این باید ها و نباید ها ما را به صلیبی میخکوب کرده و ما انرا با اندوه مدام بدنبال خود میکشیم و خونی که از ما میچکد را نادیده میگیریم.
و نمیدانیم که هیجان های مربوط به احساسات باعث می شوند که وقتی احساس غم می کنیم خودمان را قضاوت کنیم. با باید ها و نباید ها به ما اموخته می شود و یا بهتر بگویم در گهواره ما لالایی خوانده میشود که در احساسات خود "غرق" نشوید و "ضعیف نباشید" و مرد باشید و زن باشید و .... بنابراین بیشتر ما سعی می کنیم با جلوگیری از ناراحتی های عاطفی ، غم و اندوه را از بین ببریم یا آن را با انواع مانورهای هوشمندانه مغز ، ذهن و بدن سرکوب کنیم. این موارد دفاعی بر روی مثلث تغییر ما هستند.
در حقیقت ، غم و اندوه یک احساس اصلی فرامرزی ما انسانهاست که همه ما در هر بخشی از زمین و فرهنگ برای تجربه آن زندگی می کنیم. ما نمی توانیم مغز را از ایجاد غم و اندوه در بدن ، جایی که احساسات زندگی می کنند ، متوقف کنیم ، حتی اگر با سرکوب آن بتوانیم ذهن خود را از تجربه غم و اندوه متوقف کنیم. وقتی ما با دفن غم و اندوه با غم و اندوه کنار بیاییم ، ممکن است علائمی مانند اضطراب ، افسردگی ، بی حسی یا احساس خسته کننده قطع ارتباط با خود واقعی ما شکل بگیرد.
احساس ناراحتی و اندوه هیچ نشان ضعفی در خود ندارد. این به اندازه همه هیجانهای دیگر می تواند بخشی از انسان باشد. با این حال ، درسی که در مورد غم و اندوه از خانواده ها ، جوامع و فرهنگ های خود آموخته ایم ، بر روابط ما با این احساس لطیف تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، اگر در خانواده هایی بزرگ شویم که احساس ناراحتی در آنها معمول و یک مقوله ایمنی نباشد ممکن است ما را به دلیل نیازمند به توجه بودن مورد انتقاد قرار دهند ، و از کودکی ممکن است در مورد اندوه خود قضاوت کنیم و آن را سرکوب کنیم چون راه دیگری به ما نمی اموزند. اگر بدون حمایت عاطفی کافی از "فرد دیگری" مانند مادر و یا پدر برای برخورد مناسب با غم و اندوه خود مواجه نشویم ، ممکن است این عدم.حمایت کافی ما را تحت فشار قرار داده و بیم انکه دوباره تحت فشار از بیرون و عدم حمایت قرار بگیریم ، غم و اندوه را سرکوب می کنیم. گرچه ممکن است که خود ما با غم و اندوه کاملاً راحت باشیم. شاید والدین ما غم و اندوه ما را بپذیرند ، به ما آرامش دهند و دردی را که احساس می کنیم درک کنند. یا شاید والدین یا دوستان ما از نحوه صحبت کردن ما و نشان دادن احساس اندوه و ناراحتی ما بتوانند به ما اطمینان دهند که احساس غم و اندوه احساس امنی میباشد و جایی برای بیان و تجربه ان در روابط وجود دارد.
بسیار مهم است که بدانید غم و اندوه ، مانند همه احساسات اصلی دیگر مانند عصبانیت ، ترس ، انزجار ، شادی ، هیجان و هیجان جنسی ، می تواند با احساسات مهاری مانند اضطراب ، گناه یا شرم سرکوب شود. تا زمانی که ابزاری را برای درک احساسات خود نیاموخته باشیم ، فقط اضطراب مرگ را احساس خواهیم کرد. عده ای از مراجعین من نیز اظهار ناراحتی از غم و اندوه ناشناخته اما عمیق خود می کنند ، از احساسی که از آن ترسیده اند و حتی هنگام گریه "زشت" به نظرشان می رسد. چقدر تأسف بار است! در حقیقت ، هنگامی که یاد می گیریم غم و اندوه را جاری کنیم ، اضطراب ، شرم ، گناه و مکانیسم های دفاعی (مانند اعتیاد ، کمال گرایی ، قضاوت ، وسواس و بسیاری دیگر) کاهش می یابد زیرا دیگر نیازی نیست که با مهار و مکانیزم های دفاعی غم و اندوه را از خود دور کنیم. .
1
@thinkpluswithus setudegan
